3. تدوین سناریوهای مؤثر بر کاهش نابرابری در ارائه خدمات عمومی در مناطق شهری ارومیه با رویکرد آینده پژوهی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 38-57
بهروز محمدرضاپور، میرنجف موسوی
چکیده زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکلدهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب میشود. در بسیاری از شهرها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساختهای شهری بهطور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آیندهمحور با استفاده از ابزارهای آیندهپژوهی است.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آیندهپژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبهبندی تاپسیس، مناطق پنجگانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبهبندی شدند. سپس با بهرهگیری از نرمافزارهای میکمک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان میدهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم میکند: سناریوی مطلوب با ویژگیهایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکافهای خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر میشود. در حالیکه سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابریها را تشدید میکند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابریها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
بررسی عوامل انگیزشی گردشگری سلامت در دریاچه ارومیه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 40-54
پاکزاد آزادخانی، اکرم ایمانفرد، اعظم سلطانی
چکیده شناسایی و تجزیه و تحلیل انگیزه های گردشگران با هدف ارائه خدمات درخور و مناسب به آن ها از مهم ترین روش های بخش بندی در بازار این صنعت است. گردشگری سلامت یکی از حوزه هایی است که میتواند نقش به سزایی در جهت توسعه گردشگری ایفا نماید. دریاچه ارومیه، یکی از بهترین جاذبه های گردشگری در چارچوب طبیعی و کنش گران انسانی محسوب می شود که می توان از طریق شناخت قابلیت ها و ترسیم راهبردهای آینده، با اتکاء به این جاذبه گردشگری، زمینه رشد و صنعت گردشگری و توسعه منطقه ای را در ابعاد متفاوت، با نگرشی در چارچوب پایداری منابع در این منطقه مهیا کرد و این مهم با شناسایی انگیزه های گردشگران بهتر محقق می گردد. بنابراین شناسایی انگیزه های گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه هدف اصلی پژوهش حاضر را در بر می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری در این تحقیق گردشگران ورودی به شهر ارومیه تشکیل می دهد که 384 نفر از آن ها با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه علیزاده ثانی و همکاران (با آلفای 925/0) است که بین حجم نمونه به روش خوشه ای توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی در نرمافزار SPSS انجام شد. یافته ها نشان داد که 8 عامل انگیزشی رانشی؛ کسب دانش و درمان بیماری ها، افزایش ارتباطات، تفکر و گرفتن مشاوره زندگی، به دنبال آرامش، افزایش چرخه اجتماعی، دیدن مناظر گوناگون، تمدد اعصاب و شناخت سایر فرهنگ ها و 4 عامل انگیزشی کششی دسترسی آسان و راحت و تنوع، ماجراجویی، تاریخ و فرهنگ و رخدادها و فعالیت ها به عنوان مهم ترین عوامل انگیزشی در بین گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه شناسایی شدند.
تحلیلی بر آگاهی گردشگران از مقاصد گردشگری با تاکید بر استراتژی دهان به دهان (مطالعه موردی: شهر چابهار)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 41-53
رحیم حیدری چیانه، داود حاتمی، زبیده پویش، حمیده حاتمی، رضا حاتمی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری که در دنیای امروز آن را صنعت سبز مینامند شیوهای برای انتقال فرهنگ و تمدن از یک جامعه به جامعه دیگر است؛ که در فرآیند آن اثرات مثبت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیستمحیطی و فرهنگی فراوانی نهفته است. هر مقصد گردشگری محصولات و خدمات مختلفی را برای جذب گردشگران به آنان عرضه میکند. موفقیت یک منطقه در صنعت گردشگری تنها به وجود جاذبههای منحصربهفرد محدود نمیگردد بلکه عوامل مختلفی ازجمله میزان آگاهی و شناخت در خصوص آن جاذبهها از اهمیت فراوانی برخوردار هست. هدف پژوهش حاضر چگونگی میزان آگاهی مردم و گردشگران با جاذبههای گردشگری و میزان شناخت آنها با جاذبهها و رابطه آن با تعداد دفعات بازدید از آنها است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده که با استفاده از مطالعه کتابخانه ای- اسنادی و میدانی صورت پذیرفته است. جامعه آماری شامل مردم شهر چابهار و گردشگرانی که برای بازدید به این شهر مراجعه کردهاند میباشد؛ که با استفاده از روش تعیین حجم نمونه کوکران 382 نفر مورد مطالعه قرار گرفتهاند. اطلاعات میدانی پژوهش با ابزار پرسشنامه جمعآوری شده و برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS19 و از آزمون همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیهها استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که بین میزان شناخت و دفعات بازدید از جاذبهها و تمایل آنها به بازدید از جاذبهها رابطه معناداری وجود دارد؛ یعنی هر چه میزان شناخت و آگاهی از جاذبهها بیشتر باشد میزان بازدید آنها از جاذبهها بیشتر است؛ و همچنین نتایج نشان داد که بیشترین نحوه آشنایی افراد با جاذبههای این شهر از طریق تبلیغات دهانبهدهان بوده است با 7/53 درصد است.
راهبردهای توسعه پایدار شهری در منطقه تهران-البرز
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 52-71
پروانه سبحانی، افشین دانه کار
چکیده زمینه و هدف: مجموعه شهری تهران-البرز به دلیل جمعیت زیاد و رشد سریع شهرنشینی با مشکلات متعدد محیط زیستی رو به رو است. بدین ترتیب برنامهریزی برای توسعه فعالیتهای انسانی باید به گونهای صورت گیرد که کمترین آسیب را در منطقه و محیط زیست شهری آن به دنبال داشته باشد. در مطالعه حاضر به برنامهریزی راهبردی و شناسایی راهبردهای محیط زیستی در چشمانداز کلانِ توسعه مجموعه شهری تهران-البرز با هدف تحقق مدیریتی مطلوب در بهرهبرداری از منابع طبیعی پرداخته شد.
روششناسی: در این مطالعه به شناسایی و تدوین راهبردهای مدیریتی در برنامهریزی توسعه شهری پایدار با استفاده از مدل SWOT-PESTLE پرداخته شد. گامهای روششناسی مطالعه حاضر عبارتند از "شناسایی و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید"، "تهیه ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی"، "امتیازدهی به عوامل درونی و بیرونی در قالب طیف لیکرت 5 تایی"، "تعیین موقعیت راهبردی (SO، ST، WO، WT)"، "تدوین و اولویتبندی راهبردها با توجه به نظر متخصصان و کارشناسان و با استفاده از مدل وزندهی "ANP.
