15.شناسایی مولفه های سرزندگی در پیاده راههای فضاهای شهری (مورد پژوهی: پیاده راه فردوسی شهر سنندج)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 230-247
یاسمین دوزدوزانی، علی امرائی، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: فضاهای عمومی مهمترین بخش از ساختار شهرها هستند و نقش مهمی در سلامت و کیفیت زندگی شهروندان دارند. در این میان، پیادهراههای شهری از مهمترین عرصههای عمومی یک شهر شناخته میشوند و تأثیر بسزایی در بهبود شاخصهای سرزندگی شهری، میان شهروندان در یک فضا و حتی در کل شهر دارند. سرزندگی و پویایی عنصری مهم در ارزیابی کیفی فضاهای عمومی است. سرزندگی خود بازتاب فعالیتهایی است که در فضا صورت میپذیرد و پیاده مدار ساختن شهرها طریقی است بر تسهیل و ترغیب فعالیتهایی که میتوانند به ارتقاء سرزندگی در شهرها کمک کنند. در این راستا هدف پژوهش حاصر پاسخگویی به سؤالات زیر اساس کار هست. 1- عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی کدام است؟ 2- ترتیب اولویت شهروندان از عوامل سرزندگی این پیاده راه چگونه است؟ 3- وضعیت سرزندگی این پیادهراه فردوسی از نظر شهروندان چگونه است؟
روش بررسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی پیادهراه فردوسی در شهر سنندج انجام شد. این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. متغیرهای سرزندگی پیادهراه شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط در قالب پرسشنامه بهصورت مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 100 نفر از کاربران پیادهراه فردوسی شهر سنندج تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spss تحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنین شهر سنندج بوده که در بازه زمانی شهریورماه لغایت مهرماه سال 1403 در پیادهراه فردوسی رفت و آمد داشتهاند. بهعلت متمرکز نبودن جامعه آماری مذکور در یک مکان مشخص از نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه تعداد 100 نفر از عابرین مذکور بوده که انتخاب شد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سرزندگی پیاده راهها در قالب 12 مؤلفه معرفی شدند که بارهای عاملی و ضریب آلفای کرونباخ عوامل سرزندگی پیادهراه فردوسی بیشترین بار عاملی برابر با 81/0 مربوط به مولفه برگزاری مراسمات اجتماعی طی سال و کمترین بار عاملی برابر با 59/0 مربوط به مولفه فعالیت های شبانگاهی میباشد.
بحث و نتیجهگیری: 12 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه پیاده راهها در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش سرزندگی شوند. در بررسی های انجام شده، عوامل مؤثر در سرزندگی پیادهراه فردوسی بهترتیب عامل «دسترسی- مکانی» با ضریب همبستگی 94/0 ، «عملکردی- محیطی» با ضریب همبستگی 92/ 0، «اجتماعی- فرهنگی» با ضریب همبستگی 88/ 0 بیشترین تأثیر را در سرزندگی پیادهراه دارند. در بررسی میزان رضایت شهروندان از عوامل سرزندگی پیادهراه بیشترین میزان رضایت از عامل «دسترسی- مکانی» با میانگین 85/3 بوده و کمترین میزان رضایت از عامل «اجتماعی- فرهنگی» با میانگین 61/3 میباشد. میانگین رضایت از سرزندگی پیادهراه فردوسی برابر با 70/3 میباشد که در حد متوسط میباشد.
15.تاثیر سیاست های مالی دولت بر مصرف بخش خصوصی و میزان اشتغال در عراق
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 240-256
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، زید علی صباح
چکیده زمینه و هدف: سیاستهای مالی دولت یکی از سیاستهای کلان اقتصادی جهت بهبود و یا کنترل متغیرهای اقتصادی از جمله سطح مصرف کل و اشتغال میباشد. بر این اساس هدف این تحقیق بررسی اثرات سیاستهای مالی دولت، شامل تغییرات در مخارج و مالیاتهای دولت، بر مصرف بخش خصوصی و اشتغال در عراق در شرایط مختلف اقتصادی میباشد.
روش شناسی: این پژوهش با استفاده از مدل خودرگرسیون برداری به منظور تحلیل دادههای سری زمانی انجام شده است. این روش امکان بررسی روابط پویا بین سیاستهای مالی و متغیرهای کلان اقتصادی مانند مصرف و اشتغال را فراهم میکند.
یافتهها و نتایج: یافته نشان میدهد که افزایش مخارج دولت به طور کلی باعث افزایش مصرف بخش خصوصی میشود، اما اثرات مالیاتها پیچیدهتر است و به شرایط اقتصادی وابسته است. همچنین، تغییرات مالیاتی تأثیرات متفاوتی بر اشتغال داشته و بسته به سطح اشتغال اولیه و شرایط اقتصادی میتواند مثبت یا منفی باشد. لذا یافتهها نشان میدهد سیاستهای مالی دولت به عنوان ابزاری مؤثر در تحریک یا کاهش مصرف خصوصی و اشتغال عمل میکنند. بنابراین بر یافته میتوان نتیجهگیری کرد که برای بهبود اثرات سیاستهای مالی بر متغیرهای اقتصادی در عراق، نیاز به تنظیم دقیق سیاستهای مالی وجود دارد تا بتوان از آثار منفی آنها بر متغیرهای کلان اقتصادی کاسته شود
ارزیابی عوامل موثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی در تفرجگاه عون بن علی شهر تبریز
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 256-268
احمد حامی، لطیفه قریشی، سعداله علیزاده اجیرلو، زانیار صمدی تودار
چکیده زمینه و هدف: ایجاد جامعهای سالم برای تداوم توسعۀ نیاز به ایجاد، توسعه و نگهداری تفرجگاهها و مناطق توریستی جهت جوابگوئی به تقاضای روزافزون انسانها دارد. تفرجگاه عون بن علی تبریز یکی از مناطق گردشگری مهم شهر تبریز میباشد. هدف این تحقیق شناخت و ارزیابی عوامل موثر بر رضایت گردشگران غیر بومی از این تفرجگاه میباشد.
روش بررسی: جمعیت آماری پژوهش را گردشگران غیربومی که از تفرجگاه عون بن علی بازدید نمودهاند، تشکیل و حجم نمونه غیرتصادفی با استفاده از فرمول کوکران 380 نفر محاسبه شد و در نهایت دادههای جمعآوری شده با استفاده از SPSS 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها و نتیجهگیری: بر اساس تحلیل عاملی متغیرهای مستقل به 4 فاکتور (نظارت اجتماعی، امنیت تفرجگاه، خوانایی مسیر، کیفیت دسترسیها) و متغیر وابسته به 3 فاکتور (امکانات پیکنیک، کیفیت مبلمان و امکانات ورزشی تفرجگاه) دستهبندی شدند. هم چنین نتیجه تحلیل رگرسیونی نشان داد که فاکتورهای امنیت تفرجگاه و کیفیت دسترسیها بطور معنی داری قادر به پیشبینی 40 درصد از میزان رضایتمندی گردشگران از تفرجگاه بودند که در این میان کیفیت دسترسیها بیشترین تأثیر (0.50) را در میزان رضایتمندی داشت. نتایج حاصل از آنالیز وضعیت سنی گردشگران در تفرجگاه عون بن علی نشان داد که اکثر گردشگران پاسخدهنده جوان هستند. بنابراین، باید برنامهریزیها بیشتر در راستای برآوردن نیازهای گردشگری این گروه سنی و سلایق این افراد به همراه توان و پتانسیل محیطی منطقۀ گردشگری باشد چرا که در هر دوره سنی، خصوصیات فردی و اجتماعی شخص، نیازهای فراغتی خاصی را بیان میدارد بطوری که بین نیازهای فراغتی جوانان و کهنسالان تفاوتهای آشکاری وجود دارد. شناخت عوامل مؤثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی به طراحان و مدیران تفرجگاه اطلاعات مفیدی جهت برنامهریزی مکانهای تفرجی جدید ارائه میدهد.
