کاربرد اینترنت اشیا در کنترل حمل و نقل وسایلنقلیه شهری در بزرگراهها به منظور توسعه و مدیریت شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
رضا اعتباری، سیدحسن صادق زاده
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر الگوی محاسباتی جدید به نام اینترنت اشیا ظهور کرده است. استفاده از اینترنت اشیا درشبکههای وسایل نقلیه، یک فناوری جدید ارتباطات بین وسایل نقلیه را معرفی کرده است. اینترنت اشیا با فناوریهای هوشمند موجب ارتباط وسایل نقلیه با دنیای واقعی و دیجیتال میشود. اینترنت اشیا در راستای توسعه پایدار شهری در حوزهی حمل و نقل وسایل نقلیه با استفاده از فناوریهای پیشرفته، اطلاعات را جمعآوری، تولید، پردازش، تجزیه وتحلیل و مدیریت میکند. استفاده ازاین فناوری در وسایل نقلیه عمومی، توانایی وسایل نقلیه را در حمل و نقل شهری بهبود بخشیده و موجب صرفهجویی در زمان حمل ونقل، سوخت، زمان افراد و همچنین کاهش گازهای گلخانهای میشود.
روششناسی: در این مقاله به منظور توسعه پایدار شهری برای حمل و نقل وسایل نقلیه در محیطهای وسیع پیشنهادی ارائه شده است. در روش پیشنهادی تمام وسایل نقیله موجود در محیط مدنظر براساس معیاری در جهت کنترل وسایلنقلیه برای جلوگیری از ایجاد ترافیک خوشهبندی شده است. ابتدا هر وسیله نقلیه را مجهز به حسگرهایی کرده که قدرت دریافت، پردازش و انتقال داده از یک وسیله نقلیه به وسلیه نقلیه دیگری را داشته باشد. با تجهیز هر وسیلهنقلیه به حسگر، وسیلهنقلیه قادر به دریافت سرعت، داده و سایر اطلاعات را از سایر وسایلنقلیه را داشته و نیز قدرت انتقال آن به سایر وسایلنقلیه را دارد. بعد از تجهیز وسایل نقلیه به حسگرها، براساس سرعت وسایل نقلیه عمل خوشهبندی انجام میگیرد. در هر خوشه از میان اعضای خوشه وسیلهای با سرعت متوسط بعنوان سرخوشه انتخاب میشود. سرخوشه مسئول کنترل اعضای خوشه بوده و درصورت تجاوز اعضا از سرعت مشخص شده به خوشه دیگری انتقال داده میشود.
نتیجهگیری: آزمایشات نشان میدهد روش پیشنهادی نسبت به حالت عادی با کنترل سرعت وسایل نقلیه موجب کاهش ترافیک بین وسایل نقلیه شده و در نهایت میزان سوخت مصرفی وسایلنقلیه، زمان حمل و نقل و آلودگی هوا را به شکل قابل ملاحظهای کاهش میدهد. در نهایت با کاهش گازهای گلخانهای موجب توسعه و پایداری شهر میشود.
ارائه گزینه مناسب برای بهبود وضعیت مدیریت پسماند از لحاظ بهره وری، اقتصادی و زیست محیطی ( مطالعه موردی شهرستان مهاباد )
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
آوات احمدی
چکیده مدیریت مواد زاید جامد شهری در معنای کلی خود فرایندی چندوجهی است و از مؤلفههای متفـاوتی برخـوردار است. نحوه مهار پسماند نیز باید بهگونهای باشد که بتوان از آنها در جهت پیشبرد اهداف اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و توسعه پایدار استفاده نمود. دراینارتباط هدف از این مطالعه تعیین بهینهترین روشهای دفع پسماند متناسب با شرایط کنونی شهرستان مهاباد با ارائه الگوی سیستم مدیریتی پسماند است. بنابراین، هـدف اصلی تحقیق حاضر کمک به بهینهکردن سیستم مدیریت مواد زاید جامد شهر مهاباد است.
وضعیت مدیریت پسماند مهاباد از لحاظ کمیت و کیفیت پسماند و نحوه مدیریت آن در هر یک از مراحل مدیریت مواد زاید جامد موردبررسی قرار گرفته و به ارائه الگوی سیستم مدیریت پسماندهای جامد باتوجهبه معیارهای اقتصادی و زیستمحیطی پرداخته میشود. روش پژوهش بهصورت توصـیفی، تحلیلـی است و روش گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای، میدانی در نواحی شهرداری بوده اسـت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که وضعیت مدیریت پسماند مهاباد در مراحل مختلف آن مطلوب نبوده؛ ولی باتوجهبه پتانسیل موجود، با انجام اقدامات اساسی مدیریتی میتوان بخشی زیادی از مشکلات پیش روی آن را رفع نمود. همچنین پژوهش نشان داد که کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ از جمله شیوههای مدیریت پسماند است که بازدهی بالایی دارد.
بررسی وتحلیل موانع توسعه کارآفرینی درشهرستان لالی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
روح اله خدری میر قائد
چکیده کارآفرینی مفهومی است که در چند دهه اخیر بشدت مورد توجه اقتصاددانان و نظریه پردازان علوم مدیریتی قرار گرفته است. امروزه برای پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع نیازه به توسعه کارآفرینی دارند؛ اما موانعی هستند که مانع انجام فعالیت های کارآفرینی می شوند و کارآفرینی نمی تواند در جوامع توسعه پیدا کند. افراد کارآفرین یا کارآفرینان موفقیت اقتصادی در جامعه هستند.کار آفرینان نقشی کلیدی در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی هر جامعه دارند. کار آفرینان به عنوان عناصر اصلی در تسریع توسعه کشورهای در حال توسعه و در تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی مورد توجه و مطالعه بوده اند. در این مقاله، به بررسی مفهوم کارآفرینی، توسعه کارآفرینی و موانع توسعه کارآفرینی پرداخته می شود.توسعه کارآفرینی به فرایندی اطلاق میشود که در آن افراد (کارآفرینان) ایدهها و فرصتهای کسب و کار را شناسایی کرده و با استفاده از منابع مالی، فنی و انسانی، کسب و کارهای نوپا را تأسیس و رشد میدهند. توسعه کارآفرینی بهطور کلی شامل فرآیندها و فعالیتهایی میشود که به تشویق و پشتیبانی از افراد برای آغاز و مدیریت کسب و کارهای خود میپردازد. که دارای موانع میباشد، موانع توسعه کارآفرینی در هر شهرستان ممکن است بر اساس ویژگیها و شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهرستان تفاوت داشته باشند. هدف این پژوهش حاضر بررسی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی در شهرستان لالی با استفاده از مدل SWOT می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی توصیفی تحلیلی می باشد. و اطلاعات آن از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و تهیه شده است.
