کلیدواژه‌ها = بافت فرسوده
برنامه ریزی شهری

سنجش تاب‌آوری کالبدی در بافت فرسوده شهر ارومیه (نمونه موردی:منطقه 4 شهر ارومیه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

آیدین حبیب زاده میاوقی، احمد خلیلی، علی مصیب زاده

چکیده 1. زمینه و هدف
بافت‌های فرسوده شهری به دلیل فرسودگی کالبدی، ضعف زیرساخت‌ها، تراکم بالای جمعیت و محدودیت‌های دسترسی، در برابر بحران‌های طبیعی و انسانی آسیب‌پذیر هستند. این امر مدیریت بحران را در این مناطق دشوار ساخته و لزوم ارزیابی تاب‌آوری آن‌ها را دوچندان می‌کند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تاب‌آوری کالبدی منطقه ۴ شهر ارومیه، رتبه‌بندی نواحی چهارگانه آن و ارائه راهکارهای اجرایی جهت کاهش آسیب‌پذیری انجام شده است.
2. روش بررسی
این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته و برای ارزیابی و رتبه‌بندی نواحی، از مدل تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) استفاده شده است. برای شناخت محدوده مطالعاتی، نقشه‌های مرتبط با شاخص‌های مورد بررسی شامل کیفیت و قدمت ابنیه، تراکم جمعیتی و ساختمانی، مساحت قطعات، تعداد طبقات، نوع مصالح و عرض معابر با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS تولید و تحلیل شده‌اند. داده‌های گردآوری‌شده نیز با کمک نرم‌افزار Expert Choice وزن‌دهی و پردازش شده‌اند.
3. یافته‌ها و نتیجه‌گیری
نتایج نشان داد که ناحیه ۲ باامتیاز (0/196) دارای کمترین میزان تاب‌آوری و بیشترین آسیب‌پذیری در برابر بحران‌های شهری است، درحالی‌که ناحیه ۱ باامتیاز(0/304) شرایط کالبدی و زیرساختی مطلوب‌تر، تاب‌آوری بیشتری دارد. عوامل مؤثر بر کاهش تاب‌آوری در محدوده مورد نظر شامل قدمت بالای ساختمان‌ها، استفاده از مصالح نامناسب، عرض محدود معابر و تراکم بالای ساختمانی و جمعیتی شناسایی شد. در راستای بهبود وضعیت، راهکارهایی نظیر بهسازی معابر، مقاوم‌سازی ساختمان‌ها، توسعه زیرساخت‌های شهری، ارائه مشوق‌های مالی برای نوسازی، افزایش فضاهای باز ایمن و بازنگری در کاربری اراضی پیشنهاد گردید. اجرای این اقدامات، در قالب یک برنامه‌ریزی راهبردی با مشارکت مدیریت شهری، نهادهای اجرایی و ساکنان، می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری کالبدی منطقه و کاهش آسیب‌پذیری آن در برابر بحران‌های احتمالی داشته باشد.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی پیامدهای نوسازی در بافت‌های فرسوده شهری (مطالعه موردی محله باقرآباد شهر رشت)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404

