نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی
توسعه پایدار شهری

24. ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 412-428

محمدحسن یزدانی، عبدالاله جبار علوان، مریم جامی اودولو، رسول عباسی تقی دیزج

چکیده زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوه‌های معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست‌محیطی، محله‌ها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخص‌های مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث می‌شود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آن‌ها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محله‌ها شکل می‌گیرد و بر همین اساس ادامه می‌یابد. از این رو، توسعه محله‌ای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار می‌آید.، از این رو  پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا  تدوین یافته است.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش‌های میدانی و اسنادی گردآوری شده‌اند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر  6 محله از محلات واقع در اطراف می‌باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی)  از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهره‌گیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار به‌دست‌آمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشان‌دهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 به‌دست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق می‌باشد.
یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخص‌های به کاررفته در پژوهش  و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز  (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات  عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفته‌اند.  متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه  به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامه­های توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آن‌ها ضروری می‌نماید.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی نقش شاخص های کالبدی محلات بر میزان احساس امنیت شهروندان مورد مطالعه شهر الشتر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

آیت رشنوفر، مسلم عارفی، جواد یوسفوند

چکیده امروز امروزه گسترش شهرنشینی و تبدیل شدن شهر به زیستگاه اصلی انسان، موجب گردیده که تمرکز اصلی برنامه‌ریزان شهری بر ارتقای کیفیت زندگی شهری در همه ابعاد آن باشد. در این میان، یکی از مهم‌ترین این ابعاد، ایجاد احساس امنیت در فضاهای شهری است که همواره به عنوان یک پدیده روانی-اجتماعی، نقش بسزایی در تجربه شهروندان از محیط شهری ایفا نموده است. بر همین اساس، برنامه‌ریزی مناسب برای افزایش احساس امنیت شهری، ضرورتی انکارناپذیر در برنامه‌ریزی‌های شهری است.از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر نیز بررسی میزان اثرگذاری عوامل کالبدی و ساختار محلات بر احساس امنیت شهروندان شهر الشتر و ارائه راهکارهایی جهت حذف عوامل ناامنی و ارتقای حس امنیت شهروندان است. لذا روش تحقیق این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 384 نفر بوده که برای انتخاب آن‌ها از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی استفاده گردیده است.همچنین برای بررسی احساس امنیت شهروندان از 9 مؤلفه و برای بررسی عوامل کالبدی از 19 مؤلفه استفاده شده که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده در دو بخش آماری و گرافیکی، از نرم‌افزارهای SPSS و GIS استفاده شده است.یافته‌های تحقیق نشان داد که احساس امنیت در سطح محلات شهر الشتر در سطح پایینی قرار دارد (t=15.43-) و از لحاظ امتیاز شاخص‌های امنیتی کالبدی نیز (1.428-)، این شهر در وضعیت نامناسبی می‌باشد. بنابراین، می‌توان بیان کرد که بین عوامل کالبدی و احساس امنیت شهروندان در شهر الشتر رابطه معنی‌داری وجود دارد و شرایط کالبدی در میزان احساس امنیت شهروندان مؤثر واقع شده است.

برنامه ریزی روستایی

بررسی و برآورد بیلان تشعشع تغییرات اقلیمی با استفاده از سری تصاویر ماهواره ای لندست (مطالعه موردی: شهرستان اصلاندوز)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 382-392

لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران

چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهد که نقش سنجش ‌از دور حرارتی در مطالعه و برآورد دمای سطح زمین بسیار حائز اهمیت است. حرارت سطح زمین شاخص  بسیار مهمی در مطالعه مدل‌های تعادل انرژی در سطح زمین در مقیاس منطقه‌ای و جهانی است. با توجه به محدودیت ایستگاه‌های هواشناسی، سنجش از دور می‌تواند جایگزین مناسبی برای برآورد حرارت سطح زمین باشد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای در سال های 2003، 2013، 2023 داشته باشد، می‌باشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ شد و پیش‌پردازش‌های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل‌سازی و تعیین مقدار بیلان تشعشع و حرارت تصاویر اقدام شد. در نهایت به منظور پایش دمای سطح زمین نقشه دمای سطحی شهرستان اصلاندوز استخراج شد.
روش شناسی: در این پژوهش برای بررسی و امکان سنجی استفاده از انرژی تابشی خورشید از تصاویر ماهواره‌ی لندست در مربوط به سال 2003 ، 2013 و  2023 استفاده گردید. از نرم­افزارENVI  برای انجام محاسبات مربوط از نرم‌افزار  ArcGIS  جهت تهیه نقشه استفاده گردید. یکی از کاربردهای تصاویر حرارتی تهیه نقشه های حرارتی به منظور تعیین محدوده های هم دما می باشد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان داد که در سال 2003 دمای سطح زمین 10/40  به 49/42 در سال 3013 افزایش پیدا کرد و در نهایت به علت تغییرات اقلیمی و همچنین دخالت سریع و شدید انسان در طبیعت در سال 2023 به  92/49 افزایش شدیدی پیدا کرد. نتایج نشان داد  مناطق با پوشش گیاهی بالا و مناطق آبی دارای درجه حرارت پایین بودند و مناطق عاری از پوشش گیاهی دارای بالاترین دما در هر سال است . که نشان دهنده این  دخالت انسان و نابودی جنگل و مرتع و گسترش شهر نسبت به 20 سال قبل تمرکز حرارت نیز افزایش یافته است. زیرا پوشش گیاهی همواره به صورت مانع ورود حرارت بوده است و دارای رطوبت تعدیل کننده است و همچنین رابطه معکوسی با حرارت سطح زمین دارد.

جغرافیای طبیعی

ردیابی و تحلیل همدیدی ابرگرمای 23 تیرماه 1403 استان خوزستان

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 415-428

آیسان کنزی حق، برومند صلاحی

چکیده زمینه و هدف: اقلیم یک جزء فراگیر و مهم اکوسیستم محسوب می‌گردد و تغییرات آن هرچند ناچیز می‌تواند سایر اجزا را در درجات مختلف تحت تأثیر خود قرار دهد. از جمله مهم‌ترین بلایای آب و هوایی که هر ساله پیامدهای زیست‌محیطی مخربی را به همراه دارند، امواج گرمایی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سینوپتیک موج گرمای بالای 50 درجه سانتی‌گراد مورخ 23 تیرماه 1403 استان خوزستان است.
روش‌شناسی: این تحقیق، با دیدگاه محیطی به گردش جو صورت گرفته که در آن، ابتدا مقدار دماهای ثبت شده ایستگاه‌های استان خوزستان و تغییرات آن‌ها از اداره کل هواشناسی استان خوزستان دریافت شده و سپس با دریافت داده‌های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن‌ها، علل گرمای شدید شناسایی گردید. در این پژوهش، برای تحلیل الگوهای همدیدی منجر به موج گرمایی استان خوزستان، داده‌های جوی کشور در تراز 500 هکتوپاسکال از سایت نووا استخراج گردید که شامل نقشه‌های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، دما، سرعت باد و ضخامت برای روزهای 21 الی 23 تیرماه 1403 بوده است.
یافته­ها و نتیجه­ گیری: نتایج نشان داد که نفوذ سامانه‌های کم‌فشارهای حرارتی پاکستان و عربستان، استقرار پرفشار جنب‌حاره‌ای آزور در جنوب غرب و پرفشار سیبری در شمال ایران در تراز 500 هکتوپاسکال، به‌عنوان مهم‌ترین الگوی تأثیرگذار در ایجاد موج گرمایی 23 تیرماه 1403 استان خوزستان بوده که از 48 ساعت قبل آغاز گشته است. همراهی این سیستم کم‌فشار مستقر در منطقه با الگوی توپوگرافی آن (ارتفاعات زاگرس جنوبی) و جریانات پادساعتگرد خود که از سمت جنوب، جنوب غرب استان موجب فرارفت گرم دمای تابشی صحراهای گرم لوت، عربستان، دریای عمان گشته و از طرفی با عبور آن از روی آب‌های گرم خلیج فارس و دریای عمان، این منطقه را هم‌زمان با قرارگیری در فصل گرم سال تحت تأثیر خود قرار داده که نتیجه آن افزایش شدید دما را به دنبال داشته و شرایط سینوپتیکی لازم جهت ایجاد گرمای بالای 50 درجه سانتی‌گراد استان خوزستان را فراهم نموده است.

