نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی
آمایش شهری و منطقه ای

تحلیل برخی خصوصیات هیدروژئومورفیک و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد با استفاده از سامانه‌های GIS و GEE

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404

آی لار خیاطی نوشهر، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: هدف از این پژوهش تحلیل و توصیف عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و طبیعی حوضه آبخیز فیروزآباد در استان اردبیل با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین GIS و پردازش ابری گوگل ارث انجین است.
روش‌شناسی: در راستای اهداف پژوهش عوامل ژئومورفیک و طبیعی به کار رفته شامل داده‌های پوشش گیاهی و کاربری اراضی از تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-2 و پایگاه داده GLC-FCS30D در محیط پردازش ابری GEEاستخراج شدند که امکان پردازش سریع و دقیق داده‌های بزرگ را فراهم ساخت. همچنین، داده‌های ارتفاعی با وضوح مکانی 5/12 متر از مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR و داده‌های زمین‌شناسی و نوع خاک از سازمان زمین‌شناسی کشور تأمین شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای GIS و Google Earth Engine صورت گرفت و نقشه‌های متعددی جهت شناسایی الگوهای مکانی و ارتباط عوامل تهیه گردید.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که پوشش گیاهی با مقادیر NDVI بین 26/0- تا 67/0 متغیر است. به‌طوری که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در نواحی شمال‌شرق و شرق حوضه مشاهده می‌شود، در حالی که بخش‌های غربی، جنوب‌غربی و برخی مناطق مرکزی کاهش قابل توجهی دارند. میانگین شیب حوضه حدود ۲۰ درصد با انحراف معیار 63/13 درصد است و بخش‌هایی از حوضه با شیب بیش از ۴۰ درصد، فرسایش شدید و رواناب سریع را تجربه می‌کنند. بارش سالانه بین ۵۳۱ تا ۸۳۷ میلی‌متر نوسان دارد که توزیع ناهمگون آن بر پراکنش پوشش گیاهی و فرآیندهای هیدرولوژیکی تأثیرگذار است. ساختار زمین‌شناسی منطقه با وجود سازندهای حساس به فرسایش مانند مارن‌ها و شیل‌ها، همراه با سازندهای آبرفتی نفوذپذیر، بر فرایندهای هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی منطقه تأثیر چشمگیری دارد. ارتفاع متوسط حوضه ۱۸۹۵ متر است و دامنه ارتفاعی از ۱۱۱۸ تا ۳۲۲۵ متر متغیر است. کاربری اراضی عمدتاً شامل مراتع (۵۴ درصد) و اراضی زراعی (۴۴ درصد) است که مدیریت نامناسب آن‌ها می‌تواند تهدیدی برای منابع طبیعی به‌شمار آید. این نتایج می‌تواند به عنوان مبنایی علمی و کاربردی برای برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در زمینه حفاظت منابع آب و خاک و کاهش مخاطرات فرسایش، سیل و زمین‌لغزش مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS (تحلیل خوشه ایی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404

حسین نظم فر، منصور رحمتی، رقیه احدپور ایردموسی

چکیده چکیده
تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS، موضوعی است که به بررسی توزیع جغرافیایی قیمت مسکن و عوامل مؤثر بر آن می‌پردازد. با رشد شهرنشینی و افزایش تقاضا برای مسکن، درک نحوه توزیع قیمت‌ها در سطح شهر به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیمات بهینه‌تری اتخاذ کنند. در این تحقیق، مسأله اصلی شناسایی الگوهای فضایی قیمت مسکن و ارتباط آن با متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل پراکنش فضایی قیمت مسکن و تعیین عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آن در شهر اردبیل است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزارهای GIS برای تحلیل فضایی داده‌ها استفاده شده است. داده‌های مورد نیاز از منابع رسمی و میدانی جمع‌آوری و با روش‌های آماری و زمین-آماری مورد پردازش قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که: قیمت مسکن در شهر اردبیل از الگوی خوشه‌ای تبعیت می‌کند و مناطق با قیمته‌ای بالا و پایین به‌صورت متمرکز در نقاط خاصی از شهر قرار دارند. عواملی مانند دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیطی و ویژگی‌های کالبدی ساختمان‌ها تأثیر معناداری بر قیمت مسکن دارند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تحلیل فضایی قیمت مسکن می‌تواند به درک بهتر نابرابری‌های شهری و تدوین سیاست‌های مسکن کمک کند. این مطالعه به برنامه‌ریزان شهری پیشنهاد می‌کند از ابزارهای GIS برای پایش مستمر تغییرات قیمت مسکن و شناسایی مناطق محروم استفاده کنند.

برنامه ریزی شهری

سنجش وضعیت محلات شهری از نظر شاخص‌های شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن (مطالعه موردی: محلّه‌ گرگان‌پارس و اوزینه شهر گرگان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404

علیرضا محمّدی، شرف آذرآیین، عطا غفاری گیلانده، جعفر میرکتولی

چکیده زمینه و هدف: شهر دوستدار کودک، مکان‌های فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را برای کودکان فراهم می‌آورند. در این راستا هدف این پژوهش سنجش وضعیت محلات شهر گرگان از نظر شاخص‌های شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن می‌باشد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف‌ کاربردی و از نظر روش‌ به‌صورت توصیفی- تحلیلی می‌باشد. در این پژوهش از روش میدانی و پرسشنامه استفاده گردید. در بخش اول پژوهش که جامعه‌آماری سرپرست کودکان می‌باشد. برای تعیین حجم‌نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که حجم‌نمونه 350 نفر به‌دست آمد. در بخش بعدی پژوهش که از روش نمونه‌گیری دلفی استفاده و از تعداد 50 نفر با تحصیلات کارشناسی‌ارشد و بالاتر که در حوزه برنامه‌ریزی و مدیریت شهری با محوریت شهر دوستدار کودک شهر گرکان دارای پژوهش‌های معتبر می‌باشند به‌عنوان جامعه‌آماری استفاده شد. جهت تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از نرم‌افزار SPSS و SMART-PLS بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: از نظر مولفه‌های شهر دوستدار کودک محله گرگان‌پارس نسبت به محله اوزینه در وضعیت بهتری قرار دارند و مولفه‎های کالبدی _ محیطی و مدیریتی ـ سازمانی مسئله‌سازترین مولفه‌‌ها در حیطه شهر دوستدار کودک در سطح محلات شهر گرگان می‌باشد. براساس نتایج به دست آمده معیار کالبدی – محیطی (بار عاملی 77/0)0 معیار مدیریتی ـ سازمانی (بار عاملی 73/0)، معیار اجتماعی ـ فرهنگی (بار عاملی 65/0) و معیار اقتصادی (بار عاملی 58/0) بیشترین تأثیرگذاری را در راستای دستیابی به شهر دوستدار کودک دارا می‌باشند.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی وضعیت الگوی توسعه ترانزیت محور (TOD) (مطالعه موردی: منطقه 4 شهر تبریز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404

