تحلیل تأثیر دسترسی به فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان بانوان: مطالعهای در شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
پریا نصیری، هادی حکیمی، علیرضا محمدی، منصور رحمتی
چکیده رمینه و هدف: سلامت ران بانوان بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحتتأثیر عوامل مختلفی از جمله دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر دسترسی به فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان بانوان در شهر اردبیل انجام شده است.
روش بررسی: روش تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی و کاربردی بوده و دادهها از طریق ۴۰۰ پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک گردآوری شده است. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب شش شاخص اصلی: کالبدی - فضایی، فرهنگی - اجتماعی، امنیت، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی است. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای در نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS استفاده شد.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد شاخصهای کالبدی - فضایی (با میانگین 17/3) و فرهنگی - اجتماعی (با میانگین 05/3) وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن است که شاخص کالبدی - فضایی (89/0=β)، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت فضاهای شهری داشته است. پس از آن به ترتیب شاخصهای امنیت محیطی، فرهنگی - اجتماعی، دسترسی به پارکها، سلامت روان و افسردگی تأثیرگذار بودهاند. این پژوهش بر اهمیت مؤلفههای کالبدی و محیطی در طراحی فضاهای عمومی تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که برنامهریزان شهری با تقویت این ابعاد، زمینه حضور فعالتر و ارتقای سلامت روان بانوان را در محیطهای شهری فراهم سازند
ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی شهرهای هدف گردشگری استان البرز بر اساس مدل هادزیک و کوبالیکوا
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
رحیم سرور، حسن نظافت تکله
چکیده زمینه و هدف: ژئوتوریسم، یکی از گرایشهای علمی در ارتباط مشترک با حوزه علومزمین و گردشگری است که هدف آن شناخت ژئوسایتها یا مکانهای ویژه ژئومورفولوژیک است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی شهرهای هدف گردشگری استان البرز بر اساس مدل هادزیک و کوبالیکوا است.
روششناسی: روششناسی در پژوهش حاضر استفاده از مدلهای کمی هادزیک و کوبالیکوا است. در مدل دینامیکی واژه میراثزمین از چندین عنصر شامل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، زیبایی، باستانشناسی، آموزشی، علمی، سرگرمی، فیزیولوژیکی و هنرمندانه (چشماندازها منبع الهام نقاشان، مجسمهسازان و نویسندگان بودهاند.) تشکیل شده است. ارزش و اهمیت هر مکان ژئوتوریستی در این روش بهوسیله شاخصهای ارزش علمی و ارزشهای مازاد آن مکان ژئوتوریستی برآورد میشود. مدل کوبالیکوا بیشتر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج حاصل از مدل هادزیک نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه شهرستان طالقان با امتیاز(65/82) قابلیت بیشتری در جذب گردشگر نسبت به سایر مناطق دارد همچنین شهرستان کرج با امتیاز(79/44) و شهرستان ساوجبلاغ با امتیاز (15/25) در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. براساس نتایج حاصل از مدل کوبالیکوا منطقه طالقان با بیشترین مقدار در تمامی شاخصها و مجموع امتیاز (03/9) بالاترین امتیاز را کسب کرده و بر این اساس منطقه طالقان بالاترین توان ژئوتوریستی را داراست.
نتیجهگیری: بنابراین نتیجهگیری میگردد مناطق ژئوتوریستی طالقان، پتانسیل مناسبی برای جذب توریسم نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی دارد. درنهایت پیشنهاد میگردد در مطالعات آتی از گویه های طبیعی و انسانی بیشتری جهت ارزیابی پتانسیلهای ژئوتوریستی استفاده گردد.
سنجش تابآوری کالبدی در بافت فرسوده شهر ارومیه (نمونه موردی:منطقه 4 شهر ارومیه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
آیدین حبیب زاده میاوقی، احمد خلیلی، علی مصیب زاده
چکیده 1. زمینه و هدف
بافتهای فرسوده شهری به دلیل فرسودگی کالبدی، ضعف زیرساختها، تراکم بالای جمعیت و محدودیتهای دسترسی، در برابر بحرانهای طبیعی و انسانی آسیبپذیر هستند. این امر مدیریت بحران را در این مناطق دشوار ساخته و لزوم ارزیابی تابآوری آنها را دوچندان میکند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تابآوری کالبدی منطقه ۴ شهر ارومیه، رتبهبندی نواحی چهارگانه آن و ارائه راهکارهای اجرایی جهت کاهش آسیبپذیری انجام شده است.
2. روش بررسی
این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته و برای ارزیابی و رتبهبندی نواحی، از مدل تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) استفاده شده است. برای شناخت محدوده مطالعاتی، نقشههای مرتبط با شاخصهای مورد بررسی شامل کیفیت و قدمت ابنیه، تراکم جمعیتی و ساختمانی، مساحت قطعات، تعداد طبقات، نوع مصالح و عرض معابر با استفاده از نرمافزار ArcGIS تولید و تحلیل شدهاند. دادههای گردآوریشده نیز با کمک نرمافزار Expert Choice وزندهی و پردازش شدهاند.