آمایش سرزمین

بررسی و تحلیل کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 419-433

زهرا سلطانی، مجید گودرزی

چکیده زمینه و هدف: کیفیت محیط سکونتگاه‌های روستایی یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری حس تعلق مکانی، ماندگاری جمعیت و پایداری اجتماعی به شمار می‌رود. در سال‌های اخیر، به‌ویژه در روستاهای پیراشهری که تحت تأثیر فرایندهای شهرنشینی شتابان قرار دارند، توجه به پیوند میان شرایط محیطی و ادراک و دلبستگی ساکنان به مکان اهمیت فزاینده‌ای یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تأثیر کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه‌های روستایی، با مطالعه موردی روستای ام‌الطمیر در پیرامون کلان‌شهر اهواز انجام شده است.
روش‌شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پیمایش میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان روستای ام‌الطمیر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۶ نفر تعیین گردید. برای تحلیل داده‌ها از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره مارکوس و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که میان کیفیت محیط روستایی و حس تعلق مکانی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج مدل مارکوس حاکی از آن است که پاکیزگی محیط و زیبایی منظر طبیعی بیشترین مطلوبیت را در میان شاخص‌های محیطی دارند. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که قوی‌ترین ارتباط با حس تعلق مکانی مربوط به زیبایی منظر طبیعی، پاکیزگی محیط و حفظ بافت سنتی روستا است. این نتایج بیانگر آن است که عوامل زیست‌محیطی و هویتی در مقایسه با زیرساخت‌های صرف کالبدی، نقش برجسته‌تری در شکل‌گیری دلبستگی مکانی ساکنان ایفا می‌کنند. در مجموع، پژوهش حاضر تأکید می‌کند که ارتقای کیفیت محیط روستایی، به‌ویژه در ابعاد طبیعی، زیباشناختی و هویتی، می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در تقویت حس تعلق مکانی، افزایش رضایتمندی سکونتی و تحقق توسعه پایدار در سکونتگاه‌های روستایی پیراشهری مورد توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و ادراک شهروندان از اصل نوشهرگرایی پیاده مداری در شهر اهواز

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 432-451

سلمان ایزدنژاد، سعید ملکی

چکیده زمینه و هدف: پیاده‌روی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های جابه‌جایی پایدار، دارای آثار مثبت گسترده‌ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و فردی است و در ادبیات برنامه‌ریزی شهری نوین به‌عنوان یکی از اولویت‌های اساسی و در عین حال حلقه مفقوده توسعه شهری مطرح می‌شود. پیاده‌راه‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فضاهای عمومی شهری، کارکردهای متنوعی از جمله گذران اوقات فراغت، خرید روزانه، تعاملات اجتماعی، دیدارهای روزمره، ادراک محیطی، تقویت هویت مکان و ارتقای ایمنی، امنیت، سرزندگی و زیست‌پذیری شهری را بر عهده دارند. در این میان، بافت مرکزی شهر اهواز با چالش‌هایی همچون معابر کم‌عرض و نامنظم، ضعف زیرساخت‌های شهری، ریزدانگی قطعات، کاهش کارکرد مراکز محلی، کمبود کاربری‌های خدماتی، فرسودگی کالبدی، افزایش ترافیک و آلودگی‌های صوتی و همچنین ضعف در توجه به فضاهای پیاده‌محور و سبز مواجه است. این شرایط ضرورت توجه به بازآفرینی و ارتقای کیفیت فضاهای شهری را دوچندان می‌سازد.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف نظری- کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش‌های میدانی و اسنادی گردآوری شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رضایتمندی شهروندان از فضاهای پیاده‌راه در  شهر اهواز انجام شده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و استفاده‌کنندگان محدوده مورد مطالعه بوده و حجم نمونه با استفاده از روش کرجسی مورگان تعیین گردیده است. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بعد کالبدی بیش­ترین نقش را در رضایتمندی شهروندان ایفا می‌کند، پس از آن ابعاد اجتماعی، اقتصادی و در نهایت زیست‌محیطی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. به‌طور کلی، یافته‌ها بیانگر آن است که ارتقای کیفیت فضاهای پشتیبان می‌تواند نقش مؤثری در افزایش رضایتمندی شهروندان و بهبود عملکرد شبکه‌های پیاده‌راهی در بافت مرکزی شهر اهواز داشته باشد. با توجه به اهمیت بعد کالبدی در افزایش رضایتمندی شهروندان، پیشنهاد می‌شود در طرح‌های پیاده‌راه‌سازی آینده، توجه ویژه‌ای به کیفیت طراحی بدنه‌ها، مبلمان شهری، نورپردازی و بهسازی جداره‌های شهری صورت گیرد تا جذابیت بصری و عملکردی فضا تقویت شود. با توجه به رضایت نسبتاً مطلوب شهروندان از بعد اجتماعی، پیشنهاد می‌شود برنامه‌ریزی برای برگزاری رویدادهای فرهنگی، هنری و اجتماعی در این محور افزایش یابد تا سطح تعاملات اجتماعی و حس تعلق شهروندان تقویت شود.

