نوع مقاله: مقاله مستخرج از رساله دکتری
توسعه پایدار منطقه ای

راهبردهای ارتقای رقابت‌پذیری منطقه‌ای عراق با تأکید بر گردشگری مذهبی: یک رویکرد آینده‌نگر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 خرداد 1405

فلاح حسن مزروک، میرنجف موسوی، علیرضا جمشیدی، ایوب منوچهری

چکیده زمینه و هدف: گردشگری مذهبی در دهه‌های اخیر به یکی از مؤلفه‌های مهم رقابت‌پذیری منطقه‌ای و توسعه پایدار شهری در کشورهای دارای میراث دینی تبدیل شده است. عراق به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های زیارتی جهان اسلام، با وجود برخورداری از ظرفیت‌های گسترده مذهبی و فرهنگی، همچنان با چالش‌هایی نظیر ضعف زیرساخت‌ها، نابرابری‌های فضایی، فساد اداری و ناکارآمدی مدیریتی مواجه است که مانع تبدیل ظرفیت‌های گردشگری مذهبی به مزیت رقابتی پایدار شده‌اند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‌های کلیدی و تبیین راهبردهای مؤثر بر ارتقای رقابت‌پذیری منطقه‌ای عراق با تأکید بر گردشگری مذهبی و با رویکرد آینده‌نگر انجام شد.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر آینده‌پژوهی است. جامعه آماری شامل استادان دانشگاه، متخصصان حوزه آینده‌پژوهی و گردشگری، مدیران اجرایی، کارشناسان وزارت گردشگری عراق و فعالان حوزه گردشگری مذهبی بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و تکنیک گلوله‌برفی انتخاب شد و در مجموع ۲۰ نفر از خبرگان دارای حداقل ۱۰ سال سابقه تخصصی و مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر در پژوهش مشارکت داشتند. داده‌ها از طریق پرسشنامه اثرات متقابل جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار MicMac تحلیل شدند.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که پنج متغیر «تدوین سیاست‌های آمایشی توسعه گردشگری مذهبی»، «عدم فساد اداری»، «پذیرش فناوری‌های نوین»، «تقویت روحیه کارآفرینی بومی» و «همکاری دانشگاه و صنعت» به عنوان مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی رقابت‌پذیری منطقه‌ای عراق شناخته می‌شوند. نتایج بیانگر آن است که ارتقای رقابت‌پذیری گردشگری مذهبی عراق نیازمند رویکردی یکپارچه و دانش‌بنیان است که بتواند همزمان ابعاد فضایی، مدیریتی، فناورانه و اجتماعی توسعه را پوشش دهد. در پایان، راهکارهایی از جمله ایجاد دفتر آمایش زیارت، صندوق تأمین مالی زنجیره‌ای برای کسب‌وکارهای بومی و کارگزار تخصصی صنعت و دانشگاه پیشنهاد شد.

برنامه ریزی شهری

تبیین چارچوب راهبردی تحول‌پذیری و توسعه آینده‌نگر شهرسازی کلان‌شهر تبریز در مواجهه با کلان‌روندهای جهانی بر پایه تحلیل SWOT

