بررسی و تحلیل همدید امواج گرما با بهره گیری از برخی مدل های GCM در دشت اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 434-448
زهرا ایمان زاده اجیرلو، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: امواج گرمایی از جمله مهمترین بلایای آب و هوایی هستند که هر ساله پیامدهای زیستمحیطی مخربی را به همراه دارند. امواج گرمایی رویداد بسیار مهم اقلیمی هستند که احتمال دارد در آینده با فراوانی و شدت بیشتری به وقوع بپیوندند به همین دلیل بهمنظور مدیریت و کاهش اثرات امواج گرمایی در مقیاس منطقهای، تجزیه و تحلیل و پیشبینی تغییرات مربوط به موج گرمایی ضروری است هدف این مقاله شناسایی، طبقهبندی و تحلیل همدیدی امواج گرمایی و پیشبینی بلندمدت آن در دشت اردبیل میباشد.
روششناسی: ابتدا آمار بلندمدت 20 ساله 1995 تا 2014 امواج گرمایی ایستگاه همدید اردبیل تهیه و نقشههای همدید موجهای گرمایی با استفاده از نرمافزار گردس استخراج و تحلیل گردید. با استفاده از مدل LARS-WG امواج گرمایی احتمالی در 38 سال آینده (2015-2050) پیشبینی گردید. برای ارزیابی عملکرد مدل، دادههای مشاهداتی و شبیهسازی شده در دوره پایه (1995- 2014) مورد مقایسه قرارگرفتند.
نتایج و یافتهها: بررسیها تعداد 25 موج گرمایی در طی دورهی 20 ساله را مشخص نمود. نتایج همچنین نشان داد که زمان معمول آغاز موج گرما در اوایل مردادماه است. نشان ثابت کرد که الگوهای غالب در زمان وقوع امواج گرمایی شامل پرفشار جنبحارهای به همراهی پشتهی موج بادهای غربی و کمفشار حاکم بر سطح زمین و زبانههای فروبار پاکستان و عربستان بر روی منطقه مورد مطالعه است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین دمای حداکثر سالانهی اردبیل در طول دورهی آماری 2015 تا 2050 حدود 68/13 درجهی سانتیگراد خواهد شد. بر اساس مدل HadCM3 تحت سناریوی A1B دما در حدود 46/16، بر اساس مدل IPCM4 تحت سناریوی B1 دما در حدود 54/16 و بر اساس HADGEM تحت سناریوی A2 نیز با 01/0 اختلاف عدد 55/16 درجهی سانتیگراد را نشان میدهد. خروجی مدلهای مذکور نشان داد که دمای دشت اردبیل تا سال 2050 بهطور متوسط حدود 3 درجهی سانتیگراد بیشتر خواهد شد.
بررسی کمی و کیفی تغییرات کاربری اراضی در دهههای اخیر و تأثیر آن بر ساختار اجتماعی-اقتصادی روستاهای شوش
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
شیما سالمی زاده، بیژن رحمانی، پگاه میرسادات
چکیده تحولات کاربری اراضی به عنوان یکی از چالشهای اساسی در مناطق روستایی، تأثیرات عمیقی بر ساختارهای اجتماعی-اقتصادی و محیطی دارد. شهرستان شوش به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی در استان خوزستان، در دهههای اخیر شاهد تغییرات قابل توجهی در الگوی کاربری اراضی بوده است. این تغییرات عمدتاً ناشی از توسعه کشاورزی صنعتی، تغییرات اقلیمی و تحولات اقتصادی است که پیامدهای گستردهای بر نظام سکونتگاهی و معیشت روستاییان داشته است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی این تحولات و بررسی تأثیرات آن بر جوامع روستایی انجام شده است. این پژوهش به بررسی تحولات کاربری اراضی و تأثیرات آن بر سکونتگاههای روستایی شهرستان شوش طی دوره 1990 تا 2023 پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که مساحت اراضی کشاورزی دیم در دهستانهای چنانه، سیدعباس و سرخه به ترتیب به 212.36، 188.47 و 182.34 کیلومتر مربع افزایش یافته، در حالی که مراتع با کاهش 35 درصدی مواجه شدهاند. تحلیلهای فضایی (Moran's I=0.68) الگوی خوشهای تغییرات را در غرب شهرستان تأیید میکند. دادههای پرسشنامهای (n=200) نشان میدهد که 86% پاسخدهندگان، کمبود آب را عامل اصلی تغییر الگوی کشت میدانند. مدلسازی CA-Markov با دقت 91.2% پیشبینی میکند که تا سال 2036، پوشش گیاهی انبوه 18.1% دیگر کاهش خواهد یافت. نتایج حاکی از آن است که توسعه کشتهای صنعتی مانند نیشکر با رشد 36.3% مناطق شهری همراه بوده، در حالی که روستاهای دورافتاده (>5km از رودخانه) با کاهش 42% جمعیت مواجه شدهاند. این مطالعه لزوم اتخاذ راهکارهای مبتنی بر موقعیت مکانی مانند توسعه کشت مقاوم به خشکی در غرب و تقویت باغات در شرق شهرستان را تأیید میکند.
تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش سازمانی در کارکنان شرکت ملی حفاری (با رویکرد پایداری منطقه ای در شهر اهواز)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 414-434
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حیاتی نیروی انسانی در شرکت ملی حفاری ایران و مواجهه کارکنان با استرسهای شغلی و ریسکهای بالای محیط کار، تدوین یک الگوی بومی و جامع برای توسعه ورزش ضروری است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش کارکنان در شرکت ملی حفاری با رویکرد پایداری منطقه ای در اهواز بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، در دسته تحقیقات کیفی قرار دارد که با رویکرد نظریه دادهبنیاد (گرند تئوری) انجام شده است.
