نویسنده = امیرحسام پاسبان
آمایش سرزمین

3.تحلیلی بر نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: دشت مغان، استان اردبیل)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 28-43

موسی عابدینی، امیرحسام پاسبان

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی به‌عنوان یکی از عناصر راهبردی در توسعه زیرساخت‌های دفاعی کشور، نیازمند تحلیل دقیق مؤلفه‌های محیطی، اقلیمی و انسانی با بهره‌گیری از رویکردهای نوین فضایی است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان‌های نظامی در دشت مغان واقع در استان اردبیل با استفاده از قابلیت‌های سنجش از دور وGIS  می‌باشد.
روش‌شناسی: در راستای هدف پژوهش ابتدا 13 معیار مؤثر شامل بارش، دما، تبخیر و تعرق واقعی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، گسل، جاده، شهر، روستا انتخاب گردید. لایه‌های مورد نیاز با استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور از جمله تصاویر Sentinel2، مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR و پایگاه‌های جهانی اقلیمی مانند TerraClimate استخراج و در محیطGoogle Earth Engine  پردازش شدند. سپس با تعریف نقاط نمونه آموزشی از مناطق مناسب و نامناسب، مدلRandom Forest  آموزش داده شد و برای تهیه نقشه پهنه‌بندی نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها نتیجه‌گیری: نتایج تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که فاصله از شهر و روستا، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از گسل از مهم‌ترین عوامل مؤثر در مکان‌یابی پادگان نظامی در منطقه مطالعه‌شده هستند. نقشه نهایی پهنه‌بندی منطقه به پنج کلاس کاملاً مناسب (158 کیلومترمربع)، مناسب (1374 کیلومترمربع)، متوسط (2498 کیلومترمربع)، نامناسب (927 کیلومترمربع)، و کاملا نامناسب (111 کیلومتر مربع) تقسیم شد که در آن بخش‌هایی از نواحی شمالی و شرقی دشت مغان در کلاس بسیار مناسب قرار گرفتند. این پژوهش تأکید می‌کند که استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین در کنار داده‌های سنجش‌ازدور می‌تواند رویکردی مؤثر و کارآمد برای تحلیل مکانی و پشتیبانی تصمیم‌گیری‌های راهبردی در حوزه دفاعی و نظامی باشد. نتایج این مطالعه می‌تواند به بهینه‌سازی مکان‌یابی پادگان‌های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط‌زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه‌های زیرساختی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی می‌شود.

آمایش سرزمین

4.بررسی عوامل موثر ژئومورفولوژیکی در مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی با استفاده از داده‌های سنجش از دور در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان خلخال، استان اردبیل)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-66

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی یکی از چالش‌های مهم در برنامه‌ریزی و توسعه زیرساخت‌های دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکان‌یابی بهینه پادگان‌های نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از داده‌های سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای(ANP) در محیط GIS انجام شد.
روش‌شناسی: برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمین‌شناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. داده‌های مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده  ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-2 و نقشه‌های زمین‌شناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دسته‌بندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرم‌افزار  Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کم‌تر از ۱۰ درجه، خاک‌های استپی قهوه‌ای و زمین‌های بایر، گزینه‌های مطلوب‌تری برای استقرار پادگان‌ها محسوب می‌شوند. همچنین، فاصله مناسب از گسل‌ها، رودخانه‌ها و سکونتگاه‌های انسانی به‌عنوان عوامل کلیدی در تصمیم‌گیری لحاظ شدند. تحلیل نقشه‌های ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به‌دلیل دسترسی مناسب به زیرساخت‌ها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگان‌های نظامی هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند به بهینه‌سازی مکان‌یابی پادگان‌های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط‌زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه‌های زیرساختی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی می‌شود.

جغرافیای طبیعی

12.ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی در زیرحوضه‌های آبخیز کوزه‌توپراقی با استفاده از مدل توسعه‌یافته سیلاب ناگهانی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 154-167

عقیل مددی، امیرحسام پاسبان، بهروز نظافت تکله

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلاب‌های ناگهانی، پهنه‌بندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روش‌های نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنه‌بندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضه‌های آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی در زیرحوضه‌های آبخیز کوزه‌توپراقی با استفاده از مدل توسعه‌یافته سیلاب ناگهانی می‌باشد.
روش‌شناسی: در همین راستا ابتدا لایه‌های اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشه‌های پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزن‌دهی و نقشه‌های وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایه‌ها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزه‌توپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیم‌بندی و استخراج گردید.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که بخش‌های شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیش‌ترین میزان خطر سیلاب را تجربه می‌کنند. الگوی توزیع این پهنه‌ها می‌تواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگی‌های هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. به‌ویژه، مناطق با شیب‌های تند، نفوذپذیری کم و کاربری‌های حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلاب‌های ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، می‌توانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضه‌های 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضه‌های 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع به‌ترتیب در پهنه‌های خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند.
نتیجه‌گیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیب‌دار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوب‌گیر و توسعه پوشش گیاهی می‌تواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کم‌شیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب می‌تواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.

