10.بررسی تأثیر ویژگی های طبیعی کوه سبلان بر الگوهای مجتمع های زیستی استان اردبیل
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 152-162
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: کوه سبلان به عنوان دومین قله مرتفع ایران (با ارتفاع ۴۸۱۱ متر) و یکی از مهمترین عوارض طبیعی استان اردبیل، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تمدنهای باستانی این منطقه داشته است. این کوه نه تنها بلندترین قله شمال غرب ایران است، بلکه یکی از کانونهای مهم شکلگیری تمدنهای باستانی در این منطقه محسوب میشود. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگیهای منحصربهفرد سبلان شامل منابع آبی (چشمههای آبگرم و رودخانه قرهسو)، خاکهای حاصلخیز آتشفشانی و موقعیت استراتژیک بر الگوی پراکندگی استقرارهای باستانی در استان اردبیل میپردازد.
روش شناسی: تحلیل داده ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تطبیقی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از روشهای میدانی، تحلیلهای مکانی و مطالعات کتابخانهای، به بررسی ۲۰ محوطه باستانی شاخص در استان اردبیل از جمله شهر یئری (مشکینشهر)، محوطههای باستانی سرعین و مجموعه تاریخی قلعه قهقهه پرداخته است.
یافتهها و نتایج: نشان میدهد که: بیش از ۸۰% استقرارهای باستانی استان اردبیل در شعاع ۴۰ کیلومتری سبلان قرار دارند. و خاکهای حاصلخیز دامنههای شرقی سبلان نقش کلیدی در توسعه کشاورزی باستانی منطقه داشتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که عوامل طبیعی سبلان به ویژه دسترسی به منابع آب (رودخانه قره سو و چشمه های آبگرم)، زمینهای حاصلخیز و موقعیت دفاعی طبیعی، نقش کلیدی در مکان گزینی استقرارهای باستانی داشته اند. همچنین، شواهدی از تأثیر جنبه های آیینی کوه بر الگوی استقرارها مشاهده شده است. این مطالعه نشان میدهد که شرایط محیطی سبلان نه تنها در جذب جوامع انسانی، بلکه در تداوم و توسعه تمدن های منطقه تأثیر بسزایی داشته است.
9. مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی(پل ها)شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی در ساخت آن ها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 127-134
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پلهای تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پلها میپردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان بهعنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته میشدند. پلها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا میکردند. طراحی و ساخت این پلها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالشهای طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسهی معماری و ساختار پلهای شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکلگیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازههاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونههای منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند.
روششناسی: روششناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایهی مطالعات کتابخانهای، تحلیل نقشهها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگیهای معماری و جغرافیایی پلهای شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پلهای برجستهای همچون «سیوسهپل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدیگوز» و «پل ابراهیمآباد» در اردبیل بهصورت موردی تحلیل شدهاند. نتیجهی این تحلیلها نشان میدهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوهی ساخت، ارتفاع، عرض دهانهها و حتی زیباییشناسی پلها داشته و همین عامل باعث شکلگیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است.
یافتهها و نتایج: پژوهش نشان میدهد که تفاوتهای جغرافیایی موجب بروز تفاوتهایی در طراحی، ساخت و کاربری پلها شده است. پلهای اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانههای متغیر، ساختاری مقاومتر دارند؛ در حالی که پلهای اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زایندهرود، طراحیهایی بازتر، تزیینیتر و با عملکردهای چندگانه ارائه دادهاند.