روش شناسی: جامعه آماری پژوهش را متخصصان و کارکنان آشنا به موضوع ورزش و توسعه سازمانی در شرکت ملی حفاری اهواز با رویکرد پایداری منطقهای و همچنین متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت ورزشی تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی) و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد 30 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق بود که با مشارکت اعضای نمونه انجام گرفت.برای تحلیل دادهها از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ورزش در شرکت ملی حفاری اهواز یک نظام جامع و چرخهای است که حول مقوله اصلی "مدل توسعه پایدار ورزش در سازمان" شکل گرفته است. این الگو بر اساس شش مقوله پارادایمی (علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها) تبیین شد. عوامل علّی و زمینهای، مسیر توسعه را آغاز میکنند که در ادامه با موانع مداخلهگر (سیاسی، مالی، مدیریتی) روبرو میشود. برای غلبه بر این موانع، چهار نقش راهبردی کلیدی (فرهنگی-تعاملی، مدیریتی-اجرایی، مالی و آموزشی) ارائه گردید. اجرای موفق این راهبردها منجر به چهار نوع پیامد (بنیادی، سلامتی، ساختاری و اقتصادی) شده که توسعه ورزش را از یک هزینه به یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازدهی بالا در سلامت، نشاط و بهرهوری نیروی انسانی تبدیل میکند. این الگوی بومی، چارچوبی جامع برای سیاستگذاران جهت ارتقای ورزش به یک فرآیند سیستمی و مدیریتی فراهم میآورد.
ارزیابی اثرات جنگ داخلی بر تغییرات نظام کاربری اراضی استان صلاحالدین عراق با استفاده از تصاویر ماهوارهای و با رویکرد برنامهریزی پس از جنگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
علی محمد فاضل، ابوالفضل قنبری، خلیل ولیزاده کامران
چکیده استان صلاحالدین عراق با توجه به موقعیت استراتژیک، برخورداری از منابع متعدد و تنوع فرهنگی خود در طی چند دهه اخیر بستر درگیری و تعارض بوده است و نظام ارضی موجود در آن تحت تأثیر این عامل قرار گرفته است. بر همین اساس، در تحقیق حاضر به مطالعه تأثیر جنگهای داخلی بر تغییرات اراضی استان صلاحالدین با استفاده از قابلیتهای سنجش از دور و GIS پرداخته شده است.در این راستا، نقشه کاربری اراضی منطقه در سالهای پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ با بهرهگیری از تکنیک ماشین بردار پشتیبان (SVM) و تصاویر ماهواره لندست 8 استخراج شده است. بعلاوه، با استفاده از مدلساز تغییرات زمین (LCM) به ارزیابی کم و کیف تغییرات در طی این بازه پرداخته شده است تا ابعاد تغییرات نظام ارضی منطقه مشخص شود.مطابق یافتهها، وقوع جنگ موجب کاهش گستره اراضی ساخته شده، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی بایر، پوشش گیاهی و باغی و اراضی زراعی شده است. در مقابل، فروکش نمودن جنگ منجر به کاهش گستره اراضی بایر، پوشش مرتعی و بدنههای آبی و افزایش گستره اراضی ساخته شده، پوشش گیاهی و باغات و اراضی زراعی شده است. بررسیها حاکی از استفاده شورشیان از اراضی زراعی بهعنوان یکی از اهرمهای جنگ علیه نیروهای دولتی و مردمی بوده است و در مقابل، تخریب و نابودی ساختمانهای دولتی به دنبال گسترش جنگ مشاهده شده است.نتایج تحقیق حاکی از آسیبپذیری زیرساختی و جمعیتی منطقه در برابر جنگ بوده و چشمانداز پس از جنگ نیز مستلزم سیاستهای بازیابی و بازسازی ناشی از درگیری است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
تحلیل مخاطره اخلاقی در بیمههای کشور با استفاده از رگرسیون کوانتایل و الگوریتمهای یادگیری ماشین: گامی به سوی پایداری اقتصادی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سمیه عشایری، مهدی مرادی، سیما اسکندری سبزی، رقیه حسن زاده
چکیده کژمنشی یا رفتار فرصتطلبانه بیمهگذاران یکی از چالشهای بنیادین صنعت بیمه به شمار میرود. کژمنشی زمانی رخ میدهد که نرخ خسارت شرکت بیمه به دلیل رفتار مصرف کننده افزایش یابد، به عبارتی بیشتر از مقدار پیشبینی شده بر شرکت بیمه هزینه وارد شود.کژمنشی باعث افزایش هزینهها، کاهش کارایی و اختلال در تعادل بازار میشود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر ویژگیهای خاص رشتههای بیمه (مانند طراحی قرارداد و پیچیدگی ارزیابی ریسک) برکژمنشی در صنعت بیمه ایران طی سالهای 1376 الی 1401 انجام شده است. پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. برای تخمین کژمنشی از مدلهای درخت تصمیم و شبکه عصبی مصنوعی و به منظور اعتبارسنجی نتایج از منحنی ویژگی عملکرد گیرنده استفاده شده است. در این پژوهش، فرض بر این است که ویژگیهای خاص رشتههای بیمه میتوانند رفتارهای منجر به کژمنشی را تشدید کنند. برای رفع اثر مقیاس متغیرها و برای مقایسه معتبر ضرایب رگرسیون دادههای خسارت پرداختی چهارده رشتهی بیمهای با استفاده از امتیاز Z استانداردسازی شدند. یافتهها نشان داد، رشتههای بیمه آتشسوزی و بیمه زندگی به دلیل ویژگیهای خاص خود، مانند پیچیدگی ارزیابی ریسک و انگیزههای مالی بیشترین احتمال بروز کژمنشی را ایجاد میکنند. اعتبارسنجی نتایج، نشاندهنده صحت تخمینها و دقت بالای مدلهای مورد استفاده میباشد. بنابراین ارتقاء اخلاق حرفهای و مدیریت ریسک در این رشتهها ضرورت بیشتری دارد و پیشنهاد میشود. طراحی قراردادهای هوشمند، استفاده از سامانههای ارزیابی خسارت دیجیتال و بازنگری در ساختار تعرفهها بهصورت رشتهمحور در دستور کار نهادهای بیمهگر و سیاستگذاران در این رشتهها قرار گیرد.