بررسی توانمندی های اکوتوریستی و ژئوتوریستی شهرستان خلخال و شهرستان کوثر برای جذب گردشگر با استفاده از مدل های کمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده چکیده
مقدمه: اکوتوریسم و ژئوتوریسم به عنوان شاخههای تخصصی گردشگری پایدار، نقش حیاتی در حفاظت از منابع طبیعی و میراث زمینشناسی ایفا میکنند. اکوتوریسم با تمرکز بر حفظ تنوع زیستی و ارتقای مشارکت جوامع محلی، گردشگری مسئولانه در محیطهای طبیعی بکر را ترویج میدهد، در حالی که ژئوتوریسم بر شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری علمی و آموزشی از ژئوسایتها و ژئومورفوسایتهای با ارزش زمینشناسی تاکید دارد. این دو رویکرد مکمل، چارچوبی جامع برای توسعه پایدار گردشگری طبیعی و فرهنگی فراهم میآورند.
روش تحقیق: در این مطالعه، قابلیتهای ژئوتوریستی ده منطقه با استفاده از دو روش معتبر فاسیلوس و نیکولاس ارزیابی شد. مدل فاسیلوس با تاکید بر شاخصهای ارزش علمی، گردشگری و حفاظتی، و مدل نیکولاس با رویکرد چندمعیاره شامل ارزش علمی و آموزشی، تنوع زمینشناختی، ارزش اکولوژیکی، فرهنگی، تهدیدات حفاظتی و قابلیت استفاده، تحلیلهای کمی و کیفی دقیقی از پتانسیلهای ژئوتوریستی ارائه کردند.
نتیجهگیری: در بررسی مناطق برجسته ژئوتوریستی و اکوتوریستی دو شهرستان خلخال و کوثر نتایج نشان داد که ژئوسایت فیروزآباد و روستای ازناو با کسب بالاترین امتیازات در هر دو مدل، به عنوان مناطق کلیدی برای توسعه ژئوتوریسم علمی، آموزشی و حفاظت محیطی شناخته شدند. همچنین، ترکیب دادههای این دو مدل امکان شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف هر منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی هدفمند جهت ارتقای حفاظت و توسعه گردشگری را فراهم ساخت. این پژوهش بر ضرورت استفاده همزمان از مدلهای چندمعیاره جهت ارزیابی جامع ژئوسایتها تأکید دارد و پیشنهاد میکند در مطالعات آینده، شاخصهای اقتصادی و اجتماعی نیز به منظور تحقق توسعه همهجانبه و پایدار گردشگری در نظر گرفته شوند.
16.بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 216-232
علی رضا جمشیدی، سهند آذر
چکیده زمینه و هدف: استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات نقش مهمی در بهره وری مالی کسب و کارهای کوچک دارد. این ابزارها امکان مدیریت بهتر منابع، کاهش هزینه ها، و بهبود فرآیندهای عملیاتی را فراهم می کنند. درکسب و کارهای کوچک که منابع مالی و انسانی محدودتر هستند، استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک می تواند به بهبود عملکرد مالی کمک کند.
روششناسی: هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه) می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش دلفی فازی و BWM فازی استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که اطلاعات لازم از طریق روش دلفی فازی جهت تایید و غربالگری معیارها استفاده شده است که در سه مرحله انجام گرفته شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: هدف اصلی، شناسایی و تحلیل فرصتها و چالشهای پیش روی این کسبوکارها در زمینه بهکارگیری IT، و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای عملکرد آنها است. اهمیت این پژوهش ناشی از نقش حیاتی کسبوکارهای محلی در توسعه اقتصادی شهر، ایجاد اشتغال، و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. نتایج به این صورت است که معیار، حضور آنلاین (C2) با وزن 0.16 اولویت اول، معیار، دسترسی به اینترنت(C1) با وزن 0.132 اولویت دوم، معیار ، افزایش بهره وری(C9) با وزن 0.082 اولویت سوم را کسب کرده است. همچنین نرخ سازگاری پژوهش 0.076 شده است که نشان دهنده سازگاری بالای مقایسه زوجی است.
16.بررسی و تجزیه و تحلیل توانمندیهای ژئوتوریسم روستای توریستی بیلهدرق شهر اردبیل با استفاده از مدل پریرا
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 232-244
موسی عابدینی، فاطمه امامیان
چکیده زمینه و هدف: امروزه صنعت گردشگری بهعنوان یکی از منابع اصلی درآمد و ایجاد اشتغال در سطح بینالمللی درآمده است. شناسایی توانهای ژئوتوریستی و جاذبههای گردشگری هر منطقه بههمراه برنامهریزی صحیح میتواند به توسعه این صنعت و جذب گردشگر کمک نماید. روستای توریستیبیلهدرق علیرغم داشتن قابلیتهای بالا گردشگری، بهعلت عدم رسیدگی و سرمایهگذاری، تبلیغات ناکافی و ... ناشناخته مانده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی توانمندیهای اکوتوریستی روستای بیلهدرق با مدل پریرا بوده است.
روششناسی: این منطقه به لحاظ دارا بودن جاذبههای طبیعی ( اکوتوریستی و ژئوتوریستی) زیاد همواره مورد توجه گردشگران بوده است. این پژوهش به بررسی و تجزیه و تحلیل توانمندیهای ژئوتوریسم و اکوتوریستی روستای بیلهدرق با مدل پریرا پرداخته است. بهاین منظور با بهرهمندی از نظرات کارشناسان، افراد محلی و گردشگران سوالات طراحی شده مربوط به مدل پریرا ( به تعداد 40 پرسشنامه) انجام و تجریه و تحلیل شد..
