نوع مقاله: مقاله مستخرج از طرح پژوهشی
جغرافیای طبیعی

1.ارزیابی و اولویت‌بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو در استان اردبیل

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-12

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصظفی زاده

چکیده زمینه و هدف: امنیت آبی به‌عنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دست‌یابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر می‌گیرد. به‌عبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب‌های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویت‌بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو در استان اردبیل است.
روش‌شناسی: در این پژوهش از شاخص‌های هیدرولوژی (H)، محیط‌زیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به‌عبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخص‌های مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می‌کند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیط‌زیستی نشان داد که بیش‌ترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیش‌ترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کم‌ترین میزان اراضی مرتعی به‌ترتیب به زیرحوزه‌ (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزه‌های (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیش‌ترین توسعه انسانی در زیرحوزه‌های (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 می‌باشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخص‌های (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیش‌ترین میزان پایداری حوزه آبخیز قره‌سو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره‌سو سامیان است. هم‌چنین پایین‌ترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره‌سو سامیان است.
نتیجه‌گیری: بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد که هرچه زیرحوزه‌ها از نظر شاخص‌های هیدرولوژی، محیط‌زیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آتی از آزمون‌ها، شاخص‌های بیش‌تر و روش‌های جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.

علوم اجتماعی

بررسی جامعه شناختی راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20

حسین ملتفت، جابر مولائی

چکیده زمینه و هدف: تعاونی‌ها دموکراتیک‌ترین سازمان های روی زمین هستند که اعضای آن صاحبان اصلی آن هستند، انتظار می رود تعاونی ها از این ویژگی که بسیار ارزشمند است بتوانند بیشترین سود و استفاده را ببرند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارائه راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز است.
روش بررسی:  این پژوهش با رویکرد کمی، روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها انجام شده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر از بین کل اعضای تعاونی ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای بود. تحلیل داده­ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه­ی 22 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته­ها نشان داد که بین بین دیدگاه مدیران در مورد اهمیت مشارکت اعضا، میزان اطلاع از برنامه های مربوط به امور تعاونی، میزان اطلاع از جلسات مربوط به امور تعاونی، میزان رضایت از  اطلاع رسانی در امور مربوط به تعاونی، رضایت از عملکرد مدیران، میزان تمایل مدیران به شرکت اعضا در جلسات، تشویق مدیران به شرکت اعضا در جلسات و آگاهی اعضا از فواید مشارکت در امور مربوط به تعاونی با میزان مشارکت اعضای تعاونی رابطه معناداری وجود داشته است اما بین میزان سرمایه اعضا در تعاونی و میزان مشارکت آنها رابطه معناداری وجود نداشته است. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان اطلاع از جلسات تعاونی، میزان اهمیت مشارکت اعضا و میزان رضایت از عملکرد مدیران بیشترین سهم را در تبیین مشارکت اعضا تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی داشتتند و در کل 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین کردند که نشان دهنده تبیین بسیار بالایی است.

جغرافیای طبیعی

ارزیابی تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آب‌های سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز بابلرود)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-14

صالح ارخی، سمیه عمادالدین، سیدحسین روشان

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیت‌های انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شده‌اند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار داده‌اند.
روش‌شناسی: به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آب­های سطحی حوضه بابلرود ابتدا داده‌های هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمع‌آوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف داده‌های پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیش‌بینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره‌ آینده (2100-2020) بر اساس داده‌های گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیه‌سازی دبی جریان در دوره آینده از داده‌های ریزمقیاس‌نمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در داده‌های آینده از آزمون‌های ناپارامتری من کندال  و تخمین‌گر شیب‌سن در محیط نرم افزار R استفاده شد.
نتایج و یافته‌ها: تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 20212100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمون‌های آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید می‌کند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافته‌ها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهره‌گیری از مدل‌های هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیل‌های منطقه‌ای در مطالعات آینده را برجسته می‌سازد.

جغرافیای طبیعی

2.تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخص‌های E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 15-30

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سال‌های اخیر توجه زیادی را به‌عنوان یک نگرانی سیاسی به‌خود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخص‌های E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است.
روش‌شناسی: در این پژوهش از شاخص‌های زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیط‌زیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص می‌گردد. به‌عبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می‌کند.
نتایج و یافته‌ها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیست‌محیطی نشان داد که بیش‌ترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کم‌ترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزه‌های 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کم‌ترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزه‌های 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 می‌باشد در نهایت پیشنهاد می‌گردد از آزمون و استفاده از سایر روش‌های تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه می‌گردد.

توسعه پایدار منطقه ای

بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج)

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 21-35

هاتف حاضری نیری، بهروز نظافت تکله، مریم جامی اودولو

چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخه‌های گردشگری است که بیش‌تر به ژئومورفولوژی، هیدرولوژی و زمین شناسی مقاصد بالقوه و ژئوسایت‌ها تاکید دارد و هدف آن افزایش توان و رفاه اقتصادی جوامع و مقاصد میزبان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج) می‌باشد.
روش‌شناسی: برای ارزیابی روستاهای مورد مطالعه از مدل‌های کوبالیکوا که بیش‌تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد؛ و مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل‌گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می‌دهد استفاده شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا نشان داد روستای خوجین با مجموع امتیاز 25/12 رتبه اول را به خود اختصاص داده است و ابعاد تنوع جغرافیایی و تنوع زیستی این روستا تاثیر بیش‌تری بر اقتصاد منطقه داشته و سبب توسعه اقتصادی روستای خوجین گشته است. هم‌چنین بر اساس نتایج حاصله از مدل فیولت روستای کزج در بخش نرخ مدیریتی میانگین امتیاز 75/0 و در بخش نرخ گردشگری میانگین امتیاز 68/0 را دریافت کرده و رتبه اول را به خود اختصاص داده است. هم‌چنین بعد تنوع جغرافیایی و بعد سیاسی-اجتماعی این روستا بیش‌ترین تاثیرگذاری را بر روی اقتصاد منطقه داشته و سبب افزایش توان اقتصادی از راه گسترش توریسم در منطقه شده است. بنابراین نتیجه گیری می‌گردد روستاهای شهرستان خلخال دارای تنوع جغرافیایی بالایی هستند و از این لحاظ می‌توانند در توسعه ژئوتوریسم و هم‌چنین توسعه اقتصاد منطقه تاثیر بسزایی داشته باشند. در نهایت پیشنهاد می‌گردد تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم در مناطق دارای پتانسیل‌های بالقوه، با استفاده از مدل‌های گوناگون و جدید مورد ارزیابی قرار گیرد.

