19.توانسنجی ظرفیتهای زمین گردشگری در جهت جذب توریسم شهرستان کرج براساس مدلهای کمّی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 303-314
آزاده اربابی سبزواری، حسن نظافت تکله، ندا شهباززاده
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم به بررسی ویژگیهای زمینشناسی، مانند ساختارهای سنگی، فرآیندهای زمینساختی، و پدیدههای طبیعی نظیر غارها، چشمهها و کوهها میپردازد. این ویژگیها میتوانند در مطالعه حاضر هدف ارزیابی و توانسنجی ظرفیتهای زمین گردشگری در جهت جذب توریسم شهرستان کرج براساس مدلهای کمی (مطالعه موردی: روستاهای برغان، واریان، سنج کردان) است
روششناسی: در این پژوهش از دو مدل کمی کوبالیکوا و فیولت که با علامت اختصاری ( (Kو (F)، نشان داده میشود استفاده شده است. در روش کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و با مقایسه زیرمعیارها به ارزیابی مناطق مورد مطالعه میپردازد. در مدل پارک ملی مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله از ارزیابی مدل زمین گردشگری کوبالیکوا نشان داد که روستایی زمین گردشگری برغان با کسب امتیاز مقدار 5/11 پتانسیل بالای را در جهت جذب گردشگر به خود اختصاص داده است. همچنین بر اساس نتایج در رده دوم روستای آبی واریان با کسب امتیاز 8 قرار دارد و علت اینکه نسبت به روستای برغان امتیاز کمتری را دریافت کرد دسترسی سخت و تنها راه آبی آن بود. و سومین منطقه از لحاظ گردشگری با امتیاز 6 روستای سنج کردان است. مدل فیولت نیز این نتایج حاصل شد که منطقه گردشگری برغان با امتیاز 75/10 بالاترین پتانسیل را در مناطق مورد مطالعه به خود اختصاص داده است. بر اساس نتایج در این مدل نیز نرخ مدیرتی و گردشگری برغان بسیار عالی برآورد شد. بنابراین نتیجهگیری میگردد براساس نتایج منطقه زمین گردشگری برغان نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه قابلیتهای مناسبی جهت توسعه گردشگری در سطح شهرستان کرج در استان البرز به خود اختصاص داده است. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق مورد مطالعه از قابلیتهای هوش مصنوعی نیز استفاده گردد.
آیندهنگاری توسعه مسکن اجتماعی در کلانشهر تبریز: شناسایی پیشرانهای کلیدی و تحلیل سناریوها
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 363-386
محمدرضا پورمحمدی، حسن محمودزاده، مهری سعادت جوی عصر
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی شتابان و مهاجرت گسترده به کلانشهرها، همراه با افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت مسکن در دهه اخیر و عدم تناسب رشد درآمد خانوارها، دسترسی به مسکن اجتماعی را به چالشی اساسی تبدیل کرده است؛ بهگونهای که بیش از ۱.۶ میلیارد نفر در جهان به مسکن مناسب دسترسی ندارند. کلانشهر تبریز به عنوان یکی از مهمترین مراکز جمعیتی و اقتصادی شمال غرب ایران، با معضلات فزایندهای در حوزه دسترسی اقشار کمدرآمد به مسکن اجتماعی مواجه است، با این حال مطالعات اندکی به آیندهنگاری توسعه این نوع مسکن در تبریز پرداختهاند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف آیندهنگاری توسعه مسکن اجتماعی در کلانشهر تبریز از طریق شناسایی پیشرانهای کلیدی و تحلیل سناریوهای محتمل انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش آمیخته (کیفی-کمی) است. دادهها از طریق مطالعات اسنادی و میدانی (مصاحبه با 15 نفر از خبرگان و پرسش از 100 نفر از ساکنان تبریز) جمعآوری شده و تحلیل دادهها در دو مرحله تحلیل ساختاری با روش میکمک و سناریونگاری با نرمافزار سناریو ویزارد انجام گرفته است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مسئله مسکن اجتماعی در تبریز به «مثلث راهبردی» متشکل از الگوهای نوین تأمین مسکن، پایداری کامل منابع مالی و نظارت هوشمند کیفی گره خورده است و حضور اجباری این سه عامل در تمامی ۱۵ سناریوی باورپذیر (با میانگین حداکثری ۳.۰۰) مؤید آن است که در غیاب هر یک از این سه رکن، هیچ آینده معقولی قابل تصور نیست. از میان ۱۵ سناریو، تنها ۲ سناریو دارای وضعیت مطلوب، ۱۲ سناریو دارای وضعیت ایستا و ۱ سناریو دارای وضعیت بحرانی هستند و محتملترین سناریو نشان میدهد که آینده مسکن اجتماعی در تبریز نه جهشی بزرگ و نه فروپاشی کامل، بلکه حرکتی تدریجی و همراه با شکنندگی در مسیری بینابینی خواهد بود. همچنین هر دو فرضیه پژوهش مبنی بر تأثیر سرمایهگذاری دولتی و توسعه فناوریهای سبز بر بهبود شرایط مسکن اجتماعی، با قید وجود پایداری مالی و نظارت هوشمند، تأیید شدند.
ارزیابی و رتبه بندی نواحی منطقه 6 شهر تهران براساس توسعه شاخص های شهر هوشمند و عوامل موثر بر ارتقای آنها
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
حسین نظم فر، یاسر افشون، محمد مهدی مه آبادی پور
چکیده زمینه و هدف: شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت شهری، با هدف ارتقاء کیفیت سکونت، بهرهوری خدمات و دستیابی به توسعه پایدار، بر پایه فناوریهای نوین اطلاعاتی، مشارکت شهروندی و تصمیمگیری دادهمحور بنا شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و رتبهبندی نواحی منطقه ۶ شهرداری تهران از منظر میزان توسعهی شاخصهای شهر هوشمند انجام شده است.
