نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی
برنامه ریزی روستایی

مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی - اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 108-122

نبی الله حسینی شه پریان، مصطفی باندری، بهمن صدرنیا

چکیده زمینه و هدف: در چند دهه­ی  اخیر، یکی از سیاست­هایی است که از سوی دولتمردان به‌عنوان ابزاری برای توانمندسازی روستاییان موردتوجه قرار گرفته، اعتبارات خرد است.  این اعتبارات در صورت سرمایه­گذاری درست می­تواند تضمین‌کننده توسعه پایدار روستایی باشد. بنیاد برکت با اعطای اعتبارت خرد در طی سال­های اخیر فعالیت خود را در جهت محرومیت‌زدایی و توانمندسازی اقتصادی – اجتماعی مناطق محروم کشور آغاز نموده است.  لذا این تحقیق به‌منظور مدلسازی اثرات اعتبارات خرد بنیاد برکت بر توسعه اقتصادی – اجتماعی مناطق روستایی استان خوزستان، صورت‌گرفته است.
روش تحقیق: این پژوهش ازنظر ماهیت، نظری - کاربردی و روش مطالعة آن توصیفی – تحلیلی است. شیوه­ی گردآوری اطلاعات پیمایشی - کتابخانه­ای است. جامعه آماری تحقیق شامل متقاضیان استفاده از اعتبارات خرد روستایی در شهرستان­های ایذه، مسجدسلیمان، لالی، اندیکا و دزپارت می­باشد که باتوجه‌به تعداد آنها حجم نمونه 340 نفر برآورد شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون‌های t زوجی، رگرسیون گام‌به‌گام و آزمون t ساده، استفاده شد.  
یافته­ها و نتیجه­گیری: نتایج تحقیق نشان داد تفاوت معناداری بین قبل و بعد از دریافت تسهیلات وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داده که اقدامات بنیاد برکت 86 درصد تغییرات مثبت در مناطق روستایی ایجاد کرد. شاخص توانمندی مدیریتی با مقدار بتا 430/0،  رفاه اقتصادی با 316/0 و توسعه کسب‌وکار با بتای 276/0 بیشترین تأثیر را از اعتبارات خرد پذیرفته‌اند. در نهایت نتایج آزمون t ساده گویای آن است که اعتبارات خرد به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رسته­های شغلی کشاورزی و دامپروری، مشاغل فنی و زارعت، داشته است.

رفتارهای دوستدار محیط‌‌ زیست شهری در فضاهای عمومی فرهنگی- ورزشی در استان های کشور

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 119-137

لیلا نظری، محمد سعید کیانی

چکیده محیط زیست بشری از قرن بیستم بدین سو در معرض بی سابقه ترین آسیب ها به دلیل سرعت توسعه صنعتی در سراسر جهان بوده است. هدف از پژوهش حاضر، تحقق رفتارهای دوستدار محیط­زیست شهری در ورزش از نظر مدیران و برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی است. .محقق در این تحقیق به دنبال طراحی الگویی برای برگزاری رویدادهای ورزشی دوستدار محیط زیست در ایران است.  به منظور جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته 4بخشی مشتمل بر 40 سؤال استفاده گردید. روایی صوری و محتوایی با نظرخواهی از اساتید مرتبط مورد تأیید قرار گرفت و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ 83/0 گزارش شد. نمونه آماری تحقیق را مدیران و برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی در ده استان (تهران، البرز، اصفهان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خوزستان، خراسان رضوی، کردستان، لرستان وکرمانشاه)تشکیل می­دادند. پس از توزیع پرسشنامه­ها درنهایت 254 پرسشنامه عودت گردید. تحلیل داده‌های پژوهش بااستفاده از نرم افزارهای  AMOS  و  SPSS-19 انجام گرفت. جهت آزمون فرضیه­ها از آزمون‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و جهت آزمودن روابط غیرمستقیم (واسطه­ای) نیز از روش بوت­استراپ استفاده شد. نتایج نشان داد که سه عامل آگاهی زیست­محیطی، ادراک اثرات زیست­محیطی و قصد حمایت از رویدادهای ورزشی سبز بر رفتار واقعی دوستدار محیط­زیست اثرگذار هستند. نتایج همچنین نشان داد که متغیر قصد حمایت از رویدادهای ورزشی سبز بعنوان متغیر میانجی ایفای نقش  می­کند و میزانی از تأثیر آگاهی و ادراک زیست­محیطی بر رفتار واقعی دوستدار محیط­زیست ناشی از قصد حمایت از رویدادهای ورزشی سبز است. براساس مدل پیشنهادی پژوهش، رفتارهای دوستدار محیط­زیست برگزارکنندگان و مدیران رویدادهای ورزشی و قصد حمایت آنان از رویدادهای ورزشی سبز تاحد زیادی تحت تأثیر آگاهی و ادراک آنها از مسائل زیست­محیطی است. به نظر می­رسد که درک عوامل اساسی اثرگذار بر رفتارهای واقعی و حمایتگرانه افراد از ورزش سبز برای ارتقای رفتار زیست­محیطی ضروری است.

شهرسازی

سنجش مطلوبیت پیاده‌راه نادری شهر اهواز براساس مؤلفه‌های کیفی

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 120-134

افسانه علی بخشی، سعید امانپور، آسیه سلیمانی زاده

چکیده امروزه حضور گسترده وسایل نقلیه و هم­چنین سهم روزافزون معابر سواره در ساختار شهرها، مشکلاتی را ایجاد کرد و سبب گردیده که پیاده راه ها صرفاً به محل هایی برای گذر اختصاص داده شوند. در صورتی که پیاده راه ها می­توانند نقش مکملی را در ارتباط با دیگر شبکه های حمل و نقل ایفا نمایند و سبب بهبود حیات مدنی در مراکز شهری گردند. در این پژوهش هدف سنجش مطلوبیت پیاده راه های شهری براساس مؤلفه های کیفی در پیاده راه نادری شهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری-کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه­ای و میدانی بوده است. جامعه­ی آماری پژوهش شامل افراد پیاده رو و ساکن مرکز تجاری شهر اهواز است که بصورت تصادفی 320 نفر از افراد پیاده­رو و ساکن در طول یک هفته به حجم نمونه انتخاب شدند. پایایی داده ها بوسیله­ی آزمون کرونباخ 813/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری SPSS بهره گرفته شد. نتایج تحلیل نشان می­دهد که پیاده رو نادری شهر اهواز با ویژگی­های یک پیاده رو مطلوب فاصله دارد. از میان شاخص های مورد بررسی، شاخص جذابیت و سرزندگی با میانگین96/2 و دسترسی با 82/2 نسبت به دیگر شاخص­ها، از وضعیت مناسب تری برخودار هستند. لازم به ذکر است که امنیت، مبلمان و کاربری­های مختلط در پیاده­رو باید مورد توجه جدی قرار گیرد. تا شهروندان بتوانند آزادانه و با امنیت و آسایش کامل به پیاده­روی و تفریح بپردازند.

