تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید مهدی حسینی نیا، حبیب شهبازی شیران، ناهید پوراسمعیل، سارا جهانی
چکیده زمینه و هدف: عناصر معماری بومی هر منطقه بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی شکل میگیرد و بهعنوان یک عامل تعیینکننده منجر به پیدایش سبکهای مختلف معماری در مناطق مختلف کشور شده است؛ تا جایی که تأثیر آن در کل بافت شهری و حتی در تکتک ساختمانها و عناصر معماری داخلی فضاها، قابلمشاهده است. پژوهش پیشرو، تأثیر اقلیم و مؤلفههای جغرافیایی بر بافت تاریخی و ساختار معماری خانههای سنتی شهر اردبیل را موردمطالعه قرار میدهد.
روششناسی: این پژوهش بهصورت تحلیلی– توصیفی و بر اساس پیمایش نگارندگان در بافت تاریخی شهر اردبیل و بر اساس مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی صورت گرفته است.
سؤالات پژوهش: سؤالات پژوهش بدین گونه طرح میگردد که 1) اقلیم چه تأثیری بر مکان گزینی و چیدمان خانههای سنتی و فضای شهری اردبیل داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانههای تاریخی در شهر اردبیل از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفتهاند؟
نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که معماران در طراحی فضای شهری و همچنین چیدمان بناها، به عواملی مثل جهت زاویه تابش خورشید، رطوبت، دما و جهتهای باد به ایجاد بناها و فضاها پرداختهاند. همچنین شکل کلی حیاط خانهها، فضاهای داخلی و بیرونی، بازشوها و مصالح به کار گرفتهشده، همساز با زیستبوم منطقه موردمطالعه است.
بررسی تغییرات کاربری اراضی و پیش بینی آن با استفاده از مدل CA-Markov (مطالعه موردی: منطقه 7 شهرداری تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
منصور رحمتی، حسین نظم فر، وحید قدوسی، سعیده سرباز
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. از جمله اهداف اساسی این تحقیق، بررسی و درک تغییرات کاربری اراضی در منطقه 7 تبریز بین سالهای 2000 تا 2020 با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای و همچنین پیشبینی این تغییرات برای 20 سال آینده است. برای پیشبینی تغییرات، از مدل سلول زنجیره مارکوف برای پیشبینی استفاده شد. از جمله اهداف دیگر میتوان به یافتن کاربریهایی که بیشترین تغییرات و افزایشها را داشتهاند و خواهند داشت، اشاره کرد.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی ابزاری ضروری برای تحلیل، برنامهریزی و مدیریت محیطی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر تبریز در یک دوره 20 ساله (از 2000 تا 2020) است. این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 2000 و 2020 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در کاربری اراضی در این دوره رخ داده است و در نهایت پیشبینی این تغییرات با استفاده از مدل مارکوف محقق میشود.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که اگرچه منطقه دارای مساحت زیادی از زمینهای بایر است، اما مساحت مسکونی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. این نشان دهنده روند مثبت و افزایشی در مناطق شهری و مسکونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ شاهد کاهش شدید فضای سبز بودهایم که میتواند هشداری برای مدیران و تصمیمگیرندگان باشد. فضای سبز شهری یک کاربری مهم در داخل شهر و حاشیه شهر است و نبود آن باعث مشکلات زیستمحیطی و... میشود. همچنین، کاربری مسکونی تا ۲۰ سال آینده بیشترین تغییرات را در سطح منطقه خواهد داشت و ثابت شد که مدل طبقهبندی حداکثر احتمال از دقت مناسبی برای طبقهبندی دادههای ماهوارهای برخوردار است.
