ارزیابی و تحلیل اکولوژیک توسعه فیزیکی شهر دُرچه
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 108-128
ابراهیم براتی، حسین اسماعیل زاده
چکیده زمینه و هدف: رشد فزاینده محیط های شهری مشکلات زیست محیطی شهرهای قرن بیست ویکم را به همراه داشته است. این مشکلات موجب بروز ناپایداری محیط های شهری شده است. رویکردهای مختلفی برای رسیدن به تعادل و پایداری شهری ارائه شده است یکی از این رویکردها شهراکولوژیک است. هدف این پژوهش بررسی نقش توسعه فیزیکی و فشردگی شهری در راستای دستیابی به توسعه اکولوژیک در شهر درچه است.
روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر پارادایمی کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است؛ جهت ارزیابی رشد پراکنده شهری از مدل آنتروپی شانون و هلدرن استفاده شده است و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزار GIS وSPSS استفاده شده است.
نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش از طریق مدل آنتروپی شانون نشان می دهد مقدار H بین سال های 1390و 1400 به ترتیب 5165/1و 4084/1 است و مقدار (7) Ln برابر با 9459 /1 است و ضریب آنتروپی بین سال های 1390 تا 1400 کاهش یافته است؛ نتایج مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سالهای 1400 -1335 حدود 92 درصد از رشد فیزیکی شهر مربوط به رشد جمعیت و 8 درصد مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است؛ بنابراین شرایط برای شکل گیری کاربری مختلط و فشرده به لحاظ ساختار اکولوژیک در این شهر فراهم است. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده از سال 1390 تا امروز (1404) رشد شهری تحت کنترل در آمده است و مساحت محدوده شهر نسبت به محدوده مصوب طرح های قبلی36 هکتار کاهش یافته است و از گسترش افقی و بی قواره شهر جلوگیری شده است؛ در واقع این تغییر باعث شده است حرکت شهر به سوی شهر فشرده باشد، این گونه رشد در راستای توان اکولوژیک آن است و می تواند از جهت اقتصادی، کالبدی و فیزیکی به توسعه اکولوژیک و پایداری شهر کمک کند.
2.تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 15-30
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سالهای اخیر توجه زیادی را بهعنوان یک نگرانی سیاسی بهخود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخصهای E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخصهای زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیطزیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص میگردد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیستمحیطی نشان داد که بیشترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کمترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزههای 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کمترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزههای 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 میباشد در نهایت پیشنهاد میگردد از آزمون و استفاده از سایر روشهای تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه میگردد.
2.ارزیابی و شناسایی گسلها و میزان لرزهخیزی آنها در حوضه بالهارود گرمی استان اردبیل
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 23-31
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، لیلا علیمحمدیان، سایه عبیدی حمل آباد، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: لرزهخیزی معیاری است که رخدادها، مکانیسمها و بزرگی زمینلرزه در یک مکان جغرافیایی معین را در برمیگیرد. بهاینترتیب، فعالیت لرزهای یک منطقه را خلاصه میکند. منطقه موردمطالعه بر اساس شواهد زمینشناسی و زمینلرزههای ثبتشده یکی از پهنههای فعال و لرزهخیز در ایران به شمار میآید. ازاینرو آگاهی از توان لرزهخیزی منطقه جهت جلوگیری از ساختوساز غیراصولی در حوزه موردتحقیق ضروری است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توان لرزهخیزی گسلها در حوزه بالهارود گرمی است.
روششناسی: در این پژوهش برای ترسیم نقشهها و تحلیل آنها از نرمافزار ArcGIS استفاده شد که ابتدا با استفاده از نقشه زمینشناسی 1:100000 سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور در حوزه موردمطالعه، گسلهای (اصلی و فرعی) تعیین و طول آنها مشخص گردید. سپس توان لرزهزایی گسلهای منطقـه موردمطالعه با استفاده از روابط زارع (1374)، نوروزی (1985) و نوروزی و اشجعی (1978) محاسبه شد.