آمایش سرزمین

3.تحلیلی بر نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: دشت مغان، استان اردبیل)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 28-43

موسی عابدینی، امیرحسام پاسبان

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی به‌عنوان یکی از عناصر راهبردی در توسعه زیرساخت‌های دفاعی کشور، نیازمند تحلیل دقیق مؤلفه‌های محیطی، اقلیمی و انسانی با بهره‌گیری از رویکردهای نوین فضایی است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی در دشت مغان واقع در استان اردبیل با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور وGIS  می‌باشد.
روش‌شناسی: در راستای هدف پژوهش ابتدا 13 معیار مؤثر شامل بارش، دما، تبخیر و تعرق واقعی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، گسل، جاده، شهر، روستا انتخاب گردید. لایه‌های مورد نیاز با استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور از جمله تصاویر Sentinel2، مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR و پایگاه‌های جهانی اقلیمی مانند TerraClimate استخراج و در محیطGoogle Earth Engine  پردازش شدند. سپس با تعریف نقاط نمونه آموزشی از مناطق مناسب و نامناسب، مدلRandom Forest  آموزش داده شد و برای تهیه نقشه پهنه‌بندی نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها نتیجه‌گیری: نتایج تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که فاصله از شهر و روستا، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از گسل از مهم‌ترین عوامل مؤثر در مکان‌یابی پادگان نظامی در منطقه مطالعه‌شده هستند. نقشه نهایی پهنه‌بندی منطقه به پنج کلاس کاملاً مناسب (158 کیلومترمربع)، مناسب (1374 کیلومترمربع)، متوسط (2498 کیلومترمربع)، نامناسب (927 کیلومترمربع)، و کاملا نامناسب (111 کیلومتر مربع) تقسیم شد که در آن بخش‌هایی از نواحی شمالی و شرقی دشت مغان در کلاس بسیار مناسب قرار گرفتند. این پژوهش تأکید می‌کند که استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین در کنار داده‌های سنجش‌ازدور می‌تواند رویکردی مؤثر و کارآمد برای تحلیل مکانی و پشتیبانی تصمیم‌گیری‌های راهبردی در حوزه دفاعی و نظامی باشد. نتایج این مطالعه می‌تواند به بهینه‌سازی مکان‌یابی پادگان‌های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط‌زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه‌های زیرساختی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی می‌شود.

شهرسازی

کارایی روش‌های فازی در ناحیه‌بندی مناطق شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PR(مطالعه موردی: شهر قشم)

دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 35-47

هیوا علمیزاده، هادی مهدی‌پور‌حسین‌آباد

چکیده روند توسعه‌ی شهری مانند یک روند فازی است؛ بنابراین ناحیه‌بندی فازی و پایش فضای شهری با استفاده از تصاویر پنکروماتیک HR-PRS، یکی از بهترین ابزارها در مدیریت و برنامه‌ریزی شهری محسوب می‌شود. از این رو در این نوشتار با هدف بررسی کارایی عملکرد روش‌های خوشه‌بندی فازی جهت ناحیه‌بندی در محدوده شهری قشم از تصاویر پنکروماتیک HR-PR سنجنده GeoEye-1 استفاده شده‌است. در این باره جهت بررسی عملکرد الگوریتم-های FWS ، MSA ، IDF و CFM با استفاده از نرم‌افزار MATLAB، 6 معیار کیفی مختلفی در سه دسته مکانی، رادیومتریکی و مکانی-رادیومتریک تعریف شده‌است. در ادامه با استفاده از این روش‌ها و بر اساس ویژگی‌های فازی به ادغام تصاویر ورودی پرداخته و با استفاده از روش خوشه‌بندی فازی و خروجی ادغام که ماهیتی فازی دارد، به ناحیه‌بندی محدوه‌ی شهری مورد مطالعه اقدام گردید. نتایج پژوهش کارایی روش‌های ناحیه‌بندی پیشنهادی را از منظر تشخیص پدیده‌ها و عوارض مکانی و انسانی و استخراج دقیق اطلاعات از تصاویر ماهواره‌ای تأیید می‌نمایند. در این میان روش FWS بهترین عملکرد را در ناحیه‌بندی مناطق شهری از خود نشان داده است. بنابراین، طبق نتایج تحقیق استفاده از الگوریتم‌های خوشه‌بندی و ویژگی‌های فازی یک روش مناسب و بهینه برای تلفیق اطلاعات تصویر ماهواره‌ای HR-PRS از یک منطقه‌ی شهری با هدف ناحیه‌بندی است.

آمایش سرزمین

4.بررسی عوامل موثر ژئومورفولوژیکی در مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی با استفاده از داده‌های سنجش از دور در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان خلخال، استان اردبیل)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-66

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی یکی از چالش‌های مهم در برنامه‌ریزی و توسعه زیرساخت‌های دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از داده‌های سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای(ANP) در محیط GIS انجام شد.
روش‌شناسی: برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمین‌شناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. داده‌های مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده  ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-2 و نقشه‌های زمین‌شناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دسته‌بندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرم‌افزار  Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کم‌تر از ۱۰ درجه، خاک‌های استپی قهوه‌ای و زمین‌های بایر، گزینه‌های مطلوب‌تری برای استقرار پادگان‌ها محسوب می‌شوند. همچنین، فاصله مناسب از گسل‌ها، رودخانه‌ها و سکونتگاه‌های انسانی به‌عنوان عوامل کلیدی در تصمیم‌گیری لحاظ شدند. تحلیل نقشه‌های ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به‌دلیل دسترسی مناسب به زیرساخت‌ها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگان‌های نظامی هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند به بهینه‌سازی مکان‌یابی پادگان‌های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط‌زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه‌های زیرساختی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی می‌شود.

