ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 173-190
سعید موسی پور، رباب حسین زاده، رضا قادری
چکیده زمینه و هدف: از آنجا که شهروندی از مفاهیم کلیدی در شناخت و توصیف جایگاه و وضعیت انسان امروزی است، می طلبد تا به نیازهای این جایگاه از طریق زنجیره ای از فعالیت های فرهنگی آموزشی پاسخی مناسب و درخور داده شود. در این بین با افزایش روزافزون جمعیت شهری، سازمان های شهری و مهمتر از همه نقش شهرداریها در ارتقا فرهنگ و اهمیت آن در زندگی شهروندان غیرقابل انکار است. بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی نقش فعالیتهای فرهنگی شهرداریها بر ارتقاء فرهنگ عمومی شهر نقده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، جمعیت شهر نقده(81598 نفر) بوده که حجم نمونه براساس فرمول کوکران382 نفر محاسبه گردید. دادههای میدانی با استفاده از پرسشنامه که توسط پژوهشگر تدوین شده و به صورت تصادفی گردآوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون T در محیط نرمافزار SPSS استفاده شده است.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد برای بررسی شاخص تاثیرگذاری فرهنگی بر ارتقاء فرهنگ عمومی از 12 گویه استفاده شد که برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت برای اقشار مختلف شهروندان با میانگین 6/4 و احداث سرای محله با میانگین 66/4، بیشترین تأثیر را از دیدگاه شهروندان در ارتقا فرهنگ عمومی داشته است. نتایج نشان میدهد تلاش برای توسعه زیر ساختهای فرهنگی و ایجاد فرهنگسراها و سرای محله و بهرهگیری از سمنها برای عملیاتی کردن برنامههای فرهنگی و اجتماعی بسیار ضروری است.
بررسی زیر ساختها و راهکارهای مؤثر در شکلگیری و توسعه حمل و نقل سبز شهری
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 156-168
علیرضا جباری زاده گان، محمدرضا پورزرگر، ویدا نوروز برازجانی
چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به نقش پراهمیت سیستم حملونقل در توسعه پایدار شهری اتخاذ سیاستهای مناسب در بخش حملونقل شهری و توسعه حملونقل پایدار بهعنوان یکی از زمینههای اصلی رشد شهری موردتوجه میباشد. حملونقل سبز به معنی حملونقلی پایدار با کمترین آثار منفی بر محیطزیست میباشد که با توجه به شرایط حال حاضر دنیا میبایست در پی دستیابی به این مهم باشیم و با استفاده از فناوریهای نوین به کاهش آثار زیستمحیطی ناشی از حمل و نقل بپردازیم. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بهرهگیری از حملونقل سبز در بهبود شرایط زیستی شهرهای ایران است.
روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی است و از لحاظ ماهیت توصیفی، تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات بهصورت اسنادی - کتابخانهای میباشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد؛ امروزه به رویکرد حملونقل سبز شهری در بسیاری از مناطق دنیا توجه خاصی شده است. در ایران در بسیاری از شهرها تحت تأثیر تحولات جهانی و اجرای طرحهای مختلف شهری، عامل اقتصادی بهعنوان عامل اصلی تعیینکننده درآمده است و تحولات قرن جاری و اقتصاد متکی بر نفت، تراکم بیشازحد جمعیت، تمرکز فعالیتها و فراوانی ساختوسازها، رشد و گسترش فیزیکی کانونهای شهری و تخریب اکوسیستم طبیعی شهرهای کشور را در پی داشته است؛ هرچند در برخی از شهرهای کشور اقداماتی در جهت دستیابی به حملونقل سبز شهری انجامشده است ولی نمیتوان ادعا کرد که توسعه حملونقل متکی بر اقتصاد سبز شهری بهطور کامل در ایران انجامشده است ولی ضرورت ایجاد و برنامهریزی برای بهکارگیری این الگوواره با توجه به مشکلات پدید آمده برای شهرهای کشور هر روز بیشتر احساس میشود؛ و در ادامه پیشنهادها و راهکارهایی در جهت اجرای این رویکرد ارائه شده است.
بررسی و ارزیابی میزان میزان فرونشست خط ریلی (مطالعه موردی: محور همدان-سنندج)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سمیه عبدی، مصطفی خبازی، بهنام مغانی رحیمی
چکیده زمینه و هدف: پدیده فرونشست زمین به دلایل مختلف از جمله برداشت بیش از حد منابع آب زیرزمینی و تغییرات جوی سبب بروز مشکلات و معضلات فراوان در زمینهای کشاورزی، جادهها ، خطوط انتقال نیرو و انرژی شده است. در دهه اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک در بخش وسیعی از دشتهای ایران از جمله دشت اردبیل در حال وقوع است. افزایش روز افزون نیاز بشر به منابع آب در سالهای اخیر، باعث افزایش بهرهبرداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی شدهاست. یکی از مخاطرات پیش روی دشتهای کشور، مخاطره فرونشست میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش از دادههای ماهوارهی سنتینل 1 و بهکمک تکنیک تداخل سنجی رادار دهانه ترکیبی (InSAR) نرخ فرونشست سالانه زمین در استان همدان-سنندج (خط ریل دهگلان-قروه و همدان-بهار) مورد بررسی قرار گرفته است. برای اطمینان از صحت نتایج حاصل از پردازش تصاویر ماهوارهای، از اطلاعات هیدرولوژی شامل تراز آب پیزومترهای منطقه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پردازش تصاویر تداخل سنجی در منطقه مورد مطالعه شاهد فرونشست هستیم. محدودهی فرونشست مشاهدهشده حاصل از پردازش InSAR نشانمیدهد که بیشترین نشست در مناطق با تراکم بالای تعداد چاه و لایههای ضخیم رس اتفاق افتادهاست. در نهایت نتایج تداخل سنجی راداری میزان فرونشست در محدوده دهگلان-قروه را به ترتیب 0.17، 1 و 1.5 میلیمتر در سال نشانمیدهد. در ادامه با استفاده از سیستم اطلاعات مکانی GIS مخاطرات ناشی از فرونشست در منطقه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشانمیدهد سازههای مهم و استراتژیک در معرض خطر فرونشست قرار دارند.
ارزیابی اثرات پارک های اکولوژیک بر محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شاه منظر هفشجان شهرکرد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 215-229
فاطمه محسن پور قهفرخی، زهره فنی
چکیده زمینه و هدف: پایداری محیطی یکی از برنامههای مهم سازمان ملل متحد برای دستیابی به توسعه پایدار شهری است. درک رابطه پیچیده بین اکوسیستم شهری و محیط طبیعی برای حل مشکلات زیستمحیطی شهرها اهمیت زیادی دارد. با توجه به خاستگاه اکولوژیکی، ایجاد پارکهای زیستمحیطی یا اکوپارکها نقش اساسی در توسعه پایدار شهری ایفا میکنند؛ زیرا هدف آنها حمایت از نیازهای معنوی شهروندان، حفاظت از زندگی سایر گونهها و به حداقل رساندن دستکاری طبیعت است. همچنین این فضاها میتوانند در ارتقای کیفیت محیط زیست شهری و افزایش تعامل انسان با طبیعت نقش مهمی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل اثرگذار اکوپارک شاهمنظر بر محیط زیست شهر هفشجان انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهش کاربردی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و اسنادی، بررسیهای میدانی و مصاحبه بوده است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر هفشجان بوده و نمونه آماری این مطالعه به صورت تصادفی شامل 380 نفر از شهروندان انتخاب شده است. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهرهگیری از آزمونهای آماری تیتست و رگرسیون انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج ارزیابیها نشان میدهد که اکوپارک شاهمنظر در شاخص زیستمحیطی با میانگین 20/3 بیشترین تأثیر و در شاخص خدمات اقتصادی با میانگین 80/1 کمترین تأثیر را بر محیط زیست شهر هفشجان داشته است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که بیشترین تأثیر شاخصها بر محیط زیست و پایداری شهر هفشجان مربوط به شاخص محیط زیستی با مقدار 029/0 است.
