تأثیرات متقابل تورم و توسعه اقتصادی در ایران و عراق: یک بررسی دادهای
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
سید کمال صادقی، کوثر جواد یوسف
چکیده مقدمه و هدف: تورم بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی، تأثیرات عمیقی بر فرآیند توسعه اقتصادی کشورها دارد. این پژوهش به بررسی تأثیرات متقابل تورم و ابعاد توسعه اقتصادی در ایران و عراق میپردازد و هدف آن تحلیل روابط بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی مختلف از جمله تولید، کشاورزی، صنعت، وابستگی، آموزش و سلامت است.
روش: این مطالعه با استفاده از دادههای طولانیمدت از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲4 برای هر دو کشور، به تحلیل تأثیر تورم بر ابعاد مختلف توسعه اقتصادی میپردازد. دادهها از منابع معتبر مانند بانک جهانی جمعآوری شده و با استفاده از آزمونهای دیکی-فولر، همانباشتگی یوهانسون و علیت گرنجر، روابط بین متغیرها ارزیابی میشود. همچنین، مدلهای رگرسیونی برای بررسی تأثیرات تورم بر هر یک از ابعاد توسعه اقتصادی بهکار گرفته میشود.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که تمامی شاخصهای اقتصادی در هر دو کشور ایستا هستند و روابط معناداری بین نرخ تورم و متغیرهای اقتصادی وجود دارد. در ایران، افزایش نرخ تورم با افزایش جزئی در تولید ناخالص داخلی (GDP) همراه است، اما تأثیرات منفی قابل توجهی بر بخشهای کشاورزی، سلامت و آموزش دارد. در عراق، تورم بهعنوان محرک رشد اقتصادی در نظر گرفته میشود، هرچند تأثیرات منفی آن بر سلامت و آموزش نیز مشهود است.
نتیجهگیری: این پژوهش تأکید میکند که کنترل تورم میتواند به بهبود شرایط اقتصادی و توسعه پایدار در ایران و عراق کمک کند. همچنین، نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مرجع مفیدی برای سیاستگذاران و تحلیلگران اقتصادی در تدوین استراتژیهای مؤثر برای مدیریت تورم و حمایت از رشد اقتصادی بهکار رود. با توجه به تأثیرات عمیق نوسانات تورمی بر توسعه انسانی و اقتصادی، نیاز به تحقیقات بیشتر برای درک بهتر این روابط پیچیده احساس میشود.
بررسی نقش توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت بر توسعه پایدار کشورهای منطقه عضو اوپک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 شهریور 1404
زهرا فتوره چی، بهناز علایی
چکیده مقدمه و هدف: توسعه پایدار در کشورهای منطقه عضو اوپک، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت قرار دارد. شناخت دقیق آثار بلندمدت این عوامل میتواند سیاستگذاران اقتصادی را در تدوین راهبردهای مؤثر برای رشد اقتصادی پایدار منطقه ای یاری دهد. هدف این مطالعه بررسی روابط بلندمدت میان توسعه انسانی، مصرف انرژی و صادرات نفت با توسعه پایدار کشورهای اوپک است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با بهرهگیری از دادههای سالانه دورهی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به تحلیل اقتصادسنجی متغیرهای مذکور با استفاده از روش PMG - ARDL در چارچوب دادههای پانلی پرداخته است. دادهها از منابع بینالمللی معتبر جمعآوری و تحلیل شدهاند.
یافتهها و نتایج: با توجه به وابستگی ساختاری اقتصاد کشورهای عضو منطفه اوپک به درآمدهای نفتی و آسیبپذیری ناشی از نوسانات قیمتی آن، اتخاذ رویکردی جامع در سیاستگذاری اقتصادی امری ضروری است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که علیرغم نقش مثبت صادرات نفت در توسعه پایدار، مصرف انرژی بدون مدیریت و بهینهسازی، میتواند آثار منفی بر پایداری اقتصادی و زیستمحیطی برجای گذارد. همچنین، ضعف اثرگذاری توسعه انسانی بر پایداری، بیانگر ضرورت بازنگری در کیفیت و جهتگیری سرمایهگذاریهای انسانی در این کشورهاست. از اینرو، توصیه میشود سیاستگذاران با تمرکز بر ارتقای بهرهوری انرژی، تنوعبخشی به منابع درآمدی، و تقویت زیرساختهای انسانی، مسیر دستیابی به توسعهای متوازن، مقاوم و بلندمدت را هموار سازند؛ توسعهای که نهتنها به رشد اقتصادی منجر شود، بلکه تابآوری کشورها را در برابر شوکهای خارجی افزایش دهد.
تاثیر جهانی شدن و شهرنشینی بر انتشار دی اکسید کربن در کشورهای صادرکننده نفت اوپک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404
عادله عباسی سید آبادی، محمد میر باقری جم، علی دهقانی
چکیده امروزه گسترش پدیده جهانی و توسعه شهرنشینی تاثیرات قابل توجهی بر انتشار دی اکسید کربن و کیفیت محیط زیست دارند. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر جهانی شدن و شهرنشینی در کشورهای عضو اوپک طی دوره2022-2006 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) میباشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که جهانی شدن و شهرنشینی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن دارند. دیگر نتایج نشان میدهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن و مصرف انرژی تجدیدپذیر و مخارج دولت تاثیر منفی و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن داشتند. بنابراین در این کشورها با بهکارگیری سیاستهای سازنده برای حمایت از نوآوری در فناوریهای کم کربن و ارائه انگیزههای مالی برای پذیرش آنها میتوان برای کاهش انتشار دی اکسید کربن موثر باشد.امروزه گسترش پدیده جهانی و توسعه شهرنشینی تاثیرات قابل توجهی بر انتشار دی اکسید کربن و کیفیت محیط زیست دارند. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر جهانی شدن و شهرنشینی در کشورهای عضو اوپک طی دوره2022-2006 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) میباشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که جهانی شدن و شهرنشینی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن دارند. دیگر نتایج نشان میدهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن و مصرف انرژی تجدیدپذیر و مخارج دولت تاثیر منفی و معنادار بر انتشار دی اکسید کربن داشتند. بنابراین در این کشورها با بهکارگیری سیاستهای سازنده برای حمایت از نوآوری در فناوریهای کم کربن و ارائه انگیزههای مالی برای پذیرش آنها میتوان برای کاهش انتشار دی اکسید کربن موثر باشد.
تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اردیبهشت 1405
محمدرسول خدادادی، یعقوب بدریآذرین، جعفر پاشایی فخری
چکیده هدف و زمینه: با توجه به اهمیت ورزش مدرسهای در ارتقای سلامت، تقویت سرمایه اجتماعی و تحقق اهداف توسعه پایدار، ضرورت دارد برنامههای ورزشی مدارس در چارچوبی منسجم و مبتنی بر عدالت فضایی طراحی شوند؛ بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس در نواحی روستایی و شهری بود.
