ارزیابی توان اکوتوریستی و ژئوتوریستی شهرستان پارسآباد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 دی 1404
عقیل مددی، فاطمه امامیان، فاطمه تقوینیا، پریا نصیری
چکیده مقدمه و هدف: شهرستان پارسآباد با برخورداری از قابلیتهای طبیعی و جاذبههای گردشگری، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد. با این حال، به دلیل عدم معرفی و اطلاعرسانی مناسب، کمبود راههای دسترسی و تابلوهای راهنمایی، و محدودیت زیرساختها و امکانات اقامتی، بسیاری از مناطق دیدنی آن حتی برای گردشگران داخلی نیز ناشناخته باقی مانده و فعالیت گردشگری به شکل مطلوب انجام نمیشود. هدف این پژوهش، بررسی توانمندیهای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد با تمرکز بر ژئومورفوسایتها (قلعه اولتان، برج قارلوجا، پارک ملی ارس، تپه نادری و قئرخ پله) جهت ارتقای جذب گردشگر است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به لحاظ روششناسی، ترکیبی از مطالعات نظری و میدانی میباشد. ارزیابی ژئومورفوسایتها با استفاده از مدل پریرا انجام شد.
یافتهها و نتایج: یافتهها: پس از ارزیابی، امتیازات ژئومورفوسایتها به ترتیب زیر بهدست آمد: قلعه اولتان 11/45، برج قارلوجا 11/165، پارک ملی ارس 12/7، تپه نادری 12/31 و قئرخ پله 13/7. بر اساس این امتیازات، ژئومورفوسایت قئرخ پله رتبه اول، پارک ملی ارس رتبه دوم و تپه نادری، قلعه اولتان و برج قارلوجا به ترتیب رتبههای سوم تا پنجم را کسب کردند. نتایج پژوهش نشاندهنده توانمندی بالای اکوتوریستی شهرستان پارسآباد است و میتواند به مدیران و برنامهریزان حوزه گردشگری کمک کند تا با پشتیبانی علمی و برنامهریزی مناسب، توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر در این منطقه را بهبود بخشند.
تحلیل تغییرات فضایی زمانی کاربری اراضی شهری و اثرات توسعه اسپرال (مطالعه موردی: سلماس)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 دی 1404
حسن محمودزاده، ایرج تیموری، علی ببرنژاد قره قشلاقی
چکیده چکیده
زمینه و هدف:
رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، منجر به توسعه اسپرال بیرویه شده که با نابودی اراضی زراعی، کاهش فضاهای سبز و تخریب محیط زیست همراه است. در ایران، شهرها از دهه ۱۳۴۰ با رشد برونزا و بورسبازی زمین مواجه بودهاند که گسترش افقی را تشدید کرده است. شهر سلماس، به عنوان یکی از شهرهای متوسط استان آذربایجان غربی، در چهار دهه اخیر مساحت خود را نزدیک به دو برابر افزایش داده و نمونهای بارز از این تحولات است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تغییرات فضایی-زمانی کاربری اراضی شهری سلماس در بازه ۱۳۶۸-۱۴۰۲ با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست و مدل CA-Markov، و ارزیابی اثرات توسعه اسپرال با مدل هلدرن است. فرضیات تحقیق عبارتند از: (۱) تغییرات کاربری اراضی در سه دهه گذشته به صورت اسپرال بوده است؛ (۲) این توسعه اثرات زیستمحیطی مشخصی مانند کاهش فضاهای سبز داشته است.
روششناسی:
دادههای اصلی شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۵ (ETM+) برای سال ۱۳۶۸ (۱۳/۰۶/۱۹۸۹) و لندست ۸ (OLI/TIRS) برای سال ۱۴۰۲ (۲۷/۰۶/۲۰۲۳) از سایت USGS بود. دادههای ثانویه شامل نقشههای کاربری اراضی شهرداری سلماس، دادههای جمعیتی مرکز آمار ایران (۱۳۶۸-۱۴۰۲) و نقشههای توپوگرافی ۱:۲۵۰۰۰ برای تصحیح هندسی بودند. بازدید میدانی برای اعتبارسنجی نمونههای آموزشی انجام شد. تصاویر در ENVI پیشپردازش شدند (برش ROI، کالیبراسیون رادیومتریک، تصحیح اتمسفری QUAC، تصحیح هندسی با GCPها به دقت <۰.۵ پیکسل). طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال (MLC) چهار کلاس را تعریف کرد: سطوح ساختهشده (مسکونی/تجاری)، اراضی بایر، پارک و فضای سبز، اراضی زراعی. پس از طبقهبندی، فیلتر Majority/Minority برای حذف پیکسلهای پراکنده اعمال و دقت با ماتریس خطا (کاپا >۰.۸۵) ارزیابی شد. تغییرات با ماتریس گذار متقاطع در ArcGIS ۱۰.۸ و نرخ تغییرات سالانه محاسبه گردید. مدل CA-Markov در TerrSet ۲۰۲۰ با ماتریس احتمال گذار مارکوف، نقشههای تناسب مکانی با عوامل پیشران: فاصله از مراکز شهری، شیب، رودخانهها) و شبیهسازی تا ۱۴۲۲ (همسایگی مور، ۸ سلول) انجام شد. شاخص هلدرن (رابطه ۲) برای ارزیابی اسپرال استفاده گردید.
یافتهها و نتایج:
از ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲، اراضی ساختهشده از ۵۳۸.۲۹ هکتار (۲۳%) به ۱۱۸۷.۶۴ هکتار (۵۰.۸%) افزایش یافت، اراضی بایر از ۱۲۰۵.۱۹ هکتار (۵۱.۵%) به ۸۳۸.۱۷ هکتار (۳۵.۸%) کاهش یافت، اراضی زراعی از ۵۲۵.۹۶ هکتار به ۱۸۲.۷ هکتار (-۶۵.۲۶%) کم شد و فضاهای سبز از ۶۹.۲۱ هکتار به ۱۲۸.۹۷ هکتار (+۸۶.۳۴%) افزایش یافت. ماتریس تغییرات نشان داد ۳۶۷.۰۱ هکتار بایر و ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی به ساختهشده تبدیل شده است. شبیهسازی تا ۱۴۲۲ پیشبینی میکند: ساختهشده به ۱۴۰۱.۶۶ هکتار (+۱۸.۰۲%)، بایر به ۷۴۷.۲۴ هکتار (-۱۰.۸۴%)، فضاهای سبز به ۱۰۷ هکتار (-۲۷.۱۵%) و زراعی به ۹۳.۹۵ هکتار (-۴۸.۵۷%). شاخص هلدرن حاکی از ۳۷% اسپرال در رشد سلماس (جمعیت از ۶۰۶۲۴ به ۹۹۶۸۱ نفر، مساحت شهری نامتناسب) با تخریب ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی است. نتایج بر لزوم ترویج الگوهای شهر فشرده برای توسعه پایدار در شهرهای متوسط مرزی مانند سلماس تأکید دارد و کاربرد RS/GIS با مدلهای پیشبینیکننده را برای سیاستگذاری پیشنهاد میکند.
