نوع مقاله: مقاله مستخرج از رساله دکتری
توسعه پایدار شهری

مدل‌سازی و تبیین عوامل مؤثر برکاربری‌های ورزشی در توسعه ورزش سازمانی(مطالعه موردی: شهر اهواز)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 25-51

محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی

چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهره‌وری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر می‌گذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامه‌ها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدل‌سازی دقیق این عوامل (زیرساخت‌ها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامه‌های ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است.
روش شناسی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربری‌های ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشان‌دهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخص‌ها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید می‌کنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازه‌های مورد نظر اثبات می‌نماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخص‌های سرمایه‌گذاری و برخی شایستگی‌های مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازه‌گیری این ابعاد در پژوهش‌های آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزه‌ها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشان‌دهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل می‌باشد.

برنامه ریزی شهری

4.تحلیل جغرافیایی شاخص ها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اولدنبورگ ( مورد مطالعه: شهر خرم آباد)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 44-72

کامران دولتیاریان، محمد حسن یزدانی، عطا غفاری گیلانده، حسین نظم فر

چکیده زمینه و هدف: مکان‌های سوم فضاهای عمومی فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را در شهرها فراهم می‌آورند. هدف پژوهش حاضر تحلیل جغرافیایی شاخص‌ها و مصادیق شهر شاد با تأکید بر نظریه مکان سوم ری اُولدنبورگ در شهر خرم‌آباد می‌باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش شامل 400 نفر از شهروندان است که با استفاده از نرم‌افزار Sample Power به صورت تصادفی ساده انتخاب گردید. جمع‌آوری و دسته‌بندی و تحلیل داده‌ها با استفاده نرم‌افزارهای آماری SPSS و AMOS انجام شد.
یافته ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که شهر خرم‌آباد از لحاظ ابعاد و معیارهای شهر شاد در وضعیت ضعیفی قرار دارد. همچنین نتایج به‌دست‌آمده از مدل‌سازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که عامل اقتصادی با بار عاملی 082/0 بیشترین اثرگذاری را بر شادی به خود اختصاص داده است. پس از آن عامل‌های زیست‌محیطی، کالبدی- فضایی، امنیتی و اجتماعی- فرهنگی با بار عاملی 076/0، 073/0، 071/0 و 063/0 در رتبه‌های بعدی تأثیرگذاری بر شادی اجتماعی تعیین شدند. علاوه بر این مشخص شد مکان‌های سوم که شامل پارک‌ها، مراکز ورزشی، کافه‌ها، کتابخانه‌ها و مساجد می‌شوند هر کدام به میزان 071/0، 044/0، 043/0، 027/0 و 020/0 بر شادی اجتماعی محدوده انتخابی اثر گذارند. در نهایت بر اساس مدل تلفیقی تحلیل مسیر پژوهش، اثرات مکان‌های سوم بر نشاط اجتماعی شهر خرم‌آباد به میزان 063/0 تشخیص داده شد.

برنامه ریزی اجتماعی

بررسی مفهوم حق به شهر در سیاست‌گذاری شهری

دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 67-84

معصومه اشتیاقی، محمود شارع پور

چکیده مسیرهای توسعه در هر جامعه بیش از هر امری نتیجه انتخاب‌ها و تصمیماتی است نتیجه‌ی که در شیوه‌های سیاست-گذاری‌ رقم می‌خورد. در دهه‌های اخیر، تغییرات سریع شهرها و بحران‌های ناشی از آن توجه‌ها را به سمت عرصه‌ی سیاست‌گذاری شهری جلب نموده است. از سوی دیگر صورت‌ها و اشکال نابرابرانه توزیع منابع و فرصت‌ها به ضرر بخش عمده‌ی افراد و گروه‌های اجتماعی ساکن در شهرها موجب شد تا نظریه‌پردازان انتقادی شهر با تکیه بر مفهوم «حق به شهر»، مطالبه‌های شهروندان را در برابر سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان شهری مطرح نمایند. هدف مقاله‌ی حاضر درک مفهوم حق به شهر در عرصه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مسائل شهرها و انتقال آن به متخصصان حوزه‌ی شهری و سعی در جهت عملی کردن این ایده در عرصه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری است. در این مقاله سعی شده تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط لوفور درباره‌ی مفهوم حق به شهر و رویکرد محققان درباره‌ی سیاست‌گذاری شهری به بازشناخت و تحلیل رابطه‌ی دو مفهوم حق به شهر و سیاست‌گذاری شهری پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر اساس روش کیفی است. شیوه‌های گردآوری اطلاعات شامل گزینش اسناد، تحلیل تماتیک دیدگاه‌های متخصصان و صاحب‌نظران درباره‌ی موضوع انتخاب شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر سیاست‌گذاری شهر مهم‌ترین عرصه برای چانه‌زنی درباره‌ی شیوه‌های توزیع منافع و فرصت‌ها در شهرها از سوی ذینفعان شهری است که همین مهم، ضرورت حضور شهروندان را در لایه‌های تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری شهرها موجب می‌شود. مغفول ماندن ساز و کارهای نهادی، ظرفیت‌سازی شفافیت، پاسخ‌گویی، به کارگیری بودجه‌ریزی مشارکتی و برنامه‌ریزی مشارکت‌جو، موجب شده تصمیم‌گیری دموکراتیک برای مشارکت شهروندان به عنوان جدی‌ترین ذینفع در حیات شهری امری دشوار و تا حدودی ناممکن شود. تقویت نهادهای مدنی و اجتماعی و ایجاد ساز و کارهای نظارت و مشارکت شهروندان در روند تصمیم‌گیری‌ها درباره‌ی انتخاب و انجام پروژه‌های کلان شهری در کنار به‌کارگیری بودجه‌ریزی مشارکتی در چگونگی هزینه‌ی سرمایه‌های شهر از جمله مواردی است که در عمل می‌تواند منجر به تحقق حق به شهر در اداره‌ی شهرها شود.