3. یافتهها و نتیجهگیری
نتایج نشان داد که ناحیه ۲ باامتیاز (0/196) دارای کمترین میزان تابآوری و بیشترین آسیبپذیری در برابر بحرانهای شهری است، درحالیکه ناحیه ۱ باامتیاز(0/304) شرایط کالبدی و زیرساختی مطلوبتر، تابآوری بیشتری دارد. عوامل مؤثر بر کاهش تابآوری در محدوده مورد نظر شامل قدمت بالای ساختمانها، استفاده از مصالح نامناسب، عرض محدود معابر و تراکم بالای ساختمانی و جمعیتی شناسایی شد. در راستای بهبود وضعیت، راهکارهایی نظیر بهسازی معابر، مقاومسازی ساختمانها، توسعه زیرساختهای شهری، ارائه مشوقهای مالی برای نوسازی، افزایش فضاهای باز ایمن و بازنگری در کاربری اراضی پیشنهاد گردید. اجرای این اقدامات، در قالب یک برنامهریزی راهبردی با مشارکت مدیریت شهری، نهادهای اجرایی و ساکنان، میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری کالبدی منطقه و کاهش آسیبپذیری آن در برابر بحرانهای احتمالی داشته باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری شهری با رویکرد آیندهپژوهی نمونه موردی: شهرستان دلفان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
حکمت امیری، مریم بیرانوندزاده، امیر حسینیان راد
چکیده زمینه و هدف: مقاله حاضر به تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری شهری با رویکرد آیندهپژوهی در شهرستان دلفان میپردازد. گردشگری شهری به عنوان یک جنبه کلیدی در توسعه اقتصادی جهانی، با چالشهایی در شهرهای کوچک ایران مواجه است که به دلیل زیرساختهای ناکافی و فقدان سیاستهای مؤثر، پتانسیلهای آن محدود شده است.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردى و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق، از نوع مطالعۀ توصیفی- پیمایشی است این تحقیق با استفاده از روشهای تحلیلی و نظرسنجی از کارشناسان، به شناسایی و بررسی شاخصهای کلیدی با استفاده از نرم افزار میک مک پرداخته و تأثیرات متقابل آنها را در توسعه پایدار گردشگری شهری تحلیل میکند.. روش گردآورى اطلاعات نیز اسنادى (کتابخانهاى) و میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر، تعداد 30 نفر ازکارشناسان گردشگری، مقامات محلی و محققان آینده پژوهی تشکیل میدهند.
یافتهها و نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که توسعه زیرساختها، ایجاد امکانات بهداشتی و کاهش مقررات دست و پاگیر از جمله عوامل کلیدی برای جذب گردشگران و افزایش رضایت آنها هستند. همچنین، تأمین امنیت و تقویت احساس امنیت در مکانهای گردشگری به عنوان عوامل حیاتی شناسایی شدهاند. در نهایت، مقاله به ارائه توصیههایی برای سیاستگذاران و ذینفعان به منظور ارتقای توسعه پایدار گردشگری در شهرستان دلفان میپردازد.
ارزیابی و رتبه بندی نواحی منطقه 6 شهر تهران براساس توسعه شاخص های شهر هوشمند و عوامل موثر بر ارتقای آنها
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
حسین نظم فر، یاسر افشون، محمد مهدی مه آبادی پور
چکیده زمینه و هدف: شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت شهری، با هدف ارتقاء کیفیت سکونت، بهرهوری خدمات و دستیابی به توسعه پایدار، بر پایه فناوریهای نوین اطلاعاتی، مشارکت شهروندی و تصمیمگیری دادهمحور بنا شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و رتبهبندی نواحی منطقه ۶ شهرداری تهران از منظر میزان توسعهی شاخصهای شهر هوشمند انجام شده است.
روش شناسی: این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی است. در گام نخست، شاخصهای شهر هوشمند با بررسی منابع نظری شناسایی شدند و سپس پرسشنامهای تخصصی در قالب مدل کوکوسو تدوین شد. دادههای میدانی با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه برنامهریزی شهری شامل اساتید دانشگاه و کارشناسان شهرداری گردآوری شد و با استفاده از آنتروپی شانون، وزن هر شاخص تعیین و در ادامه نواحی با مدل تصمیمگیری کوکوسو رتبهبندی شدند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ناحیه ۴ با امتیاز ۵٫۴۴۲ در رتبه نخست قرار دارد، پس از آن ناحیه ۵ با امتیاز ۵٫۴۱۱ و ناحیه ۶ با امتیاز ۵٫۱۱۸ در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. نواحی ۳، ۱ و ۲ نیز به ترتیب با امتیازهای ۴٫۰۹۹، ۳٫۳۲۲ و ۱٫۴۴۷ در رتبههای چهارم تا ششم جای گرفتند. یافتهها نشان میدهد که توسعه متوازن شهر هوشمند در این منطقه نیازمند سیاستگذاری هدفمند، تقویت زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از ظرفیتهای محلی هر ناحیه است. این نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری از مزیتهای محلی، بهویژه در نواحی با عملکرد پایینتر، میتواند نقش مؤثری در ارتقای شاخصهای شهر هوشمند و کاهش نابرابری فضایی ایفا کند.