برنامه ریزی شهری

بررسی و ارزیابی تعیین هسته‌های مرکزی شهر (مطالعه موردی: شهر تبریز)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 123-138

علاءالدین رطبی، نرگس حاتمی، محمود هوشیار، سمیه شریف پور، صلاح شاه مرادی

چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی یک فرآیند اجتماعی- فضایی است که ارتباط مستقیمی با گسترش مناطق شهری و رشد جمعیت شهری دارد. کشورهای توسعه یافته‌ای مانند آمریکا، ژاپن و بریتانیا در حال حاضر فرآیندهای شهرنشینی خود را تکمیل کرده‌اند. ساختار فضایی شهری تأثیر به سزایی در توسعه پایدار شهرها دارد. یکی از مراحل مهم تحلیل ساختار فضایی شهری، شناسایی مراکز شهری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و در سال 1402 در شهر تبریز به انجام رسید. روش گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای و اسنادی است. شاخص‌های مورد بررسی شامل مراکز آموزشی، بانک‌ها، مراکز بهداشتی، ادارات، اماکن ورزشی، مراکز تجاری، فضای سبز، اماکن گردشگری، اماکن مذهبی، اماکن نظامی و پارکینگ‌ها شهر تبریز بود. پس از تهیه بلوک‌های شهری و داده‌های مورد نظر، اطلاعات تهیه شده به کلیه بلوک‌های شهری تبریز در نرمافزار ArcGIS افزوده شد. سپس براساس نظرات کارشناسی، دامنه مناسب فواصل از امکانات مورد نظر با استفاده از طیف 5 گانه لیکرت تعیین شد. در این پژوهش برای شناسایی هسته‌های مرکزی شهر از روش تحلیل شبکه‌ای استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: طبق نتایج تحلیل شبکه‌ای، شهر دارای دو هسته مرکزی بزرگ در مرکز شهر و 2 هسته فرعی در اطراف شهر بود. نتیجه نهایی بدین صورت بود که شهر تبریز در حال تشکیل هسته‌های بعدی و تبدیل شدن به شهر چندهسته‌ای بود.

برنامه ریزی شهری

تحلیل مکانی نقشه‌ی کاربری اراضی شهری جهت تولید نقشه‌ی آسایش صوتی در شهر همدان

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 127-143

سعید امانپور، ندا پیوند، خاطره رمضان پور اسعدیه، فرزانه مهریان

چکیده هدف اصلی این پژوهش مدل­سازی مکانی نقشه­ی کاربری اراضی شهر همدان جهت تولید نقشه آلودگی صوتی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است. داده­های نظری پژوهش به روش کتابخانه­ای و طرح­های پژوهشاتی، آمارنامه­ها، کتب موجود و مقالات، طرح­های شهری جمع­آوری شد. هم­چنین اطلاعات میدانی به روش مشاهده گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها، ابتدا با بهره­گیری از آراء خبرگان از مدل چند متغیره (FAHP) برای وزن­بخشی به شاخص­ها استفاده شده، سپس اصول و معیارهای همجواری مدنظر استخراج و شناسایی گردیده است و با استفاده از  GIS نقشه­های همجواری طراحی شده­اند. در این مرحله نقشه­های تولید شده فاقد واحدهای همگن می­باشد، جهت استانداردسازی و همگن کردن و هم چنین افزایش انعطاف­پذیری آن­ها از منطق فازیFuzzy Membership استفاده می­شود.  پس از ارزش­گذاری و تعیین وزن­ها، نتایج را در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی در لایه­ها تأثیر داده و در انتها با استفاده از ابزار Fuzzy Overly با گامای 9/0 نقشه­های لایه­های موردنظر تلفیق و تحلیل مکانی گردیده­اند. تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد که در پهنه با خطرپذیری خیلی کم 34/7 درصد کل کاربری­های منتخب، پهنه با خطرپذیری کم 02/6، پهنه با خطر متوسط 49/7 درصد، پهنه با خطرپذیری زیاد 48/40 درصد و در محدوده با خطرپذیری خیلی زیاد 67/38 درصد از تعداد 1354367035کاربری موجود را در بر گرفته است.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

استفاده بهینه از سفره آب های زیرزمینی با استفاده از مدل FNN-LM هوش مصنوعی (مطالعه موردی: دشت خوزستان)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 139-156

فرخنده هاشمی قندعلی

چکیده مقدمه و بیان مسئله: استفاده از هوش عصبی در پیش بینی متغیرهای منابع آبی از جمله آب زیرزمینی بطور گسترده رو به افزایش است. هدف: این تحقیق از طریق هوش مصنوعی و مدل FNN-LM چندین هدف را دنبال می کند که شامل تعیین پارامترهای موثر بر نوسانات سطح آب زیرزمینی در دشت خوزستان و همچنین بررسی تاثیر مکانی و زمانی پارامترهای سطح آب از طریق داده های زمانی 10 ساله و سپس مدلسازی نوسانات سطح آب زیرزمینی در پیزومترهای منتخب در دشت مورد مطالعه می باشد. روش: استفاده از هوش مصنوعی و روش مدل FNN-LM بود و در انتها با تغییر درصدی یک ماه آخر داده های ورودی در مدل، اقدام به ایجاد شرایط فرضی گردید و با توجه به مدلهای شبکه عصبی بدست آمده به پیش بینی نوسانات سطح آب زیرزمینی در این شرایط فرضی پرداخته شد. یافته ها: تاثیر پارامتر تخلیه از چاهها به مراتب بیشتر از تاثیر پارامتر میزان بارندگی می باشد، بطوریکه پیش بینی شرایط ترسالی و خشکسالی که فقط در اثر تغییر میزان بارندگی می باشد. نتیجه گیری: با استفاده از مدلهای ایجاد شده شبکه عصبی برای هر چاه مشاهده ای و استفاده از مقبولترین روش مدلهای ژئواستاتیستیکی پیش بینی مکانی و زمانی مناسبی از سطح آبهای زیرزمینی صورت گرفت. بهترین مدلسازی نوسانات سطح آب با مدل FNN-LM از طریق انتخاب پارامترهای مناسب و با قابل قبول ترین تاخیر زمانی بدست آمد.
کلید واژه ها: هوش مصنوعی، سطح آب زیرزمینی، مدل FNN-LM، دشت خوزستان.

توسعه پایدار منطقه ای

بررسی تغییرات شاخص پوشش گیاهی و کاربری اراضی در راستای توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهرستان ملارد)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-188