حسن محمودزاده، علیرضا امیدپور قزل دیزج، سعیده حسینپور

چکیده چکیده
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی در دهه‌های اخیر، موجب بروز چالش‌های جدی در نظام حمل‌ونقل و کاهش کیفیت زندگی شهری شده است. در این میان، الگوی توسعه ترانزیت محور (Transit-Oriented Development – TOD) به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین برنامه‌ریزی شهری، راهکاری پایدار برای کاهش ترافیک، ارتقای کیفیت محیط شهری و تقویت حمل‌ونقل همگانی محسوب می‌شود. هدف این پژوهش، ارزیابی وضعیت توسعه ترانزیت محور در منطقه ۴ شهر تبریز با تأکید بر شاخص‌های کالبدی، عملکردی و زیربنایی است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است. داده‌ها از نقشه‌های سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، طرح تفصیلی تبریز و اطلاعات جمعیتی و شبکه حمل‌ونقل شهری گردآوری شده‌اند. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌های مکانی Line Density، Entropy و Distance استفاده شد و شاخص‌های پیاده‌مداری، دوچرخه‌سواری، اتصال، اختلاط کاربری، تراکم، فشردگی و تغییر رویکرد به‌صورت کمی موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای تعیین اهمیت نسبی شاخص‌ها از مدل AHP بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد محلات مرکزی منطقه ۴ به دلیل تراکم بالای جمعیت و مجاورت با شبکه حمل‌ونقل عمومی بیشترین انطباق را با اصول توسعه ترانزیت محور دارند، درحالی‌که نواحی شمالی و غربی به دلیل پراکندگی کالبدی و فاصله زیاد از ایستگاه‌ها وضعیت ضعیف‌تری دارند. شاخص‌های پیاده‌مداری و اختلاط کاربری در محدوده‌های قدیمی مطلوب‌تر ارزیابی شدند. بر اساس تحلیل AHP، شاخص‌های اتصال و حمل‌ونقل عمومی بیشترین تأثیر را در تحقق الگوی توسعه ترانزیت محور دارند. در نتیجه، توسعه شبکه‌های پیاده‌مدار، تقویت زیرساخت‌های دوچرخه‌سواری و افزایش تراکم در اطراف ایستگاه‌های ترانزیت از راهکارهای کلیدی پیشنهادی است.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

ارزیابی آسیب‌پذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرم‌آباد در برابر حملات هوایی با GIS

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404

امیررضا بیرانوند، عنایت‌الله میرزایی

چکیده زمینه و هدف: با توجه به افزایش تهدیدات هوایی و ضرورت حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، شناسایی و ارزیابی پهنه‌های آسیب‌پذیر شهری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی آسیب‌پذیری توپوگرافی و مکانی شهر خرم‌آباد در برابر حملات هوایی با تأکید بر موقعیت پادگان امام‌علی (ع) و با بهره‌گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام‌شده است.
روش‌ها و مواد: در این مطالعه، داده‌های مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت تفکیک ۳۰ متر از منبع SRTM استخراج گردید. شیب زمین با استفاده از ابزار Slope در نرم‌افزار ArcGIS Pro محاسبه و در سه‌طبقه شیب ملایم، متوسط و زیاد طبقه‌بندی شد. سپس با به‌کارگیری ابزار Viewshed، نواحی قابل‌رؤیت از موقعیت پادگان امام‌علی (ع) تعیین گردید. فاصله اقلیدسی از پادگان نیز در سه بازه ۰–۵۰۰ متر، ۵۰۰–۱۰۰۰ متر و ۱۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ متر محاسبه شد. در ادامه، لایه‌های مذکور با روش وزن‌دهی خطی (Weighted Overlay) با وزن‌های ۴۰ درصد برای فاصله، ۳۰ درصد برای شیب و ۳۰ درصد برای دیدرس تلفیق شدند.
نتایج و بحث: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که ۶٫۵۶ درصد (۴٫۷۹ کیلومترمربع) از محدوده شهری در پهنه آسیب‌پذیری بالا، ۷۲٫۴۳ درصد (۵۲٫۸ کیلومترمربع) در پهنه آسیب‌پذیری متوسط و ۲۱٫۰۱ درصد (۱۵٫۳ کیلومترمربع) در پهنه آسیب‌پذیری پایین قرار دارند. همچنین، نواحی واقع در محدوده غرب و جنوب‌غرب خرم‌آباد به‌دلیل توپوگرافی باز و شیب کم، بیشترین آسیب‌پذیری را نسبت به حملات هوایی نشان می‌دهند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که ساختار توپوگرافی و موقعیت مکانی شهر خرم‌آباد نقش مهمی در تعیین میزان آسیب‌پذیری آن دارد. بر این اساس، استفاده از GIS در ارزیابی خطرات نظامی می‌تواند ابزار مؤثری در تصمیم‌گیری‌های شهری، مکان‌یابی پناهگاه‌ها و برنامه‌ریزی دفاع غیرعامل به‌شمار آید

برنامه ریزی شهری

مکانیابی بهینه زندان با استفاده از GIS و تحلیل‌های چندمعیاره (مورد مطالعه: نیشابور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404

مهدی مباشری، زهرا شریفی نیا، مجتبی رخت افکن

چکیده امروزه مکانیابی بهینه تأسیسات حساسی مانند زندان به عنوان یکی از چالش‌های مهم مدیریت شهری و منطقه‌ای مطرح می‌باشد. این پژوهش با هدف مکانیابی بهینه زندان در شهر نیشابور با استفاده از تلفیق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره (MCDM) انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر روش شناسی، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. در این پژوهش، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی، 14 معیار مؤثر در مکانیابی زندان شناسایی و در دو دسته معیارهای طبیعی (ارتفاع، شیب، جهت شیب، خاک‌شناسی، فاصله از گسل، فاصله از آب‌های سطحی) و معیارهای انسانی-امنیتی (فاصله از شریان‌های ارتباطی، حریم شهر، روستاها، مراکز نظامی، مراکز صنعتی، پایانه مسافربری و لوله گاز) دسته‌بندی شدند. داده‌های مورد نیاز از سازمان‌های مربوطه تهیه و در محیط GIS پردازش شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از دو روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل شبکه‌ای (ANP) استفاده شد. در روش AHP، پس از تشکیل ماتریس مقایسات زوجی و محاسبه وزن معیارها، نرخ ناسازگاری 03/0 به دست آمد که نشان از قابلیت اعتماد نتایج دارد. بر این اساس، معیارهای فاصله از حریم شهر (0.18) و فاصله از مراکز نظامی (16/0) بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس روش تحلیل شبکه‌ای، 49/6 درصد (500 هکتار) از مساحت منطقه در طبقه کاملاً مناسب، 87/43 درصد (3380 هکتار) در طبقه مناسب و 53/24 درصد (1890 هکتار) در طبقه متوسط قرار دارد. در مجموع، 89/74 درصد از مساحت شهر (5770 هکتار) برای احداث زندان دارای شرایط مطلوب می‌باشد. پهنه‌های کاملاً مناسب عمدتاً در بخش‌های شمالی و مرکزی شهر واقع شده‌اند که از شرایط توپوگرافی ملایم، دسترسی متعادل به راه‌های اصلی و فاصله ایمن از سکونتگاه‌ها برخوردارند. این پهنه‌بندی می‌تواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیم‌گیری مدیران و برنامه‌ریزان در زمینه مکانیابی زندان در شهر نیشابور باشد.