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 تیر 1405

محمد رضا پورمحمدی، رسول قربانی، یحیی بهبودی

چکیده کلان‌شهر تبریز در دهه‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از کلان‌روندهای جهانی و داخلی، دگرگونی‌های گسترده‌ای را در ساختار فضایی و کالبدی خود تجربه کرده است. روندهایی نظیر جهانی‌شدن اقتصاد، پیشرفت فناوری‌های نوین، توسعه شهرنشینی، گسترش شهرهای هوشمند، افزایش ساخت‌وسازهای عمودی، تشدید نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیامدهای تغییرات اقلیمی، همراه با عوامل درون‌زایی مانند گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی، فرسودگی بافت‌های شهری، رواج آپارتمان‌نشینی و ضعف مدیریت زمین شهری، موجب پیچیده‌تر شدن فرآیند توسعه شهری شده‌اند. در این میان، تبریز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی، صنعتی و فرهنگی ایران، نمونه‌ای شاخص از تعامل میان نیروهای جهانی و محلی به شمار می‌رود. با وجود وقوع تحولات قابل توجهی همچون توسعه برج‌سازی، گسترش حاشیه‌نشینی و آغاز برخی برنامه‌های هوشمندسازی، این تغییرات فاقد یک چارچوب راهبردی منسجم شکل گرفته‌اند.
هدف این پژوهش ارزیابی تحول‌پذیری و آینده شهرسازی تبریز از منظر ابعاد فضایی و کالبدی در مواجهه با کلان‌روندهای مؤثر و ارائه چارچوبی راهبردی برای هدایت توسعه آینده شهر است. مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و کاربردی انجام شده و داده‌های آن از طریق پرسشنامه‌ای ساختارمند شامل 100 سؤال در ارتباط با 20 کلان‌روند جهانی و داخلی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش را 50 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه شهرسازی، برنامه‌ریزی شهری و مدیریت شهری تبریز تشکیل داده‌اند. داده‌ها با استفاده از مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای جمع‌آوری و به کمک شاخص‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل راهبردی نیز از ماتریس SWOT کمی‌شده استفاده شد تا نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مؤثر بر آینده شهرسازی تبریز شناسایی و اولویت‌بندی شوند.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کلان‌روندهای مورد بررسی تأثیری متوسط تا نسبتاً زیاد بر ساختار کالبدی و کیفیت محیط شهری تبریز داشته‌اند. در این میان، توسعه عمودی و برج‌سازی بی‌ضابطه با میانگین بالاترین امتیاز، به‌عنوان مهم‌ترین عامل تهدیدکننده هویت شهری، سیمای کالبدی و انسجام بصری تبریز شناخته شد. گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و بافت‌های فرسوده از عوامل اصلی تشدید نابرابری‌های فضایی، گسست اجتماعی و ناهماهنگی در توسعه شهری ارزیابی شدند. در مقابل، فناوری‌های نوین، هوشمندسازی شهری و رویکردهای مبتنی بر تاب‌آوری، ظرفیت قابل توجهی برای بهبود بهره‌وری انرژی، ارتقای کیفیت محیط شهری، کاهش آلودگی و افزایش توان سازگاری شهر با مخاطرات آینده نشان دادند.
تحلیل ماتریس SWOT بیانگر آن است که تبریز در موقعیت راهبردی «اصلاحی–تهاجمی» قرار دارد. مهم‌ترین نقاط قوت شهر شامل تنوع فضایی–کالبدی، ظرفیت بازآفرینی شهری، موقعیت منطقه‌ای مناسب و وجود زیرساخت‌های اولیه فناوری است. در مقابل، نابرابری فضایی، رشد عمودی کنترل‌نشده، گسترش اسکان غیررسمی و ضعف مدیریت یکپارچه شهری مهم‌ترین نقاط ضعف محسوب می‌شوند. فرصت‌های پیش‌روی شهر نیز شامل گسترش گفتمان توسعه پایدار، عدالت فضایی، فناوری‌های نوین ساخت‌وساز و رویکردهای تاب‌آوری شهری است، در حالی که تغییرات اقلیمی، فشار سرمایه‌گذاری‌های سوداگرانه و تضعیف هویت کالبدی از مهم‌ترین تهدیدها به شمار می‌روند. بر این اساس، راهبردهای پیشنهادی پژوهش بر کاهش نابرابری‌های فضایی، ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی، بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد، هدایت رشد عمودی در چارچوب توسعه پایدار، جذب سرمایه‌گذاری پایدار و تقویت تاب‌آوری شهری تأکید دارند. تحقق آینده‌ای پایدار برای تبریز مستلزم سیاست‌گذاری یکپارچه، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تدوین برنامه‌های منطبق با ویژگی‌های محلی و الزامات جهانی است.

برنامه ریزی شهری

تحلیل مفهوم همسایگی در مجتمع‌های مسکونی معاصر؛ مطالعه موردی: مجتمع مسکونی سپیدار ارومیه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1405