تدوین چارچوب مفهومی اصول طراحی شهری مرتبط با کاهش بیماری دمانس در سالمندان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 19-33
حانیه سیوانی امیرخیز، پانتهآ حکیمیان
چکیده زمینه و هدف: امروزه با تغییرات جمعیتی، افزایش تعداد سالمندان و به دنبال آن، شیوع بیماری دمانس یا دمانس، ایجاد محیطهای شهری که نیازهای این افراد را برآورده کند، ضرورت دارد. این امر نیاز به تبیین یک چارچوب مفهومی جامع از اصول طراحی شهری را که به طور خاص برای رسیدگی به چالشهای پیچیدهای که افراد مبتلا به دمانس با آن مواجه هستند، نشان میدهد. شواهد و مطالعات حاکی از آن است که طراحی شهری بر کاهش علائم بیماری مبتلایان به دمانس ساکنان شهرها تأثیر دارد. از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین طراحی محیط شهری و بیماری دمانس و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به اصول طراحی شهری جهت جلوگیری از تشدید علائم بیماری افراد مبتلا به دمانس از طریق طراحی شهری میباشد.
روش: پژوهش حاضر، مروری کمی و کیفی بر مطالعات موجود در زمینه " اصول طراحی شهری مرتبط با افراد مبتلا به بیماری دمانس" است. شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانهای بوده و تحلیل دادهها از نوع تحلیل محتوا میباشد. از این رو، مقالات انتشار شده در زمینه اصول طراحی شهری افراد مبتلا به بیماری دمانس انجام شده است. در این راستا، دادههای این پژوهش از طریق مطالعه اسنادی متون معتبر حوزه طراحی شهری، روانشناسی محیطی، روانشناسی و روانپزشکی گردآوری شد. پایگاههای اطلاعاتی برای جستجو و استخراج مقالات pubmed ، web of science، scopus، sage، science direct و taylor & francis انتخاب شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای تحقیق شامل مولفههای محیط ساخته شده و اصول طراحی شهری مرتبط با بیماری دمانس میباشد که در ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و... مطرح شده است. در انتها کیفیتهای اشاره شده در مطالعات با فراوانی آنها، محاسبه و جدول و نمودار مربوطه رسم گردید. همچنین به منظور شناسایی مولفههای طراحی شهری جهت پاسخگویی به نیازهای محیطی افراد مبتلا به دمانس، چارچوب پیشنهادی پژوهش ارائه گردید. این چارچوب مفهومی به عنوان یک منبع راهنما برای برنامهریزان شهری، معماران و سیاستگذارانی است که به دنبال ایجاد شهرهای همهشمول دمانس هستند. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که طراحی شهری دارای اصول و مولفههای تاثیرگذار بر بهبود اختلال شناختی در افراد مبتلا به بیماری دمانس میباشد که از دستاوردهای اصلی این تحقیق است.
کاربست تئوری زمینه گرایی در طراحی ورودی شهرکرمانشاه از سمت همدان
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 23-42
اردلان حسینی، کیومرث حبیبی
چکیده عدم توجه به فضای ورودی شهر در جریان رشد شتابان شهرنشینی، این فضاها را با بحران بیهویتی روبهرو کرده است. دستیابی به طراحی دارای کیفیت قابلفهم ، رجوع به زمینه طرح راه برونرفت از این مسائل است. هدف از این پژوهش؛ حفظ و تداوم هویت پیشین، ارتباط مخاطب با هویت مکان از طریق ارتباط بصری با عناصر نمادین، ایجاد مکث از طریق ارتباط بصری با نشانهها و عناصر نمادین محلی در طراحی ورودی شهر کرمانشاه (از سمت همدان) است. روش پژوهش در این پژوهش ترکیبی است. در این پژوهش با رویکرد تفسیرگرایی، سعی شد به این سؤال که افراد، هویت ورودی شهر کرمانشاه از سمت همدان را چگونه درک و ارزیابی میکنند؟ پاسخ داده شود. در این راستا دادهها از طریق فنون مصاحبه عمیق و مشاهده و بازدید میدانی، گردآوری و موردبررسی قرار گرفتند. نمونهگیری، هدفمند بوده و مصاحبهها پس از 30 نمونه به اشباع نظری رسید. در تحلیل دادههای مصاحبه، از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. در نهایت نتایج برگرفته از تحلیل تماتیک و مشاهدات میدانی طبقهبندی و تفسیر شد. نتایج این پژوهش نشان داد عدم بهکارگیری عناصر محیطی (انسانی و طبیعی) در ورودی شهر کرمانشاه باعث شده تا ورودی شهر، فاقد مؤلفههای یک ورودی متمایز باشد. مهمترین عناصر محیطی شناساییشده بهعنوان نشانه و نمادهای بومی کرمانشاه عبارتاند از ؛ طاقبستان، طاق گرا، مصالح سنگ و پوشش گیاهی منطقه، که در صورت کاربست این عناصر در ورودی شهر بر اساس رویکرد زمینه گرایی میتوانند باعث هویت بخشی به ورودی و آن را واجد مؤلفههای یک ورودی متمایز نمایند.
بررسی جامعه شناختی تأثیر حاشیه نشینی بر مدیریت شهری (مطالعهی موردی: ناحیهی کریم آباد شهر زاهدان
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 25-44
آرزو براهویی، حسین ابراهیم زاده آسمین، خدیجه اسدی سروستانی
چکیده شهر زاهدان یکی از بی قاعده ترین روندها در گسترش فیزیکی شهری را طی سه دههی گذشته دارا بوده است. فقر و بیکاری مطلق منجر به افزایش سکونتگاههای غیر رسمی و ناهنجاریهای فضایی-کالبدی در سطح شهر گردیده است. این مطالعه با هدف بررسی جامعه شناختی تأثیر حاشیه نشینی بر مدیریت شهری شهر زاهدان در ناحیهی کریم آباد انجام شد. روش پژوهش در این پژوهش، پیمایشی و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه است. روش نمونه برداری تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه انتخاب گردید. از این رو 375 پرسشنامه بین ساکنان 18 تا 70 سال سن ناحیه توزیع گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL صورت گرفته است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بیشتر افراد دارای تحصیلات دیپلم به پایین و میزان درآمد کمتر از ده میلیون ریال و دارای مشاغل آزاد و کارگری بودند که همه این مسایل بستری برای آسیب های اجتماعی در ناحیهی فراهم خواهد نمود. در ادامه با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف نرمال بودن داده ها مورد بررسی قرار گرفت. مطابق با نتایج حاصل از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف مقدار معناداری برای متغیرهای اقتصادی،090/0، فیزیکی-کالبدی108/0، خدماتی- زیست محیطی070/0 و مدیریت شهری051/0بود. در پاسخ به چگونگی وضعیت اقتصادی، وضعیت فیزیکی- کالبدی، خدماتی- زیست محیطی و مدیریت شهری نتایج نشان داد که شرابط در تمامی ابعاد متوسط رو به پایین می باشد و در این میان مدیریت شهری با 637/3 با بیشترین میانگین نسبت به سایر ابعاد وضعیت بدتری داشت. همچنین نتایج نشان داد مؤلفه های اقتصادی، فیزیکی- کالبدی، خدماتی- زیست محیطی و جمعیت شناختی بر مدیریت شهری شهر زاهدان تاثیرگذار است. در مورد سازوکار بهبود، علاوه بر محور توجه به نیازهای اقتصادی، مفاهیمی مرتبط با مدیریت کنترلی شهری و فعالیت های فرهنگی و افزایش آگاهی حاشیه نشینان، مورد توجه است.