13.تغییرات کاربری اراضی وشبیه سازی رشد وتوسعه شهری (مطالعه موردی شهر اردبیل)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 168-185
وحید قدوسی، حسین نظم فر، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است و در نهایت پیش بینی این تغییرات برای سال 2038 بااستفادهازمدل مارکوف انجام گرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: این پژوهش با هدف بررسی تغییرات رخ داده در کاربریهای شهر اردبیل صورت گرفت. در این پژوهش از تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای 1998 سنجنده TM لندست و 2021 سنجنده OLI لندست برای بررسی کردن تغییرات کاربری اراضی مابین سالهای 1998 تا 2021 استفاده شد سپس پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با توجه به روند تغییرات موجود برای سال 2038 انجام شد. این پژوهش نشان داد که میتوان با استفاده از ابزارهای مناسب مثل سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلها و الگوریتمهای موجود در این سیستمها و ابزارها، مدل سازی مکانی و فضایی مناسبی را برای کاربریهای اراضی و مسائل مربوط به آن داشته باشیم، همچنین این پژوهش نشان داد که اگر از تصاویر با دقت بالاتر و کیفیت بهتر استفاده شود و مدلهای متعدد نیز به کار گرفته شود میتوان شاهد بررسی دقیقتر موضوعاتی از این دست بود که قطعاً میتواند کمک شایانی به مدیران و مسئولان شهری و تصمیم گیران برای برنامه ریزی و تصمیم گیری بهتر، برساند. نتایج کلی نشان دهنده این بود که مناطق ساخته شده روند کاهشی داشته و این روند برای سال 2038 نیز ادامه خواهد داشت، همچنین کاربری راه روند رو به رشدی از گذشته تا سال 2021 داشته که برای سال 2038 نیز روند رو به رشد خود را حفظ میکند، فضای سبز نیز روند روبهرشدمناسبیداشتهوبرایسال2038نیزادامهخواهدداشت.
13.بررسی تاثیرات متاورس و دوقلوهای دیجیتال در توسعه شهر های هوشمند
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 182-199
محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی
چکیده زمینه و هدف: متاورسی شدن شهرها پدیدهای نوظهور و الزامی برای آینده شهرهای دنیا است. خروجی متاورس شهری بهصورت خلق شهرهایی بهبودیافته، تابآور و پایدار خواهد بود که تصمیمسازی برای آینده شهرها را برای مدیران شهری تسهیل مینماید. علت اصلی انفجار متاورس این است که تخیل نامحدودی را برای مردم به ارمغان می آوردفناوری نوظهور متاورس مطمئناً سرزندگی جدیدی را به شهرهای هوشمند تزریق میکند، سناریوهای کاربردی بیشتری را برای شهرهای هوشمند باز میکند و آنها را به جلو میبرد.
روش بررسی: هدف از این پژوهش بحث در مورد دیجیتالسازی و تأثیر دوقلوهای دیجیتالی بر پیشرفت شهرهای مدرن، همچنین محتواهای اصلی و فناوریهای کلیدی شهر های هوشمند می باشد. این پژوهش در زمره پژوهشهای بنیادی محسوب میگردد. سؤال محور بوده و بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده است. همچنین در زمره پژوهشهای کیفی است که بهصورت اکتشافی از طریق روش تحلیل محتوای کیفی پاسخ به سوالهای پژوهش را در پی میگیرد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش از منابع کتابخانه ای نظیر کتب، مقالات، پایان نامه های داخلی و خارجی، طرحهای توسعه و منابع اینترنتی استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: ساخت یک شهر هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی، بهبود بهرهوری مدیریت و تخصیص منابع عمومی شهری را ارتقا میدهد و ابزاری برای مدیران در جهت تصمیمگیری فراهم میآورد تا وضعیت کلی شهر را درک کنند و یک پلتفرم برای فرماندهی و برنامهریزی فراهم کنند. در مجموع، این پژوهش دارای ارزش مرجع مهمی برای توسعه کلی و کاربرد عملی شهرهای هوشمند بر مبنای دوقلوهای دیجیتالی است که کارایی عملیاتی کلی و سطح حکمرانی شهرها را بهبود میبخشد.
ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی شهری با مدل سازی ویکور (مطالعه موردی: شهر ایذه)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 248-265
احسان کی شمس اردوتی، الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف : رشد سریع شهرنشینی، مهاجرتهای گسترده و تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در دهههای اخیر، کیفیت زندگی شهری را به یکی از مسائل اساسی در حوزه برنامهریزی شهری تبدیل کرده است. در این میان، شهر ایذه نیز با چالشهای متعددی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی-خدماتی و کالبدی-محیطی مواجه است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبهبندی شاخصهای کیفیت زندگی شهری در شهر ایذه با استفاده از مدل تصمیمگیری چندمعیاره VIKOR است.
روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری شامل ۳۸۲ نفر از ساکنان شهر ایذه است که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته و منابع اسنادی گردآوری شد و پس از نرمالسازی، شاخصهای سودمندی (S) و تأسف (R) و شاخص ویکور (Q) محاسبه گردید.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد بعد کالبدی-محیطی با مقدار (04691/0=Q) در رتبه نخست قرار دارد و بیانگر رضایت نسبی از زیرساختها، فضای سبز و مسکن است. بعد اقتصادی با (22093/0=Q) در رتبه دوم قرار گرفت، اما نیازمند بهبود در فرصتهای شغلی و کاهش نابرابری درآمدی است. ابعاد اجتماعی (63780/0=Q) و فرهنگی-خدماتی (00000/1=Q) به ترتیب در رتبههای سوم و چهارم قرار دارند که حاکی از ضعف در مشارکت اجتماعی، خدمات عمومی و امکانات فرهنگی است. نتایج بیانگر رضایت نسبی شهروندان از وضعیت کالبدی-محیطی و در مقابل وجود مشکلات اساسی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی-خدماتی است. این یافتهها میتواند مبنای علمی برای برنامهریزی و سیاستگذاری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری در ایذه و شهرهای مشابه قرار گیرد.
پیش بینی درگیری تحصیلی بر مبنای ساختار فضاهای آموزشی مدارس شهرستان هرسین
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
معصومه حیدری خاکی، علیرضا قاسمی
چکیده زمینه و هدف: درگیری تحصیلی، به عنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت دانشآموزان، ابعاد گوناگونی از جمله توجه، تلاش، و مشارکت فعال را در بر میگیرد. این پدیده نه تنها بر عملکرد درسی دانشآموزان تأثیر میگذارد، بلکه پیشبینیکننده مهمی برای موفقیتهای آینده آنها در زندگی و بازار کار نیز محسوب میشود. با این حال، عوامل متعددی بر میزان درگیری دانشآموزان تأثیر میگذارند که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی از جمله مهمترین آنها هستند.