نتایج و یافتهها: مطابق نتایج، از بین عوامل درونی و بیرونی، نقاط تهدید با جمع 525/0- از بالاترین نمره برخوردار است. همچنین عوامل بیرونی (فرصتها و تهدیدها) با مجموع نمره 091/0 دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل درونی (قوتها و ضعفها) با مجموع نمره 042/0 است. همچنین نسبت راهبردها در هر یک از حوزههای راهبردی شامل 29 درصد راهبرد حفظ وضع موجود (WT)، 24 درصد راهبرد توسعه مشارکتی و توانمندسازی (WO)، 26 درصد راهبرد ارتقاء عملکرد (ST) و در نهایت 23 درصد راهبرد توسعه همهجانبه (SO) میباشد. ازاینرو، موقعیت راهبردی مجموعه شهری تهران-البرز با توجه به درصد اختصاص یافته به هر یک از راهبردها، معادل با راهبرد" WT" است. مطابق راهبردهای ارائه شده در این مطالعه، برنامهریزی راهبردی و مدیریتی مجموعه شهری تهران-البرز تلاش دارد تا برنامهریزان و تصمیمگیران را به دستیابی به مدیریتی یکپارچه و تدوین الگوهای توسعهای بر اساس توان اکولوژیک و ظرفیتهای زیستی منطقه و کنترل و مدیریت تهدیدات محیط زیستی به منظور حفاظت از عرصههای طبیعی و منابع زیستی برای بهرهمندی نسلهای حاضر و آتی کمک نماید.
مکانیابی بهینه مناطق کشاورزی با استفاده از دادههای سنجش از دور و تحلیل سلسله مراتبی (مطالعه موردی: شهرستان اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز سبحانی، مرتضی مملوکی
چکیده زمینه و هدف: مکانیابی بهینه مناطق کشاورزی به فرآیند انتخاب بهترین اراضی برای کشت محصولات کشاورزی با در نظر گرفتن عوامل مختلف مانند شرایط اقلیمی، خاکی و منابع آبی اشاره دارد تا بهرهوری و پایداری تولید افزایش یابد. این پژوهش نیز با هدف مکانیابی مناطق مناسب برای کشاورزی در شهرستان اردبیل، با بهرهگیری از دادههای سنجش از دور و تحلیل سلسلهمراتبی ANP انجام شده است.
روششناسی: دراین پژوهش ابتدا عوامل محیطی مؤثر بر کشاورزی شناسایی و در چهار دسته اصلی شامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت شیب)، اقلیم (دما، بارش، تبخیر و تعرق)، منابع آب (رواناب، رطوبت خاک، ذخایر آب زیرزمینی، فاصله از آبراهه) و پوشش زمین (بافت خاک، کاربری اراضی، NDVI) طبقهبندی شدند. دادههای ماهوارهای مورد نیاز از پایگاههای معتبر همچون MODIS، CHIRPS، GRACE، Landsat 8 و TerraClimate استخراج گردید و تحلیلهای لازم در محیط Google Earth Engine انجام گرفت. وزندهی معیارها با استفاده از نرمافزار Super Decisions و تحلیل ANP صورت پذیرفت. در ادامه، نقشه نهایی مناطق کشاورزی بهینه با استفاده از نرمافزار ArcGIS تولید شد.
یافتهها و نتیجهگیری: برای این منظور، نتایج تحقیق نشان داد که نواحی غربی و جنوبشرقی شهرستان اردبیل به دلیل شرایط مطلوب اقلیمی، منابع آبی کافی و توپوگرافی مناسب، از پتانسیل بالایی برای کشاورزی پایدار برخوردار هستند. در این مناطق، عواملی نظیر ارتفاع، بارش، رطوبت خاک و شیب، تأثیرات مثبتی در رشد و بهرهوری کشاورزی داشتهاند. در مقابل، نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل کاهش بارش، ارتفاع کم و محدودیت در منابع آبی، با چالشهای بیشتری در زمینه کشاورزی مواجه هستند. افزایش تبخیر و تعرق در این مناطق و کمبود ذخایر آب زیرزمینی، ضرورت استفاده از روشهای نوین آبیاری و کشت محصولات مقاوم به خشکی را برجسته میکند.
4.آسیب شناسی بافت های ناکارآمد شهر ارومیه با تلفیق تکنیک مدیریت ریسک و مدل بهترین-بدترین(FMEA و BWM)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 42-56
احمد کریمی، محمد رسولی
چکیده زمینه و هدف: در سال های اخیر توجه به بافتهای ناکارآمد و شناخت آسیبهای ایجاد شده در کالبد و فضای شهر به موضوعی جدی تبدیل شده است که این امر لزوم یافتن الگوها و روشهای مناسب به منظور بهبود ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی بافت های ناکارآمد را بیش از پیش ضروری ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی بافت های ناکارآمد شهر ارومیه انجام شده است.
روش بررسی: نوع تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر گردآوری داده توصیفی-تحلیلی بوده است و برایجمعآوری اطلاعات از روش میدانی – کتابخانهای استفاده شده است. در این پژوهش در وهلۀ نخست از ارزیابی ریسک امنیتی زیرساخت(تکنیک FMEA)، جهت شناسایی ریسکهای بافتهای ناکارآمد شهر ارومیه، مشخصسازی عدد اولویت ریسک و تعیین عملگرها استفادهشده است و در وهلۀ بعدی از مدل BWM جهت بررسی میزان سازگاری شاخصهای و ارجعیتبندی آنها استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: بررسیهای صورت گرفته در قالب تکنیکFMEA نشان داده است که از 34 آسیب با 8 اثر بالقوه(آسیبپذیری در برابر زلزله، افزایش ناهنجاری اجتماعی، افزایش آلودگی، کاهش تعلقخاطر، تضاد کالبدی، ناتوانی مالی-پولی ساکنان، ضعف مدیریتی، ضعف در رویداد مدار) سطح خطر بارزی دارند و نتایج حاصل از مدل BWM نشان داده است که بهبود کمیت و کیفیت بسترهای برگزاری مراسم ها و رویدادها تاریخی– فرهنگی( بازآفرینی مبتنی بر الگوی رویدادمداری) و شناسایی دقیق رویدادها در بافت های فرسوده در اولویت نخست ساماندهی بافت های ناکارآمد شهر ارومیه قرار گرفته اند.
