کلیدواژه‌ها = توسعه پایدار
برنامه ریزی اجتماعی

تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر رویکرد مزیت‌گرایی هوشمند در سواحل مکران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

یعقوب ابدالی، مریم رسولی

چکیده توسعه دریامحور به عنوان رویکردی کلیدی در ارتقاء رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی مناطق ساحلی، به ویژه سواحل مکران، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مقاله با رویکردی نظری- اسنادی به تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر مزیت‌گرایی هوشمند می‌پردازد. مزیت‌گرایی هوشمند که بر شناسایی ظرفیت‌ها و مزیت‌های بومی هر منطقه تأکید دارد، می‌تواند راهبرد مؤثری برای هدایت توسعه پایدار و عدالت اجتماعی باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که سواحل مکران با برخورداری از مزیت‌های اقتصادی چون حمل‌ونقل دریایی، شیلات، انرژی و گردشگری، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد اشتغال، بهبود خدمات عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی جوامع محلی دارند. با این حال، چالش‌هایی نظیر نابرابری در دسترسی به خدمات پایه، فقر گسترده، نرخ بالای بیکاری، مهاجرت‌های غیرمدیریت‌شده و ضعف سرمایه اجتماعی، مانع تحقق توسعه متوازن و پایدار شده‌اند. توسعه دریامحور بدون توجه کافی به ابعاد اجتماعی و مشارکت محلی، ممکن است منجر به تشدید شکاف‌های منطقه‌ای، افزایش حاشیه‌نشینی و تخریب منابع طبیعی گردد. در این میان، رویکرد مزیت‌گرایی هوشمند با تمرکز بر توانمندسازی جوامع محلی، استفاده از نوآوری‌های درون‌زا و توزیع عادلانه منافع، قادر است پیامدهای منفی را کاهش و پیامدهای مثبت را تقویت کند. بر اساس این رویکرد، سیاست‌گذاران باید با ایجاد سازوکارهای مشارکت مردمی، ارزیابی جامع اجتماعی پروژه‌ها و توزیع عادلانه منابع، مسیر توسعه‌ای را دنبال کنند که هم از نظر اقتصادی موفق و هم از نظر اجتماعی عادلانه و فراگیر باشد. این مقاله چارچوبی نظری و تحلیلی برای سیاست‌گذاری توسعه دریامحور در سواحل مکران ارائه می‌دهد که می‌تواند الگویی مناسب برای دیگر مناطق دریامحور کشور باشد.

محیط زیست شهری

ارائه گزینه مناسب برای بهبود وضعیت مدیریت پسماند از لحاظ بهره وری، اقتصادی و زیست محیطی ( مطالعه موردی شهرستان مهاباد )

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

آوات احمدی

چکیده مدیریت مواد زاید جامد شهری در معنای کلی خود فرایندی چندوجهی است و از مؤلفه‌های متفـاوتی برخـوردار است. نحوه مهار پسماند نیز باید به‌گونه‌ای باشد که بتوان از آنها در جهت پیشبرد اهداف اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و توسعه پایدار استفاده نمود. دراین‌ارتباط هدف از این مطالعه تعیین بهینه‌ترین روش‌های دفع پسماند متناسب با شرایط کنونی شهرستان مهاباد با ارائه الگوی سیستم مدیریتی پسماند است. بنابراین، هـدف اصلی تحقیق حاضر کمک به بهینه‌کردن سیستم مدیریت مواد زاید جامد شهر مهاباد است.
وضعیت مدیریت پسماند مهاباد از لحاظ کمیت و کیفیت پسماند و نحوه مدیریت آن در هر یک از مراحل مدیریت مواد زاید جامد موردبررسی قرار گرفته و به ارائه الگوی سیستم مدیریت پسماندهای جامد باتوجه‌به معیارهای اقتصادی و زیست‌محیطی پرداخته می‌شود. روش پژوهش به‌صورت توصـیفی، تحلیلـی است و روش گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای، میدانی در نواحی شهرداری بوده اسـت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که وضعیت مدیریت پسماند مهاباد در مراحل مختلف آن مطلوب نبوده؛ ولی باتوجه‌به پتانسیل موجود، با انجام اقدامات اساسی مدیریتی می‌توان بخشی زیادی از مشکلات پیش روی آن را رفع نمود. همچنین پژوهش نشان داد که کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ از جمله شیوه‌های مدیریت پسماند است که بازدهی بالایی دارد.

توسعه پایدار شهری

ارزیابی و سنجش پایداری فیزیکی - کالبدی شهر با تاکید بر شاخص مسکن (مطالعه موردی کلانشهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

زهرا عبدالهی، توران احمدی

چکیده پایداری شهری مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار بعنوان الگو واژه جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشه‌های نگرش توسعه پایدار با نارضایتی از منابع توسعه و رشد کالبدی، اجتماعی- اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی بر می‌گردد. با افزایش جمعیت در سال‌های اخیر شهرها با گسترش فیزیکی روبرو بوده‌اند. لذا جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، مرتبًا در حال تغییر و تحول می‌باشد. بنابراین داشتن یک نظام برنامه‌ریزی به منظور ایجاد هماهنگی بین بخش مسکن و ساختمان با سایر بخش‌ها و همچنین بین اجزا بوجود آورنده(زمین، سیستم حمل‌ونقل و غیره) با تأسیسات زیربنایی، تسهیلات عمومی، خدمات اجتماعی و غیره ضرورتی محض است. که پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی پایداری شهر در شاخص مسکن را در کلانشهر اهواز مورد مطالعه قرار داده است. که پژوهش حاضر دارای رویکرد "توسعه‌ای – کاربردی" و ترکیبی از روش‌های تحقیق "توصیفی، تحلیلی، میدانی و کتابخانه‌ای" می‌باشد. لازم به ذکر است در این تحقیق رویکرد فضایی در قالب مدل آماری TOPSIS با استفاده از 24 متغیر در شاخص
مورد نظر ترکیب و استفاده گردیده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافته‌های از نرم‌افزارهای ArcGIS، VISIO، Grafer، EXCEL و دیگر برنامه‌های مورد نیاز استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به صورت تک بُعدی متغیرها و وضعیت توسعه کالبدی شهر اهواز طی سا-لهای مورد بررسی که نشان از اختلاف فاحش بین هشت منطقه شهری دارد. در نهایت بر اساس آماره TOPSIS میانگین آمارها برابر 0.379 درصد بوده است. همچنین منطقه یک با میزان TOPSIS 0.583 درصد بیشترین و منطقه پنج با 0.184 درصد کمترین میزان را دارا بوده است. لازم به ذکر است بر اساس نتایج مناطق دو، سه، چهار و یک میزان تاپسیس آنها بیشتر از میانگین بوده است. لذا
ضرورت توجه و برنامه‌ ریزی در شاخص مسکن بصورت سیستمی در هشت منطقه شهری اهواز ضرورت دارد.