شناسایی و تدوین راهبردهای نوسازی بافت فرسوده با تلفیق مدلهای استراتژیک و تحلیل شبکه (SWOT - ANP) (مطالعه موردی: محله دردشت اصفهان)
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 30-48
جمال محمدی، زهرا سالاری
چکیده زمینه و هدف: امروزه به لحاظ ساختاری و عملکردی بافتهای فرسوده دچار کمبودهایی شدهاند که نمیتوانند پاسخگوی نیازهای امروزی ساکنان نیز باشند. با وجود ناکارآمدی بافتهای فرسوده شهری امروزه میتوان با کمک روشهای استراتژیک و تحلیل شبکه به ارائه راهبردهای مختلف جهت نوسازی بافتهای فرسوده پرداخت. هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه راهبردهای نوسازی بافت فرسوده با تلفیق مدلهای استراتژیک که تحلیل شبکه در محله دردشت اصفهان صورت گرفته است.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و شیوه مطالعه برحسب روش و ماهیت، توصیفی – تحلیلی می باشد. برای گردآوری اطلاعات در این مطالعه از روش های کتابخانه ای و اسنادی، روش مشاهده مستقیم و مطالعات میدانی و پیمایشی مانند مصاحبه با مردم، کارشناسان و نخبگان شهری و تهیهی پرسشنامه به روش دلفی استفاده شد. پرسشنامه نیز بصورت محقق ساخته و با سوالات بسته در قالب طیف لیکرت با گویه های پنج گزینه ای تنظیم شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مسئولان و کارشناسان سازمانها و نهادهای مرتبط با نوسازی و بهسازی شهری می باشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد WO1 , SO2, WT1 سه راهبرد اصلی برای نوسازی بافت فرسوده محله دردشت می باشند که عبارت اند WT1 بهبود یافتن معابر تنگ و باریک و افزایش کیفیت، SO2 احاطه شدن محله با شبکه ارتباطی مهم و تاثیر ویژه آن در بهبود کیفیت کاربریهای محله و راهبردهای بازنگری، WO1 فرصت مناسب وجود اراضی بایر و مخروبه جهت بکارگیری در راستای پیشبرد سریع برنامه ها و طرح های کالبدی به ترتیب اولویت اول تا سوم را جهت نوسازی بافت فرسوده محله دردشت را به خود اختصاص داده است.
ارزیابی توزیع فضایی دستگاههای خدمات رسان با تأکید بر دسترسی (نمونه موردی گرگان)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 33-48
رضا خلیلی باروق، سیدکامبیز لطیف عقیلی، شمسی سادات میراسداللهی
چکیده زمینه و هدف: شهرها به عنوان منبع توسعه در اثر ساختارهای ناکارآمد با چرخه نامطلوبی از نابرابریها روبرو شده و بیعدالتی در توزیع خدمات در شهرها شکل گرفته است لذا عدالت فضایی در توزیع خدمات جهت تخصیص عادلانه یکی از اهداف برنامهریزان می باشد.
روش بررسی: این پژوهش که باهدف ارزیابی توزیع فضایی دستگاههای خدماتی شهر گرگان انجام شده؛ از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی - تحلیلی است. جمعآوری اطلاعات بر اساس منابع کتابخانهای، اسنادی و مطالعات میدانی است . درتحلیل بخش های مختلف پژوهش از نرم افزار SPSS استفاده گردید. پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ 834/0 و حجم نمونه آماری 384 نفر از شهروندان است. محدوده پژوهش شهر گرگان با مساحت 3560 هکتار است که در سرشماری سال 1395 دارای 353000 نفر جمعیت میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای نشان میدهد شاخص های رفع نیاز شهروندان، چرخه نامطلوب خدمات و فاصله طبقاتی به ترتیب دارای بالاترین سطح میانگین در توزیع اماکن خدماتی هستند و بین توزیع اماکن خدماتی و رضایتمندی در محدوده مطالعاتی رابطه معناداری وجود دارد. در بخش تحلیل نقش مدیریت شهری در بهبود وضعیت اماکن خدماتی از بین شاخص های انتخاب شده ناکارآمدی مدیریت شهری رتبه اول شاخص ها ، مدیریت آگاهانه در رتبه دوم و خدمات رسانی مطلوب در رتبه سوم شاخص ها قرار گرفت و شاخص نظارت مستمر با به عنوان رتبه آخر برای شاخصهای مدیریت شهری موثر در توزیع اماکن خدماتی شهر گرگان بر اساس آزمون فریدمن انتخاب و در انتها جهت بهبود ووضعیت خدمات رسانی دستگاه های خدماتی پیشنهاداتی مطرح گردید.
بررسی تابع تقاضای انرژی در بخش خانگی خانوارهای شهری و روستایی استان ایلام با استفاده از رگرسیون معادلات بهظاهر نامرتبط
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 45-60
کبری تنهایی، علی سایه میری
چکیده الگوسازی تقاضای انرژی در بخشهای مختلف مصرفکننده، گام مهمی برای مدیریت بهتر و سیاستگذاری مناسب بهمنظور افزایش بهرهوری در بخش انرژی است. بخش خانگی یکی از مهمترین اجزای مصرفکننده انرژی در کشور و استان ایلام است. این مطالعه با هدف بررسی تابع تقاضای انرژی در بخش خانگی استان ایلام انجام شده است. روش پژوهش با استفاده از سیستم تقاضای تقریبا ایدهآل و رگرسیون معادلات بهظاهر نامرتبط برای دورهی زمانی سالهای 1367 تا 1397 انجام شد. نتایج برآورد مدل بهصورت مقید و غیرمقید نشان میدهد که کشش خودقیمتی در این دو حالت تفاوت معناداری با هم ندارند و کلیهی کششهای قیمتی موافق مبانی نظری تقاضا و منفی میباشند. از آنجایی که وجود قید همگنی در این مدل تأیید شده است نتایج کشش درآمدی نشان میدهد این گروه برای خانوارهای استان ایلام کالایی ضروری محسوب میشود. کشش قیمتی تقاضای انرژی شامل گاز و برق در مدل غیرمقید 02/2- و در مدل مقید 04/1- میباشد که نشاندهندهی پرکشش بودن این گروه کالایی در سبد مصرفی خانوارهای ایلامی میباشد. همچنین نتایج کشش درآمدی مدل غیرمقید نشان میدهد گروه کالایی انرژی (شامل برق و گاز طبیعی)، گروه کالایی سایر، پوشاک و مسکن در زمرهی کالاهای لوکس، و گروه کالایی بهداشت و خوراک جزء کالاهای ضروری به شمار میروند. همچنین بر اساس کششهای درآمدی مدل مقید گروه کالایی انرژی(برق و گاز طبیعی) کالایی نیمه ضروری محسوب میشود. گروه کالایی مسکن و سایر نیز جزء کالای لوکس، همچنین گروههای کالایی خوراک و پوشاک از گروه کالاهای نیمه ضروری و گروه کالای بهداشت جزء کالای ضروری محسوب میشوند.