تحلیل فضایی پراکنش بیماران مبتلا به دیابت و خوشههای پرخطر؛ مطالعه موردی: محله ابوطالب شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1404
بیتا نظری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، رویا مقابلی
چکیده چکیده
مقدمه و بیان مساله: دیابت بهعنوان یکی از مهمترین بیماریهای غیرواگیر مزمن، با روندی فزاینده در جهان و ایران، به یکی از چالشهای جدی حوزه سلامت عمومی تبدیل شده است. شیوع گسترده، هزینههای درمانی سنگین، و اثرات مخرب بر کیفیت زندگی، لزوم تحلیل دقیقتر ابعاد مختلف این بیماری را آشکار میسازد. در این میان، تحلیل فضایی بهعنوان رویکردی نوین، نقش مؤثری در شناسایی الگوهای جغرافیایی بیماری و تدوین سیاستهای پیشگیرانه و درمانی هدفمند دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ مطالعات محلهمحور و استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل فضایی، به بررسی الگوی پراکنش بیماری دیابت در مقیاسی خرد و با تأکید بر عدالت فضایی در دسترسی به خدمات درمانی پرداخته است.
روش: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده و توزیع مکانی و زمانی بیماران دیابتی در محله ابوطالب اردبیل طی سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ را با استفاده از اطلاعات ۲۳۵ بیمار ثبتشده و ابزارهای Google Maps و ArcGIS تحلیل کرده است. روشهای بهکاررفته شامل تخمین تراکم کرنل، تحلیل لکههای داغ، شاخص میانگین نزدیکترین همسایگی و تحلیل فاصله بوده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد الگوی پراکنش بیماران بهصورت خوشهای است؛ بهطوریکه بیشترین تراکم بیماران در مناطق مرکزی و جنوبی محله مشاهده شد (حدود ۳۰٪ از کل بیماران) و در سالهای پایانی، خوشهها به سمت شمال و غرب محله گسترش یافتهاند. در تحلیل لکههای داغ، حدود ۵٪ از بیماران در نواحی با اطمینان ۹۹٪، ۱۰٪ در نواحی با اطمینان ۹۵٪، و ۱۵٪ در نواحی با اطمینان ۹۰٪ قرار داشتند. همچنین نزدیک به ۲۵٪ از بیماران در نواحی سرد با تراکم پایین حضور داشتند. نتایج تحلیل فاصله و مجاورت فضایی نشان داد که برخی نواحی با ضعف جدی در دسترسی به خدمات بهداشتی مواجهاند و سن افراد، متغیری تعیینکننده در شکلگیری خوشهها بوده است. این یافتهها بر لزوم بازنگری در مکانیابی مراکز درمانی و بهرهگیری از تحلیلهای فضایی در سیاستگذاری سلامت تأکید دارند.
7.برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 117-128
نوید غفاری چنذانق، محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه و هدف: خلاقیت شهری یکی از محرکهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانش خلاق و غنای فرهنگی است. مطالعه حاضر با هدف برنامهریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق در شهر اردبیل انجام گرفت.
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای ـ پیمایشی میباشد. براساس شاخصهای شهر خلاق و دادههای گردآوری شده 34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاههای اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشمانداز و آوازه شهر) تقسیمبندی شدند که برای تعیین اهمیت آنها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرمافزار SMART-PLS استفاده گردید.
یافته و نتایج: معیار بنگاههای اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشمانداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق میباشند. همچنین از بین معیار بنگاههای اقتصادی، حمایت تخصصی از کسبوکارهای خلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجاد فضاهای با ثبات و مطمئن برای فعالیتهای فرهنگی و هنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردن زیرساختهای مجازی و تسهیل کننده در ارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشمانداز و آوازه شهر، برنامهریزی برای ارتقاء موقعیت منطقهای و فرامنطقهای شهر و تسهیل حضور گردشگران(ضریب 83/0) مهمترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل میباشند.