برنامه ریزی روستایی

برنامه‌ریزی یکپارچه توسعه روستایی مبتنی بر کشاورزی هوشمند و مدیریت چرخه‌ای منابع کشاورزی(مطالعه موردی: روستاهای شهرستان خرم‌آباد)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 482-501

سجاد بازوند، آیت اله بختیاری، رضا پیروز

چکیده زمینه و هدف: چالش‌های اقتصادی، نهادی و زیست‌محیطی روستاهای کشور، ضرورت گذار از رویکردهای بخشی به سمت برنامه‌ریزی یکپارچه توسعه روستایی را برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت مدیریت منابع آب و خاک، کشاورزی هوشمند و مدیریت چرخه‌ای منابع و پسماندهای کشاورزی در چارچوب اقتصاد چرخشی و تحلیل نقش آن‌ها در برنامه‌ریزی یکپارچه توسعه روستایی و تاب‌آوری اقتصادی و زیست‌محیطی روستاهای شهرستان خرم‌آباد انجام شد.
روش شناسی: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری شامل 15870 نفر از بهره‌برداران و فعالان بخش کشاورزی بود که حجم نمونه 375 نفر به روش تصادفی طبقه‌ای متناسب انتخاب شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی تک‌نمونه‌ای، آزمون فریدمن، رگرسیون خطی و روش بوت‌استرپ استفاده شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان داد میانگین مدیریت منابع آب و خاک 910/2 و مدیریت چرخه‌ای منابع و پسماندهای کشاورزی 680/2 بوده و در سطحی پایین‌تر از حد مطلوب قرار دارند، در حالی که میانگین کشاورزی هوشمند 090/3 در سطح نسبتاً مطلوب ارزیابی شد. نتایج آزمون فریدمن نشان داد ضعف هماهنگی نهادی با میانگین رتبه 923/4 مهم‌ترین مانع و حمایت و سیاست‌های دولت با میانگین رتبه 812/4 مهم‌ترین پیشران شناسایی شد. نتایج تحلیل بوت‌استرپ نشان داد کشاورزی هوشمند تأثیر مثبت و معناداری بر برنامه‌ریزی یکپارچه توسعه روستایی دارد و مدیریت چرخه‌ای منابع و پسماندهای کشاورزی نیز در این رابطه نقش میانجی جزئی ایفا می‌کند. همچنین نتایج رگرسیون خطی ساده بیانگر آن است که برنامه‌ریزی یکپارچه توسعه روستایی با ضریب بتا 447/0 نقش تعیین‌کننده‌ای در ارتقای تاب‌آوری اقتصادی و زیست‌محیطی روستاها ایفا می‌کند.

گردشگری روستایی

تحلیل نقش مؤلفه‌های ژئوتوریسم در توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان هشتجین (مورد مطالعه: برندق، کزج و نمهیل )

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

سید علی مرتضوی

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، ژئوتوریسم به‌عنوان شاخه‌ای از گردشگری پایدار، به‌ویژه در نواحی روستایی دارای تنوع ژئومورفولوژیکی، مورد توجه قرار گرفته است. این نوع گردشگری با ارتقای آگاهی علمی، حفاظت از منابع زمین‌شناختی و تقویت هویت فرهنگی بومی، می‌تواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی کمک کند. در ایران با وجود ظرفیت‌های طبیعی، ژئوتوریسم هنوز به‌طور کامل توسعه نیافته است. شهرستان هشتجین در جنوب استان اردبیل، به‌دلیل برخورداری از جاذبه‌های زمین‌ریخت‌شناسی، از پتانسیل بالایی در این حوزه برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل نقش مؤلفه‌های ژئوتوریسم در توسعه اقتصادی سه روستای برندق، کزج و نمهیل در این منطقه است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهدات میدانی و ابزارهای ژئومورفولوژیکی گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۳۰ گردشگر و ۱۵ کارشناس بود که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند از میان سه روستای برندق، کزج و نمهیل انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده‌ها، دو پرسشنامه ساختاریافته بر پایه مدل‌های کوبالیکوا و فیولت بود. داده‌های مکانی با استفاده از نقشه‌های زمین‌شناسی و توپوگرافی، GPS و تصاویر ماهواره‌ای تهیه و با نرم‌افزارهای ArcGIS، Excel و SPSS تحلیل شدند.
نتایج و یافته‌ها: بر اساس مدل کوبالیکوا، روستای کزج با امتیاز 10.25 به‌دلیل ویژگی‌های علمی و آموزشی برجسته، بیشترین پتانسیل ژئوتوریستی را در میان روستاهای مورد مطالعه دارد. نمهیل با امتیاز 10.00، به‌دلیل شاخص‌های اقتصادی و فرهنگی قوی، در رتبه دوم قرار گرفت و برندق با امتیاز 9.25، به‌دلیل ضعف در شاخص‌های حفاظتی، رتبه سوم را کسب کرد. نتایج مدل فیولت نیز برتری کزج را تأیید کرد؛ این روستا در شاخص‌های نرخ مدیریتی (0.75) و نرخ گردشگری (0.62) بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد. مقایسه داده‌ها نشان داد که کزج ترکیب مناسبی از تنوع جغرافیایی، دسترسی مطلوب، حفاظت نسبی و ارزش‌های فرهنگی دارد، در حالی‌که نمهیل و برندق با وجود ظرفیت‌های طبیعی، از نظر مدیریتی و زیرساختی نیازمند بهبود هستند. استفاده توأمان از دو مدل تحلیلی، دیدی دقیق‌تر از وضعیت ژئوتوریسمی و قابلیت توسعه اقتصادی در این روستاها ارائه می‌دهد.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد ژئوتوریسم زمانی به توسعه اقتصادی روستاها کمک می‌کند که با مدیریت علمی، حفاظت پایدار و بهره‌برداری فرهنگی همراه باشد. صرف وجود جاذبه‌های زمین‌شناسی کافی نیست و نحوه مدیریت نقش تعیین‌کننده دارد. کزج با تلفیق مؤلفه‌های علمی، فرهنگی و زیرساختی موفق‌ترین الگو شناخته شد. در مقابل، نمهیل و برندق به‌دلیل ضعف مدیریتی از ظرفیت‌های خود بهره‌برداری کامل نداشته‌اند. بهره‌گیری از مدل‌های کوبالیکوا و فیولت می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی و حفاظت هدفمند در ژئوتوریسم روستایی باشد.

گردشگری شهری

شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 393-413

مریم خواجوی، حمیدرضا قزلسفلو

چکیده زمینه و هدف: توسعه اقتصادی گردشگری اسب در خوزستان با تکیه بر نژاد اصیل عرب، راهکاری استراتژیک برای عبور از اقتصاد نفتی، اشتغال‌زایی روستایی و بهبود زیرساخت‌های استانی است. این رویکرد از طریق ایجاد زنجیره ارزش و جذب درآمدهای ارزی، خوزستان را به قطب بین‌المللی گردشگری ورزشی و تجاری تبدیل می‌کند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر در دو فاز کیفی (شناسایی شاخص‌ها از طریق مصاحبه) و کمی (وزن‌دهی به روش SIWEC) سازماندهی شده است. هدف از این رویکرد، استخراج و رتبه‌بندی دقیق عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش با تکیه بر دانش خبرگان حوزه گردشگری و سوارکاری استان خوزستان بود. فرآیند انتخاب مشارکت‌کنندگان نیز در بخش‌های مختلف بر پایه نمونه‌گیری‌های هدفمند و قضاوتی صورت پذیرفته است تا از غنای داده‌های تخصصی اطمینان حاصل شود.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد توسعه گردشگری اسب در خوزستان نیازمند یک سلسله‌مراتب منطقی است که در آن سرمایه‌گذاری و مالی با اولویت تسهیلات بانکی، به عنوان سنگ‌بنا و حیاتی‌ترین پیشران اقتصادی عمل می‌کند. در مرتبه دوم، زیرساخت‌های تخصصی و تجارت مرزی با تأکید بر حمل‌ونقل مدرن و ثبت جهانی نژادهای بومی، بسترهای کالبدی و دیپلماتیک لازم را برای جهش درآمدی فراهم می‌سازند. در نهایت، اشتغال‌زایی و رونق رویدادها نتایج ثانویه‌ای هستند که تنها در صورت تغییر استراتژی کلان از رویکردهای سنتی به سمت تثبیت امنیت سرمایه‌گذاری و توسعه صادرات‌محور محقق خواهند شد.

