شناسایی و تحلیل الگوی گسترش شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 77-96
سعید امانپور، مهدی علیزاده، صفیه دامن باغ
چکیده شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیدهای جهانی، همۀ کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در دهههای اخیر در ایران رشد و گسترش شهرها به صورت نوعی معضل یا مسأله نمایان شده است و شهر اهواز نیز از این مسائل جدا نیست. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل الگوی گسترش شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400 است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی میباشد و به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 ساله (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخصها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط GIS نقشههای خروجی نیز با استفاده از نرم افزارهای ENVI و Arc GIS استخراج شد. نتایج نشان داد در سطح مدلهای پیشبینی کننده اراضی کشاورزی با وزنهای 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهمترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطحبندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد که بهترین مکان در محدوده بلافصل منطقه 8 شهری و عدم قرارگیری بر سایت زمینهای کشاورزی در این شهر میباشد.
واکاوی مؤلفههای راهبردی و مشارکتپذیری شهروندان در راستای تحقق الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت
دوره 3، شماره 1، تابستان 1401، صفحه 88-107
مصطفی آریان کیا، نگار خراسانی، براتعلی خاکپور
چکیده زمینه و هدف: امروزه توسعه دغدغه خاطر بسیاری از کشورهاست که هدف آن بهبود بخشیدن به شرایط کیفی زندگی انسان است. برای رسیدن به الگوی توسعه مطلوب یا استفاده صحیح از منابع و فرصتها و توزیع عادلانه امکانات، مشارکت مردم راهکار اصلی و محوری به شمار میرود. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی میزان تحققپذیری شاخصهای مشارکت فعال مردمی در راستای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت میپردازد.
روش بررسی: نوع پژوهش کاربردی- تطبیقی و روش پژوهش، تحلیل محتوا است و از روش اطلاعات کتابخانهای و میدانی در انجام پژوهش استفاده شده است. در روش میدانی از تکنیک پرسشنامه جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل50 نفر از نخبگان و کارشناسان در دسترس میباشد. جهت تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامه از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری T تک نمونهای و کروسکال والیس و همچنین جهت تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از مدل استراتژیک SWOT استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از آزمون t نشان داده است که یک رابطه معناداری بین متغیرهای مستقل مورد مطالعه در پژوهش حاضر و تحققپذیری الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت وجود دارد. بنابراین متغیرهای مستقل مورد مطالعه بر تحققپذیری الگو اثرگذار میباشند. همچنین نتایج آزمون کروسکالوالیس نیز نشان داده که تمایل مردم به مشارکت در ارتباط با شاخصهای و متغیرهای مورد سنجش در جهت تحققپذیری الگو از وضعیت مطلوبی برخوردار است. نتایج بدست آمده از مدل سوات
بررسی رابطه بین شاخص های امنیت اجتماعی و وفاداری گردشگران خارجی (مطالعه موردی: شهر شیراز)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 84-100
محمدرضا شهریاری
چکیده زمینه و هدف: امنیت از اساسی ترین نیازها برای گردشگران است و نبود آن چالشی بزرگ برای جذب گردشگران به ویژه جهانگردان خارجی است. از آن جایی که هدف گردشگران از سفر به دست آوردن آرامش روحی و روانی است؛ فقدان امنیت اجتماعی موجب کاهش پذیرش گردشگران خواهد شد . هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین شاخص های امنیت اجتماعی بر وفاداری گردشگران خارجی در شهر شیراز است.
روش بررسی: پژوهش کاربردی و روش انجام آن مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است . در جهت گردآوری دادههای مورد نیاز از روشهای اسنادی و میدانی(پرسشنامه) استفاده گردیده است. جامعه آماری ،گردشگران مراجعه کننده به شهر شیراز در سال 1398 بوده اند روش نمونه گیری از طریق روش تصادفی و از نوع خوشه ای چند مرحله ای بوده است. برای سنجش امنیت اجتماعی گردشگران از 43 گویه در قالب 4 شاخص استفاده شده است. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آماری T ، ضریب هبستگی و روش تحلیل رگرسیون انجام شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که 4 شاخص امنیت اجتماعی از نظر گردشگران در سطح بالاتر از حد متوسط قرار داشته و همچنین بین شاخص های امنیت اجتماعی همبستگی قوی و معنادار آماری وجود دارد. در پایان در بین عامل های وفاداری مولفه تجربه سفر با مقدار 319/0 بیشترین سهم را در بین دیگر عوامل وفاداری داشته است.
بررسی تاثیر جانمایی کاربری های عمده جاذب سفر در پیرامون مبادی ورودی-خروجی میادین شهری بر بروز تصادفات شهر مهریز در استان یزد
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 84-99
مهدی رادفر، مینا ابوئی مهریزی
چکیده زمینه و هدف: امروزه نقش کاربری اراضی بر ترافیک شهری برای همگان اثبات شده است. ایجاد هر نوع کاربری، باعث تولید و جذب سفر خواهد شد. در توسعه کاربری ها، راه دسترسی و پارکینگ می بایست به نحوی تامین گردد که ورود و خروج با کمترین تاثیر منفی بر شبکه ترافیک، میسر گردد. این مقاله بر آن است که تاثیر کاربری های واقع در پیرامون میادین شهری را بر جریان ترافیک و نرخ تصادفات بررسی نماید.
روش بررسی: روش تحقیق این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، ماهیت آن کاربردی و گردآوری داده ها به صورت اسنادی و پیمایشی است. ابتدا تصادفات اتفاق افتاده در بازه زمانی معین، از پلیس راهور شهرستان اخذ گردید. سپس میادین با بیشینه نرخ تصادف، به عنوان نمونه آماری در سطح شهر مهریز انتخاب شدند. مختصات محل برخوردهای اطراف آن دو میدان، از فرم های بایگانی شده کارشناسی تصادفات پلیس راهور اخذ، سپس در نرم افزار گوگل ارث، بارگذاری شدند و سرانجام با بررسی های میدانی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عمده نقاط برخورد و تداخلی در محدوده پارکینگ حاشیه ای کاربریهای تجاری-خدماتی و دارای حوزه نفوذ از کل شهر اتفاق افتاده است که حتی حداقل مساحت پارکینگ مورد نیازی که طرح تفصیلی مصوب این شهر تعیین نموده است را تامین ننموده اند. بنابراین برای هرگونه درخواست ایجاد، توسعه یا تغییر کاربری می بایست ضمن بررسی رعایت اصول و ضوابط تعیین شده، بررسی عارضه سنجی ترافیکی نیز انجام پذیرد.
