3.تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکتهای مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 31-50
روح اله سهرابی، مهدی اجلی، سید امیرمحمد مختاری
چکیده زمینه و هدف: به طور قابلتوجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راهاندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کردهاند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راهاندازی شرکتهای جدید ادامه میدهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها نیز از نوع توصیفی است. جامعۀ آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکتهای دانشبنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان میباشد که 102 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنیداری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود با تدوین استانداردهای شرکتهای موفق، و بررسی عملکرد دورهای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-18
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهرهگیری از فناوریها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالشها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامهریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاههای آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرمافزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایهگذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عاملهای پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویتهای 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجملهای در نرمافزار SPSS و جمعآوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامهریزی مناسب میباشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
17.تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 267-301
مهدی اجلی، حسین عظیمی، رحیم سهرابی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی شهر همدان انجام شده است.
روش بررسی: از لحاظ روش، جزء تحقیقات همبستگی، از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، تحقیقی کمی است. جامعه آماری در بخش بررسی ارتباط میان متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات شامل 176 نفر از پرسنل سازمان آتشنشانی استان همدان طی سال 1402 هستند. نمونه آماری توسط جدول کرجسی و مورگان با روش تصادفی ساده به تعداد 131 نفر برآورد گردید. متغیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی با پرسشنامه 14سوالی چانگ و هانگ (2005) و تعهد سازمانی با پرسشنامه 24سوالی آلن و مایر (1996) سنجیده شدند. همچنین در رابطه با ارزیابی عملیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی و رتبهبندی آنها با رویکرد فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی از نظرات 30 نفر از خبرگان سازمان موردمطالعه استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل مسیر و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Smart-PLS حاکی از آن است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر تعهد سازمانی کارکنان سازمان آتشنشانی استان همدان تاثیر مثبت و معنیداری داشت. همچنین متغیرهای گزینش در سازمان، اقدامات آموزش در سازمان، اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی، فرصتهای ارتقاء، پاداشهای مبتنی بر عملکرد، اشتراک گذاری اطلاعات و امنیت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر مثبت و معنیداری داشتند. نهایتاً خروجی فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی نشان داد که عامل دوم (اقدامات آموزش در سازمان) با بیشترین وزن در رتبه اول، و عامل چهارم (پاداش مبتنی بر عملکرد) در رتبه دوم قرار گرفته است. همچنین عامل هفتم (اقدامات ارزیابی عملکرد مدیریت انسانی) در رتبه آخر(هفتم) از نظر اهمیت قرار دارد. لذا برنامهریزی مناسب برای آموزش مؤثر کارکنان و طرحریزی سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد در سازمان تأثیر بسزایی در پیادهسازی سیستم مدیریت استراتژیک منابع انسانی و نهایتاً تعهد سازمانی کارکنان خواهد داشت.
تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت با صنعت 0/4 (مطالعه موردی: صنعت هدف منطقه شمالغرب)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 119-139
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تطبیق با عملیات کیفیت در صنعت 0/4 به یکی از مهمترین چالشهای اخیر صنایع تبدیل شده است؛ چرا که صنایع به منظور رقابت و بقا در بازارهای منطبق با فناوریهای پیشرفته انقلاب صنعتی چهارم، ناگزیر به بکارگیری سیستمهای باکیفیت، نوآورانه و هوشمندانه این انقلاب میباشد. هدف اصلی از این مطالعه، تحلیل و ارزیابی چالشهای تطبیق عملیات مدیریت کیفیت صنعت لاستیک منطقه شمالغرب با صنعت 0/4 میباشد.