برنامه ریزی شهری

احیا و ساماندهی بافت های تاریخی با تاکید بر رویکرد منظر فرهنگی شهر مطالعه موردی:بافت تاریخی شهر کرمانشاه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آذر 1404

رسول قربانی، ساره رضایی اسحق وندی

چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش شهرنشینی و تغییرات سریع شهرها، حفاظت از بافت‌های تاریخی شهر را در مرکز توجهات برنامه ریزی شهری قرار داده است. مفاهیم متداولی که سعی در تعریف بناهای قدیمی، گروه های ساختمانی و پهنه‌های شهری به عنوان موجودیتی مجزا در زمینه شهری گسترده تری را داشتند. ازاین رو، تحولی هم در مفهوم و هم در مقیاس بافت‌های تاریخی شهر به‌وجود آمده است که نشئت گرفته از چالش‌های موجود در این زمینه و به تبع آن, همراه با ظهور رویکردهای جدیدی جهت پرداختن به این بافت‌ها در مقیاسی سرزمینی، مانند منظر شهری تاریخی(HULL) است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی شاخص‌های عینی و ذهنی منظر شهری بافت تاریخی شهر کرمانشاه با تأکید بر نظریه فرهنگی هال است.
روش بررسی: روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و از طریق تکمیل پرسشنامه جمع‌آوری گردیده‌است و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها آزمون تی تک نمونه‌ای در نرم افزار Spss21 و با مدل SWARA جهت وزن‌دهی و رتبه‌بندی شاخص‌ها استفاده شد.
یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پرسشنامه که به دو دسته کلی شاخص‌های امنیت اجتماعی و یکپارچگی تقسیم شد نشان داد که مولفه شاخص وضوح و خوانایی و خاطره انگیزی و شاخص انسجام کارکردی-اجتماعی دارای بالاترین امتیاز و اهمیت را به خود اختصاص داده‌است. همچنین نتایج مدل سوارا حاکی از آن که از بین معیارها، معیار تنوع ، تجربه در محیط، جهت یابی به ترتیب رتبه اول تا سوم در سطح عملکردی کاملا مطلوب را به خود اختصاص داده‌است که این گویای این مطلب می باشد که از محیط و محدوده مورد مطالعه خاطرات، تصور و تجربیاتی خوبی در ذهن ساکنین و افراد تداعی شده است که این امر بر حضور مجدد و استفاده دوباره از فضا توسط افراد می افزاید که نتیجه آن بالارفتن تعاملات اجتماعی و محیطی پرشور می باشد.

گردشگری روستایی

واکاوی نقاط قوت و ضعف ظرفیت های ژئومورفولوژی و توریستی گردنه حیران با استفاده از مدل های کمّی ((K.F استان اردبیل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 آذر 1404

منصور رحمتی، ملیکا شرافتی، بهروز نظافت تکله

چکیده ژئوتوریسم بر تعامل انسان با پدیده‌های ژئومورفولوژیکی تمرکز دارد، جایی که لندفرم‌های طبیعی به‌عنوان ژئومورفوسایت‌ها نقشی کلیدی در جذب گردشگران و توسعه پایدار گردشگری ایفا می‌کنند. این نوع گردشگری مورد توجه هم متخصصان و هم علاقه‌مندان به طبیعت است .پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی در پی تحلیل پتانسیل‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی منطقه گردنه حیران در شهرستان آستارا است که یکی از مناطق کوهستانی مستعد توسعه گردشگری طبیعی در شمال غرب ایران محسوب میشود. بدین منظور، از دو مدل تحلیلی معتبر یعنی مدل «کوبالیکووا» برای ارزیابی ژئوسایت‌ها و مدل «فیولت» برای بررسی شاخص‌های مدیریتی و کاربردی استفاده گردید. داده‌های پژوهش از طریق تلفیق مشاهدات میدانی، پرسشنامه‌های تخصصی (با جامعه آماری متشکل از ۲۸ کارشناس و ۱۵ گردشگر) و تحلیل مکانی استخراج و وزن‌دهی شدند. ارزیابی پنج شاخص کلیدی شامل ارزش علمی، آموزشی، حفاظتی، اقتصادی و ارزش افزوده در سه منطقه مشند، چملر و گیلده انجام گرفت.
یافته‌های تحقیق نشان دادند که روستای گیلده با کسب امتیاز نهایی ۴.۷۵ از ۵ در مدلK.F، بالاترین قابلیت را برای توسعه ژئوتوریسم داراست؛ در حالی که مشند با امتیاز ۳.۲۵ پایین‌ترین سطح آمادگی را دارد. عوامل مؤثری مانند زیرساخت‌های ناکافی، ضعف در آموزش و نبود ارتباط فرهنگی مستند، موجب کاهش نمره آن شده است. چملر با امتیاز ۴.۲۵ در رتبه دوم قرار گرفت و از نظر تنوع ژئومورفولوژیکی و مشارکت جامعه محلی وضعیت مناسبی دارد. در مجموع، مقاله نشان میدهد که با توسعه زیرساخت‌های آموزشی، فرهنگی و مدیریتی، میتوان از این نواحی در جهت توسعه پایدار ژئوتوریسم بهره‌برداری نمود.

برنامه ریزی روستایی

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت جوامع محلی در اجرای طرح‌های آبخیزداری (مطالعه موردی: شهرستان کهگیلویه، بخش سوق)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404

بهزاد متشفع، خسرو محمدی، ساره هاشم گلوگردی

چکیده اجرای پروژه‌های آبخیزداری نقش مهمی در مدیریت منابع آبی و خاکی حوزه آبخیز دارند و میزان دخالت و مشارکت جوامع روستایی در این پروژه‌ها نقش کلیدی در موفقیت یا شکست آن‌ها دارد. پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر مشارکت آبخیزنشینان در طرح‌های آبخیزداری در بخش سوق شهرستان کهگیلویه می‌پردازد. جامعه آماری شامل ساکنان بخش سوق که طبق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسش‌نامه‌ها توزیع و پس از تکمیل جهت معتبرسازی محتوا، از نظرات کارشناسان مجرب و اساتید دانشگاهی استفاده گردید. در نهایت ارزیابی پایایی آن‌ با استفاده ضریب کرونباخ بررسی شد. میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه برای شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی به ترتیب برابر با 0/8 و 0/78 محاسبه گردید. بررسی میانگین رتبه‌ای آزمون فریدمن نشان داد بیشترین میانگین رتبه‌ای مربوط به عامل تاثیر مشارکت در تأمین هزینه اجرای طرح توسط ادارات منابع طبیعی با مقدار 7/84 بوده است که بیشترین تفاوت را میان 12 عامل اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهد. همچنین عامل تاثیر آموزه‌های دینی و مساجد بر میزان مشارکت با میانگین 7/02 و عامل تاثیر مشارکت در طرح‌های منابع طبیعی در راستای فرصت پذیرفتن چالش نوآوری توسط افراد با میانگین 7/01 در رتبه های دوم و سوم شناخته شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که مجموعاً 81/9 درصد از تغییرات میزان مشارکت جوامع محلی در اجرای طرح‌های آبخیزداری وابسته به عوامل اقتصادی و اجتماعی بوده و 18/1 درصد از تغییرات آن توسط عوامل یا شاخص‌های دیگر تبیین می‌گردد.

توسعه پایدار شهری

فراتر از بازی: بررسی رویدادهای ورزشی به‌مثابه کاتالیزورهای رفتار و هویت پایدار شهری در شهر تبریز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404

علی زینالی عظیم، باقر دست آهنین، رامین نعمتی

چکیده با تغییر رویکرد مدیریت شهری از زیرساخت‌محور به مردم‌محور، رویدادهای ورزشی به‌عنوان بسترهای اجتماعی نوینی شناخته می‌شوند که می‌توانند به شکل‌گیری رفتارهای پایدار، ارتقاء هویت شهری و تقویت مشارکت شهروندی کمک کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تجربه‌های شهروندان از رویدادهای ورزشی در شکل‌دهی به رفتار حمایتی و هویت پایدار شهری در شهر تبریز است. این مطالعه به روش توصیفی–تحلیلی و با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان تبریز (به تعداد ۱۶۵۳۸۲۷ نفر) و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین گردید. داده‌ها با پرسشنامه‌ای ۴۱ گویه‌ای گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS ، AMOS و EQS تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در میان ابعاد تجربه ورزشی، بُعد ورزشی با ضریب مسیر 0.35 بیشترین تأثیر را بر ادراک هویت پایدار شهری دارد، در حالی که بُعد روانی–اجتماعی با ضریب مسیر 0.25کمترین تأثیر را نشان داد. ضریب تعیین R² برای متغیر ادراک هویت پایدار شهری معادل ۰٫۵۴ بود که بیانگر تبیین ۵۴ درصد از واریانس این متغیر است. همچنین، این ادراک توانست ۳۱ درصد از واریانس رفتار حمایتی شهروندان را تبیین کند. این نتایج بیانگر آن است که تجربه‌های مثبت و مکرر از رویدادهای ورزشی می‌تواند به‌عنوان یک کاتالیزور فرهنگی، نقش بسزایی در ارتقاء هویت پایدار و توسعه رفتارهای شهروندی مؤثر در تبریز ایفا کند.

