کلیدواژه‌ها = حمل و نقل
برنامه ریزی شهری

اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌و‌نقل درون‌شهری با تاکید برتاب‌آوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1405

مصطفی محمدی ده چشمه، دانیال لطفعلی زاده

چکیده زمینه و هدف: هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری با تأکید بر تاب‌آوری شهری به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین ارکان مدیریت زیرساخت و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت شبکه‌های ارتباطی در تحمل، انطباق و حفظ عملکرد مطلوب در برابر شوک‌های بیرونی و تنش‌های محیطی دارد. در این میان، چالش‌های خاص کلان‌شهر اهواز نظیر شرایط سخت اقلیمی، پدیده مخرب ریزگردها و گره‌های ترافیکی متمرکز، آسیب‌پذیری‌های ساختاری و عملکردی ویژه‌ای را به شبکه حمل‌ونقل تحمیل می‌کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت سنتی ترافیک است. پژوهش حاضر با هدف اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای هوشمندسازی حمل‌ونقل درون‌شهری در راستای ارتقای توانمندی کلان‌شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه این چالش‌ها و تحلیل ظرفیت‌های تاب‌آورانه زیرساخت‌های ارتباطی آن انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، حمل‌ونقل هوشمند و مدیریت بحران در کلان‌شهر اهواز، شاخص‌های اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزن‌دهی چندمعیاره است، به‌منظور وزن‌دهی و اولویت‌بندی شاخص‌های شناسایی‌شده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در زمینه‌های مدیریت شهری، مهندسی ترافیک، فناوری‌های شهر هوشمند و تاب‌آوری شهری در شهر اهواز بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به‌صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه‌گیری قضاوتی انتخاب شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس اولویت‌بندی شاخص‌های هوشمندسازی حمل‌ونقل اهواز، معیارهای «مدیریت و عملیات» و «زیرساخت و کالبد» به‌عنوان خط مقدم واکنش به بحران، بالاترین اهمیت استراتژیک را دارند؛ در مراتب بعدی، مؤلفه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و فناوری به‌عنوان ارکان پشتیبانِ سیستم عمل کرده و پایداری بلندمدت آن را در برابر شوک‌ها تضمین می‌کنند. همچنین، رتبه پایینِ «تاب‌آوری اجتماعی» نشان‌دهنده یک رویکرد تقدم‌گراست؛ بدین معنا که اثربخشیِ آموزش و مشارکت شهروندان، کاملاً منوط به تثبیت و آماده‌سازی زیرساخت‌های سخت‌افزاری است و در نهایت، گذار از یک مدل انفعالی به تاب‌آوری پیش‌دستانه، تنها در گرو ایجاد تعادلِ پایدار میان توسعه ظرفیت‌های فیزیکی-مدیریتی و ارتقای سواد دیجیتال و مشارکت عمومی خواهد بود.

برنامه ریزی شهری

4.واکاوی فرصت ها و چالش های یکپارچه سازی متاورس و حمل و نقل

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 48-65

محمد محمدنژاد، اصغر عابدینی

چکیده زمینه و هدف: بررسی تأثیر دنیای مجازی بر دنیای واقعی، به‌ویژه در حوزه حمل و نقل و ترافیک، بسیار حائز اهمیت است. اگرچه متاورس مزایای بالقوه‌ای برای آینده حمل و نقل دارد، اما باید با دیدی انتقادی به آن نگریست. این پژوهش به‌صورت نظری به بررسی تأثیر متاورس بر حمل و نقل در دنیای واقعی می‌پردازد.
روش پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، چالش کشیدن درک ما از متاورس و پیامدهای آن بر حمل و نقل، شناسایی فرصت‌ها و چالش‌ها، و ارائه دستور کاری برای تحقیقات آینده است. این پژوهش بنیادی، به‌صورت اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شده و نتایج آن نشان می‌دهد که سیاست‌گذاران حمل و نقل باید از روندهای متاورس آگاه بوده و عملی بودن آن را بررسی کنند.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: توسعه همزاد دیجیتال زیرساخت‌های حمل و نقل پیچیده و پرهزینه است و نیاز به همکاری ذینفعان دارد. تحلیل هزینه-فایده برای اطمینان از عملی بودن این یکپارچه‌سازی ضروری است. مدیران برندها می‌توانند از متاورس برای ایجاد تجربیات غوطه‌ور و افزایش آگاهی برند استفاده کنند. همچنین، متاورس امکان تورهای مجازی و آزمایش رانندگی مجازی را فراهم می‌کند. مقاله نتیجه می‌گیرد که با وجود چالش‌ها، متاورس فرصت‌های زیادی ارائه می‌دهد و نیازمند سرمایه‌گذاری عظیمی است. در نهایت، پیشنهاداتی برای پژوهش‌های آتی ارائه می‌کند، از جمله اینکه تحقیقات آینده باید مزایا، الزامات فنی و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی ادغام متاورس در حمل و نقل را بررسی کند.