برنامه ریزی روستایی

برآورد شار تابشی و بیلان تشعشعی در ماه های تابستان برای تأمین برق روستاهای شهرستان چالوس با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 449-459

لطف اله ملکی معصوم آباد، مریم محمدزاده شیشه گران

چکیده زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهد که نقش سنجش ‌از دور حرارتی در مطالعه و برآورد دمای سطح زمین بسیار حائز اهمیت است. حرارت سطح زمین شاخص مهمی در مطالعه مدل‌های تعادل انرژی در سطح زمین در مقیاس منطقه‌ای و جهانی است. با توجه به محدودیت ایستگاه‌های هواشناسی، سنجش از دور می‌تواند جایگزین مناسبی برای برآورد حرارت سطح زمین باشد. هدف اصلی از این تحقیق پایش دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و رابطه‌ای که دمای سطحی و توان تشعشعی داشته باشد، می‌باشد.
روش‌شناسی: به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ شد و پیش‌پردازش‌های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل‌سازی تصاویر اقدام شد. ابتدا جهت انجام این پژوهش، از تصاویر مربوط به سال 2023 ماهواره لندست 8 سنجنده OLI و سنجنده TIRS و الگوریتم سبال استفاده شد. از نرم­افزارENVI  جهت تصحیحات هندسی، اتمسفری و رادیومتریک تصاویر ماهواره‌ای و همچنین اجرای محاسبات مربوط به مدل سبال و از نرم‌افزار ArcGIS جهت ایجاد پایگاه داده، تحلیل‌های مکانی، عملیات کارتوگرافیکی و در نهایت پیاده کردن مدل استفاده گردید.
نتایج و یافته‌ها:: نتایج حاصل نشان می دهد که میانگین بیشترین تابش موج کوتاه ورودی به میزان 769 وات بر مترمربع در ماه سپتامبر و کمترین مقدار در  رتبه بعدی ماه اگوست با 730  وات بر مترمربع بوده است. و کمترین مقدار به ماه جولای با مقدار 555 وات بر مترمربع بوده است. علت این اختلاف توان تشعشعی در مقدار تابش خالص رسیده به زمین در منطقه مورد مطالعه، ناشی از تفاوت زاویه تابش خورشید و تعداد ساعات آفتابی در ماه‌های مختلف سال است. می‌توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی از آستانه‌ی تابش تا 1000 وات بر مترمربع را دریافت می‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی و بیلان تشعشعی  در روستاهای شهرستان چالوس پتانسیل به شکل مناسبی برای تامین برق وجود دارد. 

برنامه ریزی شهری

تبیین رابطه بین تنش‌های آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 454-475

سعید امانپور، نیلوفر آذربرزین، مهناز حسینی سیاه گلی

چکیده زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالش‌های متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالش‌ها، که به عنوان تنش‌های آبی شناخته می‌شوند، می‌توانند تأثیرات گسترده‌ای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تاب‌آوری جامعه را در برابر بحران‌ها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنش‌های آبی و تاب‌آوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونه‌ای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه‌ای تأیید‌شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده‌ها با روش‌های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخص‌های تنش‌های آبی و تاب‌آوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافته‌ها نشان می‌دهد که با افزایش تنش‌های آبی، تاب‌آوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش می‌یابد. علاوه بر این، شاخص‌های برازش مدل نیز نشان می‌دهند که داده‌ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدل‌سازی را تقویت می‌کند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان می‌دهد که شاخص زیست‌محیطی و سپس شاخص نهادی قوی‌ترین رابطه را با شاخص تاب‌آوری اجتماعی و تنش‌های آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که  در بین شاخص‌های تنش آبی به ترتیب شاخص‌های زیست‌محیطی با امتیاز 828/24، شاخص‌های اقتصادی  با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخص‌های تنش آبی بر تاب‌آوری اجتماعی در استان خوزستان است.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی مولفه‌های موثر بر حکمروایی مطلوب شهری (مورد پژوهی: شهراردبیل)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

فاطمه صفاری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی

چکیده مدیریت شهری بایستی پاسخگوی روندهای تغییر در شهر و شهروندان باشد. به گونه‌ای که اقدامات راهبردی آن با مسائل شهری و تحولات آن متناسب باشد.در این خصوص آنچه همواره در فرآیند مدیریت شهری کشور غفلت قرار گرفته بحث حکمروایی مطلوب شهری می‌باشد. بر این اساس بررسی مولفه‌های موثر بر حکمروایی مطلوب شهری می‌باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار می‌گیرد. جامعه آماری تحقیق شهروندان شهراردبیل می‌باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد. ابزار جمع آوری اطلاعات مبتنی بر دو روش کتابخانه‌ای و پیمایشی (پرسش‌نامه) می‌باشد. در این راستا پرسش‌نامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده در بین شهروندان توزیع و تکمیل گردید. به منظور ارزیابی میزان تاثیر هر یک از متغیرهای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری از 6 مولفه (مشارکت، قانونمندی، پاسخ گویی و مسئولیت‌پذیری، عدالت محوری، توافق جمعی، شفافیت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‎‏ها نیز از نرم‎افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است. نتایج آزمون T تک نمونه‌ای نشان داد که تمامی مولفه‌های مورد بررسی جزء عوامل موثر بر حکمروایی مطلوب شهری می‌باشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفه‌های مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق می‌باشد. همچنین مقدار ضریب شاخص‌هایRMSEA برابر با (0.72) و ضریب chi-Square (42.39) به دست آمد بنابراین می‌توان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار می‌باشد.

مدیریت شهری

تبیین علل و پیامدهای مهاجرت­های روستا شهری در شهرستان مراغه با تأکید بر توسعه پایدار