سنجش و ارزیابی نابرابری مناطق شهری در برخورداری از شاخصهای ترکیبی توسعه (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 48-66
سعید امانپور، زهرا محقق، سیده معصومه رضوی، خاطره رمضان پور اسعدیه
چکیده شناخت نابرابری فضایی و عدم تعادل منطقه ای در چارچوب محدوده های مختلف جغرافیایی و سیاستگزاری در جهت رفع و کاهش آن از مقولات بسیار مهم برنامه ریزی منطقه ای به شمار می آید. ابعاد نابرابری فضایی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، درمانی و غیره قابل بحث است. از این رو، نیل به پیشرفت و توسعهی فراگیر در آینده، مستلزم شناخت موقعیت مناطق و نواحی در ابعاد مختلف است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف سنجش نابرابری فضایی درون شهری کلانشهر اهواز در برخورداری از شاخص های ترکیبی توسعه انجام شده است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد مطالعاتی حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از 54 متغیر و با بهره گیری از مدل ELECTRE سطح بندی و میزان نابرابری های موجود را میان مناطق کلانشهر اهواز تعیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد پراکنش توسعه، نامتعادل بوده و بین مناطق، از نظر توسعه یافتگی نابرابری و شکاف وجود دارد و این نابرابری در بخش های مختلف اجتماعی، اقتصادی، خدماتی، بهداشتی- درمانی و کالبدی خود را نشان می دهد. به طوری که بر اساس نتایج حاصل از تکنیک الکتره، منطقهی 2 در سطح برخوردار، مناطق 1 و 3 در سطح نیمه برخوردار، منطقهی 4 در سطح کم برخوردار و مناطق 6، 7 و 8 در ردهی محروم یا عدم برخوردار قرار گرفته اند؛ بنابراین برای کاهش میزان نابرابری های توسعه یافتگی در کلانشهر اهواز براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود توزیع شاخص های توسعه به سمت رشد متوازن هدایت شوند.
بررسی مقایسه ای میزان مسئولیت پذیری شهروندی در بافت فرسوده و جدید شهری (مطالعه موردی: شهر کازرون)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 48-70
محمد اکبری ریابی، حسین امیرعضدی
چکیده زمینه و هدف: مسئولیتپذیری شهروندی بستر وقوع مشارکت مدنی و از آن طریق ارتقای ابعاد اجتماعی مسائل توسعه شهری را فراهم میسازد. اگرچه مشارکت شهروندان توسط پژوهشهای علمی متعددی مورد کنکاش قرار گرفته، اما مسئولیتپذیری شهروندی بعنوان انگیزه درونی شهروندان برای مشارکت، هنوز بخوبی شناخته شده نیست. این تحقیق سعی دارد شاخصهای مرتبط با مسئولیتپذیر شدن شهروندان را کشف و آنها را وابسته به دو بافت قدیم و جدید شهری مورد آزمون قرار دهد.
روش بررسی: این پژوهش با روش تحقیق آمیخته، از پژوهش کیفی در بخش شناسایی شاخصها و از روش کمی با ابزار پرسشنامه جهت تحلیل دادهها و استخراج یافتهها بهره میبرد. نوشتار به شیوه توصیفی- تحلیلی سعی در کنکاش پاسخ به اینکه چه متغیرهایی بیشترین تأثیر را روی پاسخگو بودن شهروندان داشته و اینکه آیا ساکنین بافت فرسوده و جدید شهری میزان متفاوتی از مسئولیتپذیری را نشان میدهند، دارد. معیارهای مؤثر برپایه مطالعات نظری و به شیوه دلفی توسط تعدادی از اساتید دانشگاهی استخراج شده و در قالب پرسشنامهای شامل 24 سوال مابین 300 نفر از حاضرین در بافت فرسوده و جدید شهر تکمیل گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد ساکنین بافت جدید کازرون با 55/0 نسبت به ساکنین بافت قدیم با 09/0 میزان معنیداری از تفاوت در مسئولیتپذیری را نشان میدهند و متغیرهایی همچون وظیفه شناس بودن شهروندان، مشارکت مدنی ایشان و آموزنده بودن محیط زندگی، تأثیر قابل توجهی در متغیر موردتحقیق خواهد داشت. همانطور که مشخص است تعدادی از این متغیرها وابسته به محیط و برخی مربوط به ویژگیهای روانی و شخصی هر یک از شهروندان است. بنابراین با الگوگیری از شرایط متفاوت بافت جدید میتوان حداقل بلحاظ کالبدی شرایط مسئولیتپذیری بیشتر شهروندان در بافتهای مختلف شهری را فراهم آورد.
آینده پژوهی توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر
دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 49-64
بهناز رضا زاده
چکیده در شاهین شهر اقداماتی در خصوص شهر الکترونیکی توسط شهرداری انجام شده است، این شهر به عنوان پایلوت شهر هوشمند در کشور تعیین شده و در جمع شهرهای هوشمند با شعار: شهروند هوشمند، شهرهوشمند و شهرداری هوشمند، حرکت میکند. ساختار خشک مدیریت شهری در شهر شاهین شهر و شناخت ناکافی از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث کندی هوشمندسازی در شاهین شهر شده است. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر شناسایی مهمترین شاخص های توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر بود. از اینرو روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی انتخاب شد. در گام اول از پژوهش فهرستی از عوامل اولیه که توسعه شهر هوشمنددر معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر نقش دارند، به عنوان متغیرهای تحقیق، با بهرهگیری از منابع اسنادی و پژوهشهای پیشین و پرسشنامه دلفی متخصصین شناسایی شدند. در ادامه با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل و نرمافزار میکمک، میزان تأثیرگذاری عوامل اولیه بر روی یکدیگر در قالب پرسشنامه کارشناسان ارزیابی شد. نتایج مطالعات نشان میدهد که هفت عامل کلیدی در توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر نقش دارند. این هفت عامل شامل بهبود دسترسی به خدمات به کمک فناوری، میزان مشارکت سیاسی شهروندان، میزان رضایت از شفافیت بروکراسی، ایجاد پتلفرم شبکه ای برای همکاری همه ذی نفعان، مهیا بودن زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، استفاده از فناوری اطلاعات در جهت کاهش روند مبتنی بر کاغذ و ارائه خدمات عمومی آنلاین به شهروندان میشود.