بافتهای فرسوده فرصتی برای توسعه درونزای شهری در راستای تأمین مسکن محله سرچشمه منطقه سه شهر اصفهان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 48-65
فهیمه فدائی جزی، رضا مختاری ملک آبادی، مهدی ابراهیمی بوزانی
چکیده بافتهای فرسوده مهمترین پتانسیل شهرها برای استفاده از زمین، جهت اسکان جمعیت، تأمین فضاهای باز و خدماتی و نیز بهبود محیطزیست محسوب میشوند. از سوی دیگر این بافتها راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترش کالبدی شهر از زمینهای توسعه نیافته پیرامون شهری و توسعه زمینهای خالی و متروکه داخل متاطق شهری است که میتواند به احیاء و تجدید حیات شهری کمک نماید. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی ظرفیتپذیری بافت فرسوده در جهت تولید مسکن میباشد. این پژوهش از حیث ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی –تحلیلی و از حیث هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. در جهت رسیدن به اهداف پژوهش با بهکارگیری دادههای مکانی و انجـام تحلیلهای مربوطه در سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تصمیمگیری چنـد معیـاره AHP,VIKOR,SAW اقدام شده است. جامعه آماری این پژوهش متخصصین حوزه شهری شهر اصفهان و حجم نمونه از طریق اشباع نظری به تعداد 30 کارشناس است. روش نمونهگیری هم به صورت نمونهگیری گلوله برفی میباشد. نتایج حاصل از دو روش ویکور و ترکیب وزنی خطی نشان میدهد که از مجموع کل مساحت محله سرچشمه، در مدل ویکور حدود 336354.29 مترمربع و در مدل ترکیب خطی وزنی حدود15213.59مترمربع ظرفیت بالا جهت تولید مسکن دارا میباشند. ازآنجاییکه تعداد پیکسلهای در آستانه مطلوبیت در مدل ویکور بیشتر است خروجی مدل ویکور در جهت استفاده از بافت فرسوده جهت تأمین مسکن آتی در اولویت میباشد.
ارزیابی توزیع کاربری های مختلف شهر کرمان با تاکید بر جهت توسعه آتی شهر کرمان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 48-65
ابوالفضل ترک زاده، مریم ابراهیمی، بهنام مغانی رحیمی
چکیده زمینه و هدف: الگوهای کاربری اراضی شهری در طول زمان دچار تغییرات اساسی میشوند که در ایجاد این تغییرات، نقش انسان و فعالیتهای او از همه بیشتر میباشد. از این رو مدل سازی و پیشبینی تغییرات کاربری اراضی در آینده با توجه به تغییرات آنها در گذشته، به مدیران و برنامهریزان شهری در اتخاذ تصمیمات بهتر برای جهت دهی به توسعه آتی شهر بسیار کمک خواهد کرد. در راستای موارد مذکور، هدف تحقیق حاضر آشکارسازی تغییرات و مدل سازی توسعۀ شهر کرمان کمک خواهد کرد. برای نیل به این هدف، از تصاویر سنجندههای TM ،ETM+ و OLI ماهواره لندست به ترتیب برای سال های 2010 تا 2020 به منظور تهیۀ نقشه های کاربری اراضی منطقه مورد مطالعه استفاده گردید. به علاوه پارامترهای مورد استفاده در این تحقیق شامل فاصله ازراه ها و جادهها، فاصله از مراکز آموزش عالی و فاصله از مراکز نظامی در نظر گرفته شد. درمرحلۀ پیش پردازش پس از اعمال تصحیحات هندسی، رادیومتریک و اتمسفری، عملیات بارزسازی تصاویر اجرا و با بهرهگیری از روش طبقه بندی نظارت شده با الگوریتم حداکثر احتمال، در سه کلاس اراضی ساخته شده، اراضی بایر و پوشش گیاهی نقشههای کاربری اراضی تهیه شدند. در مرحله دوم، تغییرات صورت گرفته از لحاظ مساحت، روند و توزیع مکانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت در مرحلۀ بعد براساس این تغییرات و سه متغیر مستقل، مدل سازی پتانسیل تبدیل کاربری چند لایه انجام شد. این روش میتواند برای پیشبینی تغییرات آینده مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ- ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ اﺳﺖ، دادهﻫﺎى ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ روش اﺳﻨﺎدى و میداﻧﻲ و مراجعه به سازمانها ﺗﻬﻴﻪ ﺷﺪه. انواع کاربریها در سطح شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت و نسبت هر یک به دست آمد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پیش بینی سال 1405 گویای این واقعیت است که در صورت ادامۀ روند کنونی تغییرات تا سال 1405 ، مساحت 1357 هکتار نسبت به وضعیت کنونی افزایش خواهد یافت و مساحت طبقههای اراضی بایر و پوشش گیاهی به میزان 1077 و 472 هکتار کاهش مییابد. نتایج این مطالعه میتواند به برنامهریزان و مدیران شهری برای درک بهتر شرایط فعلی و اتخاذ تصمیمهای مناسب در آینده، برای مدیریت مناسب پوشش زمین کمک کند.
بررسی عملکرد تأثیر بهسازی بافتهای فرسودهی شهری بر کیفیت زندگی محلهی نارنجباغ شهر نکا استان مازندران
دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 59-77
حسن احمدی، اسداله دیوسالار، مریم مومن پور آکردی
چکیده با توجه به نقاط قوتی که بهسازی بافتهای فرسوده در استان مازندارن و بهخصوص شهرستان نکا از قبیل رشد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بهوجود میآورد، هنوز با چالشهای مهمی در زمینههای تخریب فیزیکی و محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، نابرابریهای اقتصادی، کمبود مسکن و ترافیک روبرو میباشد که این مشکلات کیفیت زندگی شهری را به شدت در این نقاط کاهش داده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بهسازی بافت فرسوده بر زندگی شهری با رتبهبندی عوامل تأثیر گذار توسط تکنیکهای دیمتل فازی و ویکتور فازی پرداخته است. این پژوهش بنابر ماهیت، توصیفی- پیمایشی و از نوع تحقیقات کاربردی است. در بخش جمعآوری اطلاعات وضع موجود در شیوهی میدانی، از پرسشنامه، جامعه آماری پژوهش جمعیت ساکن در محلات نارنجباغ شهرستان نکا و حجم نمونه برابر با 381 نفر از شهروندان است. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری Excel،SPSS و جهت کشف و مطلوبیت متغیرها از آزمون آماری معادلات ساختاری، برای اثبات فرضیهها از آزمون رگرسیون و در ادامه با تکنیک دیمتل فازی به رتبهبندی معیارها و شاخصها پرداخته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که بهسازی بافت فرسوده بر کیفیت زندگی شهری شهروندان نارنجباغ اثرگذار است و ارتباط مستقیم دارد به این معنا که هرچه میزان بهسازی و بازسازی بافت فرسوده و یا به تعبیری هرچه بافت سکونتگاها از کیفیت بهتری برخوردار باشد، کیفیت زندگی در این گونه بافتها از سرزندگی و سلامت بیشتری برخوردار است و ساکنان رضایت بیشتری از زندگی دارند.