جغرافیای طبیعی

تاثیرتغییرات اقلیم وعوامل موثرجغرافیایی درگسترش مخاطرات آتش سوزی بردرختان بنه (شهرستان پاوه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404

نادر مرادی، نسرین شیدایی مجد، حمیده حاتمی

چکیده زمینه وهدف: کشور ایران با توجه به قرارگیری بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان و ناحیه پرفشارجنب حاره ای از جمله کشورهای آسیب پذیردر برابر تغییرات اقلیم و وقوع آتش سوزی است. پدیده آتش سوزی یکی از مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آنها باعث تلفات وخسارت های زیادی به انسان، اموال و دارایی ها می شود. روش: این تحقیق براساس ماهیت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی است. که با مطالعه کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه ها انجام شده است. جامعه آماری پژوهش محدوده جغرافیایی شهرستان پاوه دراستان کرمانشاه است. که مبتنی برروش‌های میدانی، ابزاری وکتابخانه‌ای و داده های فضایی است. سپس پارامترهای تأثیرگذاردر نرم افزار Arc GIS آماده سازی شدند. در این پژوهش از8 شاخص (شیب، جهت شیب، طبقـات ارتفـاع(Dem)،کاربری اراضی، جهت باد، تراکم پوشش گیاهی،افزایش دما، کاهش بارندگی) به عنوان عوامل موثر در آتش سوزی شناسایی شدند. سپس لایه های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه شده اند.یافته ها: طبق تحقیق انجام شده ومشاهدات صورت گرفته تغییر اقلیم و عوامل جغرافیایی محدوده مورد مطالعه درنتایج حاصل نشان می دهد که شیب،پوشش گیاهی، بارش محدود، و دمای بالا بیشترین تاثیر درآتش سوزی ها رادارند. بیشترین خطرآتش سوزی در ارتفاعات 2000_1000متری است، که همچنین بیشترین خطرآتش سوزی درجهت های شیب های جنوب وغرب شدت بیشتری دارد. نتیجه گیری: در این تحقیق با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 4 با ترکیب رنگی 4- 8- 14 انجام شده که تصویر قبل از آتش سوزی و همزمان با آتش سوزی را نشان می دهد.که مساحت محدوده دچار حریق 1793 هکتار تخمین زده شده است. که منطقه مورد مطالعه در طبقه بسیار پرخطر قرار دارد که نتایج مطالعه حاکی از توان بالای منطقه از لحاظ ایجاد خطر آتش سوزی باتوجه به عوامل جغرافیایی واقلیمی می باشد. بنابراین طرح ونقشه ی نواحی دارای خطرآتش سوزی راهنمای مفیدی برای مدیریت بحران می باشد.

جغرافیای طبیعی

ارزیابی توان‌های اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404

بهروز سبحانی

چکیده چکیده
زمینه و هدف: شناخت داده‌های آب و هوایی و بررسی تأثیر آن‌ها بر روی گیاهان زراعی از عوامل مؤثر در مکان‌یابی و درنهایت افزایش تولید است. هدف از این پژوهش ارزیابی توان‌های اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره است.
روش بررسی: در این پژوهش، از معیارهای بارندگی (سالانه، جوانه‌زنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد، گل‌دهی و دانه دهی)، متوسط دمای سالانه، ارتفاع و شیب با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد. فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روش‌های فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، واسپاس (WASPAS) و روش ترکیبی خطی است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: با بهره‌گیری از مدل‌های موردمطالعه؛ هریک از داده‌ها تجزیه‌وتحلیل شدند و نتایج حاصل با مدل AHP نشان داد که معیار وزنی؛ بارندگی رسیدگی 195/0، بارندگی گل‌دهی 175/0، بارندگی سالانه 132/0 و بارندگی جوانه‌زنی 114/0 به ترتیب مهم‌ترین عامل مؤثر درکشت گندم دیم در منطقه ارشق می‌باشند. همچنین بر اساس مدل WASPAS ایستگاه‌های صلوات با امتیاز؛ 713/5، خوش آباد 219/5، دوست بیگلو 132/5، نواحی مستعد و ارباب کندی 649/4، سامیان 646/4 و مشیران 374/4 نواحی نامساعد برای کشت گندم می‌باشند و همچنین نتایج تلفیق معیارها با روش WLC در محیط GIS نشان داد که حدود 18 درصد از مساحت منطقه ارشق خیلی مناسب، 42 درصد مناسب، 22 درصد کمی مناسب و 18 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. به‌طورکلی نتایج نهایی نشان داد که بیش از 60 درصد منطقه ارشق برای کشت گندم دیم مناسب و اقتصادی است.
نتیجه‌گیری: نتایج نهایی این تحقیق بیانگر آن است که در بیش از 60 درصد منطقه ارشق کشت گندم دیم مناسب و دارای ارزش اقتصادی است و در 25 درصد نیز امکان کشت در حد متوسط و ضعیف اما قابل‌کشت است

گردشگری شهری

بررسی و تحلیل جاذبه‌های گردشگری برای توسعه ژئوتوریسم با استفاده از مدل ام گام،( مطالعه موردی شهرستان درمیان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404

موسی عابدینی، زهرا نظری گزیک

چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم نوعی گردشگری است که محیط‌زیست طبیعی، اشکال و لند‌فرم‌ها را به دلیل جذاب بودن مورد مطالعه قرار می‌دهد. امروزه گردشگری به سرعت در حال تبدیل‌شدن به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. با توجه به همین نقش و جایگاه، وجودگردشگری در یک مکان نه تنها می‌تواند در توسعه آن مکان موثر باشد بلکه روند توسعه برخی شاخص‌ها در محیط پیرامون خود را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. هدف از انجام این پژوهش بررسی و ارزیابی جاذبه های گردشگری شهرستان درمیان (سرزمین قلعه های تاریخی )و یافتن راهکارهایی برای جذب توریست و توسعه زئو توریسم در منطقه است .که برای این منظور 8 ژئوسایت و جاذبه گردشگری(روستای آبگرم به علت داشتن چشمه آبگرم وآرامگاه سلطان ابراهیم‌رضا، لاخ‌دریده، درخت دوشنگان، تپه ماسه‌ای ملاعماد، مسجد جامع هندوالان، آس‌بادهای طبس، قلعه فورگ و ترش‌آب) مورد بررسی قرار گرفت.
روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی است که شیوه گردآوری داده‌ها در آن اسنادی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه گردشگران و اهالی منطقه بوده‌است. همچنین جهت تحلیل داده‌ها از مدل M-GAM با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS.26 وARC GIS و Excel استفاده شده‌است.
نتایج و یافته ها: نتایج نشان دادند که شهرستان در میان با وجود جاذبه‌های گردشگری فراوان وبکرفاقد امکانات مناسب جذب گردشگر است؛ با این حال قلعه فورگ در بیشتر شاخص‌های مورد بررسی بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده‌است. ارزش‌های گردشگری با 875/0 بیشترین امتیاز و ارزش‌های علمی-آموزشی با 396/0 کمترین امتیاز را دارد.