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 435-455

احمد کاظمی، علی آذر

چکیده زمینه و هدف: یکی از چالش­های اساسی مدیریت شهری، عدم تعادلات جمعیتی و توزیع نامناسب جمعیت در سطح مجموعه های کلانشهری است. عدم تثبیت جمعیت روستایی و ادامه مهاجرت ها، باعث بروز چالش های اساسی در شهرها شده است. هدف مطالعه حاضر شناسایی علل و پیامدهای مهاجرت های روستایی به شهری در شهرستان مراغه از نظر مهاجران روستایی این شهر بوده است.
روش‌شناسی: روش تحقیق مطالعه حاضر، توصیفی – تحلیلی و ماهیت آن کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل تمام ساکنان مناطق حاشیه نشین شهر مراغه که حداقل 4 سال از زمان مهاجرت و سکونت آن ها در محلات حاشیه نشین شهر طی شده باشد؛ بودند، که تعداد 384 نفر از ساکنان مهاجر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. این نمونه ها با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای ارزیابی اثرات مهاجرات های روستایی به شهری، از سه آیتم مهم دافعه، جاذبه و نتایج مهاجرت استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد در بین عوامل دافعه پایداری اقتصادی روستاها عامل«عدم وجود مرکز خدمات جهاد کشاورزی در روستا به همراه محدود فصلی بودن شغل در روستا» بیشترین میزان تاثیر را دارا می باشد. در بین علل دافعه پایداری اجتماعی مبداء، عدم وجود امکانات رفاهی و عدم وجود امکانات تفریحی بیشترین موافقت را در بین نمونه های مورد مطالعه داشته اند. نامناسب بودن راه های ارتباطی روستاها و پایین بودن امکان دسترسی به تسهیلات فنی و آموزشی در روستاها از نظر مهاجران، بیشترین عامل دافعه پایداری کالبدی مبداء شناخته شده‌اند. وجود تنوع شغلی، حق انتخاب و دائمی بودن کار در شهر جاذبه‌های اصلی اقتصادی شهر برای مهاجران روستایی شهر مراغه بوده است. تمام جاذبه های اجتماعی مقصد از نظر نمونه های تحقیق در سطح بالایی برای آن­ها اهمیت دارد و عامل« کسانی که در شهر زندگی می کنند در بین فامیل احترام بیشتری دارند»، دارای کمترین اهمیت نسبت به سایر جاذبه های اجتماعی است. در علل جاذبه های کالبدی مقصد «دسترسی به امکانات رفاهی در شهر» از نظر مهاجرین، بیشترین تاثیر را داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی مهاجرت از دست دادن زمین های‌شان در روستا بود. مهمترین پیامدهای اجتماعی مهاجرت روستا به شهر از نظر نمونه های تحقیق، رشد بهتر فرزندان در شهر نسبت به روستا بوده است. مهمترین پیامد کالبدی مهاجرت از روستا به شهر از نظر نمونه های تحقیق، امکان استفاده بیشتر از امکانات بهداشتی و درمانی در شهر بوده است.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی نقش تاب‌آوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ(مطالعه موردی: شهر اهواز)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 476-502

دانیال لطفعلی زاده، مجید گودرزی، زهرا سلطانی

چکیده زمینه و هدف: تاب‌آوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدی‌ترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوک‌های بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیب‌پذیری‌های ساختاری و اجتماعی ویژه‌ای را به بافت‌های شهری تحمیل می‌کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تاب‌آوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیت‌های تاب‌آورانه ساکنان در برابر این چالش‌ها انجام شده است
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تاب‌آوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهره‌گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تاب‌آوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزش‌ها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخص‌های کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند.
یافته‌ها و نتایج: تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تاب‌آوری اجتماعی و پیامدهای پسا‌جنگ در شهر اهواز است. تحلیل‌های ساختاری تأیید می‌کنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تاب‌آوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا می‌کند. مؤلفه‌های «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماع‌محور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تاب‌آوری شهروندان دارند. این یافته‌ها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویت‌بخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تاب‌آوری پایدار در این کلان‌شهر تأکید می‌ورزند.

تحلیل امکان‌سنجی و مکان‌یابی بهینه کانون‌های سازمان دهی و توسعه عشایر در شهرستان جهرم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

فرهاد خبازی، عبدالحمید کریمی، محمدرضا کارگر، المیرا اسدی فرد، محمد ابراهیم کشاورز، سعید صالحی، امیر بیات شاه پرست

چکیده چکیده
زمینه و هدف: جامعه عشایری یکی از ساختارهای مهم فرهنگی، اجتماعی و تاریخی کشور است و همواره نقش بسزایی در شکل‌گیری ساختار اجتماعی ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر نیز روند (ساماندهی و توسعه)(یکجانشینی) جامعه عشایری با هدف بهبود وضعیت معیشتی، دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی، ارتقاء امنیت، کاهش تعارضات قومی و نیز حفاظت از محیط زیست مورد توجه سیاست‌گذاران قرار گرفته است. در این پژوهش نیز با هدف شناسایی بهترین کانون‏ها برای ساماندهی و توسعه دو بنکو از یک تیره عشایری (منطقه عشایری دشت کلالکی) در شهرستان جهرم از استان فارس، از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره ترکیب خطی وزنی (WLC) بهره گرفته شده است.
روش بررسی: به‌منظور تحلیل فضایی و مکانی، معیارهای مختلفی از جمله ارتفاع، شیب، جهت جغرافیایی، زمین‌شناسی، فاصله از منابع آبی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از ایل‌راه و اتراق‌گاه‌ها، مناطق سیلابی، و سایر عوامل محیطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده‌های مکانی تحلیل و نقشه‌های معیارهای مؤثر تهیه شدند. پس از وزن‌دهی، لایه‌های موثر در کانون‏های ساماندهی و توسعه عشایری تلفیق و هم‌پوشانی نقشه‌ها صورت گرفت و در نهایت نقشه مکان‌یابی سایت‌های کانون‏های ساماندهی و توسعه (اسکان) عشایری در منطقه دشت کلالکی شهرستان جهرم تهیه شدند. سپس با استفاده از ویژگی‌های اجتماعی-اقتصادی و آینده‌نگری منطقه‌های عشایری نسبت به اختصاص مساحت زمین پیشنهادی برای حال حاضر (1403) و آینده (1430) این دو سایت اقدام شد.
یافته ها و نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این پژوهش دو مکان‌ بهینه در جهت ساماندهی و توسعه دو بنکو از یک تیره در منطقه عشایری دشت کلالکی شهرستان جهرم با مساحت‌های پیشنهادی زمین اختصاصی برای حال حاضر (1403) و آینده (1430) در نظر گرفته شدند. این یافته‌ها می‌تواند به‌عنوان ابزاری کاربردی در برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ای و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در سطح استان فارس مورد استفاده قرار گیرد.

جغرافیای طبیعی

برآورد زمانی-مکانی سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان به منظور توسعه پایدار منطقه ای

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 503-517

محمدحسین قلی زاده، مریم قیسوندی، مسعود مرادی

چکیده زمینه و هدف: این پژوهش به منظور برآورد زمانی-مکانی رخداد سرمازدگی درختان زردآلو در استان کردستان انجام گرفت. از داده‌های روزانه دمای کمینه در فصل بهار در بازه زمانی1/1/1980 تا31/12/2018 استفاده شد. روش‌شناسی: روند تغییرات دمای کمینه در ایستگاه‌های مورد مطالعه با استفاده از آزمون من-کندال و مقادیر تغییر دمای کمینه به کمک شاخص شیب سن برآورد گردید. یافته ها و نتایج: نتایج تحلیل فراوانی رخداد سرمازدگی نشان داد ایستگاه‌های زرینه و سقز که ارتفاع بیشتری داشته و در عرض‌های بالاتر قرار دارند از تعدد و استمرار سرمازدگی بیشتری برخوردار هستند. ایستگاه بانه با اقلیم مرطو‌بت‌تر و ارتفاع کمتر از سطح دریا در بین تمامی ایستگاه‌ها کمترین سرمازدگی را به خود اختصاص داد. ایستگاه‌هایی که در نواحی جنوبی، شرقی و غربی قرار دارند، احتمال سرمازدگی در آن‌ها کمتر است. مطالعه روند تغییرات دمای کمینه که سبب سرمازدگی درختان میوه مانند زردآلو می‌شود، نشان داد که شدت وقوع پدیده سرمازدگی در استان کردستان روندی کاهشی داشته و به ازای هر دهه تا حدود یک درجه سانتی‌گراد دما افزایش پیدا کرده است .نتیجه‌ی این روند منجر به کاهش تعداد سرمازدگی می‌شود. ارزیابی روند تغییرات دمای کمینه در ماه فروردین در استان کردستان نشان داد که بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه در ماه فروردین و به تبع آن کاهش سرمازدگی در ایستگاه‌های شرقی استان شامل قروه و بیجار مشاهده گردید. در ماه اردیبهشت بیشترین نرخ افزایش دمای کمینه و کاهش سرمازدگی در ایستگاه‌های شرقی استان شامل قروه به ازای هر دهه 084/1درجه سانتی‌گراد و بیجار 781/0 درجه سانتی‌گراد افزایش دمای کمینه برآورد گردید و در ماه خرداد افزایش سرمازدگی در ایستگاه‌های بانه و کامیاران به ترتیب به ازای هر دهه 84/0- 235/1 درجه سانتی‌گراد برآورد گردید. درجه سانتی‌گراد افزایش دمای کمینه برآورد گردید و در ماه خرداد افزایش سرمازدگی در ایستگاه‌های بانه و کامیاران به ترتیب به ازای هر دهه 84/0- 235/1 درجه سانتی‌گراد برآورد گردید.