ارزیابی نقش شاخص های کالبدی محلات بر میزان احساس امنیت شهروندان مورد مطالعه شهر الشتر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
آیت رشنوفر، مسلم عارفی، جواد یوسفوند
چکیده امروز امروزه گسترش شهرنشینی و تبدیل شدن شهر به زیستگاه اصلی انسان، موجب گردیده که تمرکز اصلی برنامهریزان شهری بر ارتقای کیفیت زندگی شهری در همه ابعاد آن باشد. در این میان، یکی از مهمترین این ابعاد، ایجاد احساس امنیت در فضاهای شهری است که همواره به عنوان یک پدیده روانی-اجتماعی، نقش بسزایی در تجربه شهروندان از محیط شهری ایفا نموده است. بر همین اساس، برنامهریزی مناسب برای افزایش احساس امنیت شهری، ضرورتی انکارناپذیر در برنامهریزیهای شهری است.از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر نیز بررسی میزان اثرگذاری عوامل کالبدی و ساختار محلات بر احساس امنیت شهروندان شهر الشتر و ارائه راهکارهایی جهت حذف عوامل ناامنی و ارتقای حس امنیت شهروندان است. لذا روش تحقیق این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 384 نفر بوده که برای انتخاب آنها از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده گردیده است.همچنین برای بررسی احساس امنیت شهروندان از 9 مؤلفه و برای بررسی عوامل کالبدی از 19 مؤلفه استفاده شده که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده در دو بخش آماری و گرافیکی، از نرمافزارهای SPSS و GIS استفاده شده است.یافتههای تحقیق نشان داد که احساس امنیت در سطح محلات شهر الشتر در سطح پایینی قرار دارد (t=15.43-) و از لحاظ امتیاز شاخصهای امنیتی کالبدی نیز (1.428-)، این شهر در وضعیت نامناسبی میباشد. بنابراین، میتوان بیان کرد که بین عوامل کالبدی و احساس امنیت شهروندان در شهر الشتر رابطه معنیداری وجود دارد و شرایط کالبدی در میزان احساس امنیت شهروندان مؤثر واقع شده است.
ارزیابی مولفههای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری (مورد پژوهی: شهراردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
فاطمه صفاری، محمدحسن یزدانی، علیرضا محمدی
چکیده مدیریت شهری بایستی پاسخگوی روندهای تغییر در شهر و شهروندان باشد. به گونهای که اقدامات راهبردی آن با مسائل شهری و تحولات آن متناسب باشد.در این خصوص آنچه همواره در فرآیند مدیریت شهری کشور غفلت قرار گرفته بحث حکمروایی مطلوب شهری میباشد. بر این اساس بررسی مولفههای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار میگیرد. جامعه آماری تحقیق شهروندان شهراردبیل میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد. ابزار جمع آوری اطلاعات مبتنی بر دو روش کتابخانهای و پیمایشی (پرسشنامه) میباشد. در این راستا پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده در بین شهروندان توزیع و تکمیل گردید. به منظور ارزیابی میزان تاثیر هر یک از متغیرهای موثر بر حکمروایی مطلوب شهری از 6 مولفه (مشارکت، قانونمندی، پاسخ گویی و مسئولیتپذیری، عدالت محوری، توافق جمعی، شفافیت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است. نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که تمامی مولفههای مورد بررسی جزء عوامل موثر بر حکمروایی مطلوب شهری میباشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفههای مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق میباشد. همچنین مقدار ضریب شاخصهایRMSEA برابر با (0.72) و ضریب chi-Square (42.39) به دست آمد بنابراین میتوان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار میباشد.
بررسی وتحلیل موانع توسعه کارآفرینی درشهرستان لالی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405
روح اله خدری میر قائد
چکیده کارآفرینی مفهومی است که در چند دهه اخیر بشدت مورد توجه اقتصاددانان و نظریه پردازان علوم مدیریتی قرار گرفته است. امروزه برای پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع نیازه به توسعه کارآفرینی دارند؛ اما موانعی هستند که مانع انجام فعالیت های کارآفرینی می شوند و کارآفرینی نمی تواند در جوامع توسعه پیدا کند. افراد کارآفرین یا کارآفرینان موفقیت اقتصادی در جامعه هستند.کار آفرینان نقشی کلیدی در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی هر جامعه دارند. کار آفرینان به عنوان عناصر اصلی در تسریع توسعه کشورهای در حال توسعه و در تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی مورد توجه و مطالعه بوده اند. در این مقاله، به بررسی مفهوم کارآفرینی، توسعه کارآفرینی و موانع توسعه کارآفرینی پرداخته می شود.توسعه کارآفرینی به فرایندی اطلاق میشود که در آن افراد (کارآفرینان) ایدهها و فرصتهای کسب و کار را شناسایی کرده و با استفاده از منابع مالی، فنی و انسانی، کسب و کارهای نوپا را تأسیس و رشد میدهند. توسعه کارآفرینی بهطور کلی شامل فرآیندها و فعالیتهایی میشود که به تشویق و پشتیبانی از افراد برای آغاز و مدیریت کسب و کارهای خود میپردازد. که دارای موانع میباشد، موانع توسعه کارآفرینی در هر شهرستان ممکن است بر اساس ویژگیها و شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهرستان تفاوت داشته باشند. هدف این پژوهش حاضر بررسی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی در شهرستان لالی با استفاده از مدل SWOT می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی توصیفی تحلیلی می باشد. و اطلاعات آن از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و تهیه شده است.