زهرا حجازی زاده، زهرا سنبلی

چکیده زمینه و هدف: توسعه یک فرآیند تکاملی است که در آن ظرفیت انسان برای شروع ساختارهای جدید، حل مشکلات، سازگاری با تغییرات مداوم و تلاش آگاهانه و خلاقانه برای دستیابی به اهداف جدید افزایش می‌یابد. جنگل ها به عنوان یک عنصر کلیدی برای توسعه پایدار شناخته می شوند و از چندین هدف توسعه پایدار حمایت می کنند که برخی از آنها شامل کاهش گرسنگی و فقر، تنظیم آب شیرین، شیوه های آب و هوایی، سلامت و رفاه و تنوع زیستی است. یکی از مهم ترین شاخص هایی که برای ارزیابی جنگل زدایی استفاده می شود، شاخص تفاوت نرمال شده گیاهی (NDVI) است که برای ارزیابی روند تغییرات جنگل استفاده می شود. هدف این مطالعه بررسی روند شاخص پوشش گیاهی NDVI طی دوره زمانی 1380 تا 1397 بر اساس داده‌های سنجنده MODIS در شهرستان ملارد است.
روش بررسی:  در این تحقیق از داده های پوشش گیاهی MODIS در وضوح 1 کیلومتر استفاده شد. داده های پوشش گیاهی با نام اختصاری MOD13A3 ماهانه و با وضوح مکانی 1 کیلومتر است. این داده ها برای شهرستان ملارد 830 نقطه را در بر می گیرد که می توان آن را در 1×1 کیلومتر از 830 نقطه شهر بررسی کرد. از آنجایی که بر اساس تحقیقات انجام شده، ماه می تا آگوست بیشترین NDVI را دارند، این شاخص تنها در ماه های با بالاترین NDVI یعنی می، ژوئن، جولای و آگوست استخراج شد. داده ها به بازه های زمانی سه ساله تقسیم شدند و نرخ تغییر بر اساس شاخص معرفی شده توسط سازمان ملل متحد برای اهداف توسعه پایدار استخراج شد. سپس کاربری سالانه زمین برای بررسی عمیق‌تر بررسی شد. در مرحله نهایی از روش تحلیلی- توصیفی برای بررسی جامع نتایج در ارتباط با اهداف توسعه پایدار استفاده شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در ماه­های می، ژوئن، ژوئیه و اوت روند کاهشی در درصد مساحت مقادیر NDVI به میزان 0.03- تا 0.9-% در ماه مشاهده گردیده است. بر اساس نتایج و منطبق بر ماه­های با حداکثر NDVI مشخص گردید که بر میزان زمین­های بایر به میزان 9 کیلومتر مربع در هر 6 سال افزوده و از میزان نواحی پوشش­یافته از جنگل­ها و گیاهان سبز در این شهرستان تا 8 کیلومتر در هر 6 سال کاسته شده است. بنابراین، این شهرستان نیازمند به­کارگیری تدابیر و برنامه­های لازم­الاجرا برای جلوگیری از بیابان­زایی می­باشد که مطابق با اهداف توسعه پایدار در راستای کاهش خطر فجایع آب­وهوایی نظیر سیل و همچنین کاهش آلودگی هوا عمل نماید.

برنامه ریزی شهری

تحلیل فضایی قابلیت دسترسی مراکز محله‌ای به خدمات شهری (مطالعه موردی: محله تازه‌شهر، اردبیل)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-452

فینا عباسی‌نیا، عطا غفاری گیلانده، پریا نصیری، علیرضا محمدی

چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات، امکانات، کاربری‌ها و فعالیت‌ها در شهرها و وضعیت دسترس‌پذیری آن‌ها از جمله موضوعات حائز اهمیت در حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، موقعیت محلات در دسترسی به کاربری‌ها و خدمات شهری نیازمند توجه ویژه است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل موقعیت محله تازه‌شهر، به بررسی وضعیت دسترس‌پذیری این محله به انواع کاربری‌ها در بستر فضایی محله و در مقاطع فاصله‌ای مختلف پرداخته است.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. داده‌های کاربری اراضی و شبکه معابر از نقشه تفصیلی شهر اردبیل استخراج و پس از ویرایش در محیط ArcGIS تحلیل شدند. برای هر گروه کاربری، متراژ فضای اختصاص‌یافته در سطح زون‌بندی محله‌ای و حلقه‌های فاصله‌ای (۰–۲۰۰، ۲۰۰–۵۰۰، ۵۰۰–۱۰۰۰، ۱۰۰۰–۲۰۰۰ متر و ...) محاسبه شد. سپس جداول فراوانی و شاخص‌های فضایی تهیه و برای شناسایی خوشه‌های تمرکز یا کمبود خدمات، تحلیل لکه داغ (Getis-Ord Gi) انجام گرفت. نتایج در قالب نقشه‌های موضوعی طبقه‌بندی و تحلیل شد.
نتایج و یافته ها: در برایند نتایج به‌دست‌آمده، وضعیت دسترس‌پذیری محله تازه‌شهر به طیف متنوعی از کاربری‌ها، چه در محدوده فضایی محله و چه در حلقه‌های فاصله‌ای مختلف، مشخص شد. این نتایج نشان می‌دهد که محله تازه‌شهر در برخی خدمات دارای سطح مطلوبی از دسترسی است، اما در برخی دیگر با محدودیت‌ها و کمبودهایی مواجه است. به‌طورکلی، وضعیت این محله در دسترسی به خدمات و کاربری‌های شهری، بسته به نوع کاربری و مقیاس مکانی، متغیر و نیازمند برنامه‌ریزی بهینه است.

طراحی شهری

ارائه مدلی برای ارزیابی انعطاف‌پذیری معماری در واحدهای کار اشتراکی (ازطریق مرور تعاریف پیشین)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 453-473

جواد گودینی

چکیده زمینه و هدف : این نوشتار مؤید آن بوده که واحدهای کار اشتراکی به­مثابه یکی از فضاهای نوظهور نیازمند انعطاف­پذیری هستند. بااین­وجود مدل­های ارائه­شده برای ارزیابی انعطاف­پذیری در طرح معماری با دو مسأله مواجه هستند. مسأله اول اینکه چنین مدل­هایی برای کاربری­های دیگری همچون مسکن و غیره ارائه شده­اند و مسأله بعدی اینکه تلاش چندانی برای اصلاح و بهبود مدل­های موجود صورت نگرفته است. این نوشتار بدنبال ارائه مدلی برای ارزیابی انعطاف‌پذیری در معماری واحدهای کار اشتراکی است.
روش‌شناسی: این پژوهش که ماهیتی توصیفی-تحلیلی دارد، با اتخاذ رویکردی استقرایی، درصدد بوده ازطریق مرور و تحلیل منابع نوشتاری موجود درخصوص انعطاف‌پذیری، به استخراج مؤلفه‌هایی برای واحدهای کار اشتراکی منعطف نائل آید. این منابع از حوزه‌های مختلف فارسی و انگلیسی در رشته‌های گوناگون (از دو پایگاه گوگل اسکالر و مگیران) جمع‌آوری گردیده و برای تحلیل آنها از مقایسه و استدلال‌های عقلی استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد  که این پژوهش نشان داده که انعطاف‌پذیری در طرح معماری واحدهای کار اشتراکی می‌تواند در سه سطح ارزیابی گردد: انعطاف‌پذیری عام (ازطریقِ مولفه‌های ده‌گانه قابلیت دگرگونی، سهولت دگرگونی، زایل نشدن، درنظرگرفتن عدم قطعیت، وجود گزینه‌های متعدد، هماهنگی با الزامات جدید، عدم نیاز به تغییرات دائمی، برگشت‌پذیری، نیاز به نیرویی برای تغییر و راه حل محوربودن آن)؛ انعطاف-پذیری معماری عام (ازطریقِ ابعاد سه گانه درونی/بیرونی؛ خرد/کلان؛ کالبدی/فضایی) و انعطاف‌پذیری معماری مرتبط با کار اشتراکی (در مقیاس‌های دوگانه سازمانی و زمانی).

