ارزیابی توانهای اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روشهای تصمیمگیری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
بهروز سبحانی
چکیده چکیده
زمینه و هدف: شناخت دادههای آب و هوایی و بررسی تأثیر آنها بر روی گیاهان زراعی از عوامل مؤثر در مکانیابی و درنهایت افزایش تولید است. هدف از این پژوهش ارزیابی توانهای اقلیمی و محیطی منطقه ارشق استان اردبیل برای کشت گندم دیم با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره است.
روش بررسی: در این پژوهش، از معیارهای بارندگی (سالانه، جوانهزنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد، گلدهی و دانه دهی)، متوسط دمای سالانه، ارتفاع و شیب با طول دوره آماری 30 ساله (1373 تا 1402) استفاده شد. فرایند تحقیق شامل گردآوری اطلاعات، محاسبات و تحلیل آماری با اکسل، تعیین شاخص وزنی معیارها با روشهای فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، واسپاس (WASPAS) و روش ترکیبی خطی است.
یافتهها و نتیجهگیری: با بهرهگیری از مدلهای موردمطالعه؛ هریک از دادهها تجزیهوتحلیل شدند و نتایج حاصل با مدل AHP نشان داد که معیار وزنی؛ بارندگی رسیدگی 195/0، بارندگی گلدهی 175/0، بارندگی سالانه 132/0 و بارندگی جوانهزنی 114/0 به ترتیب مهمترین عامل مؤثر درکشت گندم دیم در منطقه ارشق میباشند. همچنین بر اساس مدل WASPAS ایستگاههای صلوات با امتیاز؛ 713/5، خوش آباد 219/5، دوست بیگلو 132/5، نواحی مستعد و ارباب کندی 649/4، سامیان 646/4 و مشیران 374/4 نواحی نامساعد برای کشت گندم میباشند و همچنین نتایج تلفیق معیارها با روش WLC در محیط GIS نشان داد که حدود 18 درصد از مساحت منطقه ارشق خیلی مناسب، 42 درصد مناسب، 22 درصد کمی مناسب و 18 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. بهطورکلی نتایج نهایی نشان داد که بیش از 60 درصد منطقه ارشق برای کشت گندم دیم مناسب و اقتصادی است.
نتیجهگیری: نتایج نهایی این تحقیق بیانگر آن است که در بیش از 60 درصد منطقه ارشق کشت گندم دیم مناسب و دارای ارزش اقتصادی است و در 25 درصد نیز امکان کشت در حد متوسط و ضعیف اما قابلکشت است
بررسی و تحلیل جاذبههای گردشگری برای توسعه ژئوتوریسم با استفاده از مدل ام گام،( مطالعه موردی شهرستان درمیان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 دی 1404
موسی عابدینی، زهرا نظری گزیک
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم نوعی گردشگری است که محیطزیست طبیعی، اشکال و لندفرمها را به دلیل جذاب بودن مورد مطالعه قرار میدهد. امروزه گردشگری به سرعت در حال تبدیلشدن به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. با توجه به همین نقش و جایگاه، وجودگردشگری در یک مکان نه تنها میتواند در توسعه آن مکان موثر باشد بلکه روند توسعه برخی شاخصها در محیط پیرامون خود را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. هدف از انجام این پژوهش بررسی و ارزیابی جاذبه های گردشگری شهرستان درمیان (سرزمین قلعه های تاریخی )و یافتن راهکارهایی برای جذب توریست و توسعه زئو توریسم در منطقه است .که برای این منظور 8 ژئوسایت و جاذبه گردشگری(روستای آبگرم به علت داشتن چشمه آبگرم وآرامگاه سلطان ابراهیمرضا، لاخدریده، درخت دوشنگان، تپه ماسهای ملاعماد، مسجد جامع هندوالان، آسبادهای طبس، قلعه فورگ و ترشآب) مورد بررسی قرار گرفت.
روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی است که شیوه گردآوری دادهها در آن اسنادی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه گردشگران و اهالی منطقه بودهاست. همچنین جهت تحلیل دادهها از مدل M-GAM با استفاده از نرمافزارهای SPSS.26 وARC GIS و Excel استفاده شدهاست.
نتایج و یافته ها: نتایج نشان دادند که شهرستان در میان با وجود جاذبههای گردشگری فراوان وبکرفاقد امکانات مناسب جذب گردشگر است؛ با این حال قلعه فورگ در بیشتر شاخصهای مورد بررسی بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادهاست. ارزشهای گردشگری با 875/0 بیشترین امتیاز و ارزشهای علمی-آموزشی با 396/0 کمترین امتیاز را دارد.
نقش حاکمیت شرکتی در تقویت اثر سرمایهگذاریهای محیطزیستی بر پایداری عملیاتی شرکتهای بورسی ایران مطالعه موردی( بورس اوراق بهادار تهران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 دی 1404
رضا فتاحی
چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر سرمایهگذاریهای زیستمحیطی (E) بر پایداری عملیاتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته و نقش تعدیلگر حاکمیت شرکتی (G) را در این رابطه مورد آزمون قرار میدهد. با توجه به افزایش فشارهای نظارتی و انتظارات ذینفعان پیرامون مسئولیتپذیری اجتماعی و زیستمحیطی، درک سازوکارهایی که این سرمایهگذاریها را به عملکرد پایدار ترجمه میکنند، اهمیت حیاتی دارد.
جامعه آماری شامل شرکتهای بورسی طی یک دوره ده ساله (1392-1401) بوده و دادهها با استفاده از مدل رگرسیون اثرات ثابت (FE) و سیستم معادلات همزمان تخمین زده شدهاند. متغیر وابسته (Y) نشاندهنده پایداری عملیاتی (ترکیبی از مصرف آب و انرژی و هزینههای عملیاتی) است. متغیر مستقل اصلی، سرمایهگذاریهای محیطزیستی (E) و متغیر تعدیلگر، شاخص حاکمیت شرکتی (G) است.
نتایج مدل پایه نشان داد که سرمایهگذاریهای محیطزیستی تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری عملیاتی شرکتها دارند. فرضیه تعدیل نشان داد که با افزایش سطح حاکمیت شرکتی، ضریب تأثیر مثبت سرمایهگذاریهای محیطزیستی بر پایداری عملیاتی تقویت میشود. این یافته حاکی از آن است که ساختار قوی حاکمیت شرکتی، اطمینان ذینفعان را افزایش داده و کارایی تخصیص منابع زیستمحیطی را بهبود میبخشد. در نهایت، توصیههای سیاستی بر لزوم تقویت شفافیت و پاسخگویی در ساختارهای مدیریتی برای به حداکثر رساندن بازده سرمایهگذاریهای سبز تأکید دارد.