تحلیلی بر وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با تأکید بر عدالت فضایی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 85-97
حسن هوشیار، حسین رمضان تاش دهگرجی
چکیده امروزه بحث نابرابریهای فضایی در شهرها و لزوم برقراری عدالت اجتماعی در برخورداری کلیه شهروندان از خدمات عمومی به یکی از مباحث جدی پیشروی برنامهریزان و مدیران شهری تبدیلشده است. از اینرو هدف این مقاله، تحلیل و ارزیابی وضعیت نواحی شهر مهاباد به لحاظ مؤلفههای خدمات شهری با رویکرد عدالت فضایی است. روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. معیارهای مورد بررسی مشتمل بر یازده مؤلفهی خدمات عمومی شهر میباشد که اطلاعات موردنیاز از طرح جامع و تفصیلی شهر مهاباد (1395) جمعآوریشدهاند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و GIS بهره گرفته شد. شاخصها با استفاده از روش آنتروپی وزندهی شده و با استفاده از تکنیک وایکور رتبهبندی شده و جهت بررسی الگوی توزیع کاربری خدمات شهری تکنیک نزدیکترین مجاورت یا همسایگی مورداستفاده قرار گرفت. بررسی نتایج حاصل از میزان برخورداری نواحی شهر مهاباد از امکانات و خدمات شهری حاکی از آن است که ناحیهی دو با امتیاز 069/0 در رتبهی اول و با اختلاف فاحشی از ناحیهی هفت و هشت که به ترتیب با امتیازهای 589/0 و 867/0 در رتبههای هفت و هشت قرار گرفتهاند. همچنین بررسی الگوی توزیع کاربریهای خدمات شهری در سطح نواحی نشان داد که اکثر کاربریها براساس الگوی خوشهای توزیعشدهاند و از الگوی منظمی تبعیت نمیکند. در نهایت راهکارهایی در راستای دستیابی به عدالت فضایی در شهر مهاباد ارائهشده است.
6.تحلیل و ارزیابی رقابتپذیری پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی استان گیلان (مطالعه موردی: شهرستان ماسال، اولسبلنگاه، شاندرمن)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 85-97
بهروز نظافت تکله، محمد نظامی وند چگینی، سیده ندا موسوی، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شاخهای از دانش توریسم است که محوریت آن را رفتارشناسی سیستمهای سطحی زمین یا ژئومورفوسایتها تشکیل میدهد و کوشش دارد ارزشهای گردشگری-حفاظتی فرمها و فرایندهای مسلط در یک مکان را شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری کند. هدف از این پژوهش، ارزیابی و تحلیل رقابتپذیری پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی استان گیلان (مطالعه موردی: شهرستان ماسال، اولسبلنگاه، شاندرمن) میباشد.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف توصیفی تحلیلی کاربردی بوده و برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدلهای ژئوتوریستی پاوولوا، کوبالیکوا و فیولت استفاده شده است. مدل پاوولوا به ارزیابی توان رقابتپذیری مناطق موردمطالعه میپردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آنها میباشد. مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و در نهایت مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد.
نتایج و یافتهها: بر اساس نتایج حاصله از مدل پاولووا در فاکتور مثبت رقابتپذیری، شهرستان ماسال با کسب بیشترین امتیازات در زیرشاخصهای ثروت طبیعی (9/4) و مناطق حفاظت شده (54/4) از توان رقابتپذیری بالایی در منطقه برخوردار است. همچنین در بخش فاکتور منفی رقابتپذیری بخش شاندرمن در زیرشاخص عدم وجود زیرساختهای مناسب در منطقه با مقدار 33/4 دارای بالاترین امتیاز بوده و نشان از ضعف منطقه در این مورد میباشد. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا شهرستان ماسال با مقدار امتیاز (08/7) دارای بالاترین ارزش ژئوتوریسمی در منطقه بوده است. همچنین نتایج به دست آمده از مدل فیولت نیز نشان میدهد شهرستان ماسال با دریافت مقدار امتیاز (04/5) از لحاظ مدیریتی و گردشگری در منطقه در وضعیت مطلوبی قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری میگردد این منطقه دارای پتانسیلها و توانمندیهای بالای گردشگری و ژئوتوریسمی بوده و از لحاظ رقابتپذیری در سطح استان در رتبه برتر قرار دارد.
بررسی الگوی گذران اوقات فراغت در دوران کرونا و پساکرونا (مطالعه موردی: شهر تبریز)
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 91-111
جواد ایمانی شاملو، اسماعیل رئوف گنبدی، پریا نعمانی، سیده یگانه طبایی زاده
چکیده زمینه و هدف: اهمیت مدیریت اوقات فراغت در تعادل بین شغل و زندگی روزمره انکارناپذیر است. این مقوله نه تنها بر هویت فردی و اجتماعی افراد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به عنوان یک پارامتر کلیدی در تضمین کیفیت زندگی شناخته شود. با همهگیری کووید-19، دغدغههای مربوط به مدیریت فراغت اهمیت بیشتری یافته و تبدیل به یک چالش بزرگ برای خانوادهها و برنامهریزان شهری شده است. پژوهش حاضر با هدف دقیقتر شناسایی و ارزیابی الگوهای اوقات فراغت در طی و پس از دوران پاندمی در شهر تبریز انجام شده است.
روش بررسی: روش پژوهش براساس هدف کاربردی و براساس ماهیت توصیفی-تحلیلی است که با بهرهگیری از ابزار وبپایه پرسشنامه، امکان مشارکت مؤثر جمعیت هدف را فراهم ساخته و دادههای کلیدی را گردآوری کرده است. سپس به کمک نرمافزارهای آماری مانند SPSS، EXCEL و تحلیلهای دادهای با دقت بالا انجام پذیرفت.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای پژوهش نشان میدهند که در طول همهگیری، گرایش به انجام فعالیتهای فراغتی داخل خانه کاهش یافته، و در عوض، استفاده از ابزارهای الکترونیکی و تمایل به انجام فعالیتهای بدنی و فراغتی در فضاهای باز افزایش نموده است. همچنین، بررسیهای جنسیتی نشان میدهند که زنان به نسبت مردان تمایل بیشتری به گذراندن اوقات فراغت خارج از منزل دارند، در حالی که سطح تحصیلات، تأثیر قابل توجهی بر الگوهای اوقات فراغت نشان ندادهاست. بنابراین، مفروضات مطرحشده نشانگر اهمیت بررسی عوامل ساختاری و فردی در تعیین چگونگی پرداختن به اوقات فراغتی و توسعه برنامههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که نحوه گذران این اوقات را به نفع بهبود سلامت جسمانی و روانی افراد شکل میدهند.