یافتهها و نتیجهگیری: پس از انجام محاسبات دادهها با مدل پریرا، عیار ژئومورفولوژیکی منطقه برابر 3/7 که از شاخصهای ارزش علمی برابر 25/4 و شاخصهای ارزش مکمل برابر 05/3 بهدست آمد. در ضمن عیار مدیریتی منطقه مورد تحقیق برابر 7/6 که از محاسبه شاخصهای ارزش حفاظتی برابر 05/2 و شاخصهای ارزش کاربردی برابر 65/4 حاصل شد. در نهایت روستای گردشگری بیله درق امتیاز 14 را از حداکثر 20 امتیاز در مجموع ارزشها کسب کرده است که بیانگر بالا بودن توانمندیهای اکوتوریستی میباشد. با وجود این، جاذبههای ژئوتوریستی منطقه بهعلت عدم سرمایهگذاری و تبلیغات کافی، ناشناخته مانده است. نتایج این پژوهش میتواند مدیران و برنامهریزان حوزه گردشگری را در جهت برنامهریزی صحیح و توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر با پشتیبانی علمی و با توجه به توانمندیهای ژئوتوریسم منطقه یاری نمایند
16.بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهدکودک
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 236-250
مرجان دعائی، محمدحسین جوانمردی، حامد جعفریان ثمرین، مهسا اسمعیلی
چکیده مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونهای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار میگیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفههای فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است
روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانهای و پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و 30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل میباشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار spss بهره برده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقهای زیادی به رنگها دارند و رنگها بهخوبی در ذهنشان میمانند و میتوانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از اینرو رنگها میتوانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرمها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید بهگونهای باشد که فضایی آرام و شادیبخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر میباشد که شناخت ویژگیهای فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
16.ارزیابی عوامل رضایتمندی در پارک های شهری بانوان، نمونه مورد پژوهی: (بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 248-266
سحر طوفان، نسترن محمدپور، بهنام شیرویه زاد
چکیده زمینه و هدف: پارکها و فضاهای سبز عمومی به عنوان بخشی از بافت اکولوژیک شهرها هستند تا جایی که حیات زیست محیطی و پایداری شهرها به آنها وابسته است. این پژوهش ارزیابی میزان رضایتمندی بانوان از پارکهای بانوان میباشد. برای این مهم، بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد در شهر کرمانشاه انتخاب شد. طراحی هر چه بهتر فضای سبز در پارک بانوان منجر به حضور، ارتقا تعاملات اجتماعی، کاهش افسردگی و در نهایت رضایت آنان از این فضا میشود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از کیفیت پارکهای شهری در شهر کرمانشاه میباشد.
روش بررسی: مولفههای مؤثر در رضایت آنان شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط و نظرات متخصصین در قالب پرسشنامه محقق ساخته و با تایید متخصصین مربوطه بهصورت قالب مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 400 نفر از بانوان بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spssتحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بانوان مراجعه کننده به پارک پردیس و شاهد در بازه زمانی خرداد ماه لغایت دی ماه سال 1403 میباشد.
یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سبز پارک های شهری بانوان در قالب 23 مؤلفه معرفی شدند که میانگین میزان رضایت بانوان بوستان بانوان پردیس برابر با 43/3 و بوستان بانوان شاهد برابر با 07/3 یعنی میزان رضایت بانوان از بوستان بانوان پردیس بیشتر از بوستان بانوان شاهد میباشد. از توزیع فراوانی علائق افراد مورد مطالعه، نشان داد که 0/30 درصد بانوان به فضای سبز و 5/24 درصد بانوان به ورزش علاقهمند بودند.
بحث و نتیجهگیری: 23 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه فضای سبز پارک های شهری در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش رضایت آنان شوند.
16.تحلیل الگوهای غالب تخلفات ساختمانی و راهکارهای کنترل آن در شهر رامشیر
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-274
نجمه حمید، سعید ملکی
چکیده زمینه و هدف: پدیده تخلف ساختمانی یکی از عارضههای زندگی شهری است که در بسیاری از شهرها بهموازات پیچیدهتر شدن مسائل شهری، چالشی جدی و لاینحل شده است. افزایش حجم تخلفات ساختمانی و آسیبهایی که بر زندگی شهری و محیط شهر میگذارد، قابلچشمپوشی نبوده و ضرورت اتخاذ برخوردی مناسب با این مسئله را روشن میسازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوهای غالب تخلفات ساخت و ساز در شهر رامشیرانجام شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با استفاده از روش توصیفی_ تحلیلی به بررسی الگوهای غالب تخلفات ساخت و ساز و شناسایی شاخصها و عوامل موثر بر تخلفات ساخت و ساز و پراکنش فضایی آنها در شهر رامشیر میپردازد.
روش بررسی: در این پژوهش ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای، شاخصها و عوامل موثر بر تخلفات ساخت و ساز شناسایی و تعریف شده اند. سپس از طریق پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز از افراد در شهر نمونه جمع آوری شد. و در ادامه وضعیت پراکنش فضایی تخلفات ساختمانی با استفاده از نرم افزار ARCGIS مشخص شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار ARCGIS و نرم افزار SPSS و EXCEL و همچنین مدل تحلیلی – ترکیبی ANP-DEMATEL استفاده شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از پژوهش نشانگر آن است که الگوی غالب تخلفات ساخت و ساز در شهر رامشیر شاخص تخلف اضافه بنا با میانگین 33/2 بیشترین میزان تخلف را در 5 سال گذشته بین 8 شاخص داشته است. عوامل موثر بر تخلفات ساخت و ساز از دیدگاه شهروندان، عوامل اجتماعی با میانگین رتبه ای 95/3 میباشد. در بین معیارهای موثر برای ارائه و ارزیابی سطح تخلفات در شهر رامشیر باید گفت که اثرگذارترین شاخص در بین شاخصها موجود شاخص (نداشتن اطلاعات کافی از ضوابط ساختوساز) شناسایی شد. و محله شماره 3 و 4 با داشتن میانگین بالاتر بیشترین تخلفات را در خود دارند. در انتها نیز به ارائه راهکارها پرداخته شد.
16.ارائه راهبردهای توسعه پایدار برای روستاهای پیراشهری (مطالعه موردی: روستای خداقلی شهرستان بجنورد)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 292-313
فروغ خزاعی نژاد، محمد احمدی
چکیده زمینه و هدف: سکونتگاههای روستایی به عنوان بستر زندگی و فعالیتهای انسان، موضوعی چند بعدی است. مسئله سکونتگاههای روستایی بخشی از مسئله گستردهتری است که تحت عنوان توسعه پایدار در سطح ملی و منطقهای نمود پیدا میکند. از این رو از سوی برنامهریزان روستایی، شهری و منطقهای مورد توجه قرار میگیرد. از آنجایی که فضاها و روستاهای پیراشهری ایران، به ویژه در استان خراسان شمالی، در مقطعی حساس از روند تحول و توسعه روستایی-شهری خود قرار دارند، باید همگام با رشد افسارگسیخته، برنامهریزی دقیقی داشتهباشند. در این راستا، این پژوهش در نظر دارد با طرح برنامه 5 ساله برای روستای خداقلی، نقشی پایدار برای روستا متصور شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی میباشد.