توسعه پایدار شهری

5. مرور نظام مند مقاله های علمی مبتنی بر مفهوم شهر هوشمند پایدار در ایران و جهان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 80-95

علی مغتفری، مرتضی طلاچیان، علیرضا استعلاجی، فرزاد بهتاش محمد رضا

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، با رشد فزاینده جمعیت شهری و فشارهای ناشی از مسائل زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی، نظریه «شهر هوشمند پایدار» به یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری بدل شده است. هدف این پژوهش، انجام یک مرور نظام‌مند تطبیقی بر مطالعات انجام‌شده در حوزه شهر هوشمند پایدار در سطح ایران و جهان است تا الگوهای نظری، وجوه اشتراک و افتراق، و همچنین شکاف‌های پژوهشی موجود در این حوزه شناسایی و تحلیل گردد.
روش‌شناسی: این مطالعه با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 31 مقاله علمی منتشرشده در پایگاه‌های معتبر داخلی و بین‌المللی در بازه زمانی 2024-2017 بوده که با استفاده از روش‌های استاندارد گزینش و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که در سطح جهانی، پارادایم شهر هوشمند پایدار به‌عنوان مفهومی چندبعدی و پویا درک می‌شود که در آن فناوری در خدمت تحقق اهداف کلان‌تری همچون پایداری زیست‌محیطی، عدالت اجتماعی، حکمرانی مشارکتی، تاب‌آوری و ارتقای کیفیت زندگی قرار دارد. در مقابل، در مطالعات داخلی ایران، تأکید غالب بر جنبه‌های فنی و زیرساختی هوشمندسازی بوده و ابعاد نظری، اجتماعی و شهروندمحور این مفهوم کمتر مورد توجه واقع شده است. این شکاف، لزوم بازنگری در رویکردهای پژوهشی و سیاست‌گذاری در بستر ملی را برای حرکت به سمت تحقق همهجانبه شهر هوشمند پایدار نشان میدهد.

آمایش شهری و منطقه ای

مطالعه جایگاه ژئواستراتژیک آذربایجان در دوره ساسانی، بررسی موردی، شیز(گنزک)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

اردلان رئیس گیگلو، کریم حاجی زاده باستان، بهروز افخمی، حبیب شهبازی شیران

چکیده چکیده
زمینه و هدف: آذربایجان با نام باستانی آتروپاتکان، واقع در شمال‌غرب فلات ایران، یک منطقه ژئواستراتژیک با ظرفیت های ویژه است. هدف این پژوهش، مطالعه اهمیت جایگاه آذربایجان و به‌خصوص شیز (تخت سلیمان امروزی) در دورة ساسانی بوده و مولفه های تأثیر‌گذار این اهمیت بررسی شده‌است.
روش شناسی: این پژوهش به‌شیوة مطالعات کتابخانه‌ای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. مطالب بر مبنای متون تاریخی معتبر و مقالات و گزارش‌های باستان شناسی ارائه شده‌است.
سوالات پژوهش: سوالاتی که مطرح می‌شود، در برگیرندة علل توجه بیشتر ساسانیان به حوزة جغرافیایی آذربایجان است؛ بدین‌صورت که امپراتوری ساسانی بر پایة چه شاخص‌هایی حوزة قدرت خود را در آذربایجان, به ویژه، شیز(گنزک)، تقویت کرده و گسترش داده‌است؟ این شاخصه‌ها در بسط و توسعه امپراتوری‌ساسانی چه تأثیری داشته‌است؟؛ آیا خصوصیات جغرافیایی و عارضه‌های طبیعی و نزدیکی مرزها میتواند دلیل اهمیت این منطقه و تمرکز گرایی مذهبی باشد؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که جغرافیا و مرزهای ژئوپلیتیک منطقه، وفور منابع آب، خاک حاصل‌خیز و بستر مناسب کشاورزی، معادن و راه های مواصلاتی، پتانسیل‌های مهمی در آذربایجانِ ساسانی بوده و از نظر راهبردی از ارزش زایدالوصفی برخورداراست. یکی از دلایل موفقیت شاهان ساسانی در جنگ ها و فتوحات مختلف، موقعیت ژئو استراتژیک آذربایجان است. به همین علت است که پیروزِ ساسانی، استراتژیِ احیا و تأسیس شهرهای‌جدید در مسیر راه‌های مواصلاتی تجاری شمال‌شرق تا مرزهای شمال‌غرب را در پیش‌گرفت؛ احداث تأسیسات‌عظیم آب‌رسانی در دوره خسرو، استراتژی تمرکز‌قدرت در شیز و توسعه مراکزعلمی در این‌ شهر، ایجاد استحکامات‌دفاعی در سرتاسرآذربایجان، بهره‌برداری ازمنابع غنی معدنی و احداث کوره‌های ذوب آهن، دایره ی قدرت و قوام حکومت، در به فعلیت رساندن و بهره‌برداری از این پتانسیل ها را قوت بخشیده است.

برنامه ریزی شهری

6.واکاوی و بازشناسایی شاخص‌های برنامه‌ریزی و طراحی منظر شهر شاد

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 69-86

داود وفاداری کمارعلیا، حسین نظم فر، احمد حامی، محمدحسن یزدانی

چکیده زمینه و هدف: مناظر شهری از مهم‌ترین فضاهای شهری محسوب می‌شوند و می‌توانند در ایجاد حس شادی شهروندان نقش مهمی را ایفا نمایند؛ به همین دلیل باید مورد توجه متخصصین قرار گرفته و از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار بگیرند، بر همین اساس هدف از تحقیق حاضر واکاوی و بازشناسایی شاخص‌های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شاد می‌باشد.
روش بررسی: در راستای دستیابی به هدف تحقیق از منابع کتابخانه‌ای به جهت نگارش مقدمه و مصاحبه از متخصصین امر در دو مرحله برای دستیابی به شاخص‌ها بهره گرفته شد که تعداد نمونه‌ها از 24 متخصص تشکیل گردید. در مصاحبه اول شاخص‌ها به دست آمد سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر - هدف اهمیت شاخص‌ها مشخص شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد شاخص‌های وجود فضاهای سبز و پارک‌های شهری، وجود مکان‌هایی برای تعاملات اجتماعی، دارا بودن امنیت و ایمنی، بهره گیری از تنوع و توازن رنگی، اولویت دهی به نقش انسان در فضاهای شهری، وجود پیاده‌راه‌ها و وجود فضاهای فعالیت‌های تفریحی پرتکرارترین، شاخص‌های وجود فضاهای سبز و پارک‌های شهری و اولویت دهی به نقش انسان در فضاهای شهری بااهمیت‌ترین و شاخص‌های وجود فضاهای سبز و پارک‌های شهری، وجود مکان‌هایی برای تعاملات اجتماعی، دارا بودن امنیت و ایمنی، بهره گیری از تنوع و توازن رنگی و اولویت دهی به نقش انسان در فضاهای شهری همگراترین شاخص‌ها می‌باشند. در مجموع متخصصین شاخص انسان محور بودن فضاهای شهری را باید ملاک اصلی در برنامه ریزی‌ها و طراحی‌های خود قرار دهند تا با اهمیت به نقش انسان تمایل شهروندان به حضور فعال و شاد در سطح شهرها را افزایش دهند.