روش شناسی: این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی است. در گام نخست، شاخصهای شهر هوشمند با بررسی منابع نظری شناسایی شدند و سپس پرسشنامهای تخصصی در قالب مدل کوکوسو تدوین شد. دادههای میدانی با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه برنامهریزی شهری شامل اساتید دانشگاه و کارشناسان شهرداری گردآوری شد و با استفاده از آنتروپی شانون، وزن هر شاخص تعیین و در ادامه نواحی با مدل تصمیمگیری کوکوسو رتبهبندی شدند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ناحیه ۴ با امتیاز ۵٫۴۴۲ در رتبه نخست قرار دارد، پس از آن ناحیه ۵ با امتیاز ۵٫۴۱۱ و ناحیه ۶ با امتیاز ۵٫۱۱۸ در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. نواحی ۳، ۱ و ۲ نیز به ترتیب با امتیازهای ۴٫۰۹۹، ۳٫۳۲۲ و ۱٫۴۴۷ در رتبههای چهارم تا ششم جای گرفتند. یافتهها نشان میدهد که توسعه متوازن شهر هوشمند در این منطقه نیازمند سیاستگذاری هدفمند، تقویت زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از ظرفیتهای محلی هر ناحیه است. این نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری از مزیتهای محلی، بهویژه در نواحی با عملکرد پایینتر، میتواند نقش مؤثری در ارتقای شاخصهای شهر هوشمند و کاهش نابرابری فضایی ایفا کند.
20.تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 309-324
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی:روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایتهای اولیه برای سنجش برنامهریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آنها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شدهاست. ارزشهای اصلی شامل ارزشهای علمی و آموزشی، ارزشهای زیبایی و منظرهی دید و ارزشهای حفاظتی است و ارزشهای مکمل نیز شامل ارزشهای عملکردی و ارزشهای گردشگری میباشند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
20.تشخیص و پایش فزایندگی مستحدثات شهری در محدوده بخش مرکزی شهرستان نور با بهرهگیری از تصاویر ماهوارهای و مبتنی بر رویکرد آمایشی
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 340-354
عذرا مشتاق مهر، سید الله حجازی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به روند روزافزون شهرنشینی جهانی، مطالعه و پایش فزایندگی مستحدثات انسانی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا رشد مستحدثات اغلب منجر به دگرگونیهای گسترده در پوشش سطحی زمین میشود. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل و بررسی روند گسترش مستحدثات در بخشی از شهرستان نور در استان مازندران میباشد.
روششناسی: در پژوهش حاضر با استفاده از تصاویر ماهواره لندست 5 و 8 و بهرهگیری از مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) به استخراج نقشه کاربری اراضی منطقه در بازه زمانی 2025-2005 اقدام شده است. همچنین، از ابزار مدلساز تغییرات زمین (LCM) جهت ارزیابی الگوهای زمانی-فضایی تغییر در این مدت بهره گرفته شده است.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر این بوده است که مساحت مستحدثات در سطح منطقه از 07/33 کیلومتر مربع در سال 2005 به 7/92 کیلومتر مربع در سال 2015 و 15/97 کیلومتر مربع در سال 2025 افزایش یافته است. بر این اساس، گستره مستحدثات در مجاورت شهرهای منطقه به دلیل رشد ساختوسازها رشد بیشتری را نشان داده است. ارزیابیها بیانگر تأثیر غیرقابل اجتناب گسترش مستحدثات بر کاهش سطح سایر کاربریها در سطح منطقه میباشد و تا سال 2025 مساحتی در حدود 8/99 کیلومتر مربع از منطقه به طور مستقیم تحت تأثیر گسترش مستحدثات قرار گرفته است که در این میان، مراتع و اراضی زراعی بیشترین تأثیرپذیری را در این زمینه داشتهاند. نتایج پژوهش حاضر روند فزاینده گسترش مستحدثات را به موازات رشد جمعیت منطقه آشکار ساخته و اهمیت اتخاذ طرحها و برنامههای آمایشی را جهت مدیریت بهینه کاربری زمین در راستای توسعه پایدار سرزمینی را برجسته ساخته است.
تحلیل و بررسی عوامل مؤثر بر چگونگی جذب بیشتر گردشگران شهرستان استان خراسان رضوی با استفاده ازرویکرد تصمیم گیری چند معیاره
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 387-406
صدیقه خورشید، مهدی جهانی، محمد برزگر
چکیده زمینه و هدف: صنعت گردشگری به عنوان یکی از بزرگترین و مهمترین صنایع در جهان وهمچنین به عنوان یک مولفه کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مختلف نیازمند توجه دقیق به عوامل مؤثر بر آن است. این پژوهش به عمق بخشی به درک عواملی که بر تصمیمگیری گردشگران برای انتخاب مقصد تأثیر دارد کمک کرده و میتواند به عنوان یک نقشهراه برای توسعه پایدار صنعت گردشگری در کشورها و به ویژه مناطق در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت یافتهها پیشنهاداتی برای بهبود جذب گردشگران و توسعه محصولات گردشگری ارائه میدهد. روش شناسی: تحقیق حاضر به ارزیابی و رتبهبندی مهمترین عوامل اثرگذار بر جذب گردشگران در چهار شهرستان استان خراسان رضوی میپردازد. با توجه به اهمیت گردشگری در توسعه اقتصادی و اشتغالزایی، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر جذب گردشگران یک ضرورت اساسی است هدف این تحقیق ارزیابی و رتبهبندی عوامل جذب گردشگری در شهرستانهای نیشابور، قوچان، سبزوار و چناران است. یافتهها و نتایج: در این تحقیق روش جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت انجام میگیرد که در روش اول اطلاعات لازم برای پیادهسازی تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری و ارزیابی میگردد و روش دوم نیز شامل مطالعات کتابخانهای میباشد. سپس معیارهای اصلی با استفاده از روش سوآرای فازی وزندهی میشود و رتبهبندی نهایی با روش کوپراس انجام میگیرد. در این تحقیق شهرهای نیشابور، قوچان، چناران و سبزوار مورد بررسی قرار گرفتند و بر اساس عوامل طبیعی، مذهبی، تاریخی، فرهنگی، تسهیلات و خدمات مورد رتبهبندی قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل ترکیبی ارائه شده از دقت بالایی برخوردار است و همچنین شهرستان نیشابور از نظر بررسی شش معیار ذکر شده در رتبهی نخست را در اختیار دارد. در نهایت با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاداتی در جهت بهبود وضعیت گردشگری ارائه شده است.