توسعه پایدار شهری

کاربرد اینترنت اشیا در کنترل حمل و نقل وسایل‌نقلیه شهری در بزرگراه‌ها به منظور توسعه و مدیریت شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

رضا اعتباری، سیدحسن صادق زاده

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر الگوی محاسباتی جدید به نام اینترنت اشیا ظهور کرده است. استفاده از اینترنت اشیا درشبکه‌های وسایل نقلیه، یک فناوری جدید ارتباطات بین وسایل نقلیه را معرفی کرده است. اینترنت اشیا با فناوری‌های هوشمند موجب ارتباط وسایل نقلیه با دنیای واقعی و دیجیتال می‌شود. اینترنت اشیا در راستای توسعه پایدار شهری در حوزه‌ی حمل و نقل وسایل نقلیه با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، اطلاعات را جمع‌آوری، تولید، پردازش، تجزیه وتحلیل و مدیریت می‌کند. استفاده ازاین فناوری در وسایل نقلیه عمومی، توانایی وسایل نقلیه را در حمل و نقل شهری بهبود بخشیده و موجب صرفه‌جویی در زمان حمل ونقل، سوخت، زمان افراد و همچنین کاهش گازهای گلخانه‌ای می‌شود.
روش‌شناسی: در این مقاله به منظور توسعه پایدار شهری برای حمل و نقل وسایل نقلیه در محیط‌های وسیع پیشنهادی ارائه شده است. در روش پیشنهادی تمام وسایل نقیله موجود در محیط مدنظر براساس معیاری در جهت کنترل وسایل‌نقلیه برای جلوگیری از ایجاد ترافیک خوشه‌بندی شده است. ابتدا هر وسیله نقلیه را مجهز به حسگرهایی کرده که قدرت دریافت، پردازش و انتقال داده از یک وسیله نقلیه به وسلیه نقلیه دیگری را داشته باشد. با تجهیز هر وسیله‌نقلیه به حسگر، وسیله‌نقلیه قادر به دریافت سرعت، داده و سایر اطلاعات را از سایر وسایل‌نقلیه را داشته و نیز قدرت انتقال آن به سایر وسایل‌نقلیه را دارد. بعد از تجهیز وسایل نقلیه به حسگرها، براساس سرعت وسایل نقلیه عمل خوشه‌بندی انجام می‌گیرد. در هر خوشه از میان اعضای خوشه وسیله‌ای با سرعت متوسط بعنوان سرخوشه انتخاب می‌شود. سرخوشه مسئول کنترل اعضای خوشه بوده و درصورت تجاوز اعضا از سرعت مشخص شده به خوشه دیگری انتقال داده می‌شود.
نتیجه‌گیری: آزمایشات نشان می‌دهد روش پیشنهادی نسبت به حالت عادی با کنترل سرعت وسایل نقلیه موجب کاهش ترافیک بین وسایل نقلیه شده و در نهایت میزان سوخت مصرفی وسایل‌نقلیه، زمان حمل و نقل و آلودگی هوا را به شکل قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. در نهایت با کاهش گازهای گلخانه‌ای موجب توسعه و پایداری شهر می‌شود.

برنامه ریزی شهری

تبیین جایگاه ظرفیت‌های گردشگری در توسعه محلی از منظر ذی‌نفعان محلی (مورد مطالعه: شهر سلطانیه استان زنجان)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 540-553

داریوش جهانی، اسماعیل تقوی زیروانی، یعقوب حقی، سیامک اصلانی

چکیده زمینه و هدف: شهر سلطانیه به عنوان نگینی از معماری ایلخانی و دارنده یکی از بزرگترین گنبدهای آجری جهان، پتانسیل‌های بی‌بدیلی برای تبدیل‌شدن به قطب گردشگری دارد. با این حال، تداوم شکاف میان ظرفیت‌های میراثی و وضعیت توسعه محلی، پرسشی اساسی را پیش روی پژوهشگران و مدیران شهری قرار می‌دهد: آیا گردشگری توانسته است موتور محرک توسعه پایدار در این شهر باشد؟
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل ساکنان شهر سلطانیه بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 385 نفر به‌عنوان حجم نمونه به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس طیف لیکرت بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/915 تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و Minitab از طریق آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که ادراک ذی‌نفعان نسبت به تأثیرات مثبت گردشگری بر توسعه، فراتر از حد مبنا است. با این حال، تفاوت معنادار در میان شاخص‌های توسعه، حاکی از غلبه رویکردهای اقتصادی بر سایر ابعاد (فرهنگی، زیرساختی و زیست‌محیطی) است. نتیجه این پژوهش زنگ خطری برای مدیران شهری است که تکیه صرف بر میراث جهانی بدون «برنامه‌ریزی مشارکت‌محور» نمی‌تواند توسعه پایدار را تضمین کند. یافته‌های نهایی، الگویی را پیش روی سیاست‌گذاران می‌گذارد که چگونه می‌توان با ارتقای هم‌زمان زیرساخت‌ها و مشارکت جامعه محلی، از ظرفیت‌های تاریخی سلطانیه، نه فقط یک اثر جهانی، بلکه عاملی برای شکوفایی اقتصادی و هویت اجتماعی ساخت.

محیط زیست شهری

ارائه گزینه مناسب برای بهبود وضعیت مدیریت پسماند از لحاظ بهره وری، اقتصادی و زیست محیطی ( مطالعه موردی شهرستان مهاباد )

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

آوات احمدی

چکیده مدیریت مواد زاید جامد شهری در معنای کلی خود فرایندی چندوجهی است و از مؤلفه‌های متفـاوتی برخـوردار است. نحوه مهار پسماند نیز باید به‌گونه‌ای باشد که بتوان از آنها در جهت پیشبرد اهداف اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و توسعه پایدار استفاده نمود. دراین‌ارتباط هدف از این مطالعه تعیین بهینه‌ترین روش‌های دفع پسماند متناسب با شرایط کنونی شهرستان مهاباد با ارائه الگوی سیستم مدیریتی پسماند است. بنابراین، هـدف اصلی تحقیق حاضر کمک به بهینه‌کردن سیستم مدیریت مواد زاید جامد شهر مهاباد است.
وضعیت مدیریت پسماند مهاباد از لحاظ کمیت و کیفیت پسماند و نحوه مدیریت آن در هر یک از مراحل مدیریت مواد زاید جامد موردبررسی قرار گرفته و به ارائه الگوی سیستم مدیریت پسماندهای جامد باتوجه‌به معیارهای اقتصادی و زیست‌محیطی پرداخته می‌شود. روش پژوهش به‌صورت توصـیفی، تحلیلـی است و روش گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای، میدانی در نواحی شهرداری بوده اسـت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که وضعیت مدیریت پسماند مهاباد در مراحل مختلف آن مطلوب نبوده؛ ولی باتوجه‌به پتانسیل موجود، با انجام اقدامات اساسی مدیریتی می‌توان بخشی زیادی از مشکلات پیش روی آن را رفع نمود. همچنین پژوهش نشان داد که کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ از جمله شیوه‌های مدیریت پسماند است که بازدهی بالایی دارد.