آمایش سرزمین

بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین مطالعه موردی: استان کرمانشاه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 55-76

محمدرئوف حیدری فر، اسماعیل سلیمانی راد، مهناز حسینی سیاه گلی

چکیده مخاطرات طبیعی حوادثی تهدیدآمیز هستند که خسارات جانی و مالی فراوانی به­دنبال دارند. این مخاطرات تنها منحصر به زمان وقوع نیست بلکه به دلیل پیامدهای اجتماعی که دارند سال­های سال گریبان­گیر مردم منطقه خواهند بود. در چنین مواردی که آثار مخاطرات طبیعی در زندگی انسان­ها تظاهر می­یابد از این­گونه مخاطرات با عنوان بلایای طبیعی یاد می­شود و در آمایش شهری نقش این مخاطرات حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران در آمایش سرزمین در استان کرمانشاه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و مؤلفه­های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر فرآیند پژوهش، ترکیبی از روش­های «توصیفی- تحلیلی» است. جمع­آوری اطلاعات و داده­ها به دو صورت «اسنادی و پیمایشی» انجام پذیرفته است. و جهت تحلیل و وزن­گذاری داده‌های از مدلFAHP و نرم افزارGIS   ARC(سیستم اطلاعات جغرافیایی) برای بررسی نحوه­ی پراکنش مخاطرات طبیعی اقدام شده است. یافته­های حاصل از پژوهش نشان می­دهد که از لحاظ وضعیت مخاطرات طبیعی (زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش) ،54 درصد از سطح استان در وضعیت خطرپذیری کم و خیلی کم، 21 درصد در وضعیت خطر پذیری متوسط  و در نهایت 8.36 درصد در وضعیت خطرپذیری خیلی زیاد قرار دارد. نتایج حاکی از آن است از لحاظ مخاطرات طبیعی(زلزله، سیل، خشکسالی، زمین لغزش)  استان کرمانشاه در وضعیت متوسطی قرار گرفته است.

برنامه ریزی روستایی

5.شناسایی ظرفیت‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 57-68

لطف اله ملکی معصوم آباد، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم به عنوان یکی از شاخه‌های نوین و در حال توسعه گردشگری، به بررسی و استفاده از ویژگی‌های زمین‌شناسی و ژئومورفولوژیکی مناطق طبیعی می‌پردازد تا بتواند گردشگران را به سمت خود جذب کند. روستاهای هدف گردشگری به دلیل داشتن مناظر طبیعی زیبا، ویژگی‌های جغرافیایی خاص، و فرهنگ غنی، می‌توانند به عنوان مقاصد جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی شناخته شوند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی ظرفیت‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین در سطح استان اردبیل است.
روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر استفاده از مدل جدید کمی کوبالیکوا و فیولت (پارک ملی) است. در روش کوبالیکوا که بیش‌تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و با مقایسه زیرمعیارها به ارزیابی مناطق مورد مطالعه میپردازد. در مدل پارک ملی مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل‌گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می‌دهد. روستاهای هدف گردشگری در این پژوهش، عنبران، گلشن و سوها در شهرستان نمین است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که روستایی هدف گردشگری عنبران با کسب امتیاز مقدار 25/10 بیش‌ترین امتیاز را در بین مناطق مورد بررسی به خود اختصاص داده است و در رده دوم و سوم نیز به ترتیب سوها و گلشن با امتیازات 5/9 و 25/8 قرار دارند که این نشان از آن دارد که روستایی عنبران پتانسیل بالای برای شناساندن شهرستان نمین در سطح ملی و بین المللی دارد. نتایج حاصله از مدل پارک ملی نیز نشان داد که منطقه عنبران با کسب بیشترین امتیاز با مقدار 25/11 نسبت به مناطق مورد بررسی دیگر قابلیت مناسب دارد. بر اساس نتایج در این مدل نیز نرخ مدیرتی و گردشگری عنبران بسیار عالی برآورد شد. بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد روستای عنبران یک روستایی تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و در نهایت ژئوتوریستی است که می‌تواند در سطح ملی و بین المللی شناخته شود. درنهایت پیشنهاد می‌گردد در مطالعات کاربردی آتی برای ارزیابی بهتر از سایر مدل‌های ارزیابی و تلفیق عوامل طبیعی و انسانی نیز استفاده گردد.

جغرافیای طبیعی

6.توان‌سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت‌شده شهرستان مشکین‌شهر با استفاده از مدل‌های کمّی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-85

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری می‌باشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و هم‌چنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه می‌شود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توان‌سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل‌های کمی می‌باشد.
روش‌شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایت‌های واقع در نواحی حفاظتی مناسب می‌باشد. ارزیابی ژئوسایت‌ها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت می‌گیرد که به ارزیابی ارزش‌های علمی و مدیریتی کمک می‌کند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار می‌آید..
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان دره‌سی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمین‌شناسی در رتبه اول قرار دراد. هم‌چنین با کسب بیش‌ترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل می‌توان نتیجه‌گیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان دره‌سی در مشکین‌شهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد می‌گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.

توسعه پایدار منطقه ای

6.ضرورت اجرای طرحهای ساماندهی و ایمن سازی رودخانه ها و مسیلها در محدوده های جمعیتی با استناد به برنامه ملی کاهش خطر حوادث و سوانح سکونتگاه‌های روستایی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 79-97

فاطمه فلاحتی، سید امیرحسین گرکانی

چکیده  
زمینه و هدف: امروزه وقوع پدیده­های حدی و تغییرات اقلیمی در کنار گسترش فعالیتهای انسانی و دخل و تصرف در عرصه­های طبیعی، منجر به افزایش خسارات ناشی از سیلاب گردیده است. بویژه سکونتگاه‌های روستایی که با خصوصیاتی نظیر موقعیت جغرافیایی، ویژگیهای محیطی، ساختار کالبدی- فضایی و سطح برخورداری معمولاً بیشترین خسارت را در زمان رخداد مخاطره تجربه مینمایند.
روش بررسی: ازاین رو در این پژوهش، با تحلیل نتایج بازدید میدانی 1418 روستا در سطح کشور، وضعیت آسیب پذیری روستاها در برابر مخاطره سیلاب بررسی و پس از تعیین فراوانی راهکارهای ارائه شده جهت ایمن سازی، یکی از این روستاها با ارائه جزئیات مطالعه ایمن سازی و مدلسازی های هیدرولوژیکی و هیدرولیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که 1169 روستای مورد بازدید با مخاطره سیلاب مواجه است و ساماندهی رودخانه­ها و مسیلها با 5/31 درصد، اجرای طرحهای آبخیزداری در بالادست روستاها با 8/20 درصد و سپس عملیات جمع­آوری و هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی با 3/12 درصد، به ترتیب مهمترین و پرتکرارترین راهکارهای کاهش خطر سیلاب در روستاهای مورد بازدید بوده­اند. با توجه به فراگیر بودن مکان گزینی نامناسب و توسعه ساخت‌وسازها در حواشی رودخانه­ها و عدم رعایت حد بستر و حریم سیلابی رودخانه­ها و مسیل­ها و بویژه هزینه هنگفت اقدام در فاز بازسازی و بازتوانی پس از وقوع سیلاب، برنامه ریزی و اقدام به منظور پیشگیری و کاهش خطر سیلاب منطبق با برنامه ملی کاهش خطر حوادث و سوانح، ارتقای جایگاه ملاحظات کاهش خطر در طرح های توسعه ای، اجرای طرحهای ساماندهی و ایمن سازی رودخانه ها و مسیلها در محدوده های جمعیتی و همچنین آزادسازی تصرفات مزاحم در بستر و حرایم رودخانه ها و مسیلها از جمله اقدامات اولویت دار درخصوص مدیریت ریسک مخاطره سیلاب می باشد.