10.بررسی تأثیر ویژگی های طبیعی کوه سبلان بر الگوهای مجتمع های زیستی استان اردبیل
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 152-162
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: کوه سبلان به عنوان دومین قله مرتفع ایران (با ارتفاع ۴۸۱۱ متر) و یکی از مهمترین عوارض طبیعی استان اردبیل، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تمدنهای باستانی این منطقه داشته است. این کوه نه تنها بلندترین قله شمال غرب ایران است، بلکه یکی از کانونهای مهم شکلگیری تمدنهای باستانی در این منطقه محسوب میشود. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگیهای منحصربهفرد سبلان شامل منابع آبی (چشمههای آبگرم و رودخانه قرهسو)، خاکهای حاصلخیز آتشفشانی و موقعیت استراتژیک بر الگوی پراکندگی استقرارهای باستانی در استان اردبیل میپردازد.
روش شناسی: تحلیل داده ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تطبیقی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از روشهای میدانی، تحلیلهای مکانی و مطالعات کتابخانهای، به بررسی ۲۰ محوطه باستانی شاخص در استان اردبیل از جمله شهر یئری (مشکینشهر)، محوطههای باستانی سرعین و مجموعه تاریخی قلعه قهقهه پرداخته است.
یافتهها و نتایج: نشان میدهد که: بیش از ۸۰% استقرارهای باستانی استان اردبیل در شعاع ۴۰ کیلومتری سبلان قرار دارند. و خاکهای حاصلخیز دامنههای شرقی سبلان نقش کلیدی در توسعه کشاورزی باستانی منطقه داشتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که عوامل طبیعی سبلان به ویژه دسترسی به منابع آب (رودخانه قره سو و چشمه های آبگرم)، زمینهای حاصلخیز و موقعیت دفاعی طبیعی، نقش کلیدی در مکان گزینی استقرارهای باستانی داشته اند. همچنین، شواهدی از تأثیر جنبه های آیینی کوه بر الگوی استقرارها مشاهده شده است. این مطالعه نشان میدهد که شرایط محیطی سبلان نه تنها در جذب جوامع انسانی، بلکه در تداوم و توسعه تمدن های منطقه تأثیر بسزایی داشته است.
17.آینده پژوهی تعاون استان اردبیل در افق1410 و ارائه راهبردهای توسعه منطقه ای
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 268-289
امیرعلی فرهنگ
چکیده زمینه و هدف: تحولات سریع فناوری (همچون هوش مصنوعی، اتوماسیون و اقتصاد دیجیتال)، نوسانات بازار کار، تغییرات جمعیتی و افزایش انتظارات جامعه در حوزه رفاه، نیازمند بازنگری در ماموریتها و سازوکارهای نوین است. این پژوهش با هدف آیندهپژوهی تعاون استان اردبیل در افق 1410 و ارائه راهبردهای توسعه انجام شد.
روش شناسی: پژوهش از نوع توصیفی-استنباطی و آیندهپژوهی بود و با رویکرد ترکیبی کمی و کیفی اجرا گردید. جامعه آماری شامل 58 نفر از خبرگان، مسئولان دولتی و غیردولتی، اعضای تعاونیها و پژوهشگران حوزه تعاون بود که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه لیکرت، مصاحبههای نیمهساختاریافته و مطالعات اسنادی جمعآوری شدند. برای تحلیل دادهها، از روشهای متنوعی استفاده شد: تحلیل PESTEL برای شناسایی عوامل محیطی کلان، روش MICMAC برای بررسی روابط متقابل متغیرهای کلیدی، و سناریوسازی با روش شل برای تدوین سناریوهای آینده. همچنین، تحلیل همبستگی، تست کراسکال-والیس، تحلیلSWOT، تکنیک TF-IDF و خوشهبندی K-Means برای تحلیل دادههای کمی و کیفی به کار رفتند.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی مانند نرخ تورم و سیاسی مانند ثبات سیاسی مهمترین عوامل تأثیرگذار هستند. فناوری بهعنوان محرک کلیدی شناسایی شد و سناریوهای رکود و تهدید کمآبی محتملترین آیندهها بودند. عدم تفاوت معنیدار بین گروههای پاسخدهنده، امکان سیاستگذاری یکپارچه را فراهم کرد. در نهایت، راهبردهایی مانند بهرهبرداری از نقاط قوت برای استفاده از فرصتها، تمرکز بر عوامل کلیدی، آمادگی برای سناریوهای محتمل و توسعه فناوری پیشنهاد شد. این یافتهها میتوانند به سیاستگذاران و مدیران تعاون در تدوین راهبردهای توسعه پایدار کمک کنند. در خصوص آینده پژوهی و موضوعات مرتبط با آن کارهای زیادی در داخل و خارج از کشور انجام شده است اما در مورد آینده پژوهی تعاون در استان پژوهش و پژوهشی مشاهده نشده است.
9. مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی(پل ها)شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی در ساخت آن ها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 127-134
حبیب شهبازی شیران، شادی جبارپور
چکیده مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پلهای تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگیهای جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پلها میپردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان بهعنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته میشدند. پلها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا میکردند. طراحی و ساخت این پلها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالشهای طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسهی معماری و ساختار پلهای شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکلگیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازههاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونههای منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند.
روششناسی: روششناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایهی مطالعات کتابخانهای، تحلیل نقشهها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگیهای معماری و جغرافیایی پلهای شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پلهای برجستهای همچون «سیوسهپل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدیگوز» و «پل ابراهیمآباد» در اردبیل بهصورت موردی تحلیل شدهاند. نتیجهی این تحلیلها نشان میدهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوهی ساخت، ارتفاع، عرض دهانهها و حتی زیباییشناسی پلها داشته و همین عامل باعث شکلگیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است.
یافتهها و نتایج: پژوهش نشان میدهد که تفاوتهای جغرافیایی موجب بروز تفاوتهایی در طراحی، ساخت و کاربری پلها شده است. پلهای اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانههای متغیر، ساختاری مقاومتر دارند؛ در حالی که پلهای اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زایندهرود، طراحیهایی بازتر، تزیینیتر و با عملکردهای چندگانه ارائه دادهاند.
13.تغییرات کاربری اراضی وشبیه سازی رشد وتوسعه شهری (مطالعه موردی شهر اردبیل)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 168-185
وحید قدوسی، حسین نظم فر، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است.
روش بررسی: مدلسازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیلهای زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشههای کاربری اراضی سالهای 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهوارهای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربریهای اراضی حاصل شده است و در نهایت پیش بینی این تغییرات برای سال 2038 بااستفادهازمدل مارکوف انجام گرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: این پژوهش با هدف بررسی تغییرات رخ داده در کاربریهای شهر اردبیل صورت گرفت. در این پژوهش از تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای 1998 سنجنده TM لندست و 2021 سنجنده OLI لندست برای بررسی کردن تغییرات کاربری اراضی مابین سالهای 1998 تا 2021 استفاده شد سپس پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با توجه به روند تغییرات موجود برای سال 2038 انجام شد. این پژوهش نشان داد که میتوان با استفاده از ابزارهای مناسب مثل سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلها و الگوریتمهای موجود در این سیستمها و ابزارها، مدل سازی مکانی و فضایی مناسبی را برای کاربریهای اراضی و مسائل مربوط به آن داشته باشیم، همچنین این پژوهش نشان داد که اگر از تصاویر با دقت بالاتر و کیفیت بهتر استفاده شود و مدلهای متعدد نیز به کار گرفته شود میتوان شاهد بررسی دقیقتر موضوعاتی از این دست بود که قطعاً میتواند کمک شایانی به مدیران و مسئولان شهری و تصمیم گیران برای برنامه ریزی و تصمیم گیری بهتر، برساند. نتایج کلی نشان دهنده این بود که مناطق ساخته شده روند کاهشی داشته و این روند برای سال 2038 نیز ادامه خواهد داشت، همچنین کاربری راه روند رو به رشدی از گذشته تا سال 2021 داشته که برای سال 2038 نیز روند رو به رشد خود را حفظ میکند، فضای سبز نیز روند روبهرشدمناسبیداشتهوبرایسال2038نیزادامهخواهدداشت.