دسترسی فضایی به بیمارستان تخصصی روانپزشکی برای معلولین روانی (مطالعه موردی شهر اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1404
احد بدلی اجیرلو، علیرضا محمدی، لطف اله ملکی
چکیده زمینه و هدف: دسترسی مناسب، سریع به خدمات درمانی تخصصی یکی از مسائل ضروری جهت سلامت جامعه به ویژه افراد دارای معلولیت می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین و تحلیل وضعیت دسترسی افراد دارای معلولیت روانی به بیمارستان تخصصی اعصاب و روان در شهر اردبیل انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده های مربوط بلوک های جمعیتی از سرشماری سال 1395 و داده های جامعه آماری پژوهش از اداره کل بهزیستی استان اردبیل اخذ شده است. برای تجزیه و تحلیل از ابزار تحلیل شبکه در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتایج:یافته ها نشان می دهد با توجه به موقعیت افراد معلول روانی در سطح شهر و بیمارستانهای تخصصی، در محدوده خدماتی 500، 1000 ، 2000 ، 3000، 4000و 5000 متری به ترتیب، صفر، 24 ، 44 و 143، 160 و 199 نفر قرار داشته و 129 نفر نیز در فاصله بیش از 5هزار متری قرار گرفته-اند. همچنین در روش تخصیص مکان و در حد آستانه 20 دقیقه کلیه معلولین روانی می توانند به بیمارستان و خدمات تخصصی روانپزشکی دسترسی داشته باشند و دسترسی بهینه برای اکثریت افراد معلول روانی در فواصل زمانی و مکانی ممکن بوده و بیمارستان فاطمی با توجه به موقعیت استقرار در دسترس ترین مرکز برای افراد معلول می باشد.
پیشنگری و بررسی تغییرات دمای میانگین بیشینه و کمینه ایران با استفاده از برونداد مدل های CMIP6
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404
بتول زینالی، مهیار احدی، برومند صلاحی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با استفاده از برونداد مدلهای CMIP6 و دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5، روند تغییرات و ناهنجاری دمای میانگین بیشینه و کمینه ایران را طی سه دوره زمانی آینده نزدیک، میانه و دور بررسی و پیشنگری مینماید.
روش شناسی: ابتدا 15 مدل از مجموعه مدلهای CMIP6 انتخاب و اعتبار سنجی و صحت سنجی مدلها و مقایسه آنها با دادههای مشاهداتی 71 ایستگاه هواشناسی، با استفاده از شاخص KGE و سایر روشهای ارزیابی خطا انجام شد. جهت مقیاسکاهی و تصحیح خطا از نرم افزار Cmhyd استفاده شد.
نتایج و یافتهها: بررسی روند تغییرات دمای میانگین بیشینه و کمینه با استفاده از خروجی مدل NorESM2-MM و آزمون تعیین روند من- کندال، حاکی از روند صعودی تحت هر دو سناریو و در 100 درصد ایستگاهها با سطح اطمینان 99 درصد میباشد. انتظار میرود دمای میانگین بیشینه تحت دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 با آهنگ 24/0 و 65/0 و دمای میانگین کمینه نیز با آهنگ 21/0 و 60/0 درجه سلسیوس در هر دهه افزایش داشته باشند. همچنین بیشترین افزایش دمای بیشینه و کمینه، تحت سناریو SSP5-8.5 و در آینده دور به ترتیب با 2/3 و 6/4 درجه سلسیوس رخ خواهد داد. با توجه به نتایج، بیشترین ناهنجاری مثبت، در دماهای کمینه مشاهده شد، به طوری که در تمام سالهای دوره پیشنگری تا سال 2100، دمای میانگین کمینه نسبت به دوره پایه افزایش خواهد داشت، در حالی که طی بعضی از سالهای آینده نزدیک، امکان کاهش دمای میانگین بیشینه نسبت به دوره پایه وجود دارد.
نتیجه گیری: نتیجهگیری میشود تا انتهای قرن حاضر دمای میانگین بیشینه و کمینه در بیشتر مناطق کشور روند صعودی خواهد داشت، که البته ناهنجاریهای مثبت در دماهای کمینه بسیار مشهودتر از دمای بیشینه میباشد. همچنین تحت سناریوهای با انتشار بالای گازهای گلخانهای، ناهنجاریهای دمایی مثبت شدیدتر و آهنگ تغییرات بیشتر خواهد بود.
ارزیابی و تحلیل شرایط هیدرومورفولوژیکی رودخانه قوریچای استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیکی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، رئوف مصطفی زاده، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: رژیم جریان طبیعی رودخانه یک عامل بسیار مهم در تعیین عملکردهای اکوسیستمهای آبی و اطراف رودخانههاست. هدف این پژوهش، ارزیابی شرایط هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه قوریچای در استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیک است.