روششناسی: روش پژوهش حاضر، کاربردی از نوع پژوهشهای کیفی با روش تحلیل تماتیک است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید مدیریت ورزشی، مدیران و کارشناسان خبره تربیتبدنی آموزشوپرورش، سیاستگذاران و متخصصان حوزه برنامهریزی و آموزش ورزش در کشور بودند و نمونه آماری از بین اعضای جامعه با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصان پژوهش که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روایی و پایایی پژوهش از چهار معیار شامل اعتمادپذیری، انتقالپذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و پایایی پژوهش از طریق روش توافق درون موضوعی 90 درصد به دست آمد.
نتایج و یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد؛ تبیین الگوی فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس دارای 41 تا نکات کلیدی، 11 تا مفاهیم و 4 تا مقوله اصلی شامل: تقویت و توانمندسازی زیرساختهای خدماتی، مدیریت و برنامهریزی پایدار، الزامات و عوامل توسعه پایدار و مدیریت دانش زیستمحیطی پایدار بودند. این مقولات بیانگر آن است که تحقق فرهنگپذیری توسعه پایدار ورزش مدارس مستلزم نگاهی جامع و چندبعدی به ابعاد زیرساختی، مدیریتی، اجتماعی و زیستمحیطی است؛ همافزایی میان بهبود خدمات، برنامهریزی پایدار، حمایتهای سیاستی و ارتقای دانش زیستمحیطی میتواند زمینه نهادینهسازی فرهنگ ورزش در مدارس روستایی و شهری را فراهم سازد؛ بر این اساس، توجه همزمان به عدالت فضایی، مشارکت بینبخشی و مدیریت منابع، نقش تعیینکنندهای در پایداری برنامههای ورزشی ایفا خواهد کرد.
بررسی نقش و کارکرد زیرساخت های سبز در ایجاد شهر هوشمند پایدار در منطقه 6 تهران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
شیما خسروآبادی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش و کارکرد زیرساختهای سبز در تحقق شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ تهران انجام شد منطقهای که به دلیل تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز، مصرف بالای انرژی و فشارهای محیطی، با چالشهای جدی در مدیریت اکولوژیکی و دستیابی به پایداری شهری مواجه است. مسئله اصلی پژوهش آن بود که چگونه میتوان از طریق تقویت زیرساختهای سبز و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، عملکرد محیطی و تابآوری این منطقه را ارتقا داد و چه شاخصهایی بیشترین تأثیر را در این فرایند دارند. با توجه به محدودیتهای محیطی و ساختاری منطقه ۶، ضرورت ایجاد پیوندی میان فناوری، مدیریت شهری و اکولوژی بیش از پیش احساس میشود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روششناسی، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل 40 نفر از متخصصان، کارشناسان و مدیران حوزه شهر هوشمند و محیطزیست شهری بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود و برای تحلیل دادهها از آلفای کرونباخ و KMO جهت سنجش پایایی و کفایت نمونهگیری، تحلیل عاملی اکتشافی برای شناسایی ابعاد مفهومی، همبستگی پیرسون برای تعیین روابط میان شاخصها و رگرسیون خطی برای تعیین میزان تأثیر هر عامل بر متغیر وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریت و فناوری بیشترین نقش را در تبیین شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ ایفا میکند و شاخصهایی مانند دادهکاوی، سنسورهای هوشمند و مدیریت هوشمند منابع آب بالاترین اثرگذاری را دارند. پس از آن، بعد اکولوژیک شامل کاهش جزیره گرمایی، طراحی اکولوژیک و مدیریت روانابها در مرتبه دوم قرار میگیرد و بیانگر اهمیت زیرساختهای محیطی در مناطق متراکم شهر است. در مقابل، بعد اجتماعی–اقتصادی و مشارکت شهروندی کمترین وزن را کسب کرد که نشاندهنده ضعف ساختارهای نرمافزاری و ضرورت توانمندسازی جامعه محلی است. در مجموع، پژوهش تأکید میکند که دستیابی به شهر هوشمند پایدار در منطقه ۶ مستلزم تلفیق همزمان فناوریهای هوشمند، زیرساختهای اکولوژیک و مشارکت اجتماعی است.
13.تحلیل ریسکهای انتهایی و همبستگیهای بینبانکی در بانکهای بورسی ایران: رویکرد مدل هیبریدی یادگیری عمیق و فرآیندهای گوسی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 230-249
سپیده عظیمی، سعید کیان پور، علیرضا همایونفر
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش بهمنظور سنجش ریسکهای انتهایی و همبستگیهای میانبانکی در نظام بانکی ایران و شناسایی ریشههای اصلی شکنندگی سیستمیک انجام شده است. تمرکز بر دوره طولانی پس از بحران مالی جهانی (از سال ۱۳۸۷ تا پایان ۱۴۰۳) قرار دارد؛ دورهای که نظام بانکی تحت فشار شدید عوامل ساختاری مانند پرداخت سود ثابت علیالحساب، اضافهبرداشت گسترده، ناترازی شدید ترازنامه بانکها و شوکهای کلان اقتصادی قرار گرفته است. هدف اصلی، ارزیابی وضعیت کنونی آسیبپذیری سیستمی و پیشبینی مسیرهای محتمل آینده با استفاده از رویکردهای ترکیبی پیشرفته است.
روششناسی: این مطالعه از یک مدل ترکیبی نوین استفاده کرده که شامل یادگیری عمیق، فرآیندهای گوسی، مدل خودرگرسیون برداری با ضرایب متغیر در زمان، تحلیل شبکه میانبانکی و شبیهسازیهای گسترده مونتکارلو است. دادههای فصلی دوازده متغیر کلیدی بانکی (شامل اضافهبرداشت، مطالبات مشکوکالوصول، نسبت کفایت سرمایه، نقدینگی و ...) به همراه متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی و ...) در بازه زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۳ تحلیل شدند. شاخص آسیبپذیری سیستمی و میزان انتقال ریسک از طریق کانالهای مختلف (بهویژه کانال اعتماد) محاسبه و با روشهای مرسوم مقایسه گردید.