برنامه ریزی شهری

6. ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخص‌های شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 96-116

پریا نصیری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، عطا غفاری گیلانده

چکیده مقدمه و هدف: سلامت روان زنان به‌عنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحت‌تأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخص‌های شهر دوستدار زنان انجام شده است.
روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسش‌نامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک جمع‌آوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدیفضایی، فرهنگیاجتماعی، امنیت، دسترس‌پذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی تک‌نمونه‌ای در نرم‌افزار SPSS و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار AMOS استفاده شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخص‌های کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگیاجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدیفضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخص‌های امنیت محیطی، فرهنگیاجتماعی، دسترس‌پذیری و سلامت روان در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. این یافته‌ها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفه‌های کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامه‌ریزان شهری به این ابعاد را یادآور می‌شود . نوآوری این پژوهش در تحلیل هم‌زمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل به‌عنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.

شهرسازی

تدوین مولفه های موثر در طراحی آپارتمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران به منظور کاهش مصرف انرژی برای استان مازندران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

فاطمه طاهری گرجی، محمدرضا ابراهیم نژاد، نوشین عباسی

چکیده زمینه و هدف
امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی، افزایش روز افزون جمعیت، استفاده از سوخت های فسیلی و همچنین بحران انرژی بشر در شرایطی قرار دارد که به منظور جلوگیری از بحران های اخیر معماری های اقلیمی و همساز با اقلیم دوباره مورد توجه قرار بگیرد. با طراحی و معماری متناسب با اقلیم و ایجاد یک الگو میتوان تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی و همچنین جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی داشت. بنابراین شناخت شرایط اقلیمی در هر منطقه از مهمترین عوامل جهت طراحی های اقلیمی است. اقلیم میتواند بر اشکال ساختمان های تاثیرگذار باشد به همین دلیل فرم های ساخته شده با توجه به اقلیم ها متفاوت هستند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مولفه های موثر طراحی در کاهش مصرف انرژی برای ساختمان های مسکونی اقلیم معتدل و مرطوب ایران برای استان مازندران است.
روش بررسی
ابتدا با بررسی اسناد و مطالعه کتابخانه ای به بررسی اولیه پرداخته شد و با کمک روش تحلیل مضمون برای 4 پارامتر « فرم، جداره، بازشو و بام»، 41 شاخص اولیه و موثر برای آپارتمان های مسکونی اقلیم مورد نظر استخراج شدند؛ برای صحت بخشی اطلاعات حاصل شده از نظرات خبرگان بهره گرفته شده است و 37 شاخص نهایی شناسایی و الویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اساتید معماری دانشکده های معماری استان مازندران میباشند که با روش نمونه گیری در دسترس بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتیجه گیری
نتایج ارائه شده نشان داد، از دیدگاه خبرگان حوزه انرژی در استان مازندران برای طراحی آپارتمان های مسکونی به منظور کاهش مصرف انرژی، مولفه های جداره و بازشو به وزن 383/0 و 312/0 بالاترین رتبه را داشته اند. در مولفه جداره بالاترین وزن مربوط به عامل عدم استفاده از فلز، در مولفه بازشو بالاترین وزن مربوط به جایگذاری مناسب پنجره، در مولفه بام بالاترین وزن مربوط به استفاده از بام شیبدار و در مولفه فرم بالاترین وزن مربوط به فاصله بین بناها بود. طبق دیدگاه خبرگان این حوزه در نظر گرفتن الویتبندی ارائه شده در این پژوهش میتواند گامی موثر در کاهش مصرف انرژی برای آپارتمان های مسکونی استان مورد نظر باشد.

شهرسازی

7.پرسه‌زنی شهری به‌مثابه تجربه‌ای چندساحتی: تحلیل نقش جسم، روح و ذهن در فضاهای عمومی شهرهای ایرانی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 98-113

عظیم عثمانیان، محمود رحیمی، رامین ساعد موچشی

چکیده مقدمه و هدف: پرسه‌زنی به‌عنوان یک کنش انسانی پیچیده، حاصل تعامل جسم، روح و ذهن در محیط‌های شهری است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه پرسه‌زنی در فضاهای شهری ایران، به بررسی تأثیر طراحی فضایی و غنای فرهنگی بر تجربیات جسمانی، روحی و ذهنی افراد پرداخته و تفاوت‌های این تجربیات را با شهرهای مدرن مقایسه می‌کند.
روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی کیفی و تفسیری و در چارچوب پارادایم برساخت‌گرایانه انجام شده است. داده‌ها از طریق روش‌های مردم‌نگاری شهری، مطالعه موردی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با شهروندان، معماران و متخصصان، و تحلیل محتوای متون تاریخی و معاصر گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که پرسه‌زنی در شهرهای ایرانی فراتر از یک فعالیت فیزیکی، تجربه‌ای اجتماعی، فرهنگی و معنوی است. فضاهای سنتی مانند بازار تبریز و مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان با طراحی‌های پیچیده و انسان‌محور، زمینه تعاملات اجتماعی، تأمل معنوی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم می‌کنند. فضاهای سبز شهری نیز به کاهش استرس و ارتقای سلامت روانی کمک می‌کنند.
نتیجه‌گیری: طراحی شهری باید به‌گونه‌ای باشد که پرسه‌زنی را به تجربه‌ای یکپارچه از تعاملات جسمی، روحی و ذهنی تبدیل کند. این امر می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، تقویت هویت فردی و جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر شود. یافته‌ها می‌توانند راهنمایی برای طراحان و مدیران شهری در جهت خلق فضاهای پویا و انسان‌محور ارائه دهند.