22.مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) در شهرستان اردبیل
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 381-396
امیرحسام پاسبان، موسی عابدینی
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنهبندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکهای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویتبندی مناسبترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمینشناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقهبندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرمافزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و 30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسههای زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آنها محاسبه گردید. سپس با بهرهگیری از محیط GIS، لایههای اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایهها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنهبندی مکانیابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب، قرار دارد که عمدتاً در بخشهای مرکزی و غربی شهرستان واقع شدهاند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل میشود که عمدتا بخشهای شمالی و قسمتهای میانی منطقه را دربر میگیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر میگیرد. یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیمگیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگانها مورد استفاده قرار گیرد.
13.عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخصهای توسعه انسانی در استان اردبیل
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 205-219
هاتف حاضری نیری، مریم جامی اودولو، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در طول چند دهه اخیر، مباحث مربوط به توسعه انسانی و تاثیر آن بر رشد اقتصادی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. شاخص توسعه انسانی ترکیبی از سه مولفه کلیدی امید به زندگی، درآمد سرانه و سطح سواد است و برای سنجش سطح توسعهیافتگی، تحلیل عدالت فضایی و نابرابری منطقهای در حوزه ملی و منطقهای مورد استفاده قرار میگیرد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخص توسعه انسانی در استان اردبیل است. نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی میباشد.
روششناسی: روش ااین تحقیق مبتنی بر رویکرهای کمی – فضایی است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این تحقیق ترکیبی از روشهای اسنادی – کتابخانهای است. در بخش تحلیلی با در نظر گرفتن شاخصها و ملاحظات توسعه انسانی در قالب 13 شاخص هدف، بهصورت موردی به بررسی عوامل اقتصادی موثر بر ارتقا شاخص توسعه انسانی در استان اردبیل پرداخته شده است. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز، تکیه اصلی بر مستندات مرکز آمار کشور بوده است و برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از مدل موریس، نرم افزار GIS و Spss استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که به لحاظ شاخص توسعه انسانی سه شهرستان اردبیل، پارسآباد و مشگینشهر در بالاترین رتبهها و سه شهرستان کوثر، نمین و سرعین در پایینترین رتبهها قرار گرفتهاند. همچنین توزیع فضایی شاخص توسعه انسانی در میان شهرستانهای استان نشان میدهد شهرستانهای مرکزی و شمالی استان، دارای شرایط نسبی بهتری نسبت به شهرستانهای جنوبی هستند. در خصوص عوامل موثر بر شاخص توسعه انسانی نتایج مقاله نشان داد شاخصهای درصد روستانشینی، بعد خانوار، نرخ بیکاری، بار تکفل، بار تکفل واقعی، بار تکفل نظری و درصد شاغلین بخش صنعت، به ترتیب با میزان همبستگی 726/0، 768/0، 245/0، 512/0، 512/0 و 598/0، دارای رابطه آماری معنادار منفی با شاخص توسعه انسانی بوده و شاخصهای درصد شهرنشینی، نرخ اشتغال، نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان، درصد شاغلین بخش کشاورزی و درصد شاغلین بخش خدمات، به ترتیب با ضریب همبستگی 726/0، 245/0، 395/0، 101/0 و 435/0، دارای رابطه معنادار مثبت با شاخص توسعه انسانی بودهاند.
14.ارزیابی اقلیم آسایش گردشگری استانهای شمال غرب ایران با استفاده از شاخصهای TCI و UTCI
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 220-239
ولی نعمتی، فاطمه تقوی نیا، نیلوفر عرفانی، میرحمید سیدموسوی
چکیده زمینه و هدف: عوامل متعددی در توسعه گردشگری یک منطقه نقش دارند که یکی از مهمترین آنها آبوهوا است. آبوهوا به عنوان عامل مهمی میتواند رونق یا تضعیف گردشگری یک منطقه را تعیین کند. هدف این پژوهش، مقایسه نتایج دو مدل TCI و UTCI و ارائه پهنهبندی اقلیمی از نظر آسایش در نقاط مختلف استانهای شمال غرب ایران در مقیاس ماهانه و فصلی است.