نتایج و یافتهها: نتایج نشان میدهد نظام بانکی ایران از ابتدای سال ۱۳۸۷ وارد یک رژیم بحرانی و آشوبناک پایدار شده و تا پایان سال ۱۴۰۳ همچنان در این رژیم باقی مانده است. شاخص آسیبپذیری سیستمی در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۰٫۹۶ رسیده که بیانگر وضعیت بسیار شکننده و نزدیک به نقطه بحرانی است. شوکهای وارد بر نظام بهطور بسیار نامتقارن عمل میکنند؛ بهگونهای که شوکهای منفی تا حدود ده برابر قویتر از شوکهای مثبت هستند و تقریباً دائمی باقی میمانند. انتقال ریسک میان بانکها تقریباً بهطور کامل (نزدیک به صد درصد) از طریق کانال اعتماد و همبستگیهای پنهان صورت میگیرد. ریشه اصلی این شکنندگی، ادامه سیاست پرداخت سود ثابت علیالحساب به سپردهگذاران (علیرغم ناترازی واقعی منابع و مصارف) و اضافهبرداشت گسترده بانکها از بانک مرکزی است که یک چرخه معیوب نقدینگی و افزایش مداوم ریسک سیستمی ایجاد کرده است. شبیهسازیها احتمال وقوع فروپاشی سیستمی تا پایان سال ۱۴۰۶ را در صورت تداوم روند کنونی بیش از ۸۷ درصد برآورد کردهاند. در مقابل، اجرای اصلاحات ساختاری فوری و قاطع شامل حذف کامل سود ثابت علیالحساب، انحلال یا ادغام بانکهای زیانده و بازسازی جدی حاکمیت شرکتی میتواند نظام بانکی را به سمت یک رژیم پایدار و خودتقویتشونده هدایت کند. دقت پیشبینی مدل پیشنهادی بهطور چشمگیری بالاتر از روشهای سنتی است.
2.بررسی اثرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و توسعه پایدار در کشور عراق
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 13-27
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، مهدی فلحی عوده
چکیده زمینه و هدف: انرژی خورشیدی با ایجاد شغل، جذب سرمایهگذاری و ترویج شیوههای پایدار، نه تنها به چالشهای زیستمحیطی میپردازد، بلکه توسعه اقتصادی قوی را نیز تقویت میکند. مطالعه اثرات انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی نه تنها برای درک بهتر از تأثیرات اقتصادی و اجتماعی این منبع انرژی ضروری است، بلکه میتواند به توسعه پایدار و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار در آینده کمک کند. با توجه به چالشهای زیستمحیطی و نیاز به منابع انرژی پاک، این مطالعات اهمیت بیشتری پیدا میکند. با توجه به اهمیت انرژی خورشیدی و نقش و جایگاه آنها در رشد و اشتغال در کشور عراق و پتانسیلهای بالای عراق در این زمینه، هدف این پژوهش بررسی تاثیرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی در عراق میباشد.
روش شناسی: در این پژوهش برای بررسی تاثیرات استفاده از انرژی خورشیدی بر اشتغال و رشد اقتصادی در عراق طی دوره زمانی 2022-1995 از رویکرد سری زمانی و مبتنی بر الگوی خودتوزیع با وقفههای گسترده (ARDL) استفاده شده است.
یافته و نتایج: یافتههای این مطالعه نشان داد که انرژیخورشیدی تاثیری مثبت بر رشد اقتصادی در سطح 95 درصد اطمینان داشته است. همچنین اثرات انرژی خورشیدی بر اشتغال نیز مثبت و از لحاظ آماری در سطح 90 درصد اطمینان معنادار بوده است. با توجه به یافتهها میزان ضریب جمله تصحیح خطا در این الگو برابر با 489/0- و از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی که شوکی به نرخ رشد اقتصادی در عراق وارد شود در طی هر دوره 489/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. همچنین میزان ضریب جمله تصحیح خطا در این الگو برابر با 365/0- و از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی که شوکی به میزان اشتغال در عراق وارد شود در طی هر دوره 365/0 درصد از عدم تعادل در میزان اشتغال تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. با توجه به نتایج بدست آمده کشور عراق میتواند برای بهبود رشد اقتصادی و اشتغال همراه با حفظ محیط زیست روی انرژهای خورشیدی سرمایهگذاری نماید.
11.تأثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی کشور عراق با تأکید بر ریسک ژئوپلیتیک
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 162-177
حیدر علی عبد شمال، عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده
چکیده مقدمه و هدف: درآمدهای نفتی به طور قابل توجهی بر سیاستهای مالی، مخارج عمومی و مدیریت بودجه عراق تأثیر میگذارد. مطالعه این اثرات به سیاستگذاران کمک میکند تا اثربخشی استراتژیهای مدیریت درآمد مانند تخصیص درآمدهای نفتی، برنامهریزی بودجه و ایجاد صندوقهای تثبیت را ارزیابی کنند. علاوه بر این، تاثیر ریسک ژئوپلیتیک بر رشد اقتصادی که در عمده کشورهای صادرکننده نفت حضور مسلط داشته است، به یک ضرورت تبدیل شده است و نتایج آن میتواند حاوی دلالتهای سیاستگذاری بسیار مهمی برای سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان در سطوح کلان باشد. از اینرو، وابستگی عراق به درآمدهای نفتی، موجب شده تا درک اثرات درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی برای ارزیابی پایداری اقتصاد عراق از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی عراق با در نظر گرفتن ریسک ژئوپلیتیک، میباشد. بطوری که نتایج مطالعه به شناسایی میزان وابسته بودن رشد اقتصادی عراق به درآمدهای نفتی و خطرات احتمالی مرتبط با چنین وابستگی همراه با ریسکهای موجودکمک خواهد کرد.
روش شناسی: این مطالعه بر اساس اهداف خود، از نوع کاربردی است. دادهها و اطلاعات در بخش پیشینه با رویکرد کتابخانهای و دادهها و آمارهای مورد نیاز برای برآورد الگوی تجربی، از سایت بانک مرکزی عراق و بانک جهانی به صورت سری زمانی جمعآوری شده و تجزیه و تحلیل الگوی پژوهش نیز با استفاده از الگوی خودتوضیح با وقفههای گسترده (ARDL) انجام شده است. متغیرهای کلان اقتصادی کشور در دوره زمانی 1995 تا 2022 دادههایی است که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج تخمین مدل، درآمدهای نفتی در کوتاهمدت و بلندمدت تاثیر مثبت و معنیداری بر رشد اقتصادی دارد و اثر ریسک ژئوپلیتیک و اثر تعاملی ریسک ژئوپلیتیک در درآمدهای نفتی، در بلندمدت منفی و معنیداری در رشد اقتصادی میباشد. همچنین نتایج نشان از تاثیر مثبت و معنیدار سرمایهگذاری مستقیم خارجی در رشد اقتصادی دارد.