توسعه پایدار منطقه ای

بررسی نقش توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت بر توسعه پایدار کشورهای منطقه عضو اوپک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 شهریور 1404

زهرا فتوره چی، بهناز علایی

چکیده مقدمه و هدف: توسعه پایدار در کشورهای منطقه عضو اوپک، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت قرار دارد. شناخت دقیق آثار بلندمدت این عوامل می‌تواند سیاست‌گذاران اقتصادی را در تدوین راهبردهای مؤثر برای رشد اقتصادی پایدار منطقه ای یاری دهد. هدف این مطالعه بررسی روابط بلندمدت میان توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت با توسعه پایدار کشورهای اوپک است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با بهره‌گیری از داده‌های سالانه دوره‌ی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به تحلیل اقتصادسنجی متغیرهای مذکور با استفاده از روش PMG - ARDL در چارچوب داده‌های پانلی پرداخته است. داده‌ها از منابع بین‌المللی معتبر جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: با توجه به وابستگی ساختاری اقتصاد کشورهای عضو منطفه اوپک به درآمدهای نفتی و آسیب‌پذیری ناشی از نوسانات قیمتی آن، اتخاذ رویکردی جامع در سیاست‌گذاری اقتصادی امری ضروری است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که علی‌رغم نقش مثبت صادرات نفت در توسعه پایدار، مصرف انرژی بدون مدیریت و بهینه‌سازی، می‌تواند آثار منفی بر پایداری اقتصادی و زیست‌محیطی برجای گذارد. همچنین، ضعف اثرگذاری توسعه انسانی بر پایداری، بیانگر ضرورت بازنگری در کیفیت و جهت‌گیری سرمایه‌گذاری‌های انسانی در این کشورهاست. از این‌رو، توصیه می‌شود سیاست‌گذاران با تمرکز بر ارتقای بهره‌وری انرژی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، و تقویت زیرساخت‌های انسانی، مسیر دستیابی به توسعه‌ای متوازن، مقاوم و بلندمدت را هموار سازند؛ توسعه‌ای که نه‌تنها به رشد اقتصادی منجر شود، بلکه تاب‌آوری کشورها را در برابر شوک‌های خارجی افزایش دهد.

توسعه پایدار منطقه ای

تبیین الگوی فرهنگ‌پذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اردیبهشت 1405

محمدرسول خدادادی، یعقوب بدری‌آذرین، جعفر پاشایی فخری

چکیده هدف و زمینه: با توجه به اهمیت ورزش مدرسه‌ای در ارتقای سلامت، تقویت سرمایه اجتماعی و تحقق اهداف توسعه پایدار، ضرورت دارد برنامه‌های ورزشی مدارس در چارچوبی منسجم و مبتنی بر عدالت فضایی طراحی شوند؛ بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، تبیین الگوی فرهنگ‌پذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری بود.
روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر، کاربردی از نوع پژوهش‌های کیفی با روش تحلیل تماتیک است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید مدیریت ورزشی، مدیران و کارشناسان خبره تربیت‌بدنی آموزش‌وپرورش، سیاست‌گذاران و متخصصان حوزه برنامه‌ریزی و آموزش ورزش در کشور بودند و نمونه آماری از بین اعضای جامعه با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصان پژوهش که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روایی و پایایی پژوهش از چهار معیار شامل اعتمادپذیری، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و پایایی پژوهش از طریق روش توافق درون موضوعی 90 درصد به دست آمد.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد؛ تبیین الگوی فرهنگ‌پذیری توسعه پایدار ورزش مدارس دارای 41 تا نکات کلیدی، 11 تا مفاهیم و 4 تا مقوله اصلی شامل: تقویت و توانمندسازی زیرساخت‌های خدماتی، مدیریت و برنامه‌ریزی پایدار، الزامات و عوامل توسعه پایدار و مدیریت دانش زیست‌محیطی پایدار بودند. این مقولات بیانگر آن است که تحقق فرهنگ‌پذیری توسعه پایدار ورزش مدارس مستلزم نگاهی جامع و چندبعدی به ابعاد زیرساختی، مدیریتی، اجتماعی و زیست‌محیطی است؛ هم‌افزایی میان بهبود خدمات، برنامه‌ریزی پایدار، حمایت‌های سیاستی و ارتقای دانش زیست‌محیطی می‌تواند زمینه نهادینه‌سازی فرهنگ ورزش در مدارس روستایی و شهری را فراهم سازد؛ بر این اساس، توجه همزمان به عدالت فضایی، مشارکت بین‌بخشی و مدیریت منابع، نقش تعیین‌کننده‌ای در پایداری برنامه‌های ورزشی ایفا خواهد کرد.