آمایش سرزمین

آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 474-497

فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر

چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالش‌های جدی امنیتی و توسعه‌ای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصت‌های جدید قرار داده است. به همین دلیل، آینده‌نگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است.
روش‌شناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق منابع کتابخانه‌ای و پرسشنامه جمع‌آوری شده‌اند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامه‌ریزی شهری و جامعه‌شناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: برای تحلیل داده‌ها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میک‌مک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم  و  پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شده‌اند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان و سرمایه‌گذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آینده‌ای روشن‌تر برای این شهر رقم بزنند.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی بافت‌های فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان (نمونه موردی: شهر هرسین)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 498-517

علی قبادی، مهشید صحی زاده

چکیده زمینه و هدف: بافت‌های فرسوده شهری امروزه تنها یک چالش کالبدی و سازه‌ای محسوب نمی‌شوند، بلکه به دلیل انباشت نارسایی‌ها، بستری برای تضعیف هویت جمعی و تنزل جایگاه اجتماعی ساکنان خود گشته‌اند. در رویکردهای نوین بازآفرینی، گذار از نوسازی صرفاً فیزیکی به سمت «توانمندسازی اجتماع‌محور» ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ چراکه پایداری هرگونه مداخله شهری در گرو احیای کرامت انسانی، تقویت حس تعلق و بازگرداندن عزت‌نفس به شهروندانی است که باید خود، عاملان اصلی تغییر و توسعه در محیط زندگی‌شان باشند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی بافت‌های فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان در شهر هرسین است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با حوزه برنامه‌ریزی شهری، بافت فرسوده شهری و مدیریت شهری تشکیل می‌دهند. داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شده و برای تحلیل و رتبه‌بندی عوامل، از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره سای‌ویک (SAWIC) استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در بافت فرسوده هرسین، «فرسودگی اجتماعی» بر چالش‌های کالبدی پیشی گرفته و بُعد اجتماعی-فرهنگی با تأکید بر کاهش آسیب‌ها و ارتقای امنیت، بالاترین اولویت را نسبت به ابعاد اقتصادی و کالبدی دارد. این یافته‌ها ضرورت تغییر پارادایم از «کالبد‌محوری» به «انسان‌محوری» را اثبات کرده و نشان می‌دهند که مداخلات فیزیکی و مدیریتی تنها باید نقش تسهیل‌گر را ایفا کنند. بنابراین، موفقیت در توانمندسازی این بافت، مستلزم تمرکز راهبردی بر بازآفرینی هویت و ارتقای منزلت اجتماعی ساکنان پیش از هرگونه نوسازی فیزیکی است.

آمایش شهری و منطقه ای

چرایی، موانع و راهکارهای ارتقاء خلاقیت معمارانه در طراحی مجتمع های صنعتی(مورد مطالعه: شهرک صنعتی کاسپین شهر قزوین)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 516-530

جواد گودینی

چکیده زمینه و هدف: این نوشتار مؤید آن بوده که خلاقیت یکی از ویژگی‌های مهم طرح‌های معماری است که دغدغه اصلی طراحان است. بااین‌وجود به نظر می‌رسد که خلاقیت کمتر مورد توجه سازندگان واحدهای صنعتی بوده است. در همین راستا، مقاله حاضر به‌دنبال تحلیل چرایی، موانع و راهکارهای ارتقاء خلاقیت در طرح معماری واحدهای صنعتی است. برای این منظور به سنجش نوآوری فرمی و اجرایی (به‌مثابه یکی از مؤلفه‌های اصلی خلاقیت) در طراحی این واحدها می‌پردازد.

روش شناسی: پژوهش حاضر از روش پژوهش ترکیبی و برمبنای روش تحلیل ثانویه پایه‌ریزی شده است. در بخش کمّی از داده‌های پیمایشی یک پژوهش قبلی درزمینه معماری واحدهای شهرک صنعتی کاسپین استفاده نموده است. این واحدها، 63 واحد صنعتی می‌باشد که وضعیت فرمی و اجرایی هر یک از آنها ازطریقِ مشاهده مشخص گردیده است. در بخش کیفی نیز به یافته‌های یک پژوهش قبلی درخصوص ماهیت شیوه طراحی در مجموعه‌های صنعتی استناد نموده است. سپس، ازطریقِ استدلال‌های عقلی و مقایسه میان داده‌ها به تحلیل چرایی، موانع و راهکارهای ارتقاء خلاقیت در طرح معماری واحدهای صنعتی پرداخته است.

یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد که استفاده از فرم‏های بدیع دغدغه طراحان یا سازندگان واحدهای صنعتی نبوده است. همچنین نتایج مؤید آن بوده که علی‌رغم بیشتربودن میزان نوآوری اجرایی، این بداعت بیشتر در حوزه مصالح نوین و پیش ساختگی بوده و به بداعت در سیستم‌های سازه‌ای تعمیم داده نشده است. ماهیت صنعتی و رابطه آن با کاهش ابعاد خلاقانه در طراحی؛ عدم تعمیم نوآوری به دیگر حیطه های فنی و تکرار طرح‌های کلیشه‌ای، مهمترین چالش‏ها یا موانع موجود در مسیر ارتقاء خلاقیت در این طرح‌هاست. مقاله درادامه به ارائه راهکارهایی برای برون رفت از این شرایط اشاره کرده است.

برنامه ریزی شهری

واکاوی پیشران­های مؤثر مدیریت بحران آب شهری از منظر پایداری(مطالعه موردی: شهر ایلام)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 518-539

عظیم علی شائی، داریوش جهانی، روح الله ارشادی، سیامک اصلانی

چکیده زمینه و هدف: مدیریت بحران آب در شهرهای خشک و نیمه‌خشک، از جمله ایلام، به دلیل محدودیت منابع، افزایش جمعیت شهری و تغییرات اقلیمی، یکی از چالش‌های حیاتی و پیچیده محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران، همگرایی اهداف و پیشران‌های کلیدی مدیریت بحران آب، از رویکرد تحلیلی–اکتشافی مبتنی بر مدل مکتور بهره برده است.
روش شناسی: در این مطالعه، ترکیبی از روش‌های کیفی و کمّی به کار گرفته شد؛ مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه آب، محیط‌زیست، مدیریت شهری و حکمرانی محلی، به شناسایی کنشگران و اهداف کلان و خرد مدیریت بحران آب منجر شد و داده‌های کمی از طریق ماتریس‌های اثرگذاری- وابستگی و همگرایی اهداف تکمیل گردید.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان داد که شبکه مدیریت بحران آب ایلام دارای سلسله‌مراتب روشن و نقش‌های مشخص کنشگران تابع، میانجی و راهبردی است. مصرف‌کنندگان شهری نقش تابع و محدود دارند، شرکت‌های اجرایی میانجی و هماهنگ‌کننده هستند و استانداری ایلام و مدیریت منابع آب، نقش راهبردی و تعیین‌کننده دارند. نقشه فاصله خالص میان اهداف نشان‌دهنده همگرایی بالا میان اهداف قانونی، اجرایی و مشارکتی است و نقشه فاصله خالص میان کنشگران امکان شناسایی ائتلاف‌های بالقوه و نقاط تعارض را فراهم می‌کند. بر اساس این نتایج، هماهنگی میان کنشگران، اولویت‌بندی اهداف کلیدی، تقویت مشارکت مردمی و بهره‌گیری از نقش میانجی کنشگران اجرایی به عنوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت بحران آب در ایلام پیشنهاد می‌شود. یافته‌ها علاوه بر ارائه چارچوب تحلیلی دقیق، می‌تواند راهنمای عملیاتی برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری پایدار منابع آب در سایر مناطق مشابه باشد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل امکان‌سنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559

اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی

چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوری‌های دیجیتال نوین و شکل‌گیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را به‌طور قابل‌توجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را به‌عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روش‌شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساخت‌های فناورانه و مکانی مؤثر در شکل‌گیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، بسترهای داده‌محور، اینترنت اشیا و شبکه‌های ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، به‌منظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل‌های رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. شاخص‌های پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و به‌ویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساخت‌ها و سیاست‌گذاری آگاهانه، می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

قیمت‌گذاری بهینه پارکینگ‌های عمومی منتخب(مورد مطالعه: منطقه 5 شهر اصفهان)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 553-569