نازیلا بنایی، اصغر شکرگزار، اسماعیل نصیری هنده خاله

چکیده چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات روند سریع شهرنشینی بروز پدیده‌ی فرسودگی است. همواره این بافت‌ها ازچالش‌های بزرگ در زمینه مدیریت شهری می‌باشند. زیرا ساکنین بافت‌های دارای فرسودگی از مشکلات زیادی رنج می‌برند . لذا نوسازی بافت فرسوده بسیار حائز اهمیت است. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثرات نوسازی‌های صورت گرفته در بافت‌های فرسوده محله باقرآباد پرداخته است.
روش بررسی : جامعه آماری در این پژوهش 5514 خانوار محله باقرآباد می‌باشد. جهت تعیین حجم جامعه نمونه تصادفی از روش کوکران استفاده شد و تعداد 360 خانوار به عنوان نمونه آماری به دست آمد. سپس براساس مطالعات صورت گرفته شاخص‌هایی انتخاب و با تدوین پرسشنامه متناسب با این شاخص‌ها به بررسی میدانی و به دست آوردن اطلاعات دراین زمینه اقدام شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها برای تحلیل آن‌ها از نرم افزارspss استفاده گردید. جهت تحیل اطلاعات آماری از آزمون علامت و آزمون کااسکوئر استفاده شد و برای طبقه‌بندی و اولویت اثرگذاری نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت نوسازی در محله باقرآباد بالاترین تاثیر مثبت را بر بعد اقتصادی گذاشته است. پس از آن به ترتیب بعدهای کالبدی و اجتماعی در رتبه‌های دوم و سوم قراردارند. پایین‌ترین تاثیر نوسازی نیز در بعد زیست‌محیطی بوده است. به عبارت دیگر نوسازی در محله باقرآباد موجب بهبود مولفه‌های اقتصادی وکالبدی شده است ولی از نظر ابعاد اجتماعی و زیست‌محیطی این نتیجه حاصل نشده و دروضعیت نامطلوب به سر می‌برد. شایان ذکر است تمامی ابعاد به جز بعد کالبدی از لحاظ آماری با اطمینان 95 درصد معنادار می‌باشند.
کلیدواژه‌ها: نوسازی، بافت فرسوده، پیامد‌های نوسازی، باقرآباد، رشت

برنامه ریزی شهری

تدوین سناریوهای استراتژیک به منظور ارتقاء تاب آوری بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 191-214

فاطمه یزدانی فرد، فاطمه ادیبی سعدی نژاد، آزاده اربابی سبزواری، حمید رضا جودکی

چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیب‌پذیری بالا در زمینه­های مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوک‌ها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتش‌سوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیب‌پذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آینده‌پژوهی نقش مؤلفه‌های تاب‌آوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تاب‌آوری بافت فرسوده شهری انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانه‌ای، اسنادی و مصاحبه‌ای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیک‌های آینده‌پژوهی و نرم‌افزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تاب‌آوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیست‌محیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با به‌کارگیری نرم‌افزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوش‌بینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهم‌ترین نتایج رتبه‌بندی‌شده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Scoreحاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشران‌های حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشران‌ها و افزایش آسیب‌پذیری رخ می‌دهد. نتیجه نهایی تأکید می‌کند که آینده تاب‌آوری منطقه به انتخاب‌های استراتژیک سیاست‌گذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیل‌های موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی بافت‌های فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان (نمونه موردی: شهر هرسین)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 498-517

علی قبادی، مهشید صحی زاده

چکیده زمینه و هدف: بافت‌های فرسوده شهری امروزه تنها یک چالش کالبدی و سازه‌ای محسوب نمی‌شوند، بلکه به دلیل انباشت نارسایی‌ها، بستری برای تضعیف هویت جمعی و تنزل جایگاه اجتماعی ساکنان خود گشته‌اند. در رویکردهای نوین بازآفرینی، گذار از نوسازی صرفاً فیزیکی به سمت «توانمندسازی اجتماع‌محور» ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ چراکه پایداری هرگونه مداخله شهری در گرو احیای کرامت انسانی، تقویت حس تعلق و بازگرداندن عزت‌نفس به شهروندانی است که باید خود، عاملان اصلی تغییر و توسعه در محیط زندگی‌شان باشند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی بافت‌های فرسوده با رویکرد ارتقاء منزلت اجتماعی شهروندان در شهر هرسین است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط با حوزه برنامه‌ریزی شهری، بافت فرسوده شهری و مدیریت شهری تشکیل می‌دهند. داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شده و برای تحلیل و رتبه‌بندی عوامل، از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره سای‌ویک (SAWIC) استفاده شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در بافت فرسوده هرسین، «فرسودگی اجتماعی» بر چالش‌های کالبدی پیشی گرفته و بُعد اجتماعی-فرهنگی با تأکید بر کاهش آسیب‌ها و ارتقای امنیت، بالاترین اولویت را نسبت به ابعاد اقتصادی و کالبدی دارد. این یافته‌ها ضرورت تغییر پارادایم از «کالبد‌محوری» به «انسان‌محوری» را اثبات کرده و نشان می‌دهند که مداخلات فیزیکی و مدیریتی تنها باید نقش تسهیل‌گر را ایفا کنند. بنابراین، موفقیت در توانمندسازی این بافت، مستلزم تمرکز راهبردی بر بازآفرینی هویت و ارتقای منزلت اجتماعی ساکنان پیش از هرگونه نوسازی فیزیکی است.