6.مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مؤلفههای مبلمان شهری
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 91-103
فائزه بهادری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده مقدمه: مبلمان شهر در واقع نمود زیباشناسی و هویت یک جامعه است. از این رو طراحی کاربردی، مکان یابی مناسب در کنار استفاده درست و اصولی از مبلمان در بستر شهر پراهمیت است. بااینکه مبلمان شهری جز مهمترین مقوله یک شهر میباشد اما تجهیز نمودن و همچنین بهبود وضعیت موجود این مهم در یک برهه زمانی و به صورت همزمان در سطح تمامی مناطق یک شهر ممکن نیست؛ بنابراین مقایسه تطبیقی در این خصوص میتواند کارساز بوده و به عملکرد و تصمیمگیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح هریک از مناطق کمک نماید. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مولفههای مبلمان شهر تدوین یافته است.
روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه شهری میباشند. به منظور ارزیابی و اولویتبندی مناطق هدف از 5 مولفه (کیفیت محیط، زیبایی و تناسب مبلمان شهری، جانمایی صحیح مبلمان شهری، ساختار متوازن شهری، کفیت اجزای مبلمان شهری) بهره برده شد. در این خصوص مناطق 10 گانه شهر تبریز با استفاده مدل MABACاولویت بندی گردیدند
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان داد منطقه دو با کسب امتیاز نهایی 0.513 و رتبه نخست و در وضعیت مطلوب قرار گرفته و مناطق 5 و 9 نیز به ترتیب با کسب امتیازات 0.388 و 0.362 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتهاند. در مقابل منطقه 1 با کسب کمترین امتیاز 0382- در رتبه آخر قرار گرفته است. در این خصوص برنامهریزی و مدیریت متناسب با رتبه بندی صورت گرفته در پژوهش حاضر میتواند به نوبه خود راهگشای مدیران شهری جهت برنامهریزی آتی در محدوده مورد مطالعه باشد.
سنجش و رتبه بندی چالش های پیش روی مدیریت شهری مطالعه موردی: شهر کرمانشاه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 97-114
ساره رضایی اسحق وندی، علی فتحی
چکیده رشد و توسعه در شهرها علاوه بر منابع مالی و رشد اقتصادی و اجتماعی، نیازمند مدیریت شهری کارآمد است. مدیریت شهری امروزه دارای چالشهای فراوانی است. در این پژوهش، چالش های پیش روی مدیریت شهری مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته و مهم ترین هدف سنجش ورتبه بندیچالش های مدیریت شهری در شهرکرمانشاه است.. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است و شیوهی گردآوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانهای و بررسی میدانی(پرسشنامه) یافتهها بر اساس نظرسنجی و مصاحبه با 15 کارشناس خبره از متخصصان در امور شهری شهرکرمانشاه که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد گردید.در این پژوهش مؤلفههای سطح پایین توسعه زندگی و اجتماعی، تعارضات سیاسی و ساختاری نظام حکومتی تمرکزگرا و مدیریت شهری عدم تمرکزگرا، تعارض ماهیتی مدیریت شهری محلی با نظام کلان اداری اجرایی، نامشخص بودن تشکیلات و روابط بین سازمانی مدیریت شهری، نامشخص بودن تشکیلات و روابط درون سازمانی مدیریت شهری، ناکارآمدی قوانین مدیریت شهری، کمبود و خلاء نیروی انسانی متخصص از طریق نرم افزار PROMETHEE visual مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، تا اولویتبندی معیارهای مؤثر در مدیریت شهری مشخص شود. ی یافتهها بر اساس نظرسنجی و مصاحبه با 15 کارشناس خبره از متخصصان در امور شهری ادارات وسایر ارگانهای مرتبط با مدیریت شهری شهرکرمانشاه به تعیین توابع برتری و وزن دهی به شاخصها و در نهایت رتبهبندی آنها با استفاده از مدل vp صورت گرفته است. با توجه به رتبهبندی مؤلفهها، شاخص ناکارآمدی قوانین با1 ph+. بالاترین وزن را به خود اختصاص داده است و شاخص روابط سازمانی و تشکیلاتی با وزن0.00 ph+. کمترین امتیاز اولویتبندی چالشهای پیشروی مدیریت شهری را به خود اختصاص دادهاند که نیازمند توجه جدی مدیران و تصمیم گیران شهری میباشد.
7.تبیین پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند مطالعه موردی: خرم آباد
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-93
امیر حسینیان راد، حکمت امیری، نسیم نیکنامی، مریم بیرانوندزاده
چکیده زمینه و هدف: مطالعه پایداری شهری و پیادهسازی مولفههای شهر هوشمند، یک حوزه پژوهشی پیچیده و پویا است. هدف این مطالعه کمک به مجموعه دانش موجود با بررسی مفاهیم نظری و عملی مولفههای شهر هوشمند در دستیابی به پایداری شهری است. با بررسی ارتباطات متقابل بین این مفاهیم، این تحقیق به دنبال ارائه بینشی در مورد استراتژیهای موثر برای انتقال به سمت محیطهای شهری پایدارتر و انعطافپذیرتر در شهرهای ایرانی است. مطالعه حاضر به بررسی مؤلفه های شهر هوشمند و نقش آنها در پایداری شهری میپردازد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است و در تبیین ساختار به صورت مدل معادلات ساختاری که روشی برای بررسی روابط میان متغیرهای پنهان است که همزمان متغیرهای مشاهدهپذیر را نیز در نظر میگیرد، در شهر خرم آباد مورد بررسی قرار گرفته است. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانه اى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 384 نفر تعیین شد. برای طراحی مدل ساختاری و اجرای مدل از نرمافزار لیزرل استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: برای سنجش پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند از پنج مولفه شامل اقتصادی، مدیریت شهری، زیست محیطی، شهروندی، حمل و نقل استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل می دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد اجرای یک شهر هوشمند نیازمند توجه به کلیه حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، محیط زیست، حمل و نقل و اقتصاد است. مؤلفه حمل و نقل بیشترین تأثیر را بر پایداری شهری دارد. مولفه های زیست محیطی و شهروندی نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری شهری دارند. اما در نظر شهروندان خرم آبادی مؤلفه های مدیریت شهری و اقتصادی تأثیر کمتری بر پایداری شهری دارند. یافتههای این مطالعه این پتانسیل را دارد که تصمیمگیریهای خطمشی، شیوههای برنامهریزی شهری و استراتژیهای مشارکت ذینفعان را اطلاعرسانی کند و در نهایت به توسعه شهرهای پایدارتر و قابل زندگیتر کمک کند. با توجه به این تحلیل، می توان نتیجه گرفت که پیاده سازی شهر هوشمند نیازمند توجه به تمامی حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، زیست محیطی، حمل و نقل و اقتصادی است. برای بهبود پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند در خرم آباد می بایست توسعه حمل و نقل عمومی، کاهش آلودگی هوا و آب، افزایش مشارکت شهروندان و بهبود کیفیت زندگی مدنظر قرار گیرد. همچنین بر نیازهای شهروندان بر مبنای استفاده از فناوریهای جدید در اجرای یک شهر هوشمند تاکید شود.