برنامه ریزی شهری

تبیین جایگاه ظرفیت‌های گردشگری در توسعه محلی از منظر ذی‌نفعان محلی (مطالعه موردی: سلطانیه استان زنجان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 خرداد 1405

داریوش جهانی، اسماعیل تقوی زیروانی، یعقوب حقی، سیامک اصلانی

چکیده گردشگری به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی توسعه محلی، به‌ویژه در شهرهای دارای میراث تاریخی، نقش مهمی در ارتقای ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه ظرفیت‌های گردشگری در توسعه محلی از منظر ذی‌نفعان محلی در شهر سلطانیه انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل ساکنان شهر سلطانیه بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 385 نفر به‌عنوان حجم نمونه به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس طیف لیکرت بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/915 تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و Minitab و از طریق آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان داد که میانگین تمامی شاخص‌های اقتصادی، فرهنگی–اجتماعی، خدماتی–زیرساختی و زیست‌محیطی بالاتر از حد مبنا (3) بوده و با توجه به معناداری آماری )P-value < 0/05)، ظرفیت‌های گردشگری تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه محلی دارند. همچنین نتایج آزمون ANOVA بیانگر وجود تفاوت معنادار میان شاخص‌هاست و شاخص اقتصادی بیشترین تأثیرگذاری را داراست. وجود میراث جهانی ارزشمند، به‌ویژه بنای تاریخی گنبد سلطانیه، در کنار ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی شهر، زمینه تقویت توسعه پایدار محلی را فراهم ساخته است. در مجموع، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌برداری برنامه‌ریزی‌شده و مشارکت‌محور از ظرفیت‌های گردشگری می‌تواند به‌عنوان موتور محرک توسعه پایدار در سلطانیه عمل کند و نقش مؤثری در بهبود وضعیت اقتصادی، ارتقای هویت فرهنگی و تقویت زیرساخت‌های شهری ایفا نماید.

نقش زیست سوخت ها در توسعه پایدار زنجیره تامین کشاورزی: با بهره گیری از روش هوش محاسباتی مصنوعی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 390-409

لطف اله ملکی معصوم آباد، سینا اردبیلی، فاطمه هاشمی

چکیده زمینه و هدف: با افزایش فشارهای زیست‌محیطی و نیاز روزافزون به انرژی‌های پاک، استفاده از زیست‌سوخت‌ها به‌عنوان راهکاری در بهبود پایداری زنجیره تأمین کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است هدف تحلیل نقش زیست‌سوخت‌ها در توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی، با بهره‌گیری از رویکرد ترکیبی سیستماتیک، گروه کانونی، و مدل‌سازی مبتنی بر هوش محاسباتی انجام گرفت.
روش‌شناسی: در مرحله اول، از روش مرور سیستماتیک بر پایه دستورالعمل PRISMA برای شناسایی متغیرهای کلیدی استفاده شد. با مشارکت ۲۰ خبره در قالب گروه کانونی، مهم‌ترین پارامترهای اثرگذار از جمله فناوری تولید زیست‌سوخت، سیاست‌های حمایتی، زیرساخت‌های انرژی، و شاخص‌های اقتصادی و زیست‌محیطی شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل داده‌ها از الگوریتم‌های جنگل تصادفی و انتخاب ویژگیRelief  بهره گرفته شد.
نتایج و یافته‌ها: مدل‌سازی نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دقت ۸۵٪ (AUC=0.98) توانسته است به‌طور مؤثر زنجیره‌های تأمین با سطوح مختلف پایداری را خوشه‌بندی کند. خوشه‌بندی حاکی از آن بود که شاخص‌هایی نظیر اشتغال‌زایی مستقیم در روستا، کاهش آلایندگی، کاهش هزینه انرژی و فاصله تا مراکز فرآوری بیشترین تأثیر را در ارتقاء پایداری ایفا می‌کنند، در حالی که نوع و مقدار زیست‌سوخت مصرفی تأثیر کمتری داشته‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی نیاز به تمرکز بر بهبود فناوری‌های تولید، زیرساخت‌های زیست‌سوختی، سیاست‌های حمایتی هدفمند و برنامه‌های آموزشی برای کشاورزان است. یافته های این مطالعه، ضمن ارائه چارچوبی نوین برای ادغام انرژی‌های تجدیدپذیر در زنجیره تأمین کشاورزی، می‌توانند مبنایی برای تصمیم‌گیری‌های سیاستی و راهبردهای بهینه‌سازی در راستای تحقق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشند.

آمایش سرزمین

آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 474-497

فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر

چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالش‌های جدی امنیتی و توسعه‌ای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصت‌های جدید قرار داده است. به همین دلیل، آینده‌نگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است.
روش‌شناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق منابع کتابخانه‌ای و پرسشنامه جمع‌آوری شده‌اند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامه‌ریزی شهری و جامعه‌شناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده‌اند.
یافته‌ها و نتایج: برای تحلیل داده‌ها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میک‌مک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم  و  پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شده‌اند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان و سرمایه‌گذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آینده‌ای روشن‌تر برای این شهر رقم بزنند.

برنامه ریزی شهری

تحلیل امکان‌سنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559

اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی

چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوری‌های دیجیتال نوین و شکل‌گیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را به‌طور قابل‌توجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را به‌عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روش‌شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساخت‌های فناورانه و مکانی مؤثر در شکل‌گیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، بسترهای داده‌محور، اینترنت اشیا و شبکه‌های ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، به‌منظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل‌های رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. شاخص‌های پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و به‌ویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساخت‌ها و سیاست‌گذاری آگاهانه، می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.

توسعه پایدار شهری

1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-18

مهدی اجلی

چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهره‌گیری از فناوری‌ها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالش‌ها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامه‌ریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاه‌های آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزن‌دهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرم‌افزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایه‌گذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عامل‌های پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویت‌های 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجمله‌ای در نرم‌افزار SPSS و جمع‌آوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامه‌ریزی مناسب می‌باشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.