آمایش شهری و منطقه ای

9.نقش توسعه صنعت گردشگری در رویکرد حفاظت از میراث ناملموس (مورد پژوهی: خانه موزه های حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 126-140

راحله پروین، حسین اسمعیلی سنگری، اکبر عبداله زاده طرف

چکیده زمینه و هدف: مفاهیم میراث با تأکید بر هویت، حیات مادی و غیر مادی جوامع را نمود می بخشند. از این رو، گسترش دامنه گردشگری، بعنوان حوزه مطالعاتی، نقش فزاینده ای را در حفاظت از میراث به موازات مستندسازی موزه ها منعکس می نماید. در این بین، توسعه صنعت گردشگری در حیطه میراث، علاوه بر رشد اقتصادی، درباب صیانت از منابع فرهنگی اهتمام می ورزد.
روش بررسی: بدینسان، تفحص در مقوله هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس در جهت گیری معیارهای منفعلانه ممانعت به عمل خواهد آورد. ازاینرو پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش " تاثیر هم افزایی میراث ناملموس و صنعت گردشگری در توسعه پایدار به چه میزان است؟ " معیارهای توسعه را در خانه موزه های حریم حفاظت شده میراث جهانی بازار تاریخی تبریز، با هدف تبیین بینش ها در اذعان ارتباط این دو جستار، از مطالعات کتابخانه ای و اسناد تاریخی در تایید کارشناسان و متخصصین سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی استخراج نمود. همچنین، از حیث پاسخ به " تجارب گردشگران از خانه موزه های تبریز به چه میزان در توسعه گردشگری حائز اهمیت می باشد؟" به سنجش رضایت بازدیدکنندگان از میزان کیفیت زیرساخت ها و منابع موجود در 8 خانه موزه مثبوت در منطقه تاریخی مورد پژوهی، پرسشنامه های ساختاریافته در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت را در بین 78 نفر از گردشگران توزیع نمود.
یافته ها و نتیجه گیری: در ادغام مولفه های مستخرج و تحلیل نرم افزار SPSS با آزمون تی مشخص گردید که در صورت نگرش توأم مدیران و ذینفعان حوزه میراث فرهنگی به مقولات هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس، رویه  حفاظت و انتقال میراث فرهنگی ناملموس در خانه موزه های محدوده مورد مطالعه ارتقاء می یابد.

توسعه پایدار شهری

9.ارزیابی کمی و کیفی سیستم‌های سرمایش غیرفعال در معماری سنتی ایران: بررسی کارایی حرارتی و پایداری

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 131-150

صفورا روحی، جمال الدین مهدی نژاد

چکیده  زمینه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی سیستم‌های سرمایش غیرفعال بومی (VPCSs) در بناهای سنتی اقلیم‌های گرم و خشک ایران می‌پردازد. این مطالعه تلاش می‌کند تا میزان کارآمدی این سیستم‌ها در فراهم کردن آسایش حرارتی بدون نیاز به استفاده از سیستم‌های خنک‌کننده متعارف را ارزیابی کند. برای دستیابی به این هدف، دامنه دمای آسایش تعیین شده و با دماهای داخلی این بناها مقایسه می‌شود. این پژوهش به مرور و تحلیل مطالعات مرتبط با آسایش حرارتی، پیش‌بینی دمای آسایش و مطالعات میدانی مرتبط با آسایش حرارتی در فضاهای داخلی تهویه‌شده به‌طور طبیعی می‌پردازد. همچنین مدل‌های معتبر پیش‌بینی دمای آسایش را بررسی کرده و به نقاط قوت و ضعف ذاتی آن‌ها اشاره می‌کند.
روش بررسی: به صورت توصیفی-تحلیلی انجام می‌شود. جمع‌آوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه با کارشناسان و مسئولین مربوطه در کشورهای مورد مطالعه انجام خواهد شد. روش تحلیل داده‌ها شامل تحلیل مقایسه‌ای سیاست‌ها و استراتژی‌ها و بررسی مطالعات موردی کشورهای موفق است. همچنین، اطمینان از دقت اندازه‌گیری دماهای داخلی و سایر متغیرهای اقلیمی و ادغام دانش میان‌رشته‌ای معماری، علوم محیطی و مهندسی برای تحلیل کامل سیستم‌های سرمایشی غیرفعال ضروری است.
 یافته‌ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که سیستم‌های سرمایش غیرفعال در ساختمان‌های سنتی قادر به فراهم کردن آسایش حرارتی مناسب بدون استفاده از سیستم‌های خنک‌کننده متعارف هستند. این سیستم‌ها با بهره‌گیری از ویژگی‌های طبیعی محیط و طراحی پایدار، به کاهش مصرف انرژی و بهبود پایداری زیست‌محیطی کمک می‌کنند. همچنین، بهینه‌سازی تکنیک‌های سرمایش غیرفعال می‌تواند نقش مهمی در توسعه پایدار و حفظ منابع طبیعی داشته باشد. مطالعه تطبیقی سیستم‌های سرمایش فعال و غیرفعال نیز درک بهتری از مزایا و معایب هر یک ارائه می‌دهد.

آمایش شهری و منطقه ای

10.مدلسازی توسعه‌ اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 167-187

حسین رضایی، افسانه زمانی مقدم، غلامرضا معمارزاده طهران

چکیده زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیت­ها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعه‌ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است.
روش‌شناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمان‌های دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج‌ نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه‌ اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشان‌دهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمع‌بندی عوامل، ابعاد و مؤلفه‌های مدل توسعه‌ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.

شهرسازی

12.تحلیل نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه با تأکید بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 167-183

بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری

چکیده زمینه و هدف: فضاهای شهری تأثیر بسزایی در شکل‌دهی به تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی دارند. ارومیه، با تنوع قومی و مذهبی گسترده، بستری مناسب برای مطالعه این تعاملات فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و همبستگی قومی و دینی در محلات دلگشا، اقبال و مهدی‌القدم (مجاور خیابان امام خمینی) انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر است.
روش پژوهش: این تحقیق به روش ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان محلات دلگشا، اقبال و مهدی‌القدم بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 30 نفر از ساکنان و مشاهدات میدانی گردآوری شد. همچنین داده‌های کمی با استفاده از پرسشنامه‌ای که بین 200 نفر از ساکنان توزیع گردید، جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری:  نتایج نشان داد که ویژگی‌های فضایی و کالبدی این محلات تأثیر معناداری بر تعاملات اجتماعی دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.68) حاکی از آن است که دسترسی به فضاهای عمومی به‌طور مثبت با میزان تعاملات اجتماعی مرتبط است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت معناداری میان محلات مورد مطالعه وجود دارد (p < 0.05)، به‌طوری‌که محله اقبال با ترکیب متنوع قومی، بیشترین تعاملات اجتماعی را داشت. همچنین 85 درصد از پاسخ‌دهندگان معتقد بودند که طراحی فضایی موجود به تقویت روابط اجتماعی کمک می‌کند، درحالی‌که 15 درصد عواملی نظیر تراکم ترافیک و کاهش فضای سبز را موانعی برای تعاملات دانستند. نتایج این پژوهش تأکید می‌کند که طراحی مناسب فضاهای شهری می‌تواند به افزایش تعاملات اجتماعی، همبستگی قومی و دینی، و تقویت حس تعلق اجتماعی در جوامع چندقومیتی مانند ارومیه منجر شود. در این راستا، توجه به الگوهای فضایی متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی شهروندان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)