برنامه ریزی شهری

24.تحلیل زیست پذیری شهری از بعد اجتماعی- فرهنگی در محلات شهر بناب با تاکید بر دوگانگی فضایی زیست پذیری در بافت های شهری

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-381

ایوب نیکنام، عطا غفاری گیلانده، علیرضا محمدی، منصور رحمتی

چکیده زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و گسترش نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی در شهرها موجب شکل‌گیری دوگانگی فضایی و کاهش زیست‌پذیری شهری شده است. هدف این پژوهش، بررسی دوگانگی زیست‌پذیری از بعد اجتماعی و فرهنگی در محلات دو پهنه جداگانه شهر بناب است که شامل محلات دارای بافت فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی (جنوب و جنوب شرق)، و محلات با بافت غیر فرسوده (مناطق مرکزی و شمالی) می‌شود.
روش‌شناسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده‌های آن از طریق پرسشنامه‌های میدانی و منابع اسنادی گردآوری گردیده است. تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) در نرم‌افزار SPSS صورت پذیرفت و توزیع فضایی داده‌ها نیز با بهره‌گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ترسیم شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج آزمون t نشان داد که میانگین شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی در پهنه بافت غیر فرسوده (47/3) به طور معناداری بالاتر از پهنه فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی (98/2) بوده و فقط تعداد محدودی از محلات بافت فرسوده وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. تحلیل فضایی کاهش تدریجی کیفیت زیست‌پذیری را از مناطق مرکزی و شمالی به سمت محلات جنوبی و جنوب شرقی تأیید کرد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر زیست‌پذیری به ترتیب شاخص‌های امنیت (740/0)، کیفیت بهداشت (694/0) و کیفیت آموزش (682/0) بودند. همچنین توزیع نامتوازن مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی در پهنه فرسوده،موجب تشدید نابرابری‌های زیست‌پذیری گردیده است. بر مبنای یافته‌‌ها، تقویت امنیت و نظم عمومی، ارتقای کیفیت بهداشت و آموزش، بهبود زیرساخت‌های شهری، توسعه فضاهای عمومی و برنامه‌ریزی مشارکتی می‌تواند به عنوان راهکارهای کلیدی برای ارتقاء ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیست‌پذیری در این محلات مطرح گردد.

برنامه ریزی شهری و منطقه ای

تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافت‌های فرسوده شهرستان اسلامشهر به‌منظور شناسایی پیشران‌های کلیدی بازآفرینی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 159-182

سید مجتبی قاضی میرسعید، عیسی دادرسی، زینب خدمتی شاد

چکیده زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافت‌های شهری از توسعه‌ها، موجب سامان یافتن روندهایی می‌شود که به‌مرورزمان این­گونه بافت­ها را دچار فرسودگی می‌کند. اسلامشهر به‌عنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعه‌های شهری بوده است، به‌تدریج میزبان لکه‌های نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاین‌رو در سال‌های اخیر طرح‌های بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافت‌ها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافت‌های این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛
روش بررسی:  در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافت‌های فرسوده، پیشران‌های کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانه‌ای و پویش محیطی، 24 متغیر به‌عنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل‌ و وارد نرم‌افزار میک­مک گردید.
یافته ها و نتیجه گیری:  به‌عنوان نتیجه‌گیری حاصل از پژوهش، می‌توان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزه‌بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری»، «تعلق‌خاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم می‌باشند که می‌توانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.

