ارزیابی و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران با رویکرد ترکیبی کیفی–کمی (مطالعه موردی: شهر شیراز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
محمد تولائی شیرازی، علی آرام
چکیده شهرهای هوشمند پایدار بهعنوان پاسخی یکپارچه به چالشهای پیچیده شهرنشینی در قرن بیستویکم، تلفیقی از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات با اصول پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی محسوب میشوند. در ایران، با وجود تلاشهای اولیه برای هوشمندسازی شهرها، فقدان چارچوبی بومی، منسجم و متناسب با شرایط محلی، مانع از دستیابی به توسعه پایدار و کارآمد شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت موجود و تدوین چارچوب بومی شهر هوشمند پایدار در ایران، با تمرکز بر شهر شیراز بهعنوان مطالعه موردی، انجام شده است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بهره میبرد و دادهها از طریق پرسشنامههای خبرگان (برای تحلیل سلسلهمراتبی AHP)، پرسشنامه عمومی شهروندان و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شدند. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران شهری و شهروندان شیراز بود. یافتهها نشان داد که در بافت ایران، ابعاد «اقتصاد هوشمند» و «جابجایی هوشمند» بهترتیب با وزنهای ۰٫۲۳ و ۰٫۲۰، مهمترین شاخصها هستند، در حالیکه «محیطزیست هوشمند» و «زندگی هوشمند» در اولویتهای پایینتری قرار گرفتند. همچنین، تحلیل SWOT–TOWS چالشهای نهادی، فرهنگی و فناورانه را شناسایی و راهبردهای چهارگانه برای تحقق شهر هوشمند پایدار ارائه کرد. در نهایت، چارچوبی بومی سهلایه شامل لایه زیرساختی–نهادی، لایه عملکردی (ششبعدی) و لایه توانمندساز طراحی شد که بر همافزایی فناوری، حکمرانی دادهمحور و مشارکت شهروندی تأکید دارد. این چارچوب میتواند بهعنوان الگویی کاربردی برای سایر شهرهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی نقش و کارکرد زیرساخت های سبز در ایجاد شهر هوشمند پایدار در منطقه 6 تهران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
شیما خسروآبادی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش و کارکرد زیرساختهای سبز در تحقق شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ تهران انجام شد منطقهای که به دلیل تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز، مصرف بالای انرژی و فشارهای محیطی، با چالشهای جدی در مدیریت اکولوژیکی و دستیابی به پایداری شهری مواجه است. مسئله اصلی پژوهش آن بود که چگونه میتوان از طریق تقویت زیرساختهای سبز و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، عملکرد محیطی و تابآوری این منطقه را ارتقا داد و چه شاخصهایی بیشترین تأثیر را در این فرایند دارند. با توجه به محدودیتهای محیطی و ساختاری منطقه ۶، ضرورت ایجاد پیوندی میان فناوری، مدیریت شهری و اکولوژی بیش از پیش احساس میشود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روششناسی، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل 40 نفر از متخصصان، کارشناسان و مدیران حوزه شهر هوشمند و محیطزیست شهری بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود و برای تحلیل دادهها از آلفای کرونباخ و KMO جهت سنجش پایایی و کفایت نمونهگیری، تحلیل عاملی اکتشافی برای شناسایی ابعاد مفهومی، همبستگی پیرسون برای تعیین روابط میان شاخصها و رگرسیون خطی برای تعیین میزان تأثیر هر عامل بر متغیر وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریت و فناوری بیشترین نقش را در تبیین شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ ایفا میکند و شاخصهایی مانند دادهکاوی، سنسورهای هوشمند و مدیریت هوشمند منابع آب بالاترین اثرگذاری را دارند. پس از آن، بعد اکولوژیک شامل کاهش جزیره گرمایی، طراحی اکولوژیک و مدیریت روانابها در مرتبه دوم قرار میگیرد و بیانگر اهمیت زیرساختهای محیطی در مناطق متراکم شهر است. در مقابل، بعد اجتماعی–اقتصادی و مشارکت شهروندی کمترین وزن را کسب کرد که نشاندهنده ضعف ساختارهای نرمافزاری و ضرورت توانمندسازی جامعه محلی است. در مجموع، پژوهش تأکید میکند که دستیابی به شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ مستلزم تلفیق همزمان فناوریهای هوشمند، زیرساختهای اکولوژیک و مشارکت اجتماعی است.
1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-18
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهرهگیری از فناوریها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالشها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامهریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاههای آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرمافزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایهگذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عاملهای پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویتهای 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجملهای در نرمافزار SPSS و جمعآوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامهریزی مناسب میباشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