تبیین علل و پیامدهای مهاجرت های روستا شهری در شهرستان مراغه با تاکید بر توسعه پایدار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
احمد کاظمی، علی آذر
چکیده یکی از چالشهای اساسی مدیریت شهری، عدم تعادلات جمعیتی و توزیع نامناسب جمعیت در سطح مجموعههای کلانشهری است. هدف مطالعه حاضر شناسایی علل و پیامدهای مهاجرت های روستایی به شهری در شهرستان مراغه از نظر مهاجران روستایی این شهر بوده است. که به روش توصیفی – تحلیلی و با روش پیمایش انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد در بین عوامل دافعه پایداری اقتصادی روستاها عامل«عدم وجود مرکز خدمات جهاد کشاورزی در روستا به همراه محدود فصلی بودن شغل در روستا» بیشترین میزان تاثیر را دارا می باشد. در بین علل دافعه پایداری اجتماعی مبداء، عدم وجود امکانات رفاهی و عدم وجود امکانات تفریحی بیشترین موافقت را در بین نمونه های مورد مطالعه داشتهاند. نامناسب بودن راه های ارتباطی روستاها و پایین بودن امکان دسترسی به تسهیلات فنی و آموزشی در روستاها از نظر مهاجران، بیشترین عامل دافعه پایداری کالبدی مبداء شناخته شدهاند. وجود تنوع شغلی، حق انتخاب و دائمی بودن کار در شهر جاذبههای اصلی اقتصادی شهر برای مهاجران روستایی شهر مراغه بوده است. تمام جاذبه های اجتماعی مقصد از نظر نمونه های تحقیق در سطح بالایی برای آنها اهمیت دارد و عامل« کسانی که در شهر زندگی می کنند در بین فامیل احترام بیشتری دارند»، دارای کمترین اهمیت نسبت به سایر جاذبه های اجتماعی است. در علل جاذبه های کالبدی مقصد «دسترسی به امکانات رفاهی در شهر» از نظر نمونه های تحقیق، بیشترین تاثیر را داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی مهاجرت از دست دادن زمین هایشان در روستا بود.
ارزیابی و سنجش پایداری فیزیکی - کالبدی شهر با تاکید بر شاخص مسکن (مطالعه موردی کلانشهر اهواز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
زهرا عبدالهی، توران احمدی
چکیده پایداری شهری مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار بعنوان الگو واژه جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشههای نگرش توسعه پایدار با نارضایتی از منابع توسعه و رشد کالبدی، اجتماعی- اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی بر میگردد. با افزایش جمعیت در سالهای اخیر شهرها با گسترش فیزیکی روبرو بودهاند. لذا جهانی که در آن زندگی میکنیم، مرتبًا در حال تغییر و تحول میباشد. بنابراین داشتن یک نظام برنامهریزی به منظور ایجاد هماهنگی بین بخش مسکن و ساختمان با سایر بخشها و همچنین بین اجزا بوجود آورنده(زمین، سیستم حملونقل و غیره) با تأسیسات زیربنایی، تسهیلات عمومی، خدمات اجتماعی و غیره ضرورتی محض است. که پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی پایداری شهر در شاخص مسکن را در کلانشهر اهواز مورد مطالعه قرار داده است. که پژوهش حاضر دارای رویکرد "توسعهای – کاربردی" و ترکیبی از روشهای تحقیق "توصیفی، تحلیلی، میدانی و کتابخانهای" میباشد. لازم به ذکر است در این تحقیق رویکرد فضایی در قالب مدل آماری TOPSIS با استفاده از 24 متغیر در شاخص
مورد نظر ترکیب و استفاده گردیده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافتههای از نرمافزارهای ArcGIS، VISIO، Grafer، EXCEL و دیگر برنامههای مورد نیاز استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به صورت تک بُعدی متغیرها و وضعیت توسعه کالبدی شهر اهواز طی سا-لهای مورد بررسی که نشان از اختلاف فاحش بین هشت منطقه شهری دارد. در نهایت بر اساس آماره TOPSIS میانگین آمارها برابر 0.379 درصد بوده است. همچنین منطقه یک با میزان TOPSIS 0.583 درصد بیشترین و منطقه پنج با 0.184 درصد کمترین میزان را دارا بوده است. لازم به ذکر است بر اساس نتایج مناطق دو، سه، چهار و یک میزان تاپسیس آنها بیشتر از میانگین بوده است. لذا
ضرورت توجه و برنامه ریزی در شاخص مسکن بصورت سیستمی در هشت منطقه شهری اهواز ضرورت دارد.
امکان سنجی استقرار شهر هوشمند در اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه وهدف : امروزه اکثر شهرهای جهان در معرض بحرانهای زیادی از جمله بحران زیست محیطی، تغییرات جمعیتی، مشکلات کالبدی- اقتصادی، فقر، فقدان خدمات شهری و غیره قرار دارند. فضای پیچیده شهر انسانهای اندیشمند را برای رهایی از مشکلات و نارساییها در رسیدن به حد متعالی زندگی، به فکر اصلاح و ایجاد ساختارهای جدید شهری وادار نموده است. براساس این، مدیران و برنامه ریزان شهری، هوشمند شدن شهر را امری ضروری برای رفع موانع شهرها و ارتقای زندگی در آنها مطرح کرده اند. شهر هوشمند پدیده ای چندبعدی است که شاخصهای مختلفی را در بر می گیرد.
روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم شهر هوشمند، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد.
نتایج ویافته ها: نتیجه حاصله از امکان سنجی استقرار شهر هوشمندبعداز محاسبه شاخصهای شهر هوشمند ، شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف وتهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.طبق بررسیها میزان ماتریس عوامل داخلی (IE)0.86شد و ماتریس عوامل خارجی(ٍّEFE) 0.74می باشد که فاصله زیادی از حالت تعادل می باشدو نشان دهنده جایگاه نامناسب شهر اردبیل از منظر شهر هوشمند است.
واژگان کلیدی: شهرهوشمند ، ،شاخصهای شهر هوشمند، مدل سوات ، شهر اردبیل
ارزیابی پیامدهای نوسازی در بافتهای فرسوده شهری (مطالعه موردی محله باقرآباد شهر رشت)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
نازیلا بنایی، اصغر شکرگزار، اسماعیل نصیری هنده خاله
چکیده چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات روند سریع شهرنشینی بروز پدیدهی فرسودگی است. همواره این بافتها ازچالشهای بزرگ در زمینه مدیریت شهری میباشند. زیرا ساکنین بافتهای دارای فرسودگی از مشکلات زیادی رنج میبرند . لذا نوسازی بافت فرسوده بسیار حائز اهمیت است. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثرات نوسازیهای صورت گرفته در بافتهای فرسوده محله باقرآباد پرداخته است.