برنامه ریزی شهری

شناسایی و تدوین راهبردهای نوسازی بافت فرسوده با تلفیق مدل‎های استراتژیک و تحلیل شبکه (SWOT - ANP) (مطالعه موردی: محله دردشت اصفهان)

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 30-48

جمال محمدی، زهرا سالاری

چکیده زمینه و هدف: امروزه به لحاظ ساختاری و عملکردی بافت­های فرسوده دچار کمبودهایی شده­اند که نمی­توانند پاسخگوی نیازهای امروزی ساکنان نیز باشند. با وجود ناکارآمدی بافت­های فرسوده شهری امروزه می­توان با کمک روش­های استراتژیک و تحلیل شبکه به ارائه راهبردهای مختلف جهت نوسازی بافت­های فرسوده پرداخت.  هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه راهبردهای نوسازی بافت فرسوده با تلفیق مدل­های استراتژیک که تحلیل شبکه در محله دردشت اصفهان صورت گرفته است.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و شیوه مطالعه برحسب روش و ماهیت، توصیفی – تحلیلی می باشد. برای گردآوری اطلاعات در این مطالعه از روش های کتابخانه ای و اسنادی، روش مشاهده مستقیم و مطالعات میدانی و پیمایشی مانند مصاحبه با مردم، کارشناسان و نخبگان شهری و تهیه­ی پرسشنامه به روش دلفی استفاده شد. پرسشنامه نیز بصورت محقق ساخته و با سوالات بسته در قالب طیف لیکرت با گویه های پنج گزینه ای تنظیم شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مسئولان و کارشناسان سازمان­ها و نهادهای مرتبط با نوسازی و بهسازی شهری می باشد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد WO1 , SO2, WT1 سه راهبرد اصلی برای نوسازی بافت فرسوده محله دردشت می باشند که عبارت اند WT1 بهبود یافتن معابر تنگ و باریک و افزایش کیفیت، SO2 احاطه شدن محله با شبکه ارتباطی مهم و تاثیر ویژه آن در بهبود کیفیت کاربری­های محله و راهبردهای بازنگری، WO1 فرصت مناسب وجود اراضی بایر و مخروبه جهت بکارگیری در راستای پیشبرد سریع برنامه ها و طرح های کالبدی به ترتیب اولویت اول تا سوم را جهت نوسازی بافت فرسوده محله دردشت را به خود اختصاص داده است.

برنامه ریزی شهری

بهسازی بافت فرسوده شهری با رویکرد افزایش ایمنی محیطی فضاهای عمومی(مطالعه موردی: محله بریانک منطقه 10 تهران)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 24-33

مجید حسن پور، سیدمجید نادری

چکیده زمینه و هدف: بهسازی بافت های فرسوده شهری امروزه از جمله راهکارهایی هست که در راستای بهبود وضعیت زندگی و به ویژه مبحث ایمنی در این بافت ها مطرح شده است.  براین اساس در پژوهش حاضر در پی بررسی بهسازی بافت فرسوده شهری با رویکرد افزایش ایمنی محیطی فضاهای عمومی(نمونه موردی؛ محله بریانک منطقه 10 تهران)می باشیم.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر توصیفی و تحلیلی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر ساکنان محله بریانک واقع در منطقه ده شهر تهران می باشند. اطلاعات مورد نیاز آن نیز از دو طریق کتابخانه ایی و میدانی با استفاده از کتابها، مقالات، پایان نامه ها، اسناد و مصاحبه و پرسشنامه و GIS جمع آوری خواهد شد. قلمرو پژوهش محله بریانک منطقه ده تهران می باشد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و از طریق نمونه‌گیری تصادفی 384 نفر به‌عنوان جامعه آماری انتخاب‌شده و پرسش‌نامه بین آنان توزیع‌شده است. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری در نرم‌افزار spss  و آزمون ضرایب، همبستگی رگرسیون و تی تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محله موجبات بهبود اسکلت بندی ساختمان ها، بهبود جنس مصالح آنها، اصلاح تعداد طبقات و درنتیجه افزایش دوام بناها و ایمنی در برابر بحران را در پی خواهد داشت. از این رو بهسازی و نوسازی بافت های مسئله دار محلات به ویژه در محله ی بریانک که بافت فرسوده بسیار زیادی دارد و موجب تنزل کیفیت زندگی برای ساکنانش شده، می تواند موجبات رونق کالبدی، اقتصادی و محیطی در این محله را فراهم نموده و افزایش کیفیت زندگی و رفاه را برای ساکنان آن به ارمغان بیاورد.

