کاربرد اینترنت اشیا در کنترل حمل و نقل وسایلنقلیه شهری در بزرگراهها به منظور توسعه و مدیریت شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
رضا اعتباری، سیدحسن صادق زاده
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر الگوی محاسباتی جدید به نام اینترنت اشیا ظهور کرده است. استفاده از اینترنت اشیا درشبکههای وسایل نقلیه، یک فناوری جدید ارتباطات بین وسایل نقلیه را معرفی کرده است. اینترنت اشیا با فناوریهای هوشمند موجب ارتباط وسایل نقلیه با دنیای واقعی و دیجیتال میشود. اینترنت اشیا در راستای توسعه پایدار شهری در حوزهی حمل و نقل وسایل نقلیه با استفاده از فناوریهای پیشرفته، اطلاعات را جمعآوری، تولید، پردازش، تجزیه وتحلیل و مدیریت میکند. استفاده ازاین فناوری در وسایل نقلیه عمومی، توانایی وسایل نقلیه را در حمل و نقل شهری بهبود بخشیده و موجب صرفهجویی در زمان حمل ونقل، سوخت، زمان افراد و همچنین کاهش گازهای گلخانهای میشود.
روششناسی: در این مقاله به منظور توسعه پایدار شهری برای حمل و نقل وسایل نقلیه در محیطهای وسیع پیشنهادی ارائه شده است. در روش پیشنهادی تمام وسایل نقیله موجود در محیط مدنظر براساس معیاری در جهت کنترل وسایلنقلیه برای جلوگیری از ایجاد ترافیک خوشهبندی شده است. ابتدا هر وسیله نقلیه را مجهز به حسگرهایی کرده که قدرت دریافت، پردازش و انتقال داده از یک وسیله نقلیه به وسلیه نقلیه دیگری را داشته باشد. با تجهیز هر وسیلهنقلیه به حسگر، وسیلهنقلیه قادر به دریافت سرعت، داده و سایر اطلاعات را از سایر وسایلنقلیه را داشته و نیز قدرت انتقال آن به سایر وسایلنقلیه را دارد. بعد از تجهیز وسایل نقلیه به حسگرها، براساس سرعت وسایل نقلیه عمل خوشهبندی انجام میگیرد. در هر خوشه از میان اعضای خوشه وسیلهای با سرعت متوسط بعنوان سرخوشه انتخاب میشود. سرخوشه مسئول کنترل اعضای خوشه بوده و درصورت تجاوز اعضا از سرعت مشخص شده به خوشه دیگری انتقال داده میشود.
نتیجهگیری: آزمایشات نشان میدهد روش پیشنهادی نسبت به حالت عادی با کنترل سرعت وسایل نقلیه موجب کاهش ترافیک بین وسایل نقلیه شده و در نهایت میزان سوخت مصرفی وسایلنقلیه، زمان حمل و نقل و آلودگی هوا را به شکل قابل ملاحظهای کاهش میدهد. در نهایت با کاهش گازهای گلخانهای موجب توسعه و پایداری شهر میشود.
تحلیل مخاطره اخلاقی در بیمههای کشور با استفاده از رگرسیون کوانتایل و الگوریتمهای یادگیری ماشین: گامی به سوی پایداری اقتصادی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
سمیه عشایری، مهدی مرادی، سیما اسکندری سبزی، رقیه حسن زاده
چکیده کژمنشی یا رفتار فرصتطلبانه بیمهگذاران یکی از چالشهای بنیادین صنعت بیمه به شمار میرود. کژمنشی زمانی رخ میدهد که نرخ خسارت شرکت بیمه به دلیل رفتار مصرف کننده افزایش یابد، به عبارتی بیشتر از مقدار پیشبینی شده بر شرکت بیمه هزینه وارد شود.کژمنشی باعث افزایش هزینهها، کاهش کارایی و اختلال در تعادل بازار میشود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر ویژگیهای خاص رشتههای بیمه (مانند طراحی قرارداد و پیچیدگی ارزیابی ریسک) برکژمنشی در صنعت بیمه ایران طی سالهای 1376 الی 1401 انجام شده است. پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. برای تخمین کژمنشی از مدلهای درخت تصمیم و شبکه عصبی مصنوعی و به منظور اعتبارسنجی نتایج از منحنی ویژگی عملکرد گیرنده استفاده شده است. در این پژوهش، فرض بر این است که ویژگیهای خاص رشتههای بیمه میتوانند رفتارهای منجر به کژمنشی را تشدید کنند. برای رفع اثر مقیاس متغیرها و برای مقایسه معتبر ضرایب رگرسیون دادههای خسارت پرداختی چهارده رشتهی بیمهای با استفاده از امتیاز Z استانداردسازی شدند. یافتهها نشان داد، رشتههای بیمه آتشسوزی و بیمه زندگی به دلیل ویژگیهای خاص خود، مانند پیچیدگی ارزیابی ریسک و انگیزههای مالی بیشترین احتمال بروز کژمنشی را ایجاد میکنند. اعتبارسنجی نتایج، نشاندهنده صحت تخمینها و دقت بالای مدلهای مورد استفاده میباشد. بنابراین ارتقاء اخلاق حرفهای و مدیریت ریسک در این رشتهها ضرورت بیشتری دارد و پیشنهاد میشود. طراحی قراردادهای هوشمند، استفاده از سامانههای ارزیابی خسارت دیجیتال و بازنگری در ساختار تعرفهها بهصورت رشتهمحور در دستور کار نهادهای بیمهگر و سیاستگذاران در این رشتهها قرار گیرد.
ارزیابی و سنجش پایداری فیزیکی - کالبدی شهر با تاکید بر شاخص مسکن (مطالعه موردی کلانشهر اهواز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
زهرا عبدالهی، توران احمدی
چکیده پایداری شهری مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار بعنوان الگو واژه جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشههای نگرش توسعه پایدار با نارضایتی از منابع توسعه و رشد کالبدی، اجتماعی- اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی بر میگردد. با افزایش جمعیت در سالهای اخیر شهرها با گسترش فیزیکی روبرو بودهاند. لذا جهانی که در آن زندگی میکنیم، مرتبًا در حال تغییر و تحول میباشد. بنابراین داشتن یک نظام برنامهریزی به منظور ایجاد هماهنگی بین بخش مسکن و ساختمان با سایر بخشها و همچنین بین اجزا بوجود آورنده(زمین، سیستم حملونقل و غیره) با تأسیسات زیربنایی، تسهیلات عمومی، خدمات اجتماعی و غیره ضرورتی محض است. که پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی پایداری شهر در شاخص مسکن را در کلانشهر اهواز مورد مطالعه قرار داده است. که پژوهش حاضر دارای رویکرد "توسعهای – کاربردی" و ترکیبی از روشهای تحقیق "توصیفی، تحلیلی، میدانی و کتابخانهای" میباشد. لازم به ذکر است در این تحقیق رویکرد فضایی در قالب مدل آماری TOPSIS با استفاده از 24 متغیر در شاخص
مورد نظر ترکیب و استفاده گردیده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافتههای از نرمافزارهای ArcGIS، VISIO، Grafer، EXCEL و دیگر برنامههای مورد نیاز استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به صورت تک بُعدی متغیرها و وضعیت توسعه کالبدی شهر اهواز طی سا-لهای مورد بررسی که نشان از اختلاف فاحش بین هشت منطقه شهری دارد. در نهایت بر اساس آماره TOPSIS میانگین آمارها برابر 0.379 درصد بوده است. همچنین منطقه یک با میزان TOPSIS 0.583 درصد بیشترین و منطقه پنج با 0.184 درصد کمترین میزان را دارا بوده است. لازم به ذکر است بر اساس نتایج مناطق دو، سه، چهار و یک میزان تاپسیس آنها بیشتر از میانگین بوده است. لذا
ضرورت توجه و برنامه ریزی در شاخص مسکن بصورت سیستمی در هشت منطقه شهری اهواز ضرورت دارد.