تحلیل توزیع فضایی بیماری کرونا در مناطق شهری

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 198-218

زینب یزدان پناه، حسین نظم فر، چیمن کرمی، توحید حاتمی خانقاهی

چکیده زمینه و هدف: شیوع کووید-۱۹ از اواخر سال ۲۰۱۹ آغاز شد و به سرعت در سطح جهانی گسترش یافت. هدف اصلی این پژوهش، بررسی توزیع فضایی بیماری کرونا در مناطق پنج گانه شهر اردبیل است.
روش بررسی: نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل نتایج، از روش‌های آمار فضایی در محیط نرم افزاری Arc GIS استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده، جامعه آماری تحقیق، مبتلایان به بیماری کرونا در مناطق پنج گانه شهر اردبیل در سال 1399 است. روش‌های آماری شامل میانگین مرکزی، منحنی انحراف استاندارد و تحلیل نزدیک‌ترین همسایگی برای بررسی الگوهای توزیع بیماری استفاده شده‌اند.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند که توزیع فضایی بیماری کرونا در مناطق مختلف شهر اردبیل به صورت غیرهمگن بوده است. در منطقه یک میزان (z-score:7.72) و (p-value:0.000) می‌باشدو پراکندگی بیماران به صورت پراکنده و منظم و با تمرکز بالا در بخش مرکزی شهر مشاهده شده است در منطقه دو میزان(z-score: -4.96) و (p-value:0.00001) است و دارای الگوی خوشه‌ای بوده و پراکندگی بیماری در جهت جنوب غربی به شمال شرقی گسترش یافته است. در منطقه سه میزان (z-score:-0.52) و (p-value:0.6013) می‌باشد وتوزیع بیماران به صورت تصادفی و در جهت شمال شرقی بوده است . در منطقه چهار میزان (z-score:-1.96) و (p-value:0.094) می‌باشدپراکندگی بیماران به صورت خوشه ای و در جهت جنوب به شمال است و در منطقه پنج میزان (z-score:-3.24) و (p-value:0.0011) می‌باشد و دارای الگوی خوشه‌ای بوده و در جهت شرق به غرب گسترش یافته است.

برنامه ریزی شهری

13.تحلیل تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 187-201

سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی، قاسم فتاح زاده

چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهند طی سال‌(های) اخیر اختلالات روانی در جوامع مختلف افزایش یافته است. با توجه به پیوستگی علوم انسانی، بررسی توأم عوامل اقتصادی- اجتماعی می‌تواند توصیه(های) سیاستی مهمی در بر داشته باشد. از این رو این پژوهش با هدف تعیین تاثیر عوامل اجتماعی- اقتصادی بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل دارد.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی می‌باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش(های) میدانی و اسنادی گردآوری شده‌اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده(ها) از نرم افزارSPSS وSMART  PLS3  و آزمون‌های آماریTتک نمونه ای و ضریب تاییدی مسیر در نرم افزار  SMART PLS  استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: با توجه به یافته‌های پژوهش براساس مدل ساختاری، آماره T-Value برای تمامی متغیر(ها) بیشتر از (96/1) می‌باشد و در سطح اطمینان95/. معنادار است. و میزان واریانس تعدیل شده (AVE ) ) برای متغیر اقتصادی(331/.) و متغیر اجتماعی(428/.) می‌باشد و ارتباط معناداری بین عوامل اقتصادی – اجتماعی با سلامت روان بیماران دارد که بیشترین تاثیر مثبتی که عوامل بر سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گذاشته است مربوط به عوامل اجتماعی می‌باشد و در ارتباط با عوامل اقتصادی نیز با اینکه این ارتباط معنادار است به صورتی که هرچقدر عوامل اقتصادی و شرایط رفاهی بیماران بهتر باشد از سلامت روان بیشتر و در بیمارانی که از قشر پایین جامعه مورد مطالعه قرار گرفته‌اند این تاثیر به صورت منفی بوده است و باعث افزایش بیماری روحی و روانی در افراد گردیده است. براساس یافته (های) پژوهش و نظرات پاسخگویان میانگین تمامی گویه‌(های) عوامل اقتصادی - اجتماعی کمتر از میانگین تجربی(3) بوده است که نشان دهنده عدم رضایت از زندگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی بیماران مغز و اعصاب و روان می‌باشد و این عوامل در نهایت باعث افزایش استرس و پرخاشگری  و کاهش سلامت روان در بین شهروندان و افزایش چند برابری بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گردیده است.

آمایش شهری و منطقه ای

15.سنجش و ارزیابی پراکنده رویی شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای و شاخص های چشم انداز در کشور عراق (مطالعه موردی: شهر دیوانیه)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 199-215

حیدر کریم بدر المرشدی، میرنجف موسوی، ایوب منوچهری، علیرضا جمشیدی

چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی یک روند جهانی است که به طور قابل توجهی بر توسعه پایدار شهری و کیفیت زندگی شهری تأثیر می گذارد. ارزیابی پراکندگی شهری برای برنامه ریزی شهری پایدار حیاتی است و با اهداف کلیدی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد همسو است. هدف از پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، شناسایی و سنجش شدت پراکنده­رویی شهری در شهر دیوانیه از کشور عراق با استفاده از فناوری جغرافیایی و شاخص­های چشم‌انداز برای ارزیابی، نقشه‌برداری و کمی کردن گستره پراکندگی شهری در دیوانیه از سال 1990 تا 2024 می­باشد.
روش‌شناسی: لذا برای دستیابی به هدف مورد نظر، از الگوریتم یادگیری ماشین نظارت شده توسط ماشین بردار پشتیبان (SVM) همراه با معیارهای چشم‌انداز استفاده شده است. در این راستا ابتدا تصاویر ماهواره­ای مربوط به سال­های 1990، 2000، 2011، 2020 و 2024 به کمک ماهواره Landsat  استخراج و با استفاده از الگوریتم SVM در نرم­افزار ENVI4.8  طبقه­بندی و تغییرات آشکار شدند. همچنین، با کاربست متریک­های چشم­انداز با استفاده از نر مافزار Fragstats 4.2، پرا کنده­رویی شهری در شهر دیوانیه بررسی و استخراج شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، میزان ساخت در شهر دیوانیه در دوره مطالعه 34 ساله، از 2069 هکتار در سال 1990 به 4420 هکتار در سال 2024 رسیده است. به عبارتی این شهر شاهد رشد 6/113 درصد بوده است. این مطالعه همچنین از طریق معیارهای چشم­انداز کشف کرد که الگوی پراکندگی شهری در دیوانیه با همه اشکال پراکندگی شهری، یعنی جهش، پر کردن، نوار/روبان، و توسعه کم تراکم مشخص می‌شود.