اقتصاد شهری و منطقه ای

نقش حاکمیت شرکتی در تقویت اثر سرمایه‌گذاری‌های محیط‌زیستی بر پایداری عملیاتی شرکت‌های بورسی ایران مطالعه موردی( بورس اوراق بهادار تهران)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 دی 1404

رضا فتاحی

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر سرمایه‌گذاری‌های زیست‌محیطی (E) بر پایداری عملیاتی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته و نقش تعدیل‌گر حاکمیت شرکتی (G) را در این رابطه مورد آزمون قرار می‌دهد. با توجه به افزایش فشارهای نظارتی و انتظارات ذی‌نفعان پیرامون مسئولیت‌پذیری اجتماعی و زیست‌محیطی، درک سازوکارهایی که این سرمایه‌گذاری‌ها را به عملکرد پایدار ترجمه می‌کنند، اهمیت حیاتی دارد.
جامعه آماری شامل شرکت‌های بورسی طی یک دوره ده ساله (1392-1401) بوده و داده‌ها با استفاده از مدل رگرسیون اثرات ثابت (FE) و سیستم معادلات همزمان تخمین زده شده‌اند. متغیر وابسته (Y) نشان‌دهنده پایداری عملیاتی (ترکیبی از مصرف آب و انرژی و هزینه‌های عملیاتی) است. متغیر مستقل اصلی، سرمایه‌گذاری‌های محیط‌زیستی (E) و متغیر تعدیل‌گر، شاخص حاکمیت شرکتی (G) است.
نتایج مدل پایه نشان داد که سرمایه‌گذاری‌های محیط‌زیستی تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری عملیاتی شرکت‌ها دارند. فرضیه تعدیل نشان داد که با افزایش سطح حاکمیت شرکتی، ضریب تأثیر مثبت سرمایه‌گذاری‌های محیط‌زیستی بر پایداری عملیاتی تقویت می‌شود. این یافته حاکی از آن است که ساختار قوی حاکمیت شرکتی، اطمینان ذی‌نفعان را افزایش داده و کارایی تخصیص منابع زیست‌محیطی را بهبود می‌بخشد. در نهایت، توصیه‌های سیاستی بر لزوم تقویت شفافیت و پاسخگویی در ساختارهای مدیریتی برای به حداکثر رساندن بازده سرمایه‌گذاری‌های سبز تأکید دارد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل کمی تغییرات کاربری زمین و الگوی توسعه شهری با بهره‌گیری از ماتریس‌های فضایی (مطالعه موردی: منطقه 4 کلانشهر تبریز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404

فریدون بابایی اقدم، علیرضا امیدپور، پریا کریم‌زاده

چکیده چکیده
زمینه و هدف: تحولات کالبدی و فضایی شهرها در دهه‌های اخیر با گسترش شتابان افقی و تغییرات کاربری زمین همراه بوده است. شهر تبریز به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای ایران، به‌ویژه در منطقه ۴، شاهد رشد نامتوازن و پراکنده در بافت شهری بوده که پیامدهای زیست‌محیطی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی روند گسترش فضایی–کالبدی منطقه ۴ شهر تبریز انجام شد و از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. باتوجه‌به رشد نامتوازن شهری و فشار بر منابع طبیعی و اراضی کشاورزی، مطالعه حاضر به بررسی الگوهای توسعه شهری و ارائه راهکارهای پایدار برای هدایت رشد کالبدی پرداخته است.
روش‌شناسی: رویکرد تحقیق مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل ماتریس‌های فضایی بود. داده‌های پایه شامل نقشه‌های کاربری اراضی، شبکه معابر و شاخص‌های مؤثر بر توسعه شهری گردآوری و در محیط ArcGIS پردازش شدند. شاخص‌های تحلیلی شامل تراکم ساختمانی، گسترش افقی، تغییرات کاربری زمین، دسترسی‌پذیری به خدمات شهری، شیب زمین، فاصله از معابر اصلی و پهنه‌بندی خطر بودند. این شاخص‌ها پس از نرمال‌سازی و رستری‌شدن، با روش‌های همپوشانی و سلسله‌مراتبی تلفیق شده و نقشه‌های قابلیت توسعه تهیه گردید.
یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان می‌دهد که منطقه ۴ تبریز طی دو دهه اخیر با رشد سالانه حدود ۲.۵ درصد، توسعه‌ای پراکنده و نامتوازن را تجربه کرده است؛ الگوی غالب توسعه افقی و کم‌تراکم است که فشار بر منابع طبیعی و انسجام کالبدی وارد می‌کند. تراکم ساختمانی در هسته‌های مرکزی و اطراف شریان‌های اصلی متمرکز است، درحالی‌که حواشی و نواحی تازه توسعه‌یافته دسترسی نامتوازن به خدمات شهری دارند. تحلیل شیب زمین و پهنه‌بندی خطر نشان داد که برخی نواحی مناسب توسعه و برخی در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند. بر اساس نتایج، هدایت توسعه به سمت تراکم بالاتر، بهبود عدالت فضایی در دسترسی به خدمات، توجه به ظرفیت طبیعی زمین و کنترل گسترش افقی با استفاده از GIS از راهکارهای کلیدی توسعه پایدار منطقه محسوب می‌شود.

برنامه ریزی شهری

تحلیل ساختاری و سناریونگاری آسایش حرارتی در فضاهای باز کلان‌شهر تبریز با رویکرد طراحی اقلیم‌محور و اکولوژی شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404

ایرج تیموری، مریم نجف علیلو، اکبر رحیمی، عارفه کاراداغ

چکیده زمینه و هدف: روند شتابان شهرنشینی و تشدید پدیده گرمایش جهانی، کیفیت زیست شهری را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار داده و یکی از مهم‌ترین ابعاد این تأثیر، شرایط آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری است. کلان‌شهر تبریز با اقلیم سرد و معتدل، زمستان‌های طولانی و تابستان‌های نسبتاً گرم و خشک، در سال‌های اخیر با چالش‌هایی همچون افزایش جزایر حرارتی، تراکم بالای ساختمانی، کاهش پوشش گیاهی و جهت‌گیری نامناسب معابر نسبت به باد مواجه بوده است که پیامدهای منفی بر آسایش حرارتی شهروندان برجای گذاشته است.
روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسایش حرارتی و تدوین سناریوهای آینده مطلوب، ایستا و بحرانی در تبریز انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر روش آینده پژوهی بود و داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه و پرسشنامه خبرگان گردآوری شدند. برای تحلیل ساختاری از نرم‌افزار میک مک و برای طراحی سناریوها از سناریو ویزارد استفاده گردید. جامعه آماری شامل ۳۰ خبره در حوزه‌های شهرسازی، اقلیم‌شناسی و آینده‌پژوهی بود.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی شامل جزایر حرارتی شهری، نسبت عرض به ارتفاع معابر، سرعت و جهت باد، جهت‌گیری معابر نسبت به جریان باد، و پوشش گیاهی بیشترین تأثیر را بر ارتقاء یا کاهش آسایش حرارتی دارند. بر اساس مدل‌سازی سناریو پایه، سناریوهای مطلوب بر افزایش پوشش گیاهی، کاهش شدت جزایر حرارتی و طراحی معابر هم‌راستا با جریان باد تأکید داشتند؛ راهبردهایی که می‌توانند به ارتقاء تاب‌آوری اقلیمی و بهبود زیست‌پذیری شهری منجر شوند. در مقابل، سناریوهای بحرانی ناشی از تراکم بالای ساختمانی، کاهش فضای سبز و بی‌توجهی به اصول طراحی اقلیمی، تهدیدی جدی برای آسایش حرارتی و سلامت شهروندان محسوب می‌شوند و در صورت تحقق، پیامدهای بلندمدتی بر کیفیت زیست محیطی و اجتماعی شهر خواهند داشت.بر این اساس، پژوهش حاضر نشان داد که تلفیق سه رویکرد طراحی اقلیم‌محور، برنامه‌ریزی سناریومحور و اکولوژی شهری می‌تواند چارچوبی جامع و آینده‌نگر برای ارتقاء آسایش حرارتی در تبریز فراهم سازد. این چارچوب نه تنها به بهبود کیفیت فضاهای باز شهری کمک می‌کند، بلکه قابلیت الگوبرداری برای سایر کلان‌شهرهای ایران را نیز دارد.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران با رویکرد ترکیبی کیفی–کمی (مطالعه موردی: شهر شیراز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