نقش زیست سوخت ها در توسعه پایدار زنجیره تامین کشاورزی: با بهره گیری از روش هوش محاسباتی مصنوعی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 390-409
لطف اله ملکی معصوم آباد، سینا اردبیلی، فاطمه هاشمی
چکیده زمینه و هدف: با افزایش فشارهای زیستمحیطی و نیاز روزافزون به انرژیهای پاک، استفاده از زیستسوختها بهعنوان راهکاری در بهبود پایداری زنجیره تأمین کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است هدف تحلیل نقش زیستسوختها در توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی، با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی سیستماتیک، گروه کانونی، و مدلسازی مبتنی بر هوش محاسباتی انجام گرفت.
روششناسی: در مرحله اول، از روش مرور سیستماتیک بر پایه دستورالعمل PRISMA برای شناسایی متغیرهای کلیدی استفاده شد. با مشارکت ۲۰ خبره در قالب گروه کانونی، مهمترین پارامترهای اثرگذار از جمله فناوری تولید زیستسوخت، سیاستهای حمایتی، زیرساختهای انرژی، و شاخصهای اقتصادی و زیستمحیطی شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل دادهها از الگوریتمهای جنگل تصادفی و انتخاب ویژگیRelief بهره گرفته شد.
نتایج و یافتهها: مدلسازی نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دقت ۸۵٪ (AUC=0.98) توانسته است بهطور مؤثر زنجیرههای تأمین با سطوح مختلف پایداری را خوشهبندی کند. خوشهبندی حاکی از آن بود که شاخصهایی نظیر اشتغالزایی مستقیم در روستا، کاهش آلایندگی، کاهش هزینه انرژی و فاصله تا مراکز فرآوری بیشترین تأثیر را در ارتقاء پایداری ایفا میکنند، در حالی که نوع و مقدار زیستسوخت مصرفی تأثیر کمتری داشتهاند. یافتهها بیانگر آن است که توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی نیاز به تمرکز بر بهبود فناوریهای تولید، زیرساختهای زیستسوختی، سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامههای آموزشی برای کشاورزان است. یافته های این مطالعه، ضمن ارائه چارچوبی نوین برای ادغام انرژیهای تجدیدپذیر در زنجیره تأمین کشاورزی، میتوانند مبنایی برای تصمیمگیریهای سیاستی و راهبردهای بهینهسازی در راستای تحقق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشند.
پتانسیلسنجی توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده دامنههای شرقی سبلان با رویکرد ترکیبی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
بهروز نظافت تکله، میرحمید سیدموسوی، سونیا ذوالقدر خذینه، سولماز بهرامی بودالالو
چکیده مقدمه: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگی های زمین شناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از این پژوهش پتانسیل سنجی میزان توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظت شده دامنه های شرقی سبلان می باشد.
روش تحقیق: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای توسعه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده دامنههای شرقی سبلان انجام شد. دادههای کیفی با استفاده از نرمافزار ATLAS.ti تحلیل و ۱۷ کد در قالب ۴ مضمون اصلی شامل آموزش و توانمندسازی، چالشهای مدیریتی و زیرساختی، مشارکت و توسعه پایدار محلی، و هویتیابی و برندسازی منطقه استخراج گردید. برای تحلیل کمی و رتبهبندی این مؤلفهها، آزمون ناپارامتریک فریدمن با مشارکت ۲۷۸ پاسخگو به کار گرفته شد.
نتایج: نتایج آزمون نشان داد که بین مؤلفهها تفاوت معناداری از نظر اهمیت وجود دارد؛ بهطوری که «مشارکت محلی و ارزشهای بومی» بالاترین اولویت را داشته و پس از آن آموزش، آگاهی محیطزیستی و توانمندسازی منابع انسانی در جایگاههای بعدی قرار گرفتند. یافتهها بر ضرورت تمرکز بر مشارکت فعال جامعه محلی، آموزش مستمر، مدیریت علمی و برنامهریزی راهبردی تأکید دارند تا توسعه ژئوتوریسم به صورت پایدار و متوازن محقق شود. این مطالعه میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران حوزه گردشگری و محیطزیست در جهت ارتقای جایگاه ژئوتوریسم در مناطق حفاظتشده باشد.
21.ارزیابی توانمندی ژئوتوریستی ژئوسایتهای شهرستان هشتجین با استفاده از مدل دینامیکی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 311-328
عقیل مددی، صیاد اصغری، سید علی مرتضوی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری، بهویژه ژئوتوریسم، بهعنوان شاخهای نوین با تمرکز بر پدیدههای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی، نقش مهمی در توسعه پایدار، حفاظت محیطی و ارتقای اقتصادی مناطق ایفا میکند. ایران با تنوع بالای منابع طبیعی، ظرفیت بالایی در این زمینه دارد. شهرستان هشتجین در جنوب اردبیل با ویژگیهای شاخص طبیعی، یکی از مناطق مستعد ژئوتوریسم است که تاکنون بهطور جامع ارزیابی نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی ژئوسایتهای منطقه و تحلیل شاخصهای ارزیابی ژئوتوریسم در چارچوب مدل دینامیکی انجام گرفته است.
روش شناسی: در این پژوهش، ابتدا پنج ژئوسایت منتخب در شهرستان هشتجین جهت تحلیل و ارزیابی انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان حوزه جغرافیای طبیعی و گردشگران بازدیدکننده از منطقه است که با استفاده از روش نمونهگیری غیرتصادفی هدفمند، ۱۵ کارشناس و ۳۰ گردشگر (در مجموع ۴۵ نفر) برای پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه محققساخته، نقشههای زمینشناسی و توپوگرافی، و نرمافزار ArcGIS بود. تحلیل دادهها بر اساس مدل دینامیکی هادزیک و از طریق محاسبه سه شاخص اصلی شامل ارزش علمی، ارزشهای مازاد و میزان آسیبپذیری ژئوسایتها انجام گرفت.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که توان ژئوتوریستی کوه آق داغ و رودخانه قزلاوزن به ترتیب با امتیاز 0076/73 و 303/64 توانمندی ژئوتوریستی بالایی نسبت به سایر ژئوسایتها در این شهرستان دارند. هم چنین آبشار دیز با امتیاز 9839/38 ، آبگرم زاویه جعفرآباد 1518/38 و آبشار نوده با امتیاز 014/33 به ترتیب در ردههای سوم تا پنجم قرار گرفتهاند. کوه آق داغ از نظر ارزیابی کیفی در دسته "خیلی خوب" و رودخانه قزلاوزن در دسته "خوب" و سه ژئوسایت دیگر در دسته "متوسط" قرار گرفتهاند. هم چنین بر اساس نتایج بهدستآمده، مشخص شد که میزان آسیبپذیری رودخانه قزلاوزن با امتیاز 5/5 بیشتر از سایر ژئوسایتها است، درحالیکه کوه آق داغ با امتیاز 10 کمترین آسیبپذیری را نسبت به سایر ژئوسایتها دارد. نتایج پژوهش نشان داد که ژئوسایتهای هشتجین، بهویژه کوه آقداغ و رودخانه قزلاوزن، از پتانسیل بالایی برای توسعه ژئوتوریسم برخوردارند. با وجود مزایای ارزیابی به روش مدل دینامیکی، چالشهایی مانند ضعف زیرساختها و آسیبپذیری بالا در برخی مناطق نیازمند مدیریت هدفمند است. در همین راستا، راهکارهایی نظیر معرفی رسمی منطقه به عنوان یک ژئوسایت، مستندسازی دقیق، و طراحی مدلهای بومیسازیشده پیشنهاد میشود.