7.ارایه روشی برای تهیه نقشه روشنایی معابر شهری با استفاده از موبایل مپینگ(نمونه موردی: معابر شهر اهواز)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 87-99
علی شجاعیان
چکیده زمینه و هدف: روشنایی معابر به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تأمین ایمنی و کیفیت زندگی شهروندان اهمیت بالایی دارد. این پژوهش به بررسی روشی نوین برای تهیه نقشه روشنایی معابر شهری با استفاده از تکنیکهای موبایل مپینگ میپردازد. با توجه به چالشهای موجود در ارزیابی و مدیریت روشنایی معابر، تحقیق حاضر به تحلیل وضعیت روشنایی معابر شهر اهواز پرداخته است. در این پژوهش، از فناوریهای لیزراسکن و موبایل مپینگ به همراه نرمافزارهای ArcGIS و Photoscan برای جمعآوری و تحلیل دادههای دقیق از وضعیت روشنایی معابر استفاده شده است.
روش بررسی: روش تحقیق تحلیلی- توصیفی بوده و دادهها شامل اطلاعات مربوط به شدت نور، توزیع روشنایی و شناسایی نقاط تاریک میباشد. با تحلیل این دادهها، نقشههای دقیقی از وضعیت روشنایی معابر تولید شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که حدود 30% از معابر مورد بررسی نیاز به بهبود روشنایی دارند. دقت نقشههای تولید شده حدود 80% برآورد شده است و این نشاندهنده قابلیت بالای این روش در ارائه اطلاعات دقیق و کاربردی برای مدیران شهری است. نتایج میتواند به مدیران شهری در اتخاذ تصمیمات بهتر در زمینه بهبود روشنایی معابر کمک نماید. بهبود وضعیت روشنایی معابر میتواند به افزایش ایمنی، کاهش جرم و جنایت و بهبود کیفیت زندگی شهروندان منجر شود. این مطالعه میتواند به عنوان یک الگو برای سایر شهرها نیز مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی میزان تابآوری کالبدی بافت فرسوده در مقابل مخاطرات طبیعی با تأکید بر زلزله (مطالعه موردی: محله جوادیه منطقه 16 تهران)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 98-119
مریم ایلانلو، احسان سهرابی
چکیده زمینه و هدف: در پی تغییرات سریع شـهرها بخشـی از بافتهـای شـهری بـه علـت فرسـودگی نتوانسـتهاند بـا محـیط خـود و خدمات دهی به ساکنین ارتباط برقرار مینماید. امروز آسیبپذیری بافتهای فرسوده در برابر سوانح طبیعـی بـه عنوان مسئلهای جهانی پیش روی مدیران شهری قرارگرفته است. با توجه بـه شـرایط و موقعیـت بافـت فرسـوده محله جوادیه واقع در منطقه 16 تهران و توجه نکردن و رسیدگی نامناسب شرایط تابآوری در برابر مخاطرات طبیعی در وضعیت نابسامانی قـرار دارد. این پژوهش به ارزیابی میزان تابآوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر حوادث طبیعی با تاکید بر زلزله میپردازد.
روش بررسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی – تحلیلی و به دوصورت اسنادی و پیمایشی میباشد. چگونگی و میزان تابآوری محدودهی بافت فرسودهی جوادیه در برابر زلزله با هشت معیار شامل؛ نفوذپذیری محله، قدمت ساختمان، تعداد طبقات، تراکم ساختمان، تراکم جمعیت، دسترسی به فضای باز، کیفیت ابنیه و مساحت قطعات، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. هر یک از زیرمعیارها دارای میزان اهمیت متفاوتی نسبت به دیگری میباشد. با توجه به نظر متخصصان شهر، وزن هر کدام از زیرمعیارها تعیین گردید و میزان اهمیت هرکدام از زیرمعیارها در Arc Gis در مرحلهیReclassify لحاظ گردید. در نهایت، برای تهیهی پهنههای تابآور شهر در برابر زلزله از روش تحلیل شبکه فازی برای وزندهی معیارها استفاده شد. برای وزندهی از نظرات 25 کارشناس و خبره (کارمند شهرداری منطقه 10 شهرداری تهران) در این زمینه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل یافتهها، بیانگر آن است که میزان تابآوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر زلزله، نامناسب است. بطوریکه با توجه به شاخص کیفیت ابنیه و اهمیت آن در برابر زلزله، بالاترین ضریب امتیاز را این شاخص به خود اختصاص داده و برابر با 256/0میباشد. در اولویت دوم، نفوذپذیری محله قراردارد که امتیاز این معیار در این پژوهش معادل 248/0 بوده و بالاخره کمترین امتیاز را مساحت قطعات (045/0) به خود اختصاص داده است. در جهت بهبود تابآوری محله توسعه و به روزرسانی شبکههای زیرساختی محلات بافت و گسترش فضای سبز و باز در بافت فرسوده برای استفاده درزمان بحران پیشنهاد میگردد.
7.تحلیل شاخص های مستعد رویکرد CPTED درفضاهای شهری (مورد پژوهی: اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-112
مظفر عباس زاده، راحله پروین
چکیده زمینه و هدف: مبادرت به جرم بعنوان مغلق اجتماعی، علیرغم تراکم و انسجام اجتماعی در ایجاد فضاهای اجتماع گریز در پی حضور فضاهای بی دفاع و رها شده در ادراک کاربران فضاهای عمومی رخنه نموده است. از این حیث، مقوله ایجاد حس امنیت در طراحی محیطی با رویکرد CPTED در فضاهای عمومی شهری بلاخص حرایم بافت های تاریخی شایان توجه می باشد. در این میان، بازارهای تاریخی که بعنوان یکی از مراکز تعاملات و تقابلات شهروندان قراردارند، بایستی در زمره سیاست های شهری در راستای بهسازی و بازآفرینی فضاهای امن قرار گیرند.
روش بررسی: در این راستا پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی با روش آمیخته (کیفی-کمی) و با هدف پاسخ به پرسش اصلی" بهره وری از فرآیند (CPTED) در احساس امنیت کاربران فضاهای حریم شرق بازار تاریخی ارومیه به چه میزان است؟" به بررسی اراضی شرق بازار تاریخی شهر ارومیه پرداخت. بدینسان با توزیع پرسشنامه در جامعه آماری 110 نفر از کنشگران بطور تصادفی، پاسخ 86 نفر را مطابق فرمول کوکران مورد پذیرش قرار می دهد.
یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل های صورت پذیرفته در نرم افزار SPSS از سنجه های رویکردهای نسل اول CPTED گویای تاثیر متغیر قلمروگرائی با مقدار 0.625 در بالاترین درجه و مدیریت و نگهداری با مقدار 0.194 در پایین ترین درجه می باشد. بنابراین نتایج حاکی از آنست که، نگرش به تئوری پنجره های شکسته و نظریه مکان-جرم در بهسازی اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه در ایجاد فضاهای امن اجتماع پذیر حائز توجه خواهد بود. بدین گونه، پیشنهادهای راهگشای پژوهش های آتی را ارائه می نماید.
7. بررسی و ارزیابی تنشهای هیدروپلیتیک ایران در حوضه های آبریز مرزی و نقش آن بر امنیت ملی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 98-113
محمد رئوف حیدری فر، خدیجه دولتیاری
چکیده زمینه و هدف: تغییر حجم و کیفیت منابع آبی در خاورمیانه سبب بروز تنش های سیاسی و نظامی می شود. این پژوهش به دنبال ارزیابی نقش کم آبی بر تنش های ژئوپلیتیکی ایران با همسایگان می باشد.
روششناسی: داده های پژوهش حاصل مطالعات کتابخانهای و میدانی با نظرسنجی از 21 کارشناس آشنا به امور هیدرولوژی و علوم سیاسی می باشد. ارزیابی پرسشنامههای پژوهش به کمک روش های مدیریتی تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی و هم چنین روش سناریونویسی در نرم افزارهای اکسپرت چویز، اکسل و سناریوویزارد می باشد.
نتایج و یافتهها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس روش تاپسیس، حوضه هیرمند با مقدار 91/0 کمترین فاصله را تا راه حل ایده آل دارد و بیانگر آن است این حوضه پرتنشترین حوضه در حال حاضر و احتمالاً در شرایط مشابه در آینده خواهد بود. هم چنین آینده پروژه های سد سازی ترکیه به احتمال 67% در حالت قابل باور، منجر به وقوع جنگ میان کشورهای درگیر پروژه گاپ خواهد شد که تبعات امنیتی را برای مناطق شرقی ترکیه، عراق، سوریه و مناطق جنوب غرب ایران به همراه دارد و آینده ای پر از تنش برای آن تصور می شود. در بعد مدیریت داخلی نیز علاوه بر تغییرات اقلیمی عوامل داخلی چون مسائل اقتصادی(سرمایه و تکنولوژی)، مدیریت و سیاست گذاری های نادرست بر تاثیرات کمبود منابع آب در کشور دامن زده است.
ارزیابی تأثیر شاخص های مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری (مطالعه موردی: شهرداریهای شهرداری کرمانشاه)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 101-118
ساره رضایی اسحق وندی
چکیده زمینه و هدف: یکی از مسایل رفتاری بسیار مهم در حوزه مدیریت موضوع مدیریت شهری بوده که تعیین کننده متغیرهای زیادی از سازمان است. و به دنبال آن در دهههای اخیر موضوع مدیریت دانش به عنوان یک نیاز استراتژیک برای موسسات، سازمانها و نهادهای خدماتی مطرح شدهاست. که تضمین کننده برتریهای بلندمدت برای سازمانها بهخصوص در زمینه مدیریت شهری و جوامع و میزان بهرهگیری آنها از سرمایههای انسانی، فکری و اطلاعاتی شهرداری است. در همین راستا؛ هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر شاخصهای مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری با استفاده از مدل ساختاری تفسیری ISM در شهرداری کرمانشاه است. و از نظر هدفگذاری کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است.
روش بررسی: در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری شهرداری کرمانشاه با استفاده از نظرات 20 نفر از متخصصین این موضوع و استادان و کارشناسان در سازمانهای ذیربط از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات 10عامل به عنوان عوامل تاثیرگذار قوی مدیریت دانش بر عملکرد مدیریت شهری، شهرداریهای کرمانشاه از مدلسازی تفسیری-ساختاری ISM و سپس با نرم افزار میکمک بهره گرفته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد معیار تکنولوژی، فرهنگ سازمانی، زیرساخت های منابع انسانی جزء تأثیرگذارترین عوامل و پنج معیار رهبری، مکانیسم فرایند، مشارکت شهروندان، تقویت سازمان های غیر دولتی و شهر هوشمند جزء تأثیرپذیرترین عوامل به شمار میآیند و بین متغیرهای مدیریت دانش و مدیریت شهری رابطه دوسویه وجود دارد و تاثیر بسیاری بر همدیگر میگذارند. همچنین نتایج حاصل از میک مک نشان میدهد اکثر عوامل جز متغیرهای پیوندی میباشند از وابستگی بالا و قدرت هدایت بالا برخوردارند. و در خاتمه به ارائه پیشنهادی برای تقویت مدیریت دانش بر مدیریت شهری شهرداری کرمانشاه پرداخته شدهاست.
7.بررسی کیفیت محیطی مبتنی بر پیاده مداری در کوی اندیشه شهر دزفول با رویکرد شهر 15 دقیقهای
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 104-122
احسان کی شمس اردوتی، دانیال سلحشور، وحید سرافراز
چکیده زمینه و هدف: با گسترش شهر نشینی و چالشهایی نظیر آلودگی هوا، تراکم ترافیک و کاهش کیفیت زندگی، توجه به پیاده مداری به عنوان راهکاری پایدار در برنامه ریزی شهری اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت محیطی محله کوی اندیشه دزفول مبتنی بر شاخص های پیاده مداری و در چارچوب رویکرد شهر ۱۵ دقیقه ای انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. ابتدا هفت شاخص کلیدی شامل اختلاط کاربری، ایمن سازی محیط، حمل و نقل عمومی، طراحی پیاده رو ها، تمرکز بر تقاطع ها، اصلاح پارکینگ ها و مسیر دوچرخه سواری تعیین شد. سپس با بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل SWOT، داده ها تحلیل و اولویت بندی گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج AHP نشان داد شاخص های اختلاط کاربری (۰.۳۴۸) و ایمن سازی محیط (۰.۲۲۲) بالاترین اهمیت را دارند. تحلیل SWOT نیز بیانگر آن بود که فرصت هایی نظیر افزایش ارزش املاک و دسترسی به خدمات در کنار تهدید هایی چون مقاومت اجتماعی در برابر کاهش وابستگی به خودرو و امنیت فضاهای پیاده مدار وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که محله کوی اندیشه به لحاظ کالبدی و اجتماعی ظرفیت تحقق الگوی شهر ۱۵ دقیقه ای را داراست، اما تحقق کامل آن مستلزم ارتقاء زیر ساخت های پیاده مداری، فرهنگ سازی، و برنامه ریزی مشارکتی است. این پژوهش میتواند الگویی کاربردی برای بهبود کیفیت محیطی سایر محلات شهری فراهم سازد.
شناسایی نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور در حوزه سلامت با استفاده از روش فراترکیب
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 112-131
سپیده مسعودسینکی، اکبر حسن پور، وجه اله قربانی زاده
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور جهت رسیدن به اهداف سازمانی در حوزه سلامت صورت گرفته است.
