آزمون پایداری گردشگری اقتصادی استان اردبیل براساس مدلهای کمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1404
هاتف حاضری نیری، بهروز نظافت تکله، مریم جامی اودولو
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون سطح پایداری گردشگری اقتصادی این سه شهرستان بر اساس مدلهای کمی زوروس، کوبالیکوا و فیولت انجام شده است.
روششناسی: روش تحقیق ترکیبی از روشهای کمی و توصیفی-تحلیلی بوده و دادههای مورد نیاز از طریق منابع آماری رسمی، پرسشنامههای میدانی و دادههای ثانویه گردآوری شدهاند. در روش کوبالیکوا معیارها در پنج گروه قرار میگیرند. تقریبا همه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد. ارزش هر یک از معیارها در این مدل بین صفر و یک (0-1) متغیر میباشد. در روش فیولت ژئومورفوسایت و لندفرمها با توجه به چهار معیار منشاء شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید. ارزیابی کلی ژئوتوریسم و ژئومورفوسایتها در این روش در مجموع براساس دو نرخ اصلی صورت میگیرد. در روش زوروس نیز، بهمنظور ارزیابی ژئوسایتها از معیارهای علمی تهدیدات بالقوه و قابلیتهای استفاده بهره گرفته میشود و هرکدام از معیارهای مورد استفاده نیز دارای زیر معیارهایی هستند.
یافتهها و نتایج: براساس نتایج بهدست آمده از مدل کوبالیکوا، شهرستان سرعین با مقدار (74/6) بیشترین امتیاز را نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی کسب کرده است. ارزیابی مدل زوروس نیز نشان داد که در بین ژئوسایتهای استان اردبیل(مناطق مورد مطالعه)، ژئوسایت سرعین با 74 امتیاز دارای بالاترین امتیاز بوده است و بعد از این ژئوسایت نیز ژئوسایتهای خلخال و گرمی به ترتیب امتیاز 68 و 58 را کسب کردند. همچنین در روش ارزیابی پارکهای ملی، که ارزش ژئوتوریسم در دو بخش نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری ارزیابی شده است، شهرستان سرعین با مجموع امتیاز (14/7) نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی از قابلیتهای متنوعی برخوردار است.
نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد که شهرستان سرعین به دلیل تمرکز بالای زیرساختهای گردشگری، سرمایهگذاری اقتصادی و بازده اقتصادی، در هر سه مدل در وضعیت نسبتاً پایداری قرار دارد. شهرستان خلخال نیز با وجود ظرفیتهای طبیعی و اکوتوریسم، به دلیل ضعف در زیرساختهای اقتصادی، در رتبه دوم قرار گرفته است. شهرستان گرمی با وجود پتانسیلهای منطقهای، از نظر شاخصهای سهگانه، پایینترین سطح پایداری اقتصادی گردشگری را داراست. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی برای ارزیابی توانمندیهای گردشگری اقتصادی و ظرفیتهای آن از مدلهای گوناگون و متفاوت و پرسشنامهها بهصورت آنلاین تهیه گردد.
23.بررسی ابعاد فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی: رهیافتهایی از نواحی مرزی استان اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 367-386
میرحمید سیدموسوی، جواد معدنی، ولی نعمتی
چکیده زمینه و هدف: اکوتوریسم بهعنوان رویکردی پایدار در بهرهبرداری از منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود معیشت و تابآوری اقتصادی جوامع محلی دارد. در مناطق مرزی، این رویکرد میتواند علاوه بر ایجاد فرصتهای شغلی، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ابعاد و مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی مرزنشینان استان اردبیل انجام شد. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بومی بر نواحی مرزی و تحلیل اثرات ابعاد فرهنگی-اجتماعی بر شاخصهای اقتصادی پایدار است؛ موضوعی که در مطالعات پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
روششناسی: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق مرزی استان اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و با نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و با نرمافزار SPSS، از طریق تحلیلهای آمار توصیفی، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه، بررسی شدند.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد همه مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی در سطح همبستگی ساده رابطه مثبت و معناداری با توسعه پایدار اقتصادی دارند. با این حال، در مدل چندمتغیره، آموزش و آگاهی زیستمحیطی و اعتماد نهادی قویترین اثر مثبت را داشتند، در حالی که نگرش فرهنگی و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معنادار نشان دادند. مشارکت محلی نیز اثر مثبت و معنادار، اما با شدت کمتر نسبت به همبستگی ساده داشت. یافتهها اهمیت سرمایهگذاری در آموزش زیستمحیطی، تقویت اعتماد نهادی و ارتقای مشارکت محلی را برای توسعه اقتصادی پایدار برجسته میسازد. همچنین، ضرورت اصلاح رویکردهای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی برای همسویی با اهداف توسعه پایدار مورد تأکید قرار گرفت. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای تصمیمگیریهای راهبردی برای طراحی سیاستهای اکوتوریسممحور در مناطق مرزی کشور قرار گیرد.
