شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بیننسلی در محیطهای شهری کشور ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405
رحیم نجفی ینگجه، فاطمه عبدوی، یعقوب بدریآذرین
چکیده هدف و زمینه: توسعه ورزش بیننسلی در محیطهای شهری، بهعنوان رویکردی برای تقویت مشارکت ورزشی گروههای سنی مختلف، نیازمند توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، محیطی، فضایی، اقتصادی و مدیریتی است؛ از اینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بیننسلی در محیطهای شهری کشور ایران انجام گرفت.
روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی و با روش تحلیل تماتیک انجام شد. جامعه پژوهش شامل اساتید علوم ورزشی و جامعهشناسی، مدیران و کارشناسان خبره ادارات کل ورزش و جوانان استانها، رؤسا و مدیران فدراسیونها و هیئتهای ورزشی و پژوهشگران و متخصصان دارای سابقه علمی یا اجرایی در حوزه ورزش بیننسلی در ایران بودند نمونهگیری بهصورت هدفمند و گلولهبرفی انجام شد و دادهها با استفاده از مطالعه اسناد و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شدند. برای ارزیابی کیفیت پژوهش از معیارهای اعتمادپذیری، انتقالپذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و میزان توافق درونموضوعی 91 درصد به دست آمد.
نتایج و یافتهها: یافتهها نشان داد عوامل مؤثر بر توسعه پایدار ورزش بیننسلی در محیطهای شهری در قالب 112 نکته کلیدی، 39 کد اولیه، 20 مفهوم و 6 مقوله اصلی شامل پایداری زیستمحیطی، سازمانیابی فضایی و کالبدی در ورزش، انسجام اجتماعی و تعامل بیننسلی، سرمایهگذاری و بازاریابی در ورزش، حملونقل و دسترسی پایدار و حکمرانی و برنامهریزی شهری قابل تبیین است. بر این اساس، توسعه پایدار ورزش بیننسلی پدیدهای چندبعدی است که تحقق آن به تعامل و همافزایی میان الزامات محیطی، فضایی، اجتماعی، اقتصادی، حملونقلی و مدیریتی وابسته است و میتواند مبنایی برای برنامهریزی شهری و توسعه فضاها و خدمات ورزشی متناسب با نیاز گروههای سنی مختلف فراهم آورد.
بررسی چالش ها و پیامدهای زیست محیطی ناشی از حکمرانی شهری(مورد مطالعه: شهر کاشان)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1405، صفحه 17-29
محمدصادق طالبی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به پیامدهای گسترده و اجتناب ناپذیر چالشهای زیست محیطی و اولویت پیشگیری در مدیریت مسائل شهری، شناسایی نقاط آسیبپذیر و بررسی پیامدهای این چالشها بر امنیت شهری، بهمنظور جلوگیری از تبدیل مسائل محیطزیستی به بحران، ضرورتی اساسی دارد. در این میان، کیفیت حکمرانی شهری و نحوه عملکرد نهادهای مدیریتی میتواند نقش مهمی در پیشگیری، کنترل و کاهش پیامدهای ناشی از چالشهای زیست محیطی ایفا کند. از همین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مؤلفههای حکمرانی شهری با وضعیت محیط زیست در شهر کاشان و شناسایی مهمترین چالشها و پیامدهای زیستمحیطی ناشی از وضعیت حکمرانی شهری انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانهای و روش میدانی انجام گرفت. در بخش میدانی، دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته و مبتنی بر طیف لیکرت گردآوری شد که گویههای آن با استفاده از مطالعات پیشین و نظر متخصصان تدوین گردید. برای تحلیل دادهها و بررسی رابطه میان مؤلفههای حکمرانی شهری و وضعیت محیط زیست از ماتریس همبستگی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد که تمامی مؤلفههای حکمرانی شهری شامل مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون، عدالت و کارایی با وضعیت محیط زیست رابطه مثبت و معناداری دارند. در میان مؤلفههای مورد بررسی، پاسخگویی با ضریب همبستگی ۰٫۶۲۱ بیشترین رابطه را با وضعیت محیط زیست نشان داد و پس از آن شفافیت با ضریب ۰٫۵۷۸ و کارایی با ضریب ۰٫۵۶۷ قرار گرفتند. همچنین عدالت (۰٫۵۴۲)، مشارکت شهروندی (۰٫۵۱۲) و حاکمیت قانون (۰٫۴۹۳) نیز رابطه مثبت و معناداری با وضعیت محیط زیست داشتند. علاوه بر این، بحران بیآبی و آلودگی هوا بهعنوان مهمترین چالشهای زیست محیطی دارای ابعاد امنیتی در شهر کاشان شناسایی شدند.