تحلیل و بررسی عوامل موثر بر چگونگی جذب بیشترگردشگران با استفاده ازرویکرد تصمیم گیری چند معیاره
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 دی 1404
محمد برزگر، مهدی جهانی
چکیده زمینه و هدف: صنعت گردشگری به عنوان یکی از بزرگترین و مهمترین صنایع در جهان وهمچنین به عنوان یک مولفه کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مختلف نیازمند توجه دقیق به عوامل مؤثر بر آن است. این پژوهش به عمق بخشی به درک عواملی که بر تصمیمگیری گردشگران برای انتخاب مقصد تأثیر دارد کمک کرده و میتواند به عنوان یک نقشهراه برای توسعه پایدار صنعت گردشگری در کشورها و به ویژه مناطق در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت یافتهها پیشنهاداتی برای بهبود جذب گردشگران و توسعه محصولات گردشگری ارائه میدهد.
روش بررسی: تحقیق حاضر به ارزیابی و رتبهبندی مهمترین عوامل اثرگذار بر جذب گردشگران در چهار شهرستان استان خراسان رضوی میپردازد. با توجه به اهمیت گردشگری در توسعه اقتصادی و اشتغالزایی، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر جذب گردشگران یک ضرورت اساسی است هدف این تحقیق ارزیابی و رتبهبندی عوامل جذب گردشگری در شهرستانهای نیشابور، قوچان، سبزوار و چناران است.
یافتهها و نتیجهگیری: در این تحقیق روش جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت انجام میگیرد که در روش اول اطلاعات لازم برای پیادهسازی تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری و ارزیابی میگردد و روش دوم نیز شامل مطالعات کتابخانهای میباشد. سپس معیارهای اصلی با استفاده از روش سوآرای فازی وزندهی میشود و رتبهبندی نهایی با روش کوپراس انجام میگیرد. در این تحقیق شهرهای نیشابور، قوچان، چناران و سبزوار مورد بررسی قرار گرفتند و بر اساس عوامل طبیعی، مذهبی، تاریخی، فرهنگی، تسهیلات و خدمات مورد رتبهبندی قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل ترکیبی ارائه شده از دقت بالایی برخوردار است و همچنین شهرستان نیشابور از نظر بررسی شش معیار ذکر شده در رتبهی نخست را در اختیار دارد. در نهایت با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاداتی در جهت بهبود وضعیت گردشگری ارائه شده است.
تحلیل کمی تغییرات کاربری زمین و الگوی توسعه شهری با بهرهگیری از ماتریسهای فضایی (مطالعه موردی: منطقه 4 کلانشهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
فریدون بابایی اقدم، علیرضا امیدپور، پریا کریمزاده
چکیده چکیده
زمینه و هدف: تحولات کالبدی و فضایی شهرها در دهههای اخیر با گسترش شتابان افقی و تغییرات کاربری زمین همراه بوده است. شهر تبریز بهعنوان یکی از کلانشهرهای ایران، بهویژه در منطقه ۴، شاهد رشد نامتوازن و پراکنده در بافت شهری بوده که پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی روند گسترش فضایی–کالبدی منطقه ۴ شهر تبریز انجام شد و از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. باتوجهبه رشد نامتوازن شهری و فشار بر منابع طبیعی و اراضی کشاورزی، مطالعه حاضر به بررسی الگوهای توسعه شهری و ارائه راهکارهای پایدار برای هدایت رشد کالبدی پرداخته است.
روششناسی: رویکرد تحقیق مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل ماتریسهای فضایی بود. دادههای پایه شامل نقشههای کاربری اراضی، شبکه معابر و شاخصهای مؤثر بر توسعه شهری گردآوری و در محیط ArcGIS پردازش شدند. شاخصهای تحلیلی شامل تراکم ساختمانی، گسترش افقی، تغییرات کاربری زمین، دسترسیپذیری به خدمات شهری، شیب زمین، فاصله از معابر اصلی و پهنهبندی خطر بودند. این شاخصها پس از نرمالسازی و رستریشدن، با روشهای همپوشانی و سلسلهمراتبی تلفیق شده و نقشههای قابلیت توسعه تهیه گردید.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد که منطقه ۴ تبریز طی دو دهه اخیر با رشد سالانه حدود ۲.۵ درصد، توسعهای پراکنده و نامتوازن را تجربه کرده است؛ الگوی غالب توسعه افقی و کمتراکم است که فشار بر منابع طبیعی و انسجام کالبدی وارد میکند. تراکم ساختمانی در هستههای مرکزی و اطراف شریانهای اصلی متمرکز است، درحالیکه حواشی و نواحی تازه توسعهیافته دسترسی نامتوازن به خدمات شهری دارند. تحلیل شیب زمین و پهنهبندی خطر نشان داد که برخی نواحی مناسب توسعه و برخی در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند. بر اساس نتایج، هدایت توسعه به سمت تراکم بالاتر، بهبود عدالت فضایی در دسترسی به خدمات، توجه به ظرفیت طبیعی زمین و کنترل گسترش افقی با استفاده از GIS از راهکارهای کلیدی توسعه پایدار منطقه محسوب میشود.
تحلیل ساختاری و سناریونگاری آسایش حرارتی در فضاهای باز کلانشهر تبریز با رویکرد طراحی اقلیممحور و اکولوژی شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
ایرج تیموری، مریم نجف علیلو، اکبر رحیمی، عارفه کاراداغ
چکیده زمینه و هدف: روند شتابان شهرنشینی و تشدید پدیده گرمایش جهانی، کیفیت زیست شهری را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده و یکی از مهمترین ابعاد این تأثیر، شرایط آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری است. کلانشهر تبریز با اقلیم سرد و معتدل، زمستانهای طولانی و تابستانهای نسبتاً گرم و خشک، در سالهای اخیر با چالشهایی همچون افزایش جزایر حرارتی، تراکم بالای ساختمانی، کاهش پوشش گیاهی و جهتگیری نامناسب معابر نسبت به باد مواجه بوده است که پیامدهای منفی بر آسایش حرارتی شهروندان برجای گذاشته است.
روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسایش حرارتی و تدوین سناریوهای آینده مطلوب، ایستا و بحرانی در تبریز انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر روش آینده پژوهی بود و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه و پرسشنامه خبرگان گردآوری شدند. برای تحلیل ساختاری از نرمافزار میک مک و برای طراحی سناریوها از سناریو ویزارد استفاده گردید. جامعه آماری شامل ۳۰ خبره در حوزههای شهرسازی، اقلیمشناسی و آیندهپژوهی بود.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی شامل جزایر حرارتی شهری، نسبت عرض به ارتفاع معابر، سرعت و جهت باد، جهتگیری معابر نسبت به جریان باد، و پوشش گیاهی بیشترین تأثیر را بر ارتقاء یا کاهش آسایش حرارتی دارند. بر اساس مدلسازی سناریو پایه، سناریوهای مطلوب بر افزایش پوشش گیاهی، کاهش شدت جزایر حرارتی و طراحی معابر همراستا با جریان باد تأکید داشتند؛ راهبردهایی که میتوانند به ارتقاء تابآوری اقلیمی و بهبود زیستپذیری شهری منجر شوند. در مقابل، سناریوهای بحرانی ناشی از تراکم بالای ساختمانی، کاهش فضای سبز و بیتوجهی به اصول طراحی اقلیمی، تهدیدی جدی برای آسایش حرارتی و سلامت شهروندان محسوب میشوند و در صورت تحقق، پیامدهای بلندمدتی بر کیفیت زیست محیطی و اجتماعی شهر خواهند داشت.بر این اساس، پژوهش حاضر نشان داد که تلفیق سه رویکرد طراحی اقلیممحور، برنامهریزی سناریومحور و اکولوژی شهری میتواند چارچوبی جامع و آیندهنگر برای ارتقاء آسایش حرارتی در تبریز فراهم سازد. این چارچوب نه تنها به بهبود کیفیت فضاهای باز شهری کمک میکند، بلکه قابلیت الگوبرداری برای سایر کلانشهرهای ایران را نیز دارد.
