12.ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 154-167
عقیل مددی، امیرحسام پاسبان، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلابهای ناگهانی، پهنهبندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روشهای نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنهبندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضههای آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیلخیزی در زیرحوضههای آبخیز کوزهتوپراقی با استفاده از مدل توسعهیافته سیلاب ناگهانی میباشد.
روششناسی: در همین راستا ابتدا لایههای اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشههای پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزندهی و نقشههای وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایهها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزهتوپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیمبندی و استخراج گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد که بخشهای شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیشترین میزان خطر سیلاب را تجربه میکنند. الگوی توزیع این پهنهها میتواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگیهای هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. بهویژه، مناطق با شیبهای تند، نفوذپذیری کم و کاربریهای حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلابهای ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، میتوانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضههای 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضههای 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع بهترتیب در پهنههای خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند.
نتیجهگیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیبدار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوبگیر و توسعه پوشش گیاهی میتواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کمشیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب میتواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.
واکاوی تاثیرات تغییر کاربری اراضی بر پوشش گیاهی و دمای سطحی شهر و واکنش مدیران شهری به این روند(نمونه موردی: شهر مشهد)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 68-83
رستم صابری فر
چکیده زمینه و هدف: شهرنشینی تحولات گستردهای را زمینهسازی نموده و منجر به تغییرات قابل توجهی در کاربری و پوشش زمین شدهاست. کاهش اراضی زراعی حومهها و حذف پوشش گیاهی به همراه افزایش دمای سطحی خاک، تنها بخشی از پیامدهای منفی توسعه شهری و ازدیاد مناطقی که به زیر ساخت و ساز شهری میروند، قلمداد میگردد. به همین منظور، این تحقیق با هدف بکارگیری سنجش از دور در بررسی پیامدهای تغییر کاربری اراضی در شهر مشهد انجام شده و به تعیین و مقایسه آثار منفی آن روی کاهش پوشش گیاهی و افزایش درجه حرارت انجام شد. بدین منظور، از تصاویر ماهواره لندست، سنجنده TM مربوط به سال 1979 و سنجنده ETM+ مربوط به سال 2009 و سنجندههای OLI و TIRS مربوط به سال2023 میلادی استفاده شدهاست.
روش بررسی: بررسی تغییرات پوشش گیاهی، با شاخص پوشش گیاهی تفاضل نرمال شده (NDVI) انجام شده و کلاسهای مختلف سرسبزی (بدون پوشش، ضعیف، متوسط و خوب) تعریف و در سه سال مذکور مورد مقایسه قرارگرفته است. در این مدت، مساحت وضعیت پوشش خوب از 3/8 درصد در 1987 به 2/5 درصد در 2023 رسیدهاست.
یافته ها و نتیجه گیری: مقایسه تغییرات دمای سطحی به کمک باندهای حرارتی نشان داد که تخریب پوشش گیاهی، باغات و مزارع واقع در محدوده شهر مشهد و تغییر کاربری آن در طی 36 سال، منجر به افزایش نسبی دمای محیط شده و میزان حرارت از 7/24 به 8/33 درصد افزایش پیدا نمودهاست. با این وجود، به دلیل توسعه فضاهای سبز، روند تخریب در طی سالهای اخیر کاهش یافته است.
ارزیابی تاثیر تنوع پوشش گیاهی در بام سبز گسترده بر مصرف انرژی ساختمان (نمونه موردی: ساختمانهای مسکونی شهر تبریز)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 100-118
زینب فقیهی نیا، احمد حامی، پریا سعادت جو
چکیده زمینه و هدف: با توجه به تغییرات آبوهوایی و افزایش روزافزون مصرف انرژی در جهان، نیاز به تغییر رویکردها در مورد مصرف انرژی و افزایش بهرهوری از آن روز به روز بیشتر احساس میشود. یکی از راهحلهای مطرح شده در سالهای اخیر، استفاده از بامهای سبز میباشد که به واسطهی کاهش انتقال حرارت، سایهاندازی و کنترل آلایندهها، اثرات مثبتی بر مصرف انرژی در ساختمان دارند. عملکرد بامهای سبز تحت تاثیر عوامل و فاکتورهای مختلفی قرار دارد که یکی از آنها نوع پوشش گیاهی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر انواع پوششهای گیاهی به کاررفته در بام سبز بر میزان مصرف انرژی ساختمان در اقلیم سرد میباشد.
روش بررسی: این پژوهش بهعنوان یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی میباشد، که، پس از انتخاب یک ساختمان مسکونی یک طبقه در شهر تبریز سه نوع پوشش گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم انتخاب و در ساختار بامسبز مدل انتخابی اعمال گردید. شبیهسازیهای انرژی و ارزیابی رفتار حرارتی این ساختمان با استفاده از نرمافزار دیزاین بیلدر (ورژن 7) انجام گرفت.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از پوششهای گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم در بامسبز ساختمان، به ترتیب مصرف انرژی را به میزان 4.2، 3.9 و 3.8درصد نسبت به ساختمان با بام بدون پوشش گیاهی کاهش میدهد. در مقالات مورد بررسی نیز تاثیر مثبت بام سبز در بهینه سازی انرژی ساختمان ثابت شده است. بهنظر می رسد بهرهگیری از بام سبز بطور اخص کاشت وینکا نسبت به سایر گونه های شبیه سازی شده در یک بام سز گسترده، بهعنوان یک راهحل مناسب برای کاهش مصرف انرژی ساختمانها باشد. بام سبز در اقلیم شهر تبریز راه حلی عملی و پایدار برای مصرف انرژی در آب و هوای سرد و خشک است و می توان از مزایای بسیار آن در اقلیم این شهر بهره برد.