متدلوژی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثرات شاخصهای پیش بینی درگیری تحصیلی بر مبنای ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی در شهرستان هرسین است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مدل ساختاری بر اساس دادهها از برازش، اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. تمام فرضیههای تحقیق تأیید شدند؛ بهطوری که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی به طور مثبت و معناداری درگیری تحصیلی را پیشبینی میکنند. علاوه بر این، ضرایب مسیر حاکی از تأثیر قوی و مستقیم این متغیرها بر درگیری تحصیلی بود. به طور کلی، مدل پیشنهادی به عنوان یک چارچوب قوی و قابل اعتماد برای تبیین روابط مورد مطالعه تأیید گردید.
14.مقایسه روشهای AHP و TOPSIS در پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 202-221
رقیه آذری سنجبد، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: گندم بهعنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا میکند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکانیابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویتهای اصلی در بخش کشاورزی محسوب میشود. هدف این پژوهش مقایسه روشهای AHP و TOPSIS بهمنظور پهنهبندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است.
روششناسی: در این تحقیق از دادههای بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش دادهها در محیطGIS ، نقشه لایههای اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیارها از روش AHP و برای اولویتبندی گزینهها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با همپوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل دادهها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانهدهی با وزن 106/0 مهمترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویتبندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیکترین گزینه به ایدهآل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
14.ارزیابی اقلیم آسایش گردشگری استانهای شمال غرب ایران با استفاده از شاخصهای TCI و UTCI
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 220-239
ولی نعمتی، فاطمه تقوی نیا، نیلوفر عرفانی، میرحمید سیدموسوی
چکیده زمینه و هدف: عوامل متعددی در توسعه گردشگری یک منطقه نقش دارند که یکی از مهمترین آنها آبوهوا است. آبوهوا به عنوان عامل مهمی میتواند رونق یا تضعیف گردشگری یک منطقه را تعیین کند. هدف این پژوهش، مقایسه نتایج دو مدل TCI و UTCI و ارائه پهنهبندی اقلیمی از نظر آسایش در نقاط مختلف استانهای شمال غرب ایران در مقیاس ماهانه و فصلی است.
روش پژوهش: در این پژوهش بر اساس آستانههای دمایی شاخصهای TCI و UTCI، اطلس زیست اقلیمی استانهای اردبیل، آذربایجانغربی و آذربایجانشرقی به صورت ماهانه و فصلی ترسیم شد و نتایج با یکدیگر مقایسه گردید. شاخص UTCI با نرمافزارهای RayMan و BioKlima محاسبه شد. دادهها در نرمافزار ArcGIS به روش میانیابی کریجینگ میانیابی و نقشههای مربوطه ترسم شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج شاخص TCI نشان داد ماههای می، ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر در اکثر ایستگاهها مناسب هستند، بهجز برخی استثنائات مانند پارسآباد در سپتامبر و میانه و خوی در جولای و آگوست. در تحلیل فصلی، ایستگاههای بهار و تابستان مناسب بودند، بهجز پارسآباد در تابستان و کلیبر در بهار. نتایج شاخص UTCI نیز نشان داد در ماههای مذکور همه ایستگاهها مناسب هستند، جز پارسآباد و سهند در ماه می و سهند در بهار.. با توجه به نتایج به دست آمده به علت کوهستانی بودن سه استان مورد مطالعه و وجود برف و زمستانهای مناسب برای گردشگری زمستانی میتوان برنامهریزیهایی در جهت پیشبرد گردشگری زمستانی با در نظر گرفتن ماههایی که دارای شاخص عددی قابل قبولتری هستند انجام داد.
تجزیه و تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل (نمونه موردی: محورهای بولاغلار و صائین)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 269-282
عقیل مددی، رقیه نورزاده، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش به ارزیابی توانها و پتانسیلهای ژئوتوریستی شهرستان نیر واقع در استان اردبیل پرداخته شد. این شهرستان به دلیل قرارگیری در دامنههای سبلان و بزقوش از توانهای ژئوتوریستی بالایی برخوردار است. توسعه صنعت ژئوتوریسم در سطح این شهرستان میتواند محرک توسعه پایدار اقتصادی منطقه باشد. هدف از این پژوهش تجزیه و تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل است.
روششناسی: در سطح شهرستان نیر دو محور ژئوتوریستی بولاغلار، صائین است. در پژوهش حاضر توانهای ژئوتوریستی محورهای مذکور با استفاده از دو مدل کوبالیکوا، فیولت مورد ارزیابی قرار گرفت. مدلهای مذکور دارای شاخصهای متعددی بوده که علاوه بر جنبههای زمینشناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسیها، مدیریت و آسیبپذیری را نیز مورد توجه قرار میدهند.
یافتهها و نتایج: ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدلهای مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توانهای ژئوتوریستی بالاتری برخوردار میباشد. در این زمینه میتوان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمههای آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحتتر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنتهای محلی بهواسطه برگزاری جشنوارههای متعدد، دسترسی مطلوب به دامنههای سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. به همین دلیل در رابطه با اکثر شاخصهای مدلهای مورد استفاده، منطقه بولاغلار امتیازهای بالاتری را کسب نمود. با توجه به نتایج مدلها میتوان گفت که دو چالش اساسی شامل فقدان اقدامات حفاظتی و محدود بودن زیرساختها و امکانات خدماتی- رفاهی جزو مهمترین موانع توسعه صنعت زمینگردشگری در سطح شهرستان نیر میباشند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که توسعه گردشگری و زمینگردشگری شهرستان نیر عموما تکبعدی بوده و جنبههای متعدد ژئوتوریسم مانند ارزشهای علمی، تنوع ژئومورفولوژیکی، حفاظت ژئومورفولوژیکی و توسعه پایدار مورد غفلت واقع شده است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی میتواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود.
17.تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 267-301
مهدی اجلی، حسین عظیمی، رحیم سهرابی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان انجام شده است.
روش بررسی: از لحاظ روش، جزء تحقیقات همبستگی، از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، تحقیقی کمی است. جامعه آماری در بخش بررسی ارتباط میان متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات شامل 176 نفر از پرسنل سازمان آتشنشانی استان همدان طی سال 1402 هستند. نمونه آماری توسط جدول کرجسی و مورگان با روش تصادفی ساده به تعداد 131 نفر برآورد گردید. متغیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی با پرسشنامه 14سوالی چانگ و هانگ (2005) و تعهد سازمانی با پرسشنامه 24سوالی آلن و مایر (1996) سنجیده شدند. همچنین در رابطه با ارزیابی عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی و رتبهبندی آنها با رویکرد فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی از نظرات 30 نفر از خبرگان سازمان موردمطالعه استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل مسیر و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Smart-PLS حاکی از آن است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی استان همدان تاثیر مثبت و معنیداری داشت. همچنین متغیرهای گزینش در سازمان، اقدامات آموزش در سازمان، اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی، فرصتهای ارتقاء، پاداشهای مبتنی بر عملکرد، اشتراک گذاری اطلاعات و امنیت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر مثبت و معنیداری داشتند. نهایتاً خروجی فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی نشان داد که عامل دوم (اقدامات آموزش در سازمان) با بیشترین وزن در رتبه اول، و عامل چهارم (پاداش مبتنی بر عملکرد) در رتبه دوم قرار گرفته است. همچنین عامل هفتم (اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی) در رتبه آخر(هفتم) از نظر اهمیت قرار دارد. لذا برنامهریزی مناسب برای آموزش مؤثر کارکنان و طرحریزی سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد در سازمان تأثیر بسزایی در پیادهسازی سیستم مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نهایتاً تعهد سازمانی کارکنان خواهد داشت.