محمد تولائی شیرازی، علی آرام

چکیده شهرهای هوشمند پایدار به‌عنوان پاسخی یکپارچه به چالش‌های پیچیده شهرنشینی در قرن بیست‌ویکم، تلفیقی از فناوری‌های نوین اطلاعات و ارتباطات با اصول پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی محسوب می‌شوند. در ایران، با وجود تلاش‌های اولیه برای هوشمندسازی شهرها، فقدان چارچوبی بومی، منسجم و متناسب با شرایط محلی، مانع از دستیابی به توسعه پایدار و کارآمد شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت موجود و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران، با تمرکز بر شهر شیراز به‌عنوان مطالعه موردی، انجام شده است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بهره می‌برد و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های خبرگان (برای تحلیل سلسله‌مراتبی AHP)، پرسشنامه عمومی شهروندان و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران شهری و شهروندان شیراز بود. یافته‌ها نشان داد که در بافت ایران، ابعاد «اقتصاد هوشمند» و «جابجایی هوشمند» به‌ترتیب با وزن‌های ۰٫۲۳ و ۰٫۲۰، مهم‌ترین شاخص‌ها هستند، در حالی‌که «محیط‌زیست هوشمند» و «زندگی هوشمند» در اولویت‌های پایین‌تری قرار گرفتند. همچنین، تحلیل SWOT–TOWS چالش‌های نهادی، فرهنگی و فناورانه را شناسایی و راهبردهای چهارگانه برای تحقق شهر هوشمند پایدار ارائه کرد. در نهایت، چارچوبی بومی سه‌لایه شامل لایه زیرساختی–نهادی، لایه عملکردی (شش‌بعدی) و لایه توانمندساز طراحی شد که بر هم‌افزایی فناوری، حکمرانی داده‌محور و مشارکت شهروندی تأکید دارد. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان الگویی کاربردی برای سایر شهرهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.

گردشگری شهری

سنجش اثرات گردشگری بر رشد اقتصادی و توسعه شهری (مطالعه موردی: استان های شمالغرب ایران)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 اردیبهشت 1405

سامان ابی زاده

چکیده زمینه و هدف: گردشگری در اقتصاد امروز به‌عنوان یکی از شاخص‌های مهم توسعه‌یافتگی و ابزاری مؤثر برای تحقق توسعه پایدار شناخته می‌شود. این صنعت با افزایش درآمد ملی، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، توسعه منطقه‌ای و تأمین درآمدهای ارزی، نقش مهمی در رشد اقتصادی کشورها ایفا می‌کند. با این وجود، کشور ایران با وجود تاکید بر گسترش گردشگری در تمامی برنامه‌های توسعه و رهایی از اقتصاد تک محصولی متکی بر صادرات نفت، موفقیت قابل توجه، مملوس و محسوسی در این زمینه نداشته است. بدین جهت، در پژوهش حاضر، اثرات گردشگری بر توسعه شهری و رشد اقتصادی آنها در سه استان اردبیل، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی در بازه زمانی 1390-1402 مطالعه شده است تا با عنایت به پتانسیل های گردشگری این مناطق، مشخص گردد که آیا گردشگری در این مناطق توانسته است بر توسعه و رشد منطقه ای آنها تاثیرگذار باشد یا نه؟
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و برای گردآوری آمار و داده ها از روش کتابخانه‌ای استفاده شده ایت. بدین ترتیب با استفاده از سالنامه آماری استان های مورد مطالعه در بازه زمانی 1390-1402، داده های مورد نظر استخراج شده و مدل رگرسیونی با استفاده از روش رگرسیونی پانل دیتا، تخمین زده شده است
نتایج و یافته‌ها:
نتایج برآورد مدل نشان می دهدکه متغیر گردشگری بر رشد اقتصادی استان های مورد مطالعه تاثیر مثبت و معنادار دارد. بطوریکه با افزایش یک درصدی در تعداد گردشگران ورودی به استان، رشد اقتصادی آنها 11/0 درصد افزایش داشته است. بعبارت دیگر، با وجود پتانسیل های گردشگری موجود در این سه استان، به ویژه داشتن مناطق زیبای جنگلی و کوهستانی، ساختمان های تاریخی ، اگر چه تاثیر گردشگری بر رشد تولید در این سه استان مثبت بوده، اما مقدار این تاثیرکمتر از حد انتظار بوده است. همچنین ضریب مربوط به متغیرهای مربوط به سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار بترتیب 26/0، 21/0 و 39/0 برآورد شده است. بعبارت دیگر، با ثابت ماندن سایر شرایط و با تغییر یک درصد در متغیر سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار ، میزان سطح تولید بترتیب به اندازه 26/0، 21/0 و 39/0 درصد تغییر می‌کند.

توسعه پایدار شهری

ارزیابی و اولویت بندی نیازهای شهروندان از مدیریت شهری (مطالعه موردی: شهر چابهار)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 اردیبهشت 1405

عیسی شیبانی امین

چکیده
شناخت انسان شهری امروز و نیازهای شهروندان، پیشنیاز مدیریت شهری امروز است. هدف از این پژوهش بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و اولویت بندی نیازهای شهروندان شهر چابهار از مدیریت شهری و شهرداری چابهار است. روش مورد استفاده در این تحقیق مدل کانو می باشد.
در این تحقیق بر اساس مدل کانو سه نیاز شهروندان چابهار از خدمات شهرداری چابهار مورد بررسی گرفت.1- نیازهای الزامی (نیازهایی هستند که برآورده کردن آنها باعث رضایتمندی نمی شود ولی برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری می شود). 2- نیازهای یک بعدی( نیازهایی هستند که هرچه بیشتر برآورده شوند رضایتمندی مشتری بیشتر و بر عکس).3-نیازهای جذاب (نیازهایی هستند که برآورده شدن آنها باعث افزایش رضایتمندی مشتری می شود و برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری نمی شود). تعداد 30 نفر از اساتید دانشگاه، مسئولین اجرایی و کارشناسان شهرداری چابهار انتخاب شدند و به سئوالات پرسشنامه که بر اساس مدل کانو طراحی شده بود، به دو صورت مطلوب و نامطلوب پاسخ دادند. از 25 خدمات تعریف شده برای شهرداری چابهار ، 15 فعالیت جزء نیازهای الزامی، 6 فعالیت جزء نیازهای یک بعدی، 2 فعالیت جزء نیازهای جذاب و 2 فعالیت از بی تفاوت بودن شهروندان چابهار حاصل شد. شهرداری چابهار براساس طبقه بندی و درجه بندی و اهمیت نیازها که در این تحقیق حاصل شده، برنامه ریزی و اقدام جهت ارائه خدمات شهری نماید تا افزایش رضایتمندی شهروندان به دست آید.