21.بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیتهای موجود شهر دهدشت
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 325-349
ناصر نصیریان، فرشید صادقی
چکیده زمینه و هدف: بازآفرینی شهری بهعنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافتهای فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیتهای بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت بهعنوان شهری که تاکنون فاقد شاخصهای برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهرهگیری از ظرفیتهای بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان میدهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلانشهرها و شهرهای دارای برند تثبیتشده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناختهشده وجود دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره میبرد و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بینالمللی و جمعآوری دادههای تجربی از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامهریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. دادهها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفههای برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذینفعان و جهتگیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد که بازآفرینی شهری میتواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. بهویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساختهای شهری همراه با تقویت ظرفیتهای فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکلگیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقهای و ملی مهیا میسازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخصهای پایین شهرت شهری نیز میتوانند از طریق برنامهریزی هدفمند و استراتژیهای یکپارچه، جذابیت خود را برای ذینفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
21.مقایسه کارایی روش های جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان در پایش تغییرات کاربری اراضی حوضه آبخیز سامیان (۲۰۱۵–۲۰۲۴) با استفاده از دادههای سنجش از دوردر محیط Google Earth Engine
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 355-379
صیاد اصغری سراسکانرود، فاطمه صمدی شلوه علیا
چکیده زمینه و هدف: تغییرات کاربری اراضی یکی از چالش های مهم زیست محیطی محسوب می شود که تاثیرات گسترده ای بر منابع طبیعی، اکوسیستم ها و فرآیند های هیدرولوژیکی دارد. هدف این پژوهش مقایسه کارایی دو الگوریتم جنگل تصادفی و ماشین بردارپشتیبان در استخراج نقشه های کاربری اراضی و تحلیل روند تغییرات آن در دو مقطع زمانی 2015تا 2024 در حوضه آبخیز سامیان واقع در استان اردبیل با مساحت تقریبی 4236 کیلومتر مربع است.
روش بررسی: به منظور تهیه نقشه کاربری ارضی از تصاویر ماهواره ای لندست 8 و9 و سنتینل2در محیط برنامه نویسی گوگل ارث انجین بهره گیری شد. الگوریتم های طبقه بندی یادگیری ماشین شامل جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان برای تولید نقشه های کاربری اراضی با هشت کلاس ( آب، مسکونی، کشاورزی آبی، کشاورزی دیم، برف، جنگل، مرتع متراکم و مراتع کم تراکم) مورد استفاده قرار گرفتند. و دقت آن با استفاده از ماتریس درهمریختگی و شاخص های آن ارزیابی شد . در فرایند نمونه برداری و آموزش مدل ها، از محصولات جهانی(Dynamic World و GHSL) بهره گرفته شد.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از مقایسه خروجی دو الگوریتم نشان داده که الگوریتم RF بادقت کلی و کاپای بیش از ۰٫۹۹ درصد عملکرد دقیق تری نسبت به SVM دارد. در بازه زمانی مورد بررسی، تغییرات قابل توجهی در کلاس های کاربری رخ داده است از جمله افزایش چشمگیر اراضی کشاورزی آبی و مناطق مسکونی و کاهش مساحت زمین های دیم، پوشش برفی و منابع آب سطحی از مهم ترین یافته ها بودند. در مجموع الگوریتم RF به دلیل دقت بالا و پایداری عملکرد گزینه مناسب تری برای پایش تغییرات کاربری اراضی در محیط کلان داده همچون گوگل ارث انجین محسوب می شود.
21.رابطه بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پایداری زیستمحیطی در کشور عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 363-380
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد کاسر افندی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیستمحیطی و چالشهای پیشروی کشورها در دستیابی به توسعه پایدار، درک بهتر ارتباط میان حکمرانی دموکراتیک، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر و سیاستهای تجاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، شناسایی چگونگی تأثیر این عوامل بر شاخصهای زیستمحیطی میتواند به سیاستگذاران در طراحی راهبردهای بهینه برای کاهش تخریب محیطزیست و تقویت پایداری کمک کند.تجارت خارجی میتواند نقشی دوگانه در بهبود یا تخریب زیستمحیطی داشته باشد. از یک سو، تجارت بینالمللی از طریق انتقال فناوریهای پاک و نوآوریهای زیستمحیطی میتواند کیفیت محیطزیست را ارتقا دهد؛ اما از سوی دیگر، در صورت نبود مقررات مناسب، ممکن است منجر به افزایش فشار بر منابع طبیعی و آلودگی بیشتر شود. بنابراین، بررسی همزمان و تلفیقی این سه عامل میتواند درک جامعتری از روابط میان سیاستهای اقتصادی، زیستمحیطی و حکمرانی ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه تلاش دارد تا ارتباط میان این عوامل و تأثیرات آنها بر شاخصهای زیستمحیطی عراق را تحلیل کند.
روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی تأثیر دموکراسی، انرژی سبز و تجارت خارجی بر پیشرفتهای زیستمحیطی در عراق از سال 2006 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پیشرفت زیستمحیطی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که افزایش انتشار کربن با دموکراسی در عراق ارتباط دارد، بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی برای تسریع در رشد اقتصادی موجب افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای میشود. همچنین انرژیهای تجدیدپذیر( انرژیهای سبز)، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است اثر افزایشی بر انتشار کربن داشته باشند، اما در بلندمدت میتوانند به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت محیطزیست کمک کنند. از سوی دیگر، تجارت خارجی با توجه به وابستگی عراق به منابع انرژی فسیلی، اثرات منفی بر محیطزیست داشته است، به طوری که عراق نیازمند سیاستهای تجاری سبز و پایدار است. همجنین در این پژوهش، ضریب تصحیح خطا برابر با 0.3807- به دست آمده است. این ضریب نشان میدهد که حدود 38.07 درصد از عدم تعادل کوتاهمدت در هر دوره تعدیل شده و سیستم به سمت تعادل بلندمدت حرکت میکند.
تأثیرات متقابل تورم و توسعه اقتصادی در ایران و عراق: یک بررسی دادهای
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید کمال صادقی، کوثر جواد یوسف
چکیده مقدمه و هدف: تورم بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی، تأثیرات عمیقی بر فرآیند توسعه اقتصادی کشورها دارد. این پژوهش به بررسی تأثیرات متقابل تورم و ابعاد توسعه اقتصادی در ایران و عراق میپردازد و هدف آن تحلیل روابط بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی مختلف از جمله تولید، کشاورزی، صنعت، وابستگی، آموزش و سلامت است.
روش: این مطالعه با استفاده از دادههای طولانیمدت از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲4 برای هر دو کشور، به تحلیل تأثیر تورم بر ابعاد مختلف توسعه اقتصادی میپردازد. دادهها از منابع معتبر مانند بانک جهانی جمعآوری شده و با استفاده از آزمونهای دیکی-فولر، همانباشتگی یوهانسون و علیت گرنجر، روابط بین متغیرها ارزیابی میشود. همچنین، مدلهای رگرسیونی برای بررسی تأثیرات تورم بر هر یک از ابعاد توسعه اقتصادی بهکار گرفته میشود.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که تمامی شاخصهای اقتصادی در هر دو کشور ایستا هستند و روابط معناداری بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی وجود دارد. در ایران، افزایش نرخ تورم با افزایش جزئی در تولید ناخالص داخلی (GDP) همراه است، اما تأثیرات منفی قابل توجهی بر بخشهای کشاورزی، سلامت و آموزش دارد. در عراق، تورم بهعنوان محرک رشد اقتصادی در نظر گرفته میشود، هرچند تأثیرات منفی آن بر سلامت و آموزش نیز مشهود است.
نتیجهگیری: این پژوهش تأکید میکند که کنترل تورم میتواند به بهبود شرایط اقتصادی و توسعه پایدار در ایران و عراق کمک کند. همچنین، نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مرجع مفیدی برای سیاستگذاران و تحلیلگران اقتصادی در تدوین استراتژیهای مؤثر برای مدیریت تورم و حمایت از رشد اقتصادی بهکار رود. با توجه به تأثیرات عمیق نوسانات تورمی بر توسعه انسانی و اقتصادی، نیاز به تحقیقات بیشتر برای درک بهتر این روابط پیچیده احساس میشود.
22.تبیین رابطه توانمندسازی روانشناختی پیرامون تابآوری روستاییان در مقابل کووید 19(مطالعه موردی: روستاهای کنویست شهرستان مشهد)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 328-344
بهرام ایمانی، طیبه گلریز
چکیده زمینه و هدف: توانمندسازی جامعه روستایی یک امری بسیار راهبردی برای ایجاد توسعه همه پتانسیلهای موجود در جامعه است تا افراد بهصورت فردی و گروهی توانمند شوند و برای رسیدن به این بخش از مهارت حفظ تابآوری ضرورتی اجتنابناپذیر است. لذا این تحقیق بر اساس ارتباط بین توانمندسازی روانشناختی پیرامون تابآوری روستاییان در برابرکرونا انجامشده است. منطقه موردمطالعه روستاهای دهستان کنویست شهرستان مشهد است.
روششناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصـیفی میباشد. جامعه موردمطالعه شامل افراد موجود در 11 روستای کنویست شهرستان مشهد به تعداد 4712 نفر و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونهگیری تصادفی ساده میباشد. روش تحقیق بر اساس پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه مورد تأیید میباشد؛ و همچنین ضریب پایایی ترکیبی (CR) ) برای تمامی متغیرها بیش از 7/0 میباشد که نشاندهنده ثبات و همبستگی درونی مطلوب بین آیتمهاست. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرمافزار پی ال اس (PLS) و نرمافزار(SPSS) استفاده گردیده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاکی از آن است که رابطۀ بین خود تعینی با تابآوری با ضریب مسیر (476/0) و عدد معنیدار 857/2 و بین سطح معنیداری با تابآوری با ضریب مسیر (319/0) و عدد معنیدار 964/3، بین اثرگذاری با تابآوری با ضریب مسیر (521/0) و عدد معنیدار 371/2 رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. همچنین بین عزتنفس، اعتماد و شایستگی با تابآوری رابطه مثبت و معنیداری وجود نداشت. درنهایت با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادهای کاربردی ارائهشده است.
22.تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 350-366
حسن محمودزاده، فیروز جعفری، نسرین دین پرور
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی میتواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالمتر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است.
روششناسی:در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا 1401 تصاویر ماهوارة لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است.
نتایج و یافتهها: در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87 . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با 36234مگاوات بوده است.
22.بررسی رضایتمندی از محیط مسکونی در شهر اربیل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 352-363
محمدحسن یزدانی، هاشم شاکر عبداله کاروان، مریم جامی اودولو
چکیده زمینه و هدف: کیفیت محیط مسکونی مفهومی پویا, پیچیده و چندبعدی است که از ابعاد شکل گرفته است. در این راستا یکی از راههای مناسب جهت ارزیابی کیفیت محیط مسکونی سنجش رضایتمندی ساکنان از آن محیط است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی رضایتمندی از محیط مسکونی در شهر اربیل جهت برنامهریزی آتی انجام گرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روشهای میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش ساکنین محلات مختلف (ثروتمندنشین، متوسطنشین و فقیرنشین) میباشد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. در این خصوص از آزمون های tتک نمونه ای بهره برده شده است. در نهایت جهت رتبهبندی شاخصهای مورد بررسی از آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس آزمونt تک نمونهای رضایتمندی ساکنین از محیط مسکونیشان در محلات مسکونی ثروتمندنشین برابر با (3.516)، در محلات متوسطنشین برابر با (3.272) و در محلات فقیرنشین برابر با (2.196) بوده است. بر اساس آزمون فریدمن نیز شاخص امنیت در رتبه نخست و شاخص روشنایی و تهویه در رتبه آخر قرار گرفتند. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میزان رضایتمندی امری نسبی بوده و در سطح مناطق و محلات شهری مختلف متفاوت بوده و نتایج متفاوتی را در بر داشته است. نتایج پژوهش نشان داد رضایتمندی در محلات مختلف شهر اربیل برابر با (3.233) و در سطح متوسط میباشد.
تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر رویکرد مزیتگرایی هوشمند در سواحل مکران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
یعقوب ابدالی، مریم رسولی
چکیده توسعه دریامحور به عنوان رویکردی کلیدی در ارتقاء رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی مناطق ساحلی، به ویژه سواحل مکران، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مقاله با رویکردی نظری- اسنادی به تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر مزیتگرایی هوشمند میپردازد. مزیتگرایی هوشمند که بر شناسایی ظرفیتها و مزیتهای بومی هر منطقه تأکید دارد، میتواند راهبرد مؤثری برای هدایت توسعه پایدار و عدالت اجتماعی باشد. یافتهها نشان میدهد که سواحل مکران با برخورداری از مزیتهای اقتصادی چون حملونقل دریایی، شیلات، انرژی و گردشگری، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد اشتغال، بهبود خدمات عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی جوامع محلی دارند. با این حال، چالشهایی نظیر نابرابری در دسترسی به خدمات پایه، فقر گسترده، نرخ بالای بیکاری، مهاجرتهای غیرمدیریتشده و ضعف سرمایه اجتماعی، مانع تحقق توسعه متوازن و پایدار شدهاند. توسعه دریامحور بدون توجه کافی به ابعاد اجتماعی و مشارکت محلی، ممکن است منجر به تشدید شکافهای منطقهای، افزایش حاشیهنشینی و تخریب منابع طبیعی گردد. در این میان، رویکرد مزیتگرایی هوشمند با تمرکز بر توانمندسازی جوامع محلی، استفاده از نوآوریهای درونزا و توزیع عادلانه منافع، قادر است پیامدهای منفی را کاهش و پیامدهای مثبت را تقویت کند. بر اساس این رویکرد، سیاستگذاران باید با ایجاد سازوکارهای مشارکت مردمی، ارزیابی جامع اجتماعی پروژهها و توزیع عادلانه منابع، مسیر توسعهای را دنبال کنند که هم از نظر اقتصادی موفق و هم از نظر اجتماعی عادلانه و فراگیر باشد. این مقاله چارچوبی نظری و تحلیلی برای سیاستگذاری توسعه دریامحور در سواحل مکران ارائه میدهد که میتواند الگویی مناسب برای دیگر مناطق دریامحور کشور باشد.
23.تاثیر رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلیتیک و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر رشد سبز در کشور عراق
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 345-362
محمد موسی عبداله، عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده
چکیده زمینه و هدف: رانت منابع طبیعی، میتواند به عنوان یک عامل دوگانه عمل کند؛ از یک سو، تأمین مالی برای پروژههای سبز را فراهم میآورد و از سوی دیگر، ممکن است به وابستگی به صنایع آلاینده و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری در فناوریهای پایدار منجر شود. ریسک ژئوپلیتیک در کشورهای غنی از منابع طبیعی، به ویژه در مناطق ناپایدار، میتواند به عدم قطعیت در سرمایهگذاریها و کاهش تمایل به توسعه پروژههای اقتصادی سبز منجر شود، که این امر به تضعیف رشد پایدار کمک میکند. عدم قطعیت در سیاستهای اقتصادی، به ویژه در زمینه قوانین زیستمحیطی و مالیات، میتواند به کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تأخیر در اجرای ابتکارات سبز منجر شود و در نتیجه، رشد اقتصادی پایدار را تحت تأثیر قرار دهد.
روش شناسی: در این پژوهش، به بررسی اثرات رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیتهای اقتصادی و متغیرهای کنترلی دیگر چون توسعه مالی، تجارت خارجی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تشکیل سرمایه ثابت بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق با استفاده از الگوی خودتوضیحی با وقفههای گسترده (ARDL) و دادههای فصلی طی دوره زمانی 2022-1995، پرداخته میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از برآورد مدل، نشان میدهند که رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیت سیاستهای اقتصادی، اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در این کشور دارند. همچنین، توسعه مالی، تجارت خارجی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تشکیل سرمایه ثابت، اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق دارند.
23.ارزیابی توانمندی ژئوتوریستی ژئوسایتهای شهرستان هشتجین با استفاده از مدل کوبالیکوا
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 364-380
عقیل مددی، صیاد اصغری، سید علی مرتضوی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی و اجتماعی در جوامع مختلف است و با تأثیرگذاری بر انتقال سرمایه و گردش مالی، نقشی کلیدی در رشد اقتصاد جهانی ایفا میکند. ایران با دارا بودن ظرفیتهای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی منحصربهفرد، پتانسیل بالایی برای توسعه ژئوتوریسم دارد؛ اما این حوزه همچنان در مراحل ابتدایی رشد قرار دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی توانمندی ژئوتوریستی ژئوسایتهای شهرستان هشتجین در جنوب استان اردبیل انجام شد.