مدیریت شهری

تبیین علل و پیامدهای مهاجرت­های روستا شهری در شهرستان مراغه با تأکید بر توسعه پایدار

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 435-455

احمد کاظمی، علی آذر

چکیده زمینه و هدف: یکی از چالش­های اساسی مدیریت شهری، عدم تعادلات جمعیتی و توزیع نامناسب جمعیت در سطح مجموعه های کلانشهری است. عدم تثبیت جمعیت روستایی و ادامه مهاجرت ها، باعث بروز چالش های اساسی در شهرها شده است. هدف مطالعه حاضر شناسایی علل و پیامدهای مهاجرت های روستایی به شهری در شهرستان مراغه از نظر مهاجران روستایی این شهر بوده است.
روش‌شناسی: روش تحقیق مطالعه حاضر، توصیفی تحلیلی و ماهیت آن کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل تمام ساکنان مناطق حاشیه نشین شهر مراغه که حداقل 4 سال از زمان مهاجرت و سکونت آن ها در محلات حاشیه نشین شهر طی شده باشد؛ بودند، که تعداد 384 نفر از ساکنان مهاجر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. این نمونه ها با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای ارزیابی اثرات مهاجرات های روستایی به شهری، از سه آیتم مهم دافعه، جاذبه و نتایج مهاجرت استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد در بین عوامل دافعه پایداری اقتصادی روستاها عامل«عدم وجود مرکز خدمات جهاد کشاورزی در روستا به همراه محدود فصلی بودن شغل در روستا» بیشترین میزان تاثیر را دارا می باشد. در بین علل دافعه پایداری اجتماعی مبداء، عدم وجود امکانات رفاهی و عدم وجود امکانات تفریحی بیشترین موافقت را در بین نمونه های مورد مطالعه داشته اند. نامناسب بودن راه های ارتباطی روستاها و پایین بودن امکان دسترسی به تسهیلات فنی و آموزشی در روستاها از نظر مهاجران، بیشترین عامل دافعه پایداری کالبدی مبداء شناخته شده‌اند. وجود تنوع شغلی، حق انتخاب و دائمی بودن کار در شهر جاذبه‌های اصلی اقتصادی شهر برای مهاجران روستایی شهر مراغه بوده است. تمام جاذبه های اجتماعی مقصد از نظر نمونه های تحقیق در سطح بالایی برای آن­ها اهمیت دارد و عامل« کسانی که در شهر زندگی می کنند در بین فامیل احترام بیشتری دارند»، دارای کمترین اهمیت نسبت به سایر جاذبه های اجتماعی است. در علل جاذبه های کالبدی مقصد «دسترسی به امکانات رفاهی در شهر» از نظر مهاجرین، بیشترین تاثیر را داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی مهاجرت از دست دادن زمین های‌شان در روستا بود. مهمترین پیامدهای اجتماعی مهاجرت روستا به شهر از نظر نمونه های تحقیق، رشد بهتر فرزندان در شهر نسبت به روستا بوده است. مهمترین پیامد کالبدی مهاجرت از روستا به شهر از نظر نمونه های تحقیق، امکان استفاده بیشتر از امکانات بهداشتی و درمانی در شهر بوده است.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

13.بررسی تغییرات اشتغال و نقش آن در فرآیند توسعه شهری استان آذربایجان غربی (با تأکید بر رویکرد تغییرات سهم و مکان)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 184-197

محمد محمدنژاد، مجتبی آزمون

چکیده مقدمه و هدف: استان آذربایجان غربی به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی و اقتصادی، دستخوش تغییرات قابل توجهی در بازار کار و اشتغال بوده است. این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات اشتغال در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات طی سال‌های ۱۳۹۰، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۰ انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوی تغییرات اشتغال و تأثیر آن بر توسعه شهری استان آذربایجان غربی است.
روش پژوهش: این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و داده‌های آن از منابع کتابخانه‌ای و سالنامه‌های آماری کشور و استان جمع‌آوری شده است. برای تحلیل داده‌ها، از مدل تغییر سهم (Shift-Share) به منظور بررسی تأثیر عوامل ملی و ساختاری بر اشتغال، و از مدل ضریب مکانی (Location Quotient) برای تفکیک مشاغل پایه و غیرپایه استفاده شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، سهم اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت کاهش یافته است، به طوری که سهم اشتغال در کشاورزی از ۳۷.۲ درصد به ۳۰.۴ درصد و در صنعت از ۲۴.۸ درصد به ۲۲.۳ درصد کاهش یافته است. در مقابل، بخش خدمات دولتی شاهد رشد قابل توجهی بوده است، سهم اشتغال در این بخش از ۲۳.۱ درصد به ۳۰.۱ درصد افزایش یافته است. این تغییرات نشان‌دهنده انتقال نیروی کار از بخش‌های کشاورزی و صنعتی به بخش خدمات است. نتیجه اصلی پژوهش نشان می‌دهد که اشتغال در بخش‌های کشاورزی و صنعت کاهش یافته و به بخش خدمات انتقال یافته است، که نیازمند تقویت متوازن این بخش‌ها برای توسعه پایدار شهری است.