روش بررسی: پژوهش بهصورت فراترکیب و با بررسی 142 منبع انجام شد که طی مراحل فراترکیب 27 مقاله در پایگاهها و موتورهای جستجوی ایرانداک، Science Direct، Google Scholar، Springer، IEEE و ACM در بین سالهای (2000-2022) انتخاب گردید. ابتدا برای تمام عوامل استخراج شده از مطالعات پیشین، کدی در نظر گرفته شد و سپس در یک مفهوم دستهبندی شدند. برای کنترل کدها و مفاهیم استخراجی از دو کدگذار استفاده شد و شاخص موردنظر در این زمینه، شاخص هولستی بود.
یافتهها: براساس تحلیلهای صورت گرفته به کمک روش تحلیل محتوا، در مجموع تعداد 5 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی شامل؛ زمینه همکاری (استخدام مبتنی بر همکاری، فرهنگسازمانی همکاریمحور، آموزش همکاریمحور، ارزیابی با رویکرد همکاری، طراحی شغلی همکاریمحور، تعارض منافع و ارتباطات همکاریمحور)، محرکهای همکاری (ادراک از عدالت، ایجاد اعتماد جهت همکاری، پاداش مبتنی بر همکاری، انگیزه مشارکت و تأمین منابع جهت همکاری)، تسهیلگر همکاری (رهبری همکاری محور، حمایت از فعالیتهای همکاریمحور و برخورداری از هوش هیجانی)، دستاوردهای همکاری (آثار همکاری) و همکاری مشترک (تیمسازی همکاریمحور، هدف مشترک و برنامهریزی مشترک) برای نشانگرهای مدیریت منابع انسانی همکاریمحور شناسایی شدند.
7.برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 117-128
نوید غفاری چنذانق، محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه و هدف: خلاقیت شهری یکی از محرکهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانش خلاق و غنای فرهنگی است. مطالعه حاضر با هدف برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق در شهر اردبیل انجام گرفت.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای ـ پیمایشی میباشد. براساس شاخصهای شهر خلاق و دادههای گردآوری شده 34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاههای اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشمانداز و آوازه شهر) تقسیمبندی شدند که برای تعیین اهمیت آنها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرمافزار SMART-PLS استفاده گردید.
یافته و نتایج: معیار بنگاههای اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشمانداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق میباشند. همچنین از بین معیار بنگاههای اقتصادی، حمایت تخصصی از کسبوکارهای خلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجاد فضاهای با ثبات و مطمئن برای فعالیتهای فرهنگی و هنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردن زیرساختهای مجازی و تسهیل کننده در ارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشمانداز و آوازه شهر، برنامهریزی برای ارتقاء موقعیت منطقهای و فرامنطقهای شهر و تسهیل حضور گردشگران(ضریب 83/0) مهمترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل میباشند.
برآورد زمانی-مکانی سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان به منظور توسعه پایدار منطقه ای
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
محمدحسین قلی زاده، مریم قیسوندی، مسعود مرادی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش به منظور برآورد زمانی-مکانی رخداد سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان انجام گرفت. از دادههای روزانه دمای کمینه در فصل بهار در بازه زمانی1/1/1980 تا31/12/2018 استفاده شد. روند تغییرات دمای کمینه در ایستگاههای مورد مطالعه با استفاده از آزمون من-کندال و مقادیر تغییر دمای کمینه به کمک شاخص شیب سن برآورد گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحلیل فراوانی رخداد سرمازدگی نشان داد ایستگاههای زرینه و سقز که ارتفاع بیشتری داشته و در عرضهای بالاتر قرار دارند از تعدد و استمرار سرمازدگی بیشتری برخوردار هستند. ایستگاه بانه با اقلیم مرطوبتتر و ارتفاع کمتر از سطح دریا در بین تمامی ایستگاهها کمترین سرمازدگی را به خود اختصاص داد. ایستگاههایی که در نواحی جنوبی، شرقی و غربی قرار دارند، احتمال سرمازدگی در آنها کمتر است. مطالعه روند تغییرات دمای کمینه که سبب سرمازدگی درختان میوه مانند زردآلو میشود، نشان داد که شدت وقوع پدیده سرمازدگی در استان کردستان روندی کاهشی داشته و به ازای هر دهه تا حدود یک درجه سانتیگراد دما افزایش پیدا کرده است .نتیجهی این روند منجر به کاهش تعداد سرمازدگی میشود. ارزیابی روند تغییرات دمای کمینه در ماه فروردین در استان کردستان نشان داد که بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه در ماه فروردین و به تبع آن کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه و بیجار مشاهده گردید. در ماه اردیبهشت بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه و کاهش سرمازدگی در ایستگاههای شرقی استان شامل قروه به ازای هر دهه 084/1درجه سانتیگراد و بیجار 781/0 درجه سانتیگراد افزایش دمای کمینه برآورد گردید و در ماه خرداد افزایش سرمازدگی در ایستگاههای بانه و کامیاران به ترتیب به ازای هر دهه 84/0- 235/1 درجه سانتیگراد برآورد گردید.
8.بررسی رابطه باور به تحقق حقوق شهری و مدیریت اکوسیستمی کلانشهرها(نمونه مورد مطالعه شهر مشهد
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 94-106
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: غلبه نگاه خودمدارانه در مدیریت شهری، هزینههای گزافی را بر دوش مردم و حتی دولتها که شهرداریها را نهادهای عمومی خودگردان اعلام کردهاند، تحمیل میکند. در این رویکرد، شهرها از مالکیت مردم خارج شده و شهروندان، نقشی در مدیریت سکونتگاه خود ندارند. فرض اساسی این بررسی آن است که اکنون شهرها همچون یک آکواریوم تصور شده و هزینههای آن از مردمی طلب میشود که رابطه مشخصی با آن برقرار نمیکنند. این در حالی است که اگر حقوق شهری مردم رعایت شود، شهر همچون اکوسیستم تصور شده و نه تنها با کمترین هزینه اداره میگردد، بلکه بالاترین رضایتمندی را ایجاد خواهد کرد. برای آزمون این فرض، رابطه رعایت حقوق شهری و امکان تحقق شهر اکوسیستمی در مشهد، بررسی شد.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و هدف آن، کاربردی بود. دادههای مورد نیاز در این بررسی از نمونهای به حجم 384 نفر گردآوری شد که به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای گزینش شدند. ابزارگردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان و ضریب آلفای کرونباخ(81/0) تایید گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی، واریانس یک طرفه، آزمونهای تعقیبی، رگرسیون چندگانه و سایر مدلهای آماری تحلیل شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین باور به رعایت حقوق شهری در مولفههای پنجگانه(حقوق مدنی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی، حقوق فرهنگی و حقوق جنسیتی) و امکان تحقق مدیریت اکوسیستمی ارتباط مثبت و معناداری برقرار است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که باور به رعایت حقوق شهروندی و مدیریت اکوسیستمی شهر، رابطه معنادار و مثبتی دارند، به این معنا که هر چه باور به تحقق حقوق شهروندی(حق به شهر) افزایش پیدا کند، امکان اجرای مدیریت اکوسیستمی شهر هم بیشتر میشود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، 56 درصد به دست آمد. در نتیجه، فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر تأثیر باور به تحقق حقوق شهروندی بر امکان مدیریت اکوسیستمی شهر تایید شد. این یافته بیانگر همسو بودن دو متغیر باور به تحقق حقوق شهروندی و امکان مدیریت اکوسیستمی شهر در یک مسیر است. ضریب رگرسیون محاسبه شده 62/0 و ضریب تعیین نیز 37 محاسبه گردید. در واقع، 37 درصد از تغییر متغیر وابسته با باور به تحقق حقوق شهروندی تبیین میشود. بر این اساس، چنانچه شهروندان به این باور برسند که مدیران، طراحان و سیاستگذاران شهری حقوق شهری آنها را رعایت میکنند، آنها شهر را به معنای واقعی، خانه خود تلقی خواهند کرد.