برنامه ریزی شهری

بررسی وتحلیل موانع توسعه کارآفرینی درشهرستان لالی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

روح اله خدری میر قائد

چکیده کارآفرینی مفهومی است که در چند دهه اخیر بشدت مورد توجه اقتصاددانان و نظریه پردازان علوم مدیریتی قرار گرفته است. امروزه برای پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع نیازه به توسعه کارآفرینی دارند؛ اما موانعی هستند که مانع انجام فعالیت های کارآفرینی می شوند و کارآفرینی نمی تواند در جوامع توسعه پیدا کند. افراد کارآفرین یا کارآفرینان موفقیت اقتصادی در جامعه هستند.کار آفرینان نقشی کلیدی در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی هر جامعه دارند. کار آفرینان به عنوان عناصر اصلی در تسریع توسعه کشورهای در حال توسعه و در تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی مورد توجه و مطالعه بوده اند. در این مقاله، به بررسی مفهوم کارآفرینی، توسعه کارآفرینی و موانع توسعه کارآفرینی پرداخته می شود.توسعه کارآفرینی به فرایندی اطلاق می‌شود که در آن افراد (کارآفرینان) ایده‌ها و فرصت‌های کسب و کار را شناسایی کرده و با استفاده از منابع مالی، فنی و انسانی، کسب و کارهای نوپا را تأسیس و رشد می‌دهند. توسعه کارآفرینی به‌طور کلی شامل فرآیندها و فعالیت‌هایی می‌شود که به تشویق و پشتیبانی از افراد برای آغاز و مدیریت کسب و کارهای خود می‌پردازد. که دارای موانع میباشد، موانع توسعه کارآفرینی در هر شهرستان ممکن است بر اساس ویژگی‌ها و شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهرستان تفاوت داشته باشند. هدف این پژوهش حاضر بررسی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی در شهرستان لالی با استفاده از مدل SWOT می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی توصیفی تحلیلی می باشد. و اطلاعات آن از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و تهیه شده است.

توسعه پایدار شهری

ارزیابی و سنجش پایداری فیزیکی - کالبدی شهر با تاکید بر شاخص مسکن (مطالعه موردی کلانشهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

زهرا عبدالهی، توران احمدی

چکیده پایداری شهری مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار بعنوان الگو واژه جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشه‌های نگرش توسعه پایدار با نارضایتی از منابع توسعه و رشد کالبدی، اجتماعی- اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی بر می‌گردد. با افزایش جمعیت در سال‌های اخیر شهرها با گسترش فیزیکی روبرو بوده‌اند. لذا جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، مرتبًا در حال تغییر و تحول می‌باشد. بنابراین داشتن یک نظام برنامه‌ریزی به منظور ایجاد هماهنگی بین بخش مسکن و ساختمان با سایر بخش‌ها و همچنین بین اجزا بوجود آورنده(زمین، سیستم حمل‌ونقل و غیره) با تأسیسات زیربنایی، تسهیلات عمومی، خدمات اجتماعی و غیره ضرورتی محض است. که پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی پایداری شهر در شاخص مسکن را در کلانشهر اهواز مورد مطالعه قرار داده است. که پژوهش حاضر دارای رویکرد "توسعه‌ای – کاربردی" و ترکیبی از روش‌های تحقیق "توصیفی، تحلیلی، میدانی و کتابخانه‌ای" می‌باشد. لازم به ذکر است در این تحقیق رویکرد فضایی در قالب مدل آماری TOPSIS با استفاده از 24 متغیر در شاخص
مورد نظر ترکیب و استفاده گردیده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافته‌های از نرم‌افزارهای ArcGIS، VISIO، Grafer، EXCEL و دیگر برنامه‌های مورد نیاز استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به صورت تک بُعدی متغیرها و وضعیت توسعه کالبدی شهر اهواز طی سا-لهای مورد بررسی که نشان از اختلاف فاحش بین هشت منطقه شهری دارد. در نهایت بر اساس آماره TOPSIS میانگین آمارها برابر 0.379 درصد بوده است. همچنین منطقه یک با میزان TOPSIS 0.583 درصد بیشترین و منطقه پنج با 0.184 درصد کمترین میزان را دارا بوده است. لازم به ذکر است بر اساس نتایج مناطق دو، سه، چهار و یک میزان تاپسیس آنها بیشتر از میانگین بوده است. لذا
ضرورت توجه و برنامه‌ ریزی در شاخص مسکن بصورت سیستمی در هشت منطقه شهری اهواز ضرورت دارد.

برنامه ریزی شهری

امکان سنجی استقرار شهر هوشمند در اردبیل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403

محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی

چکیده زمینه وهدف : امروزه اکثر شهرهای جهان در معرض بحرانهای زیادی از جمله بحران زیست محیطی، تغییرات جمعیتی، مشکلات کالبدی- اقتصادی، فقر، فقدان خدمات شهری و غیره قرار دارند. فضای پیچیده شهر انسانهای اندیشمند را برای رهایی از مشکلات و نارساییها در رسیدن به حد متعالی زندگی، به فکر اصلاح و ایجاد ساختارهای جدید شهری وادار نموده است. براساس این، مدیران و برنامه ریزان شهری، هوشمند شدن شهر را امری ضروری برای رفع موانع شهرها و ارتقای زندگی در آنها مطرح کرده اند. شهر هوشمند پدیده ای چندبعدی است که شاخصهای مختلفی را در بر می گیرد.
روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم شهر هوشمند، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد.
نتایج ویافته ها: نتیجه حاصله از امکان سنجی استقرار شهر هوشمندبعداز محاسبه شاخصهای شهر هوشمند ، شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف وتهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.طبق بررسیها میزان ماتریس عوامل داخلی (IE)0.86شد و ماتریس عوامل خارجی(ٍّEFE) 0.74می باشد که فاصله زیادی از حالت تعادل می باشدو نشان دهنده جایگاه نامناسب شهر اردبیل از منظر شهر هوشمند است.
واژگان کلیدی: شهرهوشمند ، ،شاخصهای شهر هوشمند، مدل سوات ، شهر اردبیل

برنامه ریزی شهری

ارزیابی پیامدهای نوسازی در بافت‌های فرسوده شهری (مطالعه موردی محله باقرآباد شهر رشت)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404