یافتهها و نتایج: با توجه به نتایج مربوطه، متوسط توان لرزهزایی برحسب ریشتر در گسلهای نوروزآباد 55/12، آزاد آباد 10/20، سارینصیرلو 62/28، ایلیخچی 08/9، چنار 56/6، فرضیکندی 42/17، پرچین 35/10، اوجاقآلازار 94/17، دمیرچی 23/7، پیرهخلیل 55/6، القناب 16/19، شرفه 73/7، شوردرق92/3 را نشان میدهد. نتایج حاصله نشان داد که منطقه موردمطالعه، بهخصوص بخشهای مرکزی به سمت جنوب حوزه به علت تمرکز خطوارههای گسلی، ازنظر لرزهخیزی مستعد است و امکان وقوع زمینلرزههایی با بزرگی بیشتر از 4 ریشتر در آن است. گسلهای سارینصیرلو، آزاد آباد و القناب بهترتیب دارای بالاترین توان لرزهزایی در منطقه هستند. بررسیها همچنین نشان میدهد که بین توان لرزهزایی گسلها با طول گسل ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به نبود مطالعات کافی در مورد تکتونیک و لرزهخیزی منطقه، بایستی به جهت حصول اطمینان بیشتر، مطالعات دیگری در رابطه با سایزموتکتونیک و پهنهبندی منطقه ازنظر لرزهخیزی نیز انجام گیرد.
3.ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدلهای کوبالیکوا، فیولت و زروس
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 32-55
عقیل مددی، رقیه نورزاده، بهروز نظافت تکله، حمیرا صبوری
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، گردشگری مبتنی بر عوارض زمینشناسی است. با گذشت زمان، بهعنوان نوعی متفاوت از گردشگری توصیف شده است که جهتگیری زمینشناسی یا جغرافیایی دارد. در حالی که دیدگاه اولیه بر این فرض استوار بود که ژئوتوریسم نوعی از گردشگری است که شبیه به اکوتوریسم میباشد، هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدلهای کوبالیکوا، فیولت و زروس است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای میباشد. در این پژوهش از سه مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا، فیولت و زروس استفاده شده است. این پژوهش در تابستان سال 1403 انجام شد. جامعه آماری گردشگران و کارشناسان صنعت گردشگری بود. مدلهای مذکور دارای شاخصهای متعددی بوده که علاوه بر جنبههای زمینشناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسیها، مدیریت و آسیبپذیری را نیز مورد توجه قرار میدهند.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با کسب حداکثر امتیاز با مقدار عددی 10 از مطلوبترین نقاط در شهرستان نیر است که قابلیت زیادی جهت جذب توریسم دارد. در رتبههای بعدی محور صائین و سقزچی قرار دارند. نتایج مدل فیولت نیز نشان داد که از نظر نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری منطقه بولاغلار با کسب امتیاز 2.5 بیشترین توانمندی ژئوتوریستی را دارد.نتایج مدل زروس نیز نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با امتیاز 79 رتبه اول قرار دارد و در رتبههای بعدی به ترتیب محور صائین و سقزچی با امتیازات 72 و 52 قرار دارند. ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدلهای مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توانهای ژئوتوریستی بالاتری برخوردار میباشد. در این زمینه میتوان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمههای آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحتتر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنتهای محلی بهواسطه برگزاری جشنوارههای متعدد، دسترسی مطلوب به دامنههای سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. بنابراین نتیجهگیری میگردد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار توانمندی مناسبی جهت جذب گردشگر در سطح شهرستان نیر دارا است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی میتواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد.
بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 21-35
هاتف حاضری نیری، بهروز نظافت تکله، مریم جامی اودولو
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخههای گردشگری است که بیشتر به ژئومورفولوژی، هیدرولوژی و زمین شناسی مقاصد بالقوه و ژئوسایتها تاکید دارد و هدف آن افزایش توان و رفاه اقتصادی جوامع و مقاصد میزبان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج) میباشد.