روششناسی: برای گردآوری اطلاعات نیز از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) استفاده شده است. همچنین از گروه کانونی و روش کیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده گردیده است. قلمرو جغرافیایی روستای خداقلی از روستاهای حریم شهر بجنورد میباشد.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد موقعیت روستای خداقلی در حریم شهر بجنورد باعث شده تا میزان مهاجرت به این روستا افزایش یافته و باعث بروز مشکلات زیادی شود. طبق نتایج SWOT نقاط قوت و فرصت این روستا بیشتر از نقاط ضعف و تهدید میباشد. بنابراین مهمترین استراتژی توسعه آن تهاجمی است. طبق نتایج QSPM ایجاد زیرساختهای مورد نیاز گردشگری و اقامتی، توسعه خدمات، زیرساختها و امکانات مورد نیاز روستا، تکمیل طرح هادی روستایی، توسعه مشاغل خرد، خانگی و نوین، توسعه بخش صنعتی-کارگاهی روستا و تکمیل زنجیره ارزش محصولات روستا مهمترین راهبردهای توسعه پایدار روستا هستند.
بررسی تغییرات کاربری اراضی و پیش بینی آن با استفاده از مدل CA-Markov (مطالعه موردی: منطقه 7 شهرداری تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
منصور رحمتی، حسین نظم فر، وحید قدوسی، سعیده سرباز
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. از جمله اهداف اساسی این تحقیق، بررسی و درک تغییرات کاربری اراضی در منطقه 7 تبریز بین سالهای 2000 تا 2020 با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای و همچنین پیشبینی این تغییرات برای 20 سال آینده است. برای پیشبینی تغییرات، از مدل سلول زنجیره مارکوف برای پیشبینی استفاده شد. از جمله اهداف دیگر میتوان به یافتن کاربریهایی که بیشترین تغییرات و افزایشها را داشتهاند و خواهند داشت، اشاره کرد.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر تبریز در یک دوره 20 ساله (از 2000 تا 2020) است. این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 2000 و 2020 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در کاربری اراضی در این دوره رخ داده است و در نهایت پیشبینی این تغییرات با استفاده از مدل مارکوف محقق میشود.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اگرچه منطقه دارای مساحت زیادی از زمینهای بایر است، اما مساحت مسکونی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. این نشان دهنده روند مثبت و افزایشی در مناطق شهری و مسکونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ شاهد کاهش شدید فضای سبز بودهایم که میتواند هشداری برای مدیران و تصمیمگیرندگان باشد. فضای سبز شهری یک کاربری مهم در داخل شهر و حاشیه شهر است و نبود آن باعث مشکلات زیستمحیطی و... میشود. همچنین، کاربری مسکونی تا ۲۰ سال آینده بیشترین تغییرات را در سطح منطقه خواهد داشت و ثابت شد که مدل طبقهبندی حداکثر احتمال از دقت مناسبی برای طبقهبندی دادههای ماهوارهای برخوردار است.
17.ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان هیر در جهت توسعه اقتصادی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 245-259
عبدالرحیم هاشمی دیزج، بهروز نظافت تکله، سایه عبیدی حمل اباد، نگین شیرزادی
چکیده زمینه و هدف: زمینگردشگری گونهای از گردشگری است که مبتنی بر پدیدهها و چشماندازهای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی است و در دهههای اخیر با هدف توسعه اجتماعی-اقتصادی مقصدهای زمینگردشگری گسترش پیدا کرده است. هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان هیر در جهت توسعه اقتصادی است.
روششناسی: ماهیت این پژوهش توصیفی-تحلیلی- کاربردی بوده و برای بررسی پتانسیلهای زمینگردشگری منطقه هیر، از مدلهای رینارد که ژئومورفوسایتها را بر اساس سه ارزش علمی، افزوده و ترکیبی، موردبررسی قرار میدهد؛ مدل فیولت که مبتنی بر چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی است؛ و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد استفادهشده است.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج بهدستآمده از مدل رینارد پل معلق هیر با کسب میانگین امتیاز 7/0 در زیر شاخص ارزش علمی، 39/0 در زیرشاخص ارزش افزوده و 74/0 در زیرشاخص ارزش ترکیبی، دارای توانمندی زمینگردشگری بالایی بوده و در رتبه برتر قرار دارد. همچنین پل معلق هیر بر اساس مدل ارزیابی فیولت در نرخ مدیریتی و گردشگری به ترتیب با مقادیر 65/0 و 61/0 از قابلیتهای متنوعی جهت شناساندن منطقه برای گردشگران داخلی و خارجی برخوردار است. همچنین نتایج حاکی از آن است بر اساس مدل کوبالیکوا پل معلق هیر با کسب مجموع امتیاز 75/8 در بین ژئوسایتهای موردمطالعه از ارزش زمینگردشگری بالایی برخوردار بوده و گردشگران زیادی را به این منطقه جذب نموده است. بنابراین نتیجهگیری میشود پل معلق شیشهای شهرستان هیر دارای پتانسیلها و قابلیتهای متنوع زمینگردشگری و ژئومورفولوژیکی در منطقه بوده و از لحاظ جذب توریست به منطقه و افزایش توان اقتصادی در رتبه برتر قرار دارد. بنابراین پیشنهاد میشود با استفاده از گردشگری مجازی و آنلاین و همچنین شناساندن مناطق مختلف این شهرستان به گردشگران، مقدمات جذب توریست داخلی و خارجی به این منطقه فراهم شود.
17.تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر پایداری توسعه اقتصادی کشورعراق
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 275-288
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، منتظر هاشم علوان الهاشمی
چکیده زمینه و هدف: انرژی و فناوری به عنوان دو عامل اصلی تولید نقشی برجسته در بهبود و پایداری رشد اقتصادی کشورها ایفا میکنند. امروزه بخش بیشتری از رشد اقتصادی نسبت به گذشته به مصرف بهینه انرژی و فناوری نسبت داده می میشود. آگاهی از تاثیر فناوری، انرژی بر رشد اقتصادی، میتواند باعث شود سیاستگذاران استراتژیهای بهینهتری برای ترویج رشد و توسعه اقتصادی پایدار و فراگیر را پیگیری کنند و در بلندمدت رونق اقتصادی، رفاه جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به اهمیت پژوهش و ضرورت مطالعه حاضر، هدف این مطالعه بررسی تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر رشد اقتصادی عراق، میباشد.
روش شناسی: در مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر رشد اقتصادی عراق طی دوره زمانی 2000 تا 2022 از الگوی خودتوضیح با وقفههای گسترده (ARDL) استفاده شده است.
یافتههاو نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ضریب تاثیر مصرف انرژی بر رشد اقتصادی در عراق 073/0 و میزان آماره T برآوردی نیز 16/2 بوده است. با توجه به این موضوع که قدر مطلق آماره t از مقادیر بحرانی در سطح 95 درصد اطمینان (96/1) بیشتر بوده است، بنابراین میتوان بیان کرد که مصرف انرژی تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی داشته است. نتیجه دیگر نشان داد که ضریب تاثیر شاخص فناوری بر رشد اقتصادی در عراق 129/0 و میزان آماره T برآوردی نیز 34/3 بوده است. با توجه به این موضوع که قدر مطلق آماره t از مقادیر بحرانی در سطح 95 درصد اطمینان (96/1) بیشتر بوده است، بنابراین میتوان بیان کرد که شاخص فناوری تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی داشته است. همچنین میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 576/0- از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی که شوکی به نرخ رشد اقتصادی در عراق وارد شود در طی هر دوره 576/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد.
تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات و شاخص رقابت پذیری جهانی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 283-296
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، مجتبی عبدالواحد بریج
چکیده زمینه و هدف: از فناوری اطلاعات و ارتباطات و رقابت پذیری به عنوان عوامل موثر بر رشد اقتصادی در دهه اخیر یاد میشود. در راستای این بحث هدف این تحقیق بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات و شاخص رقابتپذیری بر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته منتخب در طی دوره مورد مطالعه میباشد.
روششناسی پژوهش: مطالعه حاضر از یک رویکرد کاربردی استفاده می کند که روش های توصیفی و تحلیلی را برای ایجاد یک بررسی کامل ترکیب می کند. برای تسهیل این تحقیق، تحلیل از هر دو روش داده های مقطعی و تابلویی استفاده می کند. دادههای مقطعی امکان بررسی متغیرها را در یک نقطه از زمان در چندین موضوع فراهم میکند. در مقابل، دادههای تابلویی شامل مشاهدات متعدد از موجودیتهای یکسان در دورههای زمانی مختلف است. همچنین از طریق روش گشتاورهای تعمیم یافته به تجزیه و تحلیل دادههای تابلویی، پرداخته است.
یافته ها و نتیجه گیری یافته های این تحقیق بر روابط مثبت و معنادار بین فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاخص رقابت پذیری بر تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته تاکید می کند. به طوری که با ادبیات موضوع همخوانی دارد. همچنین یافته حاکی از این است که اثر این دو متغیر در کشورهای توسعه یافته بیشتر از کشورهای در حال توسعه است. لذا سیاست گذاران باید عوامل اجتماعی-اقتصادی و زمینه های منحصر به فرد کشورهای خود را در نظر بگیرند تا به طور موثر از این پویایی ها برای رشد پایدار و فراگیر استفاده کنند.
17. برنامهریزی راهبردی با به کارگیری رویکرد شهر 15 دقیقهای (مورد پژوهی: محله حمیدیان شهر رشت)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 314-335
سارا احمدپورشمامی، علی پاشا، مهدی برنافر، صابر محمدپور
چکیده زمینه و هدف: افزایش تراکم جمعیت در مناطق شهری و نگرانیهای مرتبط با پایداری و سلامت عمومی، موجب شده است ساکنان شهری به سمت شیوههای تحرک فعال گرایش پیدا کنند. در این راستا، مفهوم شهر 15 دقیقهای به عنوان یک الگوی نوین شهری مطرح شده است که هدف آن دسترسی ساکنان به نیازهای اساسی زندگی (مانند کار، آموزش، بهداشت و تفریح) در فاصلهای حداکثر 15 دقیقهای با روشهای غیرموتوری است.
روششناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی در محله حمیدیان رشت انجام شده و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی میدانی، نقشهها، تصاویر ماهوارهای و اسناد فرادست گردآوری شده است. راهبردهای تحقق شهر ۱۵ دقیقهای با بهرهگیری از تکنیک SWOT و اولویتبندی آنها با ماتریس QSPM تدوین شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اساسیترین نیاز محله حمیدیان برای حرکت به سمت شهر ۱۵ دقیقهای، بهبود سیستم دسترسی و تحرکپذیری است. سه راهبرد اول که بالاترین اولویت را دارند، مستقیماً به ارتقای دسترسی غیرموتوری ایمن و کارآمد (پیاده، دوچرخه و حملونقل عمومی) مربوط میشوند و نشان میدهند بدون زیرساخت حملونقلی مناسب، تحقق سایر اهداف شهر ۱۵ دقیقهای ممکن نیست. بر اساس امتیازدهی QSPM، «کیفیت معابر پیاده و ایمنی عابران» به عنوان عامل کلیدی با بیشترین امتیاز و «فناوریهای هوشمند و توسعه گردشگری» به عنوان عامل با کمترین اولویت در شرایط فعلی محله شناسایی شدند. با وجود چالشهایی مانند کمبود فضاهای عمومی و ضعف حملونقل، پتانسیلهایی چون موقعیت ارتباطی مناسب و تالاب عینک نیز وجود دارد. راهبردهای اولویتدار شامل اصلاح شبکه حملونقل، بهبود معابر پیاده و توسعه دسترسی غیرموتوری به خدمات و فضاهای سبز است. در نهایت، اجرای موفق این الگو نیازمند همکاری نهادهای مدیریتی، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند خواهد بود.
18.مکانیابی پارکینگ طبقاتی عمومی در شهر ایذه با استفاده از روش AHP و ماتریس SWOT
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 253-265
احسان کی شمس اردوتی، الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش تعداد وسایل نقلیه در مناطق شهری منجر به افزایش مشکلاتی همچون ترافیک، کمبود فضای پارک و کاهش کیفیت زندگی شده است. شهر ایذه، به دلیل تمرکز مراکز تجاری و خدماتی در هسته مرکزی و محدودیتهای معابر، با مشکل جدی کمبود پارکینگ مواجه است. این پژوهش، مکانیابی بهینه پارکینگهای طبقاتی عمومی در ایذه به منظور کاهش مشکلات ترافیکی و بهینهسازی فضاهای پارک شهری است.
روششناسی: این پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره می برد و داده ها از طریق مطالعات میدانی، بررسی اسناد و نظرات کارشناسان جمع آوری شده اند. برای اولویت بندی معیارهای مکانیابی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برای تحلیل شرایط محیطی، از ماتریس SWOT استفاده شده است. معیارهای بررسی شده شامل تراکم جمعیت، میزان ترافیک، دسترسی پذیری، فاصله از مراکز تجاری، مساحت، امکان اجرای عملیات عمرانی و هزینه زمین بوده اند. تحلیل داده ها بر اساس مقایسات زوجی صورت گرفته و وزن هر معیار مشخص شده است.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان می دهد که هسته مرکزی شهر ایذه، به دلیل تمرکز بالای کاربری های تجاری و اداری، بیشترین نیاز را به پارکینگ طبقاتی دارد. تحلیل AHP نشان داد که معیارهای تراکم جمعیت و میزان ترافیک بالاترین وزن را در مکانیابی پارکینگ دارند، درحالیکه هزینه زمین و محدودیت های فیزیکی بهعنوان چالش های اصلی شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل SWOT مشخص کرد که بهترین راهبرد برای حل مشکل کمبود پارکینگ، استراتژی تهاجمی (SO) است که بر استفاده از فرصت های موجود و بهره گیری از نقاط قوت تأکید دارد. بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برای کاهش چالش های اجرایی و افزایش کارایی، از سرمایه گذاری بخش خصوصی استفاده شود. همچنین، مکانیابی پارکینگ باید به گونهای انجام شود که نه تنها به تقاضای بالای پارکینگ پاسخ دهد، بلکه چالش های اجرایی و اقتصادی نیز به حداقل برسد. این مدل قابلیت تعمیم به سایر شهرهایی که با مشکلات مشابه در حوزه پارکینگ شهری مواجه هستند را دارد.
