کلیدواژه‌ها = پایداری شهری
برنامه ریزی شهری

تاثیر کلان‌روندهای ‌جهانی برتحولات‌شهرسازی (ابعاد فضایی وکالبدی) کلانشهر تبریز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

یحیی بهبودی، محمد رضا پورمحمدی، رسول قربانی

چکیده چکیده
زمینه و هدف: شهرها به‌ویژه کلان‌شهرها در دوران معاصر تحت تأثیر همزمان کلان‌روندهای جهانی (جهانی‌شدن اقتصاد، پیشرفت‌های فناورانه، شهرنشینی شتابان، هوشمندسازی شهری، توسعه عمودی و پایداری محیطی) و روندهای داخلی (گسترش اسکان غیررسمی، ظهور برج‌سازی و آپارتمان‌نشینی، بافت‌های فرسوده، ناکارآمدی مدیریت زمین شهری و محدودیت‌های زیرساختی) دچار تحولات عمیق فضایی و کالبدی شده‌اند.
این پژوهش با تمرکز بر کلان‌شهر تبریز _ به‌عنوان یکی از مراکز تاریخی، صنعتی و فرهنگی ایران _ به بررسی چگونگی و میزان تأثیر این کلان‌روندها بر ساختار کالبدی، الگوهای فضایی، هویت محله‌ای، منظر شهری، نابرابری‌های فضایی و کیفیت کلی محیط شهری می‌پردازد. هدف اصلی، شناسایی نقاط تقابل و تعامل روندهای جهانی و بومی و پر کردن خلأ مطالعات یکپارچه در این حوزه است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی-تحلیلی برخوردار است و عمدتاً مبتنی بر دیدگاه کارشناسان محلی می‌باشد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه ساختارمند بوده و جامعه ی پاسخ‌دهندگان شامل ۵۰ نفر از متخصصان و فعالان حوزه شهرسازی تبریز هستند. نمرات در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ جمع‌آوری و میانگین‌گیری شده و با روش رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج توصیفی حاصل از دیدگاه ۵۰ نفر از متخصصان و فعالان حوزه شهرسازی تبریز نشان می‌دهد که تأثیر کلان‌روندهای جهانی و داخلی بر ساختار کالبدی و کیفیت محیط شهری تبریز در سطح متوسط تا نسبتاً بالا ارزیابی شده است (میانگین نمرات عمدتاً بین ۶۲ تا ۷۳ در مقیاس ۰–۱۰۰).
بیشترین توافق کارشناسان بر موارد زیر متمرکز بوده است: برج‌سازی و آسمان‌خراش‌ها تأثیر منفی قابل‌توجهی بر چهره کالبدی شهر و هویت سنتی آن داشته‌اند (میانگین ۷۳) و الگوی توسعه عمودی کنونی با ویژگی‌های فرهنگی و اقلیمی تبریز انطباق کافی ندارد (میانگین ۷۰.۵). گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و بافت‌های فرسوده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد گسست اجتماعی-فضایی، نابرابری‌های شهری و ناهماهنگی در توسعه فضایی شهر عمل کرده است (میانگین ۶۰.۵ تا ۷۰). تبریز از نظر بهره‌گیری از داده‌های شهری بزرگ و فناوری‌های هوشمندسازی شهری همچنان دچار عقب‌ماندگی نسبی هست (میانگین ۶۶.۵ تا ۷۱.۵). در مقابل، فناوری‌های نوین و هوشمندسازی شهری از نظر کارشناسان دارای پتانسیل مثبت بالایی در بهبود بهره‌وری انرژی، کاهش آلودگی، افزایش تاب‌آوری شهری و ارتقای کیفیت کلی محیط زیست شهری ارزیابی شده است (میانگین ۶۷ تا ۷۲.۵). به‌طور کلی، روندهای جهانی (توسعه عمودی، هوشمندسازی، پایداری) و روندهای داخلی (بافت فرسوده، اسکان غیررسمی، ناکارآمدی مدیریت زمین) در تبریز به‌صورت هم‌زمان هم فرصت‌آفرین و هم چالش‌زا عمل کرده‌اند. توسعه عمودی بدون انطباق فرهنگی-بومی و گسترش بی‌رویه بافت‌های ناکارآمد، هویت محله‌ای، منظر شهری و انسجام اجتماعی را به‌شدت تهدید کرده است؛ در حالی که هوشمندسازی و فناوری‌های نوین می‌توانند به‌عنوان اهرم اصلاحی برای کاهش نابرابری‌های فضایی، افزایش تاب‌آوری و هدایت توسعه پایدار عمل کنند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که کلان‌شهر تبریز در مرحله‌ای حساس از تحول کالبدی-فضایی قرار دارد که بدون سیاست‌گذاری یکپارچه و هوشمند، احتمال تشدید نابرابری‌ها، تضعیف هویت شهری و کاهش کیفیت زندگی وجود دارد. نتایج پژوهش می‌تواند مبنایی برای تدوین سیاست‌های شهری هوشمندتر، بازآفرینی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد، تنظیم دقیق‌تر الگوهای توسعه عمودی و تقویت بهره‌گیری از فناوری‌های شهری در جهت انطباق بهتر با واقعیت‌های محلی و روندهای جهانی باشد.