فراتر از بازی: بررسی رویدادهای ورزشی بهمثابه کاتالیزورهای رفتار و هویت پایدار شهری در شهر تبریز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404
علی زینالی عظیم، باقر دست آهنین، رامین نعمتی
چکیده با تغییر رویکرد مدیریت شهری از زیرساختمحور به مردممحور، رویدادهای ورزشی بهعنوان بسترهای اجتماعی نوینی شناخته میشوند که میتوانند به شکلگیری رفتارهای پایدار، ارتقاء هویت شهری و تقویت مشارکت شهروندی کمک کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تجربههای شهروندان از رویدادهای ورزشی در شکلدهی به رفتار حمایتی و هویت پایدار شهری در شهر تبریز است. این مطالعه به روش توصیفی–تحلیلی و با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان تبریز (به تعداد ۱۶۵۳۸۲۷ نفر) و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین گردید. دادهها با پرسشنامهای ۴۱ گویهای گردآوری و با نرمافزارهای SPSS ، AMOS و EQS تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در میان ابعاد تجربه ورزشی، بُعد ورزشی با ضریب مسیر 0.35 بیشترین تأثیر را بر ادراک هویت پایدار شهری دارد، در حالی که بُعد روانی–اجتماعی با ضریب مسیر 0.25کمترین تأثیر را نشان داد. ضریب تعیین R² برای متغیر ادراک هویت پایدار شهری معادل ۰٫۵۴ بود که بیانگر تبیین ۵۴ درصد از واریانس این متغیر است. همچنین، این ادراک توانست ۳۱ درصد از واریانس رفتار حمایتی شهروندان را تبیین کند. این نتایج بیانگر آن است که تجربههای مثبت و مکرر از رویدادهای ورزشی میتواند بهعنوان یک کاتالیزور فرهنگی، نقش بسزایی در ارتقاء هویت پایدار و توسعه رفتارهای شهروندی مؤثر در تبریز ایفا کند.
ارزیابی و اولویت بندی نیازهای شهروندان از مدیریت شهری (مطالعه موردی: شهر چابهار)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 اردیبهشت 1405
عیسی شیبانی امین
چکیده
شناخت انسان شهری امروز و نیازهای شهروندان، پیشنیاز مدیریت شهری امروز است. هدف از این پژوهش بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و اولویت بندی نیازهای شهروندان شهر چابهار از مدیریت شهری و شهرداری چابهار است. روش مورد استفاده در این تحقیق مدل کانو می باشد.
در این تحقیق بر اساس مدل کانو سه نیاز شهروندان چابهار از خدمات شهرداری چابهار مورد بررسی گرفت.1- نیازهای الزامی (نیازهایی هستند که برآورده کردن آنها باعث رضایتمندی نمی شود ولی برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری می شود). 2- نیازهای یک بعدی( نیازهایی هستند که هرچه بیشتر برآورده شوند رضایتمندی مشتری بیشتر و بر عکس).3-نیازهای جذاب (نیازهایی هستند که برآورده شدن آنها باعث افزایش رضایتمندی مشتری می شود و برآورده نکردن آنها باعث نارضایتی مشتری نمی شود). تعداد 30 نفر از اساتید دانشگاه، مسئولین اجرایی و کارشناسان شهرداری چابهار انتخاب شدند و به سئوالات پرسشنامه که بر اساس مدل کانو طراحی شده بود، به دو صورت مطلوب و نامطلوب پاسخ دادند. از 25 خدمات تعریف شده برای شهرداری چابهار ، 15 فعالیت جزء نیازهای الزامی، 6 فعالیت جزء نیازهای یک بعدی، 2 فعالیت جزء نیازهای جذاب و 2 فعالیت از بی تفاوت بودن شهروندان چابهار حاصل شد. شهرداری چابهار براساس طبقه بندی و درجه بندی و اهمیت نیازها که در این تحقیق حاصل شده، برنامه ریزی و اقدام جهت ارائه خدمات شهری نماید تا افزایش رضایتمندی شهروندان به دست آید.
بررسی تغییرات فضایی ـ زمانی جزایر حرارتی شهری و عوامل مؤثر بر آن در شهر بعقوبه عراق با استفاده از سنجش از دور و GIS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
حسن محمودزاده، فیروز جعفری، احمد عادل ویسه
چکیده جزایر حرارتی شهری یکی از مهمترین پیامدهای تغییرات ساختار کالبدی و پوشش زمین در شهرهاست که میتواند تحت تأثیر گسترش سطوح ساختهشده، کاهش پوشش گیاهی و تغییر شرایط محیطی تشدید شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات فضایی ـ زمانی جزایر حرارتی شهری و عوامل مؤثر بر آن در شهر بعقوبه عراق با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد مکانی ـ زمانی است. برای تحلیل وضعیت حرارتی شهر، دادههای سنجش از دور و اطلاعات محیطی در سه دوره زمانی 1364، 1384 و 1404 مورد استفاده قرار گرفت و شاخصهای دمای سطح زمین (LST)، شاخص پوشش گیاهی نرمالشده (NDVI)، شاخص ساختوساز نرمالشده (NDBI)، رطوبت نسبی (RH)، شاخص کیفیت هوا (AQI) و جزیره حرارتی شهری (UHI) در محیط GIS استخراج و تحلیل شدند. بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر UHI نیز از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که طی دوره مورد مطالعه، نقش عوامل کالبدی و حرارتی در شکلگیری جزیره حرارتی شهر بعقوبه افزایش یافته است؛ بهطوریکه ضریب اثر NDBI بر UHI از 0.47 در سال 1364 به 0.70 در سال 1404 و ضریب LST از 0.58 به 0.80 افزایش یافته است. در مقابل، NDVI در دورههای مورد مطالعه رابطه منفی با UHI داشته و نقش تعدیلکننده پوشش گیاهی را نشان میدهد. همچنین مقدار ضریب تعیین مدل از 0.67 در سال 1364 به 0.85 در سال 1404 افزایش یافته است که بیانگر افزایش قدرت تبیین متغیرهای مورد مطالعه در توضیح تغییرات UHI است. بر اساس یافتهها، گسترش سطوح ساختهشده و کاهش پوشش گیاهی از مهمترین عوامل مرتبط با تشدید جزیره حرارتی بعقوبه محسوب میشوند. بنابراین، حفاظت و توسعه فضاهای سبز، افزایش پوشش گیاهی، کنترل گسترش سطوح نفوذناپذیر و تقویت زیرساختهای سبز و آبی میتواند در کاهش تنش حرارتی و ارتقای پایداری محیطی شهر بعقوبه مؤثر باشد.
