آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 474-497
فریدون باتمانی، محمد رئوف حیدری فر
چکیده زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالشهای جدی امنیتی و توسعهای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصتهای جدید قرار داده است. به همین دلیل، آیندهنگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آیندهپژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است.
روششناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق منابع کتابخانهای و پرسشنامه جمعآوری شدهاند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامهریزی شهری و جامعهشناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدهاند.
یافتهها و نتایج: برای تحلیل دادهها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میکمک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاههای اول تا سوم و پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شدهاند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافتههای این تحقیق میتواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیمگیران، برنامهریزان و سرمایهگذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آیندهای روشنتر برای این شهر رقم بزنند.
واکاوی پیشرانهای مؤثر مدیریت بحران آب شهری از منظر پایداری(مطالعه موردی: شهر ایلام)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 518-539
عظیم علی شائی، داریوش جهانی، روح الله ارشادی، سیامک اصلانی
چکیده زمینه و هدف: مدیریت بحران آب در شهرهای خشک و نیمهخشک، از جمله ایلام، به دلیل محدودیت منابع، افزایش جمعیت شهری و تغییرات اقلیمی، یکی از چالشهای حیاتی و پیچیده محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران، همگرایی اهداف و پیشرانهای کلیدی مدیریت بحران آب، از رویکرد تحلیلی–اکتشافی مبتنی بر مدل مکتور بهره برده است.
روش شناسی: در این مطالعه، ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی به کار گرفته شد؛ مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه آب، محیطزیست، مدیریت شهری و حکمرانی محلی، به شناسایی کنشگران و اهداف کلان و خرد مدیریت بحران آب منجر شد و دادههای کمی از طریق ماتریسهای اثرگذاری- وابستگی و همگرایی اهداف تکمیل گردید.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان داد که شبکه مدیریت بحران آب ایلام دارای سلسلهمراتب روشن و نقشهای مشخص کنشگران تابع، میانجی و راهبردی است. مصرفکنندگان شهری نقش تابع و محدود دارند، شرکتهای اجرایی میانجی و هماهنگکننده هستند و استانداری ایلام و مدیریت منابع آب، نقش راهبردی و تعیینکننده دارند. نقشه فاصله خالص میان اهداف نشاندهنده همگرایی بالا میان اهداف قانونی، اجرایی و مشارکتی است و نقشه فاصله خالص میان کنشگران امکان شناسایی ائتلافهای بالقوه و نقاط تعارض را فراهم میکند. بر اساس این نتایج، هماهنگی میان کنشگران، اولویتبندی اهداف کلیدی، تقویت مشارکت مردمی و بهرهگیری از نقش میانجی کنشگران اجرایی به عنوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت بحران آب در ایلام پیشنهاد میشود. یافتهها علاوه بر ارائه چارچوب تحلیلی دقیق، میتواند راهنمای عملیاتی برای برنامهریزی و سیاستگذاری پایدار منابع آب در سایر مناطق مشابه باشد.
تحلیلی بر تاثیرات آینده جغرافیای رفتاری بر بیماری های واگیردار و کووید 19 با رویکرد ساختاری
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 59-76
محمد رضا امیری فهلیانی، داود مرادی
چکیده زمینه و هدف: گسترش موفقیتآمیز یک بیماری عفونی که از فردی به فرد دیگر منتقل میشود به عوامل زیادی وابسته است. درک رفتار بشر از دیرباز به عنوان یکی از کلیدهای درک شیوع بیماریهای واگیردار شناخته شده است. جغرافیای رفتاری یک رویکرد در جغرافیای انسانی است که از روشها و مفروضات رفتارگرایی برای تعیین فرایندهای شناختی درگیر در درک فرد یا واکنش به محیط خود استفاده میکند. این علم به مطالعه فرایندهای شناختی با واکنش به محیط، از طریق رفتارگرایی میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه ما برانیم با رویکرد آیندهپژوهی به شناسایی عوامل کلیدی جغرافیای رفتاری در وضعیت آیندهی بیماریهای واگیردار در شهرهای ایران با مطالعه موردی شهر نورآباد بپردازیم. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث روشپیمایشی در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آیندهپژوهی صورت گرفتهاست. نیروهای پیشران با روشدلفی مشخص، و سپس این عوامل با ستفاده از نرمافزار (Mic Mac) براساس میزان اهمیت و عدمقطعیت، اولویتبندی و حیاتیترین عوامل مشخص شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است از بین این متغیرها، رفتار کنشی، تورم و فرهنگ معاشرت تاثیرگذارترین عوامل کلیدی جغرافیای رفتاری شهر نورآباد در مواجهه با بیماریهای واگیردار میباشد همچنین فرصتهای محدود اشتغال، عدم رعایت اصول بهداشتی توسط رانندگان وسایل نقلیه عمومی، ضعف سرمایه اجتماعی، عادیانگاری وضعیت موجود، در رتبههای بعدی و دارای بیشترین اثرگذاری مستقیم بودهاند.بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش میتوان گفت؛ حساسیت جمعیت و رفتار و ارتباطاتی که در فضای جغرافیایی توسط شهروندان صورت میپذیرد به طور مؤثری باعث انتقال عفونت و بیماری واگیردار میشود.
