نویسنده = حبیب شهبازی شیران
جغرافیای طبیعی

15. بررسی توزیع زمانی-مکانی محوطه‌های باستانی در حوضه رودخانه قزل‌اوزن، منطقه شرق استان کردستان ایران (هزاره اول پیش از میلاد)، با تأکید بر سامانه اطلاعات جغرافیایی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 270-291

اردشیر جوانمرد زاده، حبیب شهبازی شیران، مژگان رستمی

چکیده زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارها  را ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسی GIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاه‌های باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم می­کند.
روش‌شناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی،  توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی  161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی می‌پردازد.
نتایج و یافته‌ها: 1: توزیع سکونتگاه‌ها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایه­ای گسترش یافته است. 2:سکونتگاه‌های هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانه­ها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانه‌ها( دشت کوهپایه‌ها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرار­های کوچرو را نشان می‌دهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راه‌ها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دال به توزیع پراکنش مکان­های باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاه‌ها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینش­هایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه می‌دهد.

برنامه ریزی شهری

10.بررسی تأثیر ویژگی های طبیعی کوه سبلان بر الگوهای مجتمع های زیستی استان اردبیل

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 152-162

حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور

چکیده مقدمه و هدف: کوه سبلان به عنوان دومین قله مرتفع ایران (با ارتفاع ۴۸۱۱ متر) و یکی از مهم‌ترین عوارض طبیعی استان اردبیل، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری تمدن‌های باستانی این منطقه داشته است. این کوه نه تنها بلندترین قله شمال غرب ایران است، بلکه یکی از کانون‌های مهم شکل‌گیری تمدن‌های باستانی در این منطقه محسوب می‌شود. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگی‌های منحصربه‌فرد سبلان شامل منابع آبی (چشمه‌های آبگرم و رودخانه قره‌سو)، خاک‌های حاصلخیز آتشفشانی و موقعیت استراتژیک بر الگوی پراکندگی استقرارهای باستانی در استان اردبیل می‌پردازد.
روش شناسی: تحلیل داده ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تطبیقی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از روش‌های میدانی، تحلیل‌های مکانی و مطالعات کتابخانه‌ای، به بررسی ۲۰ محوطه باستانی شاخص در استان اردبیل از جمله شهر یئری (مشکین‌شهر)، محوطه‌های باستانی سرعین و مجموعه تاریخی قلعه قهقهه پرداخته است.
یافته‌ها و نتایج: نشان می‌دهد که:  بیش از ۸۰% استقرارهای باستانی استان اردبیل در شعاع ۴۰ کیلومتری سبلان قرار دارند. و خاک‌های حاصلخیز دامنه‌های شرقی سبلان نقش کلیدی در توسعه کشاورزی باستانی منطقه داشته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که عوامل طبیعی سبلان به ویژه دسترسی به منابع آب (رودخانه قره سو و چشمه های آبگرم)، زمین‌های حاصلخیز و موقعیت دفاعی طبیعی، نقش کلیدی در مکان گزینی استقرارهای باستانی داشته اند. همچنین، شواهدی از تأثیر جنبه های آیینی کوه بر الگوی استقرارها مشاهده شده است. این مطالعه نشان میدهد که شرایط محیطی سبلان نه تنها در جذب جوامع انسانی، بلکه در تداوم و توسعه تمدن های منطقه تأثیر بسزایی داشته است.

علوم اجتماعی

24. نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه­ ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 405-414

مهران خالدی پاوه، حبیب شهبازی شیران، بهروز افخمی، اردشیر جوانمردزاده

چکیده زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی­ترین وسیله ارتباطی بین انسان­ها، دولت­ها و فرهنگ­ها به شمار می­رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه­ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ­ها ایفا کرده­اند و وجود آن­ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن­ها بوده است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ـ باستان‌شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال‌غرب ایران طی دوره‌های سلجوقی و تیموری می‌پردازد. این منطقه، به‌سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است.
نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دورة سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم از راه‌های ایمن و پایگاه‌های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی‌ که در دورة تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه‌ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه‌های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده‌ها گویای آن است که پویایی شبکۀ راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی‌های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال‌غرب ایران را می‌توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.