نویسنده = صفیه دامن باغ

مطالعه تطبیقی نقش مکان در اثرگذاری عوامل اقتصادی در نشاط شهروندان محلات شهر اهواز

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 69-94

صفیه دامن باغ، ناهید سجادیان

چکیده در شهر اهواز با ویژگی­های خاص خود به لحاظ شهرنشینی و وضعیت اقتصادی(از جمله نقش مهم اقتصاد سیاسی نفت در جریان شهرنشینی و توسعه شهر اهواز به عنوان یک شهر نفت خیز) نشاط محیطی شهروندان، به عنوان یک مسئله­ی مهم شناخته می­شود که با توسعة روند شهرنشینی و افزایش مسائل و مشکلات شهری اهمیت آن روزبه­روز بیشتر می­شود. به گونه­ای که این مسائل سلامت روانی، اجتماعی و به دنبال آن نشاط شهروندان را در معرض خطر قرار می­دهد که این امر لزوم پرداختن به وضعیت نشاط شهروندان در اهواز را مشخص می­نماید. نکته قابل توجه این است که تاکنون مطالعه­ای به بررسی روند تأثیرگذاری متغیرهای اقتصادی بر روی نشاط شهروندان توأم با در نظر گرفتن تغییرات یک متغیر دیگر( متغیر مکان) نپرداخته است که مسئله اصلی پژوهش حاضر نیز همین مورد می­باشد که این مهم با استفاده از رویکرد جغرافیای رفتاری و نقش مکان و محیط در اثرگذاری متغیرهای اقتصادی در نشاط شهروندان شهر اهواز صورت می­پذیرد. پژوهش حاضر از نوع نظری-کاربردی و به لحاظ روش­شناسی"توصیفی-تحلیلی" و در حیطه جغرافیای رفتاری است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه­های مورد آزمون قرار گرفته شده از جمله پرسشنامه 29 گویه­ای استاندارد شادکامی آکسفورد و پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان شهر اهواز (اعم از زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا است که برابر با 887280 نفر از کل جمعیت شهر اهواز است. حجم نمونه نیز متناسب با جامعه آماری و بر اساس فرمول کوکران 385 نفر و روش نمونه­گیری نیز تصادفی ساده و در دسترس است. پرسش­نامه­ها در شش محله منتخب و متناسب با جمعیت آن­ها توزیع و تکمیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین محلات مورد مطالعه از لحاظ اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان تفاوت معناداری وجود دارد و اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان براساس مکان­های متفاوت، متغیر است. در واقع سطوح یکسان متغیرها و عوامل اقتصادی منجر به سطوح مختلف نشاط در بین محله­های متفاوت می­شود، که این امر مفهوم نابرابری سطح نشاط در سطح شهر اهواز را توجیه می­نماید. در واقع عوامل محیط اقتصادی به واسطه تفاوت­ها و نابرابری­های فضایی و مکانی منجر به نابرابری سطح نشاط در بین شهروندان می­شود. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS نیز نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی بر سطح نشاط شهروندان در محلات ششگانه مورد بررسی یکسان نبوده و از یک الگوی خاص پیروی نمی­کند؛ بلکه متغیر مکان -یا تفاوت در سطح مکان­ها- در این زمینه به عنوان متغیر واسطه­ای نقش آفرینی می­کند. در نهایت راه­کارهای مناسب ارائه گردیده است.

برنامه ریزی شهری

شناسایی و تحلیل الگوی گسترش ‌شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400

دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 77-96

سعید امانپور، مهدی علیزاده، صفیه دامن باغ

چکیده شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیده­ای جهانی، همۀ کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در دهه­های اخیر در ایران رشد و گسترش شهرها به صورت نوعی معضل یا مسأله نمایان شده است و شهر اهواز نیز از این مسائل جدا نیست. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل الگوی گسترش ‌شهر اهواز در بازه زمانی 1360 تا 1400 است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روش­شناسی توصیفی- تحلیلی می­باشد و به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 ساله (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخص­ها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط GIS نقشه­های خروجی نیز با استفاده از نرم افزار­های ENVI و Arc GIS استخراج شد. نتایج نشان داد در سطح مدل­­های پیش­بینی کننده اراضی کشاورزی با وزن­های 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهم­ترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطح­بندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد که بهترین مکان در محدوده بلافصل منطقه 8 شهری و عدم قرارگیری بر سایت زمین­های کشاورزی در این شهر می­باشد.