برنامه ریزی شهری

رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهری (مطالعه موردی: شهرستان مهاباد)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 34-47

علاءالدین رطبی، محمود هوشیار، سمیه شریف پور

چکیده زمینه و هدف: امروزه گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد بسیاری از کشورها است. توسعه گردشگری علاوه بر توجه به زیرساختهای این صنعت، نیازمند برنامه ریزی جامع عوامل ترغیب کننده قابل درک از سوی گردشگران است. برنامهریزی شهری بیوفیلیک که از دهه 90 میلادی به اجرا درآمد، رویکردی است که بهصورت جامع برای بسیاری از عوامل راهحلهای عملی ارائه مینماید. لذا هدف این تحقیق الگوسازی برنامهریزی و رویکرد بیوفیلیک در گردشگری شهر مهاباد میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهروش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی و اولویتبندی بیوفیلیک گردشگری انجام شدهاست. دادههای پژوهش بهصورت کتابخانهای و همچنین بهروش میدانی از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. سنجش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی انجام شده و نیز، برای سنجش پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شدهاست که میزان آن 0.77 دارای ضریب قابل قبولی میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که هر دو فرضیهی پژوهش مورد تایید واقع شد و شاخصهای شهر بیوفیلیک در مهاباد بر تصویر احساسی، تصویر ادراکی، تبلیغات دهان به دهان و قصد بازدید گردشگران تأثیرگذار بوده است و بیشترین تأثیرپذیری مربوط به عامل تبلیغات دهان به دهان و کمترین تأثیرپذیری مربوط به عامل قصد بازدید گردشگران بوده است. همچنین طبق نظر کارشناسان تحقیق اولین شاخص شهر بیوفیلیک که برای منطقهی مورد مطالعه ضرورت دارد، افزایش احداث پارکها در سلسلهمراتب شهری میباشد.

برنامه ریزی روستایی

ارزیابی نقش شکل گیری شهرهای کوچک در توسعه پایدار نواحی روستایی پیرامون(مطالعه موردی شهر شاوور)

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 176-192

عفت بوشهری

چکیده زمینه و هدف: با فراهم ساختن امکانات و خدمات مورد نیاز در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره در شهرهای کوچک، این نوع از شهرها با تثبیت جمعیت روستایی و جذب نیروی کار مازاد روستاها، می توانند باعث توسعه حوزه نفوذ روستایی خود شوند و تعادل های فضایی جمعیت و خدمات را در سیستم سلسله مراتب شهری در سطح ملی و ناحیه ای شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی نقش شکل گیری شهرهای کوچک در توسعه پایدار نواحی روستایی پیرامون(مطالعه موردی شهر شاوور) انجام گرفت. روش بررسی: بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی-تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه­آماری،جمعیت شهرشاوور8833 نفر،حجم نمونه براساس فرمول کوکران368نفر می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss ،آزمون T  و آزمون فریدمن استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های نشان می دهد میانگین شاخص اقتصادی (3.70)، شاخص کالبدی محیطی (3.77) و شاخص اجتماعی- فرهنگی (3.79) است.همچنین براساس رتبه بندی آزمون فریدمن وضعیت دسترسی به خدمات درمانی و بهداشتی با میانگین 3.89، دسترسی به مراکز آموزشی با میانگین 3.88 و وضعیت دسترسی به کتابخانه های عمومی با میانگین 3.85 در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. نتیجه این که فرآیند اقتصادی،کالبدی محیطی، اجتماعی فرهنگی دارای مولفه ها و معیارهای مختلفی است که رسیدن به مطلوب ترین حالت آن نیازمند همسویی و یکپارچگی تمامی مولفه ها و معیارهای پایداری می باشد.

توسعه پایدار شهری

تحلیل و بررسی طرح راهبردی توسعه شهری (CDS) کازرون با رویکرد توسعه پایدار شهری

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-20

محمد اکبری ریابی، فرزانه سفلائی

چکیده زمینه و هدف: توسعه پایدار راهکاری است ایدئولوژیک برای برون رفت از مشکلات کنونی گریبانگیر شهرهای درحال توسعه برای حرکت به سوی آینده‌ای روشن که منابع محیطی جهت استفاده نسل‌های بعدی حفظ شده است. شهرگرایی به سرعت درحال گسترش است، بهره‌کشی از منابع و تولید زباله افزایش می‌یابد و خزش شهری بصورتی بلدوزرگونه اراضی بکر را به مصارف شهری می‌رساند. شهر کازرون در آینده با چالش‌های جدی توسعه مواجه خواهد بود؛ در چنین شرایطی سوال این است که چه راهبردهایی برای توسعه آتی شهر می‌توان ارائه داد و اصولاً رویکرد توسعه پایدار در چه ابعادی و با چه پاسخ‌هایی ارائه می‌شود؟ به نظر می‌رسد توسعه پایدار بتواند با ارائه راهکارهای هوشمندانه و توسعه اندیشیده، تأمین نیازهای نسل‌های آینده را تضمین نماید. پایگاه تئوریک این پژوهش مبتنی بر مطالعات اسنادی- کتابخانه‌ای بوده و معیارهای موردنظر را مشخص می‌سازد.
روش: داده‌های پژوهش مرتبط با نمونه موردی از طریق مشاهدات میدانی، مصاحبه‌های عمیق و مراجعه به نهادهای دخیل توسعه گردآوری شده و در فرایندی از تکنیک دلفی، بصورت جدول SWOT مورد تدوین و آنالیز قرار گرفته است. راهبردهای مستخرج از جدول سوات تحت ارزیابی با منطق AHP قرار گرفته و به کمک فرایند رفت و برگشتی دلفی، امتیازات هر راهبرد در نرم افزار Expert Choice محاسبه گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد رعایت عدالت اجتماعی، ارتقای رفاه همگانی، رونق اقتصادی، شیوه‌های حمل و نقلی پایدار و راهبری هوشمندانه انرژی در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خواهند توانست مؤثرترین شیوه‌های برخورد با چالش پیش روی توسعه شهر کازرون باشند.