برنامه ریزی شهری

15.نقش گردشگری خلاق در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری ( مطالعه موردی: شهر اهواز)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 224-249

جمیله کریمی حاتمی، محمد حسین رامشت، محمدرضا نوجوان بشنیغان

چکیده زمینه و هدف: در دنیای امروز، برای تحقق توسعه پایدار شهری، گردشگری خلاق به عنوان یک متغیر کلیدی مطرح است که نقش مهمی در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری ایفا می‌کند. پژوهش  حاضر با تمرکز بر شهر اهواز، به بررسی این ضرورت می‌پردازد که چگونه گردشگری خلاق می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند، در ارتقاء شاخص‌های پایداری شهری نقش‌آفرینی کند و با شناسایی پتانسیل‌های فرهنگی و هنری شهر، به دنبال ارائه راه کارهایی کاربردی برای حل چالش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی است و از این طریق، مسیری برای دستیابی به شهری پایدار و پویا ترسیم می‌کند.
مواد و روش: جامعه آماری 788/184/1  نفر از شهروندان شهر اهواز بوده است که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  SPSS  و Smart PLS  انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد  که ابزار اندازه‌گیری پژوهش از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. مقادیر واریانس میانگین استخراج‌شده (AVE) برای تمامی سازه‌ها بالاتر از ۰.۵ و مقادیر پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ نیز بالاتر از 7/0هستند که نشان‌دهنده روایی همگرا و پایداری درونی کافی ابزار است. در تحلیل عاملی تأییدی، بارهای عاملی نشان دادند که هر زیرشاخص، معرف قوی و معتبری برای سازه مربوط به خود است، زیرا تقریباً تمامی بارهای عاملی بالاتر از 7/0 بودند. بالاترین بار عاملی مربوط به زیرشاخص «خلاقیت» (914/0) و پایین‌ترین آن مربوط به «فضای سبز» (631/0) بوده است. این نتایج تأیید می‌کنند که مدل اندازه‌گیری از صحت و اعتبار بالایی برخوردار است.

برنامه ریزی شهری

16.تحلیل رابطه سکونتگاه‌های غیررسمی و طرد اجتماعی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان‌شهر مشهد: یک مطالعه ترکیبی (کمّی-کیفی)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 250-267

صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده

چکیده زمینه و هدف: پدیده حاشیه‌نشینی به عنوان یکی از چالش‌های عمده کلان‌شهرهای ایران، نه تنها بیانگر نابرابری‌های فضایی است، بلکه زمینه‌ساز اشکال مختلف طرد اجتماعی می‌باشد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین سکونتگاه‌های غیررسمی و طرد اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان‌شهر مشهد انجام شد.
روش‌شناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی-کیفی) بود. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق حاشیه‌نشین مشهد بود که ۵۰۰ نفر به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌های کمی با پرسشنامه محقق‌ساخته و داده‌های کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌های کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شد.
 نتایج و یافته‌ها: یافته‌های کمی نشان داد حاشیه‌نشینی اثر مستقیم و مثبت بر طرد اجتماعی دارد (۰.۵۹ = β) و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معناداری بر طرد اجتماعی اعمال می‌کند (۰.۴۲- = β). همچنین سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حاشیه‌نشینی و طرد اجتماعی ایفا می‌کند. یافته‌های کیفی سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: محرومیت ساختاری فراگیر، انزوای اجتماعی و تجربه تبعیض، و ضعف شبکه‌های حمایتی. تحلیل عاملی اکتشافی نیز سه عامل مؤثر بر حاشیه‌نشینی را شناسایی کرد: فقر اقتصادی و اشتغال، مهاجرت و کمبود خدمات شهری، و عدم تملک قانونی.یافته‌ها حاکی از آن است که حاشیه‌نشینی از طریق دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم (توسط سرمایه اجتماعی) به طرد اجتماعی منجر می‌شود. این مطالعه پیشنهاد می‌کند سیاست‌های شهری باید علاوه بر مداخلات کالبدی، بر تقویت سرمایه اجتماعی پل‌زن و ایجاد نهادهای محلی مشارکتی متمرکز شوند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی عدالت‌محور در کلان‌شهرهای مشابه باشد.

توسعه پایدار شهری

17.تحلیل شاخص‌های زیست‌پذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 251-270

عطا غفاری گیلانده، ایوب نیکنام، علیرضا محمدی، منصور رحمتی

چکیده زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالش‌های قابل‌توجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه به‌منظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنه‌های مختلف شهری شامل بافت‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویت‌بندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامه‌ریزی هدفمند فراهم آورد.
روش‌شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌های اسنادی و میدانی انجام گردید. داده‌های میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمع‌آوری و پس از پردازش در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. شاخص­های کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساخت‌وساز، شبکه حمل‌ونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با به‌کارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبه‌بندی شدند.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافت‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجه‌اند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوب‌تری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایین‌ترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.

اقتصاد شهری و منطقه ای

18.شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی کسب و کارهای کوچک و متوسط استان‌های آذربایجان شرقی و غربی

