ارزیابی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی طرحهای مداخلهای در سکونتگاههای غیررسمی: مطالعه موردی خیابان ۴۵ متری انقلاب از نگاه نسل دوم ساکنان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404
امیر اسماعیلی زنگ آباد، ایرج تیموری، فریدون بابایی اقدم
چکیده چکیده
زمینه و هدف :رشد سریع شهرنشینی و ناتوانی نظامهای رسمی برنامهریزی در تأمین نیازهای گروههای کمدرآمد باعث شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی در بسیاری از شهرهای ایران شده است. این سکونتگاهها معمولاً با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مواجهاند و مداخلات شهری بهصورت پروژههای بازآفرینی با هدف بهبود شرایط زندگی اجرا میشوند. ارزیابی تأثیرات این مداخلات همواره یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاری شهری بوده، بهویژه زمانی که دیدگاههای نسلهای مختلف ساکنان نادیده گرفته میشود.
روششناسی :پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی پروژههای مداخلهای در سکونتگاههای غیررسمی انجام شد و از روش ترکیبی (کمی–کیفی) بهره گرفت. دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته و مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شده و با استفاده از نرمافزارهای SPSS و MAXQDA تحلیل گردید.
یافتهها و بحث :یافتهها نشان دادند که پیامدهای اجتماعی پروژه دو وجهی بوده است: از یک سو، امنیت افزایش یافته، دسترسی بهبود یافته و تعلق به مکان تقویت شده است؛ از سوی دیگر، روابط سنتی محله ضعیف شده و سرمایه اجتماعی و مشارکت سازمانیافته کاهش یافتهاند. از نظر اقتصادی، مهمترین نتیجه افزایش ارزش املاک بود، در حالی که شاخصهایی مانند فرصتهای شغلی، حمایت دولتی و فعالیت کسبوکارهای محلی تغییر قابل توجهی نداشتند. مقایسه دادههای کمی و کیفی نیز همخوانی نتایج را نشان داد. در کل بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی تنها زمانی میتواند به بهبود پایدار شرایط زندگی منجر شود که ابعاد اجتماعی و اقتصادی در کنار ابعاد فیزیکی مدنظر قرار گیرد و دیدگاه نسلهای مختلف ساکنان بهطور همزمان لحاظ شود.
تحلیل تغییرات فضایی زمانی کاربری اراضی شهری و اثرات توسعه اسپرال (مطالعه موردی: سلماس)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 دی 1404
حسن محمودزاده، ایرج تیموری، علی ببرنژاد قره قشلاقی
چکیده چکیده
زمینه و هدف:
رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، منجر به توسعه اسپرال بیرویه شده که با نابودی اراضی زراعی، کاهش فضاهای سبز و تخریب محیط زیست همراه است. در ایران، شهرها از دهه ۱۳۴۰ با رشد برونزا و بورسبازی زمین مواجه بودهاند که گسترش افقی را تشدید کرده است. شهر سلماس، به عنوان یکی از شهرهای متوسط استان آذربایجان غربی، در چهار دهه اخیر مساحت خود را نزدیک به دو برابر افزایش داده و نمونهای بارز از این تحولات است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تغییرات فضایی-زمانی کاربری اراضی شهری سلماس در بازه ۱۳۶۸-۱۴۰۲ با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست و مدل CA-Markov، و ارزیابی اثرات توسعه اسپرال با مدل هلدرن است. فرضیات تحقیق عبارتند از: (۱) تغییرات کاربری اراضی در سه دهه گذشته به صورت اسپرال بوده است؛ (۲) این توسعه اثرات زیستمحیطی مشخصی مانند کاهش فضاهای سبز داشته است.
روششناسی:
دادههای اصلی شامل تصاویر ماهوارهای لندست ۵ (ETM+) برای سال ۱۳۶۸ (۱۳/۰۶/۱۹۸۹) و لندست ۸ (OLI/TIRS) برای سال ۱۴۰۲ (۲۷/۰۶/۲۰۲۳) از سایت USGS بود. دادههای ثانویه شامل نقشههای کاربری اراضی شهرداری سلماس، دادههای جمعیتی مرکز آمار ایران (۱۳۶۸-۱۴۰۲) و نقشههای توپوگرافی ۱:۲۵۰۰۰ برای تصحیح هندسی بودند. بازدید میدانی برای اعتبارسنجی نمونههای آموزشی انجام شد. تصاویر در ENVI پیشپردازش شدند (برش ROI، کالیبراسیون رادیومتریک، تصحیح اتمسفری QUAC، تصحیح هندسی با GCPها به دقت <۰.۵ پیکسل). طبقهبندی نظارتشده حداکثر احتمال (MLC) چهار کلاس را تعریف کرد: سطوح ساختهشده (مسکونی/تجاری)، اراضی بایر، پارک و فضای سبز، اراضی زراعی. پس از طبقهبندی، فیلتر Majority/Minority برای حذف پیکسلهای پراکنده اعمال و دقت با ماتریس خطا (کاپا >۰.۸۵) ارزیابی شد. تغییرات با ماتریس گذار متقاطع در ArcGIS ۱۰.۸ و نرخ تغییرات سالانه محاسبه گردید. مدل CA-Markov در TerrSet ۲۰۲۰ با ماتریس احتمال گذار مارکوف، نقشههای تناسب مکانی با عوامل پیشران: فاصله از مراکز شهری، شیب، رودخانهها) و شبیهسازی تا ۱۴۲۲ (همسایگی مور، ۸ سلول) انجام شد. شاخص هلدرن (رابطه ۲) برای ارزیابی اسپرال استفاده گردید.