1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-18
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهرهگیری از فناوریها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالشها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامهریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاههای آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرمافزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایهگذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عاملهای پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویتهای 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجملهای در نرمافزار SPSS و جمعآوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامهریزی مناسب میباشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
21.رابطه بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پایداری زیستمحیطی در کشور عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 363-380
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد کاسر افندی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیستمحیطی و چالشهای پیشروی کشورها در دستیابی به توسعه پایدار، درک بهتر ارتباط میان حکمرانی دموکراتیک، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر و سیاستهای تجاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، شناسایی چگونگی تأثیر این عوامل بر شاخصهای زیستمحیطی میتواند به سیاستگذاران در طراحی راهبردهای بهینه برای کاهش تخریب محیطزیست و تقویت پایداری کمک کند.تجارت خارجی میتواند نقشی دوگانه در بهبود یا تخریب زیستمحیطی داشته باشد. از یک سو، تجارت بینالمللی از طریق انتقال فناوریهای پاک و نوآوریهای زیستمحیطی میتواند کیفیت محیطزیست را ارتقا دهد؛ اما از سوی دیگر، در صورت نبود مقررات مناسب، ممکن است منجر به افزایش فشار بر منابع طبیعی و آلودگی بیشتر شود. بنابراین، بررسی همزمان و تلفیقی این سه عامل میتواند درک جامعتری از روابط میان سیاستهای اقتصادی، زیستمحیطی و حکمرانی ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه تلاش دارد تا ارتباط میان این عوامل و تأثیرات آنها بر شاخصهای زیستمحیطی عراق را تحلیل کند.
روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی تأثیر دموکراسی، انرژی سبز و تجارت خارجی بر پیشرفتهای زیستمحیطی در عراق از سال 2006 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پیشرفت زیستمحیطی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که افزایش انتشار کربن با دموکراسی در عراق ارتباط دارد، بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی برای تسریع در رشد اقتصادی موجب افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای میشود. همچنین انرژیهای تجدیدپذیر( انرژیهای سبز)، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است اثر افزایشی بر انتشار کربن داشته باشند، اما در بلندمدت میتوانند به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت محیطزیست کمک کنند. از سوی دیگر، تجارت خارجی با توجه به وابستگی عراق به منابع انرژی فسیلی، اثرات منفی بر محیطزیست داشته است، به طوری که عراق نیازمند سیاستهای تجاری سبز و پایدار است. همجنین در این پژوهش، ضریب تصحیح خطا برابر با 0.3807- به دست آمده است. این ضریب نشان میدهد که حدود 38.07 درصد از عدم تعادل کوتاهمدت در هر دوره تعدیل شده و سیستم به سمت تعادل بلندمدت حرکت میکند.
4.واکاوی فرصت ها و چالش های یکپارچه سازی متاورس و حمل و نقل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 48-65
محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی
چکیده زمینه و هدف: بررسی تأثیر دنیای مجازی بر دنیای واقعی، بهویژه در حوزه حمل و نقل و ترافیک، بسیار حائز اهمیت است. اگرچه متاورس مزایای بالقوهای برای آینده حمل و نقل دارد، اما باید با دیدی انتقادی به آن نگریست. این پژوهش بهصورت نظری به بررسی تأثیر متاورس بر حمل و نقل در دنیای واقعی میپردازد.