18.نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر درهشهر
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 271-287
جابر مولائی
چکیده زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که بهطور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر میگذارد. بیتردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهمتر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر درهشهر است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای بود که بر روی نمونهای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای اجرا شد. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS وSmart PLS انجام گرفت.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسمیافته، عینیتیافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطهای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانستهاند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه میشود سیاستگذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصتهای آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.
18.تهیه دادههای خاک در مدل SWAT با استفاده از نقشههای زمینشناسی و تکنیک سنجش از راه دور (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سههزار تنکابن)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 289-302
موسی عابدینی، بهناز سرایی، علی طالبی
چکیده زمینه و هدف: نقشههای جهانی خاک، مانند دادههای ارائه شده توسط FAO و سایر مجموعه دادهها، به عنوان یک پایه مهم برای مدلسازی فرآیندهای هیدرولوژیکی عمل میکنند. با این حال، این نقشهها اغلب به دلیل مقیاس بزرگ یا کمبود جزئیات کافی، برای کالیبراسیون دقیق مدلهایی مانند SWAT (مدل ارزیابی خاک و آب) مناسب نیستند. این چالش بهویژه در منطق حاشیهای با دسترسی محدود به دادهها مشهود است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، با هدف تهیه نقشه خاک و پارامترهای آن برای مدل هیدرولوژیکیSWAT حوضه آبریزسههزار در شمال ایران، شهرستان تنکابن استان مازندران است. لذا با استفاده از علم سنجش از دور و دادههای نقشه زمینشناسی و نقشه شیب، گامی در جهت کمک به رفع این مشکل که در مطالعات حوضههای آبخیز در مناطق فاقد دادههای خاک وجود دارد، بردارد. برای این منظور، ابتدا از نقشه جهانی خاک(FAO)، سپس با میانگینگیری بر اساس اطلاعات نقشه زمینشناسی مانند نوع سازند، دوره، جنس سنگ و گروه هیدرولوژیکی، و نقشه شیب، 5 تیپ کلی خاک با خصوصیات آن استخراج گردید. سپس در نرمافزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) به نقشه خاک تبدیل شدند. از حوضه کناری منطقه سردآبرود (کلاردشت)، جهت نیز جهت مقایسه و صحت سنجی استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: در این تحقیق، 10 فاکتور خاک مورد نیاز برای استفاده در مدل SWAT، شامل: تعداد لایهها، عمق خاک، ضخامت افق، جرم حجمی، ظرفیت آب قابل دسترس، هدایت الکتریکی اشباع، مواد آلی خاک، رس، سیلت، ماسه، سنگ در افق، نسبت آلبدو استخراج گردید. مطابق نتایج حاصل از تحقیق، ، 5 تیپ کلی خاک حوضه شامل: خاکهای چرنوزیوم یا شبه چرنوزیم، ورتی سویل، مولی سویل، پودزول و لیتوسویل می باشند. نتایج صحتسنجی تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از روش فوق جهت سهولت در تهیه نقشه خاک و برآورد مقادیر دادههای خاک دقت قابل قبولی دارد. لذا درمناطق فاقد دادههای خاک و در مطالعاتی که محدودیت زمانی وجود دارد، روش تهیه دادههای خاک، روش مناسب میباشد. بنابراین، یک راه حل امیدوار کننده استفاده از نقشههای زمینشناسی و تحلیلهای سنجش از دور برای استخراج ویژگیهای خاک است. این رویکرد میتواند به بهبود دقت مدلهای هیدرولوژیکی و مدیریت منایع آب در مناطق با دادههای محدود کمک کند.
بررسی عوامل موثر بر نرخ تورم با تاکید بر نوسانات نرخ ارز در اقتصاد کشور عراق
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 297-314
غازی محمود ندا، عبدالرحیم هاشمی دیزج
چکیده زمینه و هدف: طبق ادبیات اقتصادی تورم بیش از حد (بیشتر از سطح پایدار تورم)، قدرت خرید را از بین میبرد، تصمیمگیری اقتصادی را مخدوش میکند و منجر به عدم اطمینان عوامل اقتصادی شود، در حالی که کاهش تورم (کمتر از سطح پایدار تورم) میتواند منجر به کاهش هزینهها (مصرف) و سرمایه گذاری شود و به طور بالقوه رشد اقتصادی را متوقف کند. هدف این تحقیق استفاده از نتایح بدست آمده از بررسی عوامل موثر بر نرخ تورم به منظور افزایش کارایی سیاست پولی و کنترل تورم میباشد.
روش شناسی: در این پژوهش از تکنیکهای اقتصادسنجی سری زمانی(مفاهیم ریشهواحد و مانایی، مدلهای تغییرپذیری و الگوی خودرگرسیون با وقفههای توزیعی؛( ) استفاده شده است. بدین صورت که ابتدا با اجرای آزمونهای ریشهواحد کلاسیک و غیرخطی با لحاظ شکستساختاری مانایی متغیرها بررسی میشود. در ادامه رابطه بلندمدت بین متیغرهای تحقیق توسط آزمون کرانهها بررسی شده و سپس کششهای بلندمدت و کوتاهمدت استخراج شده است.همچنین نوسانات نرخ ارز نیز توسط مدلهای ناهمسانی شرطی (GARCH) استخراج شده و سپس این متغیرها بصورت متغیر توضیحی جدید وارد الگوی خودرگرسیون با وقفههای توزیعی( ) خواهد شد.
یافتهها و نتیجه گیری: طبق نتایج بدست آمده دو متغیر شاخص نوسانات نرخ ارز و درجه باز بودن تجاری مهمترین عوامل تعیینکننده نرخ تورم در عراق در بلندمدت هستند. درحالی در کوتاهمدت شاخص نوسانات نرخ ارز بر نرخ تورم موثر نیست. نوسانات نرخ ارز میتواند بر تجارت و سرمایهگذاری بین المللی تأثیر بگذارد، زیرا عدم قطعیت در نرخ ارز میتواند سرمایهگذاری خارجی را متوقف کند و بر رقابتپذیری صادرات تأثیر بگذارد و همچنین باعث افزایش تورم واردتی گردد. افزایش درجه باز بودن تجاری باعث میشود که تورم جهانی کامودیتیها به سرعت اقتصاد عراق را متاثر کند و باعث افزایش هزینههای مصرفی شهروندان عراقی گردد. همچنین بر طبق نتایج ضریب تصحیح خطا منفی بوده و برابر 36/0- است. بنابراین در هر سال 36/0 عدم تعادل نرخ تورم در یک دوره، در دوره بعد تعدیل میشود. میتوان گفت که تعدیل به سمت تعادل با کندی انجام میگیرد که وابسته به محیط اقتصاد کلان عراق دارد.