روششناسی: برای ارزیابی روستاهای مورد مطالعه از مدلهای کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد؛ و مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا نشان داد روستای خوجین با مجموع امتیاز 25/12 رتبه اول را به خود اختصاص داده است و ابعاد تنوع جغرافیایی و تنوع زیستی این روستا تاثیر بیشتری بر اقتصاد منطقه داشته و سبب توسعه اقتصادی روستای خوجین گشته است. همچنین بر اساس نتایج حاصله از مدل فیولت روستای کزج در بخش نرخ مدیریتی میانگین امتیاز 75/0 و در بخش نرخ گردشگری میانگین امتیاز 68/0 را دریافت کرده و رتبه اول را به خود اختصاص داده است. همچنین بعد تنوع جغرافیایی و بعد سیاسی-اجتماعی این روستا بیشترین تاثیرگذاری را بر روی اقتصاد منطقه داشته و سبب افزایش توان اقتصادی از راه گسترش توریسم در منطقه شده است. بنابراین نتیجه گیری میگردد روستاهای شهرستان خلخال دارای تنوع جغرافیایی بالایی هستند و از این لحاظ میتوانند در توسعه ژئوتوریسم و همچنین توسعه اقتصاد منطقه تاثیر بسزایی داشته باشند. در نهایت پیشنهاد میگردد تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم در مناطق دارای پتانسیلهای بالقوه، با استفاده از مدلهای گوناگون و جدید مورد ارزیابی قرار گیرد.
ارزیابی و ارائه الگوی بهینه در شهر های حساس به آب، نمونه موردی: شهر یزد
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 236-255
اصغر عابدینی، معصومه سادات سربلند، آریا نوری
چکیده زمینه و هدف: امروزه با تغییرات اقلیمی و گرمایش روز افزون زمین شاهد اثرات مخرب زیست محیطی، از جمله بحران آب می باشیم. لذا توجه کردن به آب به عنوان عنصر مهم برای بقای بشر در مقوله برنامه ریزی و طراحی شهری کاملا امری محسوس می باشد. هدف از این مقاله دست یافتن به شاخص های مهم شهر حساس به آب و ایجاد الگوی بهینه برای شهر یزد می باشد.
روش بررسی: با توجه به بررسی پیشینه تحقیق ، در اکثر تحقیقات به بررسی و ارزیابی شهر نسبت به رویکرد شهر حساس به آب پرداخته اند. و در مواردی مدل بومی سازی ارائه شده و در مقاله حاضر نیز ارزیابی و مدل بومی سازی مورد هدف قرار گرفته است. ولی روش و ارائه مدل متفاوت می باشد. بدین صورت که در این مقاله سعی شده است. روش متفاوتی را برای ارائه مدل به کار گرفته شود. این مدل می تواند زمینه ای برای تحقیقات بعدی نیز قرار بگیرد.
یافته ها و نتیجه گیری: به طور دقیق تر، می توان گفت عوامل اتخاذ شده برای معیار های شهر حساس به اب توسط تحلیل عاملی تاییدی مورد قبول واقع شده است. که خود روشی جدید در این زمینه می باشد. همچنین پیشنهادات ارائه شده جامع و کاربردی می باشد. که مورد استفاده برای تمامی ارگان ها، محققان، ادارات مربوطه، و حتی محققان خارجی در جهان که در زمینه اجتماعی شدن مسئله آب که با هدف تغییر رفتار مصرف کنندگان شهری سر و کار دارند مناسب می باشد.
تجزیه و تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل (نمونه موردی: محورهای بولاغلار و صائین)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 269-282
عقیل مددی، رقیه نورزاده، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: در این پژوهش به ارزیابی توانها و پتانسیلهای ژئوتوریستی شهرستان نیر واقع در استان اردبیل پرداخته شد. این شهرستان به دلیل قرارگیری در دامنههای سبلان و بزقوش از توانهای ژئوتوریستی بالایی برخوردار است. توسعه صنعت ژئوتوریسم در سطح این شهرستان میتواند محرک توسعه پایدار اقتصادی منطقه باشد. هدف از این پژوهش تجزیه و تحلیل پتانسیلهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در استان اردبیل است.