روش بررسی : جامعه آماری در این پژوهش 5514 خانوار محله باقرآباد میباشد. جهت تعیین حجم جامعه نمونه تصادفی از روش کوکران استفاده شد و تعداد 360 خانوار به عنوان نمونه آماری به دست آمد. سپس براساس مطالعات صورت گرفته شاخصهایی انتخاب و با تدوین پرسشنامه متناسب با این شاخصها به بررسی میدانی و به دست آوردن اطلاعات دراین زمینه اقدام شد. پس از جمعآوری دادهها برای تحلیل آنها از نرم افزارspss استفاده گردید. جهت تحیل اطلاعات آماری از آزمون علامت و آزمون کااسکوئر استفاده شد و برای طبقهبندی و اولویت اثرگذاری نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت نوسازی در محله باقرآباد بالاترین تاثیر مثبت را بر بعد اقتصادی گذاشته است. پس از آن به ترتیب بعدهای کالبدی و اجتماعی در رتبههای دوم و سوم قراردارند. پایینترین تاثیر نوسازی نیز در بعد زیستمحیطی بوده است. به عبارت دیگر نوسازی در محله باقرآباد موجب بهبود مولفههای اقتصادی وکالبدی شده است ولی از نظر ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی این نتیجه حاصل نشده و دروضعیت نامطلوب به سر میبرد. شایان ذکر است تمامی ابعاد به جز بعد کالبدی از لحاظ آماری با اطمینان 95 درصد معنادار میباشند.
کلیدواژهها: نوسازی، بافت فرسوده، پیامدهای نوسازی، باقرآباد، رشت
تحلیل و ارزیابی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سیاه رود، استان گیلان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: زمینلغزش یکی از رایجترین مخاطرات طبیعی است که خسارات اقتصادی، زیستمحیطی و انسانی گستردهای بهدنبال دارد. در این پژوهش، بهمنظور پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود واقع در استان گیلان، از رویکرد ترکیبی مدل فرایند تحلیل شبکهای و سامانه اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است و با هدف پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود استان گیلان، از مدل فرایند تحلیل شبکهای (ANP) در محیط GIS بهره گرفته شده است. برای این منظور، ۱۰ شاخص مؤثر شامل کاربری اراضی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، بارش، سازندهای زمینشناسی، فاصله از جاده، آبراهه و گسل انتخاب و لایههای مربوطه با استفاده از دادههای متنوعی چون DEM، تصاویر ماهوارهای لندست 8 و Sentinel-2نقشههای زمینشناسی و همبارش، در محیط GIS تهیه شدند. ابزارهای تحلیلی ArcGIS نیز در استخراج برخی لایهها مانند فاصله از آبراهه و جاده بهکار رفتند. در این پژوهش، مدل ANP بهعنوان روشی پیشرفتهتر از AHP و با قابلیت مدلسازی روابط وابسته میان شاخصها، برای وزندهی و تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از وزندهی مدل ANP نشان داد که متغیرهای شیب (27/0)، سازندهای زمینشناسی (24/0) و بارش (16/0) بیشترین نقش را در بروز لغزش دارند و بهعنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیلهای مکانی نشان دادند که مناطق دارای شیب زیاد، سازندهای سست ولکانیکی و رسوبی، بارشهای بالا، نزدیکی به گسلها و آبراههها، پتانسیل بیشتری برای ناپایداری دارند. در مقابل، نواحی دارای پوشش گیاهی انبوه، کاربری جنگلی و فاصله زیاد از جاده و گسلها از پایداری بیشتری برخوردارند. نقشه پهنهبندی خطر تولیدشده در محیط GISپنج کلاس خطر را مشخص ساخت که در آن، ۳۶ درصد از سطح حوضه در کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. تمرکز این نواحی پرخطر عمدتاً در بخشهای بالادست حوضه است، جایی که ترکیب شیب تند، بارش بالا، پوشش گیاهی ضعیف و شرایط زمینشناسی ناپایدار، زمینهساز لغزشهای گسترده است.
تحلیل راهبردی جایگاه برنامهریزی محلهمحور در تحقق توسعه محلهای و توسعه پایدار شهری با استفاده از روشهای SWOT و QSPM (مطالعه موردی: شهر خواف)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404
سهیلا پورکریم، اسماعیل صفرعلی زاده
چکیده رشد شتابان شهرنشینی و توسعه نامتوازن شهری، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، منجر به شکلگیری محلاتی با بافتهای ناکارآمد، کاهش کیفیت زندگی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناپایداری سکونتی شده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی سنتی از بالا به پایین، قادر به پاسخگویی به نیازهای متنوع محلات نیست. در مقابل، برنامهریزی محلهمحور با تأکید بر مشارکت مردمی، استفاده بهینه از سرمایههای اجتماعی، انسانی و طبیعی، و توجه به ویژگیهای خاص هر محله، بهعنوان رویکردی نوین برای تحقق توسعه پایدار شهری مطرح شده است. با وجود اثربخشی این رویکرد، در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر خواف، برنامهریزی محلهمحور هنوز جایگاه تثبیتشدهای نیافته است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردی پایداری شهری در محله لاج شهر خواف، از مدل SWOT و ماتریس QSPM بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه نیمهساختیافته) بوده و جامعه آماری شامل ساکنان محله و کارشناسان شهری است. نتایج نشان داد که علیرغم وجود سرمایههای اجتماعی، محله با ضعفهای ساختاری، نابرابری فضایی و تهدیداتی مانند ناهنجاریهای اجتماعی و مهاجرت جوانان مواجه است. تحلیل QSPM نشان داد که راهبردهای بازنگری (WO)، تهاجمی (SO)، تنوعمحور (ST) و تدافعی (WT) دارای اولویت اجرایی بالا هستند. استراتژی منتخب "تقویت مدیریت شهری از طریق فناوریهای نوین و تعامل دانشگاهها" بیشترین امتیاز جذابیت را کسب کرد. این مطالعه نشان میدهد که دستیابی به توسعه پایدار در سطح محله، مستلزم رویکردی چندبعدی و راهبردی با تأکید بر توانمندسازی نهادهای محلی، تقویت مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای بیرونی است.