توسعه پایدار شهری

ضرورت ایجاد شهر‌های اکولوژیک ، چالش ها و موانع پیش روی آن در ایران

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 170-190

ابراهیم براتی، حمید صابری

چکیده زمینه و هدف: رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است، یکی از این رویکردها شهر اکولوژیک است. هدف این پژوهش تبیین ضرورت توجه به ایجاد رویکرد شهراکولوژیک در نظام برنامه ریزی شهری کشور در راستای دستیابی به توسعه پایدار است.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و از لحاظ ماهیت توصیفی، تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و تحلیل محتوا  بوده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد؛ امروزه به رویکرد شهراکولوژیک در بسیاری از مناطق دنیا توجه خاصی شده است. در ایران در بسیاری از شهرها تحت تأثیر تحولات جهانی و اجرای طرح های مختلف شهری، عامل اقتصادی به عنوان عامل اصلی تعیین کننده می باشد و تحولات قرن جاری و اقتصاد متکی بر نفت، تراکم بیش از حد جمعیت، تمرکز فعالیت ها و فراوانی ساخت و سازها، رشد و گسترش فیزیکی کانون های شهری و تخریب اکوسیستم طبیعی شهرهای کشور را در پی داشته است؛ هر چند در برخی از شهرهای کشور اقداماتی در جهت دستیابی به شهراکولوژیک انجام شده است ولی نمی‌توان ادعا کرد که ساخت شهر اکولوژیک به‌طور کامل در ایران انجام شده است و ضرورت ایجاد و برنامه‌ریزی برای ساخت شهر اکولوژیک با توجه به مشکلات پدید آمده برای شهرهای کشور هر روز بیشتراحساس می‌شود.

برنامه ریزی روستایی

تبیین سازه‌های مؤثر و چالش‌های توسعه کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: روستای ظفرآباد، دهستان نورآباد، استان لرستان)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 54-67

سمیرا جولایی، حسین زینتی فخرآباد، زهرا ملک جعفریان

چکیده زمینه و هدف: تقویت کارآفرینی روستایی به‌عنوان اهرمی مؤثر در تسریع رشد اقتصادی و توانمند‌سازی اجتماعی نقش مهمی در فرایند توسعه روستایی ایفا می‌کند. در این میان قابلیت‌ها و موانعی وجود دارد که با شناسایی آن‌ها علاوه بر رشد و توسعه کارآفرینی در میان جوامع روستایی، می‌توان زمینه‌های دستیابی به توسعه پایدار را نیز فراهم نمود. باتوجه‌به جایگاه کارآفرینی در فرایند توسعه روستایی و ضرورت شناسایی موانع و چالش‌های پیشرو در این حوزه، هدف از انجام این پژوهش شناخت موانع و چالش‌های توسعه کارآفرینی در روستای ظفرآباد است که نتایج آن یاریگر تقویت کارآفرینی و توسعه اقتصادی منطقه موردمطالعه است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی - تحلیلی است. جامعة آماری تحقیق، 567 نفر روستای ظفرآباد است، کـه طبق جدول استاندارد مورگان، 200 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه‌ها از روش تصادفی سیستماتیک بهره گرفته شد. به‌منظور پی‌بردن بـه متغیرهـای زیربنایی تحقیق و تلخیص آن‌ها، بـا اهـداف تأییـدی و اکتشـافی از مـدل تحلیـل عـاملی (روش چرخش واریمکس) استفاده شـد. در ایـن روش پـس از حـذف گویه‌های بی‌اثر، مهم‌ترین عوامل مؤثر در قابلیت‌ها و موانع توسعة کارآفرینی در روستا به ترتیـب اولویـت شناسـایی و تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد این روستا پتانسیل و قابلیت‌های کارآفرینی دارد اما میزان توسعه کارآفرینی در آن پایین است، از بین موانع موجود عوامل فردی بیشترین تأثیر را در توسعه کارآفرینی روستایی در محدوده موردمطالعه دارند.  

طراحی شهری

بررسی مؤلفه های کالبدی معماری پایدار در فضای آموزشی(نمونۀ موردی: مدرسه فرانسوا میتران برزیل)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 135-155

سیده مریم مجتبوی، حوراء ایزدپناه

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر بحران محیط زیست از دغدغه‌های اصلی بشر محسوب می‌شود. افزایش میزان مصرف انرژی و تأثیر آن بر آیندۀ محیط زیست، موجب شده تا طراحی ساختمان‎ها با رویکرد معماری پایدار اهمیت ویژه‎ای یابد. در این میان ساختار و شکل کالبدی مدارس، کیفیت‎های محیطی و تکنولوژیکی آن‎ها، در راستای آموزش، فرهنگ‌سازی و دستیابی به جهانی زیست‌پذیر تأثیر بسزایی دارد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به شاخص‌های کالبدی مؤثر در ارتقاء معماری پایدار در مدارس است، تا به کمک آن، محیط کالبدی مدرسه به یک ابزار آموزنده، در جهت یادگیری مسائل زیست‌محیطی و توسعۀ پایدار تبدیل شود.
روش بررسی: نوشتار حاضر از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش کیفی و توصیفی تحلیلی است. گردآوری اطلاعات مبتنی بـر مطالعات اسنادی، مرور متون، منابع و تجارب است که به استخراج مدل مفهومی منتج می‌گردد. در نهایت شاخص‌های کالبدی برآمده از مدل در نمونۀ موردی (مدرسۀ فرانسوا میتران) مورد تحلیل قرار می‌گیرد و راهکارهایی در راستای طراحی فضای آموزشی بر مبنای شاخص‌های کالبدی توسعۀ پایدار ارائه می‌شود.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه­های ارتقاء‌دهنده پایداری در فضای آموزشی شامل چهار مؤلفۀ اصلی کالبدی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. در این بین، مؤلفۀ کالبدی می‌توانند یک مدرسه را به یک ابزار آموزشی برای مسائل زیست‌محیطی تبدیل نماید و شاخص‌های آن شامل بهره‌گیری از نور روز، بهبود کیفیت هوا در محیط داخلی، ارتباط با عناصر طبیعی، طراحی فضا جهت حمایت از فعالیت زیست‌محیطی، انتخاب آگاهانه مواد و مصالح، انعطاف‌پذیری کالبدی، کاهش مصرف انرژی از طریق کالبد و به‌کارگیری عناصر پایداری می‌باشد، که در نمونۀ موردی نیز تأثیرگذارند.