سیمین امینی، محمدرضا پاکدل فرد، شبنم اکبری نامدار

چکیده مقدمه و هدف: همسایگی یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی است که از تعامل میان سازمان فضایی، ویژگی‌های کالبدی، عملکردهای مشترک و الگوهای اجتماعی و رفتاری ساکنان شکل می‌گیرد. کیفیت همسایگی می‌تواند بر میزان تعاملات اجتماعی، احساس امنیت و تعلق، نحوه استفاده از فضاهای مشترک و شکل‌گیری روابط پایدار میان ساکنان اثرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت همسایگی در مجتمع مسکونی سپیدار شهر ارومیه و شناسایی میزان مطلوبیت مؤلفه‌های تبیین‌کننده آن انجام شده است.
روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، تحلیلی است و با رویکرد آمیخته (کمی–کیفی) انجام شده است. داده‌های موردنیاز از طریق مطالعات اسنادی و برداشت‌های میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شد. برای تحلیل روابط میان مؤلفه‌های همسایگی و ارزیابی میزان تأیید آنها از دیدگاه ساکنان، مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار AMOS به‌کار گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میزان مطلوبیت مؤلفه‌های همسایگی به‌ترتیب در معیارهای کالبدی–فضایی (558/0)، عملکردی–مدیریتی (545/0)، روان‌شناختی–ادراکی (370/0)، اجتماعی–رفتاری (368/0)، زمانی–پویایی (252/0) و فرهنگی–زمینه‌گرا (228/0) قرار دارد. در سطح مؤلفه‌های فرعی نیز سلسله‌مراتب فضایی، احساس امنیت و آرامش، نظام مدیریت و نگهداری فضاهای مشترک، قوانین و سازوکارهای مشارکت ساکنان و کیفیت فضاهای جمعی، بیشترین نقش را در تبیین وضعیت همسایگی داشته‌اند.
نتایج: بر اساس مقادیر بحرانی و سطح اطمینان 95 درصد، تنها معیارهای کالبدی–فضایی و عملکردی–مدیریتی از دیدگاه ساکنان در وضعیت تأییدشده قرار دارند؛ در مقابل، معیارهای اجتماعی–رفتاری، روان‌شناختی–ادراکی، فرهنگی–زمینه‌گرا و زمانی–پویایی در سطح معناداری مورد تأیید قرار نگرفته‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که کیفیت کالبدی و سازوکارهای مدیریتی مجتمع، زمینه مناسبی برای همسایگی فراهم کرده، اما تحقق کامل آن نیازمند تقویت ابعاد اجتماعی، ادراکی، فرهنگی و پویایی زمانی است.

توسعه پایدار شهری

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بین‌نسلی در محیط‌های شهری کشور ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405

رحیم نجفی ینگجه، فاطمه عبدوی، یعقوب بدری‌آذرین

چکیده هدف و زمینه: توسعه ورزش بین‌نسلی در محیط‌های شهری، به‌عنوان رویکردی برای تقویت مشارکت ورزشی گروه‌های سنی مختلف، نیازمند توجه هم‌زمان به ابعاد اجتماعی، محیطی، فضایی، اقتصادی و مدیریتی است؛ از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بین‌نسلی در محیط‌های شهری کشور ایران انجام گرفت.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی و با روش تحلیل تماتیک انجام شد. جامعه پژوهش شامل اساتید علوم ورزشی و جامعه‌شناسی، مدیران و کارشناسان خبره ادارات کل ورزش و جوانان استان‌ها، رؤسا و مدیران فدراسیون‌ها و هیئت‌های ورزشی و پژوهشگران و متخصصان دارای سابقه علمی یا اجرایی در حوزه ورزش بین‌نسلی در ایران بودند نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد و داده‌ها با استفاده از مطالعه اسناد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. برای ارزیابی کیفیت پژوهش از معیارهای اعتمادپذیری، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و میزان توافق درون‌موضوعی 91 درصد به دست آمد.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بین‌نسلی در محیط‌های شهری در قالب 112 نکته کلیدی، 39 کد اولیه، 20 مفهوم و 6 مقوله اصلی شامل پایداری زیست‌محیطی، سازمان‌یابی فضایی و کالبدی در ورزش، انسجام اجتماعی و تعامل بین‌نسلی، سرمایه‌گذاری و بازاریابی در ورزش، حمل‌ونقل و دسترسی پایدار و حکمرانی و برنامه‌ریزی شهری قابل تبیین است. بر این اساس، توسعه پایدار ورزش بین‌نسلی پدیده‌ای چندبعدی است که تحقق آن به تعامل و هم‌افزایی میان الزامات محیطی، فضایی، اجتماعی، اقتصادی، حمل‌ونقلی و مدیریتی وابسته است و می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی شهری و توسعه فضاها و خدمات ورزشی متناسب با نیاز گروه‌های سنی مختلف فراهم آورد.