یافتهها و نتایج:
از ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲، اراضی ساختهشده از ۵۳۸.۲۹ هکتار (۲۳%) به ۱۱۸۷.۶۴ هکتار (۵۰.۸%) افزایش یافت، اراضی بایر از ۱۲۰۵.۱۹ هکتار (۵۱.۵%) به ۸۳۸.۱۷ هکتار (۳۵.۸%) کاهش یافت، اراضی زراعی از ۵۲۵.۹۶ هکتار به ۱۸۲.۷ هکتار (-۶۵.۲۶%) کم شد و فضاهای سبز از ۶۹.۲۱ هکتار به ۱۲۸.۹۷ هکتار (+۸۶.۳۴%) افزایش یافت. ماتریس تغییرات نشان داد ۳۶۷.۰۱ هکتار بایر و ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی به ساختهشده تبدیل شده است. شبیهسازی تا ۱۴۲۲ پیشبینی میکند: ساختهشده به ۱۴۰۱.۶۶ هکتار (+۱۸.۰۲%)، بایر به ۷۴۷.۲۴ هکتار (-۱۰.۸۴%)، فضاهای سبز به ۱۰۷ هکتار (-۲۷.۱۵%) و زراعی به ۹۳.۹۵ هکتار (-۴۸.۵۷%). شاخص هلدرن حاکی از ۳۷% اسپرال در رشد سلماس (جمعیت از ۶۰۶۲۴ به ۹۹۶۸۱ نفر، مساحت شهری نامتناسب) با تخریب ۳۴۳.۲۶ هکتار زراعی است. نتایج بر لزوم ترویج الگوهای شهر فشرده برای توسعه پایدار در شهرهای متوسط مرزی مانند سلماس تأکید دارد و کاربرد RS/GIS با مدلهای پیشبینیکننده را برای سیاستگذاری پیشنهاد میکند.
تحلیل ساختاری و سناریونگاری آسایش حرارتی در فضاهای باز کلانشهر تبریز با رویکرد طراحی اقلیممحور و اکولوژی شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
ایرج تیموری، مریم نجف علیلو، اکبر رحیمی، عارفه کاراداغ
چکیده زمینه و هدف: روند شتابان شهرنشینی و تشدید پدیده گرمایش جهانی، کیفیت زیست شهری را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده و یکی از مهمترین ابعاد این تأثیر، شرایط آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری است. کلانشهر تبریز با اقلیم سرد و معتدل، زمستانهای طولانی و تابستانهای نسبتاً گرم و خشک، در سالهای اخیر با چالشهایی همچون افزایش جزایر حرارتی، تراکم بالای ساختمانی، کاهش پوشش گیاهی و جهتگیری نامناسب معابر نسبت به باد مواجه بوده است که پیامدهای منفی بر آسایش حرارتی شهروندان برجای گذاشته است.
روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسایش حرارتی و تدوین سناریوهای آینده مطلوب، ایستا و بحرانی در تبریز انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر روش آینده پژوهی بود و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه و پرسشنامه خبرگان گردآوری شدند. برای تحلیل ساختاری از نرمافزار میک مک و برای طراحی سناریوها از سناریو ویزارد استفاده گردید. جامعه آماری شامل ۳۰ خبره در حوزههای شهرسازی، اقلیمشناسی و آیندهپژوهی بود.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی شامل جزایر حرارتی شهری، نسبت عرض به ارتفاع معابر، سرعت و جهت باد، جهتگیری معابر نسبت به جریان باد، و پوشش گیاهی بیشترین تأثیر را بر ارتقاء یا کاهش آسایش حرارتی دارند. بر اساس مدلسازی سناریو پایه، سناریوهای مطلوب بر افزایش پوشش گیاهی، کاهش شدت جزایر حرارتی و طراحی معابر همراستا با جریان باد تأکید داشتند؛ راهبردهایی که میتوانند به ارتقاء تابآوری اقلیمی و بهبود زیستپذیری شهری منجر شوند. در مقابل، سناریوهای بحرانی ناشی از تراکم بالای ساختمانی، کاهش فضای سبز و بیتوجهی به اصول طراحی اقلیمی، تهدیدی جدی برای آسایش حرارتی و سلامت شهروندان محسوب میشوند و در صورت تحقق، پیامدهای بلندمدتی بر کیفیت زیست محیطی و اجتماعی شهر خواهند داشت.بر این اساس، پژوهش حاضر نشان داد که تلفیق سه رویکرد طراحی اقلیممحور، برنامهریزی سناریومحور و اکولوژی شهری میتواند چارچوبی جامع و آیندهنگر برای ارتقاء آسایش حرارتی در تبریز فراهم سازد. این چارچوب نه تنها به بهبود کیفیت فضاهای باز شهری کمک میکند، بلکه قابلیت الگوبرداری برای سایر کلانشهرهای ایران را نیز دارد.