روششناسی: بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی (MQI)، استفاده شده است. ابتدا شبکه رودخانه به بازههای همگن (6 بازه) تقسیم میشود. سپس شاخصهای مورفولوژیکی مرتبط نظیر پایداری کرانه، الگوی کانال، تغییرات مقاطع عرضی، پتانسیل رسوبگذاری و سازگاری با محیط پیرامونی محاسبه میشوند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که مقدار شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی در بازههای مورد مطالعه بین 77/0 تا 27/0 است که در این میان حداکثر ضریب در بازه 2 با امتیاز 77/0 در طبقه خوب است که نشاندهنده پویایی بیشتر این بازه نسبت به سایر بازهها است و حداقل امتیاز مربوط به بازه 3 با مقدار 27/0 است که در طبقه خیلی ضعیف قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری گردید که رودخانه قوریچای از بازه 3 تا 6 در وضعیت ضعیف قرار داشته و شرایط مطلوبی ندارد ولی برعکس در بازههای 1 و 2 دارای پویایی مناسبی میباشد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای حفاظت از رودخانه در بازههای دارای کیفیت نامطلوب اقدامات کاربردی و پیشگیرانه انجام گردد.و همچنین در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد بررسی استفاده شود.
مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان (نمونه موردی: شهر بعقوبه عراق)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آبان 1404
مصطفی امیر سعید عبدالجبار، حسین نظم فر، علیرضا محمدی، محمدحسن یزدانی
چکیده مقدمه و هدف: نخستین گام برای رسیدن به یک محیط زندگی مطلوب، ارزیابی کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رضایت آنها از محیط سکونتشان محسوب میشود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان در شهر بعقوبه عراق تدوین شده است.
روش شناسی: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر بعقوبه بوده و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS بهره گرفته شده و در این راستا، آزمونهای t تکنمونهای، t مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه مورد استفاده قرار گرفتهاند.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج آزمون t تک نمونهای، سطح رضایتمندی ساکنین از محیط مسکونیشان عدد 548/3 را نشان میدهد. علاوه بر این، تحلیل واریانس یک طرفه بیانگر آن است که دو عامل سن و سطح تحصیلات بهطور قابل توجهی بر میزان رضایتمندی افراد از محیط مسکونی تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، عواملی مانند وضعیت اشتغال، میزان درآمد، مالکیت مسکن، فاصله محل کار تا منزل، مساحت منازل و تعداد اتاقها اثر معناداری بر رضایتمندی از محیط مسکونی نشان ندادهاند
نتیجه گیری: بررسیهای صورتگرفته نشان میدهد که سطح رضایت ساکنان شهر بعقوبه از محیط مسکونی، با توجه به معیارهای ارزیابی شامل امنیت، تسهیلات و خدمات عمومی، ویژگیهای کالبدی، دید و منظر، روشنایی و تهویه، بهداشت مجتمع، دسترسی و حملونقل، و روابط همسایگی، به طور کلی در حد متوسط ارزیابی شده است.
ارزیابی و اولویتبندی تابآوری شهری با تأکید بر مدیریت پایدار مصرف زمین (مطالعه موردی: اوشان، فشم و میگون)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اسفند 1404
سعید علی بخشی، نوید سعیدی رضوانی، کاوه رشید زاده
چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش بیرویه کالبدی و مصرف ناپایدار زمین یکی از بزرگترین تهدیدها علیه تابآوری شهری محسوب میشود که در مناطق کوهستانی و حاشیهای نظیر اوشان، فشم و میگون به دلیل توپوگرافی خاص و ارزشهای اکولوژیکی، پیامدهای دوچندان دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی تابآوری شهری با تأکید بر مدیریت پایدار مصرف زمین در این سه منطقه انجام شده است.
روششناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادهها با استفاده از پرسشنامه توزیع شده میان ۴۵ نفر از متخصصان حوزه شهرسازی و محیطزیست گردآوری شد. جهت سنجش و رتبهبندی، از روش تصمیمگیری چندمعیاره کوکوسو (COCOSO) استفاده گردید که در آن ۹ شاخص در سه بُعد محیطی-فیزیکی، اقتصادی-زیرساختی و نهادی-اجتماعی به عنوان معیارهای ارزیابی وارد مدل شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اوشان با کسب امتیاز 074/3 در رتبه اول تابآوری قرار دارد که نشاندهنده مدیریت موفقتر الگوی مصرف زمین و ساختار کالبدی در این شهر است. شهرهای فشم و میگون به ترتیب با امتیازهای 379/2 و 560/1 در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. وضعیتی که بیانگر ضعف نسبی بهویژه در میگون در مدیریت پایدار اراضی و افزایش آسیبپذیری در برابر مخاطرات است. این نتایج ضرورت اتخاذ رویکرد اولویتبندی در سیاستگذاری شهری را برجسته میسازد تا با تخصیص هدفمند منابع به مناطق دارای رتبه پایینتر، سطح تابآوری کل منطقه ارتقا یابد.