توانسنجی توانمندی های ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریستی شهر مهاباد با استفاده از مدل پایداری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 مرداد 1404
بهروز نظافت تکله، سونیا ذوالقدر خزینه جدید، سولماز بهرامی بودالالو، سیده مهسا موسوی اندزقی
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگیهای زمینشناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و توانسنجی توانمندی ژئومورفولوژیکی و زئوتوریستی شهر مهاباد میباشد که از مدل پایداری استفاده شده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان غربی شهرستان مهاباد میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا و فیولت است. در مدل کوبالیکوا معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. در این روش ژئومورفوسایت و لندفرمها با توجه به چهار معیار منشا شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج بهدست آمده از مدل ارزیابی کوبالیکوا مناطق ژئوتوریستی شهرستان مهاباد از نظر کارشناسان در گویه تنوع در اشکال ژئومورفولوژیکی منطقه ژئوتوریستی غار آبی سهولان و تالاب کانیبرزان با میانگین عددی 7/0 در مدل فیولت و منطقه غار سهولان و تالاب کانی برازان بالاترین امتیاز را در مقایسه با سایر مناطق مورد مطالعه کسب کردهاند. این نتیجه بیانگر اهمیت و ارزش بالای این مناطق از نظر سرمایهگذاری برای توسعه ژئوتوریسم و جذب گردشگران است. در نتیجه پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از مدلهای به روزتری در بررسی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد و با ایجاد همکاریهای بینسازمانی و آموزش و توانمندسازی جوامع محلی در کنار توسعه زیرساختها، ظرفیتهای بالای ژئوتوریستی شهرستان مهاباد به منبعی پایدار برای درآمدزایی و اشتغالزایی تبدیل شوند.
پیشبینی روند تغییرات قیمت مسکن در اردبیل با رویکرد تحلیل فضایی - زمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1404
رقیه احدپور ایردموسی، حسین نظم فر
چکیده چکیده
پیشبینی روند تغییرات قیمت مسکن در اردبیل با رویکرد تحلیل فضایی-زمانی به بررسی دینامیک مکانی و زمانی قیمتهای مسکن در این شهر میپردازد. در سالهای اخیر، نوسانات قیمت مسکن به یکی از چالشهای مهم اقتصادی و اجتماعی در شهر اردبیل تبدیل شده است، که لزوم درک عمیقتر از الگوهای تغییرات آن را ضروری میسازد. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه عوامل مختلف فضایی و زمانی بر روند قیمت مسکن در مناطق مختلف اردبیل تأثیر میگذارند. هدف اصلی این مطالعه، پیشبینی تغییرات آتی قیمت مسکن با استفاده از روشهای نوین تحلیل فضایی-زمانی و شناسایی مناطق با پتانسیل رشد یا کاهش قیمت است. روش تحقیق ترکیبی از تحلیلهای آماری پیشرفته و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با تأکید بر مدلهای رگرسیون وزنی جغرافیایی-زمانی (GTWR) است. دادههای مورد استفاده شامل اطلاعات قیمت مسکن در بازه زمانی 5 ساله و متغیرهای مؤثر محیطی، اقتصادی و کالبدی است. یافتهها نشان میدهد که قیمت مسکن در اردبیل از الگوی خوشهای فضایی-زمانی تبعیت میکند و مناطق مرکزی و شمالی شهر با شتاب بیشتری در حال افزایش قیمت هستند. عوامل کلیدی تأثیرگذار شامل دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیط شهری، نرخ تورم و رشد جمعیت شناسایی شدند. نتایج نشان میدهد که تا سال 1405، محلههای مجاور مراکز اداری و تجاری با رشد قیمت 25 تا 30 درصدی مواجه خواهند شد. این مطالعه ابزار ارزشمندی برای سیاستگذاران شهری و سرمایهگذاران مسکن فراهم میکند تا تصمیمات آگاهانهتری در زمینه برنامهریزی شهری و سرمایهگذاری در بخش مسکن اتخاذ نمایند.
بررسی نقش توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت بر توسعه پایدار کشورهای منطقه عضو اوپک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 شهریور 1404
زهرا فتوره چی، بهناز علایی
چکیده مقدمه و هدف: توسعه پایدار در کشورهای منطقه عضو اوپک، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت قرار دارد. شناخت دقیق آثار بلندمدت این عوامل میتواند سیاستگذاران اقتصادی را در تدوین راهبردهای مؤثر برای رشد اقتصادی پایدار منطقه ای یاری دهد. هدف این مطالعه بررسی روابط بلندمدت میان توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت با توسعه پایدار کشورهای اوپک است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با بهرهگیری از دادههای سالانه دورهی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به تحلیل اقتصادسنجی متغیرهای مذکور با استفاده از روش PMG - ARDL در چارچوب دادههای پانلی پرداخته است. دادهها از منابع بینالمللی معتبر جمعآوری و تحلیل شدهاند.
یافتهها و نتایج: با توجه به وابستگی ساختاری اقتصاد کشورهای عضو منطفه اوپک به درآمدهای نفتی و آسیبپذیری ناشی از نوسانات قیمتی آن، اتخاذ رویکردی جامع در سیاستگذاری اقتصادی امری ضروری است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که علیرغم نقش مثبت صادرات نفت در توسعه پایدار، مصرف انرژی بدون مدیریت و بهینهسازی، میتواند آثار منفی بر پایداری اقتصادی و زیستمحیطی برجای گذارد. همچنین، ضعف اثرگذاری توسعه انسانی بر پایداری، بیانگر ضرورت بازنگری در کیفیت و جهتگیری سرمایهگذاریهای انسانی در این کشورهاست. از اینرو، توصیه میشود سیاستگذاران با تمرکز بر ارتقای بهرهوری انرژی، تنوعبخشی به منابع درآمدی، و تقویت زیرساختهای انسانی، مسیر دستیابی به توسعهای متوازن، مقاوم و بلندمدت را هموار سازند؛ توسعهای که نهتنها به رشد اقتصادی منجر شود، بلکه تابآوری کشورها را در برابر شوکهای خارجی افزایش دهد.
تحلیل برخی خصوصیات هیدروژئومورفیک و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد با استفاده از سامانههای GIS و GEE
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404
آی لار خیاطی نوشهر، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش تحلیل و توصیف عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد در استان اردبیل با بهرهگیری از فناوریهای نوین GIS و پردازش ابری گوگل ارث انجین است.
