تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، ناهید پوراسمعیل، سارا جهانی
چکیده زمینه و هدف: عناصر معماری بومی هر منطقه بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی شکل میگیرد و بهعنوان یک عامل تعیینکننده منجر به پیدایش سبکهای مختلف معماری در مناطق مختلف کشور شده است؛ تا جایی که تأثیر آن در کل بافت شهری و حتی در تکتک ساختمانها و عناصر معماری داخلی فضاها، قابلمشاهده است. پژوهش پیشرو، تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل را موردمطالعه قرار میدهد.
روششناسی: این پژوهش بهصورت تحلیلی– توصیفی و بر اساس پیمایش نگارندگان در بافت تاریخی شهر اردبیل و بر اساس مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی صورت گرفته است.
سؤالات پژوهش: سؤالات پژوهش بدین گونه طرح میگردد که 1) اقلیم چه تأثیری بر مکان گزینی و چیدمان خانههای سنتی و فضای شهری اردبیل داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانههای تاریخی در شهر اردبیل از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفتهاند؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که معماران در طراحی فضای شهری و همچنین چیدمان بناها، به عواملی مثل جهت زاویه تابش خورشید، رطوبت، دما و جهتهای باد به ایجاد بناها و فضاها پرداختهاند. همچنین شکل کلی حیاط خانهها، فضاهای داخلی و بیرونی، بازشوها و مصالح به کار گرفتهشده، همساز با زیستبوم منطقه موردمطالعه است.
مطالعه جایگاه ژئواستراتژیک آذربایجان در دوره ساسانی، بررسی موردی، شیز(گنزک)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
اردلان رئیس گیگلو، کریم حاجی زاده باستان، بهروز افخمی، حبیب شهبازی شیران
چکیده چکیده
زمینه و هدف: آذربایجان با نام باستانی آتروپاتکان، واقع در شمالغرب فلات ایران، یک منطقه ژئواستراتژیک با ظرفیت های ویژه است. هدف این پژوهش، مطالعه اهمیت جایگاه آذربایجان و بهخصوص شیز (تخت سلیمان امروزی) در دورة ساسانی بوده و مولفه های تأثیرگذار این اهمیت بررسی شدهاست.
روش شناسی: این پژوهش بهشیوة مطالعات کتابخانهای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. مطالب بر مبنای متون تاریخی معتبر و مقالات و گزارشهای باستان شناسی ارائه شدهاست.
سوالات پژوهش: سوالاتی که مطرح میشود، در برگیرندة علل توجه بیشتر ساسانیان به حوزة جغرافیایی آذربایجان است؛ بدینصورت که امپراتوری ساسانی بر پایة چه شاخصهایی حوزة قدرت خود را در آذربایجان, به ویژه، شیز(گنزک)، تقویت کرده و گسترش دادهاست؟ این شاخصهها در بسط و توسعه امپراتوریساسانی چه تأثیری داشتهاست؟؛ آیا خصوصیات جغرافیایی و عارضههای طبیعی و نزدیکی مرزها میتواند دلیل اهمیت این منطقه و تمرکز گرایی مذهبی باشد؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که جغرافیا و مرزهای ژئوپلیتیک منطقه، وفور منابع آب، خاک حاصلخیز و بستر مناسب کشاورزی، معادن و راه های مواصلاتی، پتانسیلهای مهمی در آذربایجانِ ساسانی بوده و از نظر راهبردی از ارزش زایدالوصفی برخورداراست. یکی از دلایل موفقیت شاهان ساسانی در جنگ ها و فتوحات مختلف، موقعیت ژئو استراتژیک آذربایجان است. به همین علت است که پیروزِ ساسانی، استراتژیِ احیا و تأسیس شهرهایجدید در مسیر راههای مواصلاتی تجاری شمالشرق تا مرزهای شمالغرب را در پیشگرفت؛ احداث تأسیساتعظیم آبرسانی در دوره خسرو، استراتژی تمرکزقدرت در شیز و توسعه مراکزعلمی در این شهر، ایجاد استحکاماتدفاعی در سرتاسرآذربایجان، بهرهبرداری ازمنابع غنی معدنی و احداث کورههای ذوب آهن، دایره ی قدرت و قوام حکومت، در به فعلیت رساندن و بهرهبرداری از این پتانسیل ها را قوت بخشیده است.