روش بررسی: روش تحقیق بر مبنای هدف و چگونگی جمعآوری دادهها از نوع کاربردی- توصیفی و از لحاظ تحلیل، تحقیقی کیفی (دلفی) و کمی (آزمون آماری و تکنیک تصمیمگیری چندشاخصه) است. جامعه آماری این مطالعه، کارشناسان و متخصصان شرکتهای فعال در حوزه صنعت لاستیک منطقه شمالغرب و با دانش کافی در رابطه با سیستم مدیریت کیفیت به ویژه ابعاد و چالشهای صنعت 0/4 است که تعداد آنها به دلیل نامعلومبودن، نامحدود فرض شده است. به منظور دسترسی به نمونه کافی، پرسشنامهها به صورت آنلاین، طراحی و در اختیار آزمودنیها قرار گرفت. تعداد نمونه لازم برای آزمون فرضیه اصلی پژوهش: ("بین وضعیت موجود و مطلوب مدیریت کیفیت 4 در صنعت، شکاف نامناسبی وجود دارد") و ارزیابی مناسب چالشها از طریق جدول نمونهگیری مورگان و کرجسی به تعداد 384 است که نهایتاً پس از پیگیریهای مستمر محقق، پرسشنامههای تکمیلی 395 نفر از کارشناسان به صورت آنلاین در نرمافزار اکسل فراهم شدند. به منظور شناسایی چالشهای کلیدی در صنعت از روش دلفی بهره گرفته شد و پانزده شاخص تأیید شدند. جهت بررسی وضعیت موجود و مطلوب از آزمون مقایسه زوجی و آماره t استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتیجه نشان داد که صنعت در هفت چالش در وضعیت مطلوبی قرار داشته و در هشت چالش تا حدی از وضعیت مطلوب فاصله دارد که نیازمند توجه و برنامهریزی جدی مدیران است؛ اما در کل، وضعیت صنعت از نظر کل چالشها، تا حدی مساعد است. در نهایت به منظور رتبهبندی چالشها از نظر اهمیت جهت مقابله، از تکنیک سوارا استفاده گردید. خروجی نشان داد که چالش کلیدی چهارم (کمبود مهارتها) با بالاترین وزن در رتبه اول جای گرفته است و چالشهای سیزدهم (امنیت سایبری و حفاظت از دادهها) و اول (کمبود حمایت مدیریت) در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین چالش پانزدهم (سرعت اینترنت) با کمترین اهمیت در رتبه آخر قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهای کاربردی به صنعت ارائه شد.
9.تأثیر ابعاد کلیدی انقلاب صنعتی چهارم بر پایداری محیطزیستی و اجتماعی شهری (مورد مطالعه: صنعت روی شهر زنجان)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 115-129
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر و پس از وقوع انقلاب صنعتی چهارم در کنفرانس آلمان، محققان و صنعتگران به بررسی عوامل تأثیرگذار این انقلاب در صنایع مختلف پرداختهاند. از طرفی، به تأثیر این عوامل در بهبود وضعیتهای پایداری در تولید پی بردهاند. هدف اصلی مطالعه حاضر، توصیف ابعاد کلیدی انقلاب صنعتی چهارم، بررسی تأثیر این ابعاد بر پایداری محیطزیستی و اجتماعی شهری و اولویتبندی این ابعاد از لحاظ اهمیت در صنعت روی شهر زنجان است. بدین منظور پس از ارائه مدل مفهومی ابعاد تأثیرگذار انقلاب صنعتی چهارم بر پایداری محیطزیستی و اجتماعی، شش فرضیه پیشنهادی مورد آزمون قرار گرفتند. جامعه آماری مشتمل بر خبرگان و متخصصان صنعت با دانش و تجربه بالا بود که به دلیل نامعلوم و نامحدودبودن، با استفاده از جدول کوکران، تعداد 384 نمونه حاصل شد که در نهایت 410 پرسشنامه آنلاین جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. روایی محتوای سوالات پرسشنامه طراحیشده با نظرات خبرگان صنعت و محیط دانشگاهی موردتأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامهها با نرمافزار SPSS، مقدار 823/0 حاصل شد.