4.بررسی و ارزیابی توزیع فضایی- مکانی کاربری آموزشی مقطع متوسطه شهر زابل
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 52-64
مجید گودرزی، زهرا سلطانی، علی اشکبوس
چکیده زمینه و هدف: تعیین توزیع بهینه کاربریها و مراکز خدماتی یکی از چالشهای اصلی برنامهریزان شهری است. با توجه به رشد سریع جمعیت و توسعه کالبدی شهرها، مشکلاتی نظیر کمبود و عدم توزیع مناسب فضایی کاربریها به وجود آمده است. در شهر زابل، عدم توزیع مناسب مکانهای آموزشی مقطع متوسطه اول اول مشکلات متعددی را ایجاد کرده است، از جمله عدم سازگاری با کاربریهای مجاور، دسترسیهای ناکافی و کمبود فضاهای باز. این شرایط، محیطهای آموزشی را از ویژگیهای استاندارد یک فضای آموزشی مناسب محروم کرده است. هدف این مقاله بررسی توزیع فضایی-مکانی مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانهای و اسنادی انجام شده است. پس از جمعآوری اطلاعات و دادههای میدانی، با بهرهگیری از نرمافزارهای GIS و SPS، توزیع فضایی، مکان استقرار و شعاع عملکرد مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. همچنین مدارسی که خارج از شعاع پوشش مدارس موجود و در کنار کاربریهای ناسازگار قرار دارند، شناسایی شدند.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که نزدیک به 50 درصد از مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل از وضعیت استاندارد مناسبی برخوردار نیستند. این مدارس از نظر قرارگیری در کنار کاربریهای ناسازگار، دسترسیها، وضعیت ساختمانی و فضای باز در شرایط مطلوبی قرار ندارند. به طور کلی، توزیع فضایی-مکانی مراکز آموزشی مقطع متوسطه اول در شهر زابل با چالشهای متعددی مواجه است. اصلاحات در سیاستگذاری شهری، بهبود دسترسی به مدارس و ارتقاء کیفیت فضای آموزشی میتواند به بهبود شرایط آموزشی و رفاه دانشآموزان در این شهر منجر شود.
تبیین سازههای مؤثر و چالشهای توسعه کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: روستای ظفرآباد، دهستان نورآباد، استان لرستان)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 54-67
سمیرا جولایی، حسین زینتی فخرآباد، زهرا ملک جعفریان
چکیده زمینه و هدف: تقویت کارآفرینی روستایی بهعنوان اهرمی مؤثر در تسریع رشد اقتصادی و توانمندسازی اجتماعی نقش مهمی در فرایند توسعه روستایی ایفا میکند. در این میان قابلیتها و موانعی وجود دارد که با شناسایی آنها علاوه بر رشد و توسعه کارآفرینی در میان جوامع روستایی، میتوان زمینههای دستیابی به توسعه پایدار را نیز فراهم نمود. باتوجهبه جایگاه کارآفرینی در فرایند توسعه روستایی و ضرورت شناسایی موانع و چالشهای پیشرو در این حوزه، هدف از انجام این پژوهش شناخت موانع و چالشهای توسعه کارآفرینی در روستای ظفرآباد است که نتایج آن یاریگر تقویت کارآفرینی و توسعه اقتصادی منطقه موردمطالعه است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی - تحلیلی است. جامعة آماری تحقیق، 567 نفر روستای ظفرآباد است، کـه طبق جدول استاندارد مورگان، 200 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب نمونهها از روش تصادفی سیستماتیک بهره گرفته شد. بهمنظور پیبردن بـه متغیرهـای زیربنایی تحقیق و تلخیص آنها، بـا اهـداف تأییـدی و اکتشـافی از مـدل تحلیـل عـاملی (روش چرخش واریمکس) استفاده شـد. در ایـن روش پـس از حـذف گویههای بیاثر، مهمترین عوامل مؤثر در قابلیتها و موانع توسعة کارآفرینی در روستا به ترتیـب اولویـت شناسـایی و تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد این روستا پتانسیل و قابلیتهای کارآفرینی دارد اما میزان توسعه کارآفرینی در آن پایین است، از بین موانع موجود عوامل فردی بیشترین تأثیر را در توسعه کارآفرینی روستایی در محدوده موردمطالعه دارند.
4.تحلیل عامل اکتشافی مسکن سالم از دیدگاه شهروندان جهت دورکاری(مطالعه موردی : شهر دزفول)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 56-67
الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: اصولاً توسعه تغییر بنیادی در متغیرهای اجتماعی، کالبدی و بهداشتی هر جامعه محسوب میشود و تحقق آن، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ابعاد گوناگون آن است. یکی از عواملی که باعث توجه بیشتر به مسکن سالم در هر منطقه سکونتی شده است؛ دورکاری و رابطه آن با مسکن در شهرسازی مدرن است که به عنوان تبلور فضایی و تجسم کالبدی فعالیت سکونتی انسان در این شرایط نمود و بروز پیدا میکند. که از یک طرف کیفیت مسکن، از نظر تاثیری که بر سلامتی، ایمنی و شرایط مناسب زیست دارد. از طرفی دورکاری، در خردترین واحد شهری یعنی(مسکن) انجام میگیرد.
روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق بصورت ترکیبی(توصیفی، میدانی و تحلیلی) در نمونه حیاتی ترین زیرساخت شهری یعنی کارکنان سازمان آبفا شهر دزفول با تلفیق موضوع مسکن سالم و دورکاری اقدام به بررسی موضوع نموده است. لازم به ذکر است یافته ها بصورت پرسشنامه با کل جامعه آماری این سازمان بعد از تائید روایی و پایایی انجام گرفته است. که جهت تحلیل یافته ها از تکنیک تحلیل عامل اکتشافی، سنجش همسانی وزنی و نرمافزارهای Grafer، Visio، Excel، GIS و SPSS استفاده گردیده است.
نتایج و یافتهها: یافته های تحقیق نشان داده است دورکاری کارکنان فقط بعنوان یک شغل(42/22)، تعداد اتاق در مسکن جهت دور کاری(83/13)، فضای اختصاصی(آرامش) در مسکن(11/13)، وضعیت اینترنت(16/9)، دسترسی و کیفیت تلفن همراه(10/9)، کارایی تلوزیون در مسکن(16/7)، تداخل استفاده از تجهیزات(8/5) بیشترین و مهمترین متغیرهای تاثیرگذار جهت داشتن مسکن سالم برای دورکاری کارکنان بوده است.