بازآفرینی پایدار در بافت تاریخی شهری: طرحی فرهنگمحور برای احیای هویت و توسعه نهادی (مطالعه موردی: شهر خرمآباد)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 578-603
سیده زهره شاهرخی، علیرضا شیخ الاسلامی، محمد جلیلی
چکیده زمینه و هدف: تحولات اقتصاد پساصنعتی، گسترش اقتصاد خلاق و تغییر رویکردهای برنامهریزی شهری، موجب شده است که فرهنگ از جایگاهی صرفاً نمادین به یکی از پیشرانهای اصلی بازآفرینی پایدار شهری تبدیل شود. با وجود این، در بسیاری از شهرهای ایران، مداخلات در بافتهای تاریخی و فرسوده همچنان بر نوسازی کالبدی متمرکز بوده و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و نهادی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی نظری بازآفرینی فرهنگمبنا و ارائه چارچوب نظری و مدل مفهومی آن در راستای بازآفرینی پایدار شهری انجام شده است. روششناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. دادهها از طریق مرور نظاممند ادبیات، تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و بررسی تطبیقی تجربههای منتخب جهانی و داخلی گردآوری و تحلیل شدند. یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد که بازآفرینی فرهنگمبنا بر چهار مؤلفه اصلی هویت و فرهنگ مکانی، اقتصاد فرهنگی و صنایع خلاق، حکمرانی مشارکتی و توانمندسازی اجتماعی، و ظرفیتسازی نهادی استوار است و تعامل این مؤلفهها زمینه تحقق ابعاد مختلف پایداری شامل پایداری اجتماعی، اقتصادی و کالبدی-محیطی را فراهم میسازد. همچنین نتایج بیانگر آن است که موفقیت این رویکرد مستلزم ایجاد توازن میان حفاظت از میراث فرهنگی، توسعه اقتصاد خلاق، مشارکت مؤثر ذینفعان و تقویت ظرفیتهای نهادی است؛ در غیر این صورت، پیامدهایی نظیر کالاییشدن فرهنگ، اعیانیسازی و تضعیف هویت محلی میتواند اهداف بازآفرینی را با چالش مواجه سازد. در نهایت، پژوهش با ارائه یک چارچوب نظری و مدل مفهومی، زمینهای برای سیاستگذاری و برنامهریزی بازآفرینی فرهنگمبنا در بافتهای تاریخی و فرسوده شهری فراهم میکند.
سنجش و رتبهبندی مناطق شهری بر اساس شاخص های شکوفایی شهری (مطالعه موردی: بندر ماهشهر)
دوره 3، شماره 1، تابستان 1401، صفحه 68-87
هادی آتش بار، مریم ایلانلو
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت شکوفایی شهری هدف از این پژوهش بررسی نحوه توزیع شاخصهای شکوفایی شهری و اولویتبندی این شاخصها در مناطق پنج گانه بندر ماهشهر است.
روش بررسی: روش پژوهش مورد استفاده در این پژوهش، از نوع نظری – کاربردی با رویکرد اصلی توصیفی- تحلیلی است و به صورت موردی مناطق 5 گانه بندر ماهشهر مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از مبانی نظری تحقیق و پیشینه تحقیق، متغیرهای تحقیق تهیه گردید. سپس پرسشنامهای طراحی گردید که شامل 6 شاخص و و 21 معیار و 63 زیر معیار میگردد. سپس پرسشنامه طراحی شده میان جامعه آماری توزیع گردید و نتایج آن با استفاده از آزمون t و تحلیل واریانس و آزمون Scheffe تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: در ابتدای امر اختلاف میان گروهها و میانگینهای مورد بررسی بهعنوان دادههای خام مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن برای شکوفایی شهری مناطق نشان داد که شاخصها از سطح معنادار(Sig) بالایی برخوردار هستند. سپس برای وزندهی معیارها نیز از روش AHP فازی استفاده گردید. نتایج نشان داد، شاخص بهرهوری با وزن 203/0 رتبه اول و بعد از آن شاخص کیفیت زندگی با رتبه 195/0 رتبه دوم و زیرساختها با وزن 187/0 در رتبه سوم قرار دارد. در مرحله بعد استفاده از روشهای TOPSIS, Waspas و در نهایت از مدل ادغامی کپلند به اولویتبندی مناطق پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داد منطقه سه شهری بندر ماهشهر بیشترین میزان و اولویت اول را از حیث شاخصهای شکوفایی شهری را به خود اختصاص داده و آخرین منطقه نیز اختصاص به منطقه یک است.