روششناسی: در سطح شهرستان نیر دو محور ژئوتوریستی بولاغلار، صائین است. در پژوهش حاضر توانهای ژئوتوریستی محورهای مذکور با استفاده از دو مدل کوبالیکوا، فیولت مورد ارزیابی قرار گرفت. مدلهای مذکور دارای شاخصهای متعددی بوده که علاوه بر جنبههای زمینشناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسیها، مدیریت و آسیبپذیری را نیز مورد توجه قرار میدهند.
یافتهها و نتایج: ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدلهای مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توانهای ژئوتوریستی بالاتری برخوردار میباشد. در این زمینه میتوان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمههای آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحتتر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنتهای محلی بهواسطه برگزاری جشنوارههای متعدد، دسترسی مطلوب به دامنههای سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. به همین دلیل در رابطه با اکثر شاخصهای مدلهای مورد استفاده، منطقه بولاغلار امتیازهای بالاتری را کسب نمود. با توجه به نتایج مدلها میتوان گفت که دو چالش اساسی شامل فقدان اقدامات حفاظتی و محدود بودن زیرساختها و امکانات خدماتی- رفاهی جزو مهمترین موانع توسعه صنعت زمینگردشگری در سطح شهرستان نیر میباشند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که توسعه گردشگری و زمینگردشگری شهرستان نیر عموما تکبعدی بوده و جنبههای متعدد ژئوتوریسم مانند ارزشهای علمی، تنوع ژئومورفولوژیکی، حفاظت ژئومورفولوژیکی و توسعه پایدار مورد غفلت واقع شده است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی میتواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود.
ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 315-335
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، رئوف مصطفی زاده
چکیده زمینه و هدف: امنیت آب شدیدا تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آبهای زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزههای آبخیز قرهسو است.
روششناسی: در این پژوهش از شاخص هیدرولوژی (H)، سرانه آب، میزان آبدهی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. بهعبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده میکند.
نتایج و یافتهها: نتایج ارزیابی شاخص آبدهی در حوزه آبخیز قرهسو نشان داد که بیشترین میزان آبدهی در بین 27 زیرحوزه مورد بررسی مربوط به زیرحوزه 1 در ایستگاه هیدرومتری نمین با مقدار 560196073 مترمکعب و زیرحوزه 23 در ایستگاه هیدرومتری ننهکران با مقدار 305170988 مترمکعب میباشد. نتایج ارزیابی سرانه آب درزیرحوزههای قرهسو نشان داد که بیشترین میزان سرانه آب برای هر نفر در زیرحوزه 20 در ایستگاه نوران با مقدار 9733133/957 لیتر و در رده بعدی زیرحوزه 18 در ایستگاه باروق با مقدار سرانه آب 9249868/914 لیتر را در بین زیرحوزههای مورد بررسی به خود اختصاص دادهاند بنابراین نتیجهگیری میگردد که هرچه میزان شاخص هیدرولوژی در زیرحوزههای مورد مطالعه بیشتر باشد به همان میزان شاخص پایداری حوزه نیز مناسب خواهد بود. در نهایت پیشنهاد میگردد اقدامات اجرائی و مدیریتی در برخی زیرحوزهها که که شاخص هیدرولوژی مناسبی ندارند تا میزان شاخص امنیت آب (WSI)، در آنها بسیار پایین است اجرا کرد تا شاهد توسعه زیرشاخصها در کل حوزههای مورد مطالعه باشد تا شاخص امنیت آب حالت صعودی بگیرد
3.بررسی و شناسایی ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی موثر در جذب گردشگری (مورد مطالعه: شهر ملکان)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 28-41
فریبا اسفندیاری درآباد، سونیا ذوالقدر خزینه جدید، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: امروزه صنعت گردشگری به عنوان بخش مهم و اصلی در اقتصاد جهانی به شمار میرود و یکی از زمینههای مهم این صنعت توریسم طبیعتگرا یا اکوتوریسم است. سهم اکوتوریسم از صنعت گردشگری بسیار بالا و دارای جایگاه مهمی میباشد. هدف پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئوموفولوژیکی موثر در جذب توریسم در شهر ملکان استان آذربایجان شرقی میباشد.
