بررسی توانمندی های اکوتوریستی و ژئوتوریستی شهرستان خلخال و شهرستان کوثر برای جذب گردشگر با استفاده از مدل های کمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده چکیده
مقدمه: اکوتوریسم و ژئوتوریسم به عنوان شاخههای تخصصی گردشگری پایدار، نقش حیاتی در حفاظت از منابع طبیعی و میراث زمینشناسی ایفا میکنند. اکوتوریسم با تمرکز بر حفظ تنوع زیستی و ارتقای مشارکت جوامع محلی، گردشگری مسئولانه در محیطهای طبیعی بکر را ترویج میدهد، در حالی که ژئوتوریسم بر شناسایی، حفاظت و بهرهبرداری علمی و آموزشی از ژئوسایتها و ژئومورفوسایتهای با ارزش زمینشناسی تاکید دارد. این دو رویکرد مکمل، چارچوبی جامع برای توسعه پایدار گردشگری طبیعی و فرهنگی فراهم میآورند.
روش تحقیق: در این مطالعه، قابلیتهای ژئوتوریستی ده منطقه با استفاده از دو روش معتبر فاسیلوس و نیکولاس ارزیابی شد. مدل فاسیلوس با تاکید بر شاخصهای ارزش علمی، گردشگری و حفاظتی، و مدل نیکولاس با رویکرد چندمعیاره شامل ارزش علمی و آموزشی، تنوع زمینشناختی، ارزش اکولوژیکی، فرهنگی، تهدیدات حفاظتی و قابلیت استفاده، تحلیلهای کمی و کیفی دقیقی از پتانسیلهای ژئوتوریستی ارائه کردند.
نتیجهگیری: در بررسی مناطق برجسته ژئوتوریستی و اکوتوریستی دو شهرستان خلخال و کوثر نتایج نشان داد که ژئوسایت فیروزآباد و روستای ازناو با کسب بالاترین امتیازات در هر دو مدل، به عنوان مناطق کلیدی برای توسعه ژئوتوریسم علمی، آموزشی و حفاظت محیطی شناخته شدند. همچنین، ترکیب دادههای این دو مدل امکان شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف هر منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی هدفمند جهت ارتقای حفاظت و توسعه گردشگری را فراهم ساخت. این پژوهش بر ضرورت استفاده همزمان از مدلهای چندمعیاره جهت ارزیابی جامع ژئوسایتها تأکید دارد و پیشنهاد میکند در مطالعات آینده، شاخصهای اقتصادی و اجتماعی نیز به منظور تحقق توسعه همهجانبه و پایدار گردشگری در نظر گرفته شوند.
ارزیابی و تحلیل شرایط هیدرومورفولوژیکی رودخانه قوریچای استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیکی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، رئوف مصطفی زاده، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: رژیم جریان طبیعی رودخانه یک عامل بسیار مهم در تعیین عملکردهای اکوسیستمهای آبی و اطراف رودخانههاست. هدف این پژوهش، ارزیابی شرایط هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه قوریچای در استان اردبیل با استفاده از شاخص کیفیت مورفولوژیک است.
روششناسی: بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی (MQI)، استفاده شده است. ابتدا شبکه رودخانه به بازههای همگن (6 بازه) تقسیم میشود. سپس شاخصهای مورفولوژیکی مرتبط نظیر پایداری کرانه، الگوی کانال، تغییرات مقاطع عرضی، پتانسیل رسوبگذاری و سازگاری با محیط پیرامونی محاسبه میشوند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که مقدار شاخص کیفیت ژئومورفولوژیکی در بازههای مورد مطالعه بین 77/0 تا 27/0 است که در این میان حداکثر ضریب در بازه 2 با امتیاز 77/0 در طبقه خوب است که نشاندهنده پویایی بیشتر این بازه نسبت به سایر بازهها است و حداقل امتیاز مربوط به بازه 3 با مقدار 27/0 است که در طبقه خیلی ضعیف قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری گردید که رودخانه قوریچای از بازه 3 تا 6 در وضعیت ضعیف قرار داشته و شرایط مطلوبی ندارد ولی برعکس در بازههای 1 و 2 دارای پویایی مناسبی میباشد. در نهایت پیشنهاد میگردد برای حفاظت از رودخانه در بازههای دارای کیفیت نامطلوب اقدامات کاربردی و پیشگیرانه انجام گردد.و همچنین در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد بررسی استفاده شود.