برنامه ریزی شهری

6.ارزیابی مؤلفه‌های مؤثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری(مطالعه موردی: ورودی‌های شهراردبیل)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 84-97

محمد حسن یزدانی، ژیلا فرزانه سادات زارنجی

چکیده زمینه و هدف: ورودی های شهر از جمله عناصر مهم سیما و منظرشهری می باشند. اما هم اکنون شاهد شهرهایی هستیم که اثری از یک فضای ورودی، با خصوصیات مطلوبی که بایـد داشـته باشد دیده نمی شود. شهر اردبیل از جمله شهرهای تاریخی دارای هویت و سابقه شهری برجسته به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری می باشد. اما علی رغم ویژگی های ممتاز به لحاظ بار فرهنگی و تاریخی و موقعیت برجسته آن، ورودی های این شهر از مسئله دارترین فضاهای شهری می‌باشند که با نابه‌سامانی های متعدد و متنوعی دست به گریبان هستند. ورودی شهر باید نماد چهره و شخصیت شهر باشد این مهم در صورتی محقق می‌گردد که شاخص‌های موثر در این زمینه شناسایی و ورودی های مورد نظر بر اساس آن‌ها سنجیده شوند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفه‌های موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری ورودی‌های شهر اردبیل می‌باشد
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار می‌گیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که به روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی مولفه‌های موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری از 4 مولفه (کالبدی، زیبایی شناختی، عملکردی و بازنمایی هویت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‎‏ها نیز از نرم‎ افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج آزمون T تک نمونه‌ای نشان داد که تمامی مولفه‌های مورد بررسی جزء عوامل موثر مطلوبیت سیما و منظر شهری می‌باشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفه‌های مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β)  حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق می‌باشد. همچنین مقدار ضریب شاخص‌هایRMSEA برابر با (0.074) و ضریب chi-Square (42.36) به دست آمد بنابراین می‌توان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار می‌باشد.

مدیریت شهری

9.تبیین و ارزیابی میزان کیفیت فضاهای عمومی شهروندان ( مطالعه موردی: وضعیت سلامت روانی سالمندان منطقه2 شهرداری اردبیل)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 107-120

محمد حسن یزدانی، سمیرا سعیدی زارنجی

چکیده زمینه و هدف: همزمان با رشد سریع شهرها و توسعه کالبدی آنها، گاهی شاهد افول کیفیت محیطی فضاهای شهری هستیم که خود باعث بروز بحرانهای مختلفی در زندگی شهری شده است. امروزه معضلات شهرنشینی طیف وسیعی از ناراحتیهای روانی چون: استرس، پرخاشگری، زودرنجی، افسردگی، بیحوصلگی و شکایات جسمانی را شامل می‌شوند بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین فضاهای عمومی شهر و نقش آن در سلامت روحی و روانی شهروندان شهر اردبیل می باشد.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از جهت گردآوری داده‌ها اسنادی و پیمایشی است در این تحقیق جهت جمع‌آوری داده‌ها از دو پرسشنامه (محقق ساخته و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت) بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش سالمندان بالای 60 سال ساکن در منطقه 2 شهر اردبیل که تعداد آن( 10885) نفر بوده است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 371 پرسشنامه به دست آمده است برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و بررسی ارتباط بین عوامل کیفیت محیط شهری با میزان سلامت روان سالمندان از معادلات ساختاری و آزمون‌های آماری در محیط نرم افزار SPSS , Smart PLS استفاده گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: براساس یافته های پژوهش آماره T  برای تمامی متغیرها بیشتر از (96/1) می باشد و در سطح اطمینال 95/. معنادار است و میزان ((AVE برای متغیر مشارکت اجتماعی(801/.)، متغیر حمل و نقل و دسترسی(821/.)، فضای بیرونی و ساختمان‌های عمومی(781/.) و ایمنی و سهولت(922/.) می‌باشد. در ارتباط با پاسخ سوال پژوهش می‌توان گفت ارتباط معناداری بین کیفیت فضای عمومی شهر و سلامت روحی و روانی سالمندان منطقه 2 شهر اردبیل وجود دارد. با اطلاعات جمع‌آوری شده در یافته‌های تحقیق مشخص شد که منطقه 2 شهر اردبیل از منظر اکثر ابعاد طراحی و برنامه‌ریزی نظیر مشارکت اجتماعی، دسترسی به حمل ونقل عمومی و فضاها، فضای بیرونی و ساختمان‌های عمومی و ایمنی و سهولت برای سالمندان مناسب نیست.

گردشگری شهری

9.ارائه مدل بازاریابی دیجیتال جهت توسعه گردشگری پایدار شهری( مطالعه موردی: شهر اردبیل)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 149-166