روششناسی: در این پژوهش از دو روش کوبالیکوا و فیولت جهت ارزیابی پتانسیل ژئوتوریستی استفاده شده است. در روش کوبالیکوا بر ارزشهای علمی و ذاتی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و سـایر ارزشها تأکید دارد. مدل فیولت نیز بر اساس شاخصهای طبیعی و انسانی مناطق را از نظر نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری ارزیابی میکند. مناطق مورد بررسی در این پژوهش قلعه بختک لیلان، منطقه گردشگری شورسو، چشمه آب معدنی آرپادرسی، زیارتگاه علی بلاغی، کمپ پارک جنگلی، دره گاومیش ئولن می باشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصله از ارزیابی مدل کوبالیکوا نشان داد که چشمه آب معدنی آرپادرسی با کسب امتیاز 11 بیشترین امتیاز را در بین مناطق مورد مطالعه بهخود اختصاص داده است. براساس نتایج ارزیابی در مناطق مورد مطالعه منطقه ژئوتوریستی قلعه بختک لیلان با کسب امتیاز 75/6 در بین مناطق مورد بررسی دارای کمترین امتیاز است که این امر مستلزم توجه به این منطقه جهت توسعه است. همچنین نتایج حاصل از مدل فیولت نیز نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه، منطقه کمپ پارک جنگلی با کسب مجموع امتیاز از همه زیر شاخصها با مقدار عددی 13بیشترین امتیاز را بهخود اختصاص داده است. همچنین منطقه دره گاومیش ئولن با کسب کمترین امتیاز با مدادر عددی 25/8 در بین مناطق مورد بررسی از توانمندی کمتری برخوردار است. براساس نتایج حاصله از نرخ مدیریتی این نتایج حاصل شد که پارک جنگلی و دره ئولن از نظر حفاظتی در شرایط خوب و مناسب قرار دارد و از نظر نرخ گردشگری منطقه شورسو با کسب بیشترین امتیاز از شرایط خوبی برخورداراست. بنابراین نتیجهگیری میگردد کمپ پارک جنگلی و چشمه آب معدنی آرپا درهسی قابلیتهای زیادی را در جذب توریسم به خود اختصاص دادهاند. در نهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده برای ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی مناطق حفاظت شده منطقه ملکان از مدلهای سرانو-گونزالز-تروبا برای بررسی دقیقتر استفاده گردد.
5.شناسایی ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 57-68
لطف اله ملکی معصوم آباد، بهروز نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم به عنوان یکی از شاخههای نوین و در حال توسعه گردشگری، به بررسی و استفاده از ویژگیهای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی مناطق طبیعی میپردازد تا بتواند گردشگران را به سمت خود جذب کند. روستاهای هدف گردشگری به دلیل داشتن مناظر طبیعی زیبا، ویژگیهای جغرافیایی خاص، و فرهنگ غنی، میتوانند به عنوان مقاصد جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی شناخته شوند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی ظرفیتهای ژئوتوریستی و ژئومورفولوژی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین در سطح استان اردبیل است.
روششناسی: روش پژوهش حاضر استفاده از مدل جدید کمی کوبالیکوا و فیولت (پارک ملی) است. در روش کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و با مقایسه زیرمعیارها به ارزیابی مناطق مورد مطالعه میپردازد. در مدل پارک ملی مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد. روستاهای هدف گردشگری در این پژوهش، عنبران، گلشن و سوها در شهرستان نمین است.