ارزیابی و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران با رویکرد ترکیبی کیفی–کمی (مطالعه موردی: شهر شیراز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
محمد تولائی شیرازی، علی آرام
چکیده شهرهای هوشمند پایدار بهعنوان پاسخی یکپارچه به چالشهای پیچیده شهرنشینی در قرن بیستویکم، تلفیقی از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات با اصول پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی محسوب میشوند. در ایران، با وجود تلاشهای اولیه برای هوشمندسازی شهرها، فقدان چارچوبی بومی، منسجم و متناسب با شرایط محلی، مانع از دستیابی به توسعه پایدار و کارآمد شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت موجود و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران، با تمرکز بر شهر شیراز بهعنوان مطالعه موردی، انجام شده است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بهره میبرد و دادهها از طریق پرسشنامههای خبرگان (برای تحلیل سلسلهمراتبی AHP)، پرسشنامه عمومی شهروندان و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شدند. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران شهری و شهروندان شیراز بود. یافتهها نشان داد که در بافت ایران، ابعاد «اقتصاد هوشمند» و «جابجایی هوشمند» بهترتیب با وزنهای ۰٫۲۳ و ۰٫۲۰، مهمترین شاخصها هستند، در حالیکه «محیطزیست هوشمند» و «زندگی هوشمند» در اولویتهای پایینتری قرار گرفتند. همچنین، تحلیل SWOT–TOWS چالشهای نهادی، فرهنگی و فناورانه را شناسایی و راهبردهای چهارگانه برای تحقق شهر هوشمند پایدار ارائه کرد. در نهایت، چارچوبی بومی سهلایه شامل لایه زیرساختی–نهادی، لایه عملکردی (ششبعدی) و لایه توانمندساز طراحی شد که بر همافزایی فناوری، حکمرانی دادهمحور و مشارکت شهروندی تأکید دارد. این چارچوب میتواند بهعنوان الگویی کاربردی برای سایر شهرهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی و تحلیل اکولوژیک توسعه فیزیکی شهر دُرچه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
ابراهیم براتی، حسین اسماعیل زاده
چکیده زمینه و هدف: رشد فزاینده محیط های شهری مشکلات زیست محیطی شهرهای قرن بیست ویکم را به همراه داشته است. این مشکلات موجب بروز ناپایداری محیط های شهری شده است. رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است یکی از این رویکردها شهراکولوژیک است. هدف این پژوهش بررسی نقش توسعه فیزیکی و فشردگی شهری در راستای دستیابی به توسعه اکولوژیک در شهر درچه است.
روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ جهت ارزیابی رشد پراکنده شهری از مدل آنتروپی شانون و هلدرن استفاده شده است و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزار GIS وSPSS استفاده شده است.
نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش از طریق مدل آنتروپی شانون نشان می دهد مقدار H بین سال های 1390و 1400 به ترتیب 5165/1و 4084/1 است و مقدار (7) Ln برابر با 9459 /1 است و ضریب آنتروپی بین سال های 1390 تا 1400 کاهش یافته است؛ نتایج مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سالهای 1400 -1335 حدود 92 درصد از رشد فیزیکی شهر مربوط به رشد جمعیت و 8 درصد مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است؛ بنابراین شرایط برای شکل گیری کاربری مختلط و فشرده به لحاظ ساختار اکولوژیک در این شهر فراهم است. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده از سال 1390 تا امروز (1404) رشد شهری تحت کنترل در آمده است و مساحت محدوده شهر نسبت به محدوده مصوب طرح های قبلی36 هکتار کاهش یافته است و از گسترش افقی و بی قواره شهر جلوگیری شده است؛ در واقع این تغییر باعث شده است حرکت شهر به سوی شهر فشرده باشد، این گونه رشد در راستای توان اکولوژیک آن است و می تواند از جهت اقتصادی، کالبدی و فیزیکی به توسعه اکولوژیک و پایداری شهر کمک کند.
سنجش اثرات گردشگری بر رشد اقتصادی و توسعه شهری (مطالعه موردی: استان های شمالغرب ایران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 اردیبهشت 1405
سامان ابی زاده
چکیده زمینه و هدف: گردشگری در اقتصاد امروز بهعنوان یکی از شاخصهای مهم توسعهیافتگی و ابزاری مؤثر برای تحقق توسعه پایدار شناخته میشود. این صنعت با افزایش درآمد ملی، ایجاد اشتغال، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی، توسعه منطقهای و تأمین درآمدهای ارزی، نقش مهمی در رشد اقتصادی کشورها ایفا میکند. با این وجود، کشور ایران با وجود تاکید بر گسترش گردشگری در تمامی برنامههای توسعه و رهایی از اقتصاد تک محصولی متکی بر صادرات نفت، موفقیت قابل توجه، مملوس و محسوسی در این زمینه نداشته است. بدین جهت، در پژوهش حاضر، اثرات گردشگری بر توسعه شهری و رشد اقتصادی آنها در سه استان اردبیل، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی در بازه زمانی 1390-1402 مطالعه شده است تا با عنایت به پتانسیل های گردشگری این مناطق، مشخص گردد که آیا گردشگری در این مناطق توانسته است بر توسعه و رشد منطقه ای آنها تاثیرگذار باشد یا نه؟
روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و برای گردآوری آمار و داده ها از روش کتابخانهای استفاده شده ایت. بدین ترتیب با استفاده از سالنامه آماری استان های مورد مطالعه در بازه زمانی 1390-1402، داده های مورد نظر استخراج شده و مدل رگرسیونی با استفاده از روش رگرسیونی پانل دیتا، تخمین زده شده است
نتایج و یافتهها:
نتایج برآورد مدل نشان می دهدکه متغیر گردشگری بر رشد اقتصادی استان های مورد مطالعه تاثیر مثبت و معنادار دارد. بطوریکه با افزایش یک درصدی در تعداد گردشگران ورودی به استان، رشد اقتصادی آنها 11/0 درصد افزایش داشته است. بعبارت دیگر، با وجود پتانسیل های گردشگری موجود در این سه استان، به ویژه داشتن مناطق زیبای جنگلی و کوهستانی، ساختمان های تاریخی ، اگر چه تاثیر گردشگری بر رشد تولید در این سه استان مثبت بوده، اما مقدار این تاثیرکمتر از حد انتظار بوده است. همچنین ضریب مربوط به متغیرهای مربوط به سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار بترتیب 26/0، 21/0 و 39/0 برآورد شده است. بعبارت دیگر، با ثابت ماندن سایر شرایط و با تغییر یک درصد در متغیر سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار ، میزان سطح تولید بترتیب به اندازه 26/0، 21/0 و 39/0 درصد تغییر میکند.