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 290-316

علی محمدصلاحی، رضا رنج پور، سجاد نقدی، زهرا کریمی تکانلو

چکیده زمینه و هدف: تأمین مالی، رکن اصلی رشد و پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) است که در ایجاد اشتغال، افزایش تولید ناخالص داخلی و نوآوری نقش کلیدی دارند و در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، با وجود پتانسیل‌هایی مانند موقعیت مرزی و مناطق آزاد تجاری، با چالش‌هایی نظیر فرآیندهای پیچیده اخذ وام، وثایق سنگین و نرخ بهره بالا مواجه‌اند. این پژوهش به شناسایی، تحلیل و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی SMEs در این استان‌ها می‌پردازد تا راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران ارائه دهد.
 روش‌شناسی: این مطالعه از روش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده کرد. در فاز کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ خبره (انتخاب هدفمند) و تحلیل مضمون با نرم‌افزار ژوپیتر نوت‌بوک عوامل اولیه را شناسایی کرد. در فاز کمی، داده‌های ۱۰۰ مدیر SME با تکنیک‌های DEMATELو  DANP  تحلیل شد. محاسبات با پایتون انجام و پایایی (آلفای کرونباخ ۰.۹۱۸) و روایی (تحلیل عاملی با ۶۹.۹ درصد واریانس) تأیید شد.
 نتایج و یافته‌ها: عوامل کلیدی شامل دسترسی به وام‌ها (وزن ۰.۰۷۶۶۰۲)، حمایت‌های دولتی (وزن ۰.۰۷۷۰۰۸) و اعتبار مالی (وزن ۰.۰۷۶۹۷۷) هستند. مولفه‌های مهم شامل برنامه تجاری دقیق و تجربه مدیریتی شناسایی شدند. پیشنهاد می‌شود با تسهیلات انعطاف‌پذیر و حمایت‌های هدفمند، دسترسی SMEs بهبود یابد. نوآوری پژوهش در استفاده از DEMATEL و DANP برای تحلیل روابط پیچیده در بستر خاص این استان‌هاست، ارائه چارچوبی عملی برای سیاست‌گذاری که می‌تواند الگویی برای سایر مناطق باشد.

گردشگری شهری

19.طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة داده بنیاد

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 266-290

مریم خواجوی، سیده ناهید شتاب بوشهری، محمد سجادیان، حمیدرضا قزلسفلو

چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعة گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریة داده‌بنیاد انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی با اجرای مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از اساتید و متخصصان در ادارات ورزش و جوانان که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، انجام گردید.
 روش­شناسی: روش ﺟﻤﻊ‌آوری اﻃﻼﻋﺎت از طریق ﻣﻄﺎلعة پژوهش‌های پیشین و اجرای مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بود. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﻲ صوری و محتوایی، یافته‌های ﭘﮋوﻫﺶ به ﻣﺸﺎرﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اراﺋﻪ شد و آن‌ها ﻣﺘﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪکردند و سپس، ﻧﻈﺮهای آن‌ها اﻋﻤﺎل ﺷﺪ. روش استفاده‌شده برای بررسی پایایی، روش توافق درون‌موضوعی بود. میانگین میزان توافق درون‌موضوعی 83/0 گزارش شد.
نتایج و یافته‌ها : بر اساس تحلیل جامع مصاحبه‌ها، توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان تحت تأثیر عوامل علی (منابع انسانی، اقتصاد، مدیریت)، شرایط زمینه‌ای (زیرساخت‌ها، امنیت، جذابیت‌های محیطی)، راهبردهای مؤثر (برنامه‌ریزی، مشارکت، نظارت) و عوامل مداخله‌گر (زیست‌محیطی، فناوری، آموزش) قرار دارد. توسعه موفق این صنعت، پیامدهای مثبتی همچون رشد اقتصادی، ارتقای اجتماعی، کارآفرینی و غنای فرهنگی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، پیشنهاد می‌شود به‌منظور توسعة گردشگری اسب، با توجه به عوامل شناسایی‌شده، با تمرکز بر بهبود زیرساخت‌ها، تقویت مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک، و توجه به عوامل مداخله‌گر (زیست‌محیطی، فناوری، آموزش)، زمینه را برای مشارکت فعال ذی‌نفعان و بهره‌مندی از پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد.

اقتصاد شهری و منطقه ای

19.شناسایی عوامل مؤثر بر فرآیند بین‌المللی سازی استارتاپ‌های دیجیتال در ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 317-339

محمود سرابی، بهزاد سلمانی، یونس جبارزاده، محمدمهدی برقی اسکویی

چکیده زمینه و هدف: در دهه‌های اخیر، تحولات دیجیتال و جهانی‌شدن، فرصت‌های نوینی برای استارتاپ‌های دیجیتال فراهم کرده تا فراتر از مرزهای ملی فعالیت کنند. در ایران، با وجود رشد چشمگیر اکوسیستم استارتاپی و منابع انسانی جوان، فرآیند بین‌المللی‌سازی این شرکت‌ها با چالش‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیرساختی نظیر تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و ضعف شبکه‌های بین‌المللی مواجه است. این موانع، موفقیت استارتاپ‌ها را در بازارهای جهانی تهدید می‌کند و نیاز به تحلیل سیستمی عوامل مؤثر را برجسته می‌سازد. هدف این پژوهش، شناسایی و مدل‌سازی عوامل کلیدی مؤثر بر فرآیند بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های دیجیتال ایرانی، با تمرکز بر موانع، فرصت‌ها و روابط میان آن‌ها، به منظور ارائه چارچوب مفهومی کاربردی برای ذی‌نفعان مانند سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و کارآفرینان است.
روش‌شناسی/رهیافت: این مطالعه از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می‌گیرد. در مرحله کیفی، با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۴ خبره اکوسیستم استارتاپی ایران (به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی تا اشباع)، عوامل مؤثر شناسایی و با تحلیل مضمون (با نرم‌افزار MaxQDA) به ۶ بعد و ۴۱ مولفه دسته‌بندی شدند. در مرحله کمی، روابط میان ابعاد با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و ماتریس خودتعاملی تحلیل شد و پایداری مدل با تحلیل MICMAC بررسی گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها شش بعد اصلی را نشان داد: استراتژیک و مدل کسب‌وکار، بازاریابی و تعامل با مشتری، فرهنگی و بین‌المللی، زیرساختی و حقوقی، منابع انسانی و تیم، و حمایتی و مالی. عوامل بازاریابی و فرهنگی در سطح اول (پیوندی و حیاتی)، زیرساختی و انسانی در سطح دوم (خودمختار)، و مالی در سطح سوم (مستقل) قرار گرفتند. مدل ISM تأکید می‌کند که موفقیت بین‌المللی‌سازی مستلزم تمرکز بر تطبیق فرهنگی و استراتژی‌های بازاریابی است، در حالی که حمایت‌های مالی و زیرساختی نقش تسهیل‌کننده دارند. نتایج، سیاست‌گذاران را به تقویت شبکه‌های بین‌المللی و توانمندسازی فرهنگی دعوت می‌کند و پیشنهادهایی برای پژوهشات آتی مانند تحلیل تطبیقی و نقش فناوری‌های نوین ارائه می‌دهد. این مدل، چارچوبی عملی برای تسریع بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های ایرانی فراهم می‌آورد.

