کلیدواژه‌ها = ارومیه
برنامه ریزی شهری

تحلیل امکان‌سنجی متاورس و تأثیرات آن در پایداری اجتماعی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 540-559

اصغر عابدینی، معصومه عبداللهی، هاجر حسنی، زهرا علی عباسی

چکیده زمینه و هدف: گسترش فناوری‌های دیجیتال نوین و شکل‌گیری متاورس، الگوهای تعاملات اجتماعی و نحوه مشارکت شهروندان در فضاهای شهری را به‌طور قابل‌توجهی تغییر داده است. در این میان، پایداری اجتماعی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار شهری، نیازمند بازاندیشی در بستر این تحولات فناورانه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متاورس بر پایداری اجتماعی شهری، شهر ارومیه را به‌عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب کرده است.
روش‌شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در مرحله نخست، وضعیت زیرساخت‌های فناورانه و مکانی مؤثر در شکل‌گیری متاورس شهری در ارومیه، شامل سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، بسترهای داده‌محور، اینترنت اشیا و شبکه‌های ارتباطی، مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، به‌منظور سنجش رابطه بین میزان استفاده شهروندان از متاورس و ابعاد مختلف پایداری اجتماعی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل‌های رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. شاخص‌های پایداری اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حس تعلق و هویت شهری و عدالت اجتماعی و دسترسی در نظر گرفته شدند.
نتایج و یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از متاورس تأثیر مثبت و معناداری بر انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و به‌ویژه هویت شهری شهروندان دارد. در مقابل، اگرچه رابطه متاورس با عدالت اجتماعی و دسترسی مثبت ارزیابی شد، اما این تأثیر در سطح معناداری آماری قوی قرار نگرفت. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که متاورس، در صورت توسعه متوازن زیرساخت‌ها و سیاست‌گذاری آگاهانه، می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در تقویت پایداری اجتماعی شهری مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

9. ارزیابی تاب آوری اجتماعی در روستاهای پیرامون شهر ارومیه

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 136-151

میرنجف موسوی، رویا کامل نیا

چکیده زمینه و هدف: تاب­آوری اجتماعی یکی از رویکردهایی است که امروزه، اهمیت زیادی در جهت کاستن از آسیب­ها پیدا نموده است. شهر ارومیه با توجه به نقش مرکزیت آن باعث جذب مهاجران و سکونت تعداد بالای از آنها در روستاهای حاشیه شهر گردیده. که این امر منجر به رشد بدون برنامه­ و آسیب­پذیر شدن این روستاها شده است. هدف این پژوهش تحلیل ابعاد تاب آوری اجتماعی در کاهش مخاطرات انسانی روستاهای در حاشیه 3 کیلومتری ارومیه می­باشد.
روش شناسی: روش پژوهش توصیفی – تحلیلی، جامعه آماری ساکنین روستاهای مورد مطالعه و حجم نمونه 374 نفر از از سرپرستان خانوار بر اساس فرمول کوکران است. ابزار جمع­آوری داده­ها اسنادی و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل نمودن داده­ها از الگوی مدل­سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم­افزار LISREL استفاده شده است.
یافته ها و نتایج: نتایج مدل­سازی معادلات ساختاری تاب­آوری اجتماعی روستاها براساس برآورد ضرایب استاندارد شده مدل ساختاری پژوهش سطح معناداری 0.021 بدست آمده که نشان دهنده برازش مطلوب مدل می­باشد و براساس یافته­های پژوهش تاثیرات عامل مشارکت بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر عامل دانش و آگاهی در تاب آوری اجتماعی روستاهای مورد نظر با ضریب مستقیم و مثبت 0.97 ، و شاخص اعتماد جهت تاب آوری اجتماعی با ضریب مثبت 0.98 ، عامل تعلق با ضریب مستقیم و مثبت 0.98 ، تاثیر شاخص اعتبار بر تاب آوری اجتماعی با ضریب مستقیم و مثبت 0.93 ، و در نهایت عامل اقتصاد با بیشترین تاثیر با ضریب مستقیم و مثبت 0.99  نقش موثری در تاب آوری اجتماعی روستاها در مقابل مخاطرات دارند.

برنامه ریزی شهری

4.آسیب شناسی بافت های ناکارآمد شهر ارومیه با تلفیق تکنیک مدیریت ریسک و مدل بهترین-بدترین(FMEA و BWM)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 42-56

احمد کریمی، محمد رسولی

چکیده زمینه و هدف: در سال های اخیر توجه به بافت­های ناکارآمد و شناخت آسیب­های ایجاد شده در کالبد و فضای شهر به موضوعی جدی تبدیل شده است که این امر لزوم یافتن الگوها و روش­های مناسب به منظور بهبود ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی بافت های ناکارآمد را بیش از پیش ضروری ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی  بافت های ناکارآمد شهر ارومیه انجام شده است.
روش بررسی:  نوع تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر گرد­آوری داده توصیفی-تحلیلی بوده است و برای­جمع­آوری اطلاعات از روش میدانی – کتابخانه­ای استفاده شده است. در این پژوهش در وهلۀ نخست از ارزیابی ریسک امنیتی زیرساخت(تکنیک FMEA)­،  جهت شناسایی ریسک­های بافت­های ناکارآمد شهر ارومیه، مشخص­سازی  عدد اولویت ریسک و تعیین عملگرها استفاده‌شده است و در وهلۀ بعدی از مدل BWM جهت بررسی میزان سازگاری شاخص­های و ارجعیت­بندی آن­ها استفاده شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: بررسی­های صورت گرفته در قالب تکنیکFMEA نشان داده است که از 34 آسیب با 8 اثر بالقوه(آسیب‌‌پذیری در برابر زلزله، افزایش ناهنجاری اجتماعی، افزایش آلودگی، کاهش تعلق‌خاطر، تضاد کالبدی، ناتوانی مالی-پولی ساکنان، ضعف  مدیریتی، ضعف در رویداد مدار) سطح خطر بارزی دارند و نتایج حاصل از مدل BWM نشان داده است که بهبود کمیت و کیفیت بسترهای برگزاری مراسم ها و رویدادها تاریخی– فرهنگی( بازآفرینی مبتنی بر الگوی رویدادمداری) و شناسایی دقیق رویدادها در بافت های فرسوده در اولویت نخست ساماندهی بافت های ناکارآمد شهر ارومیه قرار گرفته اند.