درآمدهای نفتی به عنوان یک منبع درآمدی اصلی میتواند منجر به افزایش بودجه دولتی، سرمایه گذاری داخلی و خارجی در زیرساختها، بهبود خدمات عمومی و ایجاد فرصت شغلی در بخشهای مختلف اقتصادی شود. با این وجود تنشها و ناپایداری سیاسی و ریسک ژئوپلیتیک میتوانند باعث کاهش سرمایهگذاری ، کاهش تولید و در نتیجه کاهش
5.تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در کشور عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 67-83
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، مصطفی حسن جدوع الفرطوسی
چکیده زمینه و هدف: طی سالهای اخیر و با افزایش هزینههای انرژی و همچنین گرمایش جهانی و لزوم توجه بیشتر به محیط زیست، توجه به سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی به شدت افزایش یافته است. انرژی بادی یک فرصت قابل توجه برای رشد اقتصادی است. سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی بادی میتواند سبب بهبود اشتغال شود، سرمایهگذاری را جذب کند و فعالیتهای اقتصادی را در مناطقی که منابع بادی فراوان است تحریک کند. در نتیجه، مطالعه تأثیر انرژی بادی بر رشد اقتصادی برای باز کردن پتانسیل کامل منابع انرژی تجدیدپذیر، هدایت توسعه پایدار و تقویت اقتصاد سبزتر و انعطافپذیرتر برای نسلهای آینده ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه انرژیهای تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی در سالهای اخیر و مزایای عمده آنها نسبت به انرژیهای فسیلی و خلا مطالعاتی کنونی برای پژوهشهایی از این قبیل در عراق، هدف این پژوهش بررسی اثرات سرمایهگذاری در انرژی بادی بر رشد اقتصادی عراق میباشد.
روششناسی: برای بررسی تأثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در عراق از سال 1995 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل تاثیر سرمایهگذاری در انرژی بادی و دیگر متغیرهای مورد بررسی بر رشد اقتصادی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که سرمایهگذاری در انرژی بادی، تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در عراق در سطح 90 درصد اطمینان داشته است. همچنین دیگر متغیرهای مورد بررسی از جمله شاخص توسعه انسانی، تجارت خارجی و تشکیل سرمایه ثابت بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق تاثیر مثبت و معنی دار دارد. میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 465/0- و از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی وارد شدن شوک به نرخ رشد اقتصادی در طی هر دوره 465/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. بر اساس نتایج، میتوان نتیجهگیری کرد که اولویت سیاستهای انرژی در راستای افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ازجمله انرژی بادی باید باشد.
19.تأثیر منطقهای سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 288-308
سعید کیان پور، ابراهیم مختاری نبی
چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منطقهای پدیده سقف شیشهای بر شاخصهای کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب (مصر، ایران، اردن، لبنان، عمان، قطر و ترکیه) طی بازه زمانی 2008 تا 2024 انجام شده است. سقف شیشهای بهعنوان مانعی نامرئی که زنان را از دستیابی به جایگاههای ارشد مدیریتی و فرصتهای کارآفرینانه بازمیدارد، در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف، تحلیل پویاییهای این محدودیتها و تأثیر آنها بر شاخصهای کلیدی مانند مشارکت پارلمانی، دستمزد، مشارکت اقتصادی، برابری جنسیتی، پستهای مدیریتی و هیئتمدیره است.
روش بررسی: این مطالعه از روش پانل بردار خودرگرسیونی کوانتایل (QVAR) مبتنی بر چارچوب دیبولد و ییلماز (2012) استفاده کرده است. دادههای سالانه برای متغیرهای ذکرشده جمعآوری و با ایجاد شاخص ترکیبی استانداردسازی شدند. تحلیل در کوانتایلهای 25، 50 و 75 انجام شد تا اتصال و سرریز نوسانات بین متغیرها در شرایط مختلف (باثبات، متوسط و پرنوسان) بررسی شود. همچنین، از رویکرد پنجره غلتان برای تحلیل پویاییهای زمانی و آزمونهای ریشه واحد برای اطمینان از ایستایی دادهها استفاده شد.
یافتهها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سقف شیشهای در شرایط بحرانی (مانند سقوط قیمت نفت ۲۰۱۴-۲۰۱۶) و رونق (اصلاحات حقوق زنان ۲۰۱۸) تأثیر منفی قابلتوجهی بر کارآفرینی زنان دارد. مشارکت پارلمانی بهعنوان دریافتکننده اصلی نوسانات، بهویژه در شرایط بحرانی، آسیبپذیر است، در حالی که متغیرهای هیئتمدیره و شاخص برابری جنسیتی نقش انتقالدهنده و تثبیتکننده دارند. الگوی U-شکل شاخص کل سرریز (TCI) تأیید میکند که اتصال متغیرها در شرایط میانی کاهش و در شرایط بحرانی و رونق افزایش مییابد. کشورهای لبنان و ایران آسیبپذیری بیشتری نشان دادند، در حالی که قطر و عمان مقاومت نسبی داشتند. برای کاهش اثرات سقف شیشهای، پیشنهاد میشود در ایران و لبنان برنامههای مربیگری زنان کارآفرین اجرا شود، در لبنان و مصر سهمیه زنان در پارلمان افزایش یابد، شرکتها در ایران و ترکیه فرهنگ سازمانی حامی زنان را توسعه دهند، در ایران و اردن آموزش عمومی برای کاهش کلیشههای جنسیتی اجرا شود، و پایگاههای داده محلی برای جمعآوری دادههای دقیقتر تقویت شود.
14.بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی کشور عراق
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 186-198
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد حسن زاده، محمد صادق میثم جواد
چکیده زمینه و هدف: سرمایه انسانی در ساختار اقتصادی بهعنوان یک منبع حیاتی برای تولید و ایجاد ارزش در نظام اقتصادی تلقی میشود. سرمایه انسانی از طریق مکانیسمهای مختلف نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی ایفا میکند. سرمایه انسانی در قالب دانش، مهارت، تخصص و توانمندی در افراد شکل میگیرد تا سبب افزایش درآمد، کیفیت خدمات و میزان تولیدات شود و جامعه و سازمان میتواند برای پیشبرد اهداف خود از آن استفاده کند. درک سرمایه انسانی میتواند به شناسایی شکافهای مهارتی و نیازهای آموزشی ضروری برای بازسازی و احیای اقتصاد کمک کند. بنابراین مطالعه تأثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی کشور عراق پس از سالها درگیری داخلی، حیاتی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی عراق طی دوره 2023-1990 میباشد.