امکان سنجی استقرار شهر هوشمند در اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
محمد حسن یزدانی، دلاور معصومی
چکیده زمینه وهدف : امروزه اکثر شهرهای جهان در معرض بحرانهای زیادی از جمله بحران زیست محیطی، تغییرات جمعیتی، مشکلات کالبدی- اقتصادی، فقر، فقدان خدمات شهری و غیره قرار دارند. فضای پیچیده شهر انسانهای اندیشمند را برای رهایی از مشکلات و نارساییها در رسیدن به حد متعالی زندگی، به فکر اصلاح و ایجاد ساختارهای جدید شهری وادار نموده است. براساس این، مدیران و برنامه ریزان شهری، هوشمند شدن شهر را امری ضروری برای رفع موانع شهرها و ارتقای زندگی در آنها مطرح کرده اند. شهر هوشمند پدیده ای چندبعدی است که شاخصهای مختلفی را در بر می گیرد.
روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم شهر هوشمند، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد.
نتایج ویافته ها: نتیجه حاصله از امکان سنجی استقرار شهر هوشمندبعداز محاسبه شاخصهای شهر هوشمند ، شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف وتهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.طبق بررسیها میزان ماتریس عوامل داخلی (IE)0.86شد و ماتریس عوامل خارجی(ٍّEFE) 0.74می باشد که فاصله زیادی از حالت تعادل می باشدو نشان دهنده جایگاه نامناسب شهر اردبیل از منظر شهر هوشمند است.
واژگان کلیدی: شهرهوشمند ، ،شاخصهای شهر هوشمند، مدل سوات ، شهر اردبیل
ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403
سعید موسی پور، رباب حسین زاده، رضا قادری
چکیده از آنجا که شهروندی از مفاهیم کلیدی در شناخت و توصیف جایگاه و وضعیت انسان امروزی است، می طلبد تا به نیازهای این جایگاه از طریق زنجیره ای از فعالیت های فرهنگی آموزشی پاسخی مناسب و درخور داده شود. هدف اصلی تحقیق ارزیابی نقش فعالیت های فرهنگی شهرداری ها بر ارتقاء فرهنگ عمومی(مطالعه موردی شهر نقده) است.پژوهش حاضر بر مبنای شیوه توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده است. برای گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات از دو مرحله استفاده شده است.مرحله اول گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات و اسناد کتابخانه ای معتبر و مرحله دوم استفاده از پرسشنامه که توسط پژوهشگر تدوین شده است جامعه آماری جمعیت شهر نقده 81598 نفر وحجم نمونه براساس فرمول کوکران382 نفر است.عملیات استنباطی با استفاده از نرمافزارهای Excel و SPSS انجام گرفته است که برای توصیف و تحلیل آنها از جدولهای فراوانی و فنون آماری آزمون T استفاده شده است.یافته ها حاکی از آن است که فرضیه اول با میانگین کل شاخص های برابر 4.36. و فرضیه دوم با میانگین کل شاخص های برابر 4.50 می باشد.نتایج نشان می دهد تلاش برای توسعه زیر ساخت های فرهنگی و ایجاد فرهنگسراها و سرای محله و بهره گیری از سمن ها برای عملیاتی کردن برنامه های فرهنگی و اجتماعی بسیار ضروری است.
تحلیل فضایی پراکنش بیماران مبتلا به دیابت و خوشههای پرخطر؛ مطالعه موردی: محله ابوطالب شهر اردبیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1404
بیتا نظری، علیرضا محمّدی، منصور رحمتی، رویا مقابلی
چکیده چکیده
مقدمه و بیان مساله: دیابت بهعنوان یکی از مهمترین بیماریهای غیرواگیر مزمن، با روندی فزاینده در جهان و ایران، به یکی از چالشهای جدی حوزه سلامت عمومی تبدیل شده است. شیوع گسترده، هزینههای درمانی سنگین، و اثرات مخرب بر کیفیت زندگی، لزوم تحلیل دقیقتر ابعاد مختلف این بیماری را آشکار میسازد. در این میان، تحلیل فضایی بهعنوان رویکردی نوین، نقش مؤثری در شناسایی الگوهای جغرافیایی بیماری و تدوین سیاستهای پیشگیرانه و درمانی هدفمند دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ مطالعات محلهمحور و استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل فضایی، به بررسی الگوی پراکنش بیماری دیابت در مقیاسی خرد و با تأکید بر عدالت فضایی در دسترسی به خدمات درمانی پرداخته است.