آینده پژوهی توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر
دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 49-64
بهناز رضا زاده
چکیده در شاهین شهر اقداماتی در خصوص شهر الکترونیکی توسط شهرداری انجام شده است، این شهر به عنوان پایلوت شهر هوشمند در کشور تعیین شده و در جمع شهرهای هوشمند با شعار: شهروند هوشمند، شهرهوشمند و شهرداری هوشمند، حرکت میکند. ساختار خشک مدیریت شهری در شهر شاهین شهر و شناخت ناکافی از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث کندی هوشمندسازی در شاهین شهر شده است. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر شناسایی مهمترین شاخص های توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر بود. از اینرو روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی انتخاب شد. در گام اول از پژوهش فهرستی از عوامل اولیه که توسعه شهر هوشمنددر معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر نقش دارند، به عنوان متغیرهای تحقیق، با بهرهگیری از منابع اسنادی و پژوهشهای پیشین و پرسشنامه دلفی متخصصین شناسایی شدند. در ادامه با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل و نرمافزار میکمک، میزان تأثیرگذاری عوامل اولیه بر روی یکدیگر در قالب پرسشنامه کارشناسان ارزیابی شد. نتایج مطالعات نشان میدهد که هفت عامل کلیدی در توسعه شهر هوشمند در معاونت شهرسازی و معماری شهرداری شاهین شهر نقش دارند. این هفت عامل شامل بهبود دسترسی به خدمات به کمک فناوری، میزان مشارکت سیاسی شهروندان، میزان رضایت از شفافیت بروکراسی، ایجاد پتلفرم شبکه ای برای همکاری همه ذی نفعان، مهیا بودن زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، استفاده از فناوری اطلاعات در جهت کاهش روند مبتنی بر کاغذ و ارائه خدمات عمومی آنلاین به شهروندان میشود.