بررسی ظرفیت ها و چالش های دیپلماسی و خواهر خواندگی شهری(مورد مطالعه: شهر بوشهر)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405
علی اکبر کیانی، محمد منصوری مقدم
چکیده شهر-بندر بوشهر به دلیل موقعیت راهبردی در ساحل خلیج فارس، سابقه طولانی در تجارت دریایی، حضور کنسولگری های خارجی و تعاملات گسترده فرهنگی، از مهمترین دروازه های ارتباطی ایران با جهان به شمار می آمده است. با این حال، تحولات اقتصادی دهه های اخیر، توسعه بنادر رقیب، پیامدهای جنگ تحمیلی و تداوم ضعف شبکه های حمل ونقل، موجب کاهش نقش بین المللی و افول کارکردهای تجاری و فرهنگی این شهر شده است. در چنین شرایطی، دیپلماسی شهری و ایجاد پیوندهای خواهرخواندگی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای بازتعریف جایگاه بوشهر در عرصه منطقه ای و جهانی مطرح شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ظرفیتها و موانع شهر بوشهر برای بهره گیری از دیپلماسی شهری و ارائه اولویتهای عملیاتی خواهرخواندگی انجام شده است. این مطالعه با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های کیفی، از طریق بررسی منابع کتابخانه ای، اسناد و مطالعات مرتبط و نیز اخذ دیدگاه های کارشناسان صورت گرفته است. با ۱۲ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد استان در شهرداری، اداره بنادر، میراث فرهنگی و دانشگاه و ... (نمونه گیری هدفمند گلوله برفی) مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با روش تحلیل مضمون (تماتیک) کدگذاری گردید. یافته ها نشان می دهد که پیشینه تاریخی، هویت چندفرهنگی، موقعیت بندری و ظرفیتهای صنعتی و گردشگری از مهمترین مزیتها و در مقابل، کمبود زیرساختهای ارتباطی (به ویژه ریلی و هوایی)، محدودیتهای نهادی، ضعف برنامه ریزی راهبردی از مهمترین موانع بوشهر برای برقراری روابط خواهرخواندگی با شهرهای همتراز به شمار می روند. همچنین، از میان ۲۵ شهر پیشنهادی، شهر دبی (امارات) در اولویت اول و شانگهای (چین) در اولویت دوم قرار گرفتند. راهبرد عملیاتی استخراج شده از ماتریس SWOT ضرورت تدوین راهبردی فعال در حوزه دیپلماسی شهری و جذب سرمایه و گردشگر و تحقق توسعه پایدار را ایجاب می نماید.
بررسی چالش ها و پیامدهای زیست محیطی ناشی از حکمرانی شهری(مورد مطالعه: شهر کاشان)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1405، صفحه 17-29
محمدصادق طالبی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به پیامدهای گسترده و اجتناب ناپذیر چالشهای زیست محیطی و اولویت پیشگیری در مدیریت مسائل شهری، شناسایی نقاط آسیبپذیر و بررسی پیامدهای این چالشها بر امنیت شهری، بهمنظور جلوگیری از تبدیل مسائل محیطزیستی به بحران، ضرورتی اساسی دارد. در این میان، کیفیت حکمرانی شهری و نحوه عملکرد نهادهای مدیریتی میتواند نقش مهمی در پیشگیری، کنترل و کاهش پیامدهای ناشی از چالشهای زیست محیطی ایفا کند. از همین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مؤلفههای حکمرانی شهری با وضعیت محیط زیست در شهر کاشان و شناسایی مهمترین چالشها و پیامدهای زیستمحیطی ناشی از وضعیت حکمرانی شهری انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانهای و روش میدانی انجام گرفت. در بخش میدانی، دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته و مبتنی بر طیف لیکرت گردآوری شد که گویههای آن با استفاده از مطالعات پیشین و نظر متخصصان تدوین گردید. برای تحلیل دادهها و بررسی رابطه میان مؤلفههای حکمرانی شهری و وضعیت محیط زیست از ماتریس همبستگی استفاده شد.
یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد که تمامی مؤلفههای حکمرانی شهری شامل مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون، عدالت و کارایی با وضعیت محیط زیست رابطه مثبت و معناداری دارند. در میان مؤلفههای مورد بررسی، پاسخگویی با ضریب همبستگی ۰٫۶۲۱ بیشترین رابطه را با وضعیت محیط زیست نشان داد و پس از آن شفافیت با ضریب ۰٫۵۷۸ و کارایی با ضریب ۰٫۵۶۷ قرار گرفتند. همچنین عدالت (۰٫۵۴۲)، مشارکت شهروندی (۰٫۵۱۲) و حاکمیت قانون (۰٫۴۹۳) نیز رابطه مثبت و معناداری با وضعیت محیط زیست داشتند. علاوه بر این، بحران بیآبی و آلودگی هوا بهعنوان مهمترین چالشهای زیست محیطی دارای ابعاد امنیتی در شهر کاشان شناسایی شدند.
مدلسازی و تبیین عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی(مطالعه موردی: شهر اهواز)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 25-51
محمد حسین ظریف، محمد حسن فردوسی، زهرا هژبرنیا، وحید رفیعی دهبیدی
چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش سازمانی (مانند در شرکت حفاری اهواز) یک ضرورت استراتژیک است، نه یک فعالیت رفاهی؛ چرا که مستقیماً بر بهرهوری، سلامت و کاهش غیبت کارکنان تأثیر میگذارد. در حال حاضر، فقدان مدل علمی برای درک عوامل مؤثر بر این توسعه در بستر بومی ایران، باعث شکست برنامهها و هدررفت منابع شده است. بنابراین، مدلسازی دقیق این عوامل (زیرساختها، فرهنگ و حمایت مدیریتی) برای تدوین و اجرای برنامههای ورزشی مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با نیازهای بومی کارکنان، یک گام بنیادین است.
روش شناسی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر برکاربریهای ورزشی در توسعه ورزش سازمانی، کارکنان شرکت حفاری شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول مورگان 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل دادهها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) نشاندهنده برازش کلی مطلوب مدل توسعه ورزش سازمانی است؛ زیرا عمده زیرشاخصها با بارهای عاملی بالاتر از 5/0، پایایی و روایی ساختاری مدل را برای پنج عامل اصلی (مدیریتی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، و فردی) تأیید میکنند. این یافته، توانایی قوی مدل را در سنجش سازههای مورد نظر اثبات مینماید. با این وجود، بارهای عاملی با قدرت تبیین کمتر در برخی ابعاد خاص (نظیر زیرشاخصهای سرمایهگذاری و برخی شایستگیهای مربیان) مشاهده شد که حاکی از لزوم تقویت و دقت بیشتر در اندازهگیری این ابعاد در پژوهشهای آتی است تا اعتبار مدل در آن حوزهها افزایش یابد. همچنین، روایی واگرا با موفقیت و بر اساس معیار فورنل و لارکر تأیید گردید، که نشاندهنده تمایز و استقلال مفهومی کامل بین پنج عامل اصلی مدل میباشد.
شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران (مطالعه موردی: محله عباسآباد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 72-91
فروغ اسکندری نسب، فرزانه ساسان پور
چکیده زمینه و هدف: مگاپروژههای شهری به عنوان نیروهای محرک تحول، نقشی تعیینکننده در شکلگیری ساختار شهرها ایفا میکنند؛ اما تأثیرگذاری آنها بر توسعه پایدار محلههای پیرامونی، پدیدهای پیچیده و گاه متناقض است. استقرار مصلای بزرگ تهران در محله عباسآباد، علاوه بر تغییرات کالبدی چشمگیر، ایجاد پارادوکسی میان رونق اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان را به دنبال داشته است که نیازمند واکاوی علمی مؤلفههای آن است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر توسعه پایدار محلی پیرامون مصلای تهران و بررسی روابط متقابل بین این مؤلفهها انجام شده است.
روششناسی: روش تحقیق از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. دادههای میدانی با استفاده از پرسشنامه محققساخته از ۳۸۴ نفر از ساکنان محله عباسآباد گردآوری شد. برای تحلیل دادهها و استخراج ابعاد پنهان تأثیرات پروژه، از آزمونهای آماری تی تست، تحلیل عاملی و تحلیل همبستگی پیرسون در محیط نرمافزاری استفاده شد.
نتایج و یافتهها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که تأثیرات پروژه در قالب نه عامل اصلی طبقهبندی میشود که ابعاد زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را در بر میگیرد. همچنین یافتههای حاصل از تحلیل همبستگی آشکار ساخت که میان رشد زیرساختی و اقتصادی با چالشهای زیستمحیطی و تغییر جمعیتی همبستگی معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، اگرچه حضور مصلا موجب افزایش اشتغال، ارتقای خدمات و تحولات کالبدی شده، اما همین فرآیند توسعه با کاهش سرانه فضای سبز، افزایش آلودگی و جابجایی جمعیت بومی همراه بوده است. این پژوهش نتیجه میگیرد که توسعه پایدار در این محله نیازمند مدیریت تعارض میان مؤلفههای رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست و ثبات اجتماعی است.
سنجش عدالت اجتماعی بر اساس شاخص شکوفایی شهری در مناطق 10 گانه شهر تبریز
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 314-334
وحید رحیمی، حسین نظم فر
چکیده زمینه و هدف: جهان امروز با توجه به رخدادها و دگرگونی های بنیادین که در حال سپری کردن است نیازمند شاخص ها و معیارهای نو و پویا جهت بسط عدالت در تمام وجوه خود به ویژه توزیع خدمات و امکانات شهری در کل وسعت شهر به صورت عادلانه و متوازن می باشد. با توجه به نابسامانی های موجود در توزیع خدمات و امکانات که در شهرهای کشورهای جهان سوم و درحال توسعه وجود دارد، در طول سال های اخیر تلاش های جامعه علمی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به الگویی بهینه از زندگی شهری توام با عدالت اجتماعی منجر به ارائه الگویی هایی شده است که هدف نهایی آن ها تحقق توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها بوده است. شاخص شکوفایی شهری (CPI) زوایای مختلف سیستم شهری را تحت تأثیر قرار داده و با بررسی ابعاد مختلف زندگی شهری به نوعی سعی در تحقق عدالت در شهرها دارد. یکی از مهمترین ابعاد 5 گانه شکوفایی شهری بررسی شهرها از نظر برخورداری از عدالت اجتماعی در توزیع امکانات و خدمات در شهرها می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مناطق 10گانه شهر تبریز به لحاظ برخورداری از این شاخص انجام شده است. روش شناسی: رای رسیدن به هدف پژوهش، از 5 شاخص و معیار با توجه به محدودیت هاو نبود آمار رسمی بهره گرفته شده است. محدوده مکانی مناطق 10 گانه شهر تبریز و مدل بهکار برده شده جهت رتبه بندی مناطق پرومته و تحلیل گایا، جهت وزن دهی از مدل ANP و برای ترسیم نقشه از GIS استفاده شده است. یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل شاخص عدالت اجتماعی در قالب 5 زیرمعیار در مناطق 10گانه شهر تبریز نشان میدهد که منطقه 6 با کسب Phi خالص 400/0 و امتیاز 100 رتبه اول را به لحاظ برخورداری از زیرشاخصهای عدالت اجتماعی به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم، منطقه 2 شهر تبریز با کسب Phi خالص 178/0 و امتیاز 39/61 قرار دارد. بعد از منطقه 2، مناطق 1، 5 و 9 به ترتیب با کسب Phi خالص156/0، 133/0 و 044/0 و امتیاز 65/58، 04/56 و 84/46 در دامنه برخورداری متوسط به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. در دامنه برخورداری پایین مناطق 8، 4، 3 و 7 به ترتیب با کسب Phi خالص044/0، 067/0، 178/0 و 200/0 و امتیاز 21/39، 50/37، 92/29 و 57/28 واقع شدهاند. در رتبه آخر و دامنه برخورداری خیلی پایین، منطقه 10 شهر تبریز قرار دارد که به لحاظ برخورداری از شاخصهای عدالت اجتماعی در شرایط بسیار نامطلوب قرار دارد. بنابراین از میان مناطق دهگانه شهر تبریز تنها منطقه 6 و منطقه 2 از نظر شاخص عدالت اجتماعی در رتبههای بالا و خیلی بالا قرار دارند، در حالی که مناطق 8، 4، 3 و 7 در وضعیت نامطلوب و منطقه 10 در وضعیت بسیار نامطلوب به لحاظ برخورداری از شاخص عدالت اجتماعی قرار دارند. بنابراین گسترش متوازن و ارتقاء عوامل و متغیرهای پیش برنده ی عدالت اجتماعی در مناطق تبریز باید در دستور کار مسئولین و مدیران شهری قرار گیرد.