ارزیابی عوامل اکولوژی و مورفولوژی بر جزایر گرمایی شهری نمونه مطالعاتی: ناحیه 1 منطقه 1و ناحیه 4 منطقه 6 کلانشهرتبریز
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-74
مجتبی آزمون، محمد محمدنژاد
چکیده زمینه و هدف: یکی از معضلات نوظهور جامعه شهری و بخصوص کلانشهرها، مبحث جزایر حرارتی شهری است که منجر به اختلاف دمای این سطوح به نسبت مناطق حاشیه خود به دلایل مختلف اکولوژیکی، مورفولوژی، توپوگرافی، جمعیتی و... است
روش بررسی: در این پژوهش جزایر حرارتی شهری تبریز در نمونه موردی منطقه 1، ناحیه 1بعنوان محدوده اول و منطقه 6، ناحیه 4 بعنوان محدوده دوم ازاین کلانشهر، با استفاده ازتصاویر سنجشازدور لندست 8 مورد بررسی قرار گرفت. اهداف این پژوهش شامل استخراج، مکانیابی و تحلیل پدیده جزایر حرارتی شهری درمحدوده موردمطالعه با استفاده از فرمولهای مشخص و تهیه نقشههای مربوطه با تمرکز بر شاخصهای اکولوژیکی و مورفولوژی است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد که محدوده اول، دمای کمینه 88/15 درجه و بیشینه آن 65/37 درجه بوده و درمحدوده دوم کمینه 11/24 و بیشینه 87/40 درجه است. با بررسی نقشههای استخراج شده براساس شاخصهای درنظر گرفته شده اکولوژیکی یعنی پوشش گیاهی، باد، تابش آفتاب و ارتفاع ازسطح دریا و شاخصهای مورفولوژی یعنی ارتفاع ساختمان، تراکم ساختمانی، نمای ساختمان و بام ساختمانها در هر دو محدوده، به این نتیجه رسیدیم که محدوده اول باارتفاع بالاتر ازسطح دریا، دریافت مناسبتر بادهای غالب شمالشرقی، جهت گیری مناسبتر خیابانها، ارتفاع طبقات پایینتر و اکثرا یک طبقه بودن آنها و فراوانی بامهای انعکاسی به نسبت محدوده دوم، ازدلایل خنکتر بودن این محدود بوده است. هرچند محدوده دوم ازلحاظ پوشش گیاهی وضع مناسبتر و تراکم ساختمانی کمتری برخورداراست.
4.تحلیل دیفرانسیل شهری و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر شاندرمن در استان گیلان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 58-79
مجتبی دوستی سیاهمرد، محمد تقی حیدری
چکیده زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود.
روششناسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران (مطالعه موردی: محله عباسآباد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 72-91
فروغ اسکندری نسب، فرزانه ساسان پور
چکیده زمینه و هدف: مگاپروژههای شهری به عنوان نیروهای محرک تحول، نقشی تعیینکننده در شکلگیری ساختار شهرها ایفا میکنند؛ اما تأثیرگذاری آنها بر توسعه پایدار محلههای پیرامونی، پدیدهای پیچیده و گاه متناقض است. استقرار مصلای بزرگ تهران در محله عباسآباد، علاوه بر تغییرات کالبدی چشمگیر، ایجاد پارادوکسی میان رونق اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان را به دنبال داشته است که نیازمند واکاوی علمی مؤلفههای آن است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران و بررسی روابط متقابل بین این مؤلفهها انجام شده است.
روششناسی: روش تحقیق از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. دادههای میدانی با استفاده از پرسشنامه محققساخته از ۳۸۴ نفر از ساکنان محله عباسآباد گردآوری شد. برای تحلیل دادهها و استخراج ابعاد پنهان تأثیرات پروژه، از آزمونهای آماری تی تست، تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی پیرسون در محیط نرمافزاری استفاده شد.
نتایج و یافتهها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که تأثیرات پروژه در قالب نه عامل اصلی طبقهبندی میشود که ابعاد زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را در بر میگیرد. همچنین یافتههای حاصل از تحلیل همبستگی آشکار ساخت که میان رشد زیرساختی و اقتصادی با چالشهای زیستمحیطی و تغییر جمعیتی همبستگی معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، اگرچه حضور مصلا موجب افزایش اشتغال، ارتقای خدمات و تحولات کالبدی شده، اما همین فرآیند توسعه با کاهش سرانه فضای سبز، افزایش آلودگی و جابجایی جمعیت بومی همراه بوده است. این پژوهش نتیجه میگیرد که توسعه پایدار در این محله نیازمند مدیریت تعارض میان مؤلفههای رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست و ثبات اجتماعی است.
توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی با استفاده از مدل کرچنر و GAM
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
بهروز نظافت تکله، آی سان فاتحی، محمد صدرا کابلی، مریم سقا
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی با استفاده از مدل کرچنر و GAM است. منطقه مورد مطالعه در محدوده جغرافیایی ۳۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۱۰ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ٤٧ درجه و ۲۵ دقیقه تا ٤٨ درجه و ١٢ دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ واقع شده است.
روششناسی: در این پژوهش، ابتدا ویژگیهای ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی شهرستان گرمی شناسایی و تحلیل شد. دادههای لازم از منابع مختلف شامل نقشههای زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و مطالعات میدانی جمعآوری گردید. سپس با استفاده از مدل کرچنر، قابلیتهای ژئوتوریستی مناطق مختلف شهرستان مورد ارزیابی قرار گرفت. این مدل به کمک معیارهایی مانند تنوع زمینشناسی، دسترسی به نقاط دیدنی، و کیفیت محیط زیست، توانایی جذب گردشگر را تعیین میکند. در مرحله بعد، برای تحلیل و پیشبینی اثرات متغیرهای مختلف بر قابلیتهای ژئوتوریستی از روش تحلیل عمومی خطی (GAM) استفاده شد. این روش امکان بررسی روابط غیرخطی بین متغیرها را فراهم میآورد و میتواند به شناسایی عوامل مؤثر بر جذب گردشگر کمک کند.