تحلیل پیشرانهای کلیدی موثر بر افزایش اثربخشی برنامههای راهبردی-عملیاتی شهر و شهرداریها با رویکرد آینده پژوهی در شهرهای استان خراسان رضوی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 43-68
علی اکبر عنابستانی، زهرا عنابستانی
چکیده تهیه طرحهای راهبردی-ساختاری با گذشت چند دهه از شروع آن در انگلستان و امریکا در دهه 1370 توسط وزارت مسکن و شهرسازی مورد توجه قرار گرفت. در اواسط دهه 1390دستورالعمل تهیه و تدوین برنامههای راهبردی- عملیاتی شهر و شهرداری توسط وزارت کشور به دفاتر امور شهری استانداریهای ذیربط ابلاغ گردید. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل محرکها و پیشرانهای مؤثر بر افزایش اثر بخشی برنامهها در افق 20 ساله آنهاست. پژوهش حاضر، از حیث هدف «کاربردی» و به لحاظ روش و ماهیت «توصیفی - تحلیلی» است. برای جمعآوری اطلاعات از روشهای اسنادی و میدانی استفادهشده است. جامعه آماری در این پژوهش، 35 شهر استان خراسان رضوی که برنامههای آن دریافت شده است و بر این اساس تعداد 48 مشاور و کارشناس در شهرداریهای تابعه برای تکمیل پرسشنامهها مورد پرسشگری قرار گرفتند. روایی پرسشنامهها بر اساس نظر متخصصین و بهویژه مشاوران و پایایی آن بر پایه آلفای کرونباخ بالای 7/0 و مورد تایید قرار گرفت . جهت تجزیه و تحلیل داده ها و تحلیل مولفههای اثرگذار بر افزایش اثربخشی برنامههای راهبردی-عملیاتی شهر و شهرداری از نرم افزار Micmac استفاده شد. نتایج بدست آمده با توجّه به امتیاز بالای اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم، عوامل 45 گانه در 4 مولفه اصلی پیشرانهای کلیدی در افق برنامهها، نشان داد که عواملی از قبیل پشتیبانی دفتر امور شهری استانداری و نظارت بر نحوه عملکرد شهرداریها در تدوین و اجرای برنامههای راهبردی با اثرمستقیم (8+) و غیرمستقیم (2548+)، هماهنگی بیشتر مدیران شهری و دستگاههای اجرایی در فرایند تهیه و اجرای برنامههای راهبردی- عملیاتی با اثرمستقیم (7+) و غیرمستقیم (1880+)، تغییر نگرش مدیران، مجریان و کارفرمایان به سوی برنامهریزی استراتژیک در حوزههای توسعه شهری و منطقهای با اثرمستقیم (6+) و غیرمستقیم (1970+)، در رده محرکها و پیشرانهای کلیدی به شمار میروند.
تحلیل ساختاری توسعه شهری کلان شهر اهواز با رویکرد آینده پژوهی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 1-18
مسعود صفائی پور، فرشته شنبه پور
چکیده امروزه چالشهای زندگی نوین شهری و مشکلات محیطی و اجتماعی موجب روی آوردن به رویکرد آیندهپژوهی در برنامهریزی شهری و بهرهگیری از ابزارهای گوناگون برای ساختن آیندهی مطلوب شده است. پژوهش حاضر با بهره-گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روشهای متداول در آیندهپژوهی است و با استفاده از نرمافزار میک-مک به تحلیل مؤلفههای توسعهی شهری در کلانشهر اهواز پرداخته است. در ادامه با استفاده از روش دلفی 37 مؤلفه به عنوان شاخصهای توسعهی شهری استخراج شد. نتایج حاکی از این است که در صفحه پراکندگی شش دسته (عوامل تأثیرگذار، عوامل ریسک، هدف، عوامل تأثیرپذیر و عوامل مستقل، تنظیمکننده) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 37 عامل کلیدی، پس از بررسی میزان تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر وضعیت آینده کلانشهر اهواز با روشهای مستقیم و غیرمستقیم، 13 پیشران مؤثر و کلیدی از جمله؛ جمعیت، توزیع عادلانهی خدمات شهری، توسعهی صنعت گردشگری، ساماندهی محورهای ویژهی گردشگری، ساماندهی مناطق حاشیهنشین، کنترل آلودگی هوا و ارتقای بهداشت محیطی، گسترش فضای باز عمومی و ایجاد مراکز فراغتی، فراهم آوردن سطح مناسب رشد اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی در بافت فرسودهی شهری، ساماندهی و بهسازی بافت فرسوده، گسترش کارگاههای کوچک و زودبازده، توانمندسازی سازمانهای مردمنهاد، توسعهی مراکز تفریحی و گردشگری که بیش ترین نقش را در وضعیت آیندهی توسعهی شهری اهواز دارند، مشخص شدند و به عنوان عوامل و پیشرانهای مؤثر بر توسعهی شهری اهواز انتخاب شدند. در ادامه نتایج نشان داد که عوامل توسعهی صنعت گردشگری، ساماندهی مناطق حاشیهی شهر در وضعیت ریسک قرار دارند. عوامل جمعیت، توزیع عادلانهی خدمات شهری، توسعهی صنعت گردشگری، بیش ترین میزان تأثیرگذاری بر فرآیند توسعهی شهری کلانشهر اهواز را خواهند داشت.