روششناسی: پژوهش حاضر اثرات کوتاهمدت و بلندمدت تاثیر سرمایه انسانی بر توسعه اقتصادی عراق در طی دوره سالهای 2023-1990 را در قالب الگوها و روشهای اقتصادسنجی تحلیل و بررسی میکند. برای این منظور از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی (ARDL) استفاده میگردد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج مدل در کوتاهمدت نشان میدهد که سرمایه انسانی تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشته است. به طوری که با افزایش یک درصدی سرمایه انسانی باعث کاهش 593/0 درصدی تولید ناخالص داخلی شده است. متغیرهای مخارج دولت و توسعه مالی هم در کوتاهمدت تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. نرخ بیکاری تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی دارد. در دوره بلندمدت سرمایه انسانی تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشته است. به طوری که افزایش یک درصدی سرمایه انسانی باعث، افزایش 176/0 درصدی تولید ناخالص داخلی شده است. همچنین متغیرهای مخارج دولت و توسعه مالی هم در بلندمد تاثیر مثبت و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. نیروی کار و بیکاری تاثیر منفی و معنادار بر تولید ناخالص داخلی داشتهاند. بنابراین میتوان نتیجهگیری کرد که سرمایهگذاری در آموزش و پرورش، تقویت آموزش فنی و حرفهای به منظور تطابق نیازهای بازار کار و مهارتهای افراد تحصیلکرده و بهبود ظرفیت و کیفیت معلمان از طریق آموزش مداوم و فراهمسازی منابع بهروز زمینه را برای افزایش توسعه اقتصادی عراق فراهم خواهد نمود.
2.ارزیابی و شناسایی گسلها و میزان لرزهخیزی آنها در حوضه بالهارود گرمی استان اردبیل
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 23-31
فریبا اسفندیاری درآباد، بهروز نظافت تکله، لیلا علیمحمدیان، سایه عبیدی حمل آباد، پریسا دهقانی
چکیده زمینه و هدف: لرزهخیزی معیاری است که رخدادها، مکانیسمها و بزرگی زمینلرزه در یک مکان جغرافیایی معین را در برمیگیرد. بهاینترتیب، فعالیت لرزهای یک منطقه را خلاصه میکند. منطقه موردمطالعه بر اساس شواهد زمینشناسی و زمینلرزههای ثبتشده یکی از پهنههای فعال و لرزهخیز در ایران به شمار میآید. ازاینرو آگاهی از توان لرزهخیزی منطقه جهت جلوگیری از ساختوساز غیراصولی در حوزه موردتحقیق ضروری است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توان لرزهخیزی گسلها در حوزه بالهارود گرمی است.
روششناسی: در این پژوهش برای ترسیم نقشهها و تحلیل آنها از نرمافزار ArcGIS استفاده شد که ابتدا با استفاده از نقشه زمینشناسی 1:100000 سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور در حوزه موردمطالعه، گسلهای (اصلی و فرعی) تعیین و طول آنها مشخص گردید. سپس توان لرزهزایی گسلهای منطقـه موردمطالعه با استفاده از روابط زارع (1374)، نوروزی (1985) و نوروزی و اشجعی (1978) محاسبه شد.
یافتهها و نتایج: با توجه به نتایج مربوطه، متوسط توان لرزهزایی برحسب ریشتر در گسلهای نوروزآباد 55/12، آزاد آباد 10/20، سارینصیرلو 62/28، ایلیخچی 08/9، چنار 56/6، فرضیکندی 42/17، پرچین 35/10، اوجاقآلازار 94/17، دمیرچی 23/7، پیرهخلیل 55/6، القناب 16/19، شرفه 73/7، شوردرق92/3 را نشان میدهد. نتایج حاصله نشان داد که منطقه موردمطالعه، بهخصوص بخشهای مرکزی به سمت جنوب حوزه به علت تمرکز خطوارههای گسلی، ازنظر لرزهخیزی مستعد است و امکان وقوع زمینلرزههایی با بزرگی بیشتر از 4 ریشتر در آن است. گسلهای سارینصیرلو، آزاد آباد و القناب بهترتیب دارای بالاترین توان لرزهزایی در منطقه هستند. بررسیها همچنین نشان میدهد که بین توان لرزهزایی گسلها با طول گسل ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به نبود مطالعات کافی در مورد تکتونیک و لرزهخیزی منطقه، بایستی به جهت حصول اطمینان بیشتر، مطالعات دیگری در رابطه با سایزموتکتونیک و پهنهبندی منطقه ازنظر لرزهخیزی نیز انجام گیرد.
21.رابطه بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پایداری زیستمحیطی در کشور عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 363-380
عبدالرحیم هاشمی دیزج، محمد کاسر افندی
چکیده زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیستمحیطی و چالشهای پیشروی کشورها در دستیابی به توسعه پایدار، درک بهتر ارتباط میان حکمرانی دموکراتیک، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر و سیاستهای تجاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، شناسایی چگونگی تأثیر این عوامل بر شاخصهای زیستمحیطی میتواند به سیاستگذاران در طراحی راهبردهای بهینه برای کاهش تخریب محیطزیست و تقویت پایداری کمک کند.تجارت خارجی میتواند نقشی دوگانه در بهبود یا تخریب زیستمحیطی داشته باشد. از یک سو، تجارت بینالمللی از طریق انتقال فناوریهای پاک و نوآوریهای زیستمحیطی میتواند کیفیت محیطزیست را ارتقا دهد؛ اما از سوی دیگر، در صورت نبود مقررات مناسب، ممکن است منجر به افزایش فشار بر منابع طبیعی و آلودگی بیشتر شود. بنابراین، بررسی همزمان و تلفیقی این سه عامل میتواند درک جامعتری از روابط میان سیاستهای اقتصادی، زیستمحیطی و حکمرانی ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه تلاش دارد تا ارتباط میان این عوامل و تأثیرات آنها بر شاخصهای زیستمحیطی عراق را تحلیل کند.
روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی تأثیر دموکراسی، انرژی سبز و تجارت خارجی بر پیشرفتهای زیستمحیطی در عراق از سال 2006 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفههای توزیعی ARDL استفاده شده است. این روشها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاهمدت متغیرها را فراهم میکنند و امکان تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پیشرفت زیستمحیطی را میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که افزایش انتشار کربن با دموکراسی در عراق ارتباط دارد، بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی برای تسریع در رشد اقتصادی موجب افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای میشود. همچنین انرژیهای تجدیدپذیر( انرژیهای سبز)، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است اثر افزایشی بر انتشار کربن داشته باشند، اما در بلندمدت میتوانند به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت محیطزیست کمک کنند. از سوی دیگر، تجارت خارجی با توجه به وابستگی عراق به منابع انرژی فسیلی، اثرات منفی بر محیطزیست داشته است، به طوری که عراق نیازمند سیاستهای تجاری سبز و پایدار است. همجنین در این پژوهش، ضریب تصحیح خطا برابر با 0.3807- به دست آمده است. این ضریب نشان میدهد که حدود 38.07 درصد از عدم تعادل کوتاهمدت در هر دوره تعدیل شده و سیستم به سمت تعادل بلندمدت حرکت میکند.
بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج)
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 21-35
هاتف حاضری نیری، بهروز نظافت تکله، مریم جامی اودولو
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخههای گردشگری است که بیشتر به ژئومورفولوژی، هیدرولوژی و زمین شناسی مقاصد بالقوه و ژئوسایتها تاکید دارد و هدف آن افزایش توان و رفاه اقتصادی جوامع و مقاصد میزبان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج) میباشد.
روششناسی: برای ارزیابی روستاهای مورد مطالعه از مدلهای کوبالیکوا که بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد؛ و مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکلگیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار میدهد استفاده شده است.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا نشان داد روستای خوجین با مجموع امتیاز 25/12 رتبه اول را به خود اختصاص داده است و ابعاد تنوع جغرافیایی و تنوع زیستی این روستا تاثیر بیشتری بر اقتصاد منطقه داشته و سبب توسعه اقتصادی روستای خوجین گشته است. همچنین بر اساس نتایج حاصله از مدل فیولت روستای کزج در بخش نرخ مدیریتی میانگین امتیاز 75/0 و در بخش نرخ گردشگری میانگین امتیاز 68/0 را دریافت کرده و رتبه اول را به خود اختصاص داده است. همچنین بعد تنوع جغرافیایی و بعد سیاسی-اجتماعی این روستا بیشترین تاثیرگذاری را بر روی اقتصاد منطقه داشته و سبب افزایش توان اقتصادی از راه گسترش توریسم در منطقه شده است. بنابراین نتیجه گیری میگردد روستاهای شهرستان خلخال دارای تنوع جغرافیایی بالایی هستند و از این لحاظ میتوانند در توسعه ژئوتوریسم و همچنین توسعه اقتصاد منطقه تاثیر بسزایی داشته باشند. در نهایت پیشنهاد میگردد تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم در مناطق دارای پتانسیلهای بالقوه، با استفاده از مدلهای گوناگون و جدید مورد ارزیابی قرار گیرد.
15.الویت سنجی استراتژی میانافزا و توسعه زیرزمینی در گسترش فضایی و بازآفرینی هسته اولیه مجموعه سعدآباد تهران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 214-231
کیانا اقتباسی، متین رستمی
چکیده زمینه و هدف: مسئله حفاظت از آثار تاریخی معماری و اشاعه درک ارزشهای فرهنگی-هویتی آن، همواره در جوامع بشری مطرح بوده؛ اما امروزه تنها نگهداری چنین ابنیهای از تخریب و آسیبهای محیطی کارآمد و مقبول به حساب نمیآید و لازم است ابنیه تاریخی احیا و بازآفرینی شده تا به حیات موثر و مداوم شهری در پیوند با اجتماع بازگردند. در این راستا، پژوهش حاضر ساختمان اندرونی و بیرونی هسته اولیه مجموعه سعدآباد تهران و حیاط میانی این دو ساختمان را به عنوان محدودهای حاوی پتانسیلهای گردشگری فراوان که تا کنون بخشی از آن بدون کاربرد رها شده است؛ بر مبنای هویت تاریخی یکپارچه این مجموعه، هدف مطالعه قرار داده است. بدین جهت، به دلیل ریز مقیاس بودن فضاهای داخلی هر دو ساختمان و همچنین عدم وجود اتصال فضایی مستقیم بین آنها با هدف جبران انقطاع دسترسی مستقیم از یک ساختمان به دیگری در یک فضای رابط، دو استراتژی طراحی بخش الحاقی توسعه میان افزا و توسعه زیرزمینی را بر اساس لزوم جلب رضایت و حمایت مخاطبان فضا و مشارکت دهی آنان در تصمیمگیریهای مرتبط با رویکرد احیا و بازآفرینی ابنیه تاریخی، از جامعه آماری 100 نفره گردشگران تصادفی مجموعه، الویت سنجی مینماید.
روششناسی: سنجش مذکور از طریق پرسشنامه ساختاریافته انجام میگردد و نتیجه نهایی را توسط نرم افزار آماری SPSS به همراه نمودارهای میلهای همسو با اطلاعات میدانی کسب شده، در قالب اطلاعات کیفی ارائه خواهد کرد. روش پژوهش این مقاله پیمایشی و میدانی بر مبنای اطلاعات کمی-کیفی میباشد و با در نظر داشتن نیاز کاربران، تاریخچه و ساختار معماری محدوده سایت، امکانات و کاربری بخشهای گوناگون مجموعه سعدآباد ویژگیهای جغرافیایی، به سه پرسش اساسی در زمینه کاربری مناسب سایت مورد مطالعه، ویژگیهای هویتی، نظام حرکتی و ارتباطی، کالبد و مولفههای اجتماعی-فرهنگی مجموعه گردشگری مد نظر و استراتژی طراحی مناسب سایت، پاسخ میدهد.
یافتهها و نتایج: بر مبنای بیشترین احساس نیاز بازدیدکنندگان از مجموعه سعدآباد به فضای استراحت سرپوشیده در کنار وابستگی هویت سعدآباد به تاریخ خاندان سلطنتی پهلوی و صلاح دید گردشگران به اختصاص کاربری موزه هنرهای دیجیتال با مضمون زندگینامه اعضای خاندان سلطنتی پهلوی و کارگاه آموزشی تاریخ پهلوی برای گروه های سنی متفاوت، محدوده مورد مطالعه میتواند هر سه این کاربریها را پذیرا شود.
6.ضرورت اجرای طرحهای ساماندهی و ایمن سازی رودخانه ها و مسیلها در محدوده های جمعیتی با استناد به برنامه ملی کاهش خطر حوادث و سوانح سکونتگاههای روستایی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 79-97
فاطمه فلاحتی، سید امیرحسین گرکانی
چکیده
زمینه و هدف: امروزه وقوع پدیدههای حدی و تغییرات اقلیمی در کنار گسترش فعالیتهای انسانی و دخل و تصرف در عرصههای طبیعی، منجر به افزایش خسارات ناشی از سیلاب گردیده است. بویژه سکونتگاههای روستایی که با خصوصیاتی نظیر موقعیت جغرافیایی، ویژگیهای محیطی، ساختار کالبدی- فضایی و سطح برخورداری معمولاً بیشترین خسارت را در زمان رخداد مخاطره تجربه مینمایند.