8.شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-130
مهناز عامری
چکیده زمینه و هدف: شهر اهواز، به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، با چالشهای زیستپذیری متعددی روبرو است. این مشکلات، کیفیت زندگی شهروندان و میزان زیستپذیری در این شهر را به شدت تحت تأثیر قرار داده و نیازمند توجه ویژه مسئولین و برنامهریزان شهری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهر اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در بخش کیفی اطلاعات از طریق مصاحبه با 5 نفر خبره که به شکل هدفمند انتخاب شده بودند به اشباع نظری رسید و روش تحلیل مضمون 2 مولفه اصلی، 12شاخص و 36 زیرشاخص مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز شناسایی شد. طی نمونهگیری هدفمند، 40 نفر از خبرگان در حوزه برنامهریزی شهری، شهرسازی و محیطزیست انتخاب شده است. سپس در بخش کمی با استفاده از تصمیمگیری چندمعیاره MARCOS و وزن معیارها با روش تحلیل سلسله مراتبی محاسبه شده است. اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز نشان داد که حکمروایی خوب شهری، به ویژه پاسخگویی، شفافیت و کارایی، تأثیر مستقیمی بر بهبود کیفیت زندگی در اهواز دارد. شاخصهای محیط زیست، مسکن و فرهنگ و اجتماع بیشترین تأثیر را از حکمروایی خوب شهری پذیرفتهاند، در حالی که وضعیت اقتصادی شهر نیازمند توجه بیشتری است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدل مارکوس در برابر تغییرات احتمالی در اهمیت معیارهای تصمیم گیری حساس بوده و پایداری روش در انتخاب مهمترین عوامل مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز را نشان داده شده است.
8.بررسی اثرات نامتقارن چرخههای مالی بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 114-125
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، حسین علی سجاد
چکیده زمینه و هدف:رشد و توسعه اقتصادی طی دو دهه گذشته در کشورهای در حال توسعه به وضوح بیانگر اثرات فراوان چرخه بازارهای مالی بر فعالیتهای اقتصادی در این کشورها بوده است. بیثباتی و تغییر در بازارهای مالی، چرخه های مالی را شکل میدهد که این تغییرات و بیثباتی در چرخه مالی باعث میشود فعالیتهای اقتصادی دچار اختلال شود و رشد اقتصادی کشورها کاهش یابد. بنابراین با توجه به اهمیت اثرات چرخههای مالی بر رشد اقتصادی، هدف این پژوهش تحلیل و بررسی اثرات چرخههای نامتقارن مالی بر رشد اقتصادی در عراق میباشد.
روش شناسی: پژوهش حاضر اثرات کوتاهمدت و بلندمدت چرخههای نامتقارن مالی بر رشد اقتصادی عراق در طی دوره سالهای 2023-1990 را در قالب الگوها و روشهای اقتصادسنجی تحلیل و بررسی میکند. برای این منظور از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی نامتقارن(NARDL) استفاده میگردد. این مدل شکل گسترش یافته مدل خودرگرسیونی با وقفه توزیعی(ARDL) است.
نتایج: نتایج نشان دادند که در بلندمدت مدت چرخههای مثبت مالی اثر مثبت و معنادار و چرخههای منفی مالی اثر منفی و معنادار بر رشد اقتصادی عراق دارد. همچنین تجارت خارجی، نرخ ارز، نیروی کار فعال، سرمایه فیزیکی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی تاثیر مثبت و معنادار و درآمدهای نفتی تاثیر منفی و معنادار بر رشد اقتصادی عراق دارند. متغیرهای توضیحی و کنترلی(چرخههای نامتقارن مالی، تجارت خارجی، نرخ ارز، سرمایه فیزیکی، نیروی کار فعال، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و درآمدهای نفتی) نیز 75 درصد تغییرات متغیر هدف(رشد اقتصادی عراق) را توضیح و نشان میدهند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه چرخههای مالی و تجارت خارجی در کوتاهمدت و بلندمدت بیشترین تاثیر را بر رشد اقتصادی بر جای میگذارند، بنابراین نظارت بر گسترش اعتبارات از طریق سیاستهای احتیاطی کلان برای حفظ ثبات مالی در این کشور ضروری میباشد. همچنین دولت عراق با گام برداشتن در جهت ایجاد تدریجی شرایط و وضع قوانین و مقررات مناسب و لازم برای گسترش آزادی تجاری و افزایش تجارت، میتواند منجر به افزایش رشد اقتصادی شود.
