تبیین رابطه بین تنشهای آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 454-475
سعید امانپور، نیلوفر آذربرزین، مهناز حسینی سیاه گلی
چکیده زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالشهای متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالشها، که به عنوان تنشهای آبی شناخته میشوند، میتوانند تأثیرات گستردهای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تابآوری جامعه را در برابر بحرانها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونهای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخصهای تنشهای آبی و تابآوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافتهها نشان میدهد که با افزایش تنشهای آبی، تابآوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش مییابد. علاوه بر این، شاخصهای برازش مدل نیز نشان میدهند که دادهها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدلسازی را تقویت میکند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان میدهد که شاخص زیستمحیطی و سپس شاخص نهادی قویترین رابطه را با شاخص تابآوری اجتماعی و تنشهای آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که در بین شاخصهای تنش آبی به ترتیب شاخصهای زیستمحیطی با امتیاز 828/24، شاخصهای اقتصادی با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخصهای تنش آبی بر تابآوری اجتماعی در استان خوزستان است.
آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 474-497
فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر
چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالشهای جدی امنیتی و توسعهای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصتهای جدید قرار داده است. به همین دلیل، آیندهنگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آیندهپژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق منابع کتابخانهای و پرسشنامه جمعآوری شدهاند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامهریزی شهری و جامعهشناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدهاند.
یافتهها و نتایج: برای تحلیل دادهها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میکمک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم و پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شدهاند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیمگیران، برنامهریزان و سرمایهگذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آیندهای روشنتر برای این شهر رقم بزنند.
ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ(مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 476-502
دانیال لطفعلی زاده، مجید گودرزی، زهرا سلطانی
چکیده زمینه و هدف: تابآوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدیترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوکهای بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیبپذیریهای ساختاری و اجتماعی ویژهای را به بافتهای شهری تحمیل میکند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیتهای تابآورانه ساکنان در برابر این چالشها انجام شده است
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهرهگیری از مطالعات اسنادی و کتابخانهای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تابآوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزشها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخصهای کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند.
یافتهها و نتایج: تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشاندهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تابآوری اجتماعی و پیامدهای پساجنگ در شهر اهواز است. تحلیلهای ساختاری تأیید میکنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تابآوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا میکند. مؤلفههای «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماعمحور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تابآوری شهروندان دارند. این یافتهها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویتبخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تابآوری پایدار در این کلانشهر تأکید میورزند.
ارزیابی و رتبهبندی مؤلفههای توانمندسازی بافتهای فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان (نمونه موردی: شهر هرسین)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 498-517
علی قبادی، مهشید صحی زاده
چکیده زمینه و هدف: بافتهای فرسوده شهری امروزه تنها یک چالش کالبدی و سازهای محسوب نمیشوند، بلکه به دلیل انباشت نارساییها، بستری برای تضعیف هویت جمعی و تنزل جایگاه اجتماعی ساکنان خود گشتهاند. در رویکردهای نوین بازآفرینی، گذار از نوسازی صرفاً فیزیکی به سمت «توانمندسازی اجتماعمحور» ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چراکه پایداری هرگونه مداخله شهری در گرو احیای کرامت انسانی، تقویت حس تعلق و بازگرداندن عزتنفس به شهروندانی است که باید خود، عاملان اصلی تغییر و توسعه در محیط زندگیشان باشند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبهبندی مؤلفههای توانمندسازی بافتهای فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان در شهر هرسین است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با حوزه برنامهریزی شهری، بافت فرسوده شهری و مدیریت شهری تشکیل میدهند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شده و برای تحلیل و رتبهبندی عوامل، از مدل تصمیمگیری چندمعیاره سایویک (SAWIC) استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که در بافت فرسوده هرسین، «فرسودگی اجتماعی» بر چالشهای کالبدی پیشی گرفته و بُعد اجتماعی-فرهنگی با تأکید بر کاهش آسیبها و ارتقای امنیت، بالاترین اولویت را نسبت به ابعاد اقتصادی و کالبدی دارد. این یافتهها ضرورت تغییر پارادایم از «کالبدمحوری» به «انسانمحوری» را اثبات کرده و نشان میدهند که مداخلات فیزیکی و مدیریتی تنها باید نقش تسهیلگر را ایفا کنند. بنابراین، موفقیت در توانمندسازی این بافت، مستلزم تمرکز راهبردی بر بازآفرینی هویت و ارتقای منزلت اجتماعی ساکنان پیش از هرگونه نوسازی فیزیکی است.
واکاوی پیشرانهای مؤثر مدیریت بحران آب شهری از منظر پایداری(مطالعه موردی: شهر ایلام)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 518-539
عظیم علی شائی، داریوش جهانی، روح الله ارشادی، سیامک اصلانی
چکیده زمینه و هدف: مدیریت بحران آب در شهرهای خشک و نیمهخشک، از جمله ایلام، به دلیل محدودیت منابع، افزایش جمعیت شهری و تغییرات اقلیمی، یکی از چالشهای حیاتی و پیچیده محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران، همگرایی اهداف و پیشرانهای کلیدی مدیریت بحران آب، از رویکرد تحلیلی–اکتشافی مبتنی بر مدل مکتور بهره برده است.
روش شناسی: در این مطالعه، ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی به کار گرفته شد؛ مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه آب، محیطزیست، مدیریت شهری و حکمرانی محلی، به شناسایی کنشگران و اهداف کلان و خرد مدیریت بحران آب منجر شد و دادههای کمی از طریق ماتریسهای اثرگذاری- وابستگی و همگرایی اهداف تکمیل گردید.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که شبکه مدیریت بحران آب ایلام دارای سلسلهمراتب روشن و نقشهای مشخص کنشگران تابع، میانجی و راهبردی است. مصرفکنندگان شهری نقش تابع و محدود دارند، شرکتهای اجرایی میانجی و هماهنگکننده هستند و استانداری ایلام و مدیریت منابع آب، نقش راهبردی و تعیینکننده دارند. نقشه فاصله خالص میان اهداف نشاندهنده همگرایی بالا میان اهداف قانونی، اجرایی و مشارکتی است و نقشه فاصله خالص میان کنشگران امکان شناسایی ائتلافهای بالقوه و نقاط تعارض را فراهم میکند. بر اساس این نتایج، هماهنگی میان کنشگران، اولویتبندی اهداف کلیدی، تقویت مشارکت مردمی و بهرهگیری از نقش میانجی کنشگران اجرایی به عنوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت بحران آب در ایلام پیشنهاد میشود. یافتهها علاوه بر ارائه چارچوب تحلیلی دقیق، میتواند راهنمای عملیاتی برای برنامهریزی و سیاستگذاری پایدار منابع آب در سایر مناطق مشابه باشد.
تحلیل امکانسنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559
اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی
چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوریهای دیجیتال نوین و شکلگیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را بهطور قابلتوجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی بهعنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را بهعنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روششناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساختهای فناورانه و مکانی مؤثر در شکلگیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانههای اطلاعات جغرافیایی، بسترهای دادهمحور، اینترنت اشیا و شبکههای ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، بهمنظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، دادهها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدلهای رگرسیون خطی در نرمافزار SPSS تحلیل شد. شاخصهای پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و بهویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساختها و سیاستگذاری آگاهانه، میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.
