اولویتبندی شاخصهای گردشگری خلاق در شهر اهواز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 تیر 1405
مهناز عامری
چکیده زمینه و هدف: توسعه و پیادهسازی شاخصهای گردشگری خلاق بهعنوان یکی از کلیدیترین ارکان بازآفرینی شهری و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیتهای فرهنگی، هنری و پتانسیلهای محلی در جذب سرمایههای انسانی و نمادین دارد. در این میان، کلانشهر اهواز بهرغم برخورداری از تنوع غنی فرهنگی، قومیتی، جاذبههای ملموس و ناملموس (مانند رودخانه کارون و میراث صنعتی-مدرن)، با چالشهای خاصی نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده ریزگردها و کمبود زیرساختهای بازآفرینانه روبرو است که آسیبپذیریهای ساختاری ویژهای را به حوزه گردشگری آن تحمیل میکند. از این رو، عبور از مدیریت سنتی گردشگری و حرکت به سمت رویکردهای خلاقانه امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی شاخصها و معیارهای گردشگری خلاق در کلانشهر اهواز انجام شده است تا بستری برای ارتقای توانمندی این کلانشهر در مواجهه با چالشهای محیطی و بهرهگیری بهینه از ظرفیتهای فرهنگی و پتانسیلهای خلاقانه آن فراهم آورد.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق بررسی ادبیات تحقیق و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزههای برنامهریزی شهری، مدیریت گردشگری و مطالعات فرهنگی در کلانشهر اهواز، شاخصهای اولیه گردشگری خلاق شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (SIWEC) بهمنظور وزندهی، غربالگری و اولویتبندی شاخصهای شناساییشده بر اساس نظرات نخبگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاه، مدیران، کارشناسان ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، و متخصصان فعال در زمینههای مدیریت و برنامهریزی شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی بهصورت هدفمند (اشباع نظری) و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که شاخصهای «ظرفیتهای فرهنگی و هنری» (۰.۱۷۱) و «هویت و اصالت» (۰.۱۶۱) بالاترین اولویت را در گردشگری خلاق اهواز دارند، در حالی که «ابزارهای هوشمندسازی» در پایینترین رتبه قرار گرفتهاند. این اولویتبندی اثبات میکند که شکوفایی گردشگری در این کلانشهر بیش از هر چیز مستلزم اتکا به رویکردی تجربهمحور و مشارکتجویانه است. در نهایت، از دیدگاه خبرگان، تقویت جریانهای نرم هویتی و غوطهوری گردشگر در اتمسفر محلی (مانند موسیقی بومی، روایتگری تاریخی و باززندهسازی بناهای صنعتی)، اثربخشیِ به مراتب بیشتر و اولویت آنی نسبت به زیرساختهای سختافزاری و دیجیتال دارد.
8.شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-130
مهناز عامری
چکیده زمینه و هدف: شهر اهواز، به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، با چالشهای زیستپذیری متعددی روبرو است. این مشکلات، کیفیت زندگی شهروندان و میزان زیستپذیری در این شهر را به شدت تحت تأثیر قرار داده و نیازمند توجه ویژه مسئولین و برنامهریزان شهری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهر اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در بخش کیفی اطلاعات از طریق مصاحبه با 5 نفر خبره که به شکل هدفمند انتخاب شده بودند به اشباع نظری رسید و روش تحلیل مضمون 2 مولفه اصلی، 12شاخص و 36 زیرشاخص مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز شناسایی شد. طی نمونهگیری هدفمند، 40 نفر از خبرگان در حوزه برنامهریزی شهری، شهرسازی و محیطزیست انتخاب شده است. سپس در بخش کمی با استفاده از تصمیمگیری چندمعیاره MARCOS و وزن معیارها با روش تحلیل سلسله مراتبی محاسبه شده است. اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز نشان داد که حکمروایی خوب شهری، به ویژه پاسخگویی، شفافیت و کارایی، تأثیر مستقیمی بر بهبود کیفیت زندگی در اهواز دارد. شاخصهای محیط زیست، مسکن و فرهنگ و اجتماع بیشترین تأثیر را از حکمروایی خوب شهری پذیرفتهاند، در حالی که وضعیت اقتصادی شهر نیازمند توجه بیشتری است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدل مارکوس در برابر تغییرات احتمالی در اهمیت معیارهای تصمیم گیری حساس بوده و پایداری روش در انتخاب مهمترین عوامل مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز را نشان داده شده است.