روش شناسی: در این پژوهش، پس از انتخاب پنج ژئوسایت در این شهرستان برای تحلیل و ارزیابی، از ابزارهایی مانند پرسشنامه، نقشههای زمینشناسی و توپوگرافی، و نرمافزار ArcGIS استفاده شد. در نهایت، با بهرهگیری از مدل کوبالیکوا، توانمندی این ژئوسایتها مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که رودخانه قزلاوزن با امتیاز ۲۵/۱۱ و کوه آق داغ با امتیاز ۱۵/۱۰، بالاترین رتبهها را کسب کرده و در فصول گردشگری، بیشترین جذب گردشگر را دارند. در مقابل، ژئوسایتهای آبشار دیز (۵/۶)، آبشار نوده (۱۵/۵) و آبگرم زاویه جعفرآباد (۸۵/۴)، رتبههای پایینتری را به خود اختصاص دادند. تحلیل معیارها حاکی از آن است که ارزش افزوده با ۳۱ درصد، بیشترین اهمیت و ارزش اقتصادی با ۷ درصد، کمترین اهمیت را داشته است. با این حال، وضعیت اقتصادی ژئوسایتها چندان مطلوب ارزیابی نمیشود. کاستیهایی مانند کمبود زیرساختها و توزیع نامناسب امکانات، مانع دستیابی این شهرستان به رتبههای بالای توانمندی ژئوتوریستی شده است. تقویت نقاط قوت، رفع نقاط ضعف زیرساختی، آموزش و آگاهیبخشی به جوامع محلی، و ایجاد برنامههای تبلیغاتی میتواند بهبود چشمگیری در وضعیت ژئوتوریسم منطقه ایجاد کند. همچنین، همکاری میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی در سرمایهگذاریهای گردشگری میتواند نقش مؤثری در بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای طبیعی و تاریخی این شهرستان ایفا نماید.
شناسایی و اولویتبندی مؤلفه های مؤثر بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 388-409
حمید جعفری، اسماعیل ویسیا، مریم کریمی، سیدحسین مرعشیان
چکیده زمینه و هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یک صنعت رو به رشد، میتواند نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مختلف ایفا کند. استان خوزستان با دارا بودن ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی متنوع، از پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی مؤلفه های مؤثر بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان است.
متدلوژی: در این راستا پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی-اکتشافی است. این پژوهش با رویکردی کاربردی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری نظر 30 نفر از خبرگان حوزه گردشگری ورزشی از طریق روش دلفی، و با استفاده از تکنیک DANP و نرمافزار اکسل بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: در این پژوهش، 6 شاخص کلی و 22 زیر شاخص شناسایی شد که بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان تأثیرگذار هستند. در ادامه، با استفاده از تکنیک Danp، به شناسایی و اولویتبندی شاخصهای تأثیر گذار پرداخته شد تا مشخص شود که کدام یک از این شاخصها تأثیر بیشتری بر گردشگری ورزشی در استان خوزستان دارند. نتایج پژوهش وی نشان داد که توسعه این صنعت نیازمند رویکردی چندوجهی است؛ به طوری که عوامل مدیریتی و برنامهریزی به عنوان محور اصلی، با تأثیر بر سایر عوامل، نقش کلیدی ایفا میکنند. همچنین، عوامل فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی، بازاریابی، زیرساختی و محیطی نیز به طور قابل توجهی در این فرایند دخیل هستند. در کنار این عوامل کلان، زیرشاخصهای اقلیم مناسب، جذب سرمایههای خارجی و مشارکت اجتماعی به عنوان محرکهای اصلی توسعه گردشگری ورزشی در خوزستان شناسایی شدهاند. این نتایج، نقشه راهی کاربردی برای سیاستگذاران و برنامهریزان فراهم میکند تا با تمرکز بر این عوامل کلیدی، زمینههای رشد پایدار و رونق گردشگری ورزشی را در استان فراهم آورند.
23. بررسی شبکه اجتماعی حاشیهنشینان شهر اهواز و رابطه آن با مهاجرتهای روستایی
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 394-404
سهراب قائدی، علی دشت بزرگی
چکیده زمینه و هدف: گسترش مهاجرتهای روستایی به حاشیه شهرها ،پدیدهای تأثیرگذار بر ساختار اجتماعی و فضایی شهرهاست. هدف این پژوهش بررسی رابطه میان شبکههای اجتماعی و مهاجرت روستایی و همچنین پیامد آن، یعنی شکلگیری سکونتگاههای حاشیهای اطراف شهر اهواز است.
روش شناسی: در این مطالعه، دو محله کوی گلدشت و گلبهار به عنوان محلهای اصلی سکونت مهاجران روستایی انتخاب شدهاند. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته و از میان ۳۰۰ سرپرست خانوار جمعآوری شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آزمونهای تی تکنمونهای، رتبه بندی فریدمن استفاده شده است.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد روابط خویشاوندی با میانگین 02/3 (بالاتر از حد نظری) مهمترین عامل شبکهای در تصمیمگیری مهاجرت و انتخاب مقصد بوده است. همچنین عوامل اقتصادی با میانگین رتبه 24/2 اصلیترین دلیل مهاجرت از روستا شناخته شدهاند. در مقابل، میزان رضایت کلی ساکنان از زندگی در این محلات با میانگین 99/2 کمتر از حد متوسط بوده و نشاندهنده شرایط نامطلوب زندگی در این مناطق است. نتایج این پژوهش بیانگر نقش پررنگ روابط اجتماعی و عوامل اقتصادی در شکلگیری موجهای مهاجرت روستایی است. همچنین پایین بودن رضایت ساکنان نشان میدهد که سکونتگاههای حاشیهای همچنان با چالشهای جدی در کیفیت زندگی روبهرو هستند.
تجزیه و تحلیل دمای سطح زمین و ارتباط آن با شاخصهای طیفی با استفاده از دادههای سنجش ازدور (مطالعه موردی: شهرستان فیروزکوه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش، با هدف بررسی روند تغییرات کاربری زمین، پوشش گیاهی و دمای سطح زمین (LST) طی بازه زمانی یک دهه گذشته (2013–2024) در شهرستان فیروزکوه، از ترکیب دادههای سنجش از دور، سامانه Google Earth Engine (GEE)، تحلیلهای آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد.
روششناسی:GEE به عنوان یک پلتفرم پردازش ابری قدرتمند، امکان دسترسی به مجموعهای وسیع از دادههای ماهوارهای نظیر MODIS و Landsat را فراهم کرده و ابزارهای متنوعی را برای تحلیلهای مکانی-زمانی در اختیار قرار میدهد. برای تولید نقشههای دمای سطح زمین، از محصول MOD11A2.061 سنجنده MODIS استفاده شد و نقشههای سالانه و میانگین دهساله LST استخراج گردید. نتایج حاکی از افزایش دمای سطح زمین در برخی نواحی، بهویژه در اطراف مناطق شهری و اراضی کشاورزی بود. همچنین، برای ارزیابی تغییرات پوشش گیاهی از شاخص NDVI استخراجشده از تصاویر Landsat و MODIS بهره گرفته شد و با استفاده از نرمافزار SPSS، تحلیل همبستگی بین NDVI و LST انجام گرفت.