1.ارزیابی و اولویتبندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو در استان اردبیل
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-12
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصظفی زاده
چکیده زمینه و هدف: امنیت آبی بهعنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دستیابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر میگیرد. بهعبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آبهای زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویتبندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو در استان اردبیل است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای هیدرولوژی (H)، محیطزیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخصهای مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیطزیستی نشان داد که بیشترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیشترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کمترین میزان اراضی مرتعی بهترتیب به زیرحوزه (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزههای (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیشترین توسعه انسانی در زیرحوزههای (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 میباشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخصهای (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیشترین میزان پایداری حوزه آبخیز قرهسو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قرهسو سامیان است. همچنین پایینترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قرهسو سامیان است.
نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد که هرچه زیرحوزهها از نظر شاخصهای هیدرولوژی، محیطزیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از آزمونها، شاخصهای بیشتر و روشهای جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.
2.تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 15-30
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سالهای اخیر توجه زیادی را بهعنوان یک نگرانی سیاسی بهخود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیطزیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص میگردد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیستمحیطی نشان داد که بیشترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کمترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزههای 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کمترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزههای 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 میباشد در نهایت پیشنهاد میگردد از آزمون و استفاده از سایر روشهای تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه میگردد.
20.تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 309-324
سولماز بهرامی بودالالو، فریبا اسفندیاری درآباد، وحیده رجب پور، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی:روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایتهای اولیه برای سنجش برنامهریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آنها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شدهاست. ارزشهای اصلی شامل ارزشهای علمی و آموزشی، ارزشهای زیبایی و منظرهی دید و ارزشهای حفاظتی است و ارزشهای مکمل نیز شامل ارزشهای عملکردی و ارزشهای گردشگری میباشند.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
6.توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظتشده شهرستان مشکینشهر با استفاده از مدلهای کمّی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-85
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری میباشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و همچنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه میشود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدلهای کمی میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایتهای واقع در نواحی حفاظتی مناسب میباشد. ارزیابی ژئوسایتها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت میگیرد که به ارزیابی ارزشهای علمی و مدیریتی کمک میکند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار میآید..
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمینشناسی در رتبه اول قرار دراد. همچنین با کسب بیشترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل میتوان نتیجهگیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان درهسی در مشکینشهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
17.تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 233-252
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM میباشد. شهرستان سرعین در شمال غرب ایران و در محدوده جغرافیایی 47 درجه و 48 دقیقه تا 48 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 3 دقیقه تا 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکمیل پرسشنامه انجام شده است. در این پژوهش هشت ژئوسایت شهرستان سرعین (پل معلق ورگهسران، ویلادره، پیست اسکیآلوارس، گلدشت کلخوران، غارکنزق، دره علیدرویش، دره ساریدره، امامزاده آتشگاه) با استفاده از ارائه ۲۰ پرسشنامه به گردشگران حاضر در مناطق مورد مطالعه و همچنین ارائه ۲۰ پرسشنامه کتبی به کارشناسان و متخصصان به این ژئوسایتها و جمعآوری دادههای آن مورد ارزیابی قرار داده شد. در این پژوهش ابتدا برخی از لندفرم های ژئومورفولوژیکی با استفاده از مطالعات کتابخانهای، عکس های هوایی، تصاویر ماهوارهای، پیمایشهای میدانی و مصاحبه، شناسایی و محدوده آنها تعیین گردید. سپس با بهره گیری از مدل M-GAM،پتانسیلهای گردشگری لندفرم ها مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج و یافتهها : نتایج حاصله از ارزیابی مدل M-GAMنشان داد که بر اساس ارزیابی نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان منطقه ژئوتوریستی پل معلق ورگهسران بالاترین ارزش اصلی را به خود اختصاص داده است. از نظر ارزشهای مکمل نیز بالاترین امتیاز برای امامزاده آتشگاه با امتیاز 91/11 بوده است و در مجموع امتیازات، بیشترین امتیاز در درجه اول برای امامزاده آتشگاه و کمترین مجموع امتیاز مربوط به ویلادره است. همچنین ماتریس M-GAMبا استفاده از ارزش اصلی و مکمل حاصل از تجزیه و تحلیل نشان میدهد که ژئوسایتهای گلدشت کلخوران، امامزاده آتشگاه، دره ساریدره و پل معلق ورگهسران از نظر ارزشهای اصلی در فیلدZ23 قرار گرفته اند و از نظر ارزشهای مکمل دارای پتانسیل سطح بالا برای ژئوتوریسم هستند. ژئوسایتهای دره علیدرویش، غارکنزق و پیست آلوارس نیز از نظر ارزش اصلی و مکمل دارای ارزش متوسطی برای ژئوتوریسم هستند (ارزش اصلی و مکمل Z22) و در نهایت ویلادره از نظر ارزش اصلی در سطح متوسط و از نظر ارزش مکمل در سطح پایینی برای توسعه ژئوتوریسم قرار گرفته است. بنابراین نتیجهگیری میگردد که فضای زیادی برای بهبود ژئوتوریسم در این مکانها وجود دارد و سرمایهگذاری برای بهبود زیرساخت این ژئوسایتها و ارتقای برنامهریزی و فعالیتهای تبلیغاتی، این مناطق میتوانند گردشگران و مسافران زیادی را جذب کنند که باعث ایجاد مشاغل و افزایش درامد مردمان محلی میشود. در نهایت پیشنهاد میگردد برای تجزیه و تحلیل و توانسنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین بر اساس هوش مصنوعی و مدلهای بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.