ارزیابی و اولویت بندی نیازهای شهروندان از مدیریت شهری (مطالعه موردی: شهر چابهار)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 اردیبهشت 1405
عیسی شیبانی امین
چکیده
شناخت انسان شهری امروز و نیازهای شهروندان، پیشنیاز مدیریت شهری امروز است. هدف از این پژوهش بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و اولویت بندی نیازهای شهروندان شهر چابهار از مدیریت شهری و شهرداری چابهار است. روش مورد استفاده در این تحقیق مدل کانو می باشد.
در این تحقیق بر اساس مدل کانو سه نیاز شهروندان چابهار از خدمات شهرداری چابهار مورد بررسی گرفت.1- نیازهای الزامی (نیازهایی هستند که برآورده کردن آنها باعث رضایتمندی نمی شود ولی برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری می شود). 2- نیازهای یک بعدی( نیازهایی هستند که هرچه بیشتر برآورده شوند رضایتمندی مشتری بیشتر و بر عکس).3-نیازهای جذاب (نیازهایی هستند که برآورده شدن آنها باعث افزایش رضایتمندی مشتری می شود و برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری نمی شود). تعداد 30 نفر از اساتید دانشگاه، مسئولین اجرایی و کارشناسان شهرداری چابهار انتخاب شدند و به سئوالات پرسشنامه که بر اساس مدل کانو طراحی شده بود، به دو صورت مطلوب و نامطلوب پاسخ دادند. از 25 خدمات تعریف شده برای شهرداری چابهار ، 15 فعالیت جزء نیازهای الزامی، 6 فعالیت جزء نیازهای یک بعدی، 2 فعالیت جزء نیازهای جذاب و 2 فعالیت از بی تفاوت بودن شهروندان چابهار حاصل شد. شهرداری چابهار براساس طبقه بندی و درجه بندی و اهمیت نیازها که در این تحقیق حاصل شده، برنامه ریزی و اقدام جهت ارائه خدمات شهری نماید تا افزایش رضایتمندی شهروندان به دست آید.
بررسی نقش و کارکرد زیرساخت های سبز در ایجاد شهر هوشمند پایدار در منطقه 6 تهران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
شیما خسروآبادی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش و کارکرد زیرساختهای سبز در تحقق شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ تهران انجام شد منطقهای که به دلیل تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز، مصرف بالای انرژی و فشارهای محیطی، با چالشهای جدی در مدیریت اکولوژیکی و دستیابی به پایداری شهری مواجه است. مسئله اصلی پژوهش آن بود که چگونه میتوان از طریق تقویت زیرساختهای سبز و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، عملکرد محیطی و تابآوری این منطقه را ارتقا داد و چه شاخصهایی بیشترین تأثیر را در این فرایند دارند. با توجه به محدودیتهای محیطی و ساختاری منطقه ۶، ضرورت ایجاد پیوندی میان فناوری، مدیریت شهری و اکولوژی بیش از پیش احساس میشود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روششناسی، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل 40 نفر از متخصصان، کارشناسان و مدیران حوزه شهر هوشمند و محیطزیست شهری بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود و برای تحلیل دادهها از آلفای کرونباخ و KMO جهت سنجش پایایی و کفایت نمونهگیری، تحلیل عاملی اکتشافی برای شناسایی ابعاد مفهومی، همبستگی پیرسون برای تعیین روابط میان شاخصها و رگرسیون خطی برای تعیین میزان تأثیر هر عامل بر متغیر وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریت و فناوری بیشترین نقش را در تبیین شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ ایفا میکند و شاخصهایی مانند دادهکاوی، سنسورهای هوشمند و مدیریت هوشمند منابع آب بالاترین اثرگذاری را دارند. پس از آن، بعد اکولوژیک شامل کاهش جزیره گرمایی، طراحی اکولوژیک و مدیریت روانابها در مرتبه دوم قرار میگیرد و بیانگر اهمیت زیرساختهای محیطی در مناطق متراکم شهر است. در مقابل، بعد اجتماعی–اقتصادی و مشارکت شهروندی کمترین وزن را کسب کرد که نشاندهنده ضعف ساختارهای نرمافزاری و ضرورت توانمندسازی جامعه محلی است. در مجموع، پژوهش تأکید میکند که دستیابی به شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ مستلزم تلفیق همزمان فناوریهای هوشمند، زیرساختهای اکولوژیک و مشارکت اجتماعی است.
تحلیل پانل فضایی محدودیتهای تردد جادهای بر پویایی فضایی کووید‑۱۹ در استان کردستان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
مختار جعفری، صالح ارخی
چکیده باوجود اجرای گسترده محدودیتهای تردد جادهای در ایران طی همهگیری کووید‑۱۹، شواهد کمّی اندکی درباره اثربخشی فضایی این سیاستها در مقیاس دروناستانی هست. این مطالعه با هدف تحلیل تأثیر محدودیتهای تردد بر پویایی فضایی‑زمانی کووید‑۱۹ در استان کردستان و تجزیه اثرات مستقیم و سرریز آن انجام شد. برای این مهم، یک پانل متوازن از ۱۰ شهرستان استان کردستان برای بازه ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ تشکیل و خودهمبستگی فضایی با شاخص موران جهانی مورد بررسی قرار گرفت. مدل پانل وقفه فضایی با اثرات تصادفی و ماتریس وزن نزدیکترین همسایه K‑ برآورد گردید. متغیر سیاستی (نسبت ماههای دارای ممنوعیت تردد) از اطلاعیههای ستاد ملی کرونا استخراج و در قالب جملات تعاملی با متغیرهای تردد و مهاجرت وارد مدل شد. اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل از طریق وارونسازی ماتریس (I‑λW)⁻¹ محاسبه و استحکام نتایج با شش ماتریس وزنی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. شاخص جهانی موران در تمامی سالها غیرمعنیدار بود (مقادیر نزدیک به صفر و 0.05< P)، اما مدل وقفه فضایی یک ضریب خودهمبستگی فضایی قوی و معنادار (0.812= λ،0.001>P) را آشکار ساخت که نشان میدهد آزمونهای تکمتغیره در نمونههای کوچک ممکن است ساختار وابستگی فضایی را پنهان کنند. برای تمامی متغیرها، اثرات سرریز (غیرمستقیم) بر اثرات مستقیم غلبه داشت (برای تراکم راه اصلی: اثر مستقیم 2.275 در برابر غیرمستقیم 5.706). تعامل مثبت و معنادار «نسبت ماههای دارای ممنوعیت تردد × مهاجرت» (0.271β=، 0.45p =) نشان داد که در دورههای ممنوعیت، مهاجرتهای ضروری به کانال غالب انتشار تبدیل شدند. این نتایج در هر شش ماتریس وزنی پایدار ماند. محدودیتهای یکپارچه تردد جادهای، بدون مدیریت ترددهای ضروری، مسیر انتشار بیماری را از سفرهای عمومی به مهاجرتهای معاف تغییر دادند. همچنین، ارزیابی سیاستها در مناطق با تعداد اندک واحدهای فضایی نباید صرفاً به آزمونهای تشخیصی ساده متکی باشد، بلکه نیازمند مدلهای فضایی پیشرفته است. مهار اپیدمیهای آتی مستلزم مداخلات هدفمند منطقهای همراه با پروتکلهای غربالگری برای ترددهای معاف از ممنوعیت است.
