تحلیل پیشرانهای اثرگذار بر آینده گردشگری ورزشهای ساحلی در افق ۱۴۲۰ (مطالعه موردی: شهر اهواز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405
سید حسین مرعشیان، علی لطفعلی زاده
چکیده زمینه و هدف: توسعه گردشگری ورزشی ساحلی به عنوان یکی از پیشرانهای نوین در اقتصاد شهری، همواره با چالشهای برنامهریزی در کلانشهرهای ساحلی مواجه بوده است. در دهههای اخیر، تحت تأثیر نوسانات شدید اقتصادی و تغییرات دموگرافیک، الگوهای سنتی بهرهبرداری از پهنههای ساحلی در کلانشهرهای ایران با ناکارآمدی مواجه شده و ضرورت اتخاذ رویکردهای آیندهپژوهانه برای گذار از رویکردهای تکبعدی بیش از پیش احساس میشود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل اثرات متقاطع پیشرانهای کلیدی مؤثر بر آینده گردشگری ورزشی ساحلی در شهر اهواز تا افق ۱۴۲۰ است.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، در زمره پژوهشهای آیندهپژوهی و از نظر روششناسی، مبتنی بر روشهای توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و تکنیک دلفی نخبگان (شامل ۵۰ کارشناس حوزه گردشگری و مدیریت ورزشی)، ۳0 متغیر اولیه در ابعاد اقتصادی، کالبدی، مدیریتی و اجتماعی شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و نرمافزار MICMAC، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری این پیشرانها بر یکدیگر مورد سنجش و تحلیل قرار گرفت تا چشمانداز آینده گردشگری ورزشی در حاشیه رودخانه کارون ترسیم گردد.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد که پیشرانهای زیستمحیطی و اقتصادی، بهعنوان موتورهای محرک سیستم، قدرت جهتدهی به سایر مؤلفهها را دارند و سلطه راهبردی آنها بر پویاییهای ساحلی کارون در افق ۱۴۲۰ قطعی است. در این میان، متغیرهای دووجهی نظیر هویتبخشی و برگزاری رویدادها، نقش تعاملی مهمی در پیوند میان زیرساختها و اهداف کلان ایفا میکنند. تحلیلها حاکی از آن است که موفقیت این چشمانداز، نه در گرو مداخلات تکبعدی، بلکه نیازمند استقرار یک نظام مدیریتی یکپارچه است که با تمرکز بر پیشرانهای کلیدی و اصلاح ساختارهای کالبدی، بستری پایدار برای بهبود زیرساختها و ارتقای امنیت اجتماعی فراهم آورد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید میکند که سیاستگذاری برای دستیابی به اهوازِ مقصدِ گردشگری ورزشی، باید با عبور از رویکردهای جزیرهای، بر تقویت هوشمندانه پیشرانهای زیستمحیطی و اقتصادی متمرکز گردد تا از طریق اثرات زنجیرهای، تعادل و تابآوری لازم در پهنههای ساحلی کارون محقق شود.
اولویتبندی شاخصها و معیارهای هوشمندسازی حملونقل درونشهری با تاکید برتابآوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405
مصطفی محمدی ده چشمه، دانیال لطفعلی زاده
چکیده زمینه و هدف: هوشمندسازی حملونقل درونشهری با تأکید بر تابآوری شهری بهعنوان یکی از کلیدیترین ارکان مدیریت زیرساخت و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت شبکههای ارتباطی در تحمل، انطباق و حفظ عملکرد مطلوب در برابر شوکهای بیرونی و تنشهای محیطی دارد. در این میان، چالشهای خاص کلانشهر اهواز نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده مخرب ریزگردها و گرههای ترافیکی متمرکز، آسیبپذیریهای ساختاری و عملکردی ویژهای را به شبکه حملونقل تحمیل میکند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت سنتی ترافیک است. پژوهش حاضر با هدف اولویتبندی شاخصها و معیارهای هوشمندسازی حملونقل درونشهری در راستای ارتقای توانمندی کلانشهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه این چالشها و تحلیل ظرفیتهای تابآورانه زیرساختهای ارتباطی آن انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزههای برنامهریزی شهری، حملونقل هوشمند و مدیریت بحران در کلانشهر اهواز، شاخصهای اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزندهی چندمعیاره است، بهمنظور وزندهی و اولویتبندی شاخصهای شناساییشده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در زمینههای مدیریت شهری، مهندسی ترافیک، فناوریهای شهر هوشمند و تابآوری شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی بهصورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس اولویتبندی شاخصهای هوشمندسازی حملونقل اهواز، معیارهای «مدیریت و عملیات» و «زیرساخت و کالبد» بهعنوان خط مقدم واکنش به بحران، بالاترین اهمیت استراتژیک را دارند؛ در مراتب بعدی، مؤلفههای اقتصادی، زیستمحیطی و فناوری بهعنوان ارکان پشتیبانِ سیستم عمل کرده و پایداری بلندمدت آن را در برابر شوکها تضمین میکنند. همچنین، رتبه پایینِ «تابآوری اجتماعی» نشاندهنده یک رویکرد تقدمگراست؛ بدین معنا که اثربخشیِ آموزش و مشارکت شهروندان، کاملاً منوط به تثبیت و آمادهسازی زیرساختهای سختافزاری است و در نهایت، گذار از یک مدل انفعالی به تابآوری پیشدستانه، تنها در گرو ایجاد تعادلِ پایدار میان توسعه ظرفیتهای فیزیکی-مدیریتی و ارتقای سواد دیجیتال و مشارکت عمومی خواهد بود.