مدلسازی مکانی- فضایی انتشار ویروس کووید-19 در محیط GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 بهمن 1404
حسین جباری، حسین نظم فر، محمدحسن یزدانی
چکیده شاید یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین بیماری برای زندگی شهری در قرن حاضر ویروس همه گیر کووید-19 است. تجزیه و تحلیل الگوی فضایی شیوع و خطر بیماری بعنوان ابزاری مناسب در تشخیص و پیشگیری بیماری های همه گیر می باشد و می تواند در درک و تبیین نگرانی های بهداشت عمومی کمک کند. روش های تحلیل فضایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای بررسی رابطه بین آمار اولیه داده های ویروس کووید-19 و تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی در 62 محله شهر خوی مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، با استفاده از ابزار های آنالیز آمار فضایی الگوی انتشار فضایی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است؛ هدف از این مطالعه استفاده از روش های آمار فضایی بمنظور تجزیه و تحلیل توزیع فضایی ویروس کووید-19 از ابتدای سال 1399 تا پایان سال1402 می باشد. بمنظور تجزیه و تحلیل الگوهای فضایی از آماره های خود همبستگی فضایی ، آنالیز خوشه ای موران جهانی ، خوشه ای محلی و شناسایی لکه های داغ استفاده شد. الگوی زمانی-مکانی نشان داد خود همبستگی موران جهانی از نوع بشدت خوشه ای است و کمتر از 1% احتمال دارد الگوی خوشه ای از نوع تصادفی باشد. آماره خودهمبستگی موران محلی جهت تعیین نقاط داغ و سرد نشان داد محلات بخش شمال غربی شهر خوی دارای ویژگی خوشه ای (تجمعی) بالا-بالا و محلات بخش غربی شهر خوی با سطح اطمینان 99% نقاط داغ و محلات جنوبی در بخش شهرک ولیعصر با سطح اطمینان 99% نقاط سرد توزیع کووید-19 می باشد. مقایسه مدلسازی جغرافیای چندمقیاسی با سایر مدل ها نشان داد به غیر از شاخص عملکردی با تاثیر منفی؛ شاخص های اجتماعی و اقتصادی، زیست محیطی، شبکه ارتباطی و کالبدی تاثیر مثبت دارد. نتایج شاخص درجه وابستگی(DOD) داده های تحقیق با 90 درصد وابستگی مکانی و ضریب R^2 از 58 درصد به 64 درصد در مدل رگرسیون چندمقیاسی بهبود یافت.
تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اردیبهشت 1405
محمدرسول خدادادی، یعقوب بدریآذرین، جعفر پاشایی فخری
چکیده هدف و زمینه: با توجه به اهمیت ورزش مدرسهای در ارتقای سلامت، تقویت سرمایه اجتماعی و تحقق اهداف توسعه پایدار، ضرورت دارد برنامههای ورزشی مدارس در چارچوبی منسجم و مبتنی بر عدالت فضایی طراحی شوند؛ بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری بود.
روششناسی: روش پژوهش حاضر، کاربردی از نوع پژوهشهای کیفی با روش تحلیل تماتیک است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید مدیریت ورزشی، مدیران و کارشناسان خبره تربیتبدنی آموزشوپرورش، سیاستگذاران و متخصصان حوزه برنامهریزی و آموزش ورزش در کشور بودند و نمونه آماری از بین اعضای جامعه با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصان پژوهش که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روایی و پایایی پژوهش از چهار معیار شامل اعتمادپذیری، انتقالپذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و پایایی پژوهش از طریق روش توافق درون موضوعی 90 درصد به دست آمد.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد؛ تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس دارای 41 تا نکات کلیدی، 11 تا مفاهیم و 4 تا مقوله اصلی شامل: تقویت و توانمندسازی زیرساختهای خدماتی، مدیریت و برنامهریزی پایدار، الزامات و عوامل توسعه پایدار و مدیریت دانش زیستمحیطی پایدار بودند. این مقولات بیانگر آن است که تحقق فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس مستلزم نگاهی جامع و چندبعدی به ابعاد زیرساختی، مدیریتی، اجتماعی و زیستمحیطی است؛ همافزایی میان بهبود خدمات، برنامهریزی پایدار، حمایتهای سیاستی و ارتقای دانش زیستمحیطی میتواند زمینه نهادینهسازی فرهنگ ورزش در مدارس روستایی و شهری را فراهم سازد؛ بر این اساس، توجه همزمان به عدالت فضایی، مشارکت بینبخشی و مدیریت منابع، نقش تعیینکنندهای در پایداری برنامههای ورزشی ایفا خواهد کرد.
تحلیل دهساله تغییرات کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و ارتباط آن با تغییرات سطح آب (با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 اردیبهشت 1405
علی محمدی، مژگان زعیم دار، مهسا بخشائی، مسعود ترابی آزاد
چکیده حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی دهههای اخیر با تغییرات گسترده کاربری اراضی و کاهش شدید تراز آب مواجه بوده است؛ مسألهای که ضرورت تحلیل علمی پویاییهای کاربری سرزمین و ارائه الگوهای مدیریتی سازگار با پایداری محیطزیستی را دوچندان میکند. هدف این پژوهش، بررسی تغییرات دهساله کاربری اراضی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (2013–2023) با استفاده از تصاویر لندست 8 و 9 و ارائه الگوی پیشنهادی کاربری اراضی با رویکرد کاهش مخاطرات محیطزیستی است. برای این منظور، تصاویر ماهوارهای پس از انجام تصحیحات هندسی و اتمسفری، با الگوریتم طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال در چهار کلاس اصلی طبقهبندی شدند. میزان دقت طبقهبندی با استفاده از ماتریس خطا، صحت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد و صحتی بالاتر از 90 درصد بهدست آمد. در ادامه، تغییرات مساحت و الگوی فضایی هر کاربری در بازه مطالعه تحلیل و با روند کاهش سطح آب دریاچه مقایسه گردید. نتایج نشان داد افزایش قابلتوجه اراضی کشاورزی و مناطق انسانساخت با کاهش چشمگیر پهنههای آبی همزمان است و این همزمانی نشاندهنده نقش مؤثر تغییرات کاربری سرزمین در تشدید بحران خشکی دریاچه است. برای استخراج الگوی بهینه کاربری، لایههای مؤثر پس از استانداردسازی در محیط GIS تلفیق و با استفاده از تابع Site Selection و آستانه تناسب ≥ 60 درصد، نقشه نهایی کاربری پیشنهادی تهیه شد. این نقشه نشان داد اراضی کشاورزی 563.51 کیلومتر مربع، پهنههای آبی 345.29 کیلومتر مربع، مناطق انسانساخت 152.56 کیلومتر مربع و سایر کاربریها 17939.05 کیلومتر مربع از منطقه را شامل میشوند. یافتهها تأکید میکند که مدیریت یکپارچه آب، تنظیم الگوی کشت و پایش مستمر کاربری اراضی برای پایداری اکولوژیکی و احیای دریاچه ضروری است.