ریز پهنه بندی زمین لغزش با استفاده از تکنیک دیمتل و AHP فازی (مطالعه موردی: بخش دهدز استان خوزستان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 61-81
نسرین آتش افروز، مسعود صفائی پور
چکیده زمین لغزش همواره به عنوان تهدیدی جدی برای سکونتگاههای انسانی مطرح است. در مواجهه با چنین سوانحی در لحظه وقوع؛ کار چندانی نمی توان انجام داد، در حالی که اثرات آن را با برنامه ریزی و در راستا کاهش تلفات و خسارتهای احتمالی از قبل می توان خنثی نمود. پژوهش حاضر با هدف نگاه سیستمی به مخاطرات طبیعی از جمله زمین لغزش به دنبال ترسیم برنامهای علمی و دقیق برای آمادگی و برنامهریزی پیش از بحران بر مبنای به کارگیری سیستم اطلاعات مکانی و مدل های تصمیم گیری چند معیاره در راستای پهنه بندی خطرپذیری زمین لغزش و تعیین جهت توسعهی سکونتگاهی قابل پیش بینی می باشد. پژوهش حاضر 15 معیار مؤثر در خطرپذیری زمین لغزش استخراج گردید. و با استفاده از نتایج حاصل از ارزیابی دو مدل دیمتل و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مدل دیمتل منطبق با اصول و قوانین ریاضی بوده و از قطعیت بیشتری برخودار بوده است. در حالی که فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تنها منطبق با دانش و نوع امتیاز کارشناسان بوده است. در پهنه بندی خطر پذیری با مدل دیمتل، پهنه های با خطرپذیری کم با 1/37% (190.39 کیلومتر مربع) از کل مساحت 513.12 کیلومتر مربع، بیشترین مساحت را دارا می باشد. همچنین پهنه های با خطرپذیری بسیار زیاد با32/2%(11.89 کیلومتر مربع)، و در پهنه بندی خطر پذیری با سیستم تحلیل سلسله مراتب فازی، پهنه با خطر پذیری بسیارکم، 53/ 36% (43/187 کیلومتر مربع) و همچنین پهنه با خطر پذیری بسیار زیاد 2/11% (57.6 کیلومتر مربع) رتبه بندی شد.
تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 66-82
محمد رئوف حیدریفر، رحمت الله بهرامی، فریدون باتمانی
چکیده استان کردستان در غرب ایران با دارابودن مرز مشترک با کشور عراق، پتانسیل های قوی و بالقوه ایی جهت توسعه بازرگانی، به خصوص در شهرهای مرزی را دارا است. در این راستا توسعه و و جود منابع و امکانات در شهرستانهای استان کردستان بهعنوان شهرهای مرزی میتواند نقش مهم و حیاتی در برقراری ارتباط با کشورهای همسایهی خود داشتهباشد و هم می تواند آهنگ همگرایی ملی را تسریع کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیلی بر توانهای توسعه شهرستانهای استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی بود. . و از نظر هدفگذاری کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر توسعه استان کردستان با تاکید بر شاخصهای همگرایی ملی، با استفاده از نظرات 45 نفر از کارشناسان از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست برای آزمون فرضیه از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین تحقق توسعه یافتگی و اثرگذاری آن بر روی همگرایی ملی با ضریب مسیر 0.48 رابطه مؤثری وجود دارد بدین معنی مؤلفهها و معیارهای توسعه یافتگی 0.48 درصد موفقیت استراتژی توسعه یافتگی را تبیین میکند. از طرف دیگر بین (شاخصهای توسعه انسانی با ضریب مسیر 0.91) با تحقق توسعه یافتگی رابطه علی قوی وجود دارد یعنی دسترسی به شاخصهای توسعه انسانی تعیین کننده توسعه یافتگی میباشد، ولی بین عوامل دسترسی توسعه سیاسی (با ضریب مسیر 0.021- ) با موفقیت توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان رابطه علی وجود ندارد و این بدین معنی است که عوامل دسترسی توسعه سیاسی به واسطه تأثیری که بر تحقق توسعهیافتگی شهرستانهای استان کردستان میگذارد میتواند عاملی تعیین کننده در موفقیت توسعه یافتگی شهرستانهای استان کردستان تلقی گردد. در مجموع چنین میتوان گفت که توسعه یافتگی شهرستانها بر معیارهای همگرایی ملی اثرگذار است.
بازآفرینی پایدار و خلاق شهری با تاکید بر فعالیت های اقتصادی سازگار
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 76-101
آیناز ناهیدی آذر، مرتضی میرغلامی، احد نژادابراهیمی
چکیده زمینه و هدف: بازآفرینی شهری پایدار و خلاق با تأکید بر فعالیت های اقتصادی سازگار به عنوان مقاله ای سعی در پاسخگویی به سؤالات بازآفرینی دارد. با توجه به روند سریع شهرنشینی و اثرات آن بر بافت های تاریخی و فرسوده، توجه و مراقبت بیشتری در این بافت ها احساس می شود.