نقش پارک های شهری بر ارتقای سلامت فردی شهروندان در چارچوب کیفیت زندگی شهری (مطالعه موردی: پارک سرچشمه فرخشهر)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405
فاطمه محسن پور
چکیده چکیده
زمینه و هدف: پارکهای شهری نقشی مهم در ارتقای کیفیت زندگی و سلامت شهروندان دارند؛ با این حال تأثیر تفکیکی ابعاد محیطی، اجتماعی و کالبدی–فضایی این فضاها بر سلامت فردی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد مختلف پارکهای شهری در ارتقای سلامت فردی شهروندان، با تمرکز بر پارک سرچشمه فرخشهر انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه محققساخته جمعآوری شد که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل دادهها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSSاستفاده شد.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد بین مؤلفه اجتماعی و سلامت فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<0.05)و بین مؤلفه کالبدی–فضایی و سلامت فردی نیز رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد؛ در حالیکه رابطه مؤلفه محیطزیستی با سلامت فردی از نظر آماری معنادار نبود (p>0.05)نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد مدل پژوهش برای پیشبینی سلامت فردی معنادار است (F=3.198,p<0.01)و ابعاد پارکهای شهری در مجموع 9/7 درصد از واریانس سلامت فردی را تبیین میکنند. بر اساس ضرایب استاندارد شده، بعد کالبدی–فضایی(β=0.156,p=0.008)و بعد اجتماعی(β=0.154,p=0.015)بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر سلامت فردی شهروندان دارند، در حالیکه بعد محیطزیستی اثر معناداری نشان نداد(p=0.386).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد کیفیت کالبدی–فضایی فضا و فراهمسازی بستر تعاملات اجتماعی در پارکهای شهری از عوامل مهم ارتقای سلامت فردی شهروندان است. از این رو توجه به بهبود طراحی فضایی و تقویت فضاهای اجتماعی در برنامهریزی و مدیریت پارکهای شهری میتواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند.
نگاهی تحلیلی و تطبیقی به آیات قرآن کریم در سوره قریش و سلسله مراتب نیاز های آبراهام مازلو وکاربردآن در فضای شهری (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405
حامد عباسی، علی قبادی، ثریا رضازاده
چکیده زمینه و هدف: قرآن کریم با پیشیگرفتن زمانیِ چهاردهقرنی بر نظریات روانشناسی مدرن نظیر هرم آبراهام مازلو، منظومهای جامع از وجوه جسمانی و روحانی انسان را تبیین کرده است که تجلی عینی آن در «سوره قریش» و ترسیم چهار رکن «گرسنگی، امنیت، همبستگی و عبادت» مشهود است؛ چنانکه خداوند متعال با یادآوری نعمت تأمین معاش و امنیت به قوم قریش، آنان را به پرستش فرامیخواند و بدینسان، الگویی واقعگرایانه از سلسلهمراتب نیازها را ارائه میدهد که در آن، ارضای نیازهای پایه برای عموم مردم، مقدمهای ضروری جهت نیل به شکوفایی روحی است. در مقام مقایسه، برخلاف روانشناسی غربی که در بحث نیازهای اجتماعی غالباً از تأثیر «بستر محیطی» غفلت ورزیده، آموزههای اسلامی با تأکید راهبردی بر اجتماعات مکانمندی همچون مساجد، نمازهای جمعه و حقوق همسایگی، مفهوم انتزاعی نیاز اجتماعی را به عینیت کالبدی پیوند زده و «شهر» را از یک سکونتگاه صرف، به کانونی اجتماعی و بستری مقدس برای تجلی ابعاد ملکوتی وجود انسان ارتقا داده است
متدلوژی: این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانهای، و با استناد به آیات کتاب مقدس الهی، به واکاوی معنایی و تفسیری سوره قریش و همسنجی آن با نظریه آبراهام مازلو پرداخته است.
یافتهها و نتایج: یافتههای حاصل از این کنکاش نظری بیانگر آن است که فرآیند تأمین نیازهای ضروری انسان نه تنها مغایرتی با دین ندارد، بلکه مورد توصیه اکید قرآن قرار گرفته است. نتیجهگیری نهایی نشان میدهد که رعایت سلسلهمراتب نیازها (از مادی به معنوی) برای عموم انسانها یک قاعده طبیعی و پذیرفته شده است؛ هرچند آنان که از درجات بالای حکمت و فضل الهی بهرهمندند (خواص)، ممکن است سیری متفاوت داشته و حتی در فقدان نیازهای پایه نیز، بر مدار تعالی روحی حرکت کنند. همچنین سوره قریش جایگاه معیشت و امنیت را بهعنوان بستر تعالی انسانی تبیین کرده و شهر اسلامی را محیطی تربیتی، معنوی و انسانساز معرفی میکند. بدین ترتیب، شهر مطلوب در منطق اسلامی نه صرفاً محل سکونت، بلکه زمینه تحقق «حیات طیبه» و پرورش انسان الهی است.
تحلیل عوامل مؤثر بر ناکارآمدی توسعه با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان ایلام)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 اردیبهشت 1405
محمد مهدی عباسی، ذبیح اله چهارراهی
چکیده توسعه منطقهای در بسیاری از مناطق کشور با چالشهایی نظیر نابرابریهای فضایی، ضعف زیرساختها و ناکارآمدی برنامهریزی مواجه است و استان ایلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین شرایطی، آمایش سرزمین بهعنوان رویکردی علمی برای ساماندهی فضا، میتواند نقش مؤثری در بهبود کارآمدی توسعه ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد مختلف آمایش سرزمین بر ناکارآمدی توسعه منطقهای در استان ایلام است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی– توسعهای و از نظر ماهیت توصیفی– تحلیلی است. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محققساخته و بر اساس شاخصهای محیطی– کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی گردآوری شده است. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار AMOS استفاده شده و برازش مدل با بهرهگیری از شاخصهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین برای سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ و برای اعتبار سازهای از بارهای عاملی و آزمونهای مربوطه بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابعاد مختلف آمایش سرزمین تأثیر معناداری بر کاهش ناکارآمدی توسعه منطقهای دارند که در میان آنها بُعد محیطی– کالبدی بیشترین تأثیر و بُعد نهادی کمترین تأثیر مستقیم را داراست، هرچند اثرات غیرمستقیم آن قابل توجه است. علاوه بر این، سازه کلی آمایش سرزمین تأثیر مثبت و بسیار قوی بر بهبود توسعه منطقهای نشان داد. نتایج بیانگر آن است که توجه به اصول آمایش سرزمین، تقویت زیرساختها، ارتقای خدمات و بهبود کیفیت حکمرانی میتواند زمینهساز توسعه متوازنتر در استان ایلام شود.