نتایج و یافتهها: نتایج این تحلیلها نشان داد که در اغلب نواحی، رابطه معکوسی بین NDVI و LST وجود دارد، بهطوریکه نواحی با پوشش گیاهی متراکمتر، دمای سطح کمتری را تجربه کردهاند که این امر بیانگر نقش مهم پوشش گیاهی در کاهش گرمای سطح زمین از طریق فرآیند تبخیر-تعریق و سایهاندازی است. در ادامه، نقشههای پهنهبندی و تحلیلهای فضایی با بهرهگیری از نرمافزارهای ArcGIS،Excel و SPSS انجام شد و مناطق بحرانی از نظر کاهش پوشش گیاهی یا افزایش دما شناسایی گردید. در پایان، پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، شاخصهای تکمیلی نظیرVCI، TCI و VHI برای تحلیل دقیقتر خشکسالی و سلامت پوشش گیاهی به کار گرفته شوند. همچنین استفاده از دادههای با تفکیک مکانی بالاتر مانند Sentinel-2 و الگوریتمهای یادگیری ماشین نظیرRandom Forest یا SVM در محیط GEE میتواند موجب بهبود دقت تحلیلها و شناسایی دقیقتر الگوهای پیچیده محیطی گردد.
24.ارزیابی توانمندیهای ژئوتوریستی اشکال کارستی با استفاده از روش رینارد ( مطالعه موردی: شهرستان آذرشهر)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 381-400
بیوک فتحعلی زاده، موسی عابدینی، نسرین حسن زاده
چکیده زمینه و هدف: ژئومورفوسایتها، یکی از مفاهیم جدید در مطالعات گردشگری هستند که بر مکانهای ویژهای که دارای ارزشهای علمی، اکولوژیکی، فرهنگی، زیبایی و اقتصادی هستند، تاکید میکند. در سالهای اخیر ژئوتوریسم و ژئومورفوتوریسم به صورت مفهومی بسیار جذاب درآمده که طیف وسیعی از مردم با علاقههای گوناگون و نیز دولتها، گروههای زیست محیطی وگروههای حفاظت و نگهداری را به خود جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توانمندیهای ژئوتوریستی اشکال کارستی شهرستان آذرشهر با استفاده از روش رینارد است.
روششناسی: در این راستا با بهرهگیری از پیمایش میدانی، دو معیار اصلی شامل ارزشعلمی، ارزشافزوده و ترکیبی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این روش ارزش علمی متشکل از عیار حفاظتی، کمیابی، شاخص بودن و ارزشهای جغرافیای دیرینه و ارزش افزوده شامل ارزشهای فرهنگی، تاریخی، مذهبی، زمینتاریخی و اقتصادی و ارزش ترکیبی، شامل ارزش جهانی، آموزشی، تهدیدات و اقدامات مدیریتی استفاده شد.
نتایج و یافتهها: براساس نتایج حاصل از پژوهش ژئومورفوسایتهای منطقه در معیارهای اصلی به ترتیب، ارزشعلمی (53/0)، ارزشترکیبی (47/0)و ارزش افزوده (34/0) و در زیرمعیارها ارزش آموزشی (79/0)، جغرافیای دیرینه و تاریخزمین (75/0) و تهدیدات (70/0)از بیشترین امتیاز برخوردارند. از لحاظ توانمندی ژئوتوریستی پدیدههای مورد بررسی منطقه به ترتیب تراورتنها، چشمهها و غارها در سه معیار ارزیابی (ارزش علمی، ارزش افزوده، ترکیبی) بیشترین توانمندی جذب گردشگر را دارند.
24. ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 412-428
محمدحسن یزدانی، عبدالاله جبار علوان، مریم جامی اودولو، رسول عباسی تقی دیزج
چکیده زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوههای معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی، محلهها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخصهای مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث میشود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آنها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محلهها شکل میگیرد و بر همین اساس ادامه مییابد. از این رو، توسعه محلهای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار میآید.، از این رو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا تدوین یافته است.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روشهای میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر 6 محله از محلات واقع در اطراف میباشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهرهگیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار بهدستآمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشاندهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 بهدست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخصهای به کاررفته در پژوهش و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفتهاند. متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامههای توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آنها ضروری مینماید.
ارزیابی نقش شاخص های کالبدی محلات بر میزان احساس امنیت شهروندان مورد مطالعه شهر الشتر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
آیت رشنوفر، مسلم عارفی، جواد یوسفوند
چکیده امروز امروزه گسترش شهرنشینی و تبدیل شدن شهر به زیستگاه اصلی انسان، موجب گردیده که تمرکز اصلی برنامهریزان شهری بر ارتقای کیفیت زندگی شهری در همه ابعاد آن باشد. در این میان، یکی از مهمترین این ابعاد، ایجاد احساس امنیت در فضاهای شهری است که همواره به عنوان یک پدیده روانی-اجتماعی، نقش بسزایی در تجربه شهروندان از محیط شهری ایفا نموده است. بر همین اساس، برنامهریزی مناسب برای افزایش احساس امنیت شهری، ضرورتی انکارناپذیر در برنامهریزیهای شهری است.از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر نیز بررسی میزان اثرگذاری عوامل کالبدی و ساختار محلات بر احساس امنیت شهروندان شهر الشتر و ارائه راهکارهایی جهت حذف عوامل ناامنی و ارتقای حس امنیت شهروندان است. لذا روش تحقیق این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 384 نفر بوده که برای انتخاب آنها از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده گردیده است.همچنین برای بررسی احساس امنیت شهروندان از 9 مؤلفه و برای بررسی عوامل کالبدی از 19 مؤلفه استفاده شده که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده در دو بخش آماری و گرافیکی، از نرمافزارهای SPSS و GIS استفاده شده است.یافتههای تحقیق نشان داد که احساس امنیت در سطح محلات شهر الشتر در سطح پایینی قرار دارد (t=15.43-) و از لحاظ امتیاز شاخصهای امنیتی کالبدی نیز (1.428-)، این شهر در وضعیت نامناسبی میباشد. بنابراین، میتوان بیان کرد که بین عوامل کالبدی و احساس امنیت شهروندان در شهر الشتر رابطه معنیداری وجود دارد و شرایط کالبدی در میزان احساس امنیت شهروندان مؤثر واقع شده است.