نتایج و یافتهها: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که روستایی هدف گردشگری عنبران با کسب امتیاز مقدار 25/10 بیشترین امتیاز را در بین مناطق مورد بررسی به خود اختصاص داده است و در رده دوم و سوم نیز به ترتیب سوها و گلشن با امتیازات 5/9 و 25/8 قرار دارند که این نشان از آن دارد که روستایی عنبران پتانسیل بالای برای شناساندن شهرستان نمین در سطح ملی و بین المللی دارد. نتایج حاصله از مدل پارک ملی نیز نشان داد که منطقه عنبران با کسب بیشترین امتیاز با مقدار 25/11 نسبت به مناطق مورد بررسی دیگر قابلیت مناسب دارد. بر اساس نتایج در این مدل نیز نرخ مدیرتی و گردشگری عنبران بسیار عالی برآورد شد. بنابراین نتیجهگیری میگردد روستای عنبران یک روستایی تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و در نهایت ژئوتوریستی است که میتواند در سطح ملی و بین المللی شناخته شود. درنهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات کاربردی آتی برای ارزیابی بهتر از سایر مدلهای ارزیابی و تلفیق عوامل طبیعی و انسانی نیز استفاده گردد.
17.ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان هیر در جهت توسعه اقتصادی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 245-259
عبدالرحیم هاشمی دیزج، بهروز نظافت تکله، سایه عبیدی حمل اباد، نگین شیرزادی
چکیده زمینه و هدف: زمینگردشگری گونهای از گردشگری است که مبتنی بر پدیدهها و چشماندازهای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی است و در دهههای اخیر با هدف توسعه اجتماعی-اقتصادی مقصدهای زمینگردشگری گسترش پیدا کرده است. هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیتهای ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان هیر در جهت توسعه اقتصادی است.
روششناسی: ماهیت این پژوهش توصیفی-تحلیلی- کاربردی بوده و برای بررسی پتانسیلهای زمینگردشگری منطقه هیر، از مدلهای رینارد که ژئومورفوسایتها را بر اساس سه ارزش علمی، افزوده و ترکیبی، موردبررسی قرار میدهد؛ مدل فیولت که مبتنی بر چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی است؛ و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد استفادهشده است.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج بهدستآمده از مدل رینارد پل معلق هیر با کسب میانگین امتیاز 7/0 در زیر شاخص ارزش علمی، 39/0 در زیرشاخص ارزش افزوده و 74/0 در زیرشاخص ارزش ترکیبی، دارای توانمندی زمینگردشگری بالایی بوده و در رتبه برتر قرار دارد. همچنین پل معلق هیر بر اساس مدل ارزیابی فیولت در نرخ مدیریتی و گردشگری به ترتیب با مقادیر 65/0 و 61/0 از قابلیتهای متنوعی جهت شناساندن منطقه برای گردشگران داخلی و خارجی برخوردار است. همچنین نتایج حاکی از آن است بر اساس مدل کوبالیکوا پل معلق هیر با کسب مجموع امتیاز 75/8 در بین ژئوسایتهای موردمطالعه از ارزش زمینگردشگری بالایی برخوردار بوده و گردشگران زیادی را به این منطقه جذب نموده است. بنابراین نتیجهگیری میشود پل معلق شیشهای شهرستان هیر دارای پتانسیلها و قابلیتهای متنوع زمینگردشگری و ژئومورفولوژیکی در منطقه بوده و از لحاظ جذب توریست به منطقه و افزایش توان اقتصادی در رتبه برتر قرار دارد. بنابراین پیشنهاد میشود با استفاده از گردشگری مجازی و آنلاین و همچنین شناساندن مناطق مختلف این شهرستان به گردشگران، مقدمات جذب توریست داخلی و خارجی به این منطقه فراهم شود.
12.پتانسیلسنجی ظرفیتهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در استان خوزستان براساس روشهای کمّی (مطالعه موردی: مناطق ژئوتوریستی شهرستان اندیمشک)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 184-204
فریبا اسفندیاری درآباد، فاطمه فاتحی، بهروز نظافت تکله، طاها قهرمانی
چکیده زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژهای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژههای "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی شهرستان اندیمشک میباشد.
روششناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر دو مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایتهای واقع در نواحی حفاظتی مناسب میباشد. ارزیابی ژئوسایتها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت میگیرد که به ارزیابی ارزشهای علمی و مدیریتی کمک میکند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار میآید. در مدل کوبالیکوا، معیارها در پنج گروه طبقهبندی میشوند: ارزشهای علمی و ذاتی، ارزشهای آموزشی، ارزشهای اقتصادی، ارزشهای حفاظتی و سایر ارزشها که تقریباً کلیه ویژگیهای ژئوتوریسم را پوشش میدهد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که ژئومورفوسایت منطقه چهل پا بالاترین امتیاز را کسب کرده است. همچنین در ارزیابی فرهنگی، سد دز بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده و در زمینه قابلیتهای کاربری و مدیریت ژئومورفوسایتها، منطقه گردشگری ساحلی والفجر بیشترین امتیاز را دریافت کرده است. نتایج ارزیابی مدل کوبالیکوا نیز نشاندهنده این است که سد دز و سد کرخه از نظر ارزشگذاری ژئوسایتها بالاترین امتیاز را کسب کردهاند و قلعه رزه کمترین امتیاز را داشته است. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدلها میتوان نتیجهگیری کرد که منطقه ژئوتوریستی دز در خوزستان با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد میگردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیقتر، از هوش مصنوعی نیز بهرهبرداری شود.
ارزیابی توزیع کاربری های مختلف شهر کرمان با تاکید بر جهت توسعه آتی شهر کرمان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 48-65
ابوالفضل ترک زاده، مریم ابراهیمی، بهنام مغانی رحیمی
چکیده زمینه و هدف: الگوهای کاربری اراضی شهری در طول زمان دچار تغییرات اساسی میشوند که در ایجاد این تغییرات، نقش انسان و فعالیتهای او از همه بیشتر میباشد. از این رو مدل سازی و پیشبینی تغییرات کاربری اراضی در آینده با توجه به تغییرات آنها در گذشته، به مدیران و برنامهریزان شهری در اتخاذ تصمیمات بهتر برای جهت دهی به توسعه آتی شهر بسیار کمک خواهد کرد. در راستای موارد مذکور، هدف تحقیق حاضر آشکارسازی تغییرات و مدل سازی توسعۀ شهر کرمان کمک خواهد کرد. برای نیل به این هدف، از تصاویر سنجندههای TM ،ETM+ و OLI ماهواره لندست به ترتیب برای سال های 2010 تا 2020 به منظور تهیۀ نقشه های کاربری اراضی منطقه مورد مطالعه استفاده گردید. به علاوه پارامترهای مورد استفاده در این تحقیق شامل فاصله ازراه ها و جادهها، فاصله از مراکز آموزش عالی و فاصله از مراکز نظامی در نظر گرفته شد. درمرحلۀ پیش پردازش پس از اعمال تصحیحات هندسی، رادیومتریک و اتمسفری، عملیات بارزسازی تصاویر اجرا و با بهرهگیری از روش طبقه بندی نظارت شده با الگوریتم حداکثر احتمال، در سه کلاس اراضی ساخته شده، اراضی بایر و پوشش گیاهی نقشههای کاربری اراضی تهیه شدند. در مرحله دوم، تغییرات صورت گرفته از لحاظ مساحت، روند و توزیع مکانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت در مرحلۀ بعد براساس این تغییرات و سه متغیر مستقل، مدل سازی پتانسیل تبدیل کاربری چند لایه انجام شد. این روش میتواند برای پیشبینی تغییرات آینده مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ- ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ اﺳﺖ، دادهﻫﺎى ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ روش اﺳﻨﺎدى و میداﻧﻲ و مراجعه به سازمانها ﺗﻬﻴﻪ ﺷﺪه. انواع کاربریها در سطح شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت و نسبت هر یک به دست آمد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پیش بینی سال 1405 گویای این واقعیت است که در صورت ادامۀ روند کنونی تغییرات تا سال 1405 ، مساحت 1357 هکتار نسبت به وضعیت کنونی افزایش خواهد یافت و مساحت طبقههای اراضی بایر و پوشش گیاهی به میزان 1077 و 472 هکتار کاهش مییابد. نتایج این مطالعه میتواند به برنامهریزان و مدیران شهری برای درک بهتر شرایط فعلی و اتخاذ تصمیمهای مناسب در آینده، برای مدیریت مناسب پوشش زمین کمک کند.