توسعه پایدار منطقه ای

بررسی نقش و کارکرد زیرساخت های سبز در ایجاد شهر هوشمند پایدار در منطقه 6 تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405

شیما خسروآبادی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش و کارکرد زیرساخت‌های سبز در تحقق شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ تهران انجام شد منطقه‌ای که به دلیل تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز، مصرف بالای انرژی و فشارهای محیطی، با چالش‌های جدی در مدیریت اکولوژیکی و دستیابی به پایداری شهری مواجه است. مسئله اصلی پژوهش آن بود که چگونه می‌توان از طریق تقویت زیرساخت‌های سبز و بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند، عملکرد محیطی و تاب‌آوری این منطقه را ارتقا داد و چه شاخص‌هایی بیشترین تأثیر را در این فرایند دارند. با توجه به محدودیت‌های محیطی و ساختاری منطقه ۶، ضرورت ایجاد پیوندی میان فناوری، مدیریت شهری و اکولوژی بیش از پیش احساس می‌شود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش‌شناسی، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل 40 نفر از متخصصان، کارشناسان و مدیران حوزه شهر هوشمند و محیط‌زیست شهری بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود و برای تحلیل داده‌ها از آلفای کرونباخ و KMO جهت سنجش پایایی و کفایت نمونه‌گیری، تحلیل عاملی اکتشافی برای شناسایی ابعاد مفهومی، همبستگی پیرسون برای تعیین روابط میان شاخص‌ها و رگرسیون خطی برای تعیین میزان تأثیر هر عامل بر متغیر وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریت و فناوری بیشترین نقش را در تبیین شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ ایفا می‌کند و شاخص‌هایی مانند داده‌کاوی، سنسورهای هوشمند و مدیریت هوشمند منابع آب بالاترین اثرگذاری را دارند. پس از آن، بعد اکولوژیک شامل کاهش جزیره گرمایی، طراحی اکولوژیک و مدیریت رواناب‌ها در مرتبه دوم قرار می‌گیرد و بیانگر اهمیت زیرساخت‌های محیطی در مناطق متراکم شهر است. در مقابل، بعد اجتماعی–اقتصادی و مشارکت شهروندی کمترین وزن را کسب کرد که نشان‌دهنده ضعف ساختارهای نرم‌افزاری و ضرورت توانمندسازی جامعه محلی است. در مجموع، پژوهش تأکید می‌کند که دستیابی به شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ مستلزم تلفیق هم‌زمان فناوری‌های هوشمند، زیرساخت‌های اکولوژیک و مشارکت اجتماعی است.

برنامه ریزی شهری

نقش پارک‌ های شهری بر ارتقای سلامت فردی شهروندان در چارچوب کیفیت زندگی شهری (مطالعه موردی: پارک سرچشمه فرخشهر)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405

فاطمه محسن پور

چکیده چکیده
زمینه و هدف: پارک‌های شهری نقشی مهم در ارتقای کیفیت زندگی و سلامت شهروندان دارند؛ با این حال تأثیر تفکیکی ابعاد محیطی، اجتماعی و کالبدی–فضایی این فضاها بر سلامت فردی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد مختلف پارک‌های شهری در ارتقای سلامت فردی شهروندان، با تمرکز بر پارک سرچشمه فرخشهر انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری شد که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSSاستفاده شد.
یافته‌ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد بین مؤلفه اجتماعی و سلامت فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<0.05)و بین مؤلفه کالبدی–فضایی و سلامت فردی نیز رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد؛ در حالی‌که رابطه مؤلفه محیط‌زیستی با سلامت فردی از نظر آماری معنادار نبود (p>0.05)نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد مدل پژوهش برای پیش‌بینی سلامت فردی معنادار است (F=3.198,p<0.01)و ابعاد پارک‌های شهری در مجموع 9/7 درصد از واریانس سلامت فردی را تبیین می‌کنند. بر اساس ضرایب استاندارد شده، بعد کالبدی–فضایی(β=0.156,p=0.008)و بعد اجتماعی(β=0.154,p=0.015)بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر سلامت فردی شهروندان دارند، در حالی‌که بعد محیط‌زیستی اثر معناداری نشان نداد(p=0.386).
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد کیفیت کالبدی–فضایی فضا و فراهم‌سازی بستر تعاملات اجتماعی در پارک‌های شهری از عوامل مهم ارتقای سلامت فردی شهروندان است. از این رو توجه به بهبود طراحی فضایی و تقویت فضاهای اجتماعی در برنامه‌ریزی و مدیریت پارک‌های شهری می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند.

برنامه ریزی شهری

نگاهی تحلیلی و تطبیقی به آیات قرآن کریم در سوره قریش و سلسله مراتب نیاز های آبراهام مازلو وکاربردآن در فضای شهری (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405

حامد عباسی، علی قبادی، ثریا رضازاده

چکیده زمینه و هدف: قرآن کریم با پیشی‌گرفتن زمانیِ چهارده‌قرنی بر نظریات روان‌شناسی مدرن نظیر هرم آبراهام مازلو، منظومه‌ای جامع از وجوه جسمانی و روحانی انسان را تبیین کرده است که تجلی عینی آن در «سوره قریش» و ترسیم چهار رکن «گرسنگی، امنیت، همبستگی و عبادت» مشهود است؛ چنان‌که خداوند متعال با یادآوری نعمت تأمین معاش و امنیت به قوم قریش، آنان را به پرستش فرامی‌خواند و بدین‌سان، الگویی واقع‌گرایانه از سلسله‌مراتب نیازها را ارائه می‌دهد که در آن، ارضای نیازهای پایه برای عموم مردم، مقدمه‌ای ضروری جهت نیل به شکوفایی روحی است. در مقام مقایسه، برخلاف روان‌شناسی غربی که در بحث نیازهای اجتماعی غالباً از تأثیر «بستر محیطی» غفلت ورزیده، آموزه‌های اسلامی با تأکید راهبردی بر اجتماعات مکان‌مندی همچون مساجد، نمازهای جمعه و حقوق همسایگی، مفهوم انتزاعی نیاز اجتماعی را به عینیت کالبدی پیوند زده و «شهر» را از یک سکونتگاه صرف، به کانونی اجتماعی و بستری مقدس برای تجلی ابعاد ملکوتی وجود انسان ارتقا داده است
متدلوژی: این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌ای، و با استناد به آیات کتاب مقدس الهی، به واکاوی معنایی و تفسیری سوره قریش و هم‌سنجی آن با نظریه آبراهام مازلو پرداخته است.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌های حاصل از این کنکاش نظری بیانگر آن است که فرآیند تأمین نیازهای ضروری انسان نه تنها مغایرتی با دین ندارد، بلکه مورد توصیه اکید قرآن قرار گرفته است. نتیجه‌گیری نهایی نشان می‌دهد که رعایت سلسله‌مراتب نیازها (از مادی به معنوی) برای عموم انسان‌ها یک قاعده طبیعی و پذیرفته شده است؛ هرچند آنان که از درجات بالای حکمت و فضل الهی بهره‌مندند (خواص)، ممکن است سیری متفاوت داشته و حتی در فقدان نیازهای پایه نیز، بر مدار تعالی روحی حرکت کنند. همچنین سوره قریش جایگاه معیشت و امنیت را به‌عنوان بستر تعالی انسانی تبیین کرده و شهر اسلامی را محیطی تربیتی، معنوی و انسان‌ساز معرفی می‌کند. بدین ترتیب، شهر مطلوب در منطق اسلامی نه صرفاً محل سکونت، بلکه زمینه تحقق «حیات طیبه» و پرورش انسان الهی است.

