نویسنده = سید مجتبی قاضی میرسعید
برنامه ریزی شهری و منطقه ای

14.مطالعه‌ی تطبیقی محلات شهری با رویکرد نوشهرسازی، موردمطالعه: محله‌ پاچنار، گلشهر و مدیران شهر سمنان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 198-229

سید مجتبی قاضی میرسعید، مبینا خانجانی، فاطمه کرکه آبادی، الناز نجار

چکیده زمینه و هدف: نوشهرسازی به عنوان یک جنبش معماری و شهرسازی در اواخر قرن بیستم و در واکنش به رشد بی‌رویه شهرها و حومه‌نشینی شکل گرفت. این رویکرد با الهام از شهرهای سنتی و تاریخی، به دنبال ایجاد شهرهایی پیاده‌محور و با حس تعلق اجتماعی قوی می‌باشد. این رویکرد بر ایجاد شهرهایی با مقیاس انسانی تأکید دارد؛ این امر بدان معناست که ساختمان‌ها و فضاهای عمومی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که با نیازها و ابعاد انسانی سازگار باشند. از سوی دیگر، این رویکرد در پی ایجاد تنوعی از کاربری‌ها و اختلاط مناسب میان آن‌ها است. در این میان توجه به حمل‌ونقل پایدار، حفظ و تقویت فضاهای سبز و عمومی، معماری و طراحی شهری باکیفیت، واحد همسایگی و پیاده مداری از دیگر اصول رویکرد نوشهرسازی می‌باشند. نظر به آنکه این رویکرد در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه نظیر ایران، به‌عنوان یک رویکرد مؤثر در توسعه شهری مدنظر قرارگرفته است، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه میان محله‌های شهری به‌منظور بررسی میزان انطباق آن‌ها با اصول نوشهرسازی، می‌باشد. مطالعه موردی پژوهش شهر سمنان انتخاب‌شده است که از سه ناحیه تشکیل گردیده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرار خواهد گرفت.
روش‌شناسی: رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و داده‌های بکار رفته در آن از طریق بررسی اسناد بالادست، مطالعات میدانی، پرسشنامه و طرح جامع سمنان به‌دست‌آمده‌اند. نظر به بررسی 10 شاخص رویکرد نوشهر سازی در سه محله گوناگون، از تکنیک‌های متفاوتی نظیر ضریب همگونی سیمپسون، واک اسکور، آزمون‌های آماری و روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره به‌منظور سنجش هر یک از شاخص‌ها استفاده‌شده است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد، محله گلشهر که در دوره پهلوی دوم بیشترین توسعه کالبدی خود را تجربه کرده است، انطباق مناسب‌تری با اصول نوشهر سازی دارد و پس‌ازآن محله مدیران و پاچنار، به ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافت‌های فرسوده شهرستان اسلامشهر به‌منظور شناسایی پیشران‌های کلیدی بازآفرینی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 159-182

سید مجتبی قاضی میرسعید، عیسی دادرسی، زینب خدمتی شاد

چکیده زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافت‌های شهری از توسعه‌ها، موجب سامان یافتن روندهایی می‌شود که به‌مرورزمان این­گونه بافت­ها را دچار فرسودگی می‌کند. اسلامشهر به‌عنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعه‌های شهری بوده است، به‌تدریج میزبان لکه‌های نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاین‌رو در سال‌های اخیر طرح‌های بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافت‌ها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافت‌های این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛
روش بررسی:  در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافت‌های فرسوده، پیشران‌های کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانه‌ای و پویش محیطی، 24 متغیر به‌عنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل‌ و وارد نرم‌افزار میک­مک گردید.
یافته ها و نتیجه گیری:  به‌عنوان نتیجه‌گیری حاصل از پژوهش، می‌توان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزه‌بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری»، «تعلق‌خاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم می‌باشند که می‌توانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.