آمایش شهری و منطقه ای

20.مکان‌گزینی بهینه پادگان‌های شهرستان مشگین‌شهر با استفاده از قابلیت‌های سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل فرایند شبکه‌ای (ANP)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-309

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی امکان ارزیابی هم‌زمان معیارهای مختلف محیطی، زیرساختی و امنیتی را فراهم می‌کنند و به انتخاب بهینه‌ترین مکان برای احداث پادگان‌های نظامی کمک می‌نمایند. از این‌رو هدف از این پژوهش، مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی در شهرستان مشگین‌شهر با بهره‌گیری از مدل فرایند تحلیل شبکه‌ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.
روش‌شناسی: جهت دستیابی به هدف پژوهش در گام اول با تهیه و تنظیم پرسشنامه به روش پیمایشی، نظرات کارشناسان درباره فاکتورهای موثر در مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی منطقه مورد مطالعه جمع‌آوری شد. در مرحله بعد با رقومی کردن لایه‌های مورد نیاز از روی نقشه‌های موجود، پایگاه داده‌ها در محیط ArcGIS تهیه شد. همچنین وزن‌دهی داده‌ها با استفاده از روش ANP انجام گرفت. در نهایت، نقشه پهنه‌بندی منطقه با تلفیق و همپوشانی لایه‌های مورد استفاده تهیه شد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان داد که 67/15 درصد از مساحت شهرستان در کلاس خیلی مناسب و 97/17 درصد در کلاس مناسب قرار دارد که این مناطق عمدتاً در بخش‌های مرکزی و شرقی شهرستان واقع شده‌اند. در مقابل، 55/25 درصد در کلاس نامناسب و 48/21 درصد در کلاس خیلی نامناسب قرار دارد که این نواحی عمدتاً در مناطق کوهستانی و پرشیب غربی و جنوبی شهرستان قرار دارند. پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره در کنار تحلیل‌های مکانی GIS می‌تواند به تصمیم‌گیری بهینه در مکان‌گزینی پادگان‌های نظامی کمک کرده و تعارضات زیست‌محیطی و امنیتی را به حداقل برساند.

جغرافیای طبیعی

5.پهنه‌بندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه (مطالعه موردی: حوضه آبخیز رضی‌چای، استان اردبیل)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 68-84

موسی عابدینی، حمیرا صبوری، امیرحسام پاسبان

چکیده زمینه و هدف: سیلاب‌ها یکی از پدیده‌های طبیعی هستند که می‌توانند خسارات زیادی به زیرساخت‌ها، مزارع و محیط‌زیست وارد کنند. این پدیده به طور عمده به دلیل بارش‌های سنگین، ذوب برف‌ها یا ترکیبی از این عوامل رخ می‌دهد. بنابراین هدف از این پژوهش پهنه‌بندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه در حوضه آبخیز رضی چای در استان اردبیل است.
روش‌شناسی: دراین پژوهش با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست 8 مربوط به سال 2022، نقشه DEM 30 متر استر، نقشه توپوگرافی با مقیاس 1:50000، نقشه زمین شناسی با مقیاس 1:250000 و همچنین استفاده از سایر اطلاعات تفضیلی حوضه مورد مطالعه 10 پارامتر تاثیرگذار در رخداد سیل که شامل: ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، سازندهای زمین شناسی، فاصله از رودخانه، جهت جریان، کاربری اراضی، بارش، تراکم زهکشی مورد استفاده قرار گرفته و برای تعیین اهمیت هر متغیر از مدل فرآیند شبکه تحلیلی (ANP) استفاده شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: ازمیان پارامترهای مورد مطالعه، لایه‌های شیب (با ضریب 30 درصد)، ارتفاع (با ضریب 21 درصد)، کاربری اراضی (با ضریب 17 درصد) وزن بیش‌تری را کسب کردند. در نتیجه وقوع سیلاب در حوضه آبریز رضی چای را به شدت کنترل می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که حدود 36 درصد از حوضه آبریز رضی‌چای در مناطق پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد. این پهنه‌ها در قسمت پایین حوضه، به طور معمول در تقاطع دو آبراهه اصلی حوضه قرار دارند. با توجه به پراکندگی فضایی سکونتگاه‌ها در منطقه می‌توان گفت که اکثر سکونتگاه‌های قسمت پایین حوضه در معرض سیلاب قرار دارند.

آمایش شهری و منطقه ای

22.مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکه‌ای (ANP) در شهرستان اردبیل

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 381-396

امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی

چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنه‌بندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکه‌ای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویت‌بندی مناسب‌ترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین‌شناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقه‌بندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرم‌افزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و  30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسه‌های زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آن‌ها محاسبه گردید. سپس با بهره‌گیری از محیط GIS، لایه‌های اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایه‌ها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنه‌بندی مکان‌یابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب،  قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های مرکزی و غربی شهرستان واقع شده‌اند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل می‌شود که عمدتا بخش‌های شمالی و قسمت‌های میانی منطقه را دربر می‌گیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر می‌گیرد. یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیم‌گیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.