مواد و روش ها: در این تحقیق سعی شده است با جمعآوری نمونههای موردی به بررسی پروژههای بازآفرینی شهری پایدار و خلاق در کشورهای توسعهیافته و همچنین کشورهای تاریخی پرداخته شود و از مجموعه اطلاعات این پروژههای بازآفرینی برای ایجاد مدلی مناسب برای این موضوع استفاده شده است. . برای این منظور از جدول مقایسه ای توصیفی برای تکمیل اطلاعات و ایجاد راهکارهای خلاقانه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: بافتهای تاریخی دارای بالاترین ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی هستند که برای بهرهبرداری از آنها در راستای توسعه منطقه و همچنین جلوگیری از زوال آن، باید از راهکارهای قابل اعتماد و پاسخگو استفاده کرد. تحقیق زیر نیز در جستجوی بررسی این راهکارها و امکان سنجی بازآفرینی خلاقانه مبتنی بر اقتصاد بومی در پروژه های شهرهای مختلف جهان به منظور پرکردن خلأ توسعه بافت های تاریخی به ویژه از منظر اقتصادی است. . نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بهترین و جامع ترین روش برای بازآفرینی و طراحی بهتر و بهینه این بافت تاریخی، اقتصاد خلاق و راهکارهای آن است که شامل برندسازی، افزایش ارتباط بین گردشگری و صنایع، ایجاد ارزش های اقتصادی، سرمایه گذاری، ایجاد یا تغییر کاربری است، بنابراین استفاده از رویکرد مطلوب و توسعه خلاق اقتصادی در بازآفرینی بافت تاریخی، پویایی و توسعه اقتصادی و فرهنگی آن را در پی خواهد داشت
تحلیل شاخصهای شهر خلاق با استفاده از مدل ساختاری تفسیری (مطالعهی موردی: شهر کرمانشاه)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 82-104
مسلم رستمی، ساره رضایی اسحق وندی
چکیده شهرهای خلاق شهرهای هستند که قادرند راه حلهای جدیدی برای مشکلات روزمره شان ارائه دهند، شهر خلاق مکانی برای رشد خلاقیتها در شهر، جایگاهی برای خلاقیتهای هنری، نوآوری علمی و فناورانه، صدای فرهنگ رو به رشد است و در بین برنامهریزان شهری بسیار مهم قلمداد میگردد از این رو میزان خلاقیت شهرها مسألهای در جهت پیشرفت شهرهای بزرگ محسوب می گردد. حرکت به سمت شهر خلاق جهت توسعهی هر چه بیشتر امری ضروری میباشد؛ زیرا شهرها بسترساز تعاملات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره هستند، در همین راستا؛ هدف پژوهش حاضر تحلیل شاخصهای شهر خلاق با استفاده از مدل ساختاری تفسیری ISM در شهر کرمانشاه است. و از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. در روند تهیه و تولید دادهها ابتدا عوامل مؤثر بر شهر خلاق شهر کرمانشاه با استفاده از نظرات 30 نفر از مدیران شهری ، استادان و کارشناسان در دانشگاهها و مراکز پژوهشی از طریق روش دلفی شناسایی شدهاست. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات هشت عامل به عنوان عوامل تاثیرگذار قوی بر شهر خلاق، شهر کرمانشاه از مدلسازی تفسیری- ساختاری و سپس با نرم افزار میک مک بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد معیار سیستم حمل و نقل کارآمد و سیستم انرژی کارآمد بدون کربن تأثیرگذارترین و معیارهای ساختار مستحکم اجتماعی و خانههای امن جزء تأثیر پذیرترین عوامل به شمار میآیند و بعد اجتماعی مهمترین شاخص شهر خلاق در شهر کرمانشاه است. همچنین نتایج حاصل از میک مک نشان میدهد اکثر عوامل جزء متغیرهای پیوندی میباشند.
تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 83-102
علیرضا سیاف زاده، مجتبی مرادی، نبی الله حسینی شه پریان
چکیده روند شتابان شهرنشینی و رشد جمعیت در سه دهه گذشته در کشورهای در حال توسعه و به ویژه در کشور ایران، مسائل بسیاری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به همراه داشته است و تهیه برنامه ای جامع در بازار مسکن را ضروری ساخته است. برای چنین برنامه ای شاخص های مسکن و ارزیابی آنها ابزار مناسبی جهت سنجش نیازهای بخش مسکن در کشور است.هدف اصلی این پژوهش تحلیل فضایی شاخص های کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری – کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی – تحلیلی است. برای سنجش تفاوت بین نواحی 5 گانه شهر ایذه از 9 شاخص کمی و کیفی مسکن بهره گرفته شده است. سپس بعد از جمع آوری اطلاعات و داده های آماری، از تکنیک تصمیم گیری تاپسیس فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. در مدل تصمیم گیری تاپسیس فازی، ناحیه 2 و 3 با وزن 582/0 و 588/0 در سطح برخوردار، ناحیه4 با وزن 392/0 نیمه برخوردار و نواحی 1 و 5 با وزن 368/0 و 364/0 در سطح برخورداری کم قرار گرفته اند. بصورت کلی نتیجۀ نهایی این پژوهش، عدم انطباق توزیع شاخصهای کمی و کیفی مسکن در سطح نواحی شهر ایذه را نشان می دهد.
بررسی تاثیر رضایت شهروندان از کیفیت زندگی بر رفتارهای مثبت شهروندی منطقه 16 تهران
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 95-118
مهرزاد الله ویردی، مریم ایلانلو
چکیده شهروندی و رفتار شهروندان، از متغیرها و عوامل بنیادین، در گسترش سرمایه اجتماعی و به دنبال آن توسعه جوامع بشری است، که اهمیت یافتن آن در مطالعات شهری و پرداختن به آن در این تحقیق نشات گرفته از آن است. هدف از این پژوهش بررسی شاخصهای رضایت شهروندی و تأثیر رضایت بر رفتارهای مثبت در منطقه 16 تهران میباشد. این پژوهش از نظر روش در زمره تحقیقات توصیفی- پیمایشی و از نوع همبسـتگی محسـوب مـیشود به منظور بررسی کیفیت ادارک شده در منطقه 16 شهرداری تهران، چهار بعد ( امکانات و زیرساختهای شهری، نیازهای پایه، محیطاجتماعی و محیطزیست) و به منظور رفتارهای مثبت، رضایت کلی( 4 گویه)، دلبستگی شهروندان ( 3 گویه) ، قصد ترک(2گویه) و گفتار مثبت(2 گویه) بر مقیاس لیکرت 5 در امتیازی در نظر گرفته شد. در مرحله بعد پرسشنامه در جامعه آماری توزیع گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها پس از تهیه ماتریس همبستگی، با استفاده از برنامه Amos و از طریق تحلیل مسیر، محاسبات لازم صورت گرفت و برای مدل پیشنهادی Amos، شاخصهای نیکوئی برازش اجرا گردید. نتایج متغیر کیفیت ادارک شده نشان میدهد تفاوت چشمگیری بین نواحی مورد مطالعه در میانگین به دست آمده برای هر یک از گویهها وجود دارد به نحوی که ناحیه یک نسبت به سایر نواحی از میانگین کمتر برخوردار هستند. نتایج به دست آمده، از آزمون مدل برای بررسی روابط متغیرها به این شرح بود که تأثیر رضایت در دلبستگی شهری با 550/0 مثبت بود. تأثیر کیفیت ادارک شده در رضایت شهروند به عنوان بالاترین ضریب مسیر در بین ضرایب تأیید شد. به عنوان بالاترین ضریب مسیر در بین ضرایب تأیید شد. همچنین تأثیر مثبت متغیر رضایت در گفتار مثبت 536/0 تأیید شد.
