کلیدواژه‌ها = تعاملات اجتماعی
شهرسازی

چگونگی رهیافت پایداری اجتماعی بر پایه پرسه زنی در فضاهای معماری معاصر شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 خرداد 1405

نگین فعله دیلمقانی، عظیم عثمانیان

چکیده مقدمه و هدف: در سال‌های اخیر، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ابعاد اساسی توسعه پایدار در معماری و شهرسازی، اهمیت فزاینده‌ای یافته است؛ بااین‌حال، بسیاری از رویکردهای موجود عمدتاً بر شاخص‌های کالبدی و عملکردی متمرکز بوده و نقش تجربه زیسته کاربران در کیفیت اجتماعی فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، «پرسه‌زنی» به‌مثابه تجربه‌ای ادراکی–اجتماعی، ظرفیت ایجاد تعاملات انسانی، ارتقای حس تعلق و تقویت کیفیت حضور در محیط را داراست. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی رهیافت پایداری اجتماعی بر پایه پرسه‌زنی در فضاهای معماری معاصر انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی–توسعه‌ای و از نظر ماهیت، کیفی است که با رویکرد تفسیری و راهبرد تحلیل مضمون مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شد. داده‌ها از طریق مطالعه اسناد و منابع علمی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و روابط میان مضامین استخراج‌شده در قالب مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تحقق پایداری اجتماعی مبتنی بر پرسه‌زنی از یک فرآیند چهارسطحی تبعیت می‌کند که شامل محرک‌های پرسه‌زنی (خوانایی، نفوذپذیری، دعوت‌کنندگی، تنوع فضایی و کیفیت حسی)، تجربه پرسه‌زنی (مشاهده، مکث، حرکت اکتشافی، ادراک و تجربه زیسته)، پیامدهای اجتماعی (تعامل اجتماعی، سرزندگی، اعتماد، تعلق و هویت) و ابعاد پایداری اجتماعی (انسجام اجتماعی، کیفیت زیست، اجتماع‌پذیری و ماندگاری اجتماعی فضا) است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پرسه‌زنی به‌عنوان سازوکاری میانجی، از طریق ارتقای تجربه فضایی، تعاملات اجتماعی و حس تعلق، زمینه تحقق پایداری اجتماعی در فضاهای معماری معاصر را فراهم می‌سازد و می‌تواند به‌عنوان رهیافتی نوین در طراحی فضاهای انسان‌محور مورد توجه قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری

تحلیل امکان‌سنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559

اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی

چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوری‌های دیجیتال نوین و شکل‌گیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را به‌طور قابل‌توجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را به‌عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روش‌شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساخت‌های فناورانه و مکانی مؤثر در شکل‌گیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، بسترهای داده‌محور، اینترنت اشیا و شبکه‌های ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، به‌منظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل‌های رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. شاخص‌های پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و به‌ویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساخت‌ها و سیاست‌گذاری آگاهانه، می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.

شهرسازی

7.پرسه‌زنی شهری به‌مثابه تجربه‌ای چندساحتی: تحلیل نقش جسم، روح و ذهن در فضاهای عمومی شهرهای ایرانی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 98-113

عظیم عثمانیان، محمود رحیمی، رامین ساعد موچشی

چکیده مقدمه و هدف: پرسه‌زنی به‌عنوان یک کنش انسانی پیچیده، حاصل تعامل جسم، روح و ذهن در محیط‌های شهری است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه پرسه‌زنی در فضاهای شهری ایران، به بررسی تأثیر طراحی فضایی و غنای فرهنگی بر تجربیات جسمانی، روحی و ذهنی افراد پرداخته و تفاوت‌های این تجربیات را با شهرهای مدرن مقایسه می‌کند.
روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی کیفی و تفسیری و در چارچوب پارادایم برساخت‌گرایانه انجام شده است. داده‌ها از طریق روش‌های مردم‌نگاری شهری، مطالعه موردی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با شهروندان، معماران و متخصصان، و تحلیل محتوای متون تاریخی و معاصر گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که پرسه‌زنی در شهرهای ایرانی فراتر از یک فعالیت فیزیکی، تجربه‌ای اجتماعی، فرهنگی و معنوی است. فضاهای سنتی مانند بازار تبریز و مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان با طراحی‌های پیچیده و انسان‌محور، زمینه تعاملات اجتماعی، تأمل معنوی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم می‌کنند. فضاهای سبز شهری نیز به کاهش استرس و ارتقای سلامت روانی کمک می‌کنند.
نتیجه‌گیری: طراحی شهری باید به‌گونه‌ای باشد که پرسه‌زنی را به تجربه‌ای یکپارچه از تعاملات جسمی، روحی و ذهنی تبدیل کند. این امر می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، تقویت هویت فردی و جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر شود. یافته‌ها می‌توانند راهنمایی برای طراحان و مدیران شهری در جهت خلق فضاهای پویا و انسان‌محور ارائه دهند.