برنامه ریزی شهری

7.تبیین پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند مطالعه موردی: خرم آباد

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 78-93

امیر حسینیان راد، حکمت امیری، نسیم نیکنامی، مریم بیرانوندزاده

چکیده زمینه و هدف: مطالعه پایداری شهری و پیاده‌سازی مولفه‌های شهر هوشمند، یک حوزه پژوهشی پیچیده و پویا است. هدف این مطالعه کمک به مجموعه دانش موجود با بررسی مفاهیم نظری و عملی مولفه‌های شهر هوشمند در دستیابی به پایداری شهری است. با بررسی ارتباطات متقابل بین این مفاهیم، این تحقیق به دنبال ارائه بینشی در مورد استراتژی‌های موثر برای انتقال به سمت محیط‌های شهری پایدارتر و انعطاف‌پذیرتر در شهرهای ایرانی است. مطالعه حاضر به بررسی مؤلفه های شهر هوشمند و نقش آنها در پایداری شهری میپردازد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است و در تبیین ساختار به صورت مدل معادلات ساختاری که روشی برای بررسی روابط میان متغیرهای پنهان است که همزمان متغیرهای مشاهده‌پذیر را نیز در نظر می‌گیرد، در شهر خرم آباد مورد بررسی قرار گرفته است. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانه اى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 384 نفر تعیین شد. برای طراحی مدل ساختاری و اجرای مدل از نرم‌افزار لیزرل استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: برای سنجش پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند از پنج مولفه شامل اقتصادی، مدیریت شهری، زیست محیطی، شهروندی، حمل و نقل استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شهروندان ساکن در مناطق شهری خرم آباد تشکیل می دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد اجرای یک شهر هوشمند نیازمند توجه به کلیه حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، محیط زیست، حمل و نقل و اقتصاد است. مؤلفه حمل و نقل بیشترین تأثیر را بر پایداری شهری دارد. مولفه های زیست محیطی و شهروندی نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری شهری دارند. اما در نظر شهروندان خرم آبادی مؤلفه های مدیریت شهری و اقتصادی تأثیر کمتری بر پایداری شهری دارند. یافته‌های این مطالعه این پتانسیل را دارد که تصمیم‌گیری‌های خط‌مشی، شیوه‌های برنامه‌ریزی شهری و استراتژی‌های مشارکت ذینفعان را اطلاع‌رسانی کند و در نهایت به توسعه شهرهای پایدارتر و قابل زندگی‌تر کمک کند. با توجه به این تحلیل، می توان نتیجه گرفت که پیاده سازی شهر هوشمند نیازمند توجه به تمامی حوزه های مدیریت شهری، شهروندی، زیست محیطی، حمل و نقل و اقتصادی است. برای بهبود پایداری شهری با رویکرد پیاده سازی مولفه های شهر هوشمند در خرم آباد می بایست توسعه حمل و نقل عمومی، کاهش آلودگی هوا و آب، افزایش مشارکت شهروندان و بهبود کیفیت زندگی مدنظر قرار گیرد. همچنین بر نیازهای شهروندان بر مبنای استفاده از فناوریهای جدید در اجرای یک شهر هوشمند تاکید شود.