روش: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده و توزیع مکانی و زمانی بیماران دیابتی در محله ابوطالب اردبیل طی سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ را با استفاده از اطلاعات ۲۳۵ بیمار ثبتشده و ابزارهای Google Maps و ArcGIS تحلیل کرده است. روشهای بهکاررفته شامل تخمین تراکم کرنل، تحلیل لکههای داغ، شاخص میانگین نزدیکترین همسایگی و تحلیل فاصله بوده است.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان داد الگوی پراکنش بیماران بهصورت خوشهای است؛ بهطوریکه بیشترین تراکم بیماران در مناطق مرکزی و جنوبی محله مشاهده شد (حدود ۳۰٪ از کل بیماران) و در سالهای پایانی، خوشهها به سمت شمال و غرب محله گسترش یافتهاند. در تحلیل لکههای داغ، حدود ۵٪ از بیماران در نواحی با اطمینان ۹۹٪، ۱۰٪ در نواحی با اطمینان ۹۵٪، و ۱۵٪ در نواحی با اطمینان ۹۰٪ قرار داشتند. همچنین نزدیک به ۲۵٪ از بیماران در نواحی سرد با تراکم پایین حضور داشتند. نتایج تحلیل فاصله و مجاورت فضایی نشان داد که برخی نواحی با ضعف جدی در دسترسی به خدمات بهداشتی مواجهاند و سن افراد، متغیری تعیینکننده در شکلگیری خوشهها بوده است. این یافتهها بر لزوم بازنگری در مکانیابی مراکز درمانی و بهرهگیری از تحلیلهای فضایی در سیاستگذاری سلامت تأکید دارند.
ارزیابی پیامدهای نوسازی در بافتهای فرسوده شهری (مطالعه موردی محله باقرآباد شهر رشت)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404
نازیلا بنایی، اصغر شکرگزار، اسماعیل نصیری هنده خاله
چکیده چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات روند سریع شهرنشینی بروز پدیدهی فرسودگی است. همواره این بافتها ازچالشهای بزرگ در زمینه مدیریت شهری میباشند. زیرا ساکنین بافتهای دارای فرسودگی از مشکلات زیادی رنج میبرند . لذا نوسازی بافت فرسوده بسیار حائز اهمیت است. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثرات نوسازیهای صورت گرفته در بافتهای فرسوده محله باقرآباد پرداخته است.
روش بررسی : جامعه آماری در این پژوهش 5514 خانوار محله باقرآباد میباشد. جهت تعیین حجم جامعه نمونه تصادفی از روش کوکران استفاده شد و تعداد 360 خانوار به عنوان نمونه آماری به دست آمد. سپس براساس مطالعات صورت گرفته شاخصهایی انتخاب و با تدوین پرسشنامه متناسب با این شاخصها به بررسی میدانی و به دست آوردن اطلاعات دراین زمینه اقدام شد. پس از جمعآوری دادهها برای تحلیل آنها از نرم افزارspss استفاده گردید. جهت تحیل اطلاعات آماری از آزمون علامت و آزمون کااسکوئر استفاده شد و برای طبقهبندی و اولویت اثرگذاری نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافتهها و نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت نوسازی در محله باقرآباد بالاترین تاثیر مثبت را بر بعد اقتصادی گذاشته است. پس از آن به ترتیب بعدهای کالبدی و اجتماعی در رتبههای دوم و سوم قراردارند. پایینترین تاثیر نوسازی نیز در بعد زیستمحیطی بوده است. به عبارت دیگر نوسازی در محله باقرآباد موجب بهبود مولفههای اقتصادی وکالبدی شده است ولی از نظر ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی این نتیجه حاصل نشده و دروضعیت نامطلوب به سر میبرد. شایان ذکر است تمامی ابعاد به جز بعد کالبدی از لحاظ آماری با اطمینان 95 درصد معنادار میباشند.
کلیدواژهها: نوسازی، بافت فرسوده، پیامدهای نوسازی، باقرآباد، رشت
دسترسی فضایی به بیمارستان تخصصی روانپزشکی برای معلولین روانی (مطالعه موردی شهر اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مرداد 1404
احد بدلی اجیرلو، علیرضا محمدی، لطف اله ملکی
چکیده زمینه و هدف: دسترسی مناسب، سریع به خدمات درمانی تخصصی یکی از مسائل ضروری جهت سلامت جامعه به ویژه افراد دارای معلولیت می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین و تحلیل وضعیت دسترسی افراد دارای معلولیت روانی به بیمارستان تخصصی اعصاب و روان در شهر اردبیل انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده های مربوط بلوک های جمعیتی از سرشماری سال 1395 و داده های جامعه آماری پژوهش از اداره کل بهزیستی استان اردبیل اخذ شده است. برای تجزیه و تحلیل از ابزار تحلیل شبکه در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شده است.
یافته ها و نتایج:یافته ها نشان می دهد با توجه به موقعیت افراد معلول روانی در سطح شهر و بیمارستانهای تخصصی، در محدوده خدماتی 500، 1000 ، 2000 ، 3000، 4000و 5000 متری به ترتیب، صفر، 24 ، 44 و 143، 160 و 199 نفر قرار داشته و 129 نفر نیز در فاصله بیش از 5هزار متری قرار گرفته-اند. همچنین در روش تخصیص مکان و در حد آستانه 20 دقیقه کلیه معلولین روانی می توانند به بیمارستان و خدمات تخصصی روانپزشکی دسترسی داشته باشند و دسترسی بهینه برای اکثریت افراد معلول روانی در فواصل زمانی و مکانی ممکن بوده و بیمارستان فاطمی با توجه به موقعیت استقرار در دسترس ترین مرکز برای افراد معلول می باشد.