اولویتبندی شاخصهای گردشگری خلاق در شهر اهواز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 تیر 1405
مهناز عامری
چکیده زمینه و هدف: توسعه و پیادهسازی شاخصهای گردشگری خلاق بهعنوان یکی از کلیدیترین ارکان بازآفرینی شهری و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیتهای فرهنگی، هنری و پتانسیلهای محلی در جذب سرمایههای انسانی و نمادین دارد. در این میان، کلانشهر اهواز بهرغم برخورداری از تنوع غنی فرهنگی، قومیتی، جاذبههای ملموس و ناملموس (مانند رودخانه کارون و میراث صنعتی-مدرن)، با چالشهای خاصی نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده ریزگردها و کمبود زیرساختهای بازآفرینانه روبرو است که آسیبپذیریهای ساختاری ویژهای را به حوزه گردشگری آن تحمیل میکند. از این رو، عبور از مدیریت سنتی گردشگری و حرکت به سمت رویکردهای خلاقانه امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی شاخصها و معیارهای گردشگری خلاق در کلانشهر اهواز انجام شده است تا بستری برای ارتقای توانمندی این کلانشهر در مواجهه با چالشهای محیطی و بهرهگیری بهینه از ظرفیتهای فرهنگی و پتانسیلهای خلاقانه آن فراهم آورد.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق بررسی ادبیات تحقیق و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزههای برنامهریزی شهری، مدیریت گردشگری و مطالعات فرهنگی در کلانشهر اهواز، شاخصهای اولیه گردشگری خلاق شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (SIWEC) بهمنظور وزندهی، غربالگری و اولویتبندی شاخصهای شناساییشده بر اساس نظرات نخبگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاه، مدیران، کارشناسان ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، و متخصصان فعال در زمینههای مدیریت و برنامهریزی شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی بهصورت هدفمند (اشباع نظری) و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که شاخصهای «ظرفیتهای فرهنگی و هنری» (۰.۱۷۱) و «هویت و اصالت» (۰.۱۶۱) بالاترین اولویت را در گردشگری خلاق اهواز دارند، در حالی که «ابزارهای هوشمندسازی» در پایینترین رتبه قرار گرفتهاند. این اولویتبندی اثبات میکند که شکوفایی گردشگری در این کلانشهر بیش از هر چیز مستلزم اتکا به رویکردی تجربهمحور و مشارکتجویانه است. در نهایت، از دیدگاه خبرگان، تقویت جریانهای نرم هویتی و غوطهوری گردشگر در اتمسفر محلی (مانند موسیقی بومی، روایتگری تاریخی و باززندهسازی بناهای صنعتی)، اثربخشیِ به مراتب بیشتر و اولویت آنی نسبت به زیرساختهای سختافزاری و دیجیتال دارد.
مدلسازی و تبیین عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی(مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 25-51
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهرهوری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر میگذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامهها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدلسازی دقیق این عوامل (زیرساختها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامههای ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است.
روش شناسی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشاندهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخصها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید میکنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازههای مورد نظر اثبات مینماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخصهای سرمایهگذاری و برخی شایستگیهای مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازهگیری این ابعاد در پژوهشهای آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزهها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشاندهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل میباشد.