تحلیلی بر نابرابریهای فضایی با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعهی موردی: استان بوشهر)
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-16
توران احمدی، یحیی جعفری، ابراهیم رحیمی
چکیده استان بوشهر با برخورداری از توان بالقوه و بالفعل محیطی و اقتصادی، در زمینه ی توسعه با توزیع ناعادلانهی امکانات و خدمات در کنار موقعیت مرزی با عدم تعادل فضایی و چالشهای اجتماعی روبهرو است. توسعهی استان در نظام برنامهریزی میتواند نقش تعیینکنندهای در پایداری و امنیت پایدار منطقهی جنوب داشته باشد. هدف گذاری پژوهش از نوع کاربردی و روش شناسی آن توصیفی و تحلیلی است. ابتدا اوزان شاخص ها به روش FUZZY محاسبه و سپس با استفاده از مدل VIKOR شهرستانها اولویتبندی شده است. مطابق تحلیلها، شهرستان بوشهر برخوردارترین شهرستان استان و در رتبهی بعدی شهرستانهای عسلویه، کنگان و جم قرار دارند. شهرستان دشتستان نیز پایینترین سطح برخورداری را دارد. صنعت به عنوان بخش پیشروی اقتصادی بیش ترین نقش را در تعیین سطح توسعه ی شهرستانها و همچنین ایجاد عدم تعادلها ایفا کرده است. بارگذاری بیش از ظرفیت صنعت در شهرستانها موجب بروز آلودگیها و آثار مخرب زیستمحیطی شده و ساختار نظام سکونتگاهی را با چالش و تهدیدهای اساسی روبهرو خواهد کرد همچنین عدم تعادلهای ایجاد شده پیامدهایی نظیر بیکاری، فقر، ناامنی و ناپایداری سکونتگاهها را به وجود خواهد آورد. برنامهریزی در قالب آمایش سرزمین در ایجاد ساختار فضایی متعادل منطقه ضروری تشخیص داده میشود. از مهمترین پیشنهادهای پژوهش میتوان به بهرهگیری از تمام ظرفیتهای استان در راستای تعادل بخشی اشاره کرد به طوری که شمال محدوده از ظرفیت و توان بالایی در زمینهی گردشگری برخوردار است که در صورت بهرهگیری از آن میتواند نقش بسزایی در بهبود و تعادل بخشی منطقه داشته باشد.
تاب آوری در سکونتگاههای غیررسمی با تاکید بر بعد کالبدی (محله نخل ناخدا و طلابند، شهر بندرعباس)
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-18
وحید سهرابی، مهدی آویش، اسماعیل ذولفی زاده
چکیده زمینه و هدف: یکی از مهمترین الزامات پرداختن به مسائل کالبدی شهرها، ارتقاء سطح تاب آوری محلات شهری در صورت بروز حوادث احتمالی است. تاب آوری مفهومی جدید در برنامه ریزی شهری است که به توانایی مردم، گروه ها و اشیا در بازگشت به شرایط اولیه یا بهتر است.
روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که از 11 معیار به منظور سنجش تاب آوری کالبدی استفاده شده است. وزن معیارها با روش مثلث سلسله مراتبی فولر نشان می دهد که وضعیت مالکیت (0.21)، تعداد خانوار در واحد مسکونی (0.18) و وضعیت اشتغال سرپرست خانوار (0.165) بیشترین اهمیت را در سنجش میزان تاب آوری در محله ناخدا و طلابند دارد. ترکیب معیارها با روش مجموع ساده وزنی در 5 طبقه گویای سطح تاب آوری در محله نخل ناخدا و طلابند است که مروری بر یافته ها نشان می دهد که 46 درصد از مساحت محله در سطح تاب آوری بالا و بسیار بالا قرار دارد که تنها 28 درصد از جمعیت را در خود جای داده است و از طرفی 30 درصد از محلات مذکور در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است که این سطح از نظر جمعیتی 42 درصد را شامل می شود.
یافتهها و نتیجهگیری: نقشه نهایی که در پنج طبقه از بسیار پایین تا بسیار بالا محاسبه شده است نشان می دهد 30 درصد از محله نخل ناخدا و طلابند در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است می توان استدلال کرد که ویژگی های کالبدی نقش بسیار مهمی در میزان تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی بازی می کنند و با هر گونه تغییر در معیارهای کالبدی می توان تاب آوری محله را به میزان قابل توجهی متأثر ساخت.
مدلسازی نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش در استان لرستان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-16
نرگس ابدالی قلائی
چکیده زمینه و هدف: سرطان یکی از شایعترین علل مرگومیر در سراسر جهان است. همواره نقش عوامل طبیعی و جغرافیایی در نحوه و چگونگی توزیع و اثرات آن بر کانونهای بیماری و نقش فرآیندهای طبیعی در تغییرات بنیادی و انسانها و نیز بیماریهای مرتبط با انسان، حتی در مکانهایی که این تأثیرات بهوضوح در مرگومیر یا نابودی زیستگاهها و خود استان مشخص باشد، نمود کمرنگی دارد.
روش بررسی: این پژوهش از نظر ماهیت هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر مطالعات میدانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلابه سرطان دستگاه گوارش که بین سالهای 1396-1393 تشخیص و در سامانه سیما سرطان (سامانه یکپارچهسازی مدیریت الکترونیک) ثبتشده و در استان لرستان اقامت دائم داشتهاند بهصورت سرشماری وارد مطالعه شدهاند در ادامه برای دستیابی به اهداف پژوهش شاخصهای مرتبط با نقش عوامل جغرافیایی در پراکنش سرطان دستگاه گوارش شاخصهای (متوسط بارش سالانه، پوشش گیاهی، میانگین دمای سالانه، میانگین ساعات آفتابی و مناطق اقلیمی) استخراج گردید جهت بررسی و نقش عوامل جغرافیایی در طبقهبندی و توزیع این شاخصهای از آزمونهای تی تک نمونهای، همبستگی پیرسون، و آزمون فریدمن استفاده گردید. در ادامه نیز جهت تبیین مدل از طریق رگرسیون وزندار جغرافیایی استفاده و سطح و وضعیت این اثرات در نرمافزار Arc GIS استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مهمترین مؤلفه تأثیرگذار بر متغیر پراکنش سرطان، مؤلفه پوشش گیاهی با ضریب 91/0 درصد بود که این متغیر بهخوبی وضعیت اثرگذاری را تبیین میکند. همچنین نتایج اثرگذاری عوامل جغرافیایی بهگونهای بود که شهرستان خرمآباد و بروجرد بیشترین اثر، شهرستانهای کوهدشت، دلفان و الیگودرز و دورود اثر متوسط و شهرستانهای سلسله، پلدختر و ازنا کمترین اثرگذاری را از عوامل جغرافیایی پذیرفته بودند.