پیشبینی روند تغییرات قیمت مسکن در اردبیل با رویکرد تحلیل فضایی - زمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1404
رقیه احدپور ایردموسی، حسین نظم فر
چکیده چکیده
پیشبینی روند تغییرات قیمت مسکن در اردبیل با رویکرد تحلیل فضایی-زمانی به بررسی دینامیک مکانی و زمانی قیمتهای مسکن در این شهر میپردازد. در سالهای اخیر، نوسانات قیمت مسکن به یکی از چالشهای مهم اقتصادی و اجتماعی در شهر اردبیل تبدیل شده است، که لزوم درک عمیقتر از الگوهای تغییرات آن را ضروری میسازد. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه عوامل مختلف فضایی و زمانی بر روند قیمت مسکن در مناطق مختلف اردبیل تأثیر میگذارند. هدف اصلی این مطالعه، پیشبینی تغییرات آتی قیمت مسکن با استفاده از روشهای نوین تحلیل فضایی-زمانی و شناسایی مناطق با پتانسیل رشد یا کاهش قیمت است. روش تحقیق ترکیبی از تحلیلهای آماری پیشرفته و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با تأکید بر مدلهای رگرسیون وزنی جغرافیایی-زمانی (GTWR) است. دادههای مورد استفاده شامل اطلاعات قیمت مسکن در بازه زمانی 5 ساله و متغیرهای مؤثر محیطی، اقتصادی و کالبدی است. یافتهها نشان میدهد که قیمت مسکن در اردبیل از الگوی خوشهای فضایی-زمانی تبعیت میکند و مناطق مرکزی و شمالی شهر با شتاب بیشتری در حال افزایش قیمت هستند. عوامل کلیدی تأثیرگذار شامل دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیط شهری، نرخ تورم و رشد جمعیت شناسایی شدند. نتایج نشان میدهد که تا سال 1405، محلههای مجاور مراکز اداری و تجاری با رشد قیمت 25 تا 30 درصدی مواجه خواهند شد. این مطالعه ابزار ارزشمندی برای سیاستگذاران شهری و سرمایهگذاران مسکن فراهم میکند تا تصمیمات آگاهانهتری در زمینه برنامهریزی شهری و سرمایهگذاری در بخش مسکن اتخاذ نمایند.
تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS (تحلیل خوشه ایی)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مهر 1404
حسین نظم فر، منصور رحمتی، رقیه احدپور ایردموسی
چکیده چکیده
تحلیل الگوی پراکنش فضایی قیمت مسکن در شهر اردبیل با استفاده از GIS، موضوعی است که به بررسی توزیع جغرافیایی قیمت مسکن و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. با رشد شهرنشینی و افزایش تقاضا برای مسکن، درک نحوه توزیع قیمتها در سطح شهر به برنامهریزان و سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیمات بهینهتری اتخاذ کنند. در این تحقیق، مسأله اصلی شناسایی الگوهای فضایی قیمت مسکن و ارتباط آن با متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل پراکنش فضایی قیمت مسکن و تعیین عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آن در شهر اردبیل است. روش تحقیق بهصورت توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزارهای GIS برای تحلیل فضایی دادهها استفاده شده است. دادههای مورد نیاز از منابع رسمی و میدانی جمعآوری و با روشهای آماری و زمین-آماری مورد پردازش قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که: قیمت مسکن در شهر اردبیل از الگوی خوشهای تبعیت میکند و مناطق با قیمتهای بالا و پایین بهصورت متمرکز در نقاط خاصی از شهر قرار دارند. عواملی مانند دسترسی به مراکز خدماتی، کیفیت محیطی و ویژگیهای کالبدی ساختمانها تأثیر معناداری بر قیمت مسکن دارند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تحلیل فضایی قیمت مسکن میتواند به درک بهتر نابرابریهای شهری و تدوین سیاستهای مسکن کمک کند. این مطالعه به برنامهریزان شهری پیشنهاد میکند از ابزارهای GIS برای پایش مستمر تغییرات قیمت مسکن و شناسایی مناطق محروم استفاده کنند.
سنجش وضعیت محلات شهری از نظر شاخصهای شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن (مطالعه موردی: محلّه گرگانپارس و اوزینه شهر گرگان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404
علیرضا محمّدی، شرف آذرآیین، عطا غفاری گیلانده، جعفر میرکتولی
چکیده زمینه و هدف: شهر دوستدار کودک، مکانهای فعال و جذابی هستند که زمینه تعامل، تفریح، رشد فردی، کاهش استرس، تحریک خلاقیت و نشاط اجتماعی را برای کودکان فراهم میآورند. در این راستا هدف این پژوهش سنجش وضعیت محلات شهر گرگان از نظر شاخصهای شهر دوستدار کودک و عوامل موثر در دستیابی به آن میباشد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش بهصورت توصیفی- تحلیلی میباشد. در این پژوهش از روش میدانی و پرسشنامه استفاده گردید. در بخش اول پژوهش که جامعهآماری سرپرست کودکان میباشد. برای تعیین حجمنمونه از فرمول کوکران استفاده شد که حجمنمونه 350 نفر بهدست آمد. در بخش بعدی پژوهش که از روش نمونهگیری دلفی استفاده و از تعداد 50 نفر با تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر که در حوزه برنامهریزی و مدیریت شهری با محوریت شهر دوستدار کودک شهر گرکان دارای پژوهشهای معتبر میباشند بهعنوان جامعهآماری استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS و SMART-PLS بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: از نظر مولفههای شهر دوستدار کودک محله گرگانپارس نسبت به محله اوزینه در وضعیت بهتری قرار دارند و مولفههای کالبدی _ محیطی و مدیریتی ـ سازمانی مسئلهسازترین مولفهها در حیطه شهر دوستدار کودک در سطح محلات شهر گرگان میباشد. براساس نتایج به دست آمده معیار کالبدی – محیطی (بار عاملی 77/0)0 معیار مدیریتی ـ سازمانی (بار عاملی 73/0)، معیار اجتماعی ـ فرهنگی (بار عاملی 65/0) و معیار اقتصادی (بار عاملی 58/0) بیشترین تأثیرگذاری را در راستای دستیابی به شهر دوستدار کودک دارا میباشند.
مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان (نمونه موردی: شهر بعقوبه عراق)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آبان 1404
مصطفی امیر سعید عبدالجبار، حسین نظم فر، علیرضا محمدی، محمدحسن یزدانی
چکیده مقدمه و هدف: نخستین گام برای رسیدن به یک محیط زندگی مطلوب، ارزیابی کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رضایت آنها از محیط سکونتشان محسوب میشود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطلوبیت سنجی کیفیت مولفههای محیط مسکونی از دیدگاه شهروندان در شهر بعقوبه عراق تدوین شده است.
روش شناسی: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر بعقوبه بوده و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS بهره گرفته شده و در این راستا، آزمونهای t تکنمونهای، t مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه مورد استفاده قرار گرفتهاند.
یافتهها و نتایج: بر اساس نتایج آزمون t تک نمونهای، سطح رضایتمندی ساکنین از محیط مسکونیشان عدد 548/3 را نشان میدهد. علاوه بر این، تحلیل واریانس یک طرفه بیانگر آن است که دو عامل سن و سطح تحصیلات بهطور قابل توجهی بر میزان رضایتمندی افراد از محیط مسکونی تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، عواملی مانند وضعیت اشتغال، میزان درآمد، مالکیت مسکن، فاصله محل کار تا منزل، مساحت منازل و تعداد اتاقها اثر معناداری بر رضایتمندی از محیط مسکونی نشان ندادهاند
نتیجه گیری: بررسیهای صورتگرفته نشان میدهد که سطح رضایت ساکنان شهر بعقوبه از محیط مسکونی، با توجه به معیارهای ارزیابی شامل امنیت، تسهیلات و خدمات عمومی، ویژگیهای کالبدی، دید و منظر، روشنایی و تهویه، بهداشت مجتمع، دسترسی و حملونقل، و روابط همسایگی، به طور کلی در حد متوسط ارزیابی شده است.
بررسی و تبیین احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربریهای آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی (مطالعه موردی: محلات منطقه 9 مشهد)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
سینا پیرعلائی، حسن صالحی
چکیده زمینه و هدف: طبق آموزههای دین اسلام، عدالت از جمله اساسیترین و بنیادیترین اصول حاکم بر نظام زیستی و رفتار انسان است. در این میان برخی مناطق شهری وجود دارند که به لحاظ توزیع عدالت فضایی نه تنها نیازهای شهروندان و دسترسی برابر آنها به کاربری های شهری را تأمین نمیکنند بلکه باعث ایجاد مشکلاتی نیز برای شهروندان شدهاند. در ایران بسیاری از طرح و برنامههای توسعه شهری مبتنی بر قواعد دین اسلام و پارادایمهای یک جامعه اسلامی نمیباشد. لذا الگوگیری از بیگانگان در در فرایند طراحی و برنامهریزی در شهرهای اسلامی ممنوع بوده و جایز نیست. هدف از این مقاله استخراج بایدها و نبایدهای احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی کاربریهای آموزشی و فضای سبز در شهرسازی ایرانی – اسلامی میباشد.
روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و دادهها با تکیه بر منابع کتابخانهای (شامل نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و طرح جامع شهر مشهد) و روش میدانی بصورت برداشت کالبدی جمعآوری شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی به استخراج مؤلفههای مؤثر بر تحقق پذیری توزیع عدالت فضایی در شهرسازی ایرانی– اسلامی پرداخته شده است.
یافتهها و نتایج: محدوده مورد مطالعه پژوهش نتوانسته از احکام اسلامی در توزیع عدالت فضایی بهره بگیرد و به اهداف متعالی آن دست پیدا بکند. بنابراین جهت برقراری عدالت در توزیع فضا و دسترسی برابر به کاربریها در شهر اسلامی برای عموم مردم به ویژه افراد کم برخوردار جامعه، رعایت قواعد فقهی اسلام در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری لازم الاجرا می باشد.