قاسم زارعی، مهتا عزیزی

چکیده زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تقاطع بازاریابی دیجیتال و گردشگری پایدار شهری، با تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک مطالعه موردی است. بازاریابی دیجیتال ابزارهای نوآورانه‌ای را برای ترویج مقاصد، همراه با ترویج شیوه‌های گردشگری مسئولانه، ارائه می‌دهد. گردشگری پایدار شهری نیز به دنبال ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، حفظ فرهنگ، و مدیریت زیست‌محیطی در فضاهای شهری است.
روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر، استقرایی و رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. مشارکت‌کنندگان در فرایند پژوهش شامل متخصصان، اساتید دانشگاه و کارمندان باتجربه در زمینه گردشگری و بازاریابی هستند. همچنین از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شده و برای رسیدن به حد اشباع نظری و تکامل، با 12 نفر مصاحبه به عمل آمد، که با نرم‌افزار Max QDA  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها و نتایج: براساس نتایج، عوامل علّی(ضعف در معرفی جاذبه‌های گردشگری پایدار، ضعف در اکوسیستم دیجیتال، عدم انطباق روش‌های بازاریابی موجود با انتظارات گردشگر نوین و چالش‌های فرهنگی و اجتماعی)؛ بستر حاکم(ویژگی‌های جغرافیایی و طبیعی، امکانات و زیرساخت‌ها و ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی)؛ شرایط مداخله‌گر(عوامل سیاسی و مدیریتی، آموزش و تخصص نیروی انسانی و موانع فناوری و زیرساختی)؛ راهبردها (بهره‌مندی از عناصر بازاریابی دیجیتال، راهبردهای پلتفرمی یکپارچه و تعاملی و راهبردهای همکاری و هم‌افزایی)؛ پیامدها: (افزایش آگاهی و جذب گردشگران مسئول، توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی جامعه، برندینگ شهر اردبیل به عنوان مقصد پایدار و نتایج زیست‌محیطی).

گردشگری روستایی

10.توان سنجی قابلیت‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگرپذیر استان اردبیل

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 151-172

بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، امیر کرم، سایه عبیدی حمل آباد

چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، شکل ویژه‌ای از صنعت گردشگری است که در آن  در مرکز توجه گردشگران قرار می‌گیرند. یک ژئوسایت می‌تواند یک چشم‌انداز، دسته‌ای از اشکال متنوع ناهمواری‌های سطح زمین-(لندفرم‌ها) یا لندفرم منفرد، یک رخنمون سنگی، هم‌چنین لایه‌های فسیل دار یا یک فسیل به‌خصوص باشد. از پژوهش حاضر توان‌سنجی قابلیت‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگر‌پذیر استان اردبیل می‌باشد.
روش بررسی:  این پژوهش ازلحاظ هدف توصیفی-تحلیلی-کاربردی بوده و برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدل‌های پاولووا که به ارزیابی توان رقابت‌پذیری مناطق موردمطالعه می‌پردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آن‌ها می‌باشد؛ مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل‌گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می‌دهد و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیش‌تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد، استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری:  براساس نتایج به‌دست آمده از ارزیابی مدل ژئوتوریستی پاولووا این نتایج حاصل شد مناطق ژئوتوریستی بیله درق، خوجین و سردابه به ترتیب در وزن های رقابت پذیری عالی، خوب و مناسب قرار گرفتند. نتایج حاصله از به کارگیری مدل فیولت نیز نشان داد که در بخش مدیریتی مناطق مورد بررسی منطقه بیله‌درق با مقدار امتیاز 68/0 و در بخش نرخ گردشگری روستای خوجین با امتیاز 70/0 را به خود اختصاص داده ات که نشان برتری نسبی پتانسیل‌های رفاهی دارد. هم‌چنین بر اساس نتایج حاصله از مدل کوبالیکوا، روستای بیله درق در بیش‌تر زیرشاخص‌های ارزیابی امتیاز بالایی را کسب کرده است و با مجموع امتیاز 11 نسبت به سایر روستاهای موردمطالعه از ارزش بالایی برخوردار می‌باشد. بنابرین نتیجه‌گیری می‌شود روستای بیله‌درق از قابلیت‌ها و پتانسیل‌های بالای ژئوتوریسمی برخوردار بوده و می‌تواند در رشد و گسترش صنعت توریسم در منطقه نقش بسزایی داشته باشد. درنهایت پیشنهاد می‌گردد جهت شناخت ظرفیت‌های مناطق ژئوتوریستی در مطالعات آتی با مدل‌های گوناگون ارزیابی گردند.

جغرافیای طبیعی

12.ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی در زیرحوضه‌های آبخیز کوزه‌توپراقی با استفاده از مدل توسعه‌یافته سیلاب ناگهانی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 154-167

عقیل مددی، امیرحسام پاسبان، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلاب‌های ناگهانی، پهنه‌بندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روش‌های نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنه‌بندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضه‌های آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی در زیرحوضه‌های آبخیز کوزه‌توپراقی با استفاده از مدل توسعه‌یافته سیلاب ناگهانی می‌باشد.
روش‌شناسی: در همین راستا ابتدا لایه‌های اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشه‌های پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزن‌دهی و نقشه‌های وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایه‌ها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزه‌توپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیم‌بندی و استخراج گردید.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که بخش‌های شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیش‌ترین میزان خطر سیلاب را تجربه می‌کنند. الگوی توزیع این پهنه‌ها می‌تواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگی‌های هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. به‌ویژه، مناطق با شیب‌های تند، نفوذپذیری کم و کاربری‌های حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلاب‌های ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، می‌توانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضه‌های 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضه‌های 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع به‌ترتیب در پهنه‌های خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند.
نتیجه‌گیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیب‌دار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوب‌گیر و توسعه پوشش گیاهی می‌تواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کم‌شیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب می‌تواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.

اقتصاد شهری و منطقه ای

13.عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخص‌های توسعه انسانی در استان اردبیل

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 205-219

هاتف حاضری نیری، مریم جامی اودولو، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: در طول چند دهه اخیر، مباحث مربوط به توسعه انسانی و تاثیر آن بر رشد اقتصادی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. شاخص توسعه انسانی ترکیبی از سه مولفه کلیدی امید به زندگی، درآمد سرانه و سطح سواد است و برای سنجش سطح توسعه‌یافتگی، تحلیل عدالت فضایی و نابرابری منطقه‌ای در حوزه ملی و منطقه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخص توسعه انسانی در استان اردبیل است. نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی می‌باشد.
روش‌شناسی: روش ااین تحقیق مبتنی بر رویکرهای کمی – فضایی است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این تحقیق ترکیبی از روش‌های اسنادی – کتابخانه‌ای است. در بخش تحلیلی با در نظر گرفتن شاخص‌ها و ملاحظات توسعه انسانی در قالب 13 شاخص هدف، به‌صورت موردی به بررسی عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخص توسعه انسانی در استان اردبیل پرداخته شده است. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز، تکیه اصلی بر مستندات مرکز آمار کشور بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از مدل موریس، نرم افزار GIS و Spss استفاده شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که به لحاظ شاخص توسعه انسانی سه شهرستان اردبیل، پارس‌آباد و مشگین‌شهر در بالاترین رتبه‌ها و سه شهرستان کوثر، نمین و سرعین در پایین‌ترین رتبه‌ها قرار گرفته‌اند. همچنین توزیع فضایی شاخص توسعه انسانی در میان شهرستان‌های استان نشان می‌دهد شهرستان‌های مرکزی و شمالی استان، دارای شرایط نسبی بهتری نسبت به شهرستان‌های جنوبی هستند. در خصوص عوامل موثر بر شاخص توسعه انسانی نتایج مقاله نشان داد شاخص‌های درصد روستانشینی، بعد خانوار، نرخ بیکاری، بار تکفل، بار تکفل واقعی، بار تکفل نظری و درصد شاغلین بخش صنعت، به ترتیب با میزان همبستگی 726/0، 768/0، 245/0، 512/0، 512/0 و 598/0، دارای رابطه آماری معنادار منفی با شاخص توسعه انسانی بوده و شاخص‌های درصد شهرنشینی، نرخ اشتغال، نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان، درصد شاغلین بخش کشاورزی و درصد شاغلین بخش خدمات، به ترتیب با ضریب همبستگی 726/0، 245/0، 395/0، 101/0 و 435/0، دارای رابطه معنادار مثبت با شاخص توسعه انسانی بوده‌اند.