2.ارزیابی و شناسایی گسلها و میزان لرزهخیزی آنها در حوضه بالهارود گرمی استان اردبیل
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 23-31
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، لیلا علیمحمدیان، سایه عبیدی حمل آباد، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: لرزهخیزی معیاری است که رخدادها، مکانیسمها و بزرگی زمینلرزه در یک مکان جغرافیایی معین را در برمیگیرد. بهاینترتیب، فعالیت لرزهای یک منطقه را خلاصه میکند. منطقه موردمطالعه بر اساس شواهد زمینشناسی و زمینلرزههای ثبتشده یکی از پهنههای فعال و لرزهخیز در ایران به شمار میآید. ازاینرو آگاهی از توان لرزهخیزی منطقه جهت جلوگیری از ساختوساز غیراصولی در حوزه موردتحقیق ضروری است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توان لرزهخیزی گسلها در حوزه بالهارود گرمی است.
روششناسی: در این پژوهش برای ترسیم نقشهها و تحلیل آنها از نرمافزار ArcGIS استفاده شد که ابتدا با استفاده از نقشه زمینشناسی 1:100000 سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور در حوزه موردمطالعه، گسلهای (اصلی و فرعی) تعیین و طول آنها مشخص گردید. سپس توان لرزهزایی گسلهای منطقـه موردمطالعه با استفاده از روابط زارع (1374)، نوروزی (1985) و نوروزی و اشجعی (1978) محاسبه شد.
یافتهها و نتایج: با توجه به نتایج مربوطه، متوسط توان لرزهزایی برحسب ریشتر در گسلهای نوروزآباد 55/12، آزاد آباد 10/20، سارینصیرلو 62/28، ایلیخچی 08/9، چنار 56/6، فرضیکندی 42/17، پرچین 35/10، اوجاقآلازار 94/17، دمیرچی 23/7، پیرهخلیل 55/6، القناب 16/19، شرفه 73/7، شوردرق92/3 را نشان میدهد. نتایج حاصله نشان داد که منطقه موردمطالعه، بهخصوص بخشهای مرکزی به سمت جنوب حوزه به علت تمرکز خطوارههای گسلی، ازنظر لرزهخیزی مستعد است و امکان وقوع زمینلرزههایی با بزرگی بیشتر از 4 ریشتر در آن است. گسلهای سارینصیرلو، آزاد آباد و القناب بهترتیب دارای بالاترین توان لرزهزایی در منطقه هستند. بررسیها همچنین نشان میدهد که بین توان لرزهزایی گسلها با طول گسل ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به نبود مطالعات کافی در مورد تکتونیک و لرزهخیزی منطقه، بایستی به جهت حصول اطمینان بیشتر، مطالعات دیگری در رابطه با سایزموتکتونیک و پهنهبندی منطقه ازنظر لرزهخیزی نیز انجام گیرد.
ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 315-335
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصطفی زاده
چکیده زمینه و هدف: امنیت آب شدیدا تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آبهای زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخص هیدرولوژی (H)، سرانه آب، میزان آبدهی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: نتایج ارزیابی شاخص آبدهی در حوزه آبخیز قرهسو نشان داد که بیشترین میزان آبدهی در بین 27 زیرحوزه مورد بررسی مربوط به زیرحوزه 1 در ایستگاه هیدرومتری نمین با مقدار 560196073 مترمکعب و زیرحوزه 23 در ایستگاه هیدرومتری ننهکران با مقدار 305170988 مترمکعب میباشد. نتایج ارزیابی سرانه آب درزیرحوزههای قرهسو نشان داد که بیشترین میزان سرانه آب برای هر نفر در زیرحوزه 20 در ایستگاه نوران با مقدار 9733133/957 لیتر و در رده بعدی زیرحوزه 18 در ایستگاه باروق با مقدار سرانه آب 9249868/914 لیتر را در بین زیرحوزههای مورد بررسی به خود اختصاص دادهاند بنابراین نتیجهگیری میگردد که هرچه میزان شاخص هیدرولوژی در زیرحوزههای مورد مطالعه بیشتر باشد به همان میزان شاخص پایداری حوزه نیز مناسب خواهد بود. در نهایت پیشنهاد میگردد اقدامات اجرائی و مدیریتی در برخی زیرحوزهها که که شاخص هیدرولوژی مناسبی ندارند تا میزان شاخص امنیت آب (WSI)، در آنها بسیار پایین است اجرا کرد تا شاهد توسعه زیرشاخصها در کل حوزههای مورد مطالعه باشد تا شاخص امنیت آب حالت صعودی بگیرد
اولویتبندی شاخص امنیت آب در مناطق شمال غربی حوزه آبخیز سامیان در استان اردبیل
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 336-352
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد
چکیده زمینه و هدف: امنیت آب عبارت است از دسترسی مطمئن به میزان قابل قبول کمی و کیفی آب برای تولید، حیات و سلامتی که همراه با سطح قابل قبول ریسکی که تأثیرات غیرقابل پیشبینی مرتبط با آب را در جامعه داراست.هدف از پژوهش حاضر اولویت بندی شاخص امنیت آب در مناطق شمال غربی حوزه آبخیز سامیان در استان اردبیل است.
روششناسی: روش این پژوهش استفاده و تلفیق شاخصهای هیدرولوژی، زیست محیطی و زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب (WSI) بوده است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله از شاخص هیدولوژی مشخص شد که بیشترین میزان آبدهی مربوط به زیر حوزه 1 با مقدار یک است و کمترین میزان آبدهی نیز به زیرحوزه 5 با مقدار 004/0 است. همچنین میزان سرانه آب نیز بعد از استانداردسازی مقادیر این نتایج حاصل شد که بیشترین سرانه آب با مقدار یک به زیرحوزه 3 اختصاص دارد و کمترین مقدار مربوط به زیرحوزه 8 با مقدار 07/0 است.شاخص زیستمحیطی نشان داد که بیشترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کمترین میزان مربوط به زیرحوزه 5 است. براین اساس نتایج حاصله نشان داد که بیشترین شاخص امنیت آب مربوط به زیرحوزه آبخیز 1 با مقدار 63/0 است که نشاندهنده این است که این زیرحوزه از نظر شاخصهای مورد مطالعه در سطح بالاتری قرار دارد. بنابراین نتیجهگیری میگردد که هرچه میزان شاخصهای مذکور بیشتر باشد میزان امنیت آب بیشتر خواهد بود. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از ابزارهای هوش مصنوعی جهت برآورد امنیت آب استفاده گردد.
