تبیین جایگاه ظرفیتهای گردشگری در توسعه محلی از منظر ذینفعان محلی (مطالعه موردی: سلطانیه استان زنجان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 خرداد 1405
داریوش جهانی، اسماعیل تقوی زیروانی، یعقوب حقی، سیامک اصلانی
چکیده گردشگری بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی توسعه محلی، بهویژه در شهرهای دارای میراث تاریخی، نقش مهمی در ارتقای ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه ظرفیتهای گردشگری در توسعه محلی از منظر ذینفعان محلی در شهر سلطانیه انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل ساکنان شهر سلطانیه بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 385 نفر بهعنوان حجم نمونه بهصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بر اساس طیف لیکرت بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/915 تأیید شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Minitab و از طریق آزمون تی تکنمونهای و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون تی تکنمونهای نشان داد که میانگین تمامی شاخصهای اقتصادی، فرهنگی–اجتماعی، خدماتی–زیرساختی و زیستمحیطی بالاتر از حد مبنا (3) بوده و با توجه به معناداری آماری )P-value < 0/05)، ظرفیتهای گردشگری تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه محلی دارند. همچنین نتایج آزمون ANOVA بیانگر وجود تفاوت معنادار میان شاخصهاست و شاخص اقتصادی بیشترین تأثیرگذاری را داراست. وجود میراث جهانی ارزشمند، بهویژه بنای تاریخی گنبد سلطانیه، در کنار ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی شهر، زمینه تقویت توسعه پایدار محلی را فراهم ساخته است. در مجموع، یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهرهبرداری برنامهریزیشده و مشارکتمحور از ظرفیتهای گردشگری میتواند بهعنوان موتور محرک توسعه پایدار در سلطانیه عمل کند و نقش مؤثری در بهبود وضعیت اقتصادی، ارتقای هویت فرهنگی و تقویت زیرساختهای شهری ایفا نماید.
واکاوی پیشرانهای مؤثر مدیریت بحران آب شهری از منظر پایداری(مطالعه موردی: شهر ایلام)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 518-539
عظیم علی شائی، داریوش جهانی، روح الله ارشادی، سیامک اصلانی
چکیده زمینه و هدف: مدیریت بحران آب در شهرهای خشک و نیمهخشک، از جمله ایلام، به دلیل محدودیت منابع، افزایش جمعیت شهری و تغییرات اقلیمی، یکی از چالشهای حیاتی و پیچیده محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران، همگرایی اهداف و پیشرانهای کلیدی مدیریت بحران آب، از رویکرد تحلیلی–اکتشافی مبتنی بر مدل مکتور بهره برده است.
روش شناسی: در این مطالعه، ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی به کار گرفته شد؛ مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه آب، محیطزیست، مدیریت شهری و حکمرانی محلی، به شناسایی کنشگران و اهداف کلان و خرد مدیریت بحران آب منجر شد و دادههای کمی از طریق ماتریسهای اثرگذاری- وابستگی و همگرایی اهداف تکمیل گردید.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که شبکه مدیریت بحران آب ایلام دارای سلسلهمراتب روشن و نقشهای مشخص کنشگران تابع، میانجی و راهبردی است. مصرفکنندگان شهری نقش تابع و محدود دارند، شرکتهای اجرایی میانجی و هماهنگکننده هستند و استانداری ایلام و مدیریت منابع آب، نقش راهبردی و تعیینکننده دارند. نقشه فاصله خالص میان اهداف نشاندهنده همگرایی بالا میان اهداف قانونی، اجرایی و مشارکتی است و نقشه فاصله خالص میان کنشگران امکان شناسایی ائتلافهای بالقوه و نقاط تعارض را فراهم میکند. بر اساس این نتایج، هماهنگی میان کنشگران، اولویتبندی اهداف کلیدی، تقویت مشارکت مردمی و بهرهگیری از نقش میانجی کنشگران اجرایی به عنوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت بحران آب در ایلام پیشنهاد میشود. یافتهها علاوه بر ارائه چارچوب تحلیلی دقیق، میتواند راهنمای عملیاتی برای برنامهریزی و سیاستگذاری پایدار منابع آب در سایر مناطق مشابه باشد.
