6.ارزیابی مؤلفههای مؤثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری(مطالعه موردی: ورودیهای شهراردبیل)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 84-97
محمد حسن یزدانی، ژیلا فرزانه سادات زارنجی
چکیده زمینه و هدف: ورودی های شهر از جمله عناصر مهم سیما و منظرشهری می باشند. اما هم اکنون شاهد شهرهایی هستیم که اثری از یک فضای ورودی، با خصوصیات مطلوبی که بایـد داشـته باشد دیده نمی شود. شهر اردبیل از جمله شهرهای تاریخی دارای هویت و سابقه شهری برجسته به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری می باشد. اما علی رغم ویژگی های ممتاز به لحاظ بار فرهنگی و تاریخی و موقعیت برجسته آن، ورودی های این شهر از مسئله دارترین فضاهای شهری میباشند که با نابهسامانی های متعدد و متنوعی دست به گریبان هستند. ورودی شهر باید نماد چهره و شخصیت شهر باشد این مهم در صورتی محقق میگردد که شاخصهای موثر در این زمینه شناسایی و ورودی های مورد نظر بر اساس آنها سنجیده شوند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری ورودیهای شهر اردبیل میباشد
روششناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که به روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی مولفههای موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری از 4 مولفه (کالبدی، زیبایی شناختی، عملکردی و بازنمایی هویت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرم افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر مطلوبیت سیما و منظر شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.074) و ضریب chi-Square (42.36) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
کاربست تئوری زمینه گرایی در طراحی ورودی شهرکرمانشاه از سمت همدان
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 23-42
اردلان حسینی، کیومرث حبیبی
چکیده عدم توجه به فضای ورودی شهر در جریان رشد شتابان شهرنشینی، این فضاها را با بحران بیهویتی روبهرو کرده است. دستیابی به طراحی دارای کیفیت قابلفهم ، رجوع به زمینه طرح راه برونرفت از این مسائل است. هدف از این پژوهش؛ حفظ و تداوم هویت پیشین، ارتباط مخاطب با هویت مکان از طریق ارتباط بصری با عناصر نمادین، ایجاد مکث از طریق ارتباط بصری با نشانهها و عناصر نمادین محلی در طراحی ورودی شهر کرمانشاه (از سمت همدان) است. روش پژوهش در این پژوهش ترکیبی است. در این پژوهش با رویکرد تفسیرگرایی، سعی شد به این سؤال که افراد، هویت ورودی شهر کرمانشاه از سمت همدان را چگونه درک و ارزیابی میکنند؟ پاسخ داده شود. در این راستا دادهها از طریق فنون مصاحبه عمیق و مشاهده و بازدید میدانی، گردآوری و موردبررسی قرار گرفتند. نمونهگیری، هدفمند بوده و مصاحبهها پس از 30 نمونه به اشباع نظری رسید. در تحلیل دادههای مصاحبه، از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. در نهایت نتایج برگرفته از تحلیل تماتیک و مشاهدات میدانی طبقهبندی و تفسیر شد. نتایج این پژوهش نشان داد عدم بهکارگیری عناصر محیطی (انسانی و طبیعی) در ورودی شهر کرمانشاه باعث شده تا ورودی شهر، فاقد مؤلفههای یک ورودی متمایز باشد. مهمترین عناصر محیطی شناساییشده بهعنوان نشانه و نمادهای بومی کرمانشاه عبارتاند از ؛ طاقبستان، طاق گرا، مصالح سنگ و پوشش گیاهی منطقه، که در صورت کاربست این عناصر در ورودی شهر بر اساس رویکرد زمینه گرایی میتوانند باعث هویت بخشی به ورودی و آن را واجد مؤلفههای یک ورودی متمایز نمایند.