روششناسی: در راستای اهداف پژوهش عوامل ژئومورفیک و طبیعی به کار رفته شامل دادههای پوشش گیاهی و کاربری اراضی از تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 و پایگاه داده GLC-FCS30D در محیط پردازش ابری GEEاستخراج شدند که امکان پردازش سریع و دقیق دادههای بزرگ را فراهم ساخت. همچنین، دادههای ارتفاعی با وضوح مکانی 5/12 متر از مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR و دادههای زمینشناسی و نوع خاک از سازمان زمینشناسی کشور تأمین شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای GIS و Google Earth Engine صورت گرفت و نقشههای متعددی جهت شناسایی الگوهای مکانی و ارتباط عوامل تهیه گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد که پوشش گیاهی با مقادیر NDVI بین 26/0- تا 67/0 متغیر است. بهطوری که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در نواحی شمالشرق و شرق حوضه مشاهده میشود، در حالی که بخشهای غربی، جنوبغربی و برخی مناطق مرکزی کاهش قابل توجهی دارند. میانگین شیب حوضه حدود ۲۰ درصد با انحراف معیار 63/13 درصد است و بخشهایی از حوضه با شیب بیش از ۴۰ درصد، فرسایش شدید و رواناب سریع را تجربه میکنند. بارش سالانه بین ۵۳۱ تا ۸۳۷ میلیمتر نوسان دارد که توزیع ناهمگون آن بر پراکنش پوشش گیاهی و فرآیندهای هیدرولوژیکی تأثیرگذار است. ساختار زمینشناسی منطقه با وجود سازندهای حساس به فرسایش مانند مارنها و شیلها، همراه با سازندهای آبرفتی نفوذپذیر، بر فرایندهای هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی منطقه تأثیر چشمگیری دارد. ارتفاع متوسط حوضه ۱۸۹۵ متر است و دامنه ارتفاعی از ۱۱۱۸ تا ۳۲۲۵ متر متغیر است. کاربری اراضی عمدتاً شامل مراتع (۵۴ درصد) و اراضی زراعی (۴۴ درصد) است که مدیریت نامناسب آنها میتواند تهدیدی برای منابع طبیعی بهشمار آید. این نتایج میتواند به عنوان مبنایی علمی و کاربردی برای برنامهریزیهای مدیریتی در زمینه حفاظت منابع آب و خاک و کاهش مخاطرات فرسایش، سیل و زمینلغزش مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS (تحلیل خوشه ایی)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
حسین نظم فر، منصور رحمتی، رقیه احدپور ایردموسی
چکیده چکیده
تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS، موضوعی است که به بررسی توزیع جغرافیایی قیمت مسکن و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. با رشد شهرنشینی و افزایش تقاضا برای مسکن، درک نحوه توزیع قیمتها در سطح شهر به برنامهریزان و سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیمات بهینهتری اتخاذ کنند. در این تحقیق، مسأله اصلی شناسایی الگوهای فضایی قیمت مسکن و ارتباط آن با متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل پراکنش فضایی قیمت مسکن و تعیین عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آن در شهر اردبیل است. روش تحقیق بهصورت توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزارهای GIS برای تحلیل فضایی دادهها استفاده شده است. دادههای مورد نیاز از منابع رسمی و میدانی جمعآوری و با روشهای آماری و زمین-آماری مورد پردازش قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که: قیمت مسکن در شهر اردبیل از الگوی خوشهای تبعیت میکند و مناطق با قیمتهای بالا و پایین بهصورت متمرکز در نقاط خاصی از شهر قرار دارند. عواملی مانند دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیطی و ویژگیهای کالبدی ساختمانها تأثیر معناداری بر قیمت مسکن دارند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تحلیل فضایی قیمت مسکن میتواند به درک بهتر نابرابریهای شهری و تدوین سیاستهای مسکن کمک کند. این مطالعه به برنامهریزان شهری پیشنهاد میکند از ابزارهای GIS برای پایش مستمر تغییرات قیمت مسکن و شناسایی مناطق محروم استفاده کنند.
سنجش وضعیت محلات شهری از نظر شاخصهای شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن (مطالعه موردی: محلّه گرگانپارس و اوزینه شهر گرگان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404
علیرضا محمّدی، شرف آذرآیین، عطا غفاری گیلانده، جعفر میرکتولی
چکیده زمینه و هدف: شهر دوستدار کودک، مکانهای فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را برای کودکان فراهم میآورند. در این راستا هدف این پژوهش سنجش وضعیت محلات شهر گرگان از نظر شاخصهای شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن میباشد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش بهصورت توصیفی- تحلیلی میباشد. در این پژوهش از روش میدانی و پرسشنامه استفاده گردید. در بخش اول پژوهش که جامعهآماری سرپرست کودکان میباشد. برای تعیین حجمنمونه از فرمول کوکران استفاده شد که حجمنمونه 350 نفر بهدست آمد. در بخش بعدی پژوهش که از روش نمونهگیری دلفی استفاده و از تعداد 50 نفر با تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر که در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری با محوریت شهر دوستدار کودک شهر گرکان دارای پژوهشهای معتبر میباشند بهعنوان جامعهآماری استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS و SMART-PLS بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: از نظر مولفههای شهر دوستدار کودک محله گرگانپارس نسبت به محله اوزینه در وضعیت بهتری قرار دارند و مولفههای کالبدی _ محیطی و مدیریتی ـ سازمانی مسئلهسازترین مولفهها در حیطه شهر دوستدار کودک در سطح محلات شهر گرگان میباشد. براساس نتایج به دست آمده معیار کالبدی – محیطی (بار عاملی 77/0)0 معیار مدیریتی ـ سازمانی (بار عاملی 73/0)، معیار اجتماعی ـ فرهنگی (بار عاملی 65/0) و معیار اقتصادی (بار عاملی 58/0) بیشترین تأثیرگذاری را در راستای دستیابی به شهر دوستدار کودک دارا میباشند.
بررسی و تبیین احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربریهای آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی (مطالعه موردی: محلات منطقه 9 مشهد)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
سینا پیرعلائی، حسن صالحی
چکیده زمینه و هدف: طبق آموزههای دین اسلام، عدالت از جمله اساسیترین و بنیادیترین اصول حاکم بر نظام زیستی و رفتار انسان است. در این میان برخی مناطق شهری وجود دارند که به لحاظ توزیع عدالت فضایی نه تنها نیازهای شهروندان و دسترسی برابر آنها به کاربری های شهری را تأمین نمیکنند بلکه باعث ایجاد مشکلاتی نیز برای شهروندان شدهاند. در ایران بسیاری از طرح و برنامههای توسعه شهری مبتنی بر قواعد دین اسلام و پارادایمهای یک جامعه اسلامی نمیباشد. لذا الگوگیری از بیگانگان در در فرایند طراحی و برنامهریزی در شهرهای اسلامی ممنوع بوده و جایز نیست. هدف از این مقاله استخراج بایدها و نبایدهای احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربریهای آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی میباشد.
روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و دادهها با تکیه بر منابع کتابخانهای (شامل نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و طرح جامع شهر مشهد) و روش میدانی بصورت برداشت کالبدی جمعآوری شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی به استخراج مؤلفههای مؤثر بر تحقق پذیری توزیع عدالت فضایی در شهرسازی ایرانی– اسلامی پرداخته شده است.