ناهید گوهرتاش، بابک صفاری، ناصر یارمحمدیان

چکیده زمینه و هدف: مدیریت پارکینگ یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت حمل‌ونقل شهری است که می‌تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد شبکه ترافیکی، کاهش ازدحام، صرفه‌جویی در مصرف سوخت و ارتقای کیفیت زندگی شهری ایفا کند. در میان راهبردهای مدیریت تقاضای سفر، قیمت‌گذاری پارکینگ به‌عنوان یک ابزار اقتصادی کارآمد، امکان کنترل تقاضای پارک، کاهش ترافیک ناشی از جست‌وجوی فضای پارک و بهره‌برداری بهینه از فضاهای محدود شهری را فراهم می‌سازد.
روش شناسی: هدف این پژوهش تعیین قیمت‌های بهینه پارکینگ در ساعات مختلف روز برای پارکینگ‌های منتخب منطقه 5 شهر اصفهان با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی مبتنی بر تعادل نش است. در این مدل، رانندگان با در نظر گرفتن هزینه‌های رانندگی، هزینه پارکینگ، هزینه زمانی جست‌وجوی فضای پارک و هزینه پیاده‌روی، پارکینگی را انتخاب می‌کنند که حداقل هزینه تعمیم‌یافته سفر را برای آنها به همراه داشته باشد. شبکه مورد مطالعه شامل پنج مبدأ (توحید، پل فلزی، پل آذر، حکیم نظامی، محتشم و شریعتی)، سه مقصد (حکیم نظامی، نظر و جلفا) و سه پارکینگ عمومی (توحید، خاقانی و جلفا) است. قیمت‌های بهینه و میزان اشغال پارکینگ‌ها در هشت بازه زمانی مختلف با حل مسئله حداقل‌سازی هزینه شبکه تعیین شد.
نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که قیمت‌های بهینه در طول روز متناسب با تغییرات تقاضا و حجم ترافیک تغییر می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که میانگین قیمت بهینه برای پارکینگ توحید 7040 تومان، پارکینگ جلفا 8520 تومان و پارکینگ خاقانی 9140 تومان برآورد شد. همچنین بیشترین ظرفیت بهینه متعلق به پارکینگ توحید با 308 فضای پارک، سپس پارکینگ خاقانی با 281 فضای پارک و پارکینگ جلفا با 88 فضای پارک بود. یافته‌ها بیانگر وجود رابطه مثبت میان قیمت‌های بهینه و میزان اشغال پارکینگ‌ها است. همچنین نتایج نشان داد که الگوی اشغال پارکینگ‌ها به‌طور مستقیم از تغییرات حجم ترافیک تبعیت می‌کند، به‌طوری که در ساعات اوج ترافیک، میزان اشغال فضاهای پارک افزایش یافته و در ساعات کم‌ترافیک کاهش می‌یابد. در مجموع، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از سیاست قیمت‌گذاری پویا و مبتنی بر شرایط تقاضا می‌تواند موجب تخصیص بهینه ظرفیت پارکینگ‌ها، کاهش ترددهای سرگردان در جست‌وجوی فضای پارک، کاهش هزینه‌های شبکه و بهبود کارایی سیستم حمل‌ونقل شهری شود.

جغرافیای طبیعی

ارزیابی و تحلیل خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل جنگل تصادفی و قابلیت‌های سامانه‌های GEE و GIS (مطالعه موردی: حوضه آبخیز ناورود، گیلان)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 560-577

سمیه سادات شاه زیدی، طیبه بابایی اولم، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: زمین‌لغزش یکی از مهم‌ترین مخاطرات طبیعی در مناطق کوهستانی و مرطوب شمال ایران به‌شمار می‌رود که هر ساله خسارات قابل توجهی به منابع طبیعی، زیرساخت‌ها و سکونتگاه‌های انسانی وارد می‌کند. حوضه آبخیز ناورود در استان گیلان، به دلیل شرایط توپوگرافی پیچیده، بارش‌های نسبتاً زیاد و مداخلات انسانی، از جمله مناطق مستعد وقوع زمین‌لغزش محسوب می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی و پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش و تعیین اهمیت متغیرهای مؤثر با استفاده از مدل جنگل تصادفی و قابلیت‌های سامانه گوگل ارث انجین و سیستم اطلاعات مکانی در حوضه آبخیز ناورود است. روش شناسی: این پژوهش از نوع تحلیلی–کاربردی بوده و در آن ۱۱ عامل مؤثر شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، زمین‌شناسی، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، انحنای دامنه، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل و بارش سالانه به‌عنوان متغیرهای مستقل انتخاب شدند. لایه‌های اطلاعاتی با استفاده از داده‌های سنجش از دور، مدل رقومی ارتفاعی آلوس پالسار با قدرت تفکیک مکانی 5/1 متر، نقشه‌های زمین‌شناسی و داده‌های هواشناسی تهیه و پس از فازی‌سازی و نرمال‌سازی، وارد فرآیند مدل‌سازی شدند. نقشه پراکنش زمین‌لغزش‌ها شامل ۱۵۰ نقطه لغزشی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات میدانی تهیه و داده‌ها به دو بخش آموزشی (۷۰ درصد) و اعتبارسنجی (۳۰ درصد) تقسیم شدند. مدل جنگل تصادفی در محیط Google Earth Engine اجرا و نقشه نهایی خطر زمین‌لغزش در پنج کلاس بسیار کم، کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد تولید شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که حدود ۳۲ درصد از مساحت حوضه در طبقات خطر زیاد و بسیار زیاد قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های مرتفع و دامنه‌های پرشیب شمال‌غربی و جنوب‌غربی متمرکز هستند. همچنین تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که شیب، ارتفاع، بارش، کاربری اراضی و فاصله از جاده بیش‌ترین نقش را در وقوع زمین‌لغزش دارند. ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از منحنی ROC نشان داد که مقدار AUC در مرحله اعتبارسنجی برابر با 897/0 است که بیانگر دقت و توان پیش‌بینی بسیار خوب مدل جنگل تصادفی در شناسایی مناطق مستعد زمین‌لغزش می‌باشد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل شاخص‌ها از منظر معماری اسلامی - ایرانی در بستر زیست عمودی شهر (مورد مطالعه: مسکن مهرشهر بیجار)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 570-587