نازیلا بنایی، اصغر شکرگزار، اسماعیل نصیری هنده خاله

چکیده چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات روند سریع شهرنشینی بروز پدیده‌ی فرسودگی است. همواره این بافت‌ها ازچالش‌های بزرگ در زمینه مدیریت شهری می‌باشند. زیرا ساکنین بافت‌های دارای فرسودگی از مشکلات زیادی رنج می‌برند . لذا نوسازی بافت فرسوده بسیار حائز اهمیت است. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثرات نوسازی‌های صورت گرفته در بافت‌های فرسوده محله باقرآباد پرداخته است.
روش بررسی : جامعه آماری در این پژوهش 5514 خانوار محله باقرآباد می‌باشد. جهت تعیین حجم جامعه نمونه تصادفی از روش کوکران استفاده شد و تعداد 360 خانوار به عنوان نمونه آماری به دست آمد. سپس براساس مطالعات صورت گرفته شاخص‌هایی انتخاب و با تدوین پرسشنامه متناسب با این شاخص‌ها به بررسی میدانی و به دست آوردن اطلاعات دراین زمینه اقدام شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها برای تحلیل آن‌ها از نرم افزارspss استفاده گردید. جهت تحیل اطلاعات آماری از آزمون علامت و آزمون کااسکوئر استفاده شد و برای طبقه‌بندی و اولویت اثرگذاری نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت نوسازی در محله باقرآباد بالاترین تاثیر مثبت را بر بعد اقتصادی گذاشته است. پس از آن به ترتیب بعدهای کالبدی و اجتماعی در رتبه‌های دوم و سوم قراردارند. پایین‌ترین تاثیر نوسازی نیز در بعد زیست‌محیطی بوده است. به عبارت دیگر نوسازی در محله باقرآباد موجب بهبود مولفه‌های اقتصادی وکالبدی شده است ولی از نظر ابعاد اجتماعی و زیست‌محیطی این نتیجه حاصل نشده و دروضعیت نامطلوب به سر می‌برد. شایان ذکر است تمامی ابعاد به جز بعد کالبدی از لحاظ آماری با اطمینان 95 درصد معنادار می‌باشند.
کلیدواژه‌ها: نوسازی، بافت فرسوده، پیامد‌های نوسازی، باقرآباد، رشت

آمایش شهری و منطقه ای

تحلیل و ارزیابی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل تحلیل فرایند شبکه‌ای (ANP) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سیاه رود، استان گیلان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404

زهرا شریفی

چکیده زمینه و هدف: زمین‌لغزش یکی از رایج‌ترین مخاطرات طبیعی است که خسارات اقتصادی، زیست‌محیطی و انسانی گسترده‌ای به‌دنبال دارد. در این پژوهش، به‌منظور پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش در حوضه آبخیز سیاه‌رود واقع در استان گیلان، از رویکرد ترکیبی مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای و سامانه اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است و با هدف پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش در حوضه آبخیز سیاه‌رود استان گیلان، از مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) در محیط GIS بهره گرفته شده است. برای این منظور، ۱۰ شاخص مؤثر شامل کاربری اراضی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، بارش، سازندهای زمین‌شناسی، فاصله از جاده، آبراهه و گسل انتخاب و لایه‌های مربوطه با استفاده از داده‌های متنوعی چون DEM، تصاویر ماهواره‌ای لندست 8 و Sentinel-2نقشه‌های زمین‌شناسی و هم‌بارش، در محیط GIS تهیه شدند. ابزارهای تحلیلی ArcGIS نیز در استخراج برخی لایه‌ها مانند فاصله از آبراهه و جاده به‌کار رفتند. در این پژوهش، مدل ANP به‌عنوان روشی پیشرفته‌تر از AHP و با قابلیت مدل‌سازی روابط وابسته میان شاخص‌ها، برای وزن‌دهی و تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصل از وزن‌دهی مدل ANP نشان داد که متغیرهای شیب (27/0)، سازندهای زمین‌شناسی (24/0) و بارش (16/0) بیشترین نقش را در بروز لغزش دارند و به‌عنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیل‌های مکانی نشان دادند که مناطق دارای شیب زیاد، سازندهای سست ولکانیکی و رسوبی، بارش‌های بالا، نزدیکی به گسل‌ها و آبراهه‌ها، پتانسیل بیشتری برای ناپایداری دارند. در مقابل، نواحی دارای پوشش گیاهی انبوه، کاربری جنگلی و فاصله زیاد از جاده و گسل‌ها از پایداری بیشتری برخوردارند. نقشه پهنه‌بندی خطر تولیدشده در محیط GISپنج کلاس خطر را مشخص ساخت که در آن، ۳۶ درصد از سطح حوضه در کلاس‌های خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. تمرکز این نواحی پرخطر عمدتاً در بخش‌های بالادست حوضه است، جایی که ترکیب شیب تند، بارش بالا، پوشش گیاهی ضعیف و شرایط زمین‌شناسی ناپایدار، زمینه‌ساز لغزش‌های گسترده است.

آمایش شهری و منطقه ای

تحلیل راهبردی جایگاه برنامه‌ریزی محله‌محور در تحقق توسعه محله‌ای و توسعه پایدار شهری با استفاده از روش‌های SWOT و QSPM (مطالعه موردی: شهر خواف)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404

سهیلا پورکریم، اسماعیل صفرعلی زاده

چکیده رشد شتابان شهرنشینی و توسعه نامتوازن شهری، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، منجر به شکل‌گیری محلاتی با بافت‌های ناکارآمد، کاهش کیفیت زندگی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناپایداری سکونتی شده است. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی سنتی از بالا به پایین، قادر به پاسخ‌گویی به نیازهای متنوع محلات نیست. در مقابل، برنامه‌ریزی محله‌محور با تأکید بر مشارکت مردمی، استفاده بهینه از سرمایه‌های اجتماعی، انسانی و طبیعی، و توجه به ویژگی‌های خاص هر محله، به‌عنوان رویکردی نوین برای تحقق توسعه پایدار شهری مطرح شده است. با وجود اثربخشی این رویکرد، در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر خواف، برنامه‌ریزی محله‌محور هنوز جایگاه تثبیت‌شده‌ای نیافته است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردی پایداری شهری در محله لاج شهر خواف، از مدل SWOT و ماتریس QSPM بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته) بوده و جامعه آماری شامل ساکنان محله و کارشناسان شهری است. نتایج نشان داد که علیرغم وجود سرمایه‌های اجتماعی، محله با ضعف‌های ساختاری، نابرابری فضایی و تهدیداتی مانند ناهنجاری‌های اجتماعی و مهاجرت جوانان مواجه است. تحلیل QSPM نشان داد که راهبردهای بازنگری (WO)، تهاجمی (SO)، تنوع‌محور (ST) و تدافعی (WT) دارای اولویت اجرایی بالا هستند. استراتژی منتخب "تقویت مدیریت شهری از طریق فناوری‌های نوین و تعامل دانشگاه‌ها" بیشترین امتیاز جذابیت را کسب کرد. این مطالعه نشان می‌دهد که دستیابی به توسعه پایدار در سطح محله، مستلزم رویکردی چندبعدی و راهبردی با تأکید بر توانمندسازی نهادهای محلی، تقویت مشارکت اجتماعی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بیرونی است.