یافتهها و نتایج: محدوده مورد مطالعه پژوهش نتوانسته از احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی بهره بگیرد و به اهداف متعالی آن دست پیدا بکند. بنابراین جهت برقراری عدالت در توزیع فضا و دسترسی برابر به کاربریها در شهر اسلامی برای عموم مردم به ویژه افراد کم برخوردار جامعه، رعایت قواعد فقهی اسلام در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری لازم الاجرا می باشد.
ارزیابی وضعیت الگوی توسعه ترانزیت محور (TOD) (مطالعه موردی: منطقه 4 شهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
حسن محمودزاده، علیرضا امیدپور قزل دیزج، سعیده حسینپور
چکیده چکیده
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی در دهههای اخیر، موجب بروز چالشهای جدی در نظام حملونقل و کاهش کیفیت زندگی شهری شده است. در این میان، الگوی توسعه ترانزیت محور (Transit-Oriented Development – TOD) بهعنوان یکی از رویکردهای نوین برنامهریزی شهری، راهکاری پایدار برای کاهش ترافیک، ارتقای کیفیت محیط شهری و تقویت حملونقل همگانی محسوب میشود. هدف این پژوهش، ارزیابی وضعیت توسعه ترانزیت محور در منطقه ۴ شهر تبریز با تأکید بر شاخصهای کالبدی، عملکردی و زیربنایی است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است. دادهها از نقشههای سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، طرح تفصیلی تبریز و اطلاعات جمعیتی و شبکه حملونقل شهری گردآوری شدهاند. برای تحلیل دادهها از مدلهای مکانی Line Density، Entropy و Distance استفاده شد و شاخصهای پیادهمداری، دوچرخهسواری، اتصال، اختلاط کاربری، تراکم، فشردگی و تغییر رویکرد بهصورت کمی موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای تعیین اهمیت نسبی شاخصها از مدل AHP بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد محلات مرکزی منطقه ۴ به دلیل تراکم بالای جمعیت و مجاورت با شبکه حملونقل عمومی بیشترین انطباق را با اصول توسعه ترانزیت محور دارند، درحالیکه نواحی شمالی و غربی به دلیل پراکندگی کالبدی و فاصله زیاد از ایستگاهها وضعیت ضعیفتری دارند. شاخصهای پیادهمداری و اختلاط کاربری در محدودههای قدیمی مطلوبتر ارزیابی شدند. بر اساس تحلیل AHP، شاخصهای اتصال و حملونقل عمومی بیشترین تأثیر را در تحقق الگوی توسعه ترانزیت محور دارند. در نتیجه، توسعه شبکههای پیادهمدار، تقویت زیرساختهای دوچرخهسواری و افزایش تراکم در اطراف ایستگاههای ترانزیت از راهکارهای کلیدی پیشنهادی است.
تدوین سناریوهای استراتژیک به منظور ارتقاء تاب آوری بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آبان 1404
آزاده اربابی سبزواری، فاطمه یزدانی فرد، فاطمه ادیبی سعدی نژاد، حمید رضا جودکی
چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیبپذیری بالا در زمینههای مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوکها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشسوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیبپذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آیندهپژوهی نقش مؤلفههای تابآوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تابآوری بافت فرسوده شهری انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیکهای آیندهپژوهی و نرمافزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تابآوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیستمحیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با بهکارگیری نرمافزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوشبینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهمترین نتایج رتبهبندیشده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Score)، حاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشرانهای حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشرانها و افزایش آسیبپذیری رخ میدهد. نتیجه نهایی تأکید میکند که آینده تابآوری منطقه به انتخابهای استراتژیک سیاستگذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیلهای موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.
ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404
امیررضا بیرانوند، عنایتالله میرزایی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش تهدیدات هوایی و ضرورت حفاظت از زیرساختهای حیاتی، شناسایی و ارزیابی پهنههای آسیبپذیر شهری از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی آسیبپذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرمآباد در برابر حملات هوایی با تأکید بر موقعیت پادگان امامعلی (ع) و با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجامشده است.
روشها و مواد: در این مطالعه، دادههای مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت تفکیک ۳۰ متر از منبع SRTM استخراج گردید. شیب زمین با استفاده از ابزار Slope در نرمافزار ArcGIS Pro محاسبه و در سهطبقه شیب ملایم، متوسط و زیاد طبقهبندی شد. سپس با بهکارگیری ابزار Viewshed، نواحی قابلرؤیت از موقعیت پادگان امامعلی (ع) تعیین گردید. فاصله اقلیدسی از پادگان نیز در سه بازه ۰–۵۰۰ متر، ۵۰۰–۱۰۰۰ متر و ۱۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ متر محاسبه شد. در ادامه، لایههای مذکور با روش وزندهی خطی (Weighted Overlay) با وزنهای ۴۰ درصد برای فاصله، ۳۰ درصد برای شیب و ۳۰ درصد برای دیدرس تلفیق شدند.