3.بررسی و شناسایی ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی موثر در جذب گردشگری (مورد مطالعه: شهر ملکان)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 28-41
فریبا اسفندیاری درآباد، سونیا ذوالقدر خزینه جدید، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: امروزه صنعت گردشگری به عنوان بخش مهم و اصلی در اقتصاد جهانی به شمار میرود و یکی از زمینههای مهم این صنعت توریسم طبیعتگرا یا اکوتوریسم است. سهم اکوتوریسم از صنعت گردشگری بسیار بالا و دارای جایگاه مهمی میباشد. هدف پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئوموفولوژیکی موثر در جذب توریسم در شهر ملکان استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی: در این پژوهش از دو روش کوبالیکوا و فیولت جهت ارزیابی پتانسیل ژئوتوریستی استفاده شده است. در روش کوبالیکوا بر ارزشهای علمی و ذاتی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و سـایر ارزشها تأکید دارد. مدل فیولت نیز بر اساس شاخصهای طبیعی و انسانی مناطق را از نظر نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری ارزیابی میکند. مناطق مورد بررسی در این پژوهش قلعه بختک لیلان، منطقه گردشگری شورسو، چشمه آب معدنی آرپادرسی، زیارتگاه علی بلاغی، کمپ پارک جنگلی، دره گاومیش ئولن می باشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصله از ارزیابی مدل کوبالیکوا نشان داد که چشمه آب معدنی آرپادرسی با کسب امتیاز 11 بیشترین امتیاز را در بین مناطق مورد مطالعه بهخود اختصاص داده است. براساس نتایج ارزیابی در مناطق مورد مطالعه منطقه ژئوتوریستی قلعه بختک لیلان با کسب امتیاز 75/6 در بین مناطق مورد بررسی دارای کمترین امتیاز است که این امر مستلزم توجه به این منطقه جهت توسعه است. همچنین نتایج حاصل از مدل فیولت نیز نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه، منطقه کمپ پارک جنگلی با کسب مجموع امتیاز از همه زیر شاخصها با مقدار عددی 13بیشترین امتیاز را بهخود اختصاص داده است. همچنین منطقه دره گاومیش ئولن با کسب کمترین امتیاز با مدادر عددی 25/8 در بین مناطق مورد بررسی از توانمندی کمتری برخوردار است. براساس نتایج حاصله از نرخ مدیریتی این نتایج حاصل شد که پارک جنگلی و دره ئولن از نظر حفاظتی در شرایط خوب و مناسب قرار دارد و از نظر نرخ گردشگری منطقه شورسو با کسب بیشترین امتیاز از شرایط خوبی برخورداراست. بنابراین نتیجهگیری میگردد کمپ پارک جنگلی و چشمه آب معدنی آرپا درهسی قابلیتهای زیادی را در جذب توریسم به خود اختصاص دادهاند. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده برای ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی مناطق حفاظت شده منطقه ملکان از مدلهای سرانو-گونزالز-تروبا برای بررسی دقیقتر استفاده گردد.
18.ارزیابی و شناسایی ظرفیتهای مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوترمالی استان اردبیل با استفاده از مدل بریلها و زوروس
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 260-279
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: واژه ژئوترمال ریشه یونانی دارد. ژئو به معنی زمین و ترمال به معنی گرما است که مبتنی بر عوارض زمینشناسی و منابع آبی است. با گذشت زمان، بهعنوان نوعی متفاوت از گردشگری توصیف شده است که جهتگیری زمینشناسی یا جغرافیایی دارد، هدف از این پژوهش شناسایی ظرفیتهای مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوترمالی استان اردبیل با استفاده از مدل بریلها و زوروس است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، تحلیلی و مقایسهای میباشد. در این پژوهش از دو مدل ژئوتوریستی بریلها و زوروس استفاده شده است. این پژوهش در سال 1403 انجام شد. جامعه آماری گردشگران و متخصصان صنعت گردشگری و زمینشناسی بود. در این پژوهش از مدل بریلها، از شاخص محوطههای تنوع زمینی به میانهای اطلاق میشوند که از هیچ ارزش ذاتی و علمی برخوردار نیستند و قابلیتهای آنها بر اساس ارتباط آنها با ارزشهای آموزشی و گردشگری سنجیده میشود. انتخاب میانها توسط چهار عامل شهرت، تمامیت، نوع زمینشناسی، امنیت و قابلیت دسترسی و زیبایی صورت گرفته است. در روش زوروس بهمنظور ارزیابی ژئوسایتها از معیارهای علمی تهدیدات بالقوه و قابلیتهای استفاده بهره گرفته میشود و هرکدام از معیارهای مورد استفاده نیز دارای زیر معیارهایی هستند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصله از ارزیابی مدل زوروس منطقه ژئوترمالی مشکینشهر با کسب بالاترین امتیاز (75/80) را به خود اختصاص داده است. همچنین منطقه ژئوترمالی اردبیل نیز با کسب 5/72 امتیاز در رده دوم قرار دارد. با توجه به نتایج مدل زوروس منطقه سرعین کمترین امتیاز 69 را به خود اختصاص داده است که نشان از پایین بودن پتانسیل ژئوترمالی در این شهر است. نتایج حاصله از مدل بریلها نشان داد که از نظر شاخص دسترسی منطقه اردبیل با کسب میانگین 62/2 بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده و در رتبه اول قرار دارد و از نظر شاخص علمی نیز منطقه مشکینشهر از لحاظ معیار شهرت جهانی با کسب 12 امتیاز در رتبه اول قرار گرفته است. از نظر آسیبپذیری نیز منطقه سرعین با بالاترین امتیاز (13) در رده اول واقع شده است. بنابراین نتیجهگیری میگردد که با توجه به اینکه مناطق ژئوترمالی استان اردبیل متاثر از کوهستان سبلان میباشد این امر موجب گردیده است که هر سه منطقه ژئوترمالی دارای توانمندیهای متفاوتی باشند که مدلهای مذکور نشان داد که بیشترین انرژی گرمایی در شهرستان مشکینشهر است. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از ابزارات هوش مصنوعی جهت برآورد مناطق ژئوترمالی استفاده گردد.