جغرافیای طبیعی

17.تجزیه و تحلیل و توان‌سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 233-252

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل و توان‌سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل  M GAM می‌باشد. شهرستان سرعین در شمال غرب ایران و در محدوده جغرافیایی 47 درجه و 48 دقیقه تا 48 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 3 دقیقه تا 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.
 روش­شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکمیل پرسش‌نامه انجام شده است. در این پژوهش هشت ژئوسایت شهرستان سرعین (پل معلق ورگه‌سران، ویلادره، پیست اسکی‌آلوارس، گلدشت کلخوران، غارکنزق، دره علی‌درویش، دره ساری‌دره، امامزاده آتشگاه) با استفاده از ارائه ۲۰ پرسش‌نامه به گردشگران حاضر در مناطق مورد مطالعه و هم‌چنین ارائه ۲۰ پرسش‌نامه کتبی به کارشناسان و متخصصان  به این ژئوسایت‌ها و جمع‌آوری داده‌های آن مورد ارزیابی قرار داده شد. در این پژوهش ابتدا برخی از لندفرم های ژئومورفولوژیکی با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره­ای، پیمایش­های میدانی و مصاحبه، شناسایی و محدوده آن­ها تعیین گردید. سپس با بهره گیری از مدل M-GAM،پتانسیل­های گردشگری لندفرم ها مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج و یافته‌ها : نتایج حاصله از ارزیابی مدل M-GAMنشان داد که بر اساس ارزیابی نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان منطقه ژئوتوریستی پل معلق ورگه‌سران بالاترین ارزش اصلی را به خود اختصاص داده است. از نظر ارزش‌های مکمل نیز بالاترین امتیاز برای امامزاده آتشگاه با امتیاز 91/11 بوده است و در مجموع امتیازات، بیش‌ترین امتیاز در درجه اول برای امامزاده آتشگاه و کم‌ترین مجموع امتیاز مربوط به ویلادره است.  همچنین ماتریس  M-GAMبا استفاده از ارزش اصلی و مکمل حاصل از تجزیه و تحلیل نشان می‌دهد که ژئوسایت‌های گلدشت کلخوران، امامزاده آتشگاه، دره ساری‌دره و پل معلق ورگه‌سران از نظر ارزش‌های اصلی در فیلدZ23 قرار گرفته اند و از نظر ارزش‌های مکمل دارای پتانسیل سطح بالا برای ژئوتوریسم هستند. ژئوسایت‌های دره علی‌درویش، غارکنزق و پیست آلوارس نیز از نظر ارزش اصلی و مکمل دارای ارزش متوسطی برای ژئوتوریسم هستند (ارزش اصلی و مکمل Z22) و در نهایت ویلادره از نظر ارزش اصلی در سطح متوسط و از نظر ارزش مکمل در سطح پایینی برای توسعه ژئوتوریسم قرار گرفته است. بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد که فضای زیادی برای بهبود ژئوتوریسم در این مکان‌ها وجود دارد و سرمایه‌گذاری برای بهبود زیرساخت این ژئوسایت‌‌ها و ارتقای برنامه‌ریزی و فعالیت‌های تبلیغاتی، این مناطق می‌توانند گردشگران و مسافران زیادی را جذب کنند که باعث ایجاد مشاغل و افزایش درامد مردمان محلی می‌شود. در نهایت پیشنهاد می‌گردد برای تجزیه و تحلیل و توان‌سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین بر اساس هوش مصنوعی  و مدل‌های بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.

اقتصاد شهری و منطقه ای

17.آینده پژوهی تعاون استان اردبیل در افق1410 و ارائه راهبردهای توسعه منطقه ای

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 268-289

امیرعلی فرهنگ

چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع فناوری (همچون هوش مصنوعی، اتوماسیون و اقتصاد دیجیتال)، نوسانات بازار کار، تغییرات جمعیتی و افزایش انتظارات جامعه در حوزه رفاه، نیازمند بازنگری در ماموریت­ها و سازوکارهای نوین است. این پژوهش با هدف آینده‌پژوهی تعاون استان اردبیل در افق 1410 و ارائه راهبردهای توسعه انجام شد.
روش شناسی: پژوهش از نوع توصیفی-استنباطی و آینده‌پژوهی بود و با رویکرد ترکیبی کمی و کیفی اجرا گردید. جامعه آماری شامل 58 نفر از خبرگان، مسئولان دولتی و غیردولتی، اعضای تعاونی‌ها و پژوهشگران حوزه تعاون بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه لیکرت، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مطالعات اسنادی جمع‌آوری شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش‌های متنوعی استفاده شد: تحلیل PESTEL  برای شناسایی عوامل محیطی کلان، روش MICMAC برای بررسی روابط متقابل متغیرهای کلیدی، و سناریوسازی با روش شل برای تدوین سناریوهای آینده. همچنین، تحلیل همبستگی، تست کراسکال-والیس، تحلیلSWOT، تکنیک TF-IDF و خوشه‌بندی K-Means برای تحلیل داده‌های کمی و کیفی به کار رفتند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی مانند نرخ تورم و سیاسی مانند ثبات سیاسی مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار هستند. فناوری به‌عنوان محرک کلیدی شناسایی شد و سناریوهای رکود و تهدید کم‌آبی محتمل‌ترین آینده‌ها بودند. عدم تفاوت معنی‌دار بین گروه‌های پاسخ‌دهنده، امکان سیاست‌گذاری یکپارچه را فراهم کرد. در نهایت، راهبردهایی مانند بهره‌برداری از نقاط قوت برای استفاده از فرصت‌ها، تمرکز بر عوامل کلیدی، آمادگی برای سناریوهای محتمل و توسعه فناوری پیشنهاد شد. این یافته‌ها می‌توانند به سیاست‌گذاران و مدیران تعاون در تدوین راهبردهای توسعه پایدار کمک کنند. در خصوص آینده پژوهی و موضوعات مرتبط با آن کارهای زیادی در داخل و خارج از کشور انجام شده است اما در مورد آینده پژوهی تعاون در استان پژوهش و پژوهشی مشاهده نشده است.