15.نقش گردشگری خلاق در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری ( مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 224-249
جمیله کریمی حاتمی، محمد حسین رامشت، محمدرضا نوجوان بشنیغان
چکیده زمینه و هدف: در دنیای امروز، برای تحقق توسعه پایدار شهری، گردشگری خلاق به عنوان یک متغیر کلیدی مطرح است که نقش مهمی در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر اهواز، به بررسی این ضرورت میپردازد که چگونه گردشگری خلاق میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند، در ارتقاء شاخصهای پایداری شهری نقشآفرینی کند و با شناسایی پتانسیلهای فرهنگی و هنری شهر، به دنبال ارائه راه کارهایی کاربردی برای حل چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی است و از این طریق، مسیری برای دستیابی به شهری پایدار و پویا ترسیم میکند.
مواد و روش: جامعه آماری 788/184/1 نفر از شهروندان شهر اهواز بوده است که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد که ابزار اندازهگیری پژوهش از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. مقادیر واریانس میانگین استخراجشده (AVE) برای تمامی سازهها بالاتر از ۰.۵ و مقادیر پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ نیز بالاتر از 7/0هستند که نشاندهنده روایی همگرا و پایداری درونی کافی ابزار است. در تحلیل عاملی تأییدی، بارهای عاملی نشان دادند که هر زیرشاخص، معرف قوی و معتبری برای سازه مربوط به خود است، زیرا تقریباً تمامی بارهای عاملی بالاتر از 7/0 بودند. بالاترین بار عاملی مربوط به زیرشاخص «خلاقیت» (914/0) و پایینترین آن مربوط به «فضای سبز» (631/0) بوده است. این نتایج تأیید میکنند که مدل اندازهگیری از صحت و اعتبار بالایی برخوردار است.
ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ(مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 476-502
دانیال لطفعلی زاده، مجید گودرزی، زهرا سلطانی
چکیده زمینه و هدف: تابآوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدیترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوکهای بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیبپذیریهای ساختاری و اجتماعی ویژهای را به بافتهای شهری تحمیل میکند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیتهای تابآورانه ساکنان در برابر این چالشها انجام شده است
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تابآوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهرهگیری از مطالعات اسنادی و کتابخانهای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تابآوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزشها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخصهای کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند.
یافتهها و نتایج: تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشاندهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تابآوری اجتماعی و پیامدهای پساجنگ در شهر اهواز است. تحلیلهای ساختاری تأیید میکنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تابآوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا میکند. مؤلفههای «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماعمحور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تابآوری شهروندان دارند. این یافتهها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویتبخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تابآوری پایدار در این کلانشهر تأکید میورزند.
تبیین سناریوهای موثر بر ورزش با تاکید بر توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 460-486
حمید فرامرزی، اسماعیل ویسیا، طاهره ازمشا، سیدحسین مرعشیان
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش تربیتی رویکردی جامع و هدفمند است که از فعالیتهای ورزشی برای پرورش ابعاد مختلف وجودی انسان استفاده میکند. این رویکرد تنها به مهارتهای فیزیکی محدود نمیشود، بلکه بر رشد شخصیت، هوش هیجانی، مهارتهای اجتماعی و سلامت روانی نیز تمرکز دارد. تدوین سناریوهایی برای این کار به منظور پیشبینی و آمادگی برای چالشها و فرصتهای آتی در این حوزه انجام میشود.
متدلوژی: در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز انجام شده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیکهای آیندهپژوهی و نرمافزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: در پژوهش حاضر ابتدا ۴۵ عامل اصلی را در شش بُعد مختلف شناسایی کرد. سپس با استفاده از نرمافزارهای میکمک و سناریوویزارد، ۲۱ پیشران کلیدی از میان این عوامل انتخاب و سه سناریوی اصلی برای آینده ترسیم شد. اولین سناریو، با عنوان سناریوی مطلوب (طلایی)، بهترین مسیر ممکن را به نمایش میگذارد که با ارزش سازگاری ۵ و مجموع امتیاز اثر متقابل ۷۳۳، نشاندهنده همافزایی قوی میان عواملی چون سبک زندگی و سیاستهای آموزشی است که به توسعهای همهجانبه منجر میشود. در مقابل، سناریوی نامطلوب با ارزش سازگاری منفی ۲ و مجموع امتیاز اثر متقابل منفی ۱۱۷، آیندهای را ترسیم میکند که در آن رکود اقتصادی و ناهماهنگی، پسرفت جدی ورزش تربیتی را در پی دارد. سومین سناریو، سناریوی محتمل (پا بر جا)، با ارزش سازگاری منفی ۱ و مجموع امتیاز ۴۵، وضعیتی ایستا و بدون پیشرفت چشمگیر را پیشبینی میکند. در نهایت، نتایج این تحلیل بر این تأکید دارد که برای دستیابی به آیندهای ایدهآل و پایدار، باید بر پیشرانهای تأثیرگذار در ابعاد فرهنگسازی، مدیریت و سیاستگذاریهای کلان تمرکز کرد تا یک چرخه مثبت در توسعه ورزش تربیتی شکل گیرد.