اثرات تراکم ساختمانی بر روابط اجتماعی ساکنان کلانشهرها (مطالعه موردی محله الهیه مشهد)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-23
یاسمن نارنجی ثانی، طاهره سعیدی اسفیدان، نجمه جهان نیا
چکیده افزایش سریع جمعیت شهری که حاصل آن از هم گسیختگی پیوندهای اجتماعی خانواده ها و تضعیف سنت های فرهنگی در اغلب شهرهای بزرگ کشور است، موجب بروز مشکلات فراوانی در روابط اجتماعی گردیده است. آپارتمان نشینی به عنوان زیرمجموعه ای از زندگی شهری، یکی از موضوعاتی است که در سال اخیر، به دلیل افزایش جمعیت و به دنبال آن، نیاز به مسکن جدید ضمن گسترش، پیامدها و چالش هایی جدید را به وجود آورده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات تراکم ساختمانی بر روابط اجتماعی ساکنین کلانشهرها (مطالعه موردی محله الهیه مشهد) انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری جمعیت محله الهیه 14474نفر و حجم نمونه با استفاده ازفرمول کوکران374 نفر است.. یافته های پژوهش نشان می دهد میانگین کل شاخص ها در فرضیه اول 3.90 و فرضیه دوم 3.96 بدست آمد. براساس مدلSWOT مناسبترین راهبرد ،راهبرد تدافعی (WT)بوده و نسبت به سایر راهبردها در اولویت قرار می گیرد. نتیجه این که تراکم ساختمانی و جمعیتی بالا در بناهای معاصر باعث جدایی، دوری و بیگانگی در محیط انسانی می گردد و وجود فضاهای مشترک جمعی در واحدهای بلند مرتبه چنانچه فضاها دارای طراحی مناسب و مطلوب و دلپذیر باشند می تواند تا حد زیادی جبران پدیده مورد بحث را نموده، امکانی جهت تعامل بیشتر ساکنین فراهم آورد. البته این امکان محدود است و وابستگی تام به طراحی فضاها و میزان تراکم جمعیتی (استفاده کنندگان) دارد.
کاربرد شاخصهای چند بعدی(افقی و عمودی) در بررسی کیفیت زندگی شهری(مطالعه موردی: شهر بیرجند)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-18
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: کیفیت زندگی مقولهای چند بعدی و شامل ابعاد افقی (عینی و ذهنی) و عمودی است و جنبههای متفاوتی از حیات شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد. به همین دلیل، نمیتوان آن را به یک یا چند شاخص خاص، محدود کرد. مدنظر قرار دادن ابعاد عینی و ذهنی(افقی) و عمودی مقوله کیفیت زندگی، باعث می شود مسئولان از این طریق قادر باشند با پیگیری تغییرات در جنبههای مختلف زندگی و انتخاب توسعه مطلوب شهر، رضایتمندی ساکنین را تامین و زمینههایی که شهروندان به مشارکت در آن حوزهها راغب هستند، فراهم آورند.
روش بررسی: در پژوهش حاضرسعی شدهاست با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی، وضعیت کیفیت زندگی در سطح شهر بیرجند که در سالهای اخیر به عنوان مرکز استان خراسان جنوبی انتخاب شدهاست مورد ارزیابی قرارگیرد. با این هدف، نمونهای به حجم 271 خانوار از مناطق مختلف شهر انتخاب و اطلاعات به طریق میدانی و نظرسنجی گردآوری شد. در نهایت، اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و روشهای آماری، به خصوص همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که به طورکلی وضعیت کیفیت زندگی در ابعاد افقی و عمودی در کل شهر از حد متوسط پایینتر میباشد. با این وجود، مناطق شمالی وضعیت بسیار بدتر و نامناسبتری از مناطق جنوبی داشته و ضروری است که مسئولان شهر نه تنها به ارتقای کیفیت زندگی در کل سطح شهر اقدام نمایند، بلکه توجه اساسیتری به مناطق جنوبی داشتهباشند. این پژوهش میتواند درک بهتری از نابرابریها در کیفیت زندگی شهری ارائه داده و مبنای علمی مناسبی را برای سیاستگذاریهای شهری بر اساس تنوع موجود و مبتنی بر نگاهی فراگیر ارائه کند.
تحلیل و پهنهبندی آسیب پذیری مخاطرات طبیعی (سیل و زلزله) ژئومورفولوژیکی استان کرمانشاه
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 17-36
شهریار خالدی، قاسم فرهمند، افسانه علی بخشی
چکیده یکی از موضوعاتی که بیشتر شهرهای جهان با آن دست به گریباناند، حوادث طبیعی است که به طور ناگهانی روی میدهند و موجب وارد آمدن خسارت به انسان و محیط میشوند،به عنوان مخاطرات طبیعی شناخته میشوند. این مخاطرات به دلیل ماهیت نامنتظَر بودن،در بیشتر موارد خسارت مالی و جانی بسیاری بر جای میگذارند. در بین مخاطرات طبیعی، زمینلرزهو زمین لغزش، از زمرهی ویرانکنندهترین مخاطرات به شمار میآیند. این مخاطرات در جوامع شهری به دلیلتمرکز بیشتر جمعیت، دارای شدت وقدرت آسیب رسانی بیشتری هستند. بنابراین شناسایی مناطقی که دارای آسیبپذیری بیشتری ازمخاطرات طبیعی هستند، میتواند در جهت برنامهریزی برای مقابله با کاهش اثرات این حوادثمؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف پهنهبندی آسیبپذیری مخاطرات طبیعی زمین لغزش و زمینلرزه پرداخته است. پژوهش کاربردیو روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعاتکتابخانهای و دادههای سنجش از دور جمعآوری گردیده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در پهنهبندی استان کرمانشاه نسبت به خطوط گسل و رودخانهها، ارتفاع نسبتاً بالا و شیب زیاد، قسمت های مرکزی استان دارای زمینهی سیل خیزی و آسیبپذیری در برابر مخاطره طبیعی زلزله را دارند که از مهمترین نقاط این محدوده، شهرستان کرمانشاه به عنوان مرکز استان است. روند مکانیابی و ایجاد شهرهای استان توجه به عواملی نظیر فاصله از خطوط گسل و نقاط زمین لغزش کمتر مدنظر قرار گرفتهاند و همین امر باعث ایجاد ناامنی و آسیب پذیر بیشتر در صورت بروز حوداث طبیعی می شود.