10.توان سنجی قابلیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگرپذیر استان اردبیل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 151-172
بهروز نظافت تکله، فریبا اسفندیاری درآباد، امیر کرم، سایه عبیدی حمل آباد
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، شکل ویژهای از صنعت گردشگری است که در آن در مرکز توجه گردشگران قرار میگیرند. یک ژئوسایت میتواند یک چشمانداز، دستهای از اشکال متنوع ناهمواریهای سطح زمین-(لندفرمها) یا لندفرم منفرد، یک رخنمون سنگی، همچنین لایههای فسیل دار یا یک فسیل بهخصوص باشد. از پژوهش حاضر توانسنجی قابلیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی در روستاهای گردشگرپذیر استان اردبیل میباشد.
روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف توصیفی-تحلیلی-کاربردی بوده و برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدلهای پاولووا که به ارزیابی توان رقابتپذیری مناطق موردمطالعه میپردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آنها میباشد؛ مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد، استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: براساس نتایج بهدست آمده از ارزیابی مدل ژئوتوریستی پاولووا این نتایج حاصل شد مناطق ژئوتوریستی بیله درق، خوجین و سردابه به ترتیب در وزن های رقابت پذیری عالی، خوب و مناسب قرار گرفتند. نتایج حاصله از به کارگیری مدل فیولت نیز نشان داد که در بخش مدیریتی مناطق مورد بررسی منطقه بیلهدرق با مقدار امتیاز 68/0 و در بخش نرخ گردشگری روستای خوجین با امتیاز 70/0 را به خود اختصاص داده ات که نشان برتری نسبی پتانسیلهای رفاهی دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصله از مدل کوبالیکوا، روستای بیله درق در بیشتر زیرشاخصهای ارزیابی امتیاز بالایی را کسب کرده است و با مجموع امتیاز 11 نسبت به سایر روستاهای موردمطالعه از ارزش بالایی برخوردار میباشد. بنابرین نتیجهگیری میشود روستای بیلهدرق از قابلیتها و پتانسیلهای بالای ژئوتوریسمی برخوردار بوده و میتواند در رشد و گسترش صنعت توریسم در منطقه نقش بسزایی داشته باشد. درنهایت پیشنهاد میگردد جهت شناخت ظرفیتهای مناطق ژئوتوریستی در مطالعات آتی با مدلهای گوناگون ارزیابی گردند.
12.پتانسیلسنجی ظرفیتهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در استان خوزستان براساس روشهای کمّی (مطالعه موردی: مناطق ژئوتوریستی شهرستان اندیمشک)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 184-204
فریبا اسفندیاری درآباد، فاطمه فاتحی، بهروز نظافت تکله، طاها قهرمانی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی شهرستان اندیمشک میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر دو مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایتهای واقع در نواحی حفاظتی مناسب میباشد. ارزیابی ژئوسایتها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت میگیرد که به ارزیابی ارزشهای علمی و مدیریتی کمک میکند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار میآید. در مدل کوبالیکوا، معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که ژئومورفوسایت منطقه چهل پا بالاترین امتیاز را کسب کرده است. همچنین در ارزیابی فرهنگی، سد دز بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده و در زمینه قابلیتهای کاربری و مدیریت ژئومورفوسایتها، منطقه گردشگری ساحلی والفجر بیشترین امتیاز را دریافت کرده است. نتایج ارزیابی مدل کوبالیکوا نیز نشاندهنده این است که سد دز و سد کرخه از نظر ارزشگذاری ژئوسایتها بالاترین امتیاز را کسب کردهاند و قلعه رزه کمترین امتیاز را داشته است. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که منطقه ژئوتوریستی دز در خوزستان با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