جغرافیای طبیعی

18.ارزیابی و شناسایی ظرفیت‌های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوترمالی استان اردبیل با استفاده از مدل بریل‌ها و زوروس

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 260-279

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: واژه ژئوترمال ریشه یونانی دارد. ژئو به معنی زمین و ترمال به معنی گرما است که مبتنی بر عوارض زمین‌شناسی و منابع آبی است. با گذشت زمان، به‌عنوان نوعی متفاوت از گردشگری توصیف شده است که جهت‌گیری زمین‌شناسی یا جغرافیایی دارد، هدف از این پژوهش شناسایی ظرفیت‌های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوترمالی استان اردبیل با استفاده از مدل بریل‌ها و زوروس است.
روش­شناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، تحلیلی و مقایسه‌ای می‌باشد. در این پژوهش از دو مدل ژئوتوریستی بریل‌ها و زوروس استفاده شده است. این پژوهش در سال 1403 انجام شد. جامعه آماری گردشگران و متخصصان صنعت گردشگری و زمین‌شناسی بود. در این پژوهش از مدل بریل‌ها، از شاخص محوطه‌های تنوع زمینی به میانه‌ای اطلاق می‌شوند که از هیچ ارزش ذاتی و علمی برخوردار نیستند و قابلیت‌های آن‌ها بر اساس ارتباط آن‌ها با ارزش‌های آموزشی و گردشگری سنجیده می‌شود. انتخاب میان‌ها توسط چهار عامل شهرت، تمامیت، نوع زمین‌شناسی، امنیت و قابلیت دسترسی و زیبایی صورت گرفته است. در روش زوروس به‌منظور ارزیابی ژئوسایت‌ها از معیارهای علمی تهدیدات بالقوه و قابلیت‌های استفاده بهره گرفته می‌شود و هرکدام از معیارهای مورد استفاده نیز دارای زیر معیارهایی هستند.
یافته­ها و نتیجه­گیری: نتایج حاصله از ارزیابی مدل زوروس منطقه ژئوترمالی مشکین‌شهر با کسب بالاترین امتیاز (75/80) را به خود اختصاص داده است. هم‌چنین منطقه ژئوترمالی اردبیل نیز با کسب 5/72 امتیاز در رده دوم قرار دارد. با توجه به نتایج مدل زوروس منطقه سرعین کم‌ترین امتیاز 69 را به خود اختصاص داده است که نشان از پایین بودن پتانسیل ژئوترمالی در این شهر است. نتایج حاصله از مدل بریل‌ها نشان داد که از نظر شاخص دسترسی منطقه اردبیل با کسب میانگین 62/2 بیش‌ترین امتیاز را به خود اختصاص داده و در رتبه اول قرار دارد و از نظر شاخص علمی نیز منطقه مشکین‌شهر از لحاظ معیار شهرت جهانی با کسب 12 امتیاز در رتبه اول قرار گرفته است. از نظر آسیب‌پذیری نیز منطقه سرعین با بالاترین امتیاز (13) در رده اول واقع شده است. بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد که با توجه به این‌که مناطق ژئوترمالی استان اردبیل متاثر از کوهستان سبلان می‌باشد این امر موجب گردیده است که هر سه منطقه ژئوترمالی دارای توان‌مندی‌های متفاوتی باشند که مدل‌های مذکور نشان داد که بیش‌ترین انرژی گرمایی در شهرستان مشکین‌شهر است. در نهایت پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت برآورد مناطق ژئوترمالی استفاده گردد.

جغرافیای طبیعی

ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 315-335

فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصطفی زاده

چکیده زمینه و هدف: امنیت آب شدیدا تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب‌های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه‌های آبخیز قره‌سو است.
روش‌شناسی: در این پژوهش از شاخص‌ هیدرولوژی (H)، سرانه آب، میزان آبدهی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به‌عبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می‌کند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج ارزیابی شاخص آبدهی در حوزه آبخیز قره‌سو نشان داد که بیش‌ترین میزان آبدهی در بین 27 زیرحوزه مورد بررسی مربوط به زیرحوزه 1 در ایستگاه هیدرومتری نمین با مقدار 560196073 مترمکعب و زیرحوزه 23 در ایستگاه هیدرومتری ننه‌کران با مقدار 305170988 مترمکعب می‌باشد. نتایج ارزیابی سرانه آب درزیرحوزه‌های قره‌سو نشان داد که بیش‌ترین میزان سرانه آب برای هر نفر در زیرحوزه 20 در ایستگاه نوران با مقدار 9733133/957 لیتر و در رده بعدی زیرحوزه 18 در ایستگاه باروق با مقدار سرانه آب 9249868/914 لیتر را در بین زیرحوزه‌های مورد بررسی به خود اختصاص داده‌اند بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد که هرچه میزان شاخص هیدرولوژی در زیرحوزه‌های مورد مطالعه بیش‌تر باشد به همان میزان شاخص پایداری حوزه نیز مناسب خواهد بود. در نهایت پیشنهاد می‌گردد اقدامات اجرائی و مدیریتی در برخی زیرحوزه‌ها که که شاخص هیدرولوژی مناسبی ندارند تا میزان شاخص امنیت آب (WSI)، در آن‌ها بسیار پایین است اجرا کرد تا شاهد توسعه زیرشاخص‌ها در کل حوزه‌های مورد مطالعه باشد تا شاخص امنیت آب حالت صعودی بگیرد

آمایش شهری و منطقه ای

20.مکان‌گزینی بهینه پادگان‌های شهرستان مشگین‌شهر با استفاده از قابلیت‌های سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل فرایند شبکه‌ای (ANP)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-309