یافتهها و نتایج: بررسی شاخصهای ژئوتوریستی مناطق نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی با کسب امتیاز35/11 از نظر مدل GAM ، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. این منطقه نیز دارای ارزش گردشگری بالایی با 33/3 امتیاز است، در حالی که ارزش حفاظتی آن با 68/1 امتیاز، نشاندهنده نیاز به اقدامات حفاظتی بیشتر برای حفظ این منبع طبیعی میباشد. نتایج محاسبات مدل کرچنر نیز نشان میدهد که آبشار شوله لر دره سی مجموع امتیاز (190/2) را کسب کرده است. همچنین در این ژئوسایت ارزش علمی با (650/0) امتیاز بیشترین و ارزش حفاطتی با (225/0) امتیاز کمترین مقدار هستند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که برخی مناطق خاص از شهرستان گرمی دارای پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران هستند، به ویژه مناطق اطراف چشمههای آب گرم و مناطق کوهستانی با مناظر طبیعی زیبا. این مطالعه همچنین به بررسی چالشها و موانع موجود در مسیر توسعه ژئوتوریسم در شهرستان گرمی پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود زیرساختها، تبلیغات مؤثر و آموزش جوامع محلی ارائه میدهد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان گرمی بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی و ارزیابی تاب اوری مولفه های کالبدی بافت فرسوده شهری (مطالعه موردی ) بافت فرسوده شهر مسجدسلیمان
دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 65-81
سعید امانپور، فرخنده هاشمی قندعلی
چکیده چکیده
یکی از معضلات جدی که بسیاری از شهرهای ایران با آن روبهرو هستند، فرسودگی بافتهای شهری است. فرسودگی معرف وجود شرایطی است که زندگی انسان را در ابعاد مختلف تهدید میکند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی تابآوری مؤلفههای کالبدی بافت فرسودهی شهری در شهر مسجدسلیمان است. این پژوهش بهعنوان یک مطالعه نظری ـ کاربردی بر مبنای شیوهی توصیفی – تحلیلی انجام شد. شیوه جمعآوری اطلاعات تلفیق دو روش کتابخانهای و میدانی میباشد. در این مطالعه، از منابع علمی معتبر داخلی و خارجی و گفتوگو با افراد متخصص بهره گرفته شد. به علاوه، با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته و بهرهگیری از روش وزن دهی سلسله مراتبی فازی (FAHP) و استفاده از تکنیک میانگین هندسی باکلی، اوزان نسبی معیارها محاسبه گردید. براساس نتایج به دست آمده، اغلب متغیرهای مؤثر بر تابآوری کالبدی مانند: اسکلت ساختمان، جنس مصالح، تعداد طبقات، قدمت ساختمان، کیفیت ابنیه، تعداد واحد و عرض معابردر بافت فرسوده شهر مسجدسلیمان غیر تاب آور و یا با تابآوری کم هستند و بر اساس شاخصهای 7 گانه مورد مطالعه، محدوده مورد مطالعه در شهر مسجدسلیمان در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. در واقع میتوان گفت که بیش از نیمی از بافت فرسوده در شهر مسجدسلیمان (80.2 درصد)، دارای تابآوری نامطلوبی است. ترتیب تأثیر مؤلفههای تابآوری کالبدی در بافت فرسوده شهر مسجدسلیمان، بر اساس اوزان آنها، به ترتیب از کم به زیاد عبارت است از: تعداد واحد، تعداد طبقات، عرض معابر، قدمت ساختمان، کیفیت ابنیه، اسکلت ساختمان و جنس مصالح.
واژگان کلیدی: ارزیابی، تابآوری کالبدی، بافت فرسوده، شهر مسجدسلیمان.
5.تدوین مدل نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 65-77
حسین ابراهیم زاده آسمین، سعید محمدی صادق، مهدی معینی
چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به اینکه سلامت اجتماعی هم در سطح فردی و خانواده و هم در سطوح اجتماعی اثرات مختلفی بر جای می گذارد ، توجه به سلامت اجتماعی زنان به عنوان اولین مراقبان سلامت خانواده و رکن مهم توسعه پایدار در جامعه حائز اهمیت فراوان می باشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان پرداخته است.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی مطبق از 138 نفر از زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور گردآوری شده است. اعتبار ابزار به روش اعتبار محتوا مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تحلیل قرار گرفتند. میزان تأثیرپذیری سلامت اجتماعی زنان (به عنوان متغیر وابسته) در پنج بعد همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی از متغیر مستقل (نابرابری جنسیتی) سنجیده شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: طبق نتایج آزمون های آمار استنباطی در این پژوهش، می توان با احتمال 99 درصد ادعا کرد که متغیر ایدئولوژی پدرسالارانه (عامل اجتماعی نابرابری)، کلیشه های جنسیتی موجود در کتب درسی و رسانه های جمعی و دینداری (عوامل فرهنگی نابرابری ) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد و متغیرهای مرتبه شغلی، پایگاه اجتماعی خانوادگی ، میزان تحصیلات ، سن (عوامل زمینه ای نابرابری) ، میزان درآمد شخصی و میزان مالکیت شخصی زنان (عوامل اقتصادی نابرابری ) دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد ولی متغیر وضعیت تأهل (از عوامل زمینه ای نابرابری) در سلامت اجتماعی زنان (برای چهار بعد شکوفایی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و انسجام اجتماعی) مؤثر نیست و فقط در بعد "پذیرش اجتماعی" است که میانگین چهار گروه با هم متفاوت است. بنابراین متغیر وضعیت تأهل فقط بر بعد "پذیرش اجتماعی" سلامت اجتماعی مؤثر است.
5.ساماندهی و برنامه ریزی فضاهای سبز دانشگاهی با رویکرد جذابیت مکان (مطالعه موردی: دانشگاه تبریز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 66-78
احمد حامی، مهسا تراشکار، فرزین امامی، زانیار صمدی تودار
چکیده زمینه و هدف: دانشگاهها بهعنوان مراکز آموزشی نقش مهمی در توسعه جامعه و ترویج مفاهیم پایداری دارند. فضای سبز و محیط منظر دانشگاهها، از جمله دانشگاه تبریز، با وجود وسعت، کمتر مورد استقبال دانشجویان قرار گرفته است. این تحقیق با هدف بهبود طراحی فضاهای باز دانشگاهی، مولفههای کیفی این فضاها را شناسایی کرده است. محیط منظر دانشگاهی از جمله فضاهای سبز نقش مهمی در برقراری ارتباط بین دانشجویان و همچنین امکان استراحت و مطالعه آنها ایفا میکنند.
روش بررسی: پژوهش از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 10 متخصص (معمار، معمار منظر و طراح شهری) و با تمرکز بر نقش فضاهای سبز در کاهش استرس، ارتقای تعاملات اجتماعی، و افزایش جذابیت بصری انجام شده است. نتایج نشان میدهد که فضاهای باز دانشگاهی باید بهعنوان مکانهای اجتماعی برای تبادلات و تعاملات دانشجویان طراحی شوند. طراحی فضاهایی با چشمانداز باز، کیفیت بصری زیبا، محیط آرام و استفاده از عناصر بومی و گیاهان سازگار توصیه شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتابج نشان میدهد طراحی محوطههای باز دانشگاهی باید به عنوان یک مکان اجتماعی برای تبادلات اجتماعی دانشجویان در نظر گرفته شوند. ایجاد فضاهای در معرض دید عموم، افزایش نظارت اجتماعی، عدم استفاده از گونهها با ارتفاع تاج پایین و یا کاشت انبوه میتواند محیط را تحت تاثیر قرار دهد. این تغییرات میتواند علاوه بر افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود فرهنگ دانشجویی، در بازیابی روحی و جسمی دانشجویان و افزایش آمادگی ذهنی آنها برای یادگیری تأثیر مثبتی داشته باشد. این یافتهها در برنامهریزی و مدیریت بهتر محوطههای دانشگاهی قابلاستفاده است.