نقش مجتمعهای ایستگاهی مترو در کاهش نابرابریهای فضایی (مطالعه موردی: مجتمع ایستگاهی مترو آهنگ در منطقه 14 کلانشهر تهران)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 335-362
ابراهیم شیرعلی، محمد اسکندری نسب، مهرداد کرمی
چکیده زمینه و هدف: توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی، خصوصاً ایجاد مجتمعهای ایستگاهی، فراتر از کارکردهای ترافیکی و کالبدی، نقشی کلیدی در بازتوزیع منابع و خدمات شهری و تعدیل عدالت فضایی ایفا میکند. از این رو مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش ایجاد پروژه مجتمع ایستگاهی مترو آهنگ در تعدیل یا تشدید نابرابریهای فضایی در منطقه 14 شهر تهران، با الهام از چارچوب نظری عدالت فضایی، (سه بعد عدالت توزیعی، رویهای و شناختی) و روششناسی، تلفیقی (کمی-کیفی) انجام شده است. روش شناسی: در بخش کیفی با روش مصاحبه نیمهساختاریافته، 17 مصاحبه عمیق با ذینفعان کلیدی (شورایاران، معاونتهای شهرداری، کسبه و مشاوران املاک) به روش تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحلهاکمی از طریق پیمایش و نمونهگیری تصادفی در میان شهروندان بالای 18 ساله در چهار محله پیرامونی پروژه، 400 پرسشنامه حضوری از ساکنان تکمیل شد و نتایج با روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل گردید. نتایج و یافته ها: یافتهها کمی نشان داد که محدوده مورد مطالعه با نابرابری فضایی انباشته پیشین و رضایت پایین از خدمات شهری (میانگین ۳۷.۳ از ۱۰۰) مواجه است. اگرچه احداث مجتمع ایستگاهی از نظر شهروندان پاسخی به نیازهای توزیعی مبرم محله (بهویژه مراکز خرید با میانگین اولویت ۸.۰۶ و مراکز فرهنگی-تفریحی با میانگین ۷.۸۶) تلقی میشود. از سویی تحلیل یافتههای تلفیقی نشاندهنده احتمال تشدید نابرابریهاست. این تهدیدها شامل خطر اعیانیسازی کالبدی و جابهجایی اجباری مستأجران کمدرآمد، تضعیف اقتصاد خرد محلی در رقابت با مگامال، سرریز بار ترافیکی و کمبود شدید جای پارک (رضایت ۷.۲ از ۱۰۰)، و خدشهدار شدن هویت فرهنگی-مذهبی محله قدیمی حسینآباد دولاب است. علاوه بر این، ابعاد رویهای عدالت به دلیل طرد مشارکتی ساکنان و بیاطلاعی ۳۷ درصدی شهروندان از فرآیند پروژه مخدوش ارزیابی شد. در نهایت، مقاله حاضر نشان میدهد برای موفقیت پروژه در تعدیل نابرابریها، میبایست از منطق اقتصادی صرف به رویکردی عدالتمحور عبور کرد؛ این امر مستلزم بازنگری در طراحی و برنامهریزی متناسب با قدرت خرید محلی، جلب مشارکت واقعی ذینفعان محلی در تصمیمگیریها، اعمال سیاستهای حمایتی از کسبوکارهای خرد و نظرداشت به هویت مذهبی-سنتی محله است.
تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شهر بجنورد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 407-419
مرضیه نجفی، فروغ خزاعی نژاد، محمدرضا غلامی
چکیده زمینه و هدف: مشارکت شهروندان یکی از مؤلفههای اساسی تحقق حکمرانی مطلوب و توسعه پایدار شهری بهشمار میرود و نقش مهمی در بهبود کیفیت محیط زیست شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در بهبود محیط زیست شهری در شهر بجنورد انجام شده است. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی ـ تحلیلی است. دادههای پژوهش با بهرهگیری از روشهای اسنادی و میدانی گردآوری شده و ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است که با روش نمونهگیری گلولهبرفی در میان ۳۰ نفر از نخبگان آشنا با حوزههای مدیریت شهری، محیطزیست و مشارکت اجتماعی توزیع شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مناسب انجام گرفت. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد سطح مشارکت شهروندان در بهبود محیط4زیست شهری بجنورد در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد، بهگونهای که میانگین گویههای سنجش مشارکت بهطور معناداری بالاتر از حد متوسط نظری (۳) بوده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر معنادار آگاهی زیستمحیطی بر میزان مشارکت شهروندان است (01/0> Sig ،543/0 = Beta). یافتهها نشان میدهد میان آگاهی زیستمحیطی و مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (44/0 = r). در مقابل، متغیر نبود زیرساختهای قانونی تأثیر معناداری بر مشارکت نشان نداد (05/0< Sig). بهطور کلی، ارتقای آگاهی زیستمحیطی، تقویت اعتماد اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی بهعنوان عوامل کلیدی در افزایش مشارکت شهروندان در حفاظت و بهبود محیطزیست شهری شناخته میشوند. بر این اساس، توجه به سیاستهای آموزشی، اطلاعرسانی هدفمند و تقویت ارتباط میان نهادهای شهری و شهروندان میتواند نقش مؤثری در توسعه مشارکت پایدار زیستمحیطی ایفا کند.
5. مرور نظام مند مقاله های علمی مبتنی بر مفهوم شهر هوشمند پایدار در ایران و جهان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 80-95
علی مغتفری، مرتضی طلاچیان، علیرضا استعلاجی، محمد رضا فرزاد بهتاش
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، با رشد فزاینده جمعیت شهری و فشارهای ناشی از مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی، نظریه «شهر هوشمند پایدار» به یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری بدل شده است. هدف این پژوهش، انجام یک مرور نظاممند تطبیقی بر مطالعات انجامشده در حوزه شهر هوشمند پایدار در سطح ایران و جهان است تا الگوهای نظری، وجوه اشتراک و افتراق، و همچنین شکافهای پژوهشی موجود در این حوزه شناسایی و تحلیل گردد.
روششناسی: این مطالعه با بهرهگیری از روش مرور نظاممند و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 31 مقاله علمی منتشرشده در پایگاههای معتبر داخلی و بینالمللی در بازه زمانی 2024-2017 بوده که با استفاده از روشهای استاندارد گزینش و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند.
نتایج و یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که در سطح جهانی، پارادایم شهر هوشمند پایدار بهعنوان مفهومی چندبعدی و پویا درک میشود که در آن فناوری در خدمت تحقق اهداف کلانتری همچون پایداری زیستمحیطی، عدالت اجتماعی، حکمرانی مشارکتی، تابآوری و ارتقای کیفیت زندگی قرار دارد. در مقابل، در مطالعات داخلی ایران، تأکید غالب بر جنبههای فنی و زیرساختی هوشمندسازی بوده و ابعاد نظری، اجتماعی و شهروندمحور این مفهوم کمتر مورد توجه واقع شده است. این شکاف، لزوم بازنگری در رویکردهای پژوهشی و سیاستگذاری در بستر ملی را برای حرکت به سمت تحقق همهجانبه شهر هوشمند پایدار نشان میدهد.
8.تحلیل وضعیت حکمروایی خوب شهری(مطالعه موردی: شهر اردبیل)
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 123-135
محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه و هدف: حرکت به سمت ایجاد حکمروایی خوب شهری اجتناب ناپذیر و ضروری است. حکمروایی خوب شهری امروزه از مباحث مهم و مطرح جامعه است، بر این مفهوم که مدیریت شهری بجای آنکه به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را بعهده گیرد، باید در کنار شهروندان بعنوان یکی از نهادها یا عوامل مسئول اداره جامعه محسوب شود و با این تغبیر مدیریت شهری نقش تسهیل کننده و زمینه ساز توسعه جامعه شهری و محلی را ایفا کند. مدیریت شهری اردبیل نیز می تواند در جهت حکمروایی خوب شهری و مسائل شهری آن از قبیل کاهش آلودگی ها، حمل و نقل عمومی و... در جهت راهبرد حکمروایی خوب شهر اردبیل جهت دست یابی به توسعه پایدار برنامه ریزی شود.
روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم و حکمروایی خوب شهری ، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد.
نتایج و یافته ها: نتیجه حاصله از جایگاه حکمروائی خوب شهری در شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف و تهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.
11.تدوین اصول طراحی شهری انرژی محور با تأکید بر رویکرد LEED-ND(مطالعه موردی:کوی ولیعصر شهر تبریز)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 148-168
جواد ایمانی شاملو، سلوی بهشتی اصل
چکیده زمینه و هدف: شهرها حدود سهچهارم از انرژی اولیه جهان را مصرف میکنند و نزدیک به 60% از انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص دادهاند. بنابر گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در حال حاضر حدود 15% از جمعیت جهان در وضعیت فقر انرژی به سر میبرند که بیانگر آغاز نخستین بحران جهانی انرژی است. با توجه به اهمیت و ضرورت مسأله انرژی در دیدگاه های جهانی و نیز محدودیت های منابع و حفاظت از آنها این موضوع را به یکی از چالش های عصر حاضر تبدیل کرده است. یکی از چالشهای اساسی، فقدان برنامهریزی و طراحی مؤثر برای محلههای جدید و استمرار بهرهگیری از الگوهای طرحهای جامع و تفصیلی است در پاسخ به این چالشها، رویکردهای نوینی مبتنی بر اصول توسعه پایدار پیشنهاد شدهاند. یکی از روشهای ارزیابی میزان پایداری، بهرهگیری از تحلیلهایی مبتنی بر شاخصهای برگرفته از گواهینامههای زیستمحیطی است که در میان طراحان و برنامهریزان سیستم رتبهبندی، LEED-ND به عنوان رویکردی مبتنی بر بازار برای ترویج پایداری از طریق طراحی، محبوبیت فزایندهای پیدا کرده است. این چارچوب رویکردی جامع برای طراحی و ارزیابی فضاهای شهری ارائه میکند که بر پایداری، تابآوری و رفاه اجتماعی اولویت میدهد. از اینرو هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت پایداری در کوی ولیعصر کلانشهر تبریز بر اساس معیارهای LEED-ND و تدوین اصول طراحی شهری کارآمد و متناسب با شرایط بومی این کوی است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کمی است به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت نیز، توصیفی میباشد. برای گردآوری اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل از روشهای کتابخانهای و برداشت میدانی استفاده شدهاست و مدل به کار گرفته شده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، مدل LEED-ND است که در این پژوهش 16 معیار و شاخص جهت سنجش انتخاب شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد کوی در سطح نقرهای قرار دارد با توجه به کمبود منابع انرژی، افزایش جمعیت و مصرف انرژی، این کوی نیازمند تدوین اصول طراحی شهری میباشد تا بتواند به اهداف پایدار نزدیکتر شود. نتایج نشان میدهد محدوده امتیاز شاخصهای حفاظت از شیبهای تند، مراکز محلهای مختلط، دسترسی به امکانات تفریحی، خیابانهای درخت دار و سایه دار و مدارس محله را کامل بدست آوردهاست که نیازمند حفظ و تقویت این شاخصها می باشد و برای سایر شاخص ها جهت دستیابی به امتیاز لازم باید اقداماتی صورت گیرد.
17.تحلیل شاخصهای زیستپذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 251-270
عطا غفاری گیلانده، ایوب نیکنام، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالشهای قابلتوجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنههای مختلف شهری شامل بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویتبندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامهریزی هدفمند فراهم آورد.
روششناسی: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای اسنادی و میدانی انجام گردید. دادههای میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمعآوری و پس از پردازش در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. شاخصهای کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساختوساز، شبکه حملونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با بهکارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبهبندی شدند.
یافتهها و نتایج: یافتهها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجهاند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوبتری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایینترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
1.شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-18
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهرهگیری از فناوریها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالشها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامهریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد.
روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاههای آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد.
یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرمافزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایهگذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عاملهای پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویتهای 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجملهای در نرمافزار SPSS و جمعآوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامهریزی مناسب میباشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
1.بررسی کارایی سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی در خانههای سنتی ایران: تحلیل کمی و کیفی در اقلیمهای گرم و خشک
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-22
صفورا روحی، جمال الدین مهدی نژاد
چکیده زمینه و هدف: سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی نقش مهمی در حفظ راحتی حرارتی در خانههای سنتی ایران، به ویژه در اقلیمهای گرم و خشک، ایفا میکنند. هدف این مطالعه بررسی کارایی این سیستمها از طریق تحلیل کمی و کیفی است تا بتوان نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه داد.
روش بررسی: این پژوهش به صورت تحلیل موردی در مناطق گرم و خشک ایران انجام شده است. دادههای جمعآوری شده شامل مشاهدات میدانی، مصاحبه با ساکنین و مطالعات پیشین است. از روشهای تحلیلی کمی و کیفی برای ارزیابی کارایی حرارتی و سایر جنبههای مرتبط با سیستمهای سرمایش غیرفعال استفاده شده است.
یافتهها و نتیجه گیری: این پژوهش نشان میدهد که سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی در خانههای سنتی اقلیم گرم و خشک توانایی تأمین آسایش حرارتی را دارند، اما نیاز به بهبودهایی دارند تا بتوانند با سیستمهای مدرن رقابت کنند. استفاده گسترده از کولرهای تبخیری نشان میدهد که سیستمهای غیرفعال باید کارآمدتر شوند. پیشنهاد میشود تحقیقات بیشتری برای بهینهسازی و بهبود کارایی این سیستمها انجام شود تا بتوانند نقش مؤثرتری در تأمین آسایش حرارتی و کاهش مصرف انرژی ایفا کنند.دمای آسایش: نظرسنجی آسایش حرارتی دمای خنثی 28 درجه سانتیگراد و دامنه دمای آسایش بین 25 تا 30 درجه سانتیگراد را برای ساکنان خانههای بومی حیاط مرکزی در اقلیم گرم و خشک ایران تعیین کرد.توانایی سیستمهای غیرفعال:خانههای بومی نمیتوانند دمای آسایش را در طول یک روز گرم تابستانی تأمین کنند، مگر در زیرزمینها. اما این ساختمانها میتوانند نیاز به سرمایش فضایی را با استفاده از تدابیر خنککننده غیرفعال به حدی کاهش دهند که نیاز به سیستمهای خنککننده متعارف کمتر شود.پاسخگویی به اقلیم:ساختمانهای سنتی بهطور قابل توجهی به اقلیم پاسخگو هستند و میتوانند به کاهش تقاضای برق اوج و جبران خنککنندههای مکانیکی کمک کنند.تنوع فضاها: تنوع فضاها در خانههای بومی امکان انتخاب و سازگاری بیشتر را برای ساکنان فراهم میکند.
