تحلیل و ارزیابی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل تحلیل فرایند شبکهای (ANP) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سیاه رود، استان گیلان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
زهرا شریفی
چکیده زمینه و هدف: زمینلغزش یکی از رایجترین مخاطرات طبیعی است که خسارات اقتصادی، زیستمحیطی و انسانی گستردهای بهدنبال دارد. در این پژوهش، بهمنظور پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود واقع در استان گیلان، از رویکرد ترکیبی مدل فرایند تحلیل شبکهای و سامانه اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد.
روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است و با هدف پهنهبندی خطر وقوع زمینلغزش در حوضه آبخیز سیاهرود استان گیلان، از مدل فرایند تحلیل شبکهای (ANP) در محیط GIS بهره گرفته شده است. برای این منظور، ۱۰ شاخص مؤثر شامل کاربری اراضی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، بارش، سازندهای زمینشناسی، فاصله از جاده، آبراهه و گسل انتخاب و لایههای مربوطه با استفاده از دادههای متنوعی چون DEM، تصاویر ماهوارهای لندست 8 و Sentinel-2نقشههای زمینشناسی و همبارش، در محیط GIS تهیه شدند. ابزارهای تحلیلی ArcGIS نیز در استخراج برخی لایهها مانند فاصله از آبراهه و جاده بهکار رفتند. در این پژوهش، مدل ANP بهعنوان روشی پیشرفتهتر از AHP و با قابلیت مدلسازی روابط وابسته میان شاخصها، برای وزندهی و تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصل از وزندهی مدل ANP نشان داد که متغیرهای شیب (27/0)، سازندهای زمینشناسی (24/0) و بارش (16/0) بیشترین نقش را در بروز لغزش دارند و بهعنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیلهای مکانی نشان دادند که مناطق دارای شیب زیاد، سازندهای سست ولکانیکی و رسوبی، بارشهای بالا، نزدیکی به گسلها و آبراههها، پتانسیل بیشتری برای ناپایداری دارند. در مقابل، نواحی دارای پوشش گیاهی انبوه، کاربری جنگلی و فاصله زیاد از جاده و گسلها از پایداری بیشتری برخوردارند. نقشه پهنهبندی خطر تولیدشده در محیط GISپنج کلاس خطر را مشخص ساخت که در آن، ۳۶ درصد از سطح حوضه در کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. تمرکز این نواحی پرخطر عمدتاً در بخشهای بالادست حوضه است، جایی که ترکیب شیب تند، بارش بالا، پوشش گیاهی ضعیف و شرایط زمینشناسی ناپایدار، زمینهساز لغزشهای گسترده است.
ریز پهنه بندی زمین لغزش با استفاده از تکنیک دیمتل و AHP فازی (مطالعه موردی: بخش دهدز استان خوزستان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 61-81
نسرین آتش افروز، مسعود صفائی پور
چکیده زمین لغزش همواره به عنوان تهدیدی جدی برای سکونتگاههای انسانی مطرح است. در مواجهه با چنین سوانحی در لحظه وقوع؛ کار چندانی نمی توان انجام داد، در حالی که اثرات آن را با برنامه ریزی و در راستا کاهش تلفات و خسارتهای احتمالی از قبل می توان خنثی نمود. پژوهش حاضر با هدف نگاه سیستمی به مخاطرات طبیعی از جمله زمین لغزش به دنبال ترسیم برنامهای علمی و دقیق برای آمادگی و برنامهریزی پیش از بحران بر مبنای به کارگیری سیستم اطلاعات مکانی و مدل های تصمیم گیری چند معیاره در راستای پهنه بندی خطرپذیری زمین لغزش و تعیین جهت توسعهی سکونتگاهی قابل پیش بینی می باشد. پژوهش حاضر 15 معیار مؤثر در خطرپذیری زمین لغزش استخراج گردید. و با استفاده از نتایج حاصل از ارزیابی دو مدل دیمتل و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مدل دیمتل منطبق با اصول و قوانین ریاضی بوده و از قطعیت بیشتری برخودار بوده است. در حالی که فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تنها منطبق با دانش و نوع امتیاز کارشناسان بوده است. در پهنه بندی خطر پذیری با مدل دیمتل، پهنه های با خطرپذیری کم با 1/37% (190.39 کیلومتر مربع) از کل مساحت 513.12 کیلومتر مربع، بیشترین مساحت را دارا می باشد. همچنین پهنه های با خطرپذیری بسیار زیاد با32/2%(11.89 کیلومتر مربع)، و در پهنه بندی خطر پذیری با سیستم تحلیل سلسله مراتب فازی، پهنه با خطر پذیری بسیارکم، 53/ 36% (43/187 کیلومتر مربع) و همچنین پهنه با خطر پذیری بسیار زیاد 2/11% (57.6 کیلومتر مربع) رتبه بندی شد.