5.تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در کشور عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 67-83
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، مصطفی حسن جدوع الفرطوسی
چکیده زمینه و هدف: طی سالهای اخیر و با افزایش هزینههای انرژی و همچنین گرمایش جهانی و لزوم توجه بیشتر به محیط زیست، توجه به سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی به شدت افزایش یافته است. انرژی بادی یک فرصت قابل توجه برای رشد اقتصادی است. سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی بادی میتواند سبب بهبود اشتغال شود، سرمایهگذاری را جذب کند و فعالیتهای اقتصادی را در مناطقی که منابع بادی فراوان است تحریک کند. در نتیجه، مطالعه تأثیر انرژی بادی بر رشد اقتصادی برای باز کردن پتانسیل کامل منابع انرژی تجدیدپذیر، هدایت توسعه پایدار و تقویت اقتصاد سبزتر و انعطافپذیرتر برای نسلهای آینده ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی در سالهای اخیر و مزایای عمده آنها نسبت به انرژیهای فسیلی و خلا مطالعاتی کنونی برای پژوهشهایی از این قبیل در عراق، هدف این پژوهش بررسی اثرات سرمایهگذاری در انرژی بادی بر رشد اقتصادی عراق میباشد.
روششناسی: برای بررسی تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در عراق از سال 1995 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل تاثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی و دیگر متغیرهای مورد بررسی بر رشد اقتصادی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که سرمایهگذاری در انرژی بادی، تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در عراق در سطح 90 درصد اطمینان داشته است. همچنین دیگر متغیرهای مورد بررسی از جمله شاخص توسعه انسانی، تجارت خارجی و تشکیل سرمایه ثابت بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق تاثیر مثبت و معنی دار دارد. میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 465/0- و از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی وارد شدن شوک به نرخ رشد اقتصادی در طی هر دوره 465/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. بر اساس نتایج، میتوان نتیجهگیری کرد که اولویت سیاستهای انرژی در راستای افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ازجمله انرژی بادی باید باشد.
واکاوی تاثیرات تغییر کاربری اراضی بر پوشش گیاهی و دمای سطحی شهر و واکنش مدیران شهری به این روند(نمونه موردی: شهر مشهد)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 68-83
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی تحولات گستردهای را زمینهسازی نموده و منجر به تغییرات قابل توجهی در کاربری و پوشش زمین شدهاست. کاهش اراضی زراعی حومهها و حذف پوشش گیاهی به همراه افزایش دمای سطحی خاک، تنها بخشی از پیامدهای منفی توسعه شهری و ازدیاد مناطقی که به زیر ساخت و ساز شهری میروند، قلمداد میگردد. به همین منظور، این تحقیق با هدف بکارگیری سنجش از دور در بررسی پیامدهای تغییر کاربری اراضی در شهر مشهد انجام شده و به تعیین و مقایسه آثار منفی آن روی کاهش پوشش گیاهی و افزایش درجه حرارت انجام شد. بدین منظور، از تصاویر ماهواره لندست، سنجنده TM مربوط به سال 1979 و سنجنده ETM+ مربوط به سال 2009 و سنجندههای OLI و TIRS مربوط به سال2023 میلادی استفاده شدهاست.
روش بررسی: بررسی تغییرات پوشش گیاهی، با شاخص پوشش گیاهی تفاضل نرمال شده (NDVI) انجام شده و کلاسهای مختلف سرسبزی (بدون پوشش، ضعیف، متوسط و خوب) تعریف و در سه سال مذکور مورد مقایسه قرارگرفته است. در این مدت، مساحت وضعیت پوشش خوب از 3/8 درصد در 1987 به 2/5 درصد در 2023 رسیدهاست.
یافته ها و نتیجه گیری: مقایسه تغییرات دمای سطحی به کمک باندهای حرارتی نشان داد که تخریب پوشش گیاهی، باغات و مزارع واقع در محدوده شهر مشهد و تغییر کاربری آن در طی 36 سال، منجر به افزایش نسبی دمای محیط شده و میزان حرارت از 7/24 به 8/33 درصد افزایش پیدا نمودهاست. با این وجود، به دلیل توسعه فضاهای سبز، روند تخریب در طی سالهای اخیر کاهش یافته است.
5.پهنهبندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه (مطالعه موردی: حوضه آبخیز رضیچای، استان اردبیل)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 68-84
موسی عابدینی، حمیرا صبوری، امیرحسام پاسبان
چکیده زمینه و هدف: سیلابها یکی از پدیدههای طبیعی هستند که میتوانند خسارات زیادی به زیرساختها، مزارع و محیطزیست وارد کنند. این پدیده به طور عمده به دلیل بارشهای سنگین، ذوب برفها یا ترکیبی از این عوامل رخ میدهد. بنابراین هدف از این پژوهش پهنهبندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه در حوضه آبخیز رضی چای در استان اردبیل است.
روششناسی: دراین پژوهش با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست 8 مربوط به سال 2022، نقشه DEM 30 متر استر، نقشه توپوگرافی با مقیاس 1:50000، نقشه زمین شناسی با مقیاس 1:250000 و همچنین استفاده از سایر اطلاعات تفضیلی حوضه مورد مطالعه 10 پارامتر تاثیرگذار در رخداد سیل که شامل: ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، سازندهای زمین شناسی، فاصله از رودخانه، جهت جریان، کاربری اراضی، بارش، تراکم زهکشی مورد استفاده قرار گرفته و برای تعیین اهمیت هر متغیر از مدل فرآیند شبکه تحلیلی (ANP) استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: ازمیان پارامترهای مورد مطالعه، لایههای شیب (با ضریب 30 درصد)، ارتفاع (با ضریب 21 درصد)، کاربری اراضی (با ضریب 17 درصد) وزن بیشتری را کسب کردند. در نتیجه وقوع سیلاب در حوضه آبریز رضی چای را به شدت کنترل میکنند. نتایج نشان میدهد که حدود 36 درصد از حوضه آبریز رضیچای در مناطق پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد. این پهنهها در قسمت پایین حوضه، به طور معمول در تقاطع دو آبراهه اصلی حوضه قرار دارند. با توجه به پراکندگی فضایی سکونتگاهها در منطقه میتوان گفت که اکثر سکونتگاههای قسمت پایین حوضه در معرض سیلاب قرار دارند.