شناسایی و اولویتبندی مسیرهای عمدۀ کسب کسب و کارهای گردشگری مناطق روستایی شهرستان جیرفت با استفاده از عملگرهای فازی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-20
سیدرضا حسینی کهنوج، حمدالله سجاسی قیداری، علی اکبر عنابستانی، علی شهدادی
چکیده تعیین مسیرهای عمدۀ گردشگری رهیافتی جهت تعیین الگوی تراکم حرکتی گردشگران در راستای رونق بخشی به کسب و کارهای گردشگری روستایی است. پژوهش حاضر با استفاده از عملگرهای فازی در محیط GIS، به پهنهبندی مسیرهای عمده گردشگری که تاثیر بسزایی در موفقیت کسب و کارها دارد، میپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره است. نتایج تحقیق نشان میدهد روستاها در چهار مسیر جاذب گردشگری واقع شدهاند که این مسیرها می تواند به عنوان الگویی برای رفت و آمد عمده گردشگران مقصدهای روستایی باشد. در ادامه تلاش شد در قالب مسیرهای چهارگانه، به بررسی امکانات و تسهیلات طول مسیر و مقصد گردشگران، جاذبههای طبیعی و انسانی هر مسیر، مشخص کردن روستاهای هدف آن و وضعیت ایجاد کسب و کارهای گردشگری در روستاهای واقع در این مسیرها بررسی شود. نتایج این بخش نشان داد مسیر شماره یک با فاصله از ایدهآل مثبت(1875/0) و ایدهآل منفی(0678/0) و درجه نزدیکی(7346/0)، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد(با محوریت جاده اصلی به سمت امامزاده سلطان سید احمد(ع)).
چارچوب مفهومی توسعه مسکن روستایی پایدارمبتنی بر جهت گیری نظری مقاله های علمی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-22
زهره صادقی، فرهاد عزیز پور، اصغر طهماسبی، محسن سرتیپی پور
چکیده مسکن پدیده ای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مکانی- کالبدی است که با هدف فراهم کردن شرایط مناسب زیست و زندگی بر پا می شود. یکی از مسائلی که به شدت توجه همگان را به خود معطوف داشته، مسکن پایدار همگام با توسعه انسانی است. پژوهش حاضر با هدف ارایه چارچوب مفهومی مسکن روستایی پایدار در ایران مبتنی بر جهت گیری نظری مقاله های علمی تهیه شده است. بدین منظور محتوای تعداد 47 مقاله علمی مرتبط با موضوع توسعه مسکن روستایی در ایران که در بازه زمانی1399- 1386 در نشریات و کنفرانس های داخلی به چاپ رسیده بودند، با بهره گیری از روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر روش فرا ترکیب، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های، پژوهش نشان می دهد که چارچوب مفهومی توسعه یکپارچه مسکن روستای، مناسب ترین چارچوب برای بهره برداری در برنامه ریزی توسعه مسکن روستایی است که اغلب ویژگی هایی کلیدی مورد تاکید در مقالات مورد بررسی را در بر می گیرد. چارچوب پیشنهادی مؤلفه های انطباق پذیری با محیط زیست، بهینه گی در مصرف انرژی، داشتن احساس سرزندگی، خاطره معنا، وحدت انسانی و واقع بودگی، مناسبت با موقعیت اجتماعی روستاییان، مشارکت جامعه روستایی، استطاعت مالی در ساخت، هزینه نگهداری مسکن، اشتغالزایی در بازار مسکن، دسترسی به خدمات، داشتن روح و هویت مکانی، دوام و ماندگاری مصالح ساخت را، در قالب پنج بعد محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی– فرهنگی، روان شاختی و کالبدی– فضایی مورد توجه قرار می دهد.