عظیم علی شائی، یعقوب حقی، بنفشه شهرکی نیا، سیامک اصلانی

چکیده زمینه و هدف: در عصر معاصر، شهرنشینی شتاب‌زده، محدودیت زمین شهری و افزایش تراکم جمعیت، چالش‌های مهمی در طراحی زیستگاه‌های شهری ایجاد کرده است؛ به‌ویژه در شهرهای ایرانی که میراث معماری اسلامی–ایرانی و ارزش‌های فرهنگی–معنوی دارند، انتقال اصول سنتی زیست افقی به سازه‌های بلندمرتبه مستلزم مدیریت دقیق روابط فضایی، عملکردی و اجتماعی است. هدف این پژوهش، شناسایی متغیرهای کلیدی و پیشران مؤثر بر کیفیت زیست در معماری اسلامی–ایرانی در بستر زیست عمودی شهری با مطالعه موردی مسکن مهر بیجار است.
روش شناسی: روش تحقیق، تحلیل کمی–کیفی با استفاده از مدل میک‌مک بود. ابتدا شاخص‌ها و مؤلفه‌های فرهنگی، اقتصادی، عملکردی، معناگرایی، روانی، حقوقی، زیست‌محیطی و معنوی شناسایی شد و سپس با تعیین روابط تأثیرگذاری و اثرپذیری، متغیرهای کلیدی و پیشران سیستم مشخص گردید.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان داد که معماری اسلامی–ایرانی در زیست عمودی شهری سیستمی ناپایدار و پویا است و تحقق همزمان هویت، معنا و عملکرد فضایی نیازمند تمرکز بر چند متغیر کلیدی است. در این میان، تفکیک فضای عمومی و خصوصی (C5)، جلوگیری از تزئینات تجملاتی (D1) و حس مکان (E1) به‌عنوان شاخص‌های تأثیرگذار اولویت‌دار و کارکرد صحیح فضایی (D2) و تعاملات اجتماعی (A4) به‌عنوان پیشران‌های کلیدی شناسایی شدند. مدیریت این مؤلفه‌ها بیشترین اثر مستقیم و غیرمستقیم را بر سایر شاخص‌ها دارد و امکان پایداری فرهنگی–معنایی و عملکردی زیست عمودی را فراهم می‌سازد. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر شاخص‌های بنیادین فرهنگی، معناگرایانه و عملکردی، نه تنها کیفیت زیست و تجربه هویتی ساکنان را بهبود می‌بخشد، بلکه راهنمایی برای طراحی و سیاستگذاری پروژه‌های مشابه و بازتولید اصول معماری اسلامی–ایرانی در شهرهای در حال توسعه فراهم می‌کند.

برنامه ریزی شهری

بررسی و تحلیل اثرات کالایی شدن فضا بر زیست پذیری شهری در شهرهای ساحلی (مورد مطالعه: شهر بهشهر در استان مازندران)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 630-653

اسماعیل تقوی زیروانی، افسانه احمدی

چکیده زمینه و هدف: زیست‌پذیری شهری به عنوان مفهومی چندبعدی، کیفیت محیط شهری و قابلیت آن برای تأمین نیازهای مادی و معنوی ساکنان را بازتاب می‌دهد پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات پدیده کالایی‌شدن فضا بر کاهش زیست‌پذیری شهری در شهر ساحلی بهشهر انجام شده است.
روش شناسی: به‌منظور سنجش میزان تأثیرگذاری فرم هندسی بر ادراک کاربران از فضاهای سبز شهری، ابزار گردآوری داده‌ها به‌صورت پرسشنامه تصویری طراحی شد. تدوین پرسشنامه بر اساس استخراج متغیرها، شاخص‌ها و مؤلفه‌های مرتبط با موضوع پژوهش از طریق مطالعات اسنادی و بررسی پیشینه پژوهش انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های شهروندان (برای سنجش زیست‌پذیری) و متخصصان (برای شناسایی متغیرهای کالایی‌شدن فضا) جمع‌آوری شدند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون آماری T تک‌نمونه‌ای و مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره DANP استفاده گردید.
یافته‌ها و نتایج: نتایج آزمون T نشان داد که شاخص کالبدی-زیرساختی مطلوب‌ترین وضعیت را در بین ابعاد زیست‌پذیری شهر بهشهر دارد، در حالی که شاخص نهادی-مدیریتی نامطلوب‌ترین وضعیت را داراست. بر اساس مدل DANP، مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار کالایی‌شدن فضا بر کاهش زیست‌پذیری به‌ترتیب عبارتند از: کاهش توان گروه‌های کم‌درآمد برای دسترسی به مسکن، تبدیل زمین‌های کشاورزی به کاربری مسکونی و تجاری، و افزایش تبلیغات تجاری در فضاهای شهری. کالایی‌شدن فضا از طریق مکانیسم‌های بازار و سیاست‌های نئولیبرالی، به ویژه در بخش مسکن و تغییر کاربری اراضی، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش کیفیت زندگی شهری و افزایش نابرابری‌های فضایی در شهر بهشهر داشته است.

گردشگری شهری

تحلیل پیشران‌های اثرگذار بر آینده گردشگری ورزش‌های ساحلی در افق ۱۴۲۰ (مطالعه موردی: شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405

سید حسین مرعشیان، علی لطفعلی زاده

چکیده زمینه و هدف: توسعه گردشگری ورزشی ساحلی به عنوان یکی از پیشران‌های نوین در اقتصاد شهری، همواره با چالش‌های برنامه‌ریزی در کلان‌شهرهای ساحلی مواجه بوده است. در دهه‌های اخیر، تحت تأثیر نوسانات شدید اقتصادی و تغییرات دموگرافیک، الگوهای سنتی بهره‌برداری از پهنه‌های ساحلی در کلان‌شهرهای ایران با ناکارآمدی مواجه شده و ضرورت اتخاذ رویکردهای آینده‌پژوهانه برای گذار از رویکردهای تک‌بعدی بیش از پیش احساس می‌شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل اثرات متقاطع پیشران‌های کلیدی مؤثر بر آینده گردشگری ورزشی ساحلی در شهر اهواز تا افق ۱۴۲۰ است.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، در زمره پژوهش‌های آینده‌پژوهی و از نظر روش‌شناسی، مبتنی بر روش‌های توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و تکنیک دلفی نخبگان (شامل ۵۰ کارشناس حوزه گردشگری و مدیریت ورزشی)، ۳0 متغیر اولیه در ابعاد اقتصادی، کالبدی، مدیریتی و اجتماعی شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و نرم‌افزار MICMAC، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری این پیشران‌ها بر یکدیگر مورد سنجش و تحلیل قرار گرفت تا چشم‌انداز آینده گردشگری ورزشی در حاشیه رودخانه کارون ترسیم گردد.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که پیشران‌های زیست‌محیطی و اقتصادی، به‌عنوان موتورهای محرک سیستم، قدرت جهت‌دهی به سایر مؤلفه‌ها را دارند و سلطه راهبردی آن‌ها بر پویایی‌های ساحلی کارون در افق ۱۴۲۰ قطعی است. در این میان، متغیرهای دووجهی نظیر هویت‌بخشی و برگزاری رویدادها، نقش تعاملی مهمی در پیوند میان زیرساخت‌ها و اهداف کلان ایفا می‌کنند. تحلیل‌ها حاکی از آن است که موفقیت این چشم‌انداز، نه در گرو مداخلات تک‌بعدی، بلکه نیازمند استقرار یک نظام مدیریتی یکپارچه است که با تمرکز بر پیشران‌های کلیدی و اصلاح ساختارهای کالبدی، بستری پایدار برای بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای امنیت اجتماعی فراهم آورد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید می‌کند که سیاست‌گذاری برای دستیابی به اهوازِ مقصدِ گردشگری ورزشی، باید با عبور از رویکردهای جزیره‌ای، بر تقویت هوشمندانه پیشران‌های زیست‌محیطی و اقتصادی متمرکز گردد تا از طریق اثرات زنجیره‌ای، تعادل و تاب‌آوری لازم در پهنه‌های ساحلی کارون محقق شود.