برنامه ریزی شهری

ارزیابی میزان تاب‌آوری کالبدی بافت فرسوده در مقابل مخاطرات طبیعی با تأکید بر زلزله (مطالعه موردی: محله جوادیه منطقه 16 تهران)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 98-119

مریم ایلانلو، احسان سهرابی

چکیده زمینه و هدف: در پی تغییرات سریع شـهرها بخشـی از بافت‌هـای شـهری بـه علـت فرسـودگی نتوانسـته‌اند بـا محـیط خـود و خدمات دهی به ساکنین ارتباط برقرار می‌نماید. امروز آسیب‌پذیری بافت‌های فرسوده در برابر سوانح طبیعـی بـه عنوان مسئله‌ای جهانی پیش روی مدیران شهری قرارگرفته است. با توجه بـه شـرایط و موقعیـت بافـت فرسـوده محله جوادیه واقع در منطقه 16 تهران و توجه نکردن و رسیدگی نامناسب شرایط  تاب‌آوری در برابر مخاطرات طبیعی در وضعیت نابسامانی قـرار دارد. این پژوهش به ارزیابی میزان تاب‌آوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر حوادث طبیعی با تاکید بر زلزله می‌پردازد.
روش بررسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی – تحلیلی و به دوصورت اسنادی و پیمایشی می‌باشد.  چگونگی و میزان تاب‌آوری محدوده‌ی بافت فرسوده‌ی جوادیه در برابر زلزله با هشت معیار شامل؛ نفوذپذیری محله، قدمت ساختمان، تعداد طبقات، تراکم ساختمان، تراکم جمعیت، دسترسی به فضای باز، کیفیت ابنیه و مساحت قطعات، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.  هر یک از زیرمعیارها دارای میزان اهمیت متفاوتی نسبت به دیگری می‌باشد. با توجه به نظر متخصصان شهر، وزن هر کدام از زیرمعیارها تعیین گردید و میزان اهمیت هرکدام از زیرمعیارها در  Arc Gis در مرحله‌یReclassify لحاظ گردید. در نهایت، برای تهیه‌ی پهنه‌های تاب‌آور شهر در برابر زلزله از روش تحلیل شبکه فازی  برای وزن‌دهی معیارها استفاده شد. برای وزن‌دهی از نظرات 25 کارشناس و خبره (کارمند شهرداری منطقه 10 شهرداری تهران)‌ در این زمینه استفاده شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل یافته‌ها، بیانگر آن است که میزان تاب‌آوری بافت فرسوده محله جوادیه در برابر زلزله، نامناسب است. بطوریکه با توجه به شاخص کیفیت ابنیه و  اهمیت آن در برابر زلزله، بالاترین ضریب امتیاز را این شاخص به خود اختصاص داده و برابر با  256/0می‌باشد. در اولویت دوم، نفوذپذیری محله قراردارد که امتیاز این معیار در این پژوهش معادل  248/0 بوده و بالاخره کمترین امتیاز را مساحت قطعات (045/0) به خود اختصاص داده است.  در جهت بهبود تاب‌آوری محله توسعه و به روزرسانی شبکه‌های زیرساختی محلات بافت و گسترش فضای سبز و باز در بافت فرسوده برای استفاده درزمان بحران پیشنهاد می‌گردد.

