تأثیر فرمهای هندسی و غیرهندسی بر ادراک بصری و فعالیتهای کاربران در پارکهای شهری (مطالعه موردی: شهر تبریز، ایران)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 518-539
مریم موسی پور، احمد حامی، حامد عالی پور، سعداله علیزاده اجیرلو، سعید فتحی
چکیده زمینه و هدف: فضاهای سبز شهری بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم ارتقای کیفیت محیط شهری، نقش مؤثری در شکلگیری تجربههای ادراکی، روانشناختی و اجتماعی کاربران دارند. نحوه سازماندهی فرم و ساختار فضایی پارکها، بهویژه تفاوت میان فرمهای هندسی و غیرهندسی، میتواند بر نحوه ادراک و الگوهای استفاده شهروندان از این فضاها تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرمهای هندسی و غیرهندسی بر ادراک بصری و فعالیتهای کاربران در پارکهای شهری انجام شد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی–تحلیلی بوده و دادهها با استفاده از پرسشنامه تصویری از ۳۸۴ نفر از کاربران فضاهای سبز شهری تبریز گردآوری شد. نمونه پژوهش شامل ۱۸۱ مرد (1/47 درصد) و ۲۰۳ زن (9/52 درصد) بود که بیشترین فراوانی سنی مربوط به گروه ۲۰ تا ۳۰ سال با ۱۶۹ نفر (۴۴ درصد) گزارش شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون t زوجی، ضریب اندازه اثر کوهن و آزمون تحلیل واریانس در نرمافزار SPSS انجام گرفت.
یافتهها و نتایج: نتایج آزمون t زوجی نشان داد که در هر ۲۰ مؤلفه مورد بررسی، تفاوت ادراک کاربران بین فرمهای هندسی و غیرهندسی در سطح 001/0 معنادار است. یافتهها نشان داد فرمهای غیرهندسی در مؤلفههایی مانند سلامت روانی (97/0 d=)، انسجام اجتماعی (96/0 d=)، ، جذب گردشگران (02/1 d=)، ، بازیابی روانشناختی و کیفیت منظر عملکرد مطلوبتری داشتند. در مقابل، فرمهای هندسی در مؤلفههایی مانند دسترسی ادراکشده، دسترسی فیزیکی، فعالیتهای جسمانی، روشنایی و برخی ویژگیهای عملکردی برتری نشان دادند. همچنین نتایج اندازه اثر کوهن نشان داد که تفاوت میان دو نوع فرم در تمامی مؤلفهها دارای اثر متوسط تا بسیار بزرگ (47/0|d|≤ ) بوده است.
مدلسازی معادلات ساختاری عوامل مؤثر بر زیستپذیری محلات شهری موردمطالعه: محله سرداب شهر نهاوند
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1405
زهرا بحیرایی، کیانوش ذاکرحقیقی
چکیده مقدمه: زیستپذیری بهعنوان دستیابی به قابلیت زندگی مطلوب در فضاهای شهری، مفهومی با سابقه چند دهه در دانش شهرسازی است. توجه به عوامل مؤثر بر زیستپذیری بهویژه در محلههای قدیمی و ناکارآمد شهری، نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی ساکنان دارد. هدف این پژوهش شناسایی شاخصهای بومی و ابعاد زیستپذیری و بررسی نحوه اثرگذاری آنها بر یکدیگر در محله سرداب شهرستان نهاوند است، که در محدوده بافت فرسوده شهری قرار گرفته است.
روششناسی تحقیق: این پژوهش در چارچوب پارادایم پوزیتیویستی و با رویکرد کمی انجام شده و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. دادهها به دو روش کتابخانهای و میدانی گردآوری شدهاند. در بخش میدانی، اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه میان 240 نفر از ساکنان محله جمعآوری شد. بهمنظور تحلیل روابط بین متغیرها و سنجش میزان اثرگذاری شاخصها، از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار AMOS Graphics استفاده شده است.
یافتهها و بحث: یافتهها نشان میدهد که در بعد اجتماعی، شاخص مشارکت و همبستگی بیشترین اثرگذاری را دارد؛ در بعد اقتصادی، شاخص حملونقل عمومی مؤثرترین عامل است و در بعد زیستمحیطی، فضاهای سبز و باز بیشترین تأثیر را بر زیستپذیری محله دارند. همچنین معناداری و شدت اثر هر شاخص در قالب مدل معادلات ساختاری ارزیابی شده است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها نتیجهگیری میشود که در ارتقای زیستپذیری در مقیاس محله، بومیسازی شاخصها متناسب با نیازهای محلی و توجه همزمان به سطح معناداری و میزان اثرگذاری آنها بر ابعاد مختلف زیستپذیری ضروری است و میتواند در برنامهریزی و مدیریت توسعه محلهای مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی ظرفیت اراضی خاوران دانشگاه تبریز برای ایجاد ناحیه نوآوری با تاکید برمولفههای موثر بر آن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405
مریم کیانی، رسول قربانی، اکبر اصغری زمانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفههای مؤثر در شکلگیری ناحیه نوآور کشاورزی دانشبنیان و ارزیابی چندبعدی ظرفیت اراضی خاوران دانشگاه تبریز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است و با رویکرد آمیخته اکتشافی-ارزیابانه سامان یافته است. در مرحله نخست، با استفاده از مطالعات اسنادی، مرور مبانی نظری و بررسی تجارب داخلی و خارجی، مؤلفهها و شاخصهای ناحیه نوآور کشاورزی استخراج شد. بر این اساس، عناصر شکلدهنده این ناحیه در سه سطح عناصر پایه و بسترساز، عناصر عملکردی و نوآورانه، و عناصر پیونددهنده و حکمرانی صورتبندی و در قالب شش بعد کالبدی-فضایی، محیطی، علمی-فناورانه، اقتصادی، نهادی-حکمرانی و اجتماعی-شبکهای عملیاتی شد. در مرحله دوم، ظرفیت اراضی خاوران (ایستگاه تحقیقاتی خلعتپوشان) با استفاده از ماتریس ارزیابی خبرگانی اهمیت-ظرفیت و نظر ۱۶ نفر از خبرگان بررسی گردید. یافتهها نشان میدهد که خاوران بهواسطه وسعت و یکپارچگی اراضی، پیوند نهادی با دانشگاه تبریز و دانشکده کشاورزی، پیشینه آموزشی-پژوهشی و امکان ایجاد فضاهای آزمون و آزمایشگاه زنده، از ظرفیت اولیه مناسبی برخوردار است. بااینحال، بیشترین شکاف اهمیت-ظرفیت در بعد نهادی-حکمرانی و سپس در ابعاد محیطی، اجتماعی-شبکهای و اقتصادی مشاهده شد. نتایج نشان میدهد مسئله اصلی خاوران فقدان ظرفیت اولیه نیست، بلکه ضعف در راهبری مشترک، هماهنگی نهادی، مدیریت پایدار منابع، شبکهسازی بازیگران و اتصال دانش به بازار است. بنابراین، تحقق این ناحیه مستلزم ایجاد نهاد راهبر، تدوین نقشه راه راهبردی-فضایی، تقویت زیرساختهای نوآوری، پایداری محیطی و مشارکت فعال دانشگاه، بهرهبرداران، بخش خصوصی و نهادهای اجرایی است.