سنجش عدالت اجتماعی بر اساس شاخص شکوفایی شهری در مناطق 10 گانه شهر تبریز
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 314-334
وحید رحیمی، حسین نظم فر
چکیده زمینه و هدف: جهان امروز با توجه به رخدادها و دگرگونی های بنیادین که در حال سپری کردن است نیازمند شاخص ها و معیارهای نو و پویا جهت بسط عدالت در تمام وجوه خود به ویژه توزیع خدمات و امکانات شهری در کل وسعت شهر به صورت عادلانه و متوازن می باشد. با توجه به نابسامانی های موجود در توزیع خدمات و امکانات که در شهرهای کشورهای جهان سوم و درحال توسعه وجود دارد، در طول سال های اخیر تلاش های جامعه علمی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به الگویی بهینه از زندگی شهری توام با عدالت اجتماعی منجر به ارائه الگویی هایی شده است که هدف نهایی آن ها تحقق توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها بوده است. شاخص شکوفایی شهری (CPI) زوایای مختلف سیستم شهری را تحت تأثیر قرار داده و با بررسی ابعاد مختلف زندگی شهری به نوعی سعی در تحقق عدالت در شهرها دارد. یکی از مهمترین ابعاد 5 گانه شکوفایی شهری بررسی شهرها از نظر برخورداری از عدالت اجتماعی در توزیع امکانات و خدمات در شهرها می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مناطق 10گانه شهر تبریز به لحاظ برخورداری از این شاخص انجام شده است. روش شناسی: رای رسیدن به هدف پژوهش، از 5 شاخص و معیار با توجه به محدودیت هاو نبود آمار رسمی بهره گرفته شده است. محدوده مکانی مناطق 10 گانه شهر تبریز و مدل بهکار برده شده جهت رتبه بندی مناطق پرومته و تحلیل گایا، جهت وزن دهی از مدل ANP و برای ترسیم نقشه از GIS استفاده شده است. یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل شاخص عدالت اجتماعی در قالب 5 زیرمعیار در مناطق 10گانه شهر تبریز نشان میدهد که منطقه 6 با کسب Phi خالص 400/0 و امتیاز 100 رتبه اول را به لحاظ برخورداری از زیرشاخصهای عدالت اجتماعی به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم، منطقه 2 شهر تبریز با کسب Phi خالص 178/0 و امتیاز 39/61 قرار دارد. بعد از منطقه 2، مناطق 1، 5 و 9 به ترتیب با کسب Phi خالص156/0، 133/0 و 044/0 و امتیاز 65/58، 04/56 و 84/46 در دامنه برخورداری متوسط به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. در دامنه برخورداری پایین مناطق 8، 4، 3 و 7 به ترتیب با کسب Phi خالص044/0، 067/0، 178/0 و 200/0 و امتیاز 21/39، 50/37، 92/29 و 57/28 واقع شدهاند. در رتبه آخر و دامنه برخورداری خیلی پایین، منطقه 10 شهر تبریز قرار دارد که به لحاظ برخورداری از شاخصهای عدالت اجتماعی در شرایط بسیار نامطلوب قرار دارد. بنابراین از میان مناطق دهگانه شهر تبریز تنها منطقه 6 و منطقه 2 از نظر شاخص عدالت اجتماعی در رتبههای بالا و خیلی بالا قرار دارند، در حالی که مناطق 8، 4، 3 و 7 در وضعیت نامطلوب و منطقه 10 در وضعیت بسیار نامطلوب به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. بنابراین گسترش متوازن و ارتقاء عوامل و متغیرهای پیش برنده ی عدالت اجتماعی در مناطق تبریز باید در دستور کار مسئولین و مدیران شهری قرار گیرد.
19.تحلیل اثر گذاری بازار تاریخی ارومیه در ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی شهر ارومیه
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 321-332
پریسا حاتمی حبشی، فریدون نقیبی، مظفر عباس زاده
چکیده زمینه و هدف: پیشینه تاریخی هر شهر که در بافت تاریخی آن منعکس است، علاوه بر آنکه بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی آن شهر می باشد گویای هویت آن شهر بوده و توانایی تاثیرگذاری در انسجام اجتماعی آن را دارد. یکی از ابعاد مهم بافت های تاریخی، مجموعه های تجاری و بازار می باشند که محل تلاقی اندیشه های مختلف شهری در زمینه تجارت ، روابط اجتماعی و همبستگی اجتماعی است. این تحقیق سعی می کند که به اتکای بررسی میدانی بازار تاریخی شهر ارومیه که قدمتی دیرینه دارد میزان اثرگذاری آن در افزایش همگرایی مردم و تاب آوری اجتماعی بپردازد. در این راستا کاوش میدانی بازار تاریخی ارومیه و همچنین بافت تاریخی ارومیه در ارتباط با تاب آوری اجتماعی و شاخص های کلیدی آن انجام پذیرفت
روش بررسی: برای بررسی موضوع از روش توصیفی و تحلیلی بهره گرفته شد و در بررسی میدانی از دو جامعه ی آماری مراجعان به بازار تاریخی ارومیه و کسبه ی آن بازار استفاده شد که در آن شاخص های مورد مطالعه از جمله حس تعلق مکانی، مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی،ایمنی مورد پرسش قرار گرفت که نتایج آن در نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها و نتیجهگیری: در نهایت نتایج کاوش ها و بررسی های میدانی نشان داد که از شاخص های مذکور، صرفاً شاخص های حس تعلق مکانی و مسئولیت اجتماعی دارای ارزش بالاتر در ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی گردیده لیکن سایر شاخص ها نتایج مطلوبی را بدست نمی دهد. در نهایت در مجموع و به اتکاء کاوش ها و بررسی های میدانی مشخص گردید بازار تاریخی ارومیه نمی تواند در وضعیت کنونی باعث ارتقاء تاب آوری اجتماعی بافت تاریخی ارومیه گردد لذا بررسی ها نشان داد علاوه بر آن که عمده ی شاخص های تاب آوری اجتماعی بازار تاریخی ارومیه در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، عملکرد بازار تاریخی در وسعت شهری ارومیه بوده وهمچنین بیش از نیمی از ساکنان بافت تاریخی به بازار تاریخی ارومیه مراجعه نمی کنند.
تأثیر نقشپذیری روستاشهری بر سبک زندگی سلامتمحور و رسانهمحور ( مورد پژوهی:شهر ثمرین استان اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 368-389
ارسطو یاری حصار، بهرام ایمانی، آرزو مرادی شاغونگنش
چکیده مقدمه و هدف: در دهههای اخیر، برنامهریزان با هدف کاهش نابرابریهای منطقههای و دوگانگیهای شهری-روستایی، راهبردهای مختلفی از جمله تبدیل روستا به شهر را اتخاذ کردهاند. این تحولات نه تنها باعث تغییرات ساختاری-کارکردی شده، بلکه سبک زندگی ساکنان این مناطق را نیز تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشپذیری روستاشهری بر تحولات سبک زندگی ساکنان شهر ثمرین اردبیل انجام شده است.