روش بررسی: ازاین رو در این پژوهش، با تحلیل نتایج بازدید میدانی 1418 روستا در سطح کشور، وضعیت آسیب پذیری روستاها در برابر مخاطره سیلاب بررسی و پس از تعیین فراوانی راهکارهای ارائه شده جهت ایمن سازی، یکی از این روستاها با ارائه جزئیات مطالعه ایمن سازی و مدلسازی های هیدرولوژیکی و هیدرولیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که 1169 روستای مورد بازدید با مخاطره سیلاب مواجه است و ساماندهی رودخانهها و مسیلها با 5/31 درصد، اجرای طرحهای آبخیزداری در بالادست روستاها با 8/20 درصد و سپس عملیات جمعآوری و هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی با 3/12 درصد، به ترتیب مهمترین و پرتکرارترین راهکارهای کاهش خطر سیلاب در روستاهای مورد بازدید بودهاند. با توجه به فراگیر بودن مکان گزینی نامناسب و توسعه ساختوسازها در حواشی رودخانهها و عدم رعایت حد بستر و حریم سیلابی رودخانهها و مسیلها و بویژه هزینه هنگفت اقدام در فاز بازسازی و بازتوانی پس از وقوع سیلاب، برنامه ریزی و اقدام به منظور پیشگیری و کاهش خطر سیلاب منطبق با برنامه ملی کاهش خطر حوادث و سوانح، ارتقای جایگاه ملاحظات کاهش خطر در طرح های توسعه ای، اجرای طرحهای ساماندهی و ایمن سازی رودخانه ها و مسیلها در محدوده های جمعیتی و همچنین آزادسازی تصرفات مزاحم در بستر و حرایم رودخانه ها و مسیلها از جمله اقدامات اولویت دار درخصوص مدیریت ریسک مخاطره سیلاب می باشد.
14.ارزیابی اقلیم آسایش گردشگری استانهای شمال غرب ایران با استفاده از شاخصهای TCI و UTCI
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 220-239
ولی نعمتی، فاطمه تقوی نیا، نیلوفر عرفانی، میرحمید سیدموسوی
چکیده زمینه و هدف: عوامل متعددی در توسعه گردشگری یک منطقه نقش دارند که یکی از مهمترین آنها آبوهوا است. آبوهوا به عنوان عامل مهمی میتواند رونق یا تضعیف گردشگری یک منطقه را تعیین کند. هدف این پژوهش، مقایسه نتایج دو مدل TCI و UTCI و ارائه پهنهبندی اقلیمی از نظر آسایش در نقاط مختلف استانهای شمال غرب ایران در مقیاس ماهانه و فصلی است.
روش پژوهش: در این پژوهش بر اساس آستانههای دمایی شاخصهای TCI و UTCI، اطلس زیست اقلیمی استانهای اردبیل، آذربایجانغربی و آذربایجانشرقی به صورت ماهانه و فصلی ترسیم شد و نتایج با یکدیگر مقایسه گردید. شاخص UTCI با نرمافزارهای RayMan و BioKlima محاسبه شد. دادهها در نرمافزار ArcGIS به روش میانیابی کریجینگ میانیابی و نقشههای مربوطه ترسم شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج شاخص TCI نشان داد ماههای می، ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر در اکثر ایستگاهها مناسب هستند، بهجز برخی استثنائات مانند پارسآباد در سپتامبر و میانه و خوی در جولای و آگوست. در تحلیل فصلی، ایستگاههای بهار و تابستان مناسب بودند، بهجز پارسآباد در تابستان و کلیبر در بهار. نتایج شاخص UTCI نیز نشان داد در ماههای مذکور همه ایستگاهها مناسب هستند، جز پارسآباد و سهند در ماه می و سهند در بهار.. با توجه به نتایج به دست آمده به علت کوهستانی بودن سه استان مورد مطالعه و وجود برف و زمستانهای مناسب برای گردشگری زمستانی میتوان برنامهریزیهایی در جهت پیشبرد گردشگری زمستانی با در نظر گرفتن ماههایی که دارای شاخص عددی قابل قبولتری هستند انجام داد.
17.تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر پایداری توسعه اقتصادی کشورعراق
دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 275-288
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، منتظر هاشم علوان الهاشمی
چکیده زمینه و هدف: انرژی و فناوری به عنوان دو عامل اصلی تولید نقشی برجسته در بهبود و پایداری رشد اقتصادی کشورها ایفا میکنند. امروزه بخش بیشتری از رشد اقتصادی نسبت به گذشته به مصرف بهینه انرژی و فناوری نسبت داده می میشود. آگاهی از تاثیر فناوری، انرژی بر رشد اقتصادی، میتواند باعث شود سیاستگذاران استراتژیهای بهینهتری برای ترویج رشد و توسعه اقتصادی پایدار و فراگیر را پیگیری کنند و در بلندمدت رونق اقتصادی، رفاه جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به اهمیت پژوهش و ضرورت مطالعه حاضر، هدف این مطالعه بررسی تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر رشد اقتصادی عراق، میباشد.
روش شناسی: در مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر مصرف انرژی و فناوری بر رشد اقتصادی عراق طی دوره زمانی 2000 تا 2022 از الگوی خودتوضیح با وقفههای گسترده (ARDL) استفاده شده است.
یافتههاو نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ضریب تاثیر مصرف انرژی بر رشد اقتصادی در عراق 073/0 و میزان آماره T برآوردی نیز 16/2 بوده است. با توجه به این موضوع که قدر مطلق آماره t از مقادیر بحرانی در سطح 95 درصد اطمینان (96/1) بیشتر بوده است، بنابراین میتوان بیان کرد که مصرف انرژی تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی داشته است. نتیجه دیگر نشان داد که ضریب تاثیر شاخص فناوری بر رشد اقتصادی در عراق 129/0 و میزان آماره T برآوردی نیز 34/3 بوده است. با توجه به این موضوع که قدر مطلق آماره t از مقادیر بحرانی در سطح 95 درصد اطمینان (96/1) بیشتر بوده است، بنابراین میتوان بیان کرد که شاخص فناوری تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی داشته است. همچنین میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 576/0- از لحاظ آماری معنیدار بوده است و نشان میدهد که در صورتی که شوکی به نرخ رشد اقتصادی در عراق وارد شود در طی هر دوره 576/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد.
بررسی تغییرات شاخص پوشش گیاهی و کاربری اراضی در راستای توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهرستان ملارد)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-188
زهرا حجازی زاده، زهرا سنبلی
چکیده زمینه و هدف: توسعه یک فرآیند تکاملی است که در آن ظرفیت انسان برای شروع ساختارهای جدید، حل مشکلات، سازگاری با تغییرات مداوم و تلاش آگاهانه و خلاقانه برای دستیابی به اهداف جدید افزایش مییابد. جنگل ها به عنوان یک عنصر کلیدی برای توسعه پایدار شناخته می شوند و از چندین هدف توسعه پایدار حمایت می کنند که برخی از آنها شامل کاهش گرسنگی و فقر، تنظیم آب شیرین، شیوه های آب و هوایی، سلامت و رفاه و تنوع زیستی است. یکی از مهم ترین شاخص هایی که برای ارزیابی جنگل زدایی استفاده می شود، شاخص تفاوت نرمال شده گیاهی (NDVI) است که برای ارزیابی روند تغییرات جنگل استفاده می شود. هدف این مطالعه بررسی روند شاخص پوشش گیاهی NDVI طی دوره زمانی 1380 تا 1397 بر اساس دادههای سنجنده MODIS در شهرستان ملارد است.