8.ارزیابی شرایط آسایش انسانی بر اساس شاخص های زیست اقلیمی (مطالعه موردی: شهر توریستی سی سخت)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 114-126
مصطفی بسطامی جو، سید فخرالدین افضلی
چکیده زمینه و هدف: ویژگی های اقلیمی و اغلب عناصر آن در پراکندگی فضایی و شکل گیری رفتار محیطی جوامع انسانی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند، تا آنجا که امروزه مطالعات و بررسی های بیوکلیمای انسانی و استفاده از توانمندی های مختلف آن پایه و اساس برنامه ریزی های شهری، عمرانی، سکونتگاهی، معماری، جهانگردی و غیره است. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی و تحلیل آسایش انسانی بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی می باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از حیث نوع پژوهش کاربردی است. این مطالعه در سال 1403 در شهر سی سخت، با استفاده از دادههای اقلیمی مانند دما، رطوبت نسبی، سرعت باد و فشار هوا برای دوره زمانی 1385 تا 1402 انجام شد. داده های مورد نیاز از ایستگاه سینوپتیک سی سخت جمعآوری شد. پس از جمعآوری دادهها، آسایش یا عدم آسایش انسان بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی ترجونگ، بیکر، فشار عصبی و ترموهیگرومتریک برای فصول مختلف سال تحلیل شد. این تحلیل شامل بررسی تغییرات زمانی و مکانی شاخصها بود تا مشخص شود که در کدام ماه و ساعات شبانه روز شرایط اقلیمی برای گردشگران مطلوبتر است. در نهایت مدل ها و شاخص ها برای تعیین موثرترین و کارآمدترین روش برای ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها و نتایج: بررسی ها نشان داد که سی سخت در طول سال با داشتن تنوع بیوکلیمایی، از شرایط گرم تا بسیار خنکی برخوردار است؛ طی فصول زمسـتان و تابسـتان از محدوده آسایش زیست اقلیمی خارج است و با آغاز فصول بهار و پاییز در ماه های گذار از سرما به گرما (فروردین) و گرما به سـرما (آبـان) اقلـیم سی سخت به شرایط آسایش انسانی نزدیک می شود. در مجموع بهار با شرایط منحصر بفرد آسایش انسانی، بهترین فصل برای انجام فعالیتهای محیطی و گردشگری در سی سخت است. همچنین با توجه به ویژگیهای آب و هوایی منطقه مورد مطالعه، روشهای بیکر، فشار عصبی و بعد از آن روش ترجونگ نسبت به دیگر شاخصهای زیست اقلیمی، در ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مناسبتر و از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردارند.
ارزیابی عملکرد خطوط اتوبوسرانی شهر اصفهان با مدل تحلیل پوششی داده ها (مطالعه موردی: خطوطی که با خط یک مترو همپوشانی دارند)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 119-134
بهنام جلیلیان، سیدعباس روحانی اصفهانی
چکیده زمینه و هدف: فقدان یک سیستم حمل و نقل کارا یکی از موانع رشد و توسعه هر کشوری بشمار میرود. در میان انواع حمل و نقل درون شهری نقش اتوبوسرانی برجستهتر از سایر روش هاست. با توجه به اینکه خطوط اتوبوسرانی بیشترین نقش و سهم را در حمل و نقل درون شهری کشور را دارند، بنابراین باید از کارآیی لازم برخوردار باشند. در این پژوهش کارآیی خطوط همراستا با خط یک مترو در اصفهان با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف ازنوع کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات در حوزه کتابخانهای بوده است. به منظور تحلیل دادهها و ارزیابی عملکرد، اطلاعات عملکردی 15 خط به عنوان واحدهای تولیدی یا DMUها در بازه زمانی نه ماهه اول سال 1400، شامل 5 متغیر ورودی و یک متغیر خروجی از طریق سامانه مدیریت مکانیزه ناوگان(AVL) مستقر در شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان استخراج و با استفاده از نرمافزار DEA SOLVER وDEAFrontier نسبت به ارزیابی کارآیی آنها اقدام گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: از مجموع 15 خط مورد مطالعه، خطوط شماره10،17،70،81و82 با توجه به نسبت ورودیها و خروجی و شرایط موجود از کارآیی لازم برخوردار نبودهاند که از این تعداد سه خط 17،70 و81 به صورت خصوصی اداره میشوند. موضوع مهم در این پژوهش کارآیی بیشتر خطوطی است که میزان مسافر جابجا شده بیشتری داشته و همپوشانی کمتری در آنها بوده که نشان از اهمیت متغیر حجم مسافر در ارزیابی کارایی خطوط اتوبوسرانی میباشد.
تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت با صنعت 0/4 (مطالعه موردی: صنعت هدف منطقه شمالغرب)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 119-139
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تطبیق با عملیات کیفیت در صنعت 0/4 به یکی از مهمترین چالشهای اخیر صنایع تبدیل شده است؛ چرا که صنایع به منظور رقابت و بقا در بازارهای منطبق با فناوریهای پیشرفته انقلاب صنعتی چهارم، ناگزیر به بکارگیری سیستمهای باکیفیت، نوآورانه و هوشمندانه این انقلاب میباشد. هدف اصلی از این مطالعه، تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت صنعت لاستیک منطقه شمالغرب با صنعت 0/4 میباشد.
روش بررسی: روش تحقیق بر مبنای هدف و چگونگی جمعآوری دادهها از نوع کاربردی- توصیفی و از لحاظ تحلیل، تحقیقی کیفی (دلفی) و کمی (آزمون آماری و تکنیک تصمیمگیری چندشاخصه) است. جامعه آماری این مطالعه، کارشناسان و متخصصان شرکتهای فعال در حوزه صنعت لاستیک منطقه شمالغرب و با دانش کافی در رابطه با سیستم مدیریت کیفیت به ویژه ابعاد و چالشهای صنعت 0/4 است که تعداد آنها به دلیل نامعلومبودن، نامحدود فرض شده است. به منظور دسترسی به نمونه کافی، پرسشنامهها به صورت آنلاین، طراحی و در اختیار آزمودنیها قرار گرفت. تعداد نمونه لازم برای آزمون فرضیه اصلی پژوهش: ("بین وضعیت موجود و مطلوب مدیریت کیفیت 4 در صنعت، شکاف نامناسبی وجود دارد") و ارزیابی مناسب چالشها از طریق جدول نمونهگیری مورگان و کرجسی به تعداد 384 است که نهایتاً پس از پیگیریهای مستمر محقق، پرسشنامههای تکمیلی 395 نفر از کارشناسان به صورت آنلاین در نرمافزار اکسل فراهم شدند. به منظور شناسایی چالشهای کلیدی در صنعت از روش دلفی بهره گرفته شد و پانزده شاخص تأیید شدند. جهت بررسی وضعیت موجود و مطلوب از آزمون مقایسه زوجی و آماره t استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتیجه نشان داد که صنعت در هفت چالش در وضعیت مطلوبی قرار داشته و در هشت چالش تا حدی از وضعیت مطلوب فاصله دارد که نیازمند توجه و برنامهریزی جدی مدیران است؛ اما در کل، وضعیت صنعت از نظر کل چالشها، تا حدی مساعد است. در نهایت به منظور رتبهبندی چالشها از نظر اهمیت جهت مقابله، از تکنیک سوارا استفاده گردید. خروجی نشان داد که چالش کلیدی چهارم (کمبود مهارتها) با بالاترین وزن در رتبه اول جای گرفته است و چالشهای سیزدهم (امنیت سایبری و حفاظت از دادهها) و اول (کمبود حمایت مدیریت) در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین چالش پانزدهم (سرعت اینترنت) با کمترین اهمیت در رتبه آخر قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهای کاربردی به صنعت ارائه شد.