تحلیل نقش ساختارهای طبیعی و محیطی در الگوی استقرار محوطههای تاریخی (نمونه موردی: روستای ویند کلخوران، شهرستان سرعین)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 شهریور 1404
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، الناز حبی اروانق
چکیده زمینه و هدف: انتخاب و مکانیابی سکونتگاهها همواره تا حد زیادی به ویژگیهای محیطی وابسته است. در مطالعه و بررسی چگونگی چیدمان سکونتگاهها در یک منطقه، نقش محیط و بستر آن از منظر جغرافیایی حائز اهمیت است. در این راستا؛ هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی مؤثر بر مکانیابی محوطههای تاریخی در روستای ویند کلخوران واقع در شهرستان سرعین در استان اردبیل با استفاده از قابلیتهای سنجشازدور GIS است.
روششناسی: روش تحقیق بهصورت توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانهای استوار است. در این پژوهش مهمترین محوطه مهم استقراری بخش روستای ویند کلخوران از توابع شهرستان سرعین بهعنوان نمونه و مبنای مطالعاتی موردمطالعه قرار خواهد گرفت. عوامل مؤثر بر مکانیابی محوطههای در این منطقه؛ مانند موقعیت محوطهها نسبت به منابع آب، وضعیت ارتفاع از سطح دریا، پوشش گیاهی، فاصله محوطهها نسبت به جادهها و روستاها، نوع خاک، شیب و جهت شیب زمین انتخاب گردید. لایههای موردنیاز با استفاده از نقشههای GISاستخراج شدند.
سؤال پژوهش: سؤال اصلی پژوهش بدینصورت طرح میگردد: نقش ساختارهای طبیعی و محیطی در الگوی استقرار محوطههای تاریخی در روستای ویند کلخوران به چه صورتی نمود پیداکرده است؟
نتیجهگیری: شرایط مکانی و زیستبوم منطقه موردمطالعه، نقش مهمی در شکلگیری و گسترش استقرارها داشته است. بر اساس توصیف و تحلیل نقشههای بهدستآمده؛ میتوان گفت که محوطههای موردمطالعه در مجاورت و سر راه منابع آبی قرارگرفتهاند؛ ارتفاع 1355 تا 1710متر، پوشش گیاهی متوسط تا ضعیف، کاربری اراضی کشاورزی آبی، قرار گرفتن در بین راههای ارتباطی و مجاورت با روستای امروزی ویند کلخوران، توپوگرافی مناسب منطقه با توجه به دامنه عددی شیب کم و جهتهای شیب در راستای شمال شرقی، شرق، جنوب شرقی و جنوب و ویژگی زمینشناسی منطقه با نوع سنگهای آتشفشانی از نوع سنگهای داسیتی تا اندزیتی، از مهمترین شاخصهای محوطههای این منطقهاند. با توجه به اهمیت گردشگری روستایی در توسعه پایدار کشور و تنوع آثار تاریخی این منطقه؛ لازم است که به این منطقه توجه جدی شود. در نهایت پیشنهاد میشود زیرساختهای توسعه این روستا مانند؛ ساخت فضاهای اقامتی و ارتباطی، معرفی و قابلیتهای روستا با توجه به تبلیغات مناسب و مرمت و احیای فضاهای تاریخی به منظور جذب گردشگران و تبدیل فضاهای دستکند به مکانهایی مثل تولید و فروش محصولات محلی و صنایع دستی و غیره، از راهبردهای مهم توسعه گردشگری در این منطقه است.
9. مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی(پل ها)شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی در ساخت آن ها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 127-134
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پلهای تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پلها میپردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان بهعنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته میشدند. پلها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا میکردند. طراحی و ساخت این پلها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالشهای طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسهی معماری و ساختار پلهای شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکلگیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازههاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونههای منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند.
روششناسی: روششناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایهی مطالعات کتابخانهای، تحلیل نقشهها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگیهای معماری و جغرافیایی پلهای شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پلهای برجستهای همچون «سیوسهپل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدیگوز» و «پل ابراهیمآباد» در اردبیل بهصورت موردی تحلیل شدهاند. نتیجهی این تحلیلها نشان میدهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوهی ساخت، ارتفاع، عرض دهانهها و حتی زیباییشناسی پلها داشته و همین عامل باعث شکلگیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است.
یافتهها و نتایج: پژوهش نشان میدهد که تفاوتهای جغرافیایی موجب بروز تفاوتهایی در طراحی، ساخت و کاربری پلها شده است. پلهای اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانههای متغیر، ساختاری مقاومتر دارند؛ در حالی که پلهای اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زایندهرود، طراحیهایی بازتر، تزیینیتر و با عملکردهای چندگانه ارائه دادهاند.