روش بررسی: در این تحقیق از داده های پوشش گیاهی MODIS در وضوح 1 کیلومتر استفاده شد. داده های پوشش گیاهی با نام اختصاری MOD13A3 ماهانه و با وضوح مکانی 1 کیلومتر است. این داده ها برای شهرستان ملارد 830 نقطه را در بر می گیرد که می توان آن را در 1×1 کیلومتر از 830 نقطه شهر بررسی کرد. از آنجایی که بر اساس تحقیقات انجام شده، ماه می تا آگوست بیشترین NDVI را دارند، این شاخص تنها در ماه های با بالاترین NDVI یعنی می، ژوئن، جولای و آگوست استخراج شد. داده ها به بازه های زمانی سه ساله تقسیم شدند و نرخ تغییر بر اساس شاخص معرفی شده توسط سازمان ملل متحد برای اهداف توسعه پایدار استخراج شد. سپس کاربری سالانه زمین برای بررسی عمیقتر بررسی شد. در مرحله نهایی از روش تحلیلی- توصیفی برای بررسی جامع نتایج در ارتباط با اهداف توسعه پایدار استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در ماههای می، ژوئن، ژوئیه و اوت روند کاهشی در درصد مساحت مقادیر NDVI به میزان 0.03- تا 0.9-% در ماه مشاهده گردیده است. بر اساس نتایج و منطبق بر ماههای با حداکثر NDVI مشخص گردید که بر میزان زمینهای بایر به میزان 9 کیلومتر مربع در هر 6 سال افزوده و از میزان نواحی پوششیافته از جنگلها و گیاهان سبز در این شهرستان تا 8 کیلومتر در هر 6 سال کاسته شده است. بنابراین، این شهرستان نیازمند بهکارگیری تدابیر و برنامههای لازمالاجرا برای جلوگیری از بیابانزایی میباشد که مطابق با اهداف توسعه پایدار در راستای کاهش خطر فجایع آبوهوایی نظیر سیل و همچنین کاهش آلودگی هوا عمل نماید.
ریز پهنه بندی زمین لغزش با استفاده از تکنیک دیمتل و AHP فازی (مطالعه موردی: بخش دهدز استان خوزستان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 61-81
نسرین آتش افروز، مسعود صفائی پور
چکیده زمین لغزش همواره به عنوان تهدیدی جدی برای سکونتگاههای انسانی مطرح است. در مواجهه با چنین سوانحی در لحظه وقوع؛ کار چندانی نمی توان انجام داد، در حالی که اثرات آن را با برنامه ریزی و در راستا کاهش تلفات و خسارتهای احتمالی از قبل می توان خنثی نمود. پژوهش حاضر با هدف نگاه سیستمی به مخاطرات طبیعی از جمله زمین لغزش به دنبال ترسیم برنامهای علمی و دقیق برای آمادگی و برنامهریزی پیش از بحران بر مبنای به کارگیری سیستم اطلاعات مکانی و مدل های تصمیم گیری چند معیاره در راستای پهنه بندی خطرپذیری زمین لغزش و تعیین جهت توسعهی سکونتگاهی قابل پیش بینی می باشد. پژوهش حاضر 15 معیار مؤثر در خطرپذیری زمین لغزش استخراج گردید. و با استفاده از نتایج حاصل از ارزیابی دو مدل دیمتل و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مدل دیمتل منطبق با اصول و قوانین ریاضی بوده و از قطعیت بیشتری برخودار بوده است. در حالی که فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تنها منطبق با دانش و نوع امتیاز کارشناسان بوده است. در پهنه بندی خطر پذیری با مدل دیمتل، پهنه های با خطرپذیری کم با 1/37% (190.39 کیلومتر مربع) از کل مساحت 513.12 کیلومتر مربع، بیشترین مساحت را دارا می باشد. همچنین پهنه های با خطرپذیری بسیار زیاد با32/2%(11.89 کیلومتر مربع)، و در پهنه بندی خطر پذیری با سیستم تحلیل سلسله مراتب فازی، پهنه با خطر پذیری بسیارکم، 53/ 36% (43/187 کیلومتر مربع) و همچنین پهنه با خطر پذیری بسیار زیاد 2/11% (57.6 کیلومتر مربع) رتبه بندی شد.
بررسی عوامل انگیزشی گردشگری سلامت در دریاچه ارومیه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1399، صفحه 40-54
پاکزاد آزادخانی، اکرم ایمانفرد، اعظم سلطانی
چکیده شناسایی و تجزیه و تحلیل انگیزه های گردشگران با هدف ارائه خدمات درخور و مناسب به آن ها از مهم ترین روش های بخش بندی در بازار این صنعت است. گردشگری سلامت یکی از حوزه هایی است که میتواند نقش به سزایی در جهت توسعه گردشگری ایفا نماید. دریاچه ارومیه، یکی از بهترین جاذبه های گردشگری در چارچوب طبیعی و کنش گران انسانی محسوب می شود که می توان از طریق شناخت قابلیت ها و ترسیم راهبردهای آینده، با اتکاء به این جاذبه گردشگری، زمینه رشد و صنعت گردشگری و توسعه منطقه ای را در ابعاد متفاوت، با نگرشی در چارچوب پایداری منابع در این منطقه مهیا کرد و این مهم با شناسایی انگیزه های گردشگران بهتر محقق می گردد. بنابراین شناسایی انگیزه های گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه هدف اصلی پژوهش حاضر را در بر می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری در این تحقیق گردشگران ورودی به شهر ارومیه تشکیل می دهد که 384 نفر از آن ها با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه علیزاده ثانی و همکاران (با آلفای 925/0) است که بین حجم نمونه به روش خوشه ای توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی در نرمافزار SPSS انجام شد. یافته ها نشان داد که 8 عامل انگیزشی رانشی؛ کسب دانش و درمان بیماری ها، افزایش ارتباطات، تفکر و گرفتن مشاوره زندگی، به دنبال آرامش، افزایش چرخه اجتماعی، دیدن مناظر گوناگون، تمدد اعصاب و شناخت سایر فرهنگ ها و 4 عامل انگیزشی کششی دسترسی آسان و راحت و تنوع، ماجراجویی، تاریخ و فرهنگ و رخدادها و فعالیت ها به عنوان مهم ترین عوامل انگیزشی در بین گردشگران سلامتی دریاچه ارومیه شناسایی شدند.