ارزیابی نقش شکل گیری شهرهای کوچک در توسعه پایدار نواحی روستایی پیرامون(مطالعه موردی شهر شاوور)
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 176-192
عفت بوشهری
چکیده زمینه و هدف: با فراهم ساختن امکانات و خدمات مورد نیاز در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره در شهرهای کوچک، این نوع از شهرها با تثبیت جمعیت روستایی و جذب نیروی کار مازاد روستاها، می توانند باعث توسعه حوزه نفوذ روستایی خود شوند و تعادل های فضایی جمعیت و خدمات را در سیستم سلسله مراتب شهری در سطح ملی و ناحیه ای شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی نقش شکل گیری شهرهای کوچک در توسعه پایدار نواحی روستایی پیرامون(مطالعه موردی شهر شاوور) انجام گرفت. روش بررسی: بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی-تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعهآماری،جمعیت شهرشاوور8833 نفر،حجم نمونه براساس فرمول کوکران368نفر می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss ،آزمون T و آزمون فریدمن استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های نشان می دهد میانگین شاخص اقتصادی (3.70)، شاخص کالبدی محیطی (3.77) و شاخص اجتماعی- فرهنگی (3.79) است.همچنین براساس رتبه بندی آزمون فریدمن وضعیت دسترسی به خدمات درمانی و بهداشتی با میانگین 3.89، دسترسی به مراکز آموزشی با میانگین 3.88 و وضعیت دسترسی به کتابخانه های عمومی با میانگین 3.85 در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. نتیجه این که فرآیند اقتصادی،کالبدی محیطی، اجتماعی فرهنگی دارای مولفه ها و معیارهای مختلفی است که رسیدن به مطلوب ترین حالت آن نیازمند همسویی و یکپارچگی تمامی مولفه ها و معیارهای پایداری می باشد.
ارزیابی عملکرد خطوط اتوبوسرانی شهر اصفهان با مدل تحلیل پوششی داده ها (مطالعه موردی: خطوطی که با خط یک مترو همپوشانی دارند)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 119-134
بهنام جلیلیان، سیدعباس روحانی اصفهانی
چکیده زمینه و هدف: فقدان یک سیستم حمل و نقل کارا یکی از موانع رشد و توسعه هر کشوری بشمار میرود. در میان انواع حمل و نقل درون شهری نقش اتوبوسرانی برجستهتر از سایر روش هاست. با توجه به اینکه خطوط اتوبوسرانی بیشترین نقش و سهم را در حمل و نقل درون شهری کشور را دارند، بنابراین باید از کارآیی لازم برخوردار باشند. در این پژوهش کارآیی خطوط همراستا با خط یک مترو در اصفهان با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف ازنوع کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات در حوزه کتابخانهای بوده است. به منظور تحلیل دادهها و ارزیابی عملکرد، اطلاعات عملکردی 15 خط به عنوان واحدهای تولیدی یا DMUها در بازه زمانی نه ماهه اول سال 1400، شامل 5 متغیر ورودی و یک متغیر خروجی از طریق سامانه مدیریت مکانیزه ناوگان(AVL) مستقر در شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان استخراج و با استفاده از نرمافزار DEA SOLVER وDEAFrontier نسبت به ارزیابی کارآیی آنها اقدام گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: از مجموع 15 خط مورد مطالعه، خطوط شماره10،17،70،81و82 با توجه به نسبت ورودیها و خروجی و شرایط موجود از کارآیی لازم برخوردار نبودهاند که از این تعداد سه خط 17،70 و81 به صورت خصوصی اداره میشوند. موضوع مهم در این پژوهش کارآیی بیشتر خطوطی است که میزان مسافر جابجا شده بیشتری داشته و همپوشانی کمتری در آنها بوده که نشان از اهمیت متغیر حجم مسافر در ارزیابی کارایی خطوط اتوبوسرانی میباشد.