بررسی وضعیت سالمندی جمعیت شهری استان گیلان جهت نیل به شهر دوستدار سالمند
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 17-32
سید مهدی موسی پور، داود حاتمی، حمیده حاتمی
چکیده زمینه و هدف: امروزه سالمندی جمعیت، چالشی بزرگ برای شهرها محسوب شده و با توجه به افزایش جمعیت سالمندان در آینده ای نزدیک، در صورت عدم شناخت درست این پدیده و برنامه ریزی در جهت مقابله با آن، می تواند تبدیل به یک بحران اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در سطح شهرهای کشور شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی وضعیت کلی سالمندی در شهرهای استان گیلان، به عنوان رتبه اول سالمندی در کشور و آگاه سازی مسؤلان شهری در زمینه چالش های ناشی از بروز این پدیده نوین بر فضای شهری و برنامه ریزی در جهت مقابله با آن می باشد. محدوده مورد مطالعه در این پژوهش استان گیلان بوده که در آن جمعیت سالمند شهرنشین، به تفکیک شهر مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: در پژوهش حاضر از روش اسنادی و تحلیل ثانویه اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را سالمندان شهری استان گیلان تشکیل می دهد.
یافتهها و نتیجهگیری: یافته های پژوهش نشان داد که شهرهای استان گیلان با میانگین 5/7 درصد سالمندی جمعیت، از بیشترین میزان سالمندی در کشور برخوردار هستند؛ از میان شهرستان های استان، شهر انزلی با حدود 9/9 درصد بیشترین میزان سالمند شهری در استان را به خود اختصاص داده است. همچنین اکثر شهرهای استان با سالخوردگی جمعیت مواجه شده و شیوع سالمندی زنانگی نیز در این شهرها مشهود می باشد. در پایان پیشنهادهای این پژوهش به ارائه راهکارهایی جهت مقابله با پیامدهای سالمندی و افزایش نقش سالمندان در برنامه ریزی های مربوط به شهر و همچنین طرح های مناسب سازی شهری نائل شده است.
ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 21-47
امیر بسطامی نیا، داود حاتمی، عاطفه کریمی، مهشید کریم زاده
چکیده پیداکردن راهی برای مقاومکردن جوامع و افراد برای مقابله با بلایای طبیعی، ضرورت تعریف و ارزیابی تابآوری در حوزه سوانح طبیعی را دوچندان کردهاست. هدف از این پژوهش، ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم بودهاست. این پژوهش، از نوع کاربردی است که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی مولفههای تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهر زلزلهزده بم پرداختهاست. با توجه به ناهمگنبودن جامعه و واحدهای نمونهگیری، از روش نمونهگیری چند مرحلهای، استفاده شد. حجم نمونه در این تحقیق، با استفاده از فرمول کوکران، 330 خانوار تعیین شدهاست. جهت تجزبه و تحلیل دادهها، از آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی از جمله تی تکنمونهای و رگرسیون خطی چندگانه، استفاده شد. نتایج نشان داد که خانوارهای ساکن در شهر بم، از نظر مولفههای میزان دانش و مهارت در سطح نامطلوب و از حیث مولفههای آگاهی، نگرش و سرمایه اجتماعی در سطح مطلوبی قراردارند. در مجموع، بعد تابآوری اجتماعی از سطح مطلوبی برخودار بودهاست. از حیث وضعیت تابآوری اقتصادی و مولفههای سهگانه آن شامل: میزان و شدت خسارت، توانایی جبران خسارت و بازگشت به شرایط شغلی و مالی مناسب، در وضعیت نسبتا بد و نامطلوبی قراردارند.
تحلیلی بر مدیریت بحران شهری ناشی از زلزله با تأکید برشاخص کالبدی(مطالعه موردی: استان ایلام)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-38
سعید ملکی، الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: رشد جمعیت و گسترش سکونتگاهها در مناطق پرمخاطره به ویژه در کشورهای در حال توسعه در حال افزایش است. در حوزه های شهری، اثرات معمول در اثر وقوع سوانح طبیعی ممکن است آنقدر زیانبار نباشد ولی وقتی پای جوامع انسانی و دانش بشری به میان می آید، تبدیل به بحران های طبیعی – تکنولوژیکی گشته که شامل تلفیقی از آسیب های کالبدی و اختلال عملکرد شهری می شود. با توجه به قرارگیری استان ایلام از نظر زلزلهخیز بودن و عدم مکان گزینی صحیح سکونتگاههای آن و قرار گیری بر روی گسلهای فعال، شناسایی مناطق نامساعد از نظر خطر زلزله و جلوگیری از عدم استقرار سکونتگاههای انسانی در این مناطق برای کاهش خطرات احتمالی در آینده ضروری است که می توان به عنوان مهمترین هدف این پژوهش به آن اشاره کرد..
روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد شهرسازی دفاعی با لحاظ قرار دادن اصول ایمنی اقدام به مطالعه نموده است. پژوهش مورد نظر دارای رویکرد توسعه ای – کاربردی و روش تحقیق ترکیبی(توصیفی، تحلیلی، و میدانی) می باشد.
یافته ها و نتیجه گیری:جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از برنامه GIS، Grafer، VISIO، SPSS و مدل TOPSIS استفاده گردیده است که نتایج تحقیق نشان داده است میانگین آسیب پذیری ناشی از زلزله بین (0 و 1) در استان ایلام برابر 4/0درصد بوده است. منطقه شهری دهلران در شاخص کالبدی در بین کل شهرستان های استان بیشترین آسیب پذیری زلزله را دارا میباشد که از لحاظ آماری میزان TOPSIS بدست آمده در این منطقه برابر 6/0 درصد و منطقه شیروان برابر 11/0 درصد کمترین میزان را دارا بوده است.
رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهری (مطالعه موردی: شهرستان مهاباد)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 34-47
علاءالدین رطبی، محمود هوشیار، سمیه شریف پور
چکیده زمینه و هدف: امروزه گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد بسیاری از کشورها است. توسعه گردشگری علاوه بر توجه به زیرساختهای این صنعت، نیازمند برنامه ریزی جامع عوامل ترغیب کننده قابل درک از سوی گردشگران است. برنامهریزی شهری بیوفیلیک که از دهه 90 میلادی به اجرا درآمد، رویکردی است که بهصورت جامع برای بسیاری از عوامل راهحلهای عملی ارائه مینماید. لذا هدف این تحقیق الگوسازی برنامهریزی و رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهر مهاباد میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهروش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی و اولویتبندی بیوفیلیک گردشگری انجام شدهاست. دادههای پژوهش بهصورت کتابخانهای و همچنین بهروش میدانی از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. سنجش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی انجام شده و نیز، برای سنجش پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شدهاست که میزان آن 0.77 دارای ضریب قابل قبولی میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که هر دو فرضیهی پژوهش مورد تایید واقع شد و شاخصهای شهر بیوفیلیک در مهاباد بر تصویر احساسی، تصویر ادراکی، تبلیغات دهان به دهان و قصد بازدید گردشگران تأثیرگذار بوده است و بیشترین تأثیرپذیری مربوط به عامل تبلیغات دهان به دهان و کمترین تأثیرپذیری مربوط به عامل قصد بازدید گردشگران بوده است. همچنین طبق نظر کارشناسان تحقیق اولین شاخص شهر بیوفیلیک که برای منطقهی مورد مطالعه ضرورت دارد، افزایش احداث پارکها در سلسلهمراتب شهری میباشد.