توسعه پایدار شهری

23.بررسی میزان آلودگی آب در مناطق دگرسانی و کانی سازی (مطالعه موردی: شمال غرب مشگین شهر )

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 347-362

سید غفور علوی، علیرضا صفاری

چکیده زمینه و هدف: آب از پراهمیت‌ترین و بنیادی‌ترین عوامل حیات موجودات زنده است، در این خصو‌ص یکی از مهم‌ترین مقوله‌هایی که آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد دگرسانی و کانی‌سازی می‌باشد. در این راستا خاک شمال غرب مشگین شهر که در معرض فرآیندهای کانی‌سازی و دگرسانی قرار گرفته اند، حاوی مقادیر زیادی عناصر سمی و سنگین هستند که بر کیفیت آب این منطقه اثر می‌گذارد. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر مطالعه میزان آلودگی آب موجود در چاه، چشمه و رودخانه توسط فلزات سنگین در مناطق دگرسانی و کانی‌سانی در شمال غرب مشگین‌شهر می‌باشد. 
روش شناسی: در پژوهش حاضر به فراخور نیاز از مطالعات کتابخانه‌ای، میدانی بهره برده شده است. بر اساس این داده ها با استفاده از نقشه‌های توپوگرافی (1:250000،1:50000 ) و مطالعه عکس‌های هوایی (1:20000) نقشه هیدروگرافی منطقه تهیه شد. در ادامه فرآیند کار نیز به نمونه‌برداری آب از 3 منبع چاه، چشمه و رودخانه پرداخته شده و جهت آنالیز شیمیایی این نمونه‌ها از استانداردهای موجود  (WHO) استفاده شد. در این خصوص از 20 نقطه از منابع چاه، چشمه، آبراهه و رودخانه قره سو در مناطق دگرسانی و غیر دگرسانی به صورت موردی نمونه‌برداری انجام شد..
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: بررسی‌های به عمل آمده بر اساس نمودار  پایپر، ویلکوکس، شولر و همچنین نمودار استیف نشان داد اغلب آب‌های منطقه مورد مطالعه در زمره آب‌های نامطلوب و غیرقابل شرب  و مضر برای کشاورزی هستند. ضریب لانژیه نیز بیانگر رسوب‌دهندگی تا خورندگی بسیار بالا می‌باشند. بخش دیگر یافته‌های پژوهش نیز مبتنی بر رفتار ژئوشیمیایی عناصر (آهن،آرسینک، مس، مولییدین، سرب، آنتیموان و روی) بوده است. بررسی‌های به عمل آمده در این خصوص نیز نشان داد در اغلب موارد آب‌های مورد مطالعه دارای‌ عناصر بیشتری نسبت به حد مجاز و استاندارد اعلام شده می‌باشند. این در حالی است در خصوص عنصر سرب تمامی نمونه­های آب منطقه در مقایسه با استاندارد توصیه شده جهت آبیاری از کیفیت مطلوب برخوردارند. نتایج به دست آمده از تجزیه شیمیایی آب‌ها در منطقه مورد مطالعه نشان می‌دهد که آب‌های‌ زیرزمینی‌‌ ‌مناطق‌ دگرسانی‌ عمدتاً سولفاته،‌ منیزیمی و کلسیمی‌ هستند و با تشدید دگرسانی میزان عناصر خاکی و اسیدی‌های قوی نیز افزایش می‌یابد.. اغلب‌ آب‌های مناطق کانی‌سازی و‌ دگرسانی‌ در زمره آب‌های‌ نامطلوب‌ و بد شناخته شده و جهت شرب و کشاورزی نیز مضر هستند.

برنامه ریزی شهری

24.تحلیل زیست پذیری شهری از بعد اجتماعی- فرهنگی در محلات شهر بناب با تاکید بر دوگانگی فضایی زیست پذیری در بافت های شهری

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-381

ایوب نیکنام، عطا غفاری گیلانده، علیرضا محمدی، منصور رحمتی

چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و گسترش نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی در شهرها موجب شکل‌گیری دوگانگی فضایی و کاهش زیست‌پذیری شهری شده است. هدف این پژوهش، بررسی دوگانگی زیست‌پذیری از بعد اجتماعی و فرهنگی در محلات دو پهنه جداگانه شهر بناب است که شامل محلات دارای بافت فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی (جنوب و جنوب شرق)، و محلات با بافت غیر فرسوده (مناطق مرکزی و شمالی) می‌شود.
روش‌شناسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده‌های آن از طریق پرسشنامه‌های میدانی و منابع اسنادی گردآوری گردیده است. تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) در نرم‌افزار SPSS صورت پذیرفت و توزیع فضایی داده‌ها نیز با بهره‌گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ترسیم شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج آزمون t نشان داد که میانگین شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی در پهنه بافت غیر فرسوده (47/3) به طور معناداری بالاتر از پهنه فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی (98/2) بوده و فقط تعداد محدودی از محلات بافت فرسوده وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. تحلیل فضایی کاهش تدریجی کیفیت زیست‌پذیری را از مناطق مرکزی و شمالی به سمت محلات جنوبی و جنوب شرقی تأیید کرد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر زیست‌پذیری به ترتیب شاخص‌های امنیت (740/0)، کیفیت بهداشت (694/0) و کیفیت آموزش (682/0) بودند. همچنین توزیع نامتوازن مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی در پهنه فرسوده،موجب تشدید نابرابری‌های زیست‌پذیری گردیده است. بر مبنای یافته‌‌ها، تقویت امنیت و نظم عمومی، ارتقای کیفیت بهداشت و آموزش، بهبود زیرساخت‌های شهری، توسعه فضاهای عمومی و برنامه‌ریزی مشارکتی می‌تواند به عنوان راهکارهای کلیدی برای ارتقاء ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیست‌پذیری در این محلات مطرح گردد.

علوم اجتماعی

24. نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه­ ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 405-414

مهران خالدی پاوه، حبیب شهبازی شیران، بهروز افخمی، اردشیر جوانمردزاده

چکیده زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی­ترین وسیله ارتباطی بین انسان­ها، دولت­ها و فرهنگ­ها به شمار می­رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه­ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ­ها ایفا کرده­اند و وجود آن­ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن­ها بوده است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ـ باستان‌شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال‌غرب ایران طی دوره‌های سلجوقی و تیموری می‌پردازد. این منطقه، به‌سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دورة سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم از راه‌های ایمن و پایگاه‌های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی‌ که در دورة تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه‌ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه‌های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده‌ها گویای آن است که پویایی شبکۀ راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی‌های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال‌غرب ایران را می‌توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.