روش بررسی: روش پژوهش از لحاظ هدف و گردآوری اطلاعات از نوع کاربردی- توصیفی- پیمایشی است. خروجی آزمون فرضیهها با رویکرد تحلیل مسیر و نرمافزار SPLS، نشان از تأیید تمامی فرضیات و تأثیرگذاری مثبت ابعاد در پایداری صنعت داشت و مقدار نیکویی برازش مدل، 302/0 محاسبه شد. در ادامه با روش میانگین حسابی موزون، ابعاد مذکور موردارزیابی مجدد خبرگان قرار گرفت و اولویتبندی ابعاد تعیین شد. نتیجه حاکی از آن است که "هوش مصنوعی" با بیشترین وزن در رتبه اول، و ابعاد "فناوری بلاکچین" و "اینترنت اشیا" در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین بعد "رباتیک" با کمترین وزن در اولویت ششم اهمیت جای گرفت. در پایان پیشنهادهای کاربردی به صنعت ارائه شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتیجه ارزیابیها نشان داد که "هوش مصنوعی" با بیشترین وزن در رتبه اول، و ابعاد "فناوری بلاکچین" و "اینترنت اشیا" در رتبههای بعدی قرار گرفتند. همچنین بعد "رباتیک" با کمترین وزن در اولویت ششم اهمیت جای گرفت.
3.عوامل تأثیرگذار مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز و عملکرد پایدار شهری(مطالعه موردی:شهر زنجان)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 33-47
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: توسعه پایدار و بهبود عملکرد پایدار شهری یکی از مهمترین دغدغههای مسئولان شهری به ویژه شهرداریها میباشد. در این زمینه مدیریت زنجیره تأمین سبز میتواند نقش بسزایی در بهبود عملکرد ایفا نماید؛ به طوری که با توانمندسازی سبز، آموزش سبز، مدیریت عملکرد سبز، پاداش سبز و استخدام و انتخاب سبز میتوان به زنجیره تأمین سبز بهتری در مدیریت شهری دست یافت. از طرفی همه شیوههای سبز تأثیر مثبتی بر عملکرد پایدار (محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی) شهری دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل تأثیرگذار مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز و عملکرد پایدار شهر زنجان میباشد.
روش بررسی: روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی و از نظر تحلیل، کمی میباشد. جامعه آماری شامل خبرگان دردسترس شهری با دانش و تسط کافی بر متغیرهای پژوهش به تعداد 80 هستند که با توجه به تعداد کم جامعه، از تمامی خبرگان به عنوان نمونه استفاده شد. مدل مفهومی پژوهش با تجمیع مطالعات قبلی و تکمیل مفاهیم توسط محقق پیشنهاد شد که مشتمل بر 5 فرضیه اصلی است. به منظور آزمون فرضیهها از رویکرد تحلیل مسیر با نرمافزار SPLS بهره گرفته شد.
یافته ها و نتیجه گیری: خروجی آزمون حاکی از تأثیر مثبت: "عملیات مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز (داخلی و خارجی) و عملکرد پایداری" و "شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز داخلی و خارجی بر عملکرد پایداری" است. سپس، با استفاده از تکنیک "تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی با عنوان سوارا" و نظرات خبرگان، سه سازه اصلی پژوهش موردارزیابی قرار گرفتند و اولویتبندی آنها تعیین شد. نتیجه نشان داد که سازه اول (شیوههای مدیریت منابع انسانی سبز) در رتبه اول از لحاظ تأثیرگذاری بر عملکرد پایدار شهری قرار گرفت لذا شیوههای آن (توسعه و آموزش، توانمندسازی، پاداش، مدیریت عملکرد، استخدام) طی پرسشنامهای در اختیار مجدد خبرگان و متخصصان قرار گرفت و ارزیابی نهایی آنها صورت گرفت. تحلیل نهایی نشان داد که شیوه دوم (توانمندسازی نیروی انسانی) با بالاترین وزن در اولویت اول بهبود وضعیت عملکرد پایدار شهری قرار دارد. بدین منظور، مسئولان شهری بایستی به جذب افرادی مبادرت ورزند که نگرانیهای زیستمحیطی را در اولویت قرار میدهند، مهارتهای پایداری خود را توسعه میدهند، عملکرد خود را از منظر زیستمحیطی ارزیابی میکنند و انگیزه رفتار مسئولانه محیطزیست را ایجاد میکنند.