بررسی جامعه شناختی راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20
حسین ملتفت، جابر مولائی
چکیده زمینه و هدف: تعاونیها دموکراتیکترین سازمان های روی زمین هستند که اعضای آن صاحبان اصلی آن هستند، انتظار می رود تعاونی ها از این ویژگی که بسیار ارزشمند است بتوانند بیشترین سود و استفاده را ببرند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارائه راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش با رویکرد کمی، روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها انجام شده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر از بین کل اعضای تعاونی ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار spss نسخهی 22 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که بین بین دیدگاه مدیران در مورد اهمیت مشارکت اعضا، میزان اطلاع از برنامه های مربوط به امور تعاونی، میزان اطلاع از جلسات مربوط به امور تعاونی، میزان رضایت از اطلاع رسانی در امور مربوط به تعاونی، رضایت از عملکرد مدیران، میزان تمایل مدیران به شرکت اعضا در جلسات، تشویق مدیران به شرکت اعضا در جلسات و آگاهی اعضا از فواید مشارکت در امور مربوط به تعاونی با میزان مشارکت اعضای تعاونی رابطه معناداری وجود داشته است اما بین میزان سرمایه اعضا در تعاونی و میزان مشارکت آنها رابطه معناداری وجود نداشته است. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان اطلاع از جلسات تعاونی، میزان اهمیت مشارکت اعضا و میزان رضایت از عملکرد مدیران بیشترین سهم را در تبیین مشارکت اعضا تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی داشتتند و در کل 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین کردند که نشان دهنده تبیین بسیار بالایی است.
8.شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-130
مهناز عامری
چکیده زمینه و هدف: شهر اهواز، به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، با چالشهای زیستپذیری متعددی روبرو است. این مشکلات، کیفیت زندگی شهروندان و میزان زیستپذیری در این شهر را به شدت تحت تأثیر قرار داده و نیازمند توجه ویژه مسئولین و برنامهریزان شهری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهر اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در بخش کیفی اطلاعات از طریق مصاحبه با 5 نفر خبره که به شکل هدفمند انتخاب شده بودند به اشباع نظری رسید و روش تحلیل مضمون 2 مولفه اصلی، 12شاخص و 36 زیرشاخص مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز شناسایی شد. طی نمونهگیری هدفمند، 40 نفر از خبرگان در حوزه برنامهریزی شهری، شهرسازی و محیطزیست انتخاب شده است. سپس در بخش کمی با استفاده از تصمیمگیری چندمعیاره MARCOS و وزن معیارها با روش تحلیل سلسله مراتبی محاسبه شده است. اولویتبندی شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز نشان داد که حکمروایی خوب شهری، به ویژه پاسخگویی، شفافیت و کارایی، تأثیر مستقیمی بر بهبود کیفیت زندگی در اهواز دارد. شاخصهای محیط زیست، مسکن و فرهنگ و اجتماع بیشترین تأثیر را از حکمروایی خوب شهری پذیرفتهاند، در حالی که وضعیت اقتصادی شهر نیازمند توجه بیشتری است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدل مارکوس در برابر تغییرات احتمالی در اهمیت معیارهای تصمیم گیری حساس بوده و پایداری روش در انتخاب مهمترین عوامل مؤثر حکمروایی خوب شهری بر زیستپذیری شهری در شهر اهواز را نشان داده شده است.