شهرسازی

چگونگی رهیافت پایداری اجتماعی بر پایه پرسه زنی در فضاهای معماری معاصر شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 خرداد 1405

نگین فعله دیلمقانی، عظیم عثمانیان

چکیده مقدمه و هدف: در سال‌های اخیر، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ابعاد اساسی توسعه پایدار در معماری و شهرسازی، اهمیت فزاینده‌ای یافته است؛ بااین‌حال، بسیاری از رویکردهای موجود عمدتاً بر شاخص‌های کالبدی و عملکردی متمرکز بوده و نقش تجربه زیسته کاربران در کیفیت اجتماعی فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، «پرسه‌زنی» به‌مثابه تجربه‌ای ادراکی–اجتماعی، ظرفیت ایجاد تعاملات انسانی، ارتقای حس تعلق و تقویت کیفیت حضور در محیط را داراست. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی رهیافت پایداری اجتماعی بر پایه پرسه‌زنی در فضاهای معماری معاصر انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی–توسعه‌ای و از نظر ماهیت، کیفی است که با رویکرد تفسیری و راهبرد تحلیل مضمون مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شد. داده‌ها از طریق مطالعه اسناد و منابع علمی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و روابط میان مضامین استخراج‌شده در قالب مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تحقق پایداری اجتماعی مبتنی بر پرسه‌زنی از یک فرآیند چهارسطحی تبعیت می‌کند که شامل محرک‌های پرسه‌زنی (خوانایی، نفوذپذیری، دعوت‌کنندگی، تنوع فضایی و کیفیت حسی)، تجربه پرسه‌زنی (مشاهده، مکث، حرکت اکتشافی، ادراک و تجربه زیسته)، پیامدهای اجتماعی (تعامل اجتماعی، سرزندگی، اعتماد، تعلق و هویت) و ابعاد پایداری اجتماعی (انسجام اجتماعی، کیفیت زیست، اجتماع‌پذیری و ماندگاری اجتماعی فضا) است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پرسه‌زنی به‌عنوان سازوکاری میانجی، از طریق ارتقای تجربه فضایی، تعاملات اجتماعی و حس تعلق، زمینه تحقق پایداری اجتماعی در فضاهای معماری معاصر را فراهم می‌سازد و می‌تواند به‌عنوان رهیافتی نوین در طراحی فضاهای انسان‌محور مورد توجه قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌و‌نقل درون‌شهری با تاکید برتاب‌آوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405

مصطفی محمدی ده چشمه، دانیال لطفعلی زاده

چکیده زمینه و هدف: هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری با تأکید بر تاب‌آوری شهری به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین ارکان مدیریت زیرساخت و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت شبکه‌های ارتباطی در تحمل، انطباق و حفظ عملکرد مطلوب در برابر شوک‌های بیرونی و تنش‌های محیطی دارد. در این میان، چالش‌های خاص کلان‌شهر اهواز نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده مخرب ریزگردها و گره‌های ترافیکی متمرکز، آسیب‌پذیری‌های ساختاری و عملکردی ویژه‌ای را به شبکه حمل‌ونقل تحمیل می‌کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت سنتی ترافیک است. پژوهش حاضر با هدف اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری در راستای ارتقای توانمندی کلان‌شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه این چالش‌ها و تحلیل ظرفیت‌های تاب‌آورانه زیرساخت‌های ارتباطی آن انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، حمل‌ونقل هوشمند و مدیریت بحران در کلان‌شهر اهواز، شاخص‌های اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزن‌دهی چندمعیاره است، به‌منظور وزن‌دهی و اولویت‌بندی شاخص‌های شناسایی‌شده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در زمینه‌های مدیریت شهری، مهندسی ترافیک، فناوری‌های شهر هوشمند و تاب‌آوری شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به‌صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه‌گیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس اولویت‌بندی شاخص‌های هوشمندسازی حمل‌ونقل اهواز، معیارهای «مدیریت و عملیات» و «زیرساخت و کالبد» به‌عنوان خط مقدم واکنش به بحران، بالاترین اهمیت استراتژیک را دارند؛ در مراتب بعدی، مؤلفه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و فناوری به‌عنوان ارکان پشتیبانِ سیستم عمل کرده و پایداری بلندمدت آن را در برابر شوک‌ها تضمین می‌کنند. همچنین، رتبه پایینِ «تاب‌آوری اجتماعی» نشان‌دهنده یک رویکرد تقدم‌گراست؛ بدین معنا که اثربخشیِ آموزش و مشارکت شهروندان، کاملاً منوط به تثبیت و آماده‌سازی زیرساخت‌های سخت‌افزاری است و در نهایت، گذار از یک مدل انفعالی به تاب‌آوری پیش‌دستانه، تنها در گرو ایجاد تعادلِ پایدار میان توسعه ظرفیت‌های فیزیکی-مدیریتی و ارتقای سواد دیجیتال و مشارکت عمومی خواهد بود.

برنامه ریزی شهری

آینده‌نگاری اثرات کیفیت محیط شهری بر ارتقای نشاط و بهره‌وری نیروی انسانی (مطالعه موردی: کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405

فرناز پیشگر

چکیده زمینه و هدف: در عصر حاضر، پایداری و کیفیت فضاهای شهری به عنوان بستری حیاتی، نقشی تعیین‌کننده در بازیابی توان ذهنی و سلامت روانی نیروی کار ایفا می‌کند. با توجه به شرایط اقلیمی و چالش‌های زیست‌محیطی کلان‌شهر اهواز، واکاوی چگونگی تعامل محیط شهری با مولفه‌های روانی کادر درمان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای مدیریت بهینه سرمایه‌های انسانی است. این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد آینده‌نگاری، به دنبال تبیین رابطه میان کیفیت فضای شهری و ارتقای نشاط و بهره‌وری کارکنان کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی است تا افق‌های نوینی را در طراحی محیط‌های حامی سلامت ترسیم نماید.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، در زمره پژوهش‌های آینده‌پژوهی و از نظر روش‌شناسی، مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با تکیه بر مطالعات اسنادی و تکنیک دلفی با مشارکت پنلی از ۵۰ نفر از مدیران بیمارستانی، سیاست‌گذاران شهری و خبرگان حوزه سلامت و روان‌شناسی محیطی، ۵ محور اصلی، ۱۰ شاخص و ۳۴ زیرشاخص کلیدی در راستای تبیین رابطه کیفیت محیط شهری و بهره‌وری کادر درمان استخراج گردید. سپس با بهره‌گیری از روش تحلیل اثرات متقاطع (Cross-Impact Analysis) و پردازش داده‌ها در نرم‌افزار MICMAC، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها بر یکدیگر مورد سنجش و تحلیل ساختاری قرار گرفت تا ضمن شناسایی پیشران‌های راهبردی و نقاط بحرانی، چشم‌انداز آینده کیفیت محیط شهریِ پیرامون کلینیک و پاراکلینیک بیمارستان امام خمینی اهواز در راستای ارتقای نشاط و بهره‌وری نیروی انسانی ترسیم گردد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای نشاط و بهره‌وری کادر درمان بیمارستان امام خمینی اهواز، تابعی مستقیم از کیفیت محیط شهری پیرامون است و تنها با رویکردهای بخشی محقق نمی‌شود. پیشران‌های کلیدی مانند مدیریت آلودگی‌ها و پیوستگی بافت، نقشی راهبردی در این اکوسیستم دارند که با اثرگذاری دومینویی، تاب‌آوری شغلی و سلامت روان را ارتقا می‌دهند. دستیابی به چشم‌انداز ۱۴۰۵ نیازمند مدیریت متغیرهای بحرانی در تعامل «بیمارستان-شهر» و استفاده از تحلیل اثرات متقاطع است. بنابراین، اصلاح ساختار کالبدی و تقویت سرزندگی محیط پیرامونی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای تعالی سازمانی و بهبود کیفیت زیست‌حرفه‌ای کارکنان است.