بررسی تطبیقی فعالیت های اقتصادی در بازآفرینی خلاق مراکز محله در بافت های تاریخی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 102-122
الهه مختاری، مرتضی میرغلامی، احد نژاد ابراهیمی
چکیده زمینه و هدف: در شهرهای پرقدمت و تاریخی ایران مانند شهر تبریز، بافت های تاریخی متعدی وجود دارند که با وجود اینکه توانسته اند ارزش های گذشته خود را حفظ کنند، اما به سبب ورود مدرنیته و سرعت بالای رشد و تغییرات، در معرض زوال می باشند. از آنجاییکه این بافت های تاریخی حافظ تاریخ و پیشینه و مانند میراثی به جا مانده برای ساکنین هستند، حفظ و جلوگیری از تخریب آنها وظیفه ی شهروندان، مسئولین، برنامه ریزان و طراحان شهری می باشد. می توان گفت در زمینه حفظ و نجات بافت و محلات تاریخی، بازآفرینی یکی از بهترین راه حل هایی می باشد که تا کنون طراحان و برنامه ریزان شهری به آن دست یافت اند و اگر امروزه راهکار های لازم جهت بازآفرینی و توسعه اقتصادی در جهت بهبود اقتصاد محلات تاریخی و احیای آنها ارائه نشود، در آینده ای نزدیک این محلات تبدیل به محلاتی متروکه خواهند شد که ارزش های خود را از دست داده و تبدیل به ضد ارزش خواهد شد، همانطور که تجربه ی سایر کشور ها نیز این امر را نشان می دهد که عدم توجه به این موضوع سبب حاشیه نشینی، از بین رفتن امنیت و مسائلی ازین دست می باشد. با برنامه ریزی و طراحی متناسب با استفاده از روش و رویکردی که تمام ابعاد بافت و محله را درگیر کند، می توان از وقوع این مسائل جلوگیری نموده، این ارزش ها را در این محلات حفظ کرد و نهایتا به بازآفرینی اقتصاد محور دست یافت.
روش بررسی: مجموعه ای از نمونه های موردی بازآفرینی شهری در ایران گردآوری و از مجموعه این نمونه ها مدلی برای بهبود ساختار بازآفرینی اقتصادی خلاق ارائه شده است و نهایتا با کمک جدول تطبیقی توصیفی، میزان به عمل رسیدن این معیار های در نمونه های موجود بررسی شده است و نهایتا با استناد بر تجزیه و تحلیل اطلاعات، الگویی برای بهبود و ارتقای شرایط اقتصادی ارائه شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: از جمله راهکار هایی که در راستای تجدید حیات اقتصادی محله تاریخی جهت افزایش اشتغال، کاهش اختلافات طبقاتی، افزایش مهارت های حرفه ای نیروی کار، بهبود کالبد محدوده، حفظ میراث گذشتگان و مسائلی از این دست به کار گرفته می شود، برندسازی شهری، سرمایه گذاری داخلی و خارجی، استفاده از فناوری های نوین، تزریق کاربری های به روز و فعالیت های 24 ساعته می باشد که نهایتا بهبود شرایط فرهنگی و اجتماعی را نیز به دنبال دارد.
تحلیلی بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری با رویکرد شهرخلاق(مطالعه موردی:شهر لار
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 138-155
مهدی ابراهیمی بوزانی، رضا مختاری ملک آبادی، فاطمه حمیدی
چکیده شهر خلاق شهری است که در آن فعالیتهای نو رخ میدهد و افراد مسئولانه و خلاقانه و با تفکر جمعی برای حل معضلات و بهبود شرایط زندگی و کیفیتهای محیطی شهر، در کنار هم فعالیت میکنند. هدف این مقاله بررسی راههای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهر لار با رویکرد شهر خلاق است و در آن به بررسی عوامل موثر بر کیفیت فضاهای عمومی این شهر پرداخته است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی –تحلیلی است. مبانی نظری و شاخصهای موثر در ارتقا کیفیت فضاهای عمومی شهر از طریق بررسی منابع مکتوب، و کیفیت فضاهای شهری از طریق نظرخواهی از مردم بررسی شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش ساکنین 15 سال به بالای شهر لار و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با381 نفر است. نتایج حاصله نشان میدهد که کیفیت فضاهای عمومی شهر لار با توجه به شاخصهای خلاقیت شهری در هر دو مولفهی مورد بررسی یعنی مولفه مکان گزینی و طراحی با میانگین 89/2، و مولفه کیفیت مدیریت و برنامهریزی فضاهای عمومی با میانگین 13/3، مناسب نیست. بر اساس تحلیل عاملی انجام شده مهمترین عوامل موثر در کیفیت فضاهای عمومی شهر لار، احساس تعلق و تناسب، زیبایی و طراحی، نشاط و تعامل اجتماعی، دسترسی و حس سرزندگی و مناسب سازی فضاها هستند. موثرترین راهبردها در ارتقای کیفیت فضاهای عمومی برای تقویت خلاقیت نیز، استفاده از روحیه مشارکتپذیری شهروندان در جهت رفع مشکلات فضاهای شهری و نگهداری از فضاهای عمومی و بهبود فعالیتهای ورزشی، فرهنگی و هنری و تعامل با مراکز دانشگاهی شهر است.
بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در ارتقاء کیفیت زندگی منطقه 11 تهران
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 189-204
سعید کاردار، رسا صفایی نمین
چکیده زمینه و هدف: امروزه از مهمترین مسائل زندگی شهرنشینی افزایش جمعیت بوده و تأمین رفاه و آسایش یا به عبارتی بالابردن کیفیت زندگی برای آنان دارای اهمیت زیادی میباشد، مسأله ایی که مدیران شهری در پی ارتقا آن برای شهروندان میباشند. از سوی دیگر جهان امروز با چالشهایی مواجه است که ناشی از دگرگونیهای حاصل از پیشرفت علم و صنعت و طرح نیازهای جدید سازمانی و اجتماعی است. از این رو با توجه به اینکه هدف مدیریت شهری ارتقا کیفیت زندگی و رفاه شهروندان است و منطقه 11 تهران نیز نارسائیهایی که در این زمینه دارد در پژوهش حاضر هدف بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در ارتقا کیفیت زندگی منطقه 11 تهران میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و به شیوهی کتابخانهای ومیدانی انجام شده است. به این صورت که جهت جمعآوری مبانی نظری پژوهش از منابع کتابخانه ایی شامل کتاب، مقاله، پایاننامه و پایگاههای معتبر علمی و پژوهشی استفاده شده و سپس از روش میدانی شامل پرسشنامه بهره گرفته شده. جامعه آماری پژوهش حاضر منطقه یازده تهران بوده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدهاند. سپس برای تجزیه و تحلیل کمی دادهها از نرمافزار SPSSو آزمون همبستگی و رگرسیون، استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: برقراری شاخصهای حکمروایی خوب شهری به ویژه مشارکت و پاسخگویی میتواندزمینههای ارتقا کیفیت زندگی و در نتیجه بهبود وضعیت زندگی گروههای محتلف شهری را در منطقه 11 تهران فراهم نموده و حتی زمینههای دستیابی به توسعه پایدار را در این منطقه فراهم نماید.
