بررسی و تحلیل کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 419-433
زهرا سلطانی، مجید گودرزی
چکیده زمینه و هدف: کیفیت محیط سکونتگاههای روستایی یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری حس تعلق مکانی، ماندگاری جمعیت و پایداری اجتماعی به شمار میرود. در سالهای اخیر، بهویژه در روستاهای پیراشهری که تحت تأثیر فرایندهای شهرنشینی شتابان قرار دارند، توجه به پیوند میان شرایط محیطی و ادراک و دلبستگی ساکنان به مکان اهمیت فزایندهای یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تأثیر کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاههای روستایی، با مطالعه موردی روستای امالطمیر در پیرامون کلانشهر اهواز انجام شده است.
روششناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان روستای امالطمیر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۶ نفر تعیین گردید. برای تحلیل دادهها از مدل تصمیمگیری چندمعیاره مارکوس و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که میان کیفیت محیط روستایی و حس تعلق مکانی رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج مدل مارکوس حاکی از آن است که پاکیزگی محیط و زیبایی منظر طبیعی بیشترین مطلوبیت را در میان شاخصهای محیطی دارند. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که قویترین ارتباط با حس تعلق مکانی مربوط به زیبایی منظر طبیعی، پاکیزگی محیط و حفظ بافت سنتی روستا است. این نتایج بیانگر آن است که عوامل زیستمحیطی و هویتی در مقایسه با زیرساختهای صرف کالبدی، نقش برجستهتری در شکلگیری دلبستگی مکانی ساکنان ایفا میکنند. در مجموع، پژوهش حاضر تأکید میکند که ارتقای کیفیت محیط روستایی، بهویژه در ابعاد طبیعی، زیباشناختی و هویتی، میتواند بهعنوان راهبردی مؤثر در تقویت حس تعلق مکانی، افزایش رضایتمندی سکونتی و تحقق توسعه پایدار در سکونتگاههای روستایی پیراشهری مورد توجه برنامهریزان و سیاستگذاران قرار گیرد.
جایگاه مساجد در هویّت بخشی به محلات و فضای شهری
دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 19-29
جواد اکبری، فاطمه قاسمی
چکیده زمینه و هدف: انسان امروزی بدون در نظر گرفتن آنچه بر وی گذشته است، قادر به زندگی نیست و برای داشتن زندگی بهتر، باید به زیرساختهایی که از قبل بدست آورده است، تکیه کند. هویّت انسانی در اولین، ابتداییترین و بهترین حالت در محیطی که خود آراسته است نمود پیدا میکند. هویّت، واژهای بسیار ساده اما با مفهومی بسیار پیچیده است. با ورود عناصر فرهنگی دیگر کشورها، به خصوص کشورهای غربی، فرهنگ و در پی آن هویت جامعه ایرانی نیز دست خوش تغییراتی شده است؛ از این رو امروزه بحث درباره هویّت و فرهنگ در شاخههای مختلف علمی مورد توجّه قرارگرفته است. از آنجا که یکی از شیوههای بررسی هویّت جامعه، توجّه به عناصر فضایی و ارتباطی شهری آن میباشد این مقاله با هدف بررسی جایگاه معماری مساجد در هویّتبخشی به فضایِ شهری، ارائه شده است. از اهداف این پژوهش میتوان به احیاء مجدد فضایِ شهری و ویژگیهای زیباییشناختی آن، دمیدن روح جدید در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی، تغییر در سطح فرهنگ، حفظ و ارتقاء ارزشهای کهن، خلق فضای شهری معاصر با الگو از عناصر سنّتی و تحکیم حس تعلق به مکان نام برد.
روش بررسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در بخش گردآوری دادهها، از روش کیفی استفاده گردید. استخراج و بررسی عناصر هویت ساز در معماری مساجد در قالب نمودار مفهومی و به شیوهی کتابخانهای و اسنادی صورت پذیرفته است.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این تحقیق نشان میدهند که توجه به کالبد، جانمایی، و نحوۀ چیدمان فضاها و سایر عناصرِ شهری در کنار مباحث فرهنگی و معنوی که از وظایف طراحان شهری است از جمله مواردی است که موجب ارتقاء هویت مسجدها در فضای شهری میشود.
باز طراحی پیاده روهای پیرامون میدان فاطمی و خیابان ولیعصر تهران به منظور ارتقاء احساس تعلق به مکان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 84-97
سعید کاردار، فائزه سعیدی
چکیده زمینه و هدف: هر مکانی روح و ویژگی های خاص خود را دارد که بر مبنای آن خصلت ویژه خود را بروز می دهد. انسان نیازمند آن است تا حس مکان را درک کند . در نتیجه حس مکان نوعی تعامل صمیمی و هم ذات پنداری با مکانی است که انسان در آن سکونت دارد. با توجه به اینکه میدان ولیعصر از میادین قدیمی و پرتردد تهران بوده و دارای اهمیت زیادی است. از این رو در پژوهش حاضر به بررسی باز طراحی پیاده رو این میدان در جهت ارتقا حس مکان با حدفاصل میدان ولیعصر تا خیابان فاطمی پرداخته شده است.
روش تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر روش آمیخته ترکیب روش های تحلیل کمی و کیفی می باشد. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای – اسنادی صورت گرفته است. جامعه آماری شهروندان منطقه 6 تهران و محدوده مورد مطالعه بوده که با فرمول کوکران و به طور تصادفی تعداد 384 نفر انتخاب شده اند. و تجزیه و تحلیل داده ها با spss و آزمون هایی همچون همبستگی، رگرسیون، جدول ضرایب و غیره انجام شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان میدهد که با طراحی پیاده رو در این محدوده، می توان موجبات ارتقای حس تعلق مکان را در میان شهروندان فراهم نمود. زیرا پیاده رو با توجه به ماهیت خود به عنوان یک فضای عمومی از کالبد و فعالیت محیط پیرامون خود تأثیر پذیرفته و متناسب با نیازهای هر مکان شکل می گیرد. طراحی پیاده رو در این منطقه فرایند پیچیده ای داشته که مبتنی بر شناسایی مشکلات و مسائل بالقوه و تحلیل جامع از شرایط کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و ... در آن بوده است و براساس انتخاب زمان مناسب برای تبدیل مسیر به پیاده رو، مدیریت بهره برداری و نگهداری، هماهنگی با تمامی ارگان های متولی مسائل شهری، نداشتن نقش عمده در ساختار شبکه سواره اصلی شهر، دارا بودن ارزش های تاریخی، معماری و شهری بوده است.