مطالعه تطبیقی نقش مکان در اثرگذاری عوامل اقتصادی در نشاط شهروندان محلات شهر اهواز
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 69-94
صفیه دامن باغ، ناهید سجادیان
چکیده در شهر اهواز با ویژگیهای خاص خود به لحاظ شهرنشینی و وضعیت اقتصادی(از جمله نقش مهم اقتصاد سیاسی نفت در جریان شهرنشینی و توسعه شهر اهواز به عنوان یک شهر نفت خیز) نشاط محیطی شهروندان، به عنوان یک مسئلهی مهم شناخته میشود که با توسعة روند شهرنشینی و افزایش مسائل و مشکلات شهری اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود. به گونهای که این مسائل سلامت روانی، اجتماعی و به دنبال آن نشاط شهروندان را در معرض خطر قرار میدهد که این امر لزوم پرداختن به وضعیت نشاط شهروندان در اهواز را مشخص مینماید. نکته قابل توجه این است که تاکنون مطالعهای به بررسی روند تأثیرگذاری متغیرهای اقتصادی بر روی نشاط شهروندان توأم با در نظر گرفتن تغییرات یک متغیر دیگر( متغیر مکان) نپرداخته است که مسئله اصلی پژوهش حاضر نیز همین مورد میباشد که این مهم با استفاده از رویکرد جغرافیای رفتاری و نقش مکان و محیط در اثرگذاری متغیرهای اقتصادی در نشاط شهروندان شهر اهواز صورت میپذیرد. پژوهش حاضر از نوع نظری-کاربردی و به لحاظ روششناسی"توصیفی-تحلیلی" و در حیطه جغرافیای رفتاری است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامههای مورد آزمون قرار گرفته شده از جمله پرسشنامه 29 گویهای استاندارد شادکامی آکسفورد و پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان شهر اهواز (اعم از زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا است که برابر با 887280 نفر از کل جمعیت شهر اهواز است. حجم نمونه نیز متناسب با جامعه آماری و بر اساس فرمول کوکران 385 نفر و روش نمونهگیری نیز تصادفی ساده و در دسترس است. پرسشنامهها در شش محله منتخب و متناسب با جمعیت آنها توزیع و تکمیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین محلات مورد مطالعه از لحاظ اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان تفاوت معناداری وجود دارد و اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان براساس مکانهای متفاوت، متغیر است. در واقع سطوح یکسان متغیرها و عوامل اقتصادی منجر به سطوح مختلف نشاط در بین محلههای متفاوت میشود، که این امر مفهوم نابرابری سطح نشاط در سطح شهر اهواز را توجیه مینماید. در واقع عوامل محیط اقتصادی به واسطه تفاوتها و نابرابریهای فضایی و مکانی منجر به نابرابری سطح نشاط در بین شهروندان میشود. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS نیز نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی بر سطح نشاط شهروندان در محلات ششگانه مورد بررسی یکسان نبوده و از یک الگوی خاص پیروی نمیکند؛ بلکه متغیر مکان -یا تفاوت در سطح مکانها- در این زمینه به عنوان متغیر واسطهای نقش آفرینی میکند. در نهایت راهکارهای مناسب ارائه گردیده است.
بررسی دیدگاههای بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 91-107
بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری
چکیده زمینه و هدف: مولفههای هویتساز معماری نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین ایجاد همگرایی و همبستگی بین اقوام و ادیان مختلف دارند. شهر ارومیه با تاریخچهای غنی و تنوع فرهنگی و مذهبی خود، نمونهای برجسته از این همگرایی است. بازشناسی و تقویت این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند. پژوهش حاضردر تداوم مطالعاتی است که بمنظور بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان در محلات منتهی به خیابان امام (بافت قدیمی و تاریخی شهر ارومیه) میباشد. این پژوهش با هدف شناخت مؤلفه های هویت سازی است که بر معماری اثر گذارده و درصدد آن بوده که ویژگیهای مختص معماری آن منطقه را رقم بزند.
روش بررسی: نوع تحقیق حاضر از نظر هدف توسعهای و به لحاظ ماهیت کاربردی میباشد، چرا که به دنبال بازشناسی مؤلفههای هویتساز معماری با تأکید همگرایی اقوام و ادیان میباشد. روش تحقیق این رساله باتوجهبه ماهیت موضوع پژوهش، از لحاظ محتوا نوعی پژوهش کمی ـ کیفی به شمار میآید، اما اساس پژوهش متکی بر روش توصیفی ـ تحلیلی میباشد، بدین صورت که در بخش توصیفی ـ تحلیلی بهصورت پیمایشی به برداشتهای میدانی و گردآوری دادهها از طریق مشاهده، مصاحبه، عکاسی و... پرداخته میشود.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از بررسی محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه نشان میدهد که مؤلفههای هویتساز معماری نقش بسزایی در تقویت و بازتاب هویت فرهنگی و مذهبی شهر دارند. تنوع معماری در این محلات، نمایانگر تعاملات فرهنگی و مذهبی گستردهای است که به همزیستی مسالمتآمیز اقوام و ادیان مختلف کمک کرده است. این مطالعه نشان میدهد که معماری میتواند بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت همگرایی و همبستگی اجتماعی عمل کند، و توجه به این مؤلفهها میتواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند.
تحلیلی بر چالش های بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 297-313
زهرا شوقی پور، رحیم حیدری چیانه، شهریور روستایی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری در اقتصاد جهانی از جایگاهی ویژه برخوردار است و بخش بزرگی از برنامهریزیها و سرمایه گذاریها را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به خود اختصاص داده است. امروزه صنعت گردشگری به منزلۀ هدفی مهم در توسعۀ شهرها مطرح شده و این احتمال وجود دارد که هر شهری در راه رسیدن به اهدافش با چالشهای خاصی روبه رو شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل چالشهای بخش بندی بازار گردشگری شهری کلانشهر تبریز: با تاکید بر مؤلفه های جغرافیایی و جمعیت شناختی. روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمّی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ و برای تحلیل آنها نرم افزار SPSS و آزمون T تک نمونه ای مورد استفاده قرار گرفت. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی گردشگران ایرانی و خارجی ورودی به شهر تبریز در شش ماهۀ اول سال 1402 بود و پرسشنامۀ تحقیق با حضور در مراکز اقامتی، پایانه های مسافربری هوایی، جاده ای، ریلی و درون شهری و نیز جاذبه های عمدۀ گردشگری در بین نمونه های در دسترس (343 نفر) توزیع شد. نتایج و یافته ها: بر اساس نتایج، از بین مؤلفه های دو گانه مورد بررسی بخش بندی بازار به استثنای مؤلفه های جمعیت شناختی با میانگین 2.41؛ مؤلفه های جغرافیایی با میانگین 3.57 دارای بیشترین اثرگذاری معنادار و مثبت بر فاکتورهای تصمیم سفر و رضایتمندی گردشگران ورودی و در نتیجه بر توسعه گردشگری شهری در این کلانشهر می باشند. همچنین فصلی بودن بازار گردشگری و قطبی بودن اثر جاذبه هایی با اهمیت عمدتا تاریخی- فرهنگی و پزشکی- درمانی و همچنین منطقه ای بودن بازار داخلی و حوزه نفوذ محدود به شمالغرب کشور به سبب دور بودن از مرکز ایران در کنار بازار خارجی مختص کشورهای همجوار و بیشتر به صورت ترانزیت و عبوری و عدم شکل گیری شخصیت مقصد بایسته برای این کلانشهر به تبع موارد مذکور را می توان اصلی ترین چالش های توسعه بازار گردشگری در این کلانشهر عنوان نمود.