20.تحلیلی بر نقش شاخصهای حکمروایی شهری بر مدیریت پسماند شهری (مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 315-336
ابراهیم مهدوی نصر، آزاده امیری
چکیده زمینه و هدف: مدیریت کارآمد پسماند شهری یکی از چالشهای اساسی شهر اهواز است. افزایش جمعیت و تولید روزافزون پسماند، همراه با ضعف در زیرساختها و برنامهریزی، منجر به مشکلات زیستمحیطی، بهداشتی و اجتماعی متعددی در این شهر شده است. در این میان، نقش حکمروایی شهری به عنوان مجموعهای از سازوکارها، نهادها و فرایندهای تصمیمگیری و اجرا، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
روششناسی: در این راستا هدف پژوهش، بررسی رابطه شاخصهای مختلف حکمروایی شهری در مدیریت پسماند شهری در اهواز است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی-اکتشافی است. در واقع پژوهش حاضر با جامعه آماری ۱,۳۰۲,۵۹۱ نفر از شهروندان شهر اهواز، نمونهای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخصهای حکمروایی شهری و مدیریت پسماند شهری است. به عبارت دیگر، یافتههای این پژوهش به وضوح اثبات میکند که ارتقای حکمرانی شهری در اهواز، مستقیماً منجر به تقویت و کارآمدی هرچه بیشتر نظام مدیریت پسماند شهری خواهد شد. علاوه بر این، شاخصهای برازش مدل نیز نشان میدهند که دادهها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدلسازی را تقویت میکند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان میدهد که شاخص تولید پسماند، به طور ویژه، پیوندی تنگاتنگ و قوی با شاخص تفکیک و بازیافت پسماند دارد، در حالی که شاخص جمعآوری پسماند، در مقایسه با سایر ابعاد مدیریت پسماند شهری از ارتباط ضعیفتری برخوردار است. همچنین نتایج حاصل از آزمون PLS نشان داد که در بین شاخصهای مدیریت پسماند شهری به ترتیب شاخصهای تفکیک و بازیافت پسماند با امتیاز 658/201، تولید پسماند با امتیاز 120/148، تصفیه و دفع پسماند با امتیاز 819/66 و سپس جمعآوری پسماند با امتیاز 398/21 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این یافتهها به روشنی بر نقش محوری و تعیینکننده حکمروایی شهری، به ویژه در تقویت زیرساختها و فرآیندهای تفکیک و بازیافت پسماند، تأکید میورزد. که نشان دهنده ضرورت سرمایهگذاری و توجه ویژه به بهبود شاخصهای حکمروایی شهری به عنوان یک پیشنیاز اساسی برای دستیابی به یک نظام مدیریت پسماند شهری کارآمد و پایدار است.
تحلیل تطبیقی شاخص های کیفیت زندگی بر پایه عدالت اجتماعی شهری مطالعه موردی محلات زیتون کارمندی و کوی یوسفی(فاطمیه) شهر اهواز
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 155-175
احمد راه دار
چکیده زمینه و هدف: در قرون اخیر رشد شتابان شهرنشینی در کشورهای درحال توسعه همراه با رویکردی عینی به توسعه، بر نابسامانی های عینی و ذهنی شهرهای جهان سوم افزوده است.پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی شاخص های کیفیت زندگی بر پایه عدالت اجتماعی شهری مطالعه موردی محلات زیتون کارمندی و کوی یوسفی(فاطمیه) شهر اهواز،انجام شده است. روش بررسی: این پژوهش بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری49719نفر ساکن در محلات زیتون کارمندیو کوی فاطمیه در سال 1395می باشد. نمونه گیری تصادفی به طوری که حجم نمونه از هر دو محله برداشت شده است. به منظور انتخاب حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که بر طبق آن حجم نمونه380 نفر بدست آمد. برای تحلیل از آزمونT و همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهددر محله کوی فاطمیه میانگین شاخص کالبدی- فیزیکی 2.63 و برای زیتون کارمندی 3.78 ،در بعد اقتصادی میانگین محله کوی فاطمیه 3.68 و زیتون کارمندی 3.79 ،است. نتایج حاکی از آن است که توجهات عمده در نحوهی پخش منابع توسعه، و در نظر گرفتن عدالت در بهرهمندی، و عدم توجه و سرمایه گذاری در یک مکان خاص که این موضوع این امر را نشان میدهد که همهی این شاخصهای در صورت توجه درست به آنها میتواند در روند توسعهی پایدار محلات مورد مطالعه و کلاَ توسعه پایداری شهر تأثیرگذار باشد.
تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهواز)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 74-90
نسیم عیسی پور، محمد رجبی، سیما کریمی مطلق
چکیده زمینه و هدف: رشد شهری در قرن بیستم سهم جمعیت شهرنشین را به شدت افزایش داد وشهرنشینی را به شیوه غالب زندگی تبدیل کرد.امروزه با گسترش و پیچیدگی نظام شهری و شهرنشینی، دولتمردان و مسئولین دیگربه تنهایی قادر به کنترل و هدایت جوامع شهری و پاسخ به نیازهای روزافزون توسعه شهری نیستند. در این حالت فرایندی از همیاری دولت، بخش عمومی، جامعۀ مدنی و بخش خصوصی شکل می گیرد که حکمروایی شهری نامیده می شود.این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهوازانجام شده است.