18.بررسی عوامل موثر بر تخلفات ساختمانی شهرسرعین
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 302-320
علیرضا فیضی نژاد، حسین نظم فر، عطا غفاری گیلانده
چکیده زمینه و هدف: تخلفات ساختمانی یک مشکل جهانی است که میتواند پیامدهای جدی برای افراد، جوامع و محیط زیست داشته باشد از این رو شناسایی عوامل بروز آن برای جلوگیری از پیامدهای آن در شهرهای کشور با اهمیت و ضروری میباشد.، هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل بروز تخلفات ساختمانی در شهر سرعین و ارائه آن به مبادی درگیر با معضل تخلفات ساختمانی نظیر شهرداری و شورای اسلامی و ... میباشد.
روش شناسی: روش این پژوهش توصیفی -تحلیلی بوده و به لحاظ امکان استفاده از آن در مبادی ذیربط در دسته کاربردی نیز میتوان قرار داد. برای تحلیل عوامل که در یک دوره 5 ساله پرداخته شده است. با دادههای کمی و از روش آزمون همبستگی پیرسون و روش آزمون تک نمونه ای T و تحلیل میانگین ، تحت نرم افزار Spss و برای تهیه جداول و نمودارها از نرم افزار Exel استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحلیلهای انجام شده نشان میدهد، عوامل اقتصادی با ضریب همبستگی 0.781 و مقدار بالای تی= 49.111 و میانگین 30.1286 بیشترین تاثیر را در بروز تخلفات ساختمانی نسبت به سایر عوامل دارد. وسایر عوامل به ترتیب: عوامل کالبدی با ضریب همبستگی 0.653 ومقدار تی=38.251 و میانگین 25.3571، عوامل مدیریتی با ضریب همبستگی 0.718 و مقدار تی= 30.499 و میانگین 24.1857 وعوامل اجتماعی با ضریب همبستگی 694 و مقدار تی=29.796 و میانگین 16.4143 در رتبههای بعدی موثر بر بروز تخلفات ساختمانی در شهر سرعین قرار داشته و رابطه بین این عوامل با تخلفات ساختمانی معنادار است. 5 عامل اصلی اثر گذار بر تخلفات ساختمانی از بین کل عوامل مورد سنجش به ترتیب 1-سود جویی و کسب درآمد بیشتر 2-وابستگی شهرداری به درآمدهای ناشی از جرائم 3-مقررات موجود نظیر ماده صد وماده 5 و مقررات نظام مهندسی و شهرسازی4-نحوه تقسیمات کالبدی یا پهنه بندی 5- زمینههای گرایش به عدول از مقررات احداث بنا نظیر سقف تراکم و سطح اشغال و... ، میباشد.در نهایت با مقایسه این تحلیل با سایر مطالعات داخلی پیشین در این زمینه میتوان نتیجه گرفت شهر سرعین وضعیت مشابهی از نظر عوامل بروز تخلفات ساختمانی با سایر شهرهایی که در این مقاله آورده شده است را دارد.
نقش مجتمعهای ایستگاهی مترو در کاهش نابرابریهای فضایی (مطالعه موردی: مجتمع ایستگاهی مترو آهنگ در منطقه 14 کلانشهر تهران)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 335-362
ابراهیم شیرعلی، محمد اسکندری نسب، مهرداد کرمی
چکیده زمینه و هدف: توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی، خصوصاً ایجاد مجتمعهای ایستگاهی، فراتر از کارکردهای ترافیکی و کالبدی، نقشی کلیدی در بازتوزیع منابع و خدمات شهری و تعدیل عدالت فضایی ایفا میکند. از این رو مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش ایجاد پروژه مجتمع ایستگاهی مترو آهنگ در تعدیل یا تشدید نابرابریهای فضایی در منطقه 14 شهر تهران، با الهام از چارچوب نظری عدالت فضایی، (سه بعد عدالت توزیعی، رویهای و شناختی) و روششناسی، تلفیقی (کمی-کیفی) انجام شده است. روش شناسی: در بخش کیفی با روش مصاحبه نیمهساختاریافته، 17 مصاحبه عمیق با ذینفعان کلیدی (شورایاران، معاونتهای شهرداری، کسبه و مشاوران املاک) به روش تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحلهاکمی از طریق پیمایش و نمونهگیری تصادفی در میان شهروندان بالای 18 ساله در چهار محله پیرامونی پروژه، 400 پرسشنامه حضوری از ساکنان تکمیل شد و نتایج با روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل گردید. نتایج و یافته ها: یافتهها کمی نشان داد که محدوده مورد مطالعه با نابرابری فضایی انباشته پیشین و رضایت پایین از خدمات شهری (میانگین ۳۷.۳ از ۱۰۰) مواجه است. اگرچه احداث مجتمع ایستگاهی از نظر شهروندان پاسخی به نیازهای توزیعی مبرم محله (بهویژه مراکز خرید با میانگین اولویت ۸.۰۶ و مراکز فرهنگی-تفریحی با میانگین ۷.۸۶) تلقی میشود. از سویی تحلیل یافتههای تلفیقی نشاندهنده احتمال تشدید نابرابریهاست. این تهدیدها شامل خطر اعیانیسازی کالبدی و جابهجایی اجباری مستأجران کمدرآمد، تضعیف اقتصاد خرد محلی در رقابت با مگامال، سرریز بار ترافیکی و کمبود شدید جای پارک (رضایت ۷.۲ از ۱۰۰)، و خدشهدار شدن هویت فرهنگی-مذهبی محله قدیمی حسینآباد دولاب است. علاوه بر این، ابعاد رویهای عدالت به دلیل طرد مشارکتی ساکنان و بیاطلاعی ۳۷ درصدی شهروندان از فرآیند پروژه مخدوش ارزیابی شد. در نهایت، مقاله حاضر نشان میدهد برای موفقیت پروژه در تعدیل نابرابریها، میبایست از منطق اقتصادی صرف به رویکردی عدالتمحور عبور کرد؛ این امر مستلزم بازنگری در طراحی و برنامهریزی متناسب با قدرت خرید محلی، جلب مشارکت واقعی ذینفعان محلی در تصمیمگیریها، اعمال سیاستهای حمایتی از کسبوکارهای خرد و نظرداشت به هویت مذهبی-سنتی محله است.
18. بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی در محیطهای شهری با تأکید بر عوامل کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی (مطالعه موردی: شهرک آزادشهر یزد)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 336-367
میترا قربی، بهروز بیغرض
چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهههای اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیدهای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه همزمان به ویژگیهای فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است.