برنامه ریزی شهری

بررسی زیر ساخت‌ها و راهکارهای مؤثر در شکل‌گیری و توسعه حمل و نقل سبز شهری

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 156-168

علیرضا جباری زاده گان، محمدرضا پورزرگر، ویدا نوروز برازجانی

چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به نقش پراهمیت سیستم حمل‌ونقل در توسعه پایدار شهری اتخاذ سیاست‌های مناسب در بخش حمل‌ونقل شهری و توسعه حمل‌ونقل پایدار به‌عنوان یکی از زمینه‌های اصلی رشد شهری موردتوجه می‌باشد. حمل‌ونقل سبز به معنی حمل‌ونقلی پایدار با کمترین آثار منفی بر محیط‌زیست می‌باشد که با توجه به شرایط حال حاضر دنیا می‌بایست در پی دستیابی به این مهم باشیم و با استفاده از فناوری‌های نوین به کاهش آثار زیست‌محیطی ناشی از حمل و نقل بپردازیم. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بهره‌گیری از حمل‌ونقل سبز در بهبود شرایط زیستی شهرهای ایران است.
روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی است و از لحاظ ماهیت توصیفی، تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی - کتابخانه‌ای می‌باشد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد؛ امروزه به رویکرد حمل‌ونقل سبز شهری در بسیاری از مناطق دنیا توجه خاصی شده است. در ایران در بسیاری از شهرها تحت تأثیر تحولات جهانی و اجرای طرح‌های مختلف شهری، عامل اقتصادی به‌عنوان عامل اصلی تعیین‌کننده درآمده است و تحولات قرن جاری و اقتصاد متکی بر نفت، تراکم بیش‌ازحد جمعیت، تمرکز فعالیت‌ها و فراوانی ساخت‌وسازها، رشد و گسترش فیزیکی کانون‌های شهری و تخریب اکوسیستم طبیعی شهرهای کشور را در پی داشته است؛ هرچند در برخی از شهرهای کشور اقداماتی در جهت دستیابی به حمل‌ونقل سبز شهری انجام‌شده است ولی نمی‌توان ادعا کرد که توسعه حمل‌ونقل متکی بر اقتصاد سبز شهری به‌طور کامل در ایران انجام‌شده است ولی ضرورت ایجاد و برنامه‌ریزی برای به‌کارگیری این الگوواره با توجه به مشکلات پدید آمده برای شهرهای کشور هر روز بیشتر احساس می‌شود؛ و در ادامه پیشنهادها و راهکارهایی در جهت اجرای این رویکرد ارائه شده است.

توسعه پایدار منطقه ای

بررسی تغییرات شاخص پوشش گیاهی و کاربری اراضی در راستای توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهرستان ملارد)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-188

زهرا حجازی زاده، زهرا سنبلی

چکیده زمینه و هدف: توسعه یک فرآیند تکاملی است که در آن ظرفیت انسان برای شروع ساختارهای جدید، حل مشکلات، سازگاری با تغییرات مداوم و تلاش آگاهانه و خلاقانه برای دستیابی به اهداف جدید افزایش می‌یابد. جنگل ها به عنوان یک عنصر کلیدی برای توسعه پایدار شناخته می شوند و از چندین هدف توسعه پایدار حمایت می کنند که برخی از آنها شامل کاهش گرسنگی و فقر، تنظیم آب شیرین، شیوه های آب و هوایی، سلامت و رفاه و تنوع زیستی است. یکی از مهم ترین شاخص هایی که برای ارزیابی جنگل زدایی استفاده می شود، شاخص تفاوت نرمال شده گیاهی (NDVI) است که برای ارزیابی روند تغییرات جنگل استفاده می شود. هدف این مطالعه بررسی روند شاخص پوشش گیاهی NDVI طی دوره زمانی 1380 تا 1397 بر اساس داده‌های سنجنده MODIS در شهرستان ملارد است.
روش بررسی:  در این تحقیق از داده های پوشش گیاهی MODIS در وضوح 1 کیلومتر استفاده شد. داده های پوشش گیاهی با نام اختصاری MOD13A3 ماهانه و با وضوح مکانی 1 کیلومتر است. این داده ها برای شهرستان ملارد 830 نقطه را در بر می گیرد که می توان آن را در 1×1 کیلومتر از 830 نقطه شهر بررسی کرد. از آنجایی که بر اساس تحقیقات انجام شده، ماه می تا آگوست بیشترین NDVI را دارند، این شاخص تنها در ماه های با بالاترین NDVI یعنی می، ژوئن، جولای و آگوست استخراج شد. داده ها به بازه های زمانی سه ساله تقسیم شدند و نرخ تغییر بر اساس شاخص معرفی شده توسط سازمان ملل متحد برای اهداف توسعه پایدار استخراج شد. سپس کاربری سالانه زمین برای بررسی عمیق‌تر بررسی شد. در مرحله نهایی از روش تحلیلی- توصیفی برای بررسی جامع نتایج در ارتباط با اهداف توسعه پایدار استفاده شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در ماه­های می، ژوئن، ژوئیه و اوت روند کاهشی در درصد مساحت مقادیر NDVI به میزان 0.03- تا 0.9-% در ماه مشاهده گردیده است. بر اساس نتایج و منطبق بر ماه­های با حداکثر NDVI مشخص گردید که بر میزان زمین­های بایر به میزان 9 کیلومتر مربع در هر 6 سال افزوده و از میزان نواحی پوشش­یافته از جنگل­ها و گیاهان سبز در این شهرستان تا 8 کیلومتر در هر 6 سال کاسته شده است. بنابراین، این شهرستان نیازمند به­کارگیری تدابیر و برنامه­های لازم­الاجرا برای جلوگیری از بیابان­زایی می­باشد که مطابق با اهداف توسعه پایدار در راستای کاهش خطر فجایع آب­وهوایی نظیر سیل و همچنین کاهش آلودگی هوا عمل نماید.