4.تحلیل عامل اکتشافی مسکن سالم از دیدگاه شهروندان جهت دورکاری(مطالعه موردی : شهر دزفول)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 56-67
الیاس مودت
چکیده زمینه و هدف: اصولاً توسعه تغییر بنیادی در متغیرهای اجتماعی، کالبدی و بهداشتی هر جامعه محسوب میشود و تحقق آن، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ابعاد گوناگون آن است. یکی از عواملی که باعث توجه بیشتر به مسکن سالم در هر منطقه سکونتی شده است؛ دورکاری و رابطه آن با مسکن در شهرسازی مدرن است که به عنوان تبلور فضایی و تجسم کالبدی فعالیت سکونتی انسان در این شرایط نمود و بروز پیدا میکند. که از یک طرف کیفیت مسکن، از نظر تاثیری که بر سلامتی، ایمنی و شرایط مناسب زیست دارد. از طرفی دورکاری، در خردترین واحد شهری یعنی(مسکن) انجام میگیرد.
روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق بصورت ترکیبی(توصیفی، میدانی و تحلیلی) در نمونه حیاتی ترین زیرساخت شهری یعنی کارکنان سازمان آبفا شهر دزفول با تلفیق موضوع مسکن سالم و دورکاری اقدام به بررسی موضوع نموده است. لازم به ذکر است یافته ها بصورت پرسشنامه با کل جامعه آماری این سازمان بعد از تائید روایی و پایایی انجام گرفته است. که جهت تحلیل یافته ها از تکنیک تحلیل عامل اکتشافی، سنجش همسانی وزنی و نرمافزارهای Grafer، Visio، Excel، GIS و SPSS استفاده گردیده است.
نتایج و یافتهها: یافته های تحقیق نشان داده است دورکاری کارکنان فقط بعنوان یک شغل(42/22)، تعداد اتاق در مسکن جهت دور کاری(83/13)، فضای اختصاصی(آرامش) در مسکن(11/13)، وضعیت اینترنت(16/9)، دسترسی و کیفیت تلفن همراه(10/9)، کارایی تلوزیون در مسکن(16/7)، تداخل استفاده از تجهیزات(8/5) بیشترین و مهمترین متغیرهای تاثیرگذار جهت داشتن مسکن سالم برای دورکاری کارکنان بوده است.
24. ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 412-428
محمدحسن یزدانی، عبدالاله جبار علوان، مریم جامی اودولو، رسول عباسی تقی دیزج
چکیده زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوههای معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی، محلهها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخصهای مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث میشود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آنها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محلهها شکل میگیرد و بر همین اساس ادامه مییابد. از این رو، توسعه محلهای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار میآید.، از این رو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا تدوین یافته است.
روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روشهای میدانی و اسنادی گردآوری شدهاند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر 6 محله از محلات واقع در اطراف میباشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهرهگیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار بهدستآمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشاندهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 بهدست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق میباشد.
یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخصهای به کاررفته در پژوهش و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفتهاند. متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامههای توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آنها ضروری مینماید.
11.تحلیل فضاهای عمومی ایمن (مطالعه موردی: بوستانهای شهر شیراز)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 145-161
حسین ابراهیم زاده آسمین، اباذر اشنری مهرجردی
چکیده زمینه و هدف: در قرن حاضر محیط ها ی نامطلوب شهر ی باعث مشکالت بسیاری برای امنیت شهروندان شده و آسیبهای اجتماعی رشد بیشتری داشته است که در نتیجه مردم احساس ناامنی می کنند. در همین رابطه، مقاله حاضر با هدف ارزیابی متغیرها و شاخصهای ایمنی در بوستانهای شهر شیراز و سنجش و رتبهبندی آنها بر اساس این شاخصها صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر روش توصیفی-تحلیلی و نوع آن کاربردی است. جامعه آماری کلیه شهروندان بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه در میان 300 نفر بعنوان نمونه، انجام و با استفاده از آزمونهای آماری T تک نمونهای و کروسکال والیس به تجزیه و تحلیل پژوهش پرداخته شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج بیانگر آنست که میانگین کلی ایمنی در بوستانهای مورد بررسی درحد متوسط قرار گرفته و شاخصهای دسترسی فیزیکی، طراحی خوانا، روشنایی، ایمنی فیزیکی، احساس ایمنی و ایمنی بهداشتی با میانگینهای 2.64، 2.83، 2.85، 2.89، 3.07، 3.41(با توجه به میانگین نرمال 3)، به ترتیب در وضعیت متوسط رو به پایینی قرار گرفتهاند و بوستانهای آزادی، بعثت، قدوسی غربی، خلدبرین، کوثر و چمران با میانگین رتبههای 2.69، 2.74، 2.17، 1.7، 2.49، 3.46 به ترتیب در رتبههای اول تا ششم از نظر شاخصهای ایمنی مورد مطالعه قرار دارند. بنابراین، با توجه به یافتهها، پیشنهاد می شود: بهبود وضعیت روشنایی محوطهی بوستانها جهت استفادهی شبانه استفادهکنندگان و حفاظت از تجهیزات در بوستان، رسیدگی به سرویسهای بهداشتی و چارهاندیشی و انجام تدابیری جهت ممانعت از ورود معتادان و ولگردان خیابانی به داخل بوستانها و غیره جهت بهبود وضعیت ایمنی بوستانهای مورد پژوهش مد نظر قرار گیرد.
23.بررسی میزان آلودگی آب در مناطق دگرسانی و کانی سازی (مطالعه موردی: شمال غرب مشگین شهر )
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 347-362
سید غفور علوی، علیرضا صفاری
چکیده زمینه و هدف: آب از پراهمیتترین و بنیادیترین عوامل حیات موجودات زنده است، در این خصوص یکی از مهمترین مقولههایی که آن را تحت تاثیر قرار میدهد دگرسانی و کانیسازی میباشد. در این راستا خاک شمال غرب مشگین شهر که در معرض فرآیندهای کانیسازی و دگرسانی قرار گرفته اند، حاوی مقادیر زیادی عناصر سمی و سنگین هستند که بر کیفیت آب این منطقه اثر میگذارد. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر مطالعه میزان آلودگی آب موجود در چاه، چشمه و رودخانه توسط فلزات سنگین در مناطق دگرسانی و کانیسانی در شمال غرب مشگینشهر میباشد.
روش شناسی: در پژوهش حاضر به فراخور نیاز از مطالعات کتابخانهای، میدانی بهره برده شده است. بر اساس این داده ها با استفاده از نقشههای توپوگرافی (1:250000،1:50000 ) و مطالعه عکسهای هوایی (1:20000) نقشه هیدروگرافی منطقه تهیه شد. در ادامه فرآیند کار نیز به نمونهبرداری آب از 3 منبع چاه، چشمه و رودخانه پرداخته شده و جهت آنالیز شیمیایی این نمونهها از استانداردهای موجود (WHO) استفاده شد. در این خصوص از 20 نقطه از منابع چاه، چشمه، آبراهه و رودخانه قره سو در مناطق دگرسانی و غیر دگرسانی به صورت موردی نمونهبرداری انجام شد..