توسعه پایدار منطقه ای

پیامدهای معدن‌کاری سنگ‌آهن خواف بر توسعه پایدار: تحلیل فضایی-نهادی با تمرکز بر امنیت غذایی و عدالت جنسیتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 خرداد 1405

عبدالغفور عظیمی، رستم صابری فر

چکیده معدن سنگ‌آهن خواف به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین معادن ایران، نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی پیامدهای چندبعدی معدن‌کاری سنگان بر توسعه پایدار منطقه، با تمرکز بر امنیت غذایی، عدالت اجتماعی و محیط‌زیست، انجام شد. داده‌های مورد استفاده شامل اطلاعات اقتصادی و اجتماعی منطقه، داده‌های مکانی GIS و سنجش از دور، و آمار و گزارش‌های رسمی معدن است. یافته‌ها نشان می‌دهد معدن‌کاری نقش قابل توجهی در ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، افزایش درآمد خانوارها، توسعه زیرساخت‌ها و رشد صنایع پایین‌دستی فولاد دارد و موجب تقویت ظرفیت اقتصادی منطقه شده است. با این حال، اثرات منفی معدن‌کاری نیز مشاهده می‌شود؛ از جمله فشار بر منابع طبیعی، تغییر کاربری زمین، تخریب پوشش گیاهی، کاهش تنوع معیشتی و افزایش نابرابری‌های اجتماعی و فضایی. تحلیل فضایی نشان می‌دهد که شدت این اثرات در مناطق نزدیک به معادن بیشتر بوده و با افزایش فاصله، کاهش می‌یابد. همچنین، توزیع نابرابر منافع اقتصادی و محدودیت‌های حکمرانی منابع باعث شده گروه‌های آسیب‌پذیر، به ویژه زنان و خانوارهای کشاورزی، نسبت به پیامدهای منفی آسیب‌پذیرتر باشند. این نتایج بر ضرورت رویکردی جامع و چندبعدی برای مدیریت پایدار منابع معدنی، شامل سیاست‌های بازتوزیعی، حکمرانی مشارکتی و حفاظت محیط‌زیستی تأکید می‌کند. در نهایت، مطالعه نشان می‌دهد که توسعه پایدار در مناطق معدنی تنها با تلفیق ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطی و مشارکت فعال جامعه محلی قابل تحقق است و معدن‌کاری می‌تواند به‌عنوان فرصت توسعه منطقه‌ای با مدیریت مناسب مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

اقتصاد شهری و منطقه ای

سنجش اثرات اعتبارات اعطایی بانک‌ها بر توسعه شهری در استان‌های ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 تیر 1405

امیرعلی فرهنگ، فرزاد رحیم زاده، آرمین صنعتی موتابان

چکیده یکی از عوامل مؤثر بر توسعه شهری و منطقه‌ای، دسترسی به منابع مالی و اعتبارات بانکی است. نظام بانکی از طریق تجهیز و تخصیص منابع مالی، زمینه سرمایه‌گذاری، توسعه زیرساخت‌ها، افزایش تولید و اشتغال را فراهم می‌سازد. در اقتصاد بانک‌محور ایران، اعتبارات بانکی نقش مهمی در توسعه مناطق مختلف دارند. با این حال، تفاوت در توزیع اعتبارات می‌تواند بر نابرابری‌های منطقه‌ای اثرگذار باشد. از این رو، بررسی تأثیر اعتبارات بانکی بر توسعه شهری و منطقه‌ای برای سیاست‌گذاری اقتصادی و تحقق توسعه متوازن ضروری است. برای این کار از داده ها و اطلاعات استان های ایران در دوره 1385-1400 استفاده شده و بعد از بررسی مانایی داده‌ها، مدل ارائه شده بصورت پانل دیتا برآورد شده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد که موجودی سرمایه سرانه و سرانه اعتبارات اعطایی بانک‌ها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی استان‌ها داشته‌اند و از طریق افزایش تولید و اشتغال، توسعه شهری را تقویت کرده‌اند. همچنین شاخص‌های سرمایه انسانی شامل سرانه تعداد دانشجویان، نسبت معلمان به دانش‌آموزان و سرانه پزشکان و تخت‌های بیمارستانی، اثر مثبت و معناداری بر توسعه شهری داشته‌اند. افزون بر این، مخارج دولت با توسعه زیرساخت‌ها، آموزش و بهداشت، و نیز شهرنشینی از طریق افزایش بهره‌وری، تمرکز سرمایه انسانی و بهبود دسترسی به خدمات عمومی، موجب رشد درآمد سرانه و ارتقای سطح توسعه شهری استان‌ها شده‌اند.

گردشگری شهری

اولویت‌بندی شاخص‌های گردشگری خلاق در شهر اهواز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 تیر 1405

مهناز عامری

چکیده زمینه و هدف: توسعه و پیاده‌سازی شاخص‌های گردشگری خلاق به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین ارکان بازآفرینی شهری و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت‌های فرهنگی، هنری و پتانسیل‌های محلی در جذب سرمایه‌های انسانی و نمادین دارد. در این میان، کلان‌شهر اهواز به‌رغم برخورداری از تنوع غنی فرهنگی، قومیتی، جاذبه‌های ملموس و ناملموس (مانند رودخانه کارون و میراث صنعتی-مدرن)، با چالش‌های خاصی نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده ریزگردها و کمبود زیرساخت‌های بازآفرینانه روبرو است که آسیب‌پذیری‌های ساختاری ویژه‌ای را به حوزه گردشگری آن تحمیل می‌کند. از این رو، عبور از مدیریت سنتی گردشگری و حرکت به سمت رویکردهای خلاقانه امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای گردشگری خلاق در کلان‌شهر اهواز انجام شده است تا بستری برای ارتقای توانمندی این کلان‌شهر در مواجهه با چالش‌های محیطی و بهره‌گیری بهینه از ظرفیت‌های فرهنگی و پتانسیل‌های خلاقانه آن فراهم آورد.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق بررسی ادبیات تحقیق و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، مدیریت گردشگری و مطالعات فرهنگی در کلان‌شهر اهواز، شاخص‌های اولیه گردشگری خلاق شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره (SIWEC) به‌منظور وزن‌دهی، غربالگری و اولویت‌بندی شاخص‌های شناسایی‌شده بر اساس نظرات نخبگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاه، مدیران، کارشناسان ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، و متخصصان فعال در زمینه‌های مدیریت و برنامه‌ریزی شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به‌صورت هدفمند (اشباع نظری) و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه‌گیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که شاخص‌های «ظرفیت‌های فرهنگی و هنری» (۰.۱۷۱) و «هویت و اصالت» (۰.۱۶۱) بالاترین اولویت را در گردشگری خلاق اهواز دارند، در حالی که «ابزارهای هوشمندسازی» در پایین‌ترین رتبه قرار گرفته‌اند. این اولویت‌بندی اثبات می‌کند که شکوفایی گردشگری در این کلان‌شهر بیش از هر چیز مستلزم اتکا به رویکردی تجربه‌محور و مشارکت‌جویانه است. در نهایت، از دیدگاه خبرگان، تقویت جریان‌های نرم هویتی و غوطه‌وری گردشگر در اتمسفر محلی (مانند موسیقی بومی، روایتگری تاریخی و باززنده‌سازی بناهای صنعتی)، اثربخشیِ به مراتب بیشتر و اولویت آنی نسبت به زیرساخت‌های سخت‌افزاری و دیجیتال دارد.