توسعه پایدار شهری

تبیین معیار‌های بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: محله بریانک منطقه 10 تهران)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 205-222

سیدمجید نادری، محمدعلی رنجبردار

چکیده زمینه و هدف: با توجه به اینکه بازآفرینی شهری سیاستی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شهر‌ها است به نحوی که منجر به ارتقای شاخص‌های زیست‌پذیری و کیفیت زندگی شهروندان و در نتیجه فراهم شدن توسعه پایدار شهری می‌شود، هدف از پژوهش حاضر تبیین معیار‌های بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار با نمونه موردی منطقه ده تهران (محله بریانک) می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و به شیوه‌ی کتابخانه ای و می‌دانی انجام گرفته به این صورت که جهت جمع‌آوری داده‌ها از کتاب‌ها، مقالات، و پایگاه‌های معتبر علمی و پژوهشی استفاده شده و جهت تجزیه و تحلیل آن نیز از پرسشنامه و spss بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش منطقه ده تهران و محله بریانک بوده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد در صورت ارتقا کیفیت سکونت در این محله از طریق بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده، می‌توان زمینه تأمین خدمات و فضا‌های باز و سبز را در محله فراهم آورد و نقش مسکونی محله را ارتقا بخشده و مطلوبیت شرایط زندگی را در آن را افزایش داد. اگر عملکرد‌ها و کاربری‌های با مقیاس شهری در محله مستقر شوند زمینه مراجعات بیشتر به محله را فراهم آورده و می‌تواند زمینه ایجاد مشاغل جدید و رونق اقتصادی را در محله فراهم نماید. مهمترین مسأله برای برون رفت از شرایط موجود محله، و موفقیت در بازآفرینی شهری در آن، بهبود ساختار اجتماعی – اقتصادی می‌باشد و البته ناگفته پیداست که بدون دخالت و مشارکت دادن ساکنان که مهم‌ترین و اصلی‌ترین گروه‌های مواجه با معضلات این محله هستند، این مسأله راه به جایی نخواهد.

واکاوی مؤلفه‌های راهبردی و مشارکت‌پذیری شهروندان در راستای تحقق الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

دوره 3، شماره 1، تابستان 1401، صفحه 88-107

مصطفی آریان کیا، نگار خراسانی، براتعلی خاکپور

چکیده زمینه و هدف: امروزه توسعه دغدغه خاطر بسیاری از کشورهاست که هدف آن بهبود بخشیدن به شرایط کیفی زندگی انسان است. برای رسیدن به الگوی توسعه مطلوب یا استفاده صحیح از منابع و فرصت­ها و توزیع عادلانه امکانات، مشارکت مردم راهکار اصلی و محوری به شمار می­رود. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی میزان تحقق­پذیری شاخص­های مشارکت فعال مردمی در راستای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت می­پردازد.
روش بررسی: نوع پژوهش کاربردی- تطبیقی و روش پژوهش، تحلیل محتوا است و از روش اطلاعات کتابخانه­ای و میدانی در انجام پژوهش استفاده شده است. در روش میدانی از تکنیک پرسشنامه جهت جمع­آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل50 نفر از نخبگان و کارشناسان در دسترس می­باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده­های پرسشنامه از نرم­افزار آماری SPSS و آزمون­های آماری T تک نمونه­ای و کروسکال والیس و همچنین جهت تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت­ها و تهدیدها از مدل استراتژیک SWOT استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از آزمون t نشان داده است که یک رابطه معناداری بین متغیرهای مستقل مورد مطالعه در پژوهش حاضر و تحقق­پذیری الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت وجود دارد. بنابراین متغیرهای مستقل مورد مطالعه بر تحقق­پذیری الگو اثرگذار می­باشند. همچنین نتایج آزمون کروسکال­والیس نیز نشان داده که تمایل مردم به مشارکت در ارتباط با شاخص­های و متغیرهای مورد سنجش در جهت تحقق­پذیری الگو از وضعیت مطلوبی برخوردار است. نتایج بدست آمده از مدل سوات 

برنامه ریزی شهری

تحلیلی بر میزان اهمیت مؤلفه‌های کیفیت محیطی از دیدگاه گردشگران (مطالعه موردی: کلان‌شهر اصفهان)

دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 1-21

مسعود تقوایی، امین الله بالیده، حمزه رحیمی

چکیده امروزه ارتقای کیفیت محیطی در کلان­شهرهای گردشگرپذیر به عنوان یکی از مهم­ترین راهکارهای جذب گردشگر شناخته می­شود. بنابراین بهبود و ارتقای کیفیت محیط به یکی از اهداف اصلی سیاست­گذاران و برنامه­ریزان شهری بدل شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اهمیت مؤلفه­های کیفیت محیطی از دیدگاه گردشگران کلان­شهر اصفهان می­باشد. روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده­ها به روش پیمایشی تهیه شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگران کلان­شهر اصفهان می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران نمونه­ای به حجم 384 نفر از بین آن­ها به صورت تصادفی انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفته است. این تعداد از طریق پرسشنامه­ای که اعتبار آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ آزمون شده است، مورد پرسش قرار گرفتند. در این مطالعه به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از رویکرد آماری مدل­سازی معادلات ساختاری (SEM) و آزمون تحلیل عاملی تأییدی پنج عاملی مرتبه دوم استفاده شده است. نتایج بیانگر این است که از دیدگاه گردشگران از بین مؤلفه­های کیفیت محیطی، بعد زیست­­ محیطی دارای بیش­ترین اهمیت بوده است. سپس ابعاد زیباشناختی و فرمی، معنایی و ادراکی و نهایتاً عملکردی و فعالیتی با اهمیت بوده­اند. از این رو تقویت مؤلفه زیست محیطی و دیگر ابعاد (به ترتیب اهمیت) در کلان­شهر اصفهان جهت شکوفایی بخش گردشگری بسیار ضروری می­باشد که در این راستا پیشنهادهایی ارائه شده است.