یافتهها و نتیجهگیری: بررسیهای به عمل آمده بر اساس نمودار پایپر، ویلکوکس، شولر و همچنین نمودار استیف نشان داد اغلب آبهای منطقه مورد مطالعه در زمره آبهای نامطلوب و غیرقابل شرب و مضر برای کشاورزی هستند. ضریب لانژیه نیز بیانگر رسوبدهندگی تا خورندگی بسیار بالا میباشند. بخش دیگر یافتههای پژوهش نیز مبتنی بر رفتار ژئوشیمیایی عناصر (آهن،آرسینک، مس، مولییدین، سرب، آنتیموان و روی) بوده است. بررسیهای به عمل آمده در این خصوص نیز نشان داد در اغلب موارد آبهای مورد مطالعه دارای عناصر بیشتری نسبت به حد مجاز و استاندارد اعلام شده میباشند. این در حالی است در خصوص عنصر سرب تمامی نمونههای آب منطقه در مقایسه با استاندارد توصیه شده جهت آبیاری از کیفیت مطلوب برخوردارند. نتایج به دست آمده از تجزیه شیمیایی آبها در منطقه مورد مطالعه نشان میدهد که آبهای زیرزمینی مناطق دگرسانی عمدتاً سولفاته، منیزیمی و کلسیمی هستند و با تشدید دگرسانی میزان عناصر خاکی و اسیدیهای قوی نیز افزایش مییابد.. اغلب آبهای مناطق کانیسازی و دگرسانی در زمره آبهای نامطلوب و بد شناخته شده و جهت شرب و کشاورزی نیز مضر هستند.
3.عوامل تأثیرگذار مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز و عملکرد پایدار شهری(مطالعه موردی:شهر زنجان)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 33-47
مهدی اجلی
چکیده زمینه و هدف: توسعه پایدار و بهبود عملکرد پایدار شهری یکی از مهمترین دغدغههای مسئولان شهری به ویژه شهرداریها میباشد. در این زمینه مدیریت زنجیره تأمین سبز میتواند نقش بسزایی در بهبود عملکرد ایفا نماید؛ به طوری که با توانمندسازی سبز، آموزش سبز، مدیریت عملکرد سبز، پاداش سبز و استخدام و انتخاب سبز میتوان به زنجیره تأمین سبز بهتری در مدیریت شهری دست یافت. از طرفی همه شیوههای سبز تأثیر مثبتی بر عملکرد پایدار (محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی) شهری دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل تأثیرگذار مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز و عملکرد پایدار شهر زنجان میباشد.
روش بررسی: روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی و از نظر تحلیل، کمی میباشد. جامعه آماری شامل خبرگان دردسترس شهری با دانش و تسط کافی بر متغیرهای پژوهش به تعداد 80 هستند که با توجه به تعداد کم جامعه، از تمامی خبرگان به عنوان نمونه استفاده شد. مدل مفهومی پژوهش با تجمیع مطالعات قبلی و تکمیل مفاهیم توسط محقق پیشنهاد شد که مشتمل بر 5 فرضیه اصلی است. به منظور آزمون فرضیهها از رویکرد تحلیل مسیر با نرمافزار SPLS بهره گرفته شد.
یافته ها و نتیجه گیری: خروجی آزمون حاکی از تأثیر مثبت: "عملیات مدیریت منابع انسانی سبز بر شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز (داخلی و خارجی) و عملکرد پایداری" و "شیوههای مدیریت زنجیره تأمین سبز داخلی و خارجی بر عملکرد پایداری" است. سپس، با استفاده از تکنیک "تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی ترجیحی با عنوان سوارا" و نظرات خبرگان، سه سازه اصلی پژوهش موردارزیابی قرار گرفتند و اولویتبندی آنها تعیین شد. نتیجه نشان داد که سازه اول (شیوههای مدیریت منابع انسانی سبز) در رتبه اول از لحاظ تأثیرگذاری بر عملکرد پایدار شهری قرار گرفت لذا شیوههای آن (توسعه و آموزش، توانمندسازی، پاداش، مدیریت عملکرد، استخدام) طی پرسشنامهای در اختیار مجدد خبرگان و متخصصان قرار گرفت و ارزیابی نهایی آنها صورت گرفت. تحلیل نهایی نشان داد که شیوه دوم (توانمندسازی نیروی انسانی) با بالاترین وزن در اولویت اول بهبود وضعیت عملکرد پایدار شهری قرار دارد. بدین منظور، مسئولان شهری بایستی به جذب افرادی مبادرت ورزند که نگرانیهای زیستمحیطی را در اولویت قرار میدهند، مهارتهای پایداری خود را توسعه میدهند، عملکرد خود را از منظر زیستمحیطی ارزیابی میکنند و انگیزه رفتار مسئولانه محیطزیست را ایجاد میکنند.
9.ارزیابی کمی و کیفی سیستمهای سرمایش غیرفعال در معماری سنتی ایران: بررسی کارایی حرارتی و پایداری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 131-150
صفورا روحی، جمال الدین مهدی نژاد
چکیده زمینه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی سیستمهای سرمایش غیرفعال بومی (VPCSs) در بناهای سنتی اقلیمهای گرم و خشک ایران میپردازد. این مطالعه تلاش میکند تا میزان کارآمدی این سیستمها در فراهم کردن آسایش حرارتی بدون نیاز به استفاده از سیستمهای خنککننده متعارف را ارزیابی کند. برای دستیابی به این هدف، دامنه دمای آسایش تعیین شده و با دماهای داخلی این بناها مقایسه میشود. این پژوهش به مرور و تحلیل مطالعات مرتبط با آسایش حرارتی، پیشبینی دمای آسایش و مطالعات میدانی مرتبط با آسایش حرارتی در فضاهای داخلی تهویهشده بهطور طبیعی میپردازد. همچنین مدلهای معتبر پیشبینی دمای آسایش را بررسی کرده و به نقاط قوت و ضعف ذاتی آنها اشاره میکند.
روش بررسی: به صورت توصیفی-تحلیلی انجام میشود. جمعآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با کارشناسان و مسئولین مربوطه در کشورهای مورد مطالعه انجام خواهد شد. روش تحلیل دادهها شامل تحلیل مقایسهای سیاستها و استراتژیها و بررسی مطالعات موردی کشورهای موفق است. همچنین، اطمینان از دقت اندازهگیری دماهای داخلی و سایر متغیرهای اقلیمی و ادغام دانش میانرشتهای معماری، علوم محیطی و مهندسی برای تحلیل کامل سیستمهای سرمایشی غیرفعال ضروری است.
یافتهها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که سیستمهای سرمایش غیرفعال در ساختمانهای سنتی قادر به فراهم کردن آسایش حرارتی مناسب بدون استفاده از سیستمهای خنککننده متعارف هستند. این سیستمها با بهرهگیری از ویژگیهای طبیعی محیط و طراحی پایدار، به کاهش مصرف انرژی و بهبود پایداری زیستمحیطی کمک میکنند. همچنین، بهینهسازی تکنیکهای سرمایش غیرفعال میتواند نقش مهمی در توسعه پایدار و حفظ منابع طبیعی داشته باشد. مطالعه تطبیقی سیستمهای سرمایش فعال و غیرفعال نیز درک بهتری از مزایا و معایب هر یک ارائه میدهد.