روش شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش، کمی است. جامعه آماری شامل تمامی ساکنان روستاشهر ثمرین و نمونه آماری مشتمل بر ۲۵۲ خانوار است که با روش کوکران برآورد و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد در شاخصهای سبک زندگی سلامتمحور (۴۹%) و رسانهمحور (54%) تغییرات ایجاد شده است، اما این تغییرات در محیط مورد مطالعه چندان پررنگ و بنیادین نبوده است. به عبارت دیگر، نقشپذیری روستاشهری و تحولات اداری-مدیریتی منجر به تغییرات کمی در سبک زندگی شده و تغییرات سبک زیستی بیشتر متأثر از ارتباطات اجتماعی و عوامل فرهنگی-رسانهای میان ساکنان بوده است تا تصمیمات نهادهای دولتی. تحلیل یافتهها نشان میدهد تحول روستاشهری در ثمرین منجر به تغییرات نامتوازن شده است: درحالی که مصرف رسانهای (6/74%) رشد چشمگیری داشته، دسترسی به خدمات سلامت (9/29 %) بهبود محدودی نشان میدهد. این شکاف، لزوم بازنگری در نظریههای کلاسیک سبک زندگی برای جوامع درحال گذار و اتخاذ رویکردی یکپارچه در برنامهریزی را آشکار میسازد.
20.مدل سازی توسعه شهری با استفاده از فناوری سامانه اطلاعات جغرافیایی و رگرسیون وزندار مکانی مطالعه موردی: شهر کرج
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 333-361
صالح ارخی، جعفر اوجاقلو
چکیده زمینه و هدف: شبیهسازی و بازبینی دائمی فرآیندهای دینامیک و الگوهای رشد شهری با توجه به توسعه در گذشته و پیشبینی آن در آینده، برای برنامهریزان و طرفداران حفظ منابع طبیعی در تنظیم کردن استراتژیهای توسعه پایدار، رسیدن به توسعه پایدار شهری و همچنین تصمیمگیری بهتر برای جهتدهی توسعه در آینده، یک امر حیاتی است. در این راستا شهر کرج با رویکرد مرکز استان بودن به عنوان صنعتی بودن و مهاجرپذیر بودن بر کلیه ساختار داخلی شهرها و روستاهای اطراف تأثیرگذار بوده است. در نتیجه استفاده از مدلسازیهای ترکیبی با نگاه عمیقتر و محلی جهت برنامهریزیهای مدون در راستای توسعه پایدار شهر کرج غیرقابل اجتناب مینماید. هدف این پژوهش، مدلسازی الگوهای رشد شهر کرج با استفاده از روشهای پیشپردازش آماری رگرسیون اکتشافی (ER)، رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) و مدل رگرسیون وزندار مکانی (GWR) و همچنین پیشبینی توسعه آن با استفاده از مدل CA-Markov با در نظر گرفتن دوره 20 ساله 1381-1400 است.
روش بررسی: برای این منظور نخست، معیارهای موثر در این فرآیند از سازمانهای مربوطه جمعآوری، آنالیز و آمادهسازی شدند و نقشههای کاربری زمین از تصاویر ماهواره لندست استخراج گردید. در مرحله بعد صحتسنجی نقشهها و آشکارسازی تغییرات صورت گرفت. نتایج آشکارسازی تغییرات نشان میدهد که بیشترین افزایش مساحت در مناطق ساخته شده (2893 هکتار) و بیشترین کاهش مساحت در زمینهای بایر (808 هکتار) رخ داده است. بر مبنای این تغییرات و برای اجتناب از روش سعی و خطا در انتخاب بهترین ترکیب معیارهای ورودی به مدل GWR، با استفاده از روش ER و OLS، پیشپردازش روی معیارها صورت گرفت. در مرحله بعد با درنظر گرفتن خروجی روش ER و OLS، 8 متغیر مستقل به عنوان ورودی به مدلها انتخاب شدند. سپس مدلسازی الگوهای رشد شهری با استفاده از مدل GWR اجرا گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد از 8 متغیر، دو متغیر در عرض فضای مورد مطالعه دارای جهت تأثیر (منفی یا مثبت) یکسان بودند و بقیه متغیرها جهت تأثیرشان در کل منطقه تغییر میکند. در نهایت با استفاده مدل CA-Markov نقشه کاربری اراضی برای سال 1420 پیشبینی شد.. نتایج نهایی نشان داد که پیشبینی صورت گرفته با مدل CA-Markov، بیشترین میزان توسعه در سال 1420 در بخشهای شرق و شمالشرقی شهر کرج رخ میدهد.
21.شناسایی و اولویتبندی تئوری های سازمان فضایی سازگار در تحلیل بافت تاریخی شهر تبریز
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 310-327
فاطمه ابراهیمی ابراهیم بگلو، رحمت محمدزاده
چکیده زمینه و هدف: نظم حاکم در سیستم پیچیده شهری، همواره مولد جریانهای درهم تنیده و ارتباطات پیچیده در سازمان فضایی شهر بوده است. درک چنین نظمی، مستلزم فهم جایگاه عناصر و روابط عمیق در اجزای سازمان فضایی است، از اینرو شناسایی عناصر شاکله سازمان فضایی و ارتباطات آنها، در راستای خوانش شهر و طراحی شهری ضرورت دارد. برمبنای چنین ضرورتی، در مطالعه نمونه موردی، بافت تاریخی تبریز، این پرسش مطرح میگردد که؛ در تحلیل سازمان فضایی بافت تاریخی تبریز، کدام تئوریها و دیدگاههای مطرح سازمان فضایی سازگارترند؟ و در راستای پاسخ به این سوال، تئوریهای سازمان فضایی و شاخصهای معرف هر یک برمبنای ویژگیهای بافت تاریخی تبریز، شناسایی، اولویت بندی و درنهایت یک رویکرد چند وجهی منتج از تلفیق تئوریهای سازگار با بستر مورد مطالعه استخراج میگردد.
روششناسی: جهت نیل به اهداف در این پژوهش، از روش آمیخته (کیفی و کمّی ) استفاده شدهاست و گردآوری دادهها، از طریق راهبرد پیمایشی (میدانی-کتابخانهای) بوده است. این پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی بوده است. در بخش کمّی پژوهش، بر مبنای روش دلفی، از ابزار پرسشنامه جهت دستیابی به اجماع آرا و نظرات، 8 نفر از افراد دارای صلاحیت، به عنوان پانل خبرگان انتخاب و دادههای حاصل از پرسشنامهها، پس از اطمینان از همگرایی نظرات، در دو مرحله امتیازدهی و اولویتبندی گردید. در نهایت، نتایج حاصل از داده های کمی، با ویژگی های زمینه و نیز با اتکاء بر نقاط ضعف و قوت هر تئوری، مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفت.
یافتهها و نتایج: یافتههای این تحقیق، شامل اولویتبندی تئوریهای سازمان فضایی و شناسایی شاخصهای مطرح در هر تئوری و درنهایت، ارائه یک رویکرد چندوجهی منتج از اجماع نظرات خبرگان و اولویت تئوری های سازمان فضایی، با اتکا بر ویژگیهای بستر بافت تاریخی تبریز بودهاست،اتخاذ چنین رویکردهای تلفیقی-کاربردی و مبتنی بر ویژگیهای زمینه، فراتر از صرف بکارگیری ابزارهای موجود، با تحلیل عمیق و طبقهبندی تئوریهای سازمان فضایی، راه را برای تحلیلهای جامعتر و با دقت نظر بیشتر، برای بافت هایی با ساختارهای ویژه، هموار میسازد و به غنای دانش در این حوزه میافزاید.