روش پژوهش: در این پژوهش بر اساس آستانههای دمایی شاخصهای TCI و UTCI، اطلس زیست اقلیمی استانهای اردبیل، آذربایجانغربی و آذربایجانشرقی به صورت ماهانه و فصلی ترسیم شد و نتایج با یکدیگر مقایسه گردید. شاخص UTCI با نرمافزارهای RayMan و BioKlima محاسبه شد. دادهها در نرمافزار ArcGIS به روش میانیابی کریجینگ میانیابی و نقشههای مربوطه ترسم شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج شاخص TCI نشان داد ماههای می، ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر در اکثر ایستگاهها مناسب هستند، بهجز برخی استثنائات مانند پارسآباد در سپتامبر و میانه و خوی در جولای و آگوست. در تحلیل فصلی، ایستگاههای بهار و تابستان مناسب بودند، بهجز پارسآباد در تابستان و کلیبر در بهار. نتایج شاخص UTCI نیز نشان داد در ماههای مذکور همه ایستگاهها مناسب هستند، جز پارسآباد و سهند در ماه می و سهند در بهار.. با توجه به نتایج به دست آمده به علت کوهستانی بودن سه استان مورد مطالعه و وجود برف و زمستانهای مناسب برای گردشگری زمستانی میتوان برنامهریزیهایی در جهت پیشبرد گردشگری زمستانی با در نظر گرفتن ماههایی که دارای شاخص عددی قابل قبولتری هستند انجام داد.
ضرورت تغییر الگوی توسعه شهری معاصر با بازآفرینی الگوهای سنتی(مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 157-169
پیمان جوادی، علی جوان فروزنده، رضا جوادی
چکیده زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجام شده در دهه های اخیر، تغییر الگوی شهرسازی سنتی به مدرن با چالشهایی همراه بوده است. در مطالعهای که در شهر اردبیل صورت گرفته است، از مهمترین چالشهای حال حاضر میتوان به مواردی همچون رشد و توسعه بیرویه شهر، ناموزون و نامتعادل بودن، گسست و بینظمی در فضای شهری، عدم تناسب سرانهها، زمینهای بایر و رها شده در داخل و اطراف شهر، عدم تناسب طراحی شهری با اوضاع جغرافیایی، تحمیل هزینههای سنگین حمل و نقل شهری و ترافیکی و همچنین عدم توجه کافی به مسائل زیربنایی را اشاره داشت. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و بررسی الگوی شهرسازی معاصر در شهر اردبیل و احیاء و بازآفرینی الگوی شهرسازی سنتی به منظور حفظ بافت اصیل ایرانی در شهرسازی مدرن و همچنین نمایش پیامدهای بیتوجهی به داشتههای غنی شهرسازی ایرانی است.
روش بررسی: ماهیت روش انجام این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی میباشد که با استفاده از روش کتابخانهای و میدانی پیش رفته است. جامعه آماری تحقیق شهر اردبیل است که رشد و توسعه شهری و جمعیتی طِی سالهای 1335 الی 1400 مورد بررسی قرار گرفته است. برای نظارت و بررسی رشد افقی شهر از تصاویر ماهواره لندست استفاده شده و آنالیزهای آماری با روش توزیع چارکی انجام گرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: طبق نتایج بدست آمده از این مطالعه مشخص میگردد که ساختار منسجم و منظم شهری از بین رفته است و شاهد رشد افقی شهر و عدم تناسب مساحت و جمعیت شهری و توزیع ناموزون جمعیت در سطح شهر است. همچنین براساس بررسیها و تحقیقات صورت گرفته، الگوی شهرسازی منسجم با ساختار محلهای و منظم با محیط طبیعی و فرهنگی، مؤثرترین الگو برای حل مسائل و مشکلات شهری است و این الگو به شهرسازی بومی گرایش دارد. احیای الگوهای سنتی در شهرسازی مدرن میتواند مثمر ثمر باشد و نقش مکمل را ایفا کند.
