نویسنده = محمدمهدی برقی اسگویی
اقتصاد شهری و منطقه ای

اثرات شاخصهای توسعه انسانی و دیجیتالی شدن بر کیفیت محیطی در کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

رباب منصوری، سید کمال صادقی، پرویز محمد زاده، محمدمهدی برقی اسگویی

چکیده این پژوهش به اثرات شاخص­های توسعه انسانی و دیجیتالی شدن بر کیفیت محیط زیست با تاکید بر توسعه مالی : رویکرد رگرسیون کوانتایل در کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) طی سال‌های 2002 تا 2021 می‌پردازد. روش تحقیق از نوع کاربردی و داده‌ها به‌صورت اسنادی (کتابخانه‌ای) گردآوری شده و برای تحلیل، از مدل‌های اقتصادسنجی کوانتایل و داده‌های پانل با آزمون هاسمن استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دادند که،در مدل پژوهش:HDIوNAT: دراکثر کوانتایلها اثر مثبت معنی داردارد. WGINDEX: این شاخص در اکثرکوانتایل ها اثر منفی و معنادار داشته،DIG: این متغییر در 80% و90% اثر مثبت و معنادار دارد.FININDEX:شاخص مالی در کوانتیل ۹۰% اثر منفی و معناداری داشته GDP: تولید ناخالص داخلی در کوانتیلهای ۸۰% و ۹۰% اثر مثبت و معنادار ی دارد. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهند که رشد دیجیتالی و اقتصادی می‌تواند به بهبود وضعیت محیطی کمک کند، اما بهره‌ برداری ناپایدار از منابع طبیعی و بی‌ثباتی سیاسی موجب تضعیف کیفیت محیط می‌شود.

اقتصاد شهری و منطقه ای

بررسی رابطه علیتی غیر خطی بین درآمدها و هزینه‌های دولت در ایران: روش علیتی غیر خطی مارکوف سوییچینگ

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 410-428

حمیدرضا پناهی، زهرا کریمی تکانلو، محمد مهدی برقی اسکویی

چکیده زمینه و هدف : بررسی ارتباط هزینه و درآمدهای دولت در راستای رشد و توسعه اقتصادی بسیار مهم است. درک ارتباط علیّتی بین درآمد و هزینه­های دولت می­تواند به تدوین یک برنامه بودجه­ای مهم برای رسیدن به رفاه اقتصادی در یک کشور کمک شایانی نماید. رابطه میان درآمد و هزینه‌های دولت می‌تواند نشان‌دهنده میزان سرمایه‌گذاری دولت در بخش‌های کلیدی اقتصاد (مانند آموزش، بهداشت و زیرساخت‌ها) باشد. افزایش سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها به رشد اقتصادی بلندمدت منجر می‌شود.
روش شناسی: با توجه به اهمیت بررسی ارتباط هزینه و درآمد دولت، این مطالعه به بررسی این ارتباط و مشخص نمودن رابطه علت و معلولی با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ پرداخته است. مطالعه حاضر با استفاده از روش علیّتی مارکوف سوییچینگ در بازه زمانی 1352-1401 پرداخته است.
نتایج و یافته‌ها: نتایج نشان از آن دارد که در وضعیتی که درآمدهای دولت و هزینه­های دولت بالا است، علیّت از سمت درآمدهای دولت ( هم سایر درآمدهاو هم درآمد نفتی) به هزینه­های عمرانی و جاری است. این در حالی است که در وضعیت درآمدی و هزینه­ای پایین، درآمد نفتی تنها منجر به تغییر هزینه عمرانی شده و سایر درآمدها نیز منجر به تغییر هزینه جاری می­شود. بررسی نتایج از سمت هزینه به درآمدهای دولت به تفکیک دو رژیم بررسی شده بدین صورت است که در دوران رژیم صفر که درآمدها و هزینه­ها بالا است، هیچ علیّتی از سمت هزینه­های عمرانی و جاری به سمت درآمد مشاهده نمی­شود. در مقابل، زمانی که وضعیت درآمدی و هزینه­ها پایین است، تنها هزینه عمرانی می­تواند منجر به تغییر سایر درآمدها شود و از سمت هزینه جاری هیچ علیّتی به سمت درآمد دولت مشاهده نمی­شود.

اقتصاد شهری و منطقه ای

19.شناسایی عوامل مؤثر بر فرآیند بین‌المللی سازی استارتاپ‌های دیجیتال در ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 317-339

محمود سرابی، بهزاد سلمانی، یونس جبارزاده، محمدمهدی برقی اسکویی

چکیده زمینه و هدف: در دهه‌های اخیر، تحولات دیجیتال و جهانی‌شدن، فرصت‌های نوینی برای استارتاپ‌های دیجیتال فراهم کرده تا فراتر از مرزهای ملی فعالیت کنند. در ایران، با وجود رشد چشمگیر اکوسیستم استارتاپی و منابع انسانی جوان، فرآیند بین‌المللی‌سازی این شرکت‌ها با چالش‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیرساختی نظیر تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و ضعف شبکه‌های بین‌المللی مواجه است. این موانع، موفقیت استارتاپ‌ها را در بازارهای جهانی تهدید می‌کند و نیاز به تحلیل سیستمی عوامل مؤثر را برجسته می‌سازد. هدف این پژوهش، شناسایی و مدل‌سازی عوامل کلیدی مؤثر بر فرآیند بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های دیجیتال ایرانی، با تمرکز بر موانع، فرصت‌ها و روابط میان آن‌ها، به منظور ارائه چارچوب مفهومی کاربردی برای ذی‌نفعان مانند سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و کارآفرینان است.
روش‌شناسی/رهیافت: این مطالعه از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می‌گیرد. در مرحله کیفی، با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۴ خبره اکوسیستم استارتاپی ایران (به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی تا اشباع)، عوامل مؤثر شناسایی و با تحلیل مضمون (با نرم‌افزار MaxQDA) به ۶ بعد و ۴۱ مولفه دسته‌بندی شدند. در مرحله کمی، روابط میان ابعاد با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و ماتریس خودتعاملی تحلیل شد و پایداری مدل با تحلیل MICMAC بررسی گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها شش بعد اصلی را نشان داد: استراتژیک و مدل کسب‌وکار، بازاریابی و تعامل با مشتری، فرهنگی و بین‌المللی، زیرساختی و حقوقی، منابع انسانی و تیم، و حمایتی و مالی. عوامل بازاریابی و فرهنگی در سطح اول (پیوندی و حیاتی)، زیرساختی و انسانی در سطح دوم (خودمختار)، و مالی در سطح سوم (مستقل) قرار گرفتند. مدل ISM تأکید می‌کند که موفقیت بین‌المللی‌سازی مستلزم تمرکز بر تطبیق فرهنگی و استراتژی‌های بازاریابی است، در حالی که حمایت‌های مالی و زیرساختی نقش تسهیل‌کننده دارند. نتایج، سیاست‌گذاران را به تقویت شبکه‌های بین‌المللی و توانمندسازی فرهنگی دعوت می‌کند و پیشنهادهایی برای پژوهشات آتی مانند تحلیل تطبیقی و نقش فناوری‌های نوین ارائه می‌دهد. این مدل، چارچوبی عملی برای تسریع بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌های ایرانی فراهم می‌آورد.