21.تحلیلی بر الگوی فضایی توزیع و پراکندگی واحدهای خدماتی فرا محلهای در شهر با استفاده از قابلیتهای تحلیل فضایی و آمار فضایی در محیط ArcGIS (مطالعه موردی: واحدهای داروخانه شهر اردبیل)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 337-351
ابوالفضل کوهی هریس، عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات و امکانات شهری، بهویژه در حوزه بهداشت و سلامت، از موضوعات کلیدی در برنامهریزی شهری است. داروخانهها بهعنوان واحدهایی با نقش مهم در تأمین دارو و خدمات سلامت، باید از نظر مکانی بهگونهای توزیع شوند که عدالت فضایی و دسترسی عادلانه برای همه شهروندان فراهم شود. ازاینرو، ارزیابی کیفی و کمی کاربریها در ساختار فضایی شهر و بررسی تناسب مکانی آنها در پهنههای مشخص، از اهمیت ویژهای برخوردار است. شهر اردبیل در سالهای اخیر با رشد سریع جمعیت و توسعه فیزیکی روبهرو بوده است که این موضوع، لزوم گسترش و توزیع مناسب خدمات دارویی را دوچندان کرده است. هدف این پژوهش بررسی الگوی پراکنش، وضعیت توزیع و جایگزینی فضایی داروخانهها در سطح نواحی شهر اردبیل با استفاده از قابلیتها و ابزارهای مربوطه در ArcGIS میباشد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادههای مورد نیاز از طریق روشهای اسنادی و میدانی گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل کلیه داروخانههای فعال در سطح شهر اردبیل است. با توجه به عملکرد فرامحلهای داروخانهها، تحلیلها در مقیاس نواحی شهری انجام گرفته است. برای بررسی الگوی فضایی توزیع و پراکندگی داروخانهها، از چندین قابلیت تحلیلی در محیط ArcGIS استفاده شده است؛ از جمله تحلیل لکههای داغ (Getis-Ord Gi) برای شناسایی خوشههای معنادار آماری*، شاخص خودهمبستگی فضایی موران (Moran’s I) برای سنجش میزان وابستگی مکانی، و تحلیل میانگین نزدیکترین همسایگی برای تشخیص نوع الگوی خوشهای یا پراکنده در توزیع مکانی داروخانهها. دادههای مکانی با استفاده از GPS برداشت و از طریق Google Earth به محیط ArcGIS منتقل شدهاند. ترکیب همزمان این ابزارهای تحلیلی همراه با دقت بالای دادههای مکانی، نوآوری اصلی این پژوهش در مقایسه با مطالعات پیشین به شمار میرود.
یافتهها و نتیجهگیری: به لحاظ تعداد، ناحیه ۲-۱ با ۵۷ داروخانه بهعنوان کانون اصلی تجمع داروخانهها در اردبیل شناخته میشود، درحالیکه نواحی ۲-۳، ۲-۴ و ۱-۵ هر یک تنها دارای یک داروخانه هستند. نتایج تحلیل لکههای داغ (Hot Spot) نشاندهنده مقادیر بالای Z و موقعیت لکه داغ در ناحیه ۲-۱ با سطح اطمینان ۹۹٪ است، درحالیکه سایر نواحی چنین وضعیتی ندارند. شاخص موران (0.0808) نشاندهنده پراکنش تصادفی داروخانهها در سطح نواحی شهر است. با این حال، نسبت میانگین نزدیکترین همسایگی (0.49) گویای الگوی خوشهای در توزیع فضایی داروخانهها در سطح شهر اردبیل است. نتایج پژوهش نشان میدهد توزیع داروخانهها در اردبیل از تمرکز فضایی در برخی نواحی، بهویژه ناحیه ۲-۱، برخوردار است که منجر به نابرابری در دسترسی شده است. نواحی مرکزی به دلیل نزدیکی به مراکز درمانی، خدمات بیشتری ارائه میدهند، درحالیکه مناطق حاشیهای با کمبود مواجهاند. الگوی خوشهای پراکنش داروخانهها، کارایی خدمات را در برخی نقاط افزایش داده، اما عدالت فضایی را کاهش داده است. این پژوهش بر لزوم بازنگری در سیاستگذاری مکانی داروخانهها و توزیع متعادلتر آنها برای بهبود دسترسی و افزایش کارایی نظام سلامت شهری تأکید دارد.
تحلیلی بر الگوی پراکندگی فضایی و پوشش دهی خدماتی داروخانهها در سطح نواحی شهر رشت با استفاده از قابلیتهای تحلیل فضایی و آمار فضایی در محیط ArcGIS
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 353-367
سید علی اصغر تهامی، عطا غفاری گیلانده، ابوالفضل کوهی هریس، محمدحسن یزدانی
چکیده زمینه و هدف: ازآنجاکه استفاده بهینه از زمین و ساماندهی کالبدی شهر بر پایه کارایی، حفظ محیطزیست، تحقق عدالت اجتماعی و دسترسی عادلانه به خدمات، از اهداف اصلی برنامهریزی شهری به شمار میرود، مکان گزینی و الگوی پراکنش فضایی کاربریهای شهری باید در راستای تأمین نیازهای تمامی اقشار جامعه و باهدف ارتقای رفاه و آسایش شهروندان صورت گیرد. ازاینرو، ارزیابی کیفی و کمی کاربریها در ساختار فضایی شهر و بررسی تناسب مکانی آنها در پهنههای مشخص، از اهمیت ویژهای برخوردار است. داروخانهها ازجمله واحدهایی هستند که نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای متنوع شهروندان درزمینۀ بهداشت، درمان و سلامت ایفا میکنند. به همین دلیل الگوی پراکندگی فضایی آنها تأثیر زیادی بر سطح پوشش دهی خدمات دارویی دارد. با توجه به ماهیت فرا محلهای فعالیت داروخانهها در این پژوهش پراکندگی این واحدها در مقیاس نواحی شهرداری رشت موردبررسی قرار گرفته است.
روششناسی: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، از مدلهای مختلف تحلیل فضایی در محیط نرمافزار ArcGIS شامل تحلیل لکه داغ، وزنه فراوانی، تحلیل خودهمبستگی فضایی، تراکم جمعیت نواحی در ارتباط با تعداد داروخانه و تحلیل چندضلعیهای تیسن استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده وزنه فراوانی داروخانهها در نواحی 1-3، 3-2 و 2-2، وضعیت معنادار ناحیه ۲-۱ به لحاظ میزان بالای Z در تحلیل لکه داغ، قرار داشتن 7.27 واحد داروخانه به ازای هر 10000 نفر در ناحیه 2-2، بازنمایی موقعیتهای معطوف به نزدیکترین داروخانه در چهارچوب تحلیل مبتنی بر چندضلعیهای تیسن و نتیجه تحلیل حاصل از خودهمبستگی فضایی که نشاندهنده الگوی پراکنش تصادفی داروخانهها در سطح نواحی شهر رشت، که هرکدام با دلالتهایی از الگوی پراکنش در سطح شهر رشت همراه بودند که در متن مقاله به آنها پرداخته شده است.
تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شهر بجنورد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 407-419
مرضیه نجفی، فروغ خزاعی نژاد، محمدرضا غلامی
چکیده زمینه و هدف: مشارکت شهروندان یکی از مؤلفههای اساسی تحقق حکمرانی مطلوب و توسعه پایدار شهری بهشمار میرود و نقش مهمی در بهبود کیفیت محیط زیست شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری در شهر بجنورد انجام شده است. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی ـ تحلیلی است. دادههای پژوهش با بهرهگیری از روشهای اسنادی و میدانی گردآوری شده و ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است که با روش نمونهگیری گلولهبرفی در میان ۳۰ نفر از نخبگان آشنا با حوزههای مدیریت شهری، محیطزیست و مشارکت اجتماعی توزیع شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مناسب انجام گرفت. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد سطح مشارکت شهروندان در بهبود محیط4زیست شهری بجنورد در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد، بهگونهای که میانگین گویههای سنجش مشارکت بهطور معناداری بالاتر از حد متوسط نظری (۳) بوده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر معنادار آگاهی زیستمحیطی بر میزان مشارکت شهروندان است (01/0> Sig ،543/0 = Beta). یافتهها نشان میدهد میان آگاهی زیستمحیطی و مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (44/0 = r). در مقابل، متغیر نبود زیرساختهای قانونی تأثیر معناداری بر مشارکت نشان نداد (05/0< Sig). بهطور کلی، ارتقای آگاهی زیستمحیطی، تقویت اعتماد اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی بهعنوان عوامل کلیدی در افزایش مشارکت شهروندان در حفاظت و بهبود محیطزیست شهری شناخته میشوند. بر این اساس، توجه به سیاستهای آموزشی، اطلاعرسانی هدفمند و تقویت ارتباط میان نهادهای شهری و شهروندان میتواند نقش مؤثری در توسعه مشارکت پایدار زیستمحیطی ایفا کند.
22. آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در بازه زمانی 2013-2024 با استفاد از پردازش تصاویر لندست 8 و تحلیل اثرات آن (مطالعه موردی: شهر میاندوآب)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 329-346
صیاد اصغری، امیر حسین پسنده، حسن خاوریان
چکیده زمینه و هدف: تحلیل تغییرات کاربری اراضی به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی تعامل انسان و محیط، برای مدیریت پایدار منابع و برنامهریزیهای منطقهای امری ضروری است. این پژوهش با هدف تحلیل و آشکارسازی تغییرات مکانی-زمانی کاربری اراضی در شهرستان میاندوآب طی بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ با استفاده از الگوریتم بیشینه احتمال و دادههای سنجش از دور انجام شده است.
روش شناسی: در این تحقیق، دادههای مورد استفاده شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۸ برای سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۲۴ بوده است. این تصاویر پس از انجام پیشپردازشهای رادیومتریک و هندسی، با استفاده از الگوریتم طبقهبندی نظارتشده بیشینه احتمال (MLC) به نقشههای کاربری اراضی تبدیل شدند. در این فرآیند، هشت کلاس کاربری شامل مناطق ساختهشده، خاک، جادهها، مزارع، باغات، آب، نمکزارها و خاکهای شور شناسایی و استخراج گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج ارزیابی صحت طبقهبندی در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۲۴ نشان داد که دقت کلی به ترتیب ۹۴.۰۷% و ۹۴% بوده است که بیانگر عملکرد قابلقبول و دقت بالای الگوریتم طبقهبندی است. تحلیل تغییرات کاربری اراضی نشان میدهد که در این دوره، مزارع از ۳۱۸۳ هکتار در سال ۲۰۱۳ به ۴۹۶۳ هکتار در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و مناطق ساختهشده نیز به ۱۸۴۹ هکتار گسترش یافتهاند. در مقابل، بیشترین کاهش مربوط به کلاسهای باغات و خاک بوده است. این تغییرات ناشی از ترکیبی از عوامل انسانی (توسعه شهری و کشاورزی) و اقلیمی (خشکسالی و کاهش منابع آبی) میباشد. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان ابزاری کاربردی برای برنامهریزی کاربری اراضی و مدیریت پایدار منابع طبیعی در منطقه میاندوآب مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی با بهرهگیری از تحلیلها و شاخصهای آمار فضایی در محیط GIS (مطالعه موردی: عینکفروشیهای طبی شهر اردبیل)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 368-387
ابوالفضل کوهی هریس، عطا غفاری گیلانده، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات شهری، عاملی مؤثر در کیفیت زندگی و تحقق عدالت فضایی است. مراکز عرضه کالاها و خدمات مرتبط با سلامت بینایی نیز علاوه بر نقش اقتصادی، از منظر بهداشتی حائز اهمیتاند. رشد جمعیت و توسعه کالبدی شهر اردبیل، نیاز به ساماندهی این خدمات را افزایش داده است. هدف این پژوهش بررسی الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی عینکفروشی در سطح شهر اردبیل با بهرهگیری از قابلیتها و ابزارهای مربوطه در محیط ArcGIS میباشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و دادهها از طریق مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل کلیه مراکز فروش خدمات بینایی در سطح شهر اردبیل است. تحلیل دادهها با ابزارهای مکانی در محیط ArcGIS انجام شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: از مجموع ۳۸ واحد شناساییشده، ۳۴ واحد در منطقه ۱ قرار دارند، درحالیکه مناطق ۴ و ۵ فاقد این خدماتاند. نواحی ۱-۱ و ۲-۱ دارای بیشترین تراکماند. تحلیل خوشهای نشان داد که ناحیه ۱-۱ و بهویژه محله ۰۸-۱ بهعنوان لکههای داغ با سطح اطمینان ۹۹٪ شناخته شدهاند؛ یعنی نواحیای که تراکم خدمات در آنها بهمراتب بیشتر از حد میانگین شهر است. این تمرکز بالا میتواند به ازدحام و دسترسی نامتوازن منجر شود. در مقابل، در حلقههای چهارم تا هفتم فاصله از مرکز شهر، هیچ واحدی در این نواحی مستقر نشده است. شاخص میانگین نزدیکترین همسایگی (۰.۲۱۵۶۰۲) نیز وجود الگوی خوشهای در توزیع را تأیید میکند. بنابراین، گسترش هدفمند این مراکز در نواحی کم برخوردار برای افزایش عدالت فضایی و بهبود دسترسی، ضروری به نظر میرسد.
سطحبندی زیستپذیری شهرستانهای استان تهران در شاخص ترکیبی و تدوین راهبردهای ارتقای زیستپذیری با مدل PESTEL
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 420-444
تکتم حسین زاده، لیلا مصلح
چکیده زمینه و هدف: شهرستانهای استان تهران به دلیل مهاجرتهای گسترده و تمرکز جمعیت در جستجوی فرصتهای شغلی و امکانات بهتر، با چالشهایی نظیر فشار بر زیرساختها، مشکلات مسکن و آلودگی محیطزیست مواجه شدهاند که تعادل زیستپذیری استان را مختل کرده و تفاوت قابل توجهی میان شهرستانها در کیفیت زندگی ایجاد کرده است. با این حال، پژوهشهای پیشین عمدتاً بر یک شهر یا شهرستان متمرکز بودهاند و مطالعهای جامع که وضعیت زیستپذیری تمامی شهرستانهای استان تهران را بهصورت مقایسهای ارزیابی و برای ارتقای آن راهبرد ارائه کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازینرو پژوهش حاضر با هدف رفع این خلأ، به سطحبندی زیستپذیری ۱۶ شهرستان استان تهران در قالب شاخص ترکیبی و تدوین راهبردهای ارتقای آن با بهرهگیری از مدل PESTEL پرداخته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی است چرا که به تحلیل و مقایسه شاخصهای زیستپذیری شهرستانهای استان تهران میپردازد و هدف آن ارائه راهبردهای عملی برای ارتقای سطح زیستپذیری است. در این راستا 2۹ گویه در قالب ۹ شاخص محیطزیستی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی گردآوری و با روش آنتروپی شانون وزندهی شدند. سپس شهرستانها با تکنیک تاپسیس رتبهبندی و در چهار سطح ایدهآل، مناسب، آسیبپذیر و بحرانی به طور مطلق سطحبندی شدند. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد هیچ شهرستانی در سطح ایدهآل قرار ندارد و تنها شهرستان شمیرانات در سطح مناسب قرار گرفته است؛ در مقابل شهرستان ملارد پایینترین رتبه را کسب کرده و در سطح بحرانی جای گرفته است. این الگو حاکی از نابرابری عمیق سطح زیستپذیری در استان تهران است؛ بهگونهای که شهرستانهای شمالی عملکرد بهتری دارند و شهرستانهای جنوبی، غربی و جنوبغربی در پایینترین سطح قرار گرفتهاند. در نهایت پس از بررسی وضعیت زیستپذیری شهرستانها، برای تدوین راهبردهای ارتقای زیستپذیری، ابتدا ریشه چالشهای اصلی با استفاده از چارچوب PESTEL مشخص شد؛ سپس با استخراج نیازهای ارتقای زیستپذیری ذیل عوامل PESTEL و سپس خوشهبندی آنها، ۵ راهبرد تدوین شد. از میان این راهبردها، استقرار نظام حکمرانی مشارکتی و هماهنگکننده فرابخشی با بیشترین فراوانی چالش، بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. نتایج و راهبردهای این پژوهش میتوانند مبنایی کاربردی برای سیاستگذاران و برنامهریزان منطقهای در تدوین برنامههای توسعه متوازن، تخصیص هدفمند منابع و کاهش نابرابریهای بینشهرستانی در استان تهران فراهم کنند.