بررسی رابطه علیتی غیر خطی بین درآمدها و هزینههای دولت در ایران: روش علیتی غیر خطی مارکوف سوییچینگ
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 410-428
حمیدرضا پناهی، زهرا کریمی تکانلو، محمد مهدی برقی اسکویی
چکیده زمینه و هدف : بررسی ارتباط هزینه و درآمدهای دولت در راستای رشد و توسعه اقتصادی بسیار مهم است. درک ارتباط علیّتی بین درآمد و هزینههای دولت میتواند به تدوین یک برنامه بودجهای مهم برای رسیدن به رفاه اقتصادی در یک کشور کمک شایانی نماید. رابطه میان درآمد و هزینههای دولت میتواند نشاندهنده میزان سرمایهگذاری دولت در بخشهای کلیدی اقتصاد (مانند آموزش، بهداشت و زیرساختها) باشد. افزایش سرمایهگذاری در این بخشها به رشد اقتصادی بلندمدت منجر میشود.
روش شناسی: با توجه به اهمیت بررسی ارتباط هزینه و درآمد دولت، این مطالعه به بررسی این ارتباط و مشخص نمودن رابطه علت و معلولی با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ پرداخته است. مطالعه حاضر با استفاده از روش علیّتی مارکوف سوییچینگ در بازه زمانی 1352-1401 پرداخته است.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان از آن دارد که در وضعیتی که درآمدهای دولت و هزینههای دولت بالا است، علیّت از سمت درآمدهای دولت ( هم سایر درآمدهاو هم درآمد نفتی) به هزینههای عمرانی و جاری است. این در حالی است که در وضعیت درآمدی و هزینهای پایین، درآمد نفتی تنها منجر به تغییر هزینه عمرانی شده و سایر درآمدها نیز منجر به تغییر هزینه جاری میشود. بررسی نتایج از سمت هزینه به درآمدهای دولت به تفکیک دو رژیم بررسی شده بدین صورت است که در دوران رژیم صفر که درآمدها و هزینهها بالا است، هیچ علیّتی از سمت هزینههای عمرانی و جاری به سمت درآمد مشاهده نمیشود. در مقابل، زمانی که وضعیت درآمدی و هزینهها پایین است، تنها هزینه عمرانی میتواند منجر به تغییر سایر درآمدها شود و از سمت هزینه جاری هیچ علیّتی به سمت درآمد دولت مشاهده نمیشود.
راهبردهای ارتقای رقابتپذیری منطقهای عراق با تأکید بر گردشگری مذهبی: یک رویکرد آیندهنگر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 خرداد 1405
فلاح حسن مزروک، میرنجف موسوی، علیرضا جمشیدی، ایوب منوچهری
چکیده زمینه و هدف: گردشگری مذهبی در دهههای اخیر به یکی از مؤلفههای مهم رقابتپذیری منطقهای و توسعه پایدار شهری در کشورهای دارای میراث دینی تبدیل شده است. عراق به عنوان یکی از مهمترین کانونهای زیارتی جهان اسلام، با وجود برخورداری از ظرفیتهای گسترده مذهبی و فرهنگی، همچنان با چالشهایی نظیر ضعف زیرساختها، نابرابریهای فضایی، فساد اداری و ناکارآمدی مدیریتی مواجه است که مانع تبدیل ظرفیتهای گردشگری مذهبی به مزیت رقابتی پایدار شدهاند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشرانهای کلیدی و تبیین راهبردهای مؤثر بر ارتقای رقابتپذیری منطقهای عراق با تأکید بر گردشگری مذهبی و با رویکرد آیندهنگر انجام شد.
روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر آیندهپژوهی است. جامعه آماری شامل استادان دانشگاه، متخصصان حوزه آیندهپژوهی و گردشگری، مدیران اجرایی، کارشناسان وزارت گردشگری عراق و فعالان حوزه گردشگری مذهبی بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک گلولهبرفی انتخاب شد و در مجموع ۲۰ نفر از خبرگان دارای حداقل ۱۰ سال سابقه تخصصی و مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر در پژوهش مشارکت داشتند. دادهها از طریق پرسشنامه اثرات متقابل جمعآوری و با استفاده از نرمافزار MicMac تحلیل شدند.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که پنج متغیر «تدوین سیاستهای آمایشی توسعه گردشگری مذهبی»، «عدم فساد اداری»، «پذیرش فناوریهای نوین»، «تقویت روحیه کارآفرینی بومی» و «همکاری دانشگاه و صنعت» به عنوان مهمترین پیشرانهای کلیدی رقابتپذیری منطقهای عراق شناخته میشوند. نتایج بیانگر آن است که ارتقای رقابتپذیری گردشگری مذهبی عراق نیازمند رویکردی یکپارچه و دانشبنیان است که بتواند همزمان ابعاد فضایی، مدیریتی، فناورانه و اجتماعی توسعه را پوشش دهد. در پایان، راهکارهایی از جمله ایجاد دفتر آمایش زیارت، صندوق تأمین مالی زنجیرهای برای کسبوکارهای بومی و کارگزار تخصصی صنعت و دانشگاه پیشنهاد شد.