آمایش شهری و منطقه ای

تحلیلی بر نابرابری‌های فضایی با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعه‌ی موردی: استان بوشهر)

دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-16

توران احمدی، یحیی جعفری، ابراهیم رحیمی

چکیده      استان بوشهر با برخورداری از توان  بالقوه و بالفعل محیطی و اقتصادی، در زمینه ­ی توسعه با توزیع ناعادلانه­ی امکانات و خدمات در کنار موقعیت مرزی با عدم تعادل فضایی و چالش­های اجتماعی روبه­رو است. توسعه­ی استان در نظام برنامه­ریزی می­تواند نقش تعیین­کننده­ای در پایداری و امنیت پایدار منطقه­ی جنوب داشته باشد. هدف گذاری پژوهش از نوع کاربردی و روش شناسی آن توصیفی و تحلیلی است. ابتدا اوزان شاخص ­ها به روش FUZZY محاسبه و سپس با استفاده از مدل VIKOR  شهرستان­ها اولویت­بندی شده است. مطابق تحلیل­ها، شهرستان بوشهر برخوردارترین شهرستان استان و در رتبه­ی بعدی شهرستان­های عسلویه، کنگان و جم قرار دارند. شهرستان دشتستان نیز پایین­ترین سطح برخورداری را دارد. صنعت به عنوان بخش پیشروی اقتصادی بیش ترین نقش را در تعیین سطح توسعه ­ی شهرستان­ها و هم­چنین ایجاد عدم تعادل­ها ایفا کرده است. بارگذاری بیش از ظرفیت صنعت در شهرستان­ها موجب بروز آلودگی­ها  و آثار مخرب زیست­محیطی شده و ساختار نظام سکونتگاهی را با چالش و تهدیدهای اساسی روبه­رو خواهد کرد هم­چنین عدم تعادل­های ایجاد شده پیامدهایی نظیر بیکاری، فقر، ناامنی و ناپایداری سکونتگاه­ها را به وجود خواهد آورد. برنامه­ریزی در قالب آمایش سرزمین در ایجاد ساختار فضایی متعادل منطقه ضروری تشخیص داده می­شود. از مهم‌ترین پیشنهادهای پژوهش می­توان به بهره­گیری از تمام ظرفیت­های استان در راستای تعادل بخشی اشاره کرد به طوری که شمال محدوده از ظرفیت و توان بالایی در زمینه­ی گردشگری برخوردار است که در صورت بهره­گیری از آن می­تواند نقش بسزایی در بهبود و تعادل بخشی منطقه داشته باشد.

برنامه ریزی شهری

تاب آوری در سکونتگاه‎های غیررسمی با تاکید بر بعد کالبدی (محله نخل ناخدا و طلابند، شهر بندرعباس)

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-18

وحید سهرابی، مهدی آویش، اسماعیل ذولفی زاده

چکیده زمینه و هدف: یکی از مهمترین الزامات پرداختن به مسائل کالبدی شهرها، ارتقاء سطح تاب آوری محلات شهری در صورت بروز حوادث احتمالی است. تاب آوری مفهومی جدید در برنامه ریزی شهری است که به توانایی مردم، گروه ها و اشیا در بازگشت به شرایط اولیه یا بهتر است.
روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که از 11 معیار به منظور سنجش تاب آوری کالبدی استفاده شده است. وزن معیارها با روش مثلث سلسله مراتبی فولر نشان می دهد که وضعیت مالکیت (0.21)، تعداد خانوار در واحد مسکونی (0.18) و وضعیت اشتغال سرپرست خانوار (0.165) بیشترین اهمیت را در سنجش میزان تاب آوری در محله ناخدا و طلابند دارد. ترکیب معیارها با روش مجموع ساده وزنی در 5 طبقه گویای سطح تاب آوری در محله نخل ناخدا و طلابند است که مروری بر یافته ها نشان می دهد که 46 درصد از مساحت محله در سطح تاب آوری بالا و بسیار بالا قرار دارد که تنها 28 درصد از جمعیت را در خود جای داده است و از طرفی 30 درصد از محلات مذکور در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است که این سطح از نظر جمعیتی 42 درصد را شامل می شود.
یافتهها و نتیجهگیری: نقشه نهایی که در پنج طبقه از بسیار پایین تا بسیار بالا محاسبه شده است نشان می دهد 30 درصد از محله نخل ناخدا و طلابند در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است می توان استدلال کرد که ویژگی های کالبدی نقش بسیار مهمی در میزان تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی بازی می کنند و با هر گونه تغییر در معیارهای کالبدی می توان تاب آوری محله را به میزان قابل توجهی متأثر ساخت.

آمایش شهری و منطقه ای

مدل‌سازی نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش در استان لرستان

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-16

نرگس ابدالی قلائی

چکیده زمینه و هدف: سرطان یکی از شایع­ترین علل مرگ­ومیر در سراسر جهان است. همواره نقش عوامل طبیعی و جغرافیایی در نحوه و چگونگی توزیع و اثرات آن بر کانون‌های بیماری و نقش فرآیندهای طبیعی در تغییرات بنیادی و انسان­ها و نیز بیماری­های مرتبط با انسان، حتی در مکان­هایی که این تأثیرات به‌وضوح در مرگ‌ومیر یا نابودی زیستگاه‌ها و خود استان مشخص باشد، نمود کمرنگی دارد.
روش بررسی:  این پژوهش از نظر ماهیت هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر مطالعات میدانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلابه سرطان دستگاه گوارش که بین سال‌های 1396-1393 تشخیص و در سامانه سیما سرطان (سامانه یکپارچه‌سازی مدیریت الکترونیک) ثبت‌شده و در استان لرستان اقامت دائم داشته‌اند به‌صورت سرشماری وارد مطالعه شده‌اند در ادامه برای دستیابی به اهداف پژوهش شاخص­های مرتبط با نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش  شاخص­های (متوسط بارش سالانه، پوشش گیاهی، میانگین دمای سالانه، میانگین ساعات آفتابی و مناطق اقلیمی) استخراج گردید جهت بررسی و نقش عوامل جغرافیایی در طبقه­بندی و توزیع این شاخص­های از آزمون‌های تی تک نمونه­ای، همبستگی پیرسون، و آزمون فریدمن استفاده گردید. در ادامه نیز جهت تبیین مدل از طریق رگرسیون وزن­دار جغرافیایی استفاده و سطح و وضعیت این اثرات در نرم­افزار Arc GIS استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری:  نتایج نشان داد که مهم‌ترین مؤلفه تأثیرگذار بر متغیر پراکنش سرطان، مؤلفه  پوشش گیاهی با ضریب 91/0 درصد بود که این متغیر به‌خوبی وضعیت اثرگذاری را تبیین می­کند. همچنین نتایج اثرگذاری عوامل جغرافیایی به‌گونه‌ای بود که شهرستان خرم­آباد و بروجرد بیشترین اثر، شهرستان­های کوهدشت، دلفان و الیگودرز و دورود اثر متوسط و شهرستان­های سلسله، پل‌دختر و ازنا کمترین اثرگذاری را از عوامل جغرافیایی  پذیرفته بودند.