سنجش غنای حسی در پیاده بازار(مطالعۀ موردی: پیاده بازار جنّت مشهد)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 71-83
سیده مریم مجتبوی، فاطمه سادات رضوی سطوتی، فاطمه قاسمی
چکیده زمینه و هدف: تجربۀ انسان در فضاهای مختلف شهر از طریق کانالهای حسی گوناگون صورت میگیرد. در ادراک یک فضا هر چه اندامهای حسی بیشتری برانگیخته شوند، تأثیرگذاری فضا بیشتر و درک از فضا عمیقتر صورت خواهد گرفت و وسعت تجارب حاصله با مفهوم غنای حسی قابل بررسی است. پیادهراهها یکی از جلوههای سرزندگی و حیات شهری هستند و یکی از راههای ارتقای کیفیت اینگونه فضاها، افزایش غنای حسی به منظور بکارگیری تمامی حواس مخاطب میباشد. هدف از انجام این پژوهش، سنجش غنای حسی و میزان اثرگذاری هر حس در نقاط مختلف این پیادهبازار است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت آمیخته و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. برای جمعآوری اطلاعات مرتبط با پیشینه و مبانی نظری از روش مطالعات کتابخانهای و برای جمعآوری و تحلیل در مطالعات میدانى از روشهاى مشاهده، حسگردی و یادداشتبردارى حسى براى برداشت منظر حسى شش نقطه از پیادهبازار جنت به عنوان نمونۀ موردی استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها بیانگر آن است که پیادهبازار جنت، به ترتیب در نقطۀ شاخص شش (خانۀ تاریخی مستوفی)، نقطۀ شاخص یک (پلازای ورودی)، نقطۀ شاخص چهار (بین جنت 4 و 6)، نقطۀ شاخص سه (نبش جنت 4)، نقطۀ شاخص 5 (بین جنت 8 و 10) و نقطۀ شاخص 2 (جنت 2) بیشترین غنای حسی را در مخاطبین ایجاد نموده است و اولویت درگیری حواس در خانۀ تاریخی مستوفی به ترتیب از بیشتر به کمتر مربوط به حس بینایی، لامسه، شنوایی، بویایی و چشایی است.
5.تعیین راهبردهای ساماندهی مناطق حاشیهنشین و اجرای آن در قالب معادله ریاضی بازآفرینی(مورد مطالعه: محله قنات ناصری شهر اراک)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 73-90
رستم صابری فر، رضا افتخار
چکیده زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بازآفرینی شهری و ارزیابی سکونتگاههای غیررسمی با مطالعه موردی محله قنات ناصری در شهر اراک بود. محله قنات ناصری یکی از سکونتگاههای غیررسمی است که با چالشهای متعددی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی مواجه میباشد. به همین دلیل ضروری بود که نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای محله مشخص شده و راهکارهایی برای ساماندهی آن ارائه گردد.
روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی بود. برای جمع آوری دادهها و اطلاعات از شیوه پیمایشی و اسنادی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله قنات ناصری در شمال شرق اراک بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه در دسترس استفاده شد. به این منظور 37 نفر از ساکنان تحصیلکرده محدوده و 21 نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت مشاور و سازمان عمران و بازآفرینی اراک برگزیده شده و به سوالات پرسشنامه پاسخ گفتند. پرسشنامه مورد استفاده از نوع محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با نظر متخصصان و آلفای کرونباخ تایید اعتبار گردید. دادههای گردآوری شده با استفاده از آمارههای توصیفی و استنباطی و مدلهای SWOT و QSPM، تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مشارکت مردمی، بهبود زیرساختهای کالبدی، رفع مشکلات زیستمحیطی و توانمندسازی اقتصادی از جمله عوامل کلیدی در بازآفرینی این محله هستند. تحلیلهای انجام شده نشان داد که محله قنات ناصری در ماتریس SWOT در بخش WO (راهبردهای محافظهکارانه) قرار دارد که بر استفاده از فرصتهای خارجی برای کاهش نقاط ضعف داخلی متکی است. بر همین اساس، بهرهگیری از معادله ساماندهی بافتهای حاشیهای ضرورت دارد. در صورت عدم مدیریت دقیق و نظارت کامل، کسانی که قدرت بیشتری دارند، تمام منابع را کنترل میکنند و کار را برای دیگران دشوارتر میکنند. گاهی اوقات، خود دولت با اعمال محدودیتها یا اخراجهای اجباری، به حاشیهنشینان ظلم میکند. در چنین شرایطی، باید وضعیت هر یک از مناطق حاشیهای به طور جداگانه تحلیل و بر اساس آن راهکاری ارائه شود. بر اساس یافتههای این مطالعه، محلههای حاشیهای با تنگناهای متعددی روبرو هستند. روشهای مورد استفاده برای ساماندهی تاکنون چندان موفق نبودهاند. بر اساس این مطالعه، استفاده از معادله ساماندهی بافتهای حاشیهای، این کاستیهای روشهای قبلی را ندارد. مرحله دوم به آمادهسازی و دگرگونی شرایط انسانی اختصاص دارد. در نهایت، با تغییر وضعیت اجتماعی، تغییرات مثبت و پایداری در این منطقه رخ خواهد داد.
تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهواز)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 74-90
نسیم عیسی پور، محمد رجبی، سیما کریمی مطلق
چکیده زمینه و هدف: رشد شهری در قرن بیستم سهم جمعیت شهرنشین را به شدت افزایش داد وشهرنشینی را به شیوه غالب زندگی تبدیل کرد.امروزه با گسترش و پیچیدگی نظام شهری و شهرنشینی، دولتمردان و مسئولین دیگربه تنهایی قادر به کنترل و هدایت جوامع شهری و پاسخ به نیازهای روزافزون توسعه شهری نیستند. در این حالت فرایندی از همیاری دولت، بخش عمومی، جامعۀ مدنی و بخش خصوصی شکل می گیرد که حکمروایی شهری نامیده می شود.این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهوازانجام شده است.
روش بررسی: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی می باشد. جمع آوری داده و اطلاعات به روش اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی صورت گرفته است. در این راستا،جامعه و حجم نمونه 30 نفر ازکارشناسان و خبرگان شاغل در شهرداری مناطق 4 و 5 است. برای وزن دهی و رتبه بندی شاخصها از تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و برای جهت تجزیه و تحلیل اماری آزمون T استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری یافته ها نشان می دهدکه منطقۀ 4 به عنوان یک منطقۀ برخوردار و منطقۀ 5 به عنوان منطقۀ کم برخوردار است. بررسی شاخص های حکمروایی خوب شهری در این مناطق از شهراهوازنشان می دهد که حد مطلوبیت وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقۀ 5 کمتر از حد متوسط بوده است. نتایج حاصل از تحلیل برای رتبه بندی مناطق نشان می دهد که منطقۀ 4 وضعیت بهتری داشته و منطقۀ 5به عنوان منطقۀ کم برخوردار در اولویت اول برای بهبود شرایط اجرای حکمروایی خوب شهری است.