شهرسازی

12.تحلیل نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه با تأکید بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 167-183

بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری

چکیده زمینه و هدف: فضاهای شهری تأثیر بسزایی در شکل‌دهی به تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی دارند. ارومیه، با تنوع قومی و مذهبی گسترده، بستری مناسب برای مطالعه این تعاملات فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و همبستگی قومی و دینی در محلات دلگشا، اقبال و مهدی‌القدم (مجاور خیابان امام خمینی) انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر است.
روش پژوهش: این تحقیق به روش ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان محلات دلگشا، اقبال و مهدی‌القدم بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 30 نفر از ساکنان و مشاهدات میدانی گردآوری شد. همچنین داده‌های کمی با استفاده از پرسشنامه‌ای که بین 200 نفر از ساکنان توزیع گردید، جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری:  نتایج نشان داد که ویژگی‌های فضایی و کالبدی این محلات تأثیر معناداری بر تعاملات اجتماعی دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.68) حاکی از آن است که دسترسی به فضاهای عمومی به‌طور مثبت با میزان تعاملات اجتماعی مرتبط است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت معناداری میان محلات مورد مطالعه وجود دارد (p < 0.05)، به‌طوری‌که محله اقبال با ترکیب متنوع قومی، بیشترین تعاملات اجتماعی را داشت. همچنین 85 درصد از پاسخ‌دهندگان معتقد بودند که طراحی فضایی موجود به تقویت روابط اجتماعی کمک می‌کند، درحالی‌که 15 درصد عواملی نظیر تراکم ترافیک و کاهش فضای سبز را موانعی برای تعاملات دانستند. نتایج این پژوهش تأکید می‌کند که طراحی مناسب فضاهای شهری می‌تواند به افزایش تعاملات اجتماعی، همبستگی قومی و دینی، و تقویت حس تعلق اجتماعی در جوامع چندقومیتی مانند ارومیه منجر شود. در این راستا، توجه به الگوهای فضایی متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی شهروندان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

طراحی شهری

1.طراحی پایدار محوطه‌های سبز بیمارستانهای شهر تبریز از دیدگاه متخصصان معماری و منظر

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-13

احمد حامی، رقیه قاسم زاده خطیب، فرزین امامی، زانیار صمدی تودار

چکیده زمینه و هدف: مکان­یابی و مبلمان مناسب فضای باز مراکز درمانی جهت دست­یابی به فضای مطلوب برای بیماران حائز اهمیت است. عدم توجه به طراحی مناسب این فضاها سبب کاهش کیفیت محیط و کیفیت درمان خواهد شد. در این راستا شناخت عوامل مهم در برنامه­ریزی و مکان­یابی مبلمان فضای سبز بیمارستانی ضروری به نظر می­رسد.
روش بررسی:  به­این منظور مصاحبۀ نیمه­ساختاری در مورد مکان­یابی مبلمان فضای باز بیمارستانی و هم­چنین تاثیر آن بر روی بیماران از لحاظ بازیابی روحی و تعاملات اجتماعی در بین 9 نفر از متخصصان معماری، معماری منظر و طراحی شهری در دانشگاه تبریز انجام گرید. نتایج حاصله نشان می­دهد که در مکان­یابی مبلمان محوطۀ باز بیمارستانی نیاز سه گروه بیمار، کادر و مراجعه­کنندگان بایستی مد نظر قرار گیرد.
یافته ها و نتیجه گیری:  بیماران نیاز به محیطی تمیز و بهداشتی با دسترسی بسیار آسان و امنیت بالا دارند. با ارائۀ عناصری نظیر آبنما، گل­کاری و تامین حریم شخصی برای بیماران می­توان امکان آسایش و بازیابی روحی آنان را تسهیل نمود. با مکان­یابی صحیح مبلمان منظر بیمارستانی از قبیل تراس­های سر پوشیده و طراحی یکپارچه می­توان اوقات فراغت مراجعه­کنندگان در فضای باز بیمارستان پر کرد. مکان­یابی فضای خلوت و آرام برای استراحت کادر بیمارستان از اولویت های طراحی پایدار مطرح گردید. به­علاوه، طراحی فضاهای اجتماعی برای افزایش سطح آگاهی افراد ضروری است. عناصری نظیر پله، کف پوش لغزنده و ناهموار و گیاهان آلرژی­زا، خاردار و تولیدکنندۀ مواد سمی برای توسعۀ فضای بیمارستان مناسب تشخیص داده نشد. نگهداری مطلوب و مراقبت از گیاهان فضای­سبز برای پایداری منظر امری ضروری بوده که بر آسایش روحی و رضایت­مندی استفاده­کنندگان تاثیرگذار می­باشد.