توسعه پایدار شهری

تبیین معیار‌های بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: محله بریانک منطقه 10 تهران)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 205-222

سیدمجید نادری، محمدعلی رنجبردار

چکیده زمینه و هدف: با توجه به اینکه بازآفرینی شهری سیاستی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شهر‌ها است به نحوی که منجر به ارتقای شاخص‌های زیست‌پذیری و کیفیت زندگی شهروندان و در نتیجه فراهم شدن توسعه پایدار شهری می‌شود، هدف از پژوهش حاضر تبیین معیار‌های بازآفرینی شهری در راستای دستیابی به توسعه پایدار با نمونه موردی منطقه ده تهران (محله بریانک) می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و به شیوه‌ی کتابخانه ای و می‌دانی انجام گرفته به این صورت که جهت جمع‌آوری داده‌ها از کتاب‌ها، مقالات، و پایگاه‌های معتبر علمی و پژوهشی استفاده شده و جهت تجزیه و تحلیل آن نیز از پرسشنامه و spss بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش منطقه ده تهران و محله بریانک بوده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد در صورت ارتقا کیفیت سکونت در این محله از طریق بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده، می‌توان زمینه تأمین خدمات و فضا‌های باز و سبز را در محله فراهم آورد و نقش مسکونی محله را ارتقا بخشده و مطلوبیت شرایط زندگی را در آن را افزایش داد. اگر عملکرد‌ها و کاربری‌های با مقیاس شهری در محله مستقر شوند زمینه مراجعات بیشتر به محله را فراهم آورده و می‌تواند زمینه ایجاد مشاغل جدید و رونق اقتصادی را در محله فراهم نماید. مهمترین مسأله برای برون رفت از شرایط موجود محله، و موفقیت در بازآفرینی شهری در آن، بهبود ساختار اجتماعی – اقتصادی می‌باشد و البته ناگفته پیداست که بدون دخالت و مشارکت دادن ساکنان که مهم‌ترین و اصلی‌ترین گروه‌های مواجه با معضلات این محله هستند، این مسأله راه به جایی نخواهد.

برنامه ریزی شهری

بافت‎های فرسوده فرصتی برای توسعه درون‏زای شهری در راستای تأمین مسکن محله سرچشمه منطقه سه شهر اصفهان

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 48-65

فهیمه فدائی جزی، رضا مختاری ملک آبادی، مهدی ابراهیمی بوزانی

چکیده بافت‌های فرسوده مهم‌ترین پتانسیل شهرها برای استفاده از زمین، جهت اسکان جمعیت، تأمین فضاهای باز و خدماتی و نیز بهبود محیط‌زیست محسوب می‌شوند. از سوی دیگر این بافت‌ها راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترش کالبدی شهر از زمین‌های توسعه نیافته پیرامون شهری و توسعه زمین‌های خالی و متروکه داخل متاطق شهری است که می‌تواند به احیاء و تجدید حیات شهری کمک نماید. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی ظرفیت‎پذیری بافت فرسوده در جهت تولید مسکن می‌باشد. این پژوهش از حیث ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی –تحلیلی و از حیث هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. در جهت رسیدن به اهداف پژوهش با به‌کارگیری داده‌های مکانی و انجـام تحلیل‌های مربوطه در سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل تصمیم‌گیری چنـد معیـاره AHP,VIKOR,SAW اقدام شده است. جامعه آماری این پژوهش متخصصین حوزه شهری شهر اصفهان و حجم نمونه از طریق اشباع نظری به تعداد 30 کارشناس است. روش نمونه‌گیری هم به صورت نمونه‌گیری گلوله برفی می‌باشد. نتایج حاصل از دو روش ویکور و ترکیب وزنی خطی نشان می‌دهد که از مجموع کل مساحت محله سرچشمه، در مدل ویکور حدود 336354.29 مترمربع و در مدل ترکیب خطی وزنی حدود15213.59مترمربع ظرفیت بالا جهت تولید مسکن دارا می‌باشند. ازآنجایی‌که تعداد پیکسل‌های در آستانه مطلوبیت در مدل ویکور بیشتر است خروجی مدل ویکور در جهت استفاده از بافت فرسوده جهت تأمین مسکن آتی در اولویت می‌باشد.