نتایج و بحث: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که ۶٫۵۶ درصد (۴٫۷۹ کیلومترمربع) از محدوده شهری در پهنه آسیبپذیری بالا، ۷۲٫۴۳ درصد (۵۲٫۸ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری متوسط و ۲۱٫۰۱ درصد (۱۵٫۳ کیلومترمربع) در پهنه آسیبپذیری پایین قرار دارند. همچنین، نواحی واقع در محدوده غرب و جنوبغرب خرمآباد بهدلیل توپوگرافی باز و شیب کم، بیشترین آسیبپذیری را نسبت به حملات هوایی نشان میدهند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش بیانگر آن است که ساختار توپوگرافی و موقعیت مکانی شهر خرمآباد نقش مهمی در تعیین میزان آسیبپذیری آن دارد. بر این اساس، استفاده از GIS در ارزیابی خطرات نظامی میتواند ابزار مؤثری در تصمیمگیریهای شهری، مکانیابی پناهگاهها و برنامهریزی دفاع غیرعامل بهشمار آید
مکانیابی بهینه زندان با استفاده از GIS و تحلیلهای چندمعیاره (مورد مطالعه: نیشابور)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404
مهدی مباشری، زهرا شریفی نیا، مجتبی رخت افکن
چکیده امروزه مکانیابی بهینه تأسیسات حساسی مانند زندان به عنوان یکی از چالشهای مهم مدیریت شهری و منطقهای مطرح میباشد. این پژوهش با هدف مکانیابی بهینه زندان در شهر نیشابور با استفاده از تلفیق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر روش شناسی، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی-تحلیلی میباشد. در این پژوهش، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و میدانی، 14 معیار مؤثر در مکانیابی زندان شناسایی و در دو دسته معیارهای طبیعی (ارتفاع، شیب، جهت شیب، خاکشناسی، فاصله از گسل، فاصله از آبهای سطحی) و معیارهای انسانی-امنیتی (فاصله از شریانهای ارتباطی، حریم شهر، روستاها، مراکز نظامی، مراکز صنعتی، پایانه مسافربری و لوله گاز) دستهبندی شدند. دادههای مورد نیاز از سازمانهای مربوطه تهیه و در محیط GIS پردازش شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از دو روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد. در روش AHP، پس از تشکیل ماتریس مقایسات زوجی و محاسبه وزن معیارها، نرخ ناسازگاری 03/0 به دست آمد که نشان از قابلیت اعتماد نتایج دارد. بر این اساس، معیارهای فاصله از حریم شهر (0.18) و فاصله از مراکز نظامی (16/0) بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس روش تحلیل شبکهای، 49/6 درصد (500 هکتار) از مساحت منطقه در طبقه کاملاً مناسب، 87/43 درصد (3380 هکتار) در طبقه مناسب و 53/24 درصد (1890 هکتار) در طبقه متوسط قرار دارد. در مجموع، 89/74 درصد از مساحت شهر (5770 هکتار) برای احداث زندان دارای شرایط مطلوب میباشد. پهنههای کاملاً مناسب عمدتاً در بخشهای شمالی و مرکزی شهر واقع شدهاند که از شرایط توپوگرافی ملایم، دسترسی متعادل به راههای اصلی و فاصله ایمن از سکونتگاهها برخوردارند. این پهنهبندی میتواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیمگیری مدیران و برنامهریزان در زمینه مکانیابی زندان در شهر نیشابور باشد.
احیا و ساماندهی بافت های تاریخی با تاکید بر رویکرد منظر فرهنگی شهر مطالعه موردی:بافت تاریخی شهر کرمانشاه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آذر 1404
رسول قربانی، ساره رضایی اسحق وندی
چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش شهرنشینی و تغییرات سریع شهرها، حفاظت از بافتهای تاریخی شهر را در مرکز توجهات برنامه ریزی شهری قرار داده است. مفاهیم متداولی که سعی در تعریف بناهای قدیمی، گروه های ساختمانی و پهنههای شهری به عنوان موجودیتی مجزا در زمینه شهری گسترده تری را داشتند. ازاین رو، تحولی هم در مفهوم و هم در مقیاس بافتهای تاریخی شهر بهوجود آمده است که نشئت گرفته از چالشهای موجود در این زمینه و به تبع آن, همراه با ظهور رویکردهای جدیدی جهت پرداختن به این بافتها در مقیاسی سرزمینی، مانند منظر شهری تاریخی(HULL) است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی شاخصهای عینی و ذهنی منظر شهری بافت تاریخی شهر کرمانشاه با تأکید بر نظریه فرهنگی هال است.
روش بررسی: روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانهای و از طریق تکمیل پرسشنامه جمعآوری گردیدهاست و جهت تجزیه و تحلیل دادهها آزمون تی تک نمونهای در نرم افزار Spss21 و با مدل SWARA جهت وزندهی و رتبهبندی شاخصها استفاده شد.
یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پرسشنامه که به دو دسته کلی شاخصهای امنیت اجتماعی و یکپارچگی تقسیم شد نشان داد که مولفه شاخص وضوح و خوانایی و خاطره انگیزی و شاخص انسجام کارکردی-اجتماعی دارای بالاترین امتیاز و اهمیت را به خود اختصاص دادهاست. همچنین نتایج مدل سوارا حاکی از آن که از بین معیارها، معیار تنوع ، تجربه در محیط، جهت یابی به ترتیب رتبه اول تا سوم در سطح عملکردی کاملا مطلوب را به خود اختصاص دادهاست که این گویای این مطلب می باشد که از محیط و محدوده مورد مطالعه خاطرات، تصور و تجربیاتی خوبی در ذهن ساکنین و افراد تداعی شده است که این امر بر حضور مجدد و استفاده دوباره از فضا توسط افراد می افزاید که نتیجه آن بالارفتن تعاملات اجتماعی و محیطی پرشور می باشد.
واکاوی نقاط قوت و ضعف ظرفیت های ژئومورفولوژی و توریستی گردنه حیران با استفاده از مدل های کمّی ((K.F استان اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 آذر 1404
منصور رحمتی، ملیکا شرافتی، بهروز نظافت تکله
چکیده ژئوتوریسم بر تعامل انسان با پدیدههای ژئومورفولوژیکی تمرکز دارد، جایی که لندفرمهای طبیعی بهعنوان ژئومورفوسایتها نقشی کلیدی در جذب گردشگران و توسعه پایدار گردشگری ایفا میکنند. این نوع گردشگری مورد توجه هم متخصصان و هم علاقهمندان به طبیعت است .پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی در پی تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی منطقه گردنه حیران در شهرستان آستارا است که یکی از مناطق کوهستانی مستعد توسعه گردشگری طبیعی در شمال غرب ایران محسوب میشود. بدین منظور، از دو مدل تحلیلی معتبر یعنی مدل «کوبالیکووا» برای ارزیابی ژئوسایتها و مدل «فیولت» برای بررسی شاخصهای مدیریتی و کاربردی استفاده گردید. دادههای پژوهش از طریق تلفیق مشاهدات میدانی، پرسشنامههای تخصصی (با جامعه آماری متشکل از ۲۸ کارشناس و ۱۵ گردشگر) و تحلیل مکانی استخراج و وزندهی شدند. ارزیابی پنج شاخص کلیدی شامل ارزش علمی، آموزشی، حفاظتی، اقتصادی و ارزش افزوده در سه منطقه مشند، چملر و گیلده انجام گرفت.
یافتههای تحقیق نشان دادند که روستای گیلده با کسب امتیاز نهایی ۴.۷۵ از ۵ در مدلK.F، بالاترین قابلیت را برای توسعه ژئوتوریسم داراست؛ در حالی که مشند با امتیاز ۳.۲۵ پایینترین سطح آمادگی را دارد. عوامل مؤثری مانند زیرساختهای ناکافی، ضعف در آموزش و نبود ارتباط فرهنگی مستند، موجب کاهش نمره آن شده است. چملر با امتیاز ۴.۲۵ در رتبه دوم قرار گرفت و از نظر تنوع ژئومورفولوژیکی و مشارکت جامعه محلی وضعیت مناسبی دارد. در مجموع، مقاله نشان میدهد که با توسعه زیرساختهای آموزشی، فرهنگی و مدیریتی، میتوان از این نواحی در جهت توسعه پایدار ژئوتوریسم بهرهبرداری نمود.