تبیین معیارهای بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: محله بریانک منطقه 10 تهران)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 205-222
سیدمجید نادری، محمدعلی رنجبردار
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اینکه بازآفرینی شهری سیاستی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شهرها است به نحوی که منجر به ارتقای شاخصهای زیستپذیری و کیفیت زندگی شهروندان و در نتیجه فراهم شدن توسعه پایدار شهری میشود، هدف از پژوهش حاضر تبیین معیارهای بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار با نمونه موردی منطقه ده تهران (محله بریانک) میباشد.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و به شیوهی کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته به این صورت که جهت جمعآوری دادهها از کتابها، مقالات، و پایگاههای معتبر علمی و پژوهشی استفاده شده و جهت تجزیه و تحلیل آن نیز از پرسشنامه و spss بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش منطقه ده تهران و محله بریانک بوده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان میدهد در صورت ارتقا کیفیت سکونت در این محله از طریق بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده، میتوان زمینه تأمین خدمات و فضاهای باز و سبز را در محله فراهم آورد و نقش مسکونی محله را ارتقا بخشده و مطلوبیت شرایط زندگی را در آن را افزایش داد. اگر عملکردها و کاربریهای با مقیاس شهری در محله مستقر شوند زمینه مراجعات بیشتر به محله را فراهم آورده و میتواند زمینه ایجاد مشاغل جدید و رونق اقتصادی را در محله فراهم نماید. مهمترین مسأله برای برون رفت از شرایط موجود محله، و موفقیت در بازآفرینی شهری در آن، بهبود ساختار اجتماعی – اقتصادی میباشد و البته ناگفته پیداست که بدون دخالت و مشارکت دادن ساکنان که مهمترین و اصلیترین گروههای مواجه با معضلات این محله هستند، این مسأله راه به جایی نخواهد.
سنجش عدالت اجتماعی بر اساس شاخص شکوفایی شهری در مناطق 10 گانه شهر تبریز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 خرداد 1405
حسین نظم فر، وحید رحیمی
چکیده هدف: جهان امروز با توجه به رخدادها و دگرگونی های بنیادین که در حال سپری کردن است نیازمند شاخص ها و معیارهای نو و پویا جهت بسط عدالت در تمام وجوه خود به ویژه توزیع خدمات و امکانات شهری در کل وسعت شهر به صورت عادلانه و متوازن می باشد. با توجه به نابسامانی های موجود در توزیع خدمات و امکانات که در شهرهای کشورهای جهان سوم و درحال توسعه وجود دارد، در طول سال های اخیر تلاش های جامعه علمی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به الگویی بهینه از زندگی شهری توام با عدالت اجتماعی منجر به ارائه الگویی هایی شده است که هدف نهایی آن ها تحقق توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها بوده است. شاخص شکوفایی شهری (CPI) زوایای مختلف سیستم شهری را تحت تأثیر قرار داده و با بررسی ابعاد مختلف زندگی شهری به نوعی سعی در تحقق عدالت در شهرها دارد. یکی از مهمترین ابعاد 5 گانه شکوفایی شهری بررسی شهرها از نظر برخورداری از عدالت اجتماعی در توزیع امکانات و خدمات در شهرها می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مناطق 10گانه شهر تبریز به لحاظ برخورداری از این شاخص انجام شده است.
روششناسی پژوهش:برای رسیدن به هدف پژوهش، از 5 شاخص و معیار با توجه به محدودیت هاو نبود آمار رسمی بهره گرفته شده است. محدوده مکانی مناطق 10 گانه شهر تبریز و مدل بهکار برده شده جهت رتبه بندی مناطق پرومته و تحلیل گایا، جهت وزن دهی از مدل ANP و برای ترسیم نقشه از GIS استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل شاخص عدالت اجتماعی در قالب 5 زیرمعیار در مناطق 10گانه شهر تبریز نشان می-دهد که منطقه 6 با کسب Phi خالص 400/0 و امتیاز 100 رتبه اول را به لحاظ برخورداری از زیرشاخصهای عدالت اجتماعی به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم، منطقه 2 شهر تبریز با کسب Phi خالص 178/0 و امتیاز 39/61 قرار دارد. بعد از منطقه 2، مناطق 1، 5 و 9 به ترتیب با کسب Phi خالص156/0، 133/0 و 044/0 و امتیاز 65/58، 04/56 و 84/46 در دامنه برخورداری متوسط به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. در دامنه برخورداری پایین مناطق 8، 4، 3 و 7 به ترتیب با کسب Phi خالص044/0، 067/0، 178/0 و 200/0 و امتیاز 21/39، 50/37، 92/29 و 57/28 واقع شدهاند. در رتبه آخر و دامنه برخورداری خیلی پایین، منطقه 10 شهر تبریز قرار دارد که به لحاظ برخورداری از شاخصهای عدالت اجتماعی در شرایط بسیار نامطلوب قرار دارد.
نتیجهگیری: از میان مناطق دهگانه شهر تبریز تنها منطقه 6 و منطقه 2 از نظر شاخص عدالت اجتماعی در رتبههای بالا و خیلی بالا قرار دارند، در حالی که مناطق 8، 4، 3 و 7 در وضعیت نامطلوب و منطقه 10 در وضعیت بسیار نامطلوب به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. بنابراین گسترش متوازن و ارتقاء عوامل و متغیرهای پیش برنده ی عدالت اجتماعی در مناطق تبریز باید در دستور کار مسئولین و مدیران شهری قرار گیرد.
تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شهر بجنورد)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405
مرضیه نجفی، فروغ خزاعی نژاد، محمدرضا غلامی
چکیده مشارکت شهروندان یکی از مؤلفههای اساسی تحقق حکمرانی مطلوب و توسعه پایدار شهری بهشمار میرود و نقش مهمی در بهبود کیفیت محیط زیست شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری در شهر بجنورد انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی ـ تحلیلی است. دادههای پژوهش با بهرهگیری از روشهای اسنادی و میدانی گردآوری شده و ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است که با روش نمونهگیری گلولهبرفی در میان ۳۰ نفر از نخبگان آشنا با حوزههای مدیریت شهری، محیطزیست و مشارکت اجتماعی توزیع شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مناسب انجام گرفت. نتایج نشان داد سطح مشارکت شهروندان در بهبود محیط4زیست شهری بجنورد در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد، بهگونهای که میانگین گویههای سنجش مشارکت بهطور معناداری بالاتر از حد متوسط نظری (۳) بوده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر معنادار آگاهی زیستمحیطی بر میزان مشارکت شهروندان است (01/0> Sig ،543/0 = Beta). یافتهها نشان میدهد میان آگاهی زیستمحیطی و مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (44/0 = r). در مقابل، متغیر نبود زیرساختهای قانونی تأثیر معناداری بر مشارکت نشان نداد (05/0< Sig). بهطور کلی، ارتقای آگاهی زیستمحیطی، تقویت اعتماد اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی بهعنوان عوامل کلیدی در افزایش مشارکت شهروندان در حفاظت و بهبود محیطزیست شهری شناخته میشوند. بر این اساس، توجه به سیاستهای آموزشی، اطلاعرسانی هدفمند و تقویت ارتباط میان نهادهای شهری و شهروندان میتواند نقش مؤثری در توسعه مشارکت پایدار زیستمحیطی ایفا کند.