تحلیل نقش مدیریت مواد زائد جامد در ارتقای پایداری محیطزیست شهری (مطالعه موردی: شهر پیشوا)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 445-459
مهتاب شیراوند، جمیله توکلی نیا
چکیده زمینه و هدف: رشد سریع جمعیت، توسعه فعالیتهای صنعتی و تغییر الگوهای مصرف، موجب افزایش قابلتوجه تولید مواد زائد جامد شهری شده است. تولید جهانی مواد زائد جامد شهری از حدود ۲۰۰ میلیون تن در سال ۱۹۷۰ به حدود ۲/۲ میلیارد تن در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. در بسیاری از کشورها، بهویژه کشورهای در حال توسعه، انباشت مواد زائد جامد شهری و پیامدهای ناشی از آن به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی شهری تبدیل شده است. مدیریت ناکارآمد پسماند، هزینههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی قابلتوجهی را بر نظامهای شهری تحمیل میکند. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پایداری محیطزیست شهری با تأکید بر مدیریت مواد زائد جامد شهری در شهر پیشوا، ایران، انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از روش توصیفی–تحلیلی بهره گرفته است. دادهها از طریق مطالعات میدانی و با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه گردآوری شدند. جامعه نمونه آماری شامل ۳۸۰ نفر از ساکنان شهر پیشوا بود. دادههای جمعآوریشده با استفاده از تحلیل رگرسیون بهمنظور بررسی رابطه بین مدیریت مواد زائد جامد شهری و شاخصهای پایداری محیطزیست شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج و یافته ها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که بین مدیریت مواد زائد جامد شهری و سطح پایداری محیطزیست در شهر پیشوا رابطه معناداری وجود دارد. در میان ابعاد مختلف پایداری مورد بررسی، بعد زیستمحیطی بیشترین میزان تأثیرپذیری را با میانگین ۳/۴۳ به خود اختصاص داده است که بیانگر اهمیت نقش سیستمهای مؤثر جمعآوری، بازیافت و دفع پسماند در بهبود شرایط محیطزیستی است. در مقابل، بعد فضایی با میانگین ۲/۸۸ کمترین میزان تأثیرپذیری را نشان داده است که ضرورت توجه بیشتر به برنامهریزی فضایی و زیرساختهای مرتبط با مدیریت پسماند را نشان میدهد. در مجموع، نتایج تأیید میکند که بهبود مدیریت مواد زائد جامد شهری میتواند نقش قابلتوجهی در ارتقای پایداری محیطزیست شهری و دستیابی به توسعه پایدار شهری داشته باشد.
بررسی تاثیر احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی: ایستگاه 45 متری گلشهر کرج)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 429-453
امیرهوشنگ رجبی کلوانی، اسماعیل نصیری هنده خاله، شاه بختی رستمی
چکیده زمینه و هدف : مترو، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از زﻳﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎی اﺻﻠﻲ ﺷﻬر میتواند تاثیرات شگرفی در نظام ﺗﻮﺳﻌﺔ ﺷﻬﺮی به همراه داشته باشد. پژوهش حاضر ﻧﯿﺰ در پی آن اﺳت ﺗﺎ به بررسی اثرات احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی:ایستگاه 45 متری گلشهر کرج) بپردازد چرا که ﮐﻪ سیستم حملونقل عمومی مترو یکی از ﮐﺎرآﻣﺪﺗﺮﯾﻦ اشکالﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ در ﺷﻬﺮﻫﺎی اﻣﺮوزی است.
روش شناسی: ﭘﮋوﻫﺶ حاضر در قالب دو بخش آمار استنباطی و تصمیمگیری چندمعیاره مورد ارزیابی قرار گفته است. الگوی حاکم بر پژوهش به لحاظ رویکرد، راهبردی؛ از نظر ماهیت، شناختی؛ به لحاظ هدف، کاربردی؛ از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی؛ به لحاظ زمان، مقطعی؛ و از نظر نوع داده، کمی و کیفی است. با توجه به پرسشهای پژوهش که از نوع علی ـ معلولی هستند، چهار فرضیه معرفی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان محله گلشهر کرج است و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران به شیوه محاسبه آنلاین استفاده شد و به تعداد 384 نفر تعیین گردید. همچنین برای بخش تصمیمگیری چندمعیاره با 20 متخصص رایزنی شد.
نتایج و یافتهها: در گام نخست به تعیین و رتبهبندی اهمیت معیارهای کیفیت بنا و فضا، دسترسپذیری، مطلوبیت منظرههای محیطی، بهره اقتصادی و ارزش زمین با استناد به آرای شهروندان ساکن در محله گلشهر کرج پرداخته شده و براساس ضریب طیف لیکرت و شناسایی شاخصهای اثرگذار بر آنها، معیار کیفیت فضا و بنا در رتبه نخست قرار گرفت که ناشی از اهمیت شاخصهای "رضایتمندی کلی از تأسیسات زیربنایی و روابط همسایگی" در محله گلشهر است؛ ضمن آنکه شاخص تأثیر مترو بر کاربری تجاری نیز دارای بیشترین اهمیت از نگاه پاسخگویان است. همچنین بررسی فرضیهها با استفاده از آزمون تی تکنمونه نشان داد که در چهار معیار مذکور، در محله گلشهر کرج میتوان به اثر مثبت احداث ایستگاه متروی 45 متری بر عرصههای پیرامونی پی برد. در گام بعد، عناصر اثرگذار بر یکپارچگیِ اثربخشیِ سامانههای حملونقل همگانی و عرصههای زمین و کاربریهای مرتبط، با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسلهمراتبی برای اولویتبندی معیارها و شاخصها، مورد ارزیابی قرار گرفتند. براساس نتایج، معیارهای حملونقل، اقتصادی، اجتماعی و محیطی به ترتیب دارای بیشترین تا کمترین اهمیت هستند.