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت جوامع محلی در اجرای طرحهای آبخیزداری (مطالعه موردی: شهرستان کهگیلویه، بخش سوق)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404
بهزاد متشفع، خسرو محمدی، ساره هاشم گلوگردی
چکیده اجرای پروژههای آبخیزداری نقش مهمی در مدیریت منابع آبی و خاکی حوزه آبخیز دارند و میزان دخالت و مشارکت جوامع روستایی در این پروژهها نقش کلیدی در موفقیت یا شکست آنها دارد. پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر مشارکت آبخیزنشینان در طرحهای آبخیزداری در بخش سوق شهرستان کهگیلویه میپردازد. جامعه آماری شامل ساکنان بخش سوق که طبق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسشنامهها توزیع و پس از تکمیل جهت معتبرسازی محتوا، از نظرات کارشناسان مجرب و اساتید دانشگاهی استفاده گردید. در نهایت ارزیابی پایایی آن با استفاده ضریب کرونباخ بررسی شد. میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه برای شاخصهای اقتصادی و اجتماعی به ترتیب برابر با 0/8 و 0/78 محاسبه گردید. بررسی میانگین رتبهای آزمون فریدمن نشان داد بیشترین میانگین رتبهای مربوط به عامل تاثیر مشارکت در تأمین هزینه اجرای طرح توسط ادارات منابع طبیعی با مقدار 7/84 بوده است که بیشترین تفاوت را میان 12 عامل اقتصادی و اجتماعی نشان میدهد. همچنین عامل تاثیر آموزههای دینی و مساجد بر میزان مشارکت با میانگین 7/02 و عامل تاثیر مشارکت در طرحهای منابع طبیعی در راستای فرصت پذیرفتن چالش نوآوری توسط افراد با میانگین 7/01 در رتبه های دوم و سوم شناخته شدهاند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که مجموعاً 81/9 درصد از تغییرات میزان مشارکت جوامع محلی در اجرای طرحهای آبخیزداری وابسته به عوامل اقتصادی و اجتماعی بوده و 18/1 درصد از تغییرات آن توسط عوامل یا شاخصهای دیگر تبیین میگردد.
فراتر از بازی: بررسی رویدادهای ورزشی بهمثابه کاتالیزورهای رفتار و هویت پایدار شهری در شهر تبریز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404
علی زینالی عظیم، باقر دست آهنین، رامین نعمتی
چکیده با تغییر رویکرد مدیریت شهری از زیرساختمحور به مردممحور، رویدادهای ورزشی بهعنوان بسترهای اجتماعی نوینی شناخته میشوند که میتوانند به شکلگیری رفتارهای پایدار، ارتقاء هویت شهری و تقویت مشارکت شهروندی کمک کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تجربههای شهروندان از رویدادهای ورزشی در شکلدهی به رفتار حمایتی و هویت پایدار شهری در شهر تبریز است. این مطالعه به روش توصیفی–تحلیلی و با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان تبریز (به تعداد ۱۶۵۳۸۲۷ نفر) و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین گردید. دادهها با پرسشنامهای ۴۱ گویهای گردآوری و با نرمافزارهای SPSS ، AMOS و EQS تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در میان ابعاد تجربه ورزشی، بُعد ورزشی با ضریب مسیر 0.35 بیشترین تأثیر را بر ادراک هویت پایدار شهری دارد، در حالی که بُعد روانی–اجتماعی با ضریب مسیر 0.25کمترین تأثیر را نشان داد. ضریب تعیین R² برای متغیر ادراک هویت پایدار شهری معادل ۰٫۵۴ بود که بیانگر تبیین ۵۴ درصد از واریانس این متغیر است. همچنین، این ادراک توانست ۳۱ درصد از واریانس رفتار حمایتی شهروندان را تبیین کند. این نتایج بیانگر آن است که تجربههای مثبت و مکرر از رویدادهای ورزشی میتواند بهعنوان یک کاتالیزور فرهنگی، نقش بسزایی در ارتقاء هویت پایدار و توسعه رفتارهای شهروندی مؤثر در تبریز ایفا کند.
تاثیرتغییرات اقلیم وعوامل موثرجغرافیایی درگسترش مخاطرات آتش سوزی بردرختان بنه (شهرستان پاوه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404
نادر مرادی، نسرین شیدایی مجد، حمیده حاتمی
چکیده زمینه وهدف: کشور ایران با توجه به قرارگیری بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان و ناحیه پرفشارجنب حاره ای از جمله کشورهای آسیب پذیردر برابر تغییرات اقلیم و وقوع آتش سوزی است. پدیده آتش سوزی یکی از مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آنها باعث تلفات وخسارت های زیادی به انسان، اموال و دارایی ها می شود. روش: این تحقیق براساس ماهیت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی است. که با مطالعه کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه ها انجام شده است. جامعه آماری پژوهش محدوده جغرافیایی شهرستان پاوه دراستان کرمانشاه است. که مبتنی برروشهای میدانی، ابزاری وکتابخانهای و داده های فضایی است. سپس پارامترهای تأثیرگذاردر نرم افزار Arc GIS آماده سازی شدند. در این پژوهش از8 شاخص (شیب، جهت شیب، طبقـات ارتفـاع(Dem)،کاربری اراضی، جهت باد، تراکم پوشش گیاهی،افزایش دما، کاهش بارندگی) به عنوان عوامل موثر در آتش سوزی شناسایی شدند. سپس لایه های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه شده اند.یافته ها: طبق تحقیق انجام شده ومشاهدات صورت گرفته تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی محدوده مورد مطالعه درنتایج حاصل نشان می دهد که شیب،پوشش گیاهی، بارش محدود، و دمای بالا بیشترین تاثیر درآتش سوزی ها رادارند. بیشترین خطرآتش سوزی در ارتفاعات 2000_1000متری است، که همچنین بیشترین خطرآتش سوزی درجهت های شیب های جنوب وغرب شدت بیشتری دارد. نتیجه گیری: در این تحقیق با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 4 با ترکیب رنگی 4- 8- 14 انجام شده که تصویر قبل از آتش سوزی و همزمان با آتش سوزی را نشان می دهد.که مساحت محدوده دچار حریق 1793 هکتار تخمین زده شده است. که منطقه مورد مطالعه در طبقه بسیار پرخطر قرار دارد که نتایج مطالعه حاکی از توان بالای منطقه از لحاظ ایجاد خطر آتش سوزی باتوجه به عوامل جغرافیایی واقلیمی می باشد. بنابراین طرح ونقشه ی نواحی دارای خطرآتش سوزی راهنمای مفیدی برای مدیریت بحران می باشد.