روش بررسی: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی می باشد. جمع آوری داده و اطلاعات به روش اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی صورت گرفته است. در این راستا،جامعه و حجم نمونه 30 نفر ازکارشناسان و خبرگان شاغل در شهرداری مناطق 4 و 5 است. برای وزن دهی و رتبه بندی شاخصها از تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و برای جهت تجزیه و تحلیل اماری آزمون T استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری یافته ها نشان می دهدکه منطقۀ 4 به عنوان یک منطقۀ برخوردار و منطقۀ 5 به عنوان منطقۀ کم برخوردار است. بررسی شاخص های حکمروایی خوب شهری در این مناطق از شهراهوازنشان می دهد که حد مطلوبیت وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقۀ 5 کمتر از حد متوسط بوده است. نتایج حاصل از تحلیل برای رتبه بندی مناطق نشان می دهد که منطقۀ 4 وضعیت بهتری داشته و منطقۀ 5به عنوان منطقۀ کم برخوردار در اولویت اول برای بهبود شرایط اجرای حکمروایی خوب شهری است.
مطالعه تطبیقی نقش مکان در اثرگذاری عوامل اقتصادی در نشاط شهروندان محلات شهر اهواز
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 69-94
صفیه دامن باغ، ناهید سجادیان
چکیده در شهر اهواز با ویژگیهای خاص خود به لحاظ شهرنشینی و وضعیت اقتصادی(از جمله نقش مهم اقتصاد سیاسی نفت در جریان شهرنشینی و توسعه شهر اهواز به عنوان یک شهر نفت خیز) نشاط محیطی شهروندان، به عنوان یک مسئلهی مهم شناخته میشود که با توسعة روند شهرنشینی و افزایش مسائل و مشکلات شهری اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود. به گونهای که این مسائل سلامت روانی، اجتماعی و به دنبال آن نشاط شهروندان را در معرض خطر قرار میدهد که این امر لزوم پرداختن به وضعیت نشاط شهروندان در اهواز را مشخص مینماید. نکته قابل توجه این است که تاکنون مطالعهای به بررسی روند تأثیرگذاری متغیرهای اقتصادی بر روی نشاط شهروندان توأم با در نظر گرفتن تغییرات یک متغیر دیگر( متغیر مکان) نپرداخته است که مسئله اصلی پژوهش حاضر نیز همین مورد میباشد که این مهم با استفاده از رویکرد جغرافیای رفتاری و نقش مکان و محیط در اثرگذاری متغیرهای اقتصادی در نشاط شهروندان شهر اهواز صورت میپذیرد. پژوهش حاضر از نوع نظری-کاربردی و به لحاظ روششناسی"توصیفی-تحلیلی" و در حیطه جغرافیای رفتاری است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامههای مورد آزمون قرار گرفته شده از جمله پرسشنامه 29 گویهای استاندارد شادکامی آکسفورد و پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان شهر اهواز (اعم از زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا است که برابر با 887280 نفر از کل جمعیت شهر اهواز است. حجم نمونه نیز متناسب با جامعه آماری و بر اساس فرمول کوکران 385 نفر و روش نمونهگیری نیز تصادفی ساده و در دسترس است. پرسشنامهها در شش محله منتخب و متناسب با جمعیت آنها توزیع و تکمیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین محلات مورد مطالعه از لحاظ اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان تفاوت معناداری وجود دارد و اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی در سطح نشاط شهروندان براساس مکانهای متفاوت، متغیر است. در واقع سطوح یکسان متغیرها و عوامل اقتصادی منجر به سطوح مختلف نشاط در بین محلههای متفاوت میشود، که این امر مفهوم نابرابری سطح نشاط در سطح شهر اهواز را توجیه مینماید. در واقع عوامل محیط اقتصادی به واسطه تفاوتها و نابرابریهای فضایی و مکانی منجر به نابرابری سطح نشاط در بین شهروندان میشود. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS نیز نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل محیط اقتصادی بر سطح نشاط شهروندان در محلات ششگانه مورد بررسی یکسان نبوده و از یک الگوی خاص پیروی نمیکند؛ بلکه متغیر مکان -یا تفاوت در سطح مکانها- در این زمینه به عنوان متغیر واسطهای نقش آفرینی میکند. در نهایت راهکارهای مناسب ارائه گردیده است.