روششناسی: . این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و بهکارگیری تحلیل مضمون، شاخصهای بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، دادهها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته و نتایج: نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخصهایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجستهتری در آن ایفا میکنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامهریزی و سیاستگذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، بهویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری شهری با رویکرد آیندهپژوهی نمونه موردی: شهرستان دلفان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
حکمت امیری، مریم بیرانوندزاده، امیر حسینیان راد
چکیده زمینه و هدف: مقاله حاضر به تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری شهری با رویکرد آیندهپژوهی در شهرستان دلفان میپردازد. گردشگری شهری به عنوان یک جنبه کلیدی در توسعه اقتصادی جهانی، با چالشهایی در شهرهای کوچک ایران مواجه است که به دلیل زیرساختهای ناکافی و فقدان سیاستهای مؤثر، پتانسیلهای آن محدود شده است.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است این تحقیق با استفاده از روشهای تحلیلی و نظرسنجی از کارشناسان، به شناسایی و بررسی شاخصهای کلیدی با استفاده از نرم افزار میک مک پرداخته و تأثیرات متقابل آنها را در توسعه پایدار گردشگری شهری تحلیل میکند.. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانهاى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، تعداد 30 نفر ازکارشناسان گردشگری، مقامات محلی و محققان آینده پژوهی تشکیل میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که توسعه زیرساختها، ایجاد امکانات بهداشتی و کاهش مقررات دست و پاگیر از جمله عوامل کلیدی برای جذب گردشگران و افزایش رضایت آنها هستند. همچنین، تأمین امنیت و تقویت احساس امنیت در مکانهای گردشگری به عنوان عوامل حیاتی شناسایی شدهاند. در نهایت، مقاله به ارائه توصیههایی برای سیاستگذاران و ذینفعان به منظور ارتقای توسعه پایدار گردشگری در شهرستان دلفان میپردازد.
19.نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های آتش نشانی مناطق روستایی شهرستان لالی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 280-291
زهرا سلطانی، منصور غیبی پور
چکیده زمینه و هدف: این مقاله نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های آتش نشانی در مناطق روستایی شهرستان لالی را بررسی می کند. جامعه آماری این پژوهش شامل شورای های روستا، کارشناسان بخشداری، دهیار و ساکنین با سواد شهرستان لالی و روستاهای بخش (روستای تراز، روستای پلی، روستای سرکمری، روستای حسین آباد، روستای پاچه کولا، روستای ایرانشهر، روستای سرکولی و روستای انبار سفید) هستند، از جامعه مذکور تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی – نظری و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی – تحلیلی است. ابزار این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که از 30 سوال و شامل 5 بعد (بعد آموزشی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و درنهایت بعد فرهنگی ) می باشد.
یافتهها و نتیجهگیری: بعد از تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار spss و آموس، نتایج نشان داد رگرسیون پیش بینی نقش شبکههای اجتماعی مجازی در مدیریت بحران در ابعاد مختلف (بعد آموزشی، بعد کالبدی و زیر بنایی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و بعد فرهنگی) در مناطق روستایی شهرستان لالی (0001/0>p و 32/14=F) قابل پیش بینی میباشد. بعد آموزشی 31/0 و بعد کالبدی و زیربنایی با ضریب بتای 17/0، بعد مشارکتی و اجتماعی با ضریب بتای 11/0، بعد اقتصادی و رفاهی با ضریب بتای 31/0 و بعد فرهنگی با ضریب بتای 06/0 می توانند از شبکه های اجتماعی مجازی تاثیر پذیر باشند و مدیریت بحران را کنترل و پیش بینی کنند. همچنین، مقدار R2 نشان می دهد 31% از واریانس مدیریت بحران از نقش و تاثیر شبکه های مجازی روی ابعاد یاد شده قابل تبیین می باشد. همچنین در بخش بیشترین تاثیر و نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های اتش نشانی طبق نتایج بدست آمده بالاترین میانگین رتبه (99/3) به بعد کالبدی و زیر بنایی اختصاص دارد که بدین معناست که مهم ترین شاخص از نظر کارشناسان، شورای شهر، دهیار و ساکنین با سواد بشمار می رود. بعد از ویژگی فوق، مهم ترین شاخص ها به ترتیب عبارتند از بعد آموزشی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و درنهایت بعد فرهنگی. مقدار مجذور کای به دست آمده برابر با 83/849 است که در سطح خطای کمتر از 05/. قرار دارد (05/.>P). بطور کلی انتظار می رود رسانه ها و به خصوص رسانه های نوین در دوران بحران تأثیرات گسترده ای بر مخاطبان و جامعه داشته باشند. که در این میان شبکه های اجتماعی می توانند در وضعیت بحرانی نقش مهمی در ایجاد ثبات، صلح و آرامش داشته باشند. شبکه های اجتماعی میتوانند نقش بسیار پررنگی در وضعیت پیش از بحران داشته و در مواقعی از به وجود آمدن بحران جلوگیری کنند. آن هم به دلیل نقش تأثیر گذاری که در سالهای اخیر پیدا کرده اند.
19.تأثیر منطقهای سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 288-308
سعید کیان پور، ابراهیم مختاری نبی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منطقهای پدیده سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب (مصر، ایران، اردن، لبنان، عمان، قطر و ترکیه) طی بازه زمانی 2008 تا 2024 انجام شده است. سقف شیشهای بهعنوان مانعی نامرئی که زنان را از دستیابی به جایگاههای ارشد مدیریتی و فرصتهای کارآفرینانه بازمیدارد، در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف، تحلیل پویاییهای این محدودیتها و تأثیر آنها بر شاخصهای کلیدی مانند مشارکت پارلمانی، دستمزد، مشارکت اقتصادی، برابری جنسیتی، پستهای مدیریتی و هیئتمدیره است.
روش بررسی: این مطالعه از روش پانل بردار خودرگرسیونی کوانتایل (QVAR) مبتنی بر چارچوب دیبولد و ییلماز (2012) استفاده کرده است. دادههای سالانه برای متغیرهای ذکرشده جمعآوری و با ایجاد شاخص ترکیبی استانداردسازی شدند. تحلیل در کوانتایلهای 25، 50 و 75 انجام شد تا اتصال و سرریز نوسانات بین متغیرها در شرایط مختلف (باثبات، متوسط و پرنوسان) بررسی شود. همچنین، از رویکرد پنجره غلتان برای تحلیل پویاییهای زمانی و آزمونهای ریشه واحد برای اطمینان از ایستایی دادهها استفاده شد.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سقف شیشهای در شرایط بحرانی (مانند سقوط قیمت نفت ۲۰۱۴-۲۰۱۶) و رونق (اصلاحات حقوق زنان ۲۰۱۸) تأثیر منفی قابلتوجهی بر کارآفرینی زنان دارد. مشارکت پارلمانی بهعنوان دریافتکننده اصلی نوسانات، بهویژه در شرایط بحرانی، آسیبپذیر است، در حالی که متغیرهای هیئتمدیره و شاخص برابری جنسیتی نقش انتقالدهنده و تثبیتکننده دارند. الگوی U-شکل شاخص کل سرریز (TCI) تأیید میکند که اتصال متغیرها در شرایط میانی کاهش و در شرایط بحرانی و رونق افزایش مییابد. کشورهای لبنان و ایران آسیبپذیری بیشتری نشان دادند، در حالی که قطر و عمان مقاومت نسبی داشتند. برای کاهش اثرات سقف شیشهای، پیشنهاد میشود در ایران و لبنان برنامههای مربیگری زنان کارآفرین اجرا شود، در لبنان و مصر سهمیه زنان در پارلمان افزایش یابد، شرکتها در ایران و ترکیه فرهنگ سازمانی حامی زنان را توسعه دهند، در ایران و اردن آموزش عمومی برای کاهش کلیشههای جنسیتی اجرا شود، و پایگاههای داده محلی برای جمعآوری دادههای دقیقتر تقویت شود.