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی امکان ارزیابی هم‌زمان معیارهای مختلف محیطی، زیرساختی و امنیتی را فراهم می‌کنند و به انتخاب بهینه‌ترین مکان برای احداث پادگان‌های نظامی کمک می‌نمایند. از این‌رو هدف از این پژوهش، مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی در شهرستان مشگین‌شهر با بهره‌گیری از مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.
روش‌شناسی: جهت دستیابی به هدف پژوهش در گام اول با تهیه و تنظیم پرسشنامه به روش پیمایشی، نظرات کارشناسان درباره فاکتورهای موثر در مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی منطقه مورد مطالعه جمع‌آوری شد. در مرحله بعد با رقومی کردن لایه‌های مورد نیاز از روی نقشه‌های موجود، پایگاه داده‌ها در محیط ArcGIS تهیه شد. همچنین وزن‌دهی داده‌ها با استفاده از روش ANP انجام گرفت. در نهایت، نقشه پهنه‌بندی منطقه با تلفیق و همپوشانی لایه‌های مورد استفاده تهیه شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که 67/15 درصد از مساحت شهرستان در کلاس خیلی مناسب و 97/17 درصد در کلاس مناسب قرار دارد که این مناطق عمدتاً در بخش‌های مرکزی و شرقی شهرستان واقع شده‌اند. در مقابل، 55/25 درصد در کلاس نامناسب و 48/21 درصد در کلاس خیلی نامناسب قرار دارد که این نواحی عمدتاً در مناطق کوهستانی و پرشیب غربی و جنوبی شهرستان قرار دارند. پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره در کنار تحلیل‌های مکانی GIS می‌تواند به تصمیم‌گیری بهینه در مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی کمک کرده و تعارضات زیست‌محیطی و امنیتی را به حداقل برساند.

برنامه ریزی اجتماعی

20.آینده پژوهی وضعیت ورزش دانش‌آموزی شهر های استان خوزستان

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 292-310

اسماعیل ویسیا

چکیده زمینه و هدف: امروزه بهره‌گیری از رویکرد آینده پژوهی به عنوان یک ضرورت در زمینه ورزش و به ویژه ورزش تربیتی در نهادهای آموزشی و ورزشی مطرح شده است. علی‌رغم سابقه طولانی ورزش دانش آموزی و تربیت بدنی در  مدارس کشور، مدیریت ورزش دانش آموزی هنوز با مسائل و مشکلات عدیده‌ای روبروست و به خصوص در سطح در استان خوزستان توسعه ورزش دانش‌آموزی و برنامه‌ریزی برای آینده آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی­-­اکتشافی است.
روش‌شناسی: جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه، تکنیک دلفی و مطالعات اسنادی­-کتابخانه­ای بهره­گیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک‌مک) انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: یافته ­های پژوهش نشان داد از میان 15 عامل اصلی تأثیرگذار بر وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان، 9 متغیر به­عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده­اند. که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان دارند. همچنین نتایج نشان داد ازلحاظ تأثیرگذاری مستقیم متغیرهای مانند شبکه‌های اجتماعی با امتیاز 860، زیرساخت ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 835 و 810 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم واقع شده‌اند. از سوی دیگر متغیرهای که تأثیری غیرمستقیم بر وضعیت ورزش دانش‌آموزی دارند عبارت‌اند از شبکه های اجتماعی با امتیاز 876، زیرساخت‌ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 872 و 796 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم واقع شده‌اند.

برنامه ریزی شهری

20.تحلیلی بر نقش شاخص‌های حکمروایی شهری بر مدیریت پسماند شهری (مطالعه موردی: شهر اهواز)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 315-336

ابراهیم مهدوی نصر، آزاده امیری

چکیده زمینه و هدف: مدیریت کارآمد پسماند شهری یکی از چالش‌های اساسی شهر اهواز است. افزایش جمعیت و تولید روزافزون پسماند، همراه با ضعف در زیرساخت‌ها و برنامه‌ریزی، منجر به مشکلات زیست‌محیطی، بهداشتی و اجتماعی متعددی در این شهر شده است. در این میان، نقش حکمروایی شهری به عنوان مجموعه‌ای از سازوکارها، نهادها و فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرا، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
روش‌شناسی: در این راستا هدف پژوهش، بررسی رابطه شاخص‌های مختلف حکمروایی شهری در مدیریت پسماند شهری در اهواز است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی­-­اکتشافی است.  در واقع پژوهش حاضر با جامعه آماری ۱,۳۰۲,۵۹۱ نفر از شهروندان شهر اهواز، نمونه‌ای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه‌ای تأیید‌شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده‌ها با روش‌های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخص‌های حکمروایی شهری و مدیریت پسماند شهری است. به عبارت دیگر، یافته‌های این پژوهش به وضوح اثبات می‌کند که ارتقای حکمرانی شهری در اهواز، مستقیماً منجر به تقویت و کارآمدی هرچه بیشتر نظام مدیریت پسماند شهری خواهد شد. علاوه بر این، شاخص‌های برازش مدل نیز نشان می‌دهند که داده‌ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدل‌سازی را تقویت می‌کند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان می‌دهد که شاخص تولید پسماند، به طور ویژه، پیوندی تنگاتنگ و قوی با شاخص تفکیک و بازیافت پسماند دارد، در حالی که شاخص جمع‌آوری پسماند، در مقایسه با سایر ابعاد مدیریت پسماند شهری  از ارتباط ضعیف‌تری برخوردار است. همچنین نتایج حاصل از آزمون PLS نشان داد که  در بین شاخص‌های مدیریت پسماند شهری به ترتیب شاخص‌های تفکیک و بازیافت پسماند با امتیاز 658/201،  تولید پسماند  با امتیاز 120/148، تصفیه و دفع پسماند با امتیاز 819/66 و سپس جمع‌آوری پسماند با امتیاز 398/21 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این یافته‌ها به روشنی بر نقش محوری و تعیین‌کننده حکمروایی شهری، به ویژه در تقویت زیرساخت‌ها و فرآیندهای تفکیک و بازیافت پسماند، تأکید می‌ورزد. که نشان دهنده ضرورت سرمایه‌گذاری و توجه ویژه به بهبود شاخص‌های حکمروایی شهری به عنوان یک پیش‌نیاز اساسی برای دستیابی به یک نظام مدیریت پسماند شهری کارآمد و پایدار است.