روش پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، چالش کشیدن درک ما از متاورس و پیامدهای آن بر حمل و نقل، شناسایی فرصتها و چالشها، و ارائه دستور کاری برای تحقیقات آینده است. این پژوهش بنیادی، بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده و نتایج آن نشان میدهد که سیاستگذاران حمل و نقل باید از روندهای متاورس آگاه بوده و عملی بودن آن را بررسی کنند.
یافتهها و نتیجهگیری: توسعه همزاد دیجیتال زیرساختهای حمل و نقل پیچیده و پرهزینه است و نیاز به همکاری ذینفعان دارد. تحلیل هزینه-فایده برای اطمینان از عملی بودن این یکپارچهسازی ضروری است. مدیران برندها میتوانند از متاورس برای ایجاد تجربیات غوطهور و افزایش آگاهی برند استفاده کنند. همچنین، متاورس امکان تورهای مجازی و آزمایش رانندگی مجازی را فراهم میکند. مقاله نتیجه میگیرد که با وجود چالشها، متاورس فرصتهای زیادی ارائه میدهد و نیازمند سرمایهگذاری عظیمی است. در نهایت، پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ارائه میکند، از جمله اینکه تحقیقات آینده باید مزایا، الزامات فنی و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی ادغام متاورس در حمل و نقل را بررسی کند.
تبیین پارادایم انتقادی و مدل نوین تحقق بازآفرینی پایدار شهری جهت کاربست در بافت تاریخی شیراز
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-22
الهام امان زادگان، محمد امان زادگان، یعقوب پیوسته گر
چکیده زمینه و هدف: تحولات دهه 2010م را میتوان شروع نخستین گامهای عملی به سوی ایجاد فصل مشترک فیمابین پایداری و بازآفرینی تلقی نمود. در بافتهای تاریخی، موضوع پایداری و حفاظت با هدف ایجاد تعادل و به عنوان محرکهایی برای توسعه و بازآفرینی در برنامهریزی شهرهای تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. شهر شیراز که در بردارندهی بافت تاریخی چشمگیر و شایستگیهایی از بعد چشم انداز شهری است نیازمند مدلی برای سنجش پایداری و بازآفرینی شهری است روش بررسی: وشتار حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی تحقق بازآفرینی پایدار شهری جهت کاربست در بافت تاریخی شیراز به دنبال پاسخ به سوال اصلی تحقیق است که با توجه به شاخصهای پایداری و متون بازآفرینی شهری چگونه میتوان مدلی مناسب برای تحقق بازآفرینی شهری پایدار اتخاذ کرد؟ نوشتار حاضر بر مبنای محتوای سوال تحقیق و نیل به هدف تحقیق، با رویکرد تحلیل محتوای کیفی و از نوع استقرائی انجام شده است. برای انتخاب شاخصهای مربوط به بافتتاریخی شیراز، روند توسعه شاخص با ترکیب و تطبیق شاخصها با روش سنجش شاخصهای توسعه پایدار که توسط گوردن میشل (1996) ارائه شده، بدست آمد. بر اساس این سازگاری، فرآیند انتخاب شاخصهای بافت تاریخی در این مقاله 11 مرحله دارد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از مدل تحقق و سنجش پایداری در بافتهای تاریخی و ارتباط آن با بازآفرینیشهری حاکی از آن است که این روش سنجش در هر بافت تاریخی به مجموعهای متفاوت از شاخصها با توجه به ساختارهای کالبدی/عملکردی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بستگی دارد که باید قابل سنجش بوده و در طی مشارکت طولانی مدت از شهروندان، تیمهای درگیر پروژههای بازآفرینی و طی یک فرآیند بازخورد چرخهای بدست آمده باشند تا اطمینان حاصل شود که شاخصها معتبراند. با استفاده از مدل پیشنهادی یک رویکرد استراتژیک برای ایجاد محدودههای پایدار تاریخی مدرن میتواند براساس اطلاعات کیفی و کمی توسعه یابد. در نهایت پس از ارائه دستاورد علمی و پژوهشی، کاربرد مدل نوین تبیین شده در بافت تاریخی شیراز مورد شرح قرار گرفته است.
