تحلیل تأثیر دسترسی به فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان بانوان: مطالعهای در شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
پریا نصیری، هادی حکیمی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده رمینه و هدف: سلامت ران بانوان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل مختلفی از جمله دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر دسترسی به فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان بانوان در شهر اردبیل انجام شده است.
روش بررسی: روش تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی و کاربردی بوده و دادهها از طریق ۴۰۰ پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک گردآوری شده است. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب شش شاخص اصلی: کالبدی - فضایی، فرهنگی - اجتماعی، امنیت، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی است. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد شاخصهای کالبدی - فضایی (با میانگین 17/3) و فرهنگی - اجتماعی (با میانگین 05/3) وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن است که شاخص کالبدی - فضایی (89/0=β)، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت فضاهای شهری داشته است. پس از آن به ترتیب شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی - اجتماعی، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی تأثیرگذار بودهاند. این پژوهش بر اهمیت مؤلفههای کالبدی و محیطی در طراحی فضاهای عمومی تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که برنامهریزان شهری با تقویت این ابعاد، زمینه حضور فعالتر و ارتقای سلامت روان بانوان را در محیطهای شهری فراهم سازند
ارزیابی مولفههای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری (مورد پژوهی: شهراردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
فاطمه صفاری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی
چکیده مدیریت شهری بایستی پاسخگوی روندهای تغییر در شهر و شهروندان باشد. به گونهای که اقدامات راهبردی آن با مسائل شهری و تحولات آن متناسب باشد.در این خصوص آنچه همواره در فرآیند مدیریت شهری کشور غفلت قرار گرفته بحث حکمروایی مطلوب شهری میباشد. بر این اساس بررسی مولفههای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد. جامعه آماری تحقیق شهروندان شهراردبیل میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد. ابزار جمع آوری اطلاعات مبتنی بر دو روش کتابخانهای و پیمایشی (پرسشنامه) میباشد. در این راستا پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده در بین شهروندان توزیع و تکمیل گردید. به منظور ارزیابی میزان تاثیر هر یک از متغیرهای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری از 6 مولفه (مشارکت، قانونمندی، پاسخ گویی و مسئولیتپذیری، عدالت محوری، توافق جمعی، شفافیت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است. نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.72) و ضریب chi-Square (42.39) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
دسترسی فضایی به بیمارستان تخصصی روانپزشکی برای معلولین روانی (مطالعه موردی شهر اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1404
احد بدلی اجیرلو، علیرضا محمدی، لطف اله ملکی
چکیده زمینه و هدف: دسترسی مناسب، سریع به خدمات درمانی تخصصی یکی از مسائل ضروری جهت سلامت جامعه به ویژه افراد دارای معلولیت می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین و تحلیل وضعیت دسترسی افراد دارای معلولیت روانی به بیمارستان تخصصی اعصاب و روان در شهر اردبیل انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده های مربوط بلوک های جمعیتی از سرشماری سال 1395 و داده های جامعه آماری پژوهش از اداره کل بهزیستی استان اردبیل اخذ شده است. برای تجزیه و تحلیل از ابزار تحلیل شبکه در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتایج:یافته ها نشان می دهد با توجه به موقعیت افراد معلول روانی در سطح شهر و بیمارستانهای تخصصی، در محدوده خدماتی 500، 1000 ، 2000 ، 3000، 4000و 5000 متری به ترتیب، صفر، 24 ، 44 و 143، 160 و 199 نفر قرار داشته و 129 نفر نیز در فاصله بیش از 5هزار متری قرار گرفته-اند. همچنین در روش تخصیص مکان و در حد آستانه 20 دقیقه کلیه معلولین روانی می توانند به بیمارستان و خدمات تخصصی روانپزشکی دسترسی داشته باشند و دسترسی بهینه برای اکثریت افراد معلول روانی در فواصل زمانی و مکانی ممکن بوده و بیمارستان فاطمی با توجه به موقعیت استقرار در دسترس ترین مرکز برای افراد معلول می باشد.
مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان (نمونه موردی: شهر بعقوبه عراق)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آبان 1404
مصطفی امیر سعید عبدالجبار، حسین نظم فر، علیرضا محمدی، محمدحسن یزدانی
چکیده مقدمه و هدف: نخستین گام برای رسیدن به یک محیط زندگی مطلوب، ارزیابی کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رضایت آنها از محیط سکونتشان محسوب میشود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان در شهر بعقوبه عراق تدوین شده است.
روش شناسی: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر بعقوبه بوده و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS بهره گرفته شده و در این راستا، آزمونهای t تکنمونهای، t مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه مورد استفاده قرار گرفتهاند.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج آزمون t تک نمونهای، سطح رضایتمندی ساکنین از محیط مسکونیشان عدد 548/3 را نشان میدهد. علاوه بر این، تحلیل واریانس یک طرفه بیانگر آن است که دو عامل سن و سطح تحصیلات بهطور قابل توجهی بر میزان رضایتمندی افراد از محیط مسکونی تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، عواملی مانند وضعیت اشتغال، میزان درآمد، مالکیت مسکن، فاصله محل کار تا منزل، مساحت منازل و تعداد اتاقها اثر معناداری بر رضایتمندی از محیط مسکونی نشان ندادهاند
نتیجه گیری: بررسیهای صورتگرفته نشان میدهد که سطح رضایت ساکنان شهر بعقوبه از محیط مسکونی، با توجه به معیارهای ارزیابی شامل امنیت، تسهیلات و خدمات عمومی، ویژگیهای کالبدی، دید و منظر، روشنایی و تهویه، بهداشت مجتمع، دسترسی و حملونقل، و روابط همسایگی، به طور کلی در حد متوسط ارزیابی شده است.
تحلیل فضایی قابلیت دسترسی مراکز محلهای به خدمات شهری (مطالعه موردی: محله تازهشهر، اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-452
فینا عباسینیا، عطا غفاری گیلانده، پریا نصیری، علیرضا محمدی
چکیده زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات، امکانات، کاربریها و فعالیتها در شهرها و وضعیت دسترسپذیری آنها از جمله موضوعات حائز اهمیت در حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، موقعیت محلات در دسترسی به کاربریها و خدمات شهری نیازمند توجه ویژه است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل موقعیت محله تازهشهر، به بررسی وضعیت دسترسپذیری این محله به انواع کاربریها در بستر فضایی محله و در مقاطع فاصلهای مختلف پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. دادههای کاربری اراضی و شبکه معابر از نقشه تفصیلی شهر اردبیل استخراج و پس از ویرایش در محیط ArcGIS تحلیل شدند. برای هر گروه کاربری، متراژ فضای اختصاصیافته در سطح زونبندی محلهای و حلقههای فاصلهای (۰–۲۰۰، ۲۰۰–۵۰۰، ۵۰۰–۱۰۰۰، ۱۰۰۰–۲۰۰۰ متر و ...) محاسبه شد. سپس جداول فراوانی و شاخصهای فضایی تهیه و برای شناسایی خوشههای تمرکز یا کمبود خدمات، تحلیل لکه داغ (Getis-Ord Gi) انجام گرفت. نتایج در قالب نقشههای موضوعی طبقهبندی و تحلیل شد.
نتایج و یافته ها: در برایند نتایج بهدستآمده، وضعیت دسترسپذیری محله تازهشهر به طیف متنوعی از کاربریها، چه در محدوده فضایی محله و چه در حلقههای فاصلهای مختلف، مشخص شد. این نتایج نشان میدهد که محله تازهشهر در برخی خدمات دارای سطح مطلوبی از دسترسی است، اما در برخی دیگر با محدودیتها و کمبودهایی مواجه است. بهطورکلی، وضعیت این محله در دسترسی به خدمات و کاربریهای شهری، بسته به نوع کاربری و مقیاس مکانی، متغیر و نیازمند برنامهریزی بهینه است.
6.مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مؤلفههای مبلمان شهری
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 91-103
فائزه بهادری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده مقدمه: مبلمان شهر در واقع نمود زیباشناسی و هویت یک جامعه است. از این رو طراحی کاربردی، مکان یابی مناسب در کنار استفاده درست و اصولی از مبلمان در بستر شهر پراهمیت است. بااینکه مبلمان شهری جز مهمترین مقوله یک شهر میباشد اما تجهیز نمودن و همچنین بهبود وضعیت موجود این مهم در یک برهه زمانی و به صورت همزمان در سطح تمامی مناطق یک شهر ممکن نیست؛ بنابراین مقایسه تطبیقی در این خصوص میتواند کارساز بوده و به عملکرد و تصمیمگیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح هریک از مناطق کمک نماید. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مولفههای مبلمان شهر تدوین یافته است.
روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه شهری میباشند. به منظور ارزیابی و اولویتبندی مناطق هدف از 5 مولفه (کیفیت محیط، زیبایی و تناسب مبلمان شهری، جانمایی صحیح مبلمان شهری، ساختار متوازن شهری، کفیت اجزای مبلمان شهری) بهره برده شد. در این خصوص مناطق 10 گانه شهر تبریز با استفاده مدل MABACاولویت بندی گردیدند
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان داد منطقه دو با کسب امتیاز نهایی 0.513 و رتبه نخست و در وضعیت مطلوب قرار گرفته و مناطق 5 و 9 نیز به ترتیب با کسب امتیازات 0.388 و 0.362 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتهاند. در مقابل منطقه 1 با کسب کمترین امتیاز 0382- در رتبه آخر قرار گرفته است. در این خصوص برنامهریزی و مدیریت متناسب با رتبه بندی صورت گرفته در پژوهش حاضر میتواند به نوبه خود راهگشای مدیران شهری جهت برنامهریزی آتی در محدوده مورد مطالعه باشد.
17.تحلیل شاخصهای زیستپذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 251-270
عطا غفاری گیلانده، ایوب نیکنام، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالشهای قابلتوجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنههای مختلف شهری شامل بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویتبندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامهریزی هدفمند فراهم آورد.
روششناسی: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای اسنادی و میدانی انجام گردید. دادههای میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمعآوری و پس از پردازش در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. شاخصهای کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساختوساز، شبکه حملونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با بهکارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبهبندی شدند.
یافتهها و نتایج: یافتهها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجهاند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوبتری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایینترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
24.تحلیل زیست پذیری شهری از بعد اجتماعی- فرهنگی در محلات شهر بناب با تاکید بر دوگانگی فضایی زیست پذیری در بافت های شهری
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-381
ایوب نیکنام، عطا غفاری گیلانده، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و گسترش نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی در شهرها موجب شکلگیری دوگانگی فضایی و کاهش زیستپذیری شهری شده است. هدف این پژوهش، بررسی دوگانگی زیستپذیری از بعد اجتماعی و فرهنگی در محلات دو پهنه جداگانه شهر بناب است که شامل محلات دارای بافت فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی (جنوب و جنوب شرق)، و محلات با بافت غیر فرسوده (مناطق مرکزی و شمالی) میشود.
روششناسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و دادههای آن از طریق پرسشنامههای میدانی و منابع اسنادی گردآوری گردیده است. تحلیلهای آماری با استفاده از آزمون t تک نمونهای و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) در نرمافزار SPSS صورت پذیرفت و توزیع فضایی دادهها نیز با بهرهگیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ترسیم شد.
یافتهها و نتایج: نتایج آزمون t نشان داد که میانگین شاخصهای اجتماعی و فرهنگی در پهنه بافت غیر فرسوده (47/3) به طور معناداری بالاتر از پهنه فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی (98/2) بوده و فقط تعداد محدودی از محلات بافت فرسوده وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. تحلیل فضایی کاهش تدریجی کیفیت زیستپذیری را از مناطق مرکزی و شمالی به سمت محلات جنوبی و جنوب شرقی تأیید کرد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، مهمترین عوامل مؤثر بر زیستپذیری به ترتیب شاخصهای امنیت (740/0)، کیفیت بهداشت (694/0) و کیفیت آموزش (682/0) بودند. همچنین توزیع نامتوازن مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی در پهنه فرسوده،موجب تشدید نابرابریهای زیستپذیری گردیده است. بر مبنای یافتهها، تقویت امنیت و نظم عمومی، ارتقای کیفیت بهداشت و آموزش، بهبود زیرساختهای شهری، توسعه فضاهای عمومی و برنامهریزی مشارکتی میتواند به عنوان راهکارهای کلیدی برای ارتقاء ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیستپذیری در این محلات مطرح گردد.