آمایش شهری و منطقه ای

7.تحلیل شاخص های مستعد رویکرد CPTED درفضاهای شهری (مورد پژوهی: اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-112

مظفر عباس زاده، راحله پروین

چکیده زمینه و هدف: مبادرت به جرم بعنوان مغلق اجتماعی، علیرغم تراکم و انسجام اجتماعی در ایجاد فضاهای اجتماع گریز در پی حضور فضاهای بی دفاع و رها شده در ادراک کاربران فضاهای عمومی رخنه نموده است. از این حیث، مقوله ایجاد حس امنیت در طراحی محیطی با رویکرد CPTED در فضاهای عمومی شهری بلاخص حرایم بافت های تاریخی شایان توجه می باشد. در این میان، بازارهای تاریخی که بعنوان یکی از مراکز تعاملات و تقابلات شهروندان قراردارند، بایستی در زمره سیاست های شهری در راستای بهسازی و بازآفرینی فضاهای امن قرار گیرند.
روش بررسی: در این راستا پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی با روش آمیخته (کیفی-کمی) و با هدف پاسخ به پرسش اصلی" بهره وری از فرآیند (CPTED) در احساس امنیت کاربران فضاهای حریم شرق بازار تاریخی ارومیه به چه میزان است؟" به بررسی اراضی شرق بازار تاریخی شهر ارومیه پرداخت. بدینسان با توزیع پرسشنامه در جامعه آماری 110 نفر از کنشگران بطور تصادفی، پاسخ 86 نفر را مطابق فرمول کوکران مورد پذیرش قرار می دهد.
یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل های صورت پذیرفته در نرم افزار SPSS از سنجه های رویکردهای نسل اول CPTED گویای تاثیر متغیر قلمروگرائی با مقدار 0.625 در بالاترین درجه و مدیریت و نگهداری با مقدار 0.194 در پایین ترین درجه می باشد. بنابراین نتایج حاکی از آنست که، نگرش به تئوری پنجره های شکسته و نظریه مکان-جرم در بهسازی اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه در ایجاد فضاهای امن اجتماع پذیر حائز توجه خواهد بود. بدین گونه، پیشنهادهای راهگشای پژوهش های آتی را ارائه می نماید.

طراحی شهری

بررسی دیدگاه‌های بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 91-107

بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار، نسیم نجفقلی پور کلانتری

چکیده زمینه و هدف: مولفه‌های هویت‌ساز معماری نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین ایجاد همگرایی و همبستگی بین اقوام و ادیان مختلف دارند. شهر ارومیه با تاریخچه‌ای غنی و تنوع فرهنگی و مذهبی خود، نمونه‌ای برجسته از این همگرایی است. بازشناسی و تقویت این مؤلفه‌ها می‌تواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند. پژوهش حاضردر تداوم مطالعاتی است که بمنظور بازشناسی مؤلفه های هویت ساز معماری با تأکید بر همگرایی اقوام و ادیان در محلات منتهی به خیابان امام (بافت قدیمی و تاریخی شهر ارومیه) می‌باشد. این پژوهش با هدف شناخت مؤلفه های هویت سازی است که بر معماری اثر گذارده و درصدد آن بوده که ویژگی‌های مختص معماری آن منطقه را رقم بزند.
روش بررسی: نوع تحقیق حاضر از نظر هدف توسعه‌ای و به لحاظ ماهیت کاربردی می‌باشد، چرا که به دنبال بازشناسی مؤلفه‌های هویت‌ساز معماری با تأکید همگرایی اقوام و ادیان می‌باشد. روش تحقیق این رساله باتوجه‌به ماهیت موضوع پژوهش، از لحاظ محتوا نوعی پژوهش کمی ـ کیفی به شمار می‌آید، اما اساس پژوهش متکی بر روش توصیفی ـ تحلیلی می‌باشد، بدین صورت که در بخش توصیفی ـ تحلیلی به‌صورت پیمایشی به برداشت‌های میدانی و گردآوری داده‌ها از طریق مشاهده، مصاحبه، عکاسی و... پرداخته می‌شود.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از بررسی محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه نشان می‌دهد که مؤلفه‌های هویت‌ساز معماری نقش بسزایی در تقویت و بازتاب هویت فرهنگی و مذهبی شهر دارند. تنوع معماری در این محلات، نمایانگر تعاملات فرهنگی و مذهبی گسترده‌ای است که به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز اقوام و ادیان مختلف کمک کرده است. این مطالعه نشان می‌دهد که معماری می‌تواند به‌عنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت همگرایی و همبستگی اجتماعی عمل کند، و توجه به این مؤلفه‌ها می‌تواند به حفظ و ترویج هویت فرهنگی و مذهبی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی کمک کند.