ارزیابی وضعیت الگوی توسعه ترانزیت محور (TOD) (مطالعه موردی: منطقه 4 شهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 آبان 1404
حسن محمودزاده، علیرضا امیدپور قزل دیزج، سعیده حسینپور
چکیده چکیده
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی در دهههای اخیر، موجب بروز چالشهای جدی در نظام حملونقل و کاهش کیفیت زندگی شهری شده است. در این میان، الگوی توسعه ترانزیت محور (Transit-Oriented Development – TOD) بهعنوان یکی از رویکردهای نوین برنامهریزی شهری، راهکاری پایدار برای کاهش ترافیک، ارتقای کیفیت محیط شهری و تقویت حملونقل همگانی محسوب میشود. هدف این پژوهش، ارزیابی وضعیت توسعه ترانزیت محور در منطقه ۴ شهر تبریز با تأکید بر شاخصهای کالبدی، عملکردی و زیربنایی است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است. دادهها از نقشههای سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، طرح تفصیلی تبریز و اطلاعات جمعیتی و شبکه حملونقل شهری گردآوری شدهاند. برای تحلیل دادهها از مدلهای مکانی Line Density، Entropy و Distance استفاده شد و شاخصهای پیادهمداری، دوچرخهسواری، اتصال، اختلاط کاربری، تراکم، فشردگی و تغییر رویکرد بهصورت کمی موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای تعیین اهمیت نسبی شاخصها از مدل AHP بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: یافتهها نشان میدهد محلات مرکزی منطقه ۴ به دلیل تراکم بالای جمعیت و مجاورت با شبکه حملونقل عمومی بیشترین انطباق را با اصول توسعه ترانزیت محور دارند، درحالیکه نواحی شمالی و غربی به دلیل پراکندگی کالبدی و فاصله زیاد از ایستگاهها وضعیت ضعیفتری دارند. شاخصهای پیادهمداری و اختلاط کاربری در محدودههای قدیمی مطلوبتر ارزیابی شدند. بر اساس تحلیل AHP، شاخصهای اتصال و حملونقل عمومی بیشترین تأثیر را در تحقق الگوی توسعه ترانزیت محور دارند. در نتیجه، توسعه شبکههای پیادهمدار، تقویت زیرساختهای دوچرخهسواری و افزایش تراکم در اطراف ایستگاههای ترانزیت از راهکارهای کلیدی پیشنهادی است.
تدوین سناریوهای استراتژیک به منظور ارتقاء تاب آوری بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آبان 1404
آزاده اربابی سبزواری، فاطمه یزدانی فرد، فاطمه ادیبی سعدی نژاد، حمید رضا جودکی
چکیده زمینه و هدف: بافت فرسوده بخش مرکزی شهر اهواز به دلیل آسیبپذیری بالا در زمینههای مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و نهادی-مدیریتی در برابر انواع شوکها و تهدیدات (طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشسوزی؛ اجتماعی-اقتصادی مانند رکود، تغییرات جمعیتی و فناورانه) به شدت آسیبپذیر است. در این راستا پرداختن به موضوع آیندهپژوهی نقش مؤلفههای تابآوری در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز، ضرورتی چندوجهی و حیاتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری بر ارتقاء تابآوری بافت فرسوده شهری انجام شده است.
متدلوژی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیکهای آیندهپژوهی و نرمافزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافتهها و نتایج: پژوهش حاضر پژوهش با هدف تعیین مسیرهای آینده تابآوری بافت فرسوده اهواز، در ابتدا ۳۰ عامل اصلی را در پنج بُعد (زیستمحیطی، اجتماعی، فیزیکی، اقتصادی و نهادی-سازمانی) شناسایی کرد. با بهکارگیری نرمافزارهای MICMAC و Scenario Wizard، این عوامل پالایش شده و ۱۸ پیشران کلیدی برای تدوین سناریوها انتخاب شدند. تحلیل نهایی ۱۹ سناریوی ممکن، سه مسیر مجزا را ترسیم کرد: ۸ سناریوی خوشبینانه، ۷ سناریوی ایستا و ۴ سناریوی بدبینانه. مهمترین نتایج رتبهبندیشده بر اساس امتیاز تأثیر متقابل (CIB Score)، حاکی از آن است که سناریوی قوی (مطلوب) با بالاترین امتیاز (۷۸۰)، متکی بر پیشرانهای حیاتی چون توانمندسازی محلی و حمایت مالی گسترده است. در مقابل، سناریوی نامطلوب (بحران) با امتیاز منفی شدید (۲۱۰-)، در اثر ضعف همین پیشرانها و افزایش آسیبپذیری رخ میدهد. نتیجه نهایی تأکید میکند که آینده تابآوری منطقه به انتخابهای استراتژیک سیاستگذاران وابسته بوده و برای جلوگیری از رکود و اضمحلال، باید فوراً تقویت بُعد اجتماعی و اصلاح ساختارهای نهادی (مالی) را در اولویت قرار داد تا پتانسیلهای موجود به پایداری جامع تبدیل گردند.
مکانیابی بهینه زندان با استفاده از GIS و تحلیلهای چندمعیاره (مورد مطالعه: نیشابور)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404
مهدی مباشری، زهرا شریفی نیا، مجتبی رخت افکن
چکیده امروزه مکانیابی بهینه تأسیسات حساسی مانند زندان به عنوان یکی از چالشهای مهم مدیریت شهری و منطقهای مطرح میباشد. این پژوهش با هدف مکانیابی بهینه زندان در شهر نیشابور با استفاده از تلفیق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر روش شناسی، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی-تحلیلی میباشد. در این پژوهش، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و میدانی، 14 معیار مؤثر در مکانیابی زندان شناسایی و در دو دسته معیارهای طبیعی (ارتفاع، شیب، جهت شیب، خاکشناسی، فاصله از گسل، فاصله از آبهای سطحی) و معیارهای انسانی-امنیتی (فاصله از شریانهای ارتباطی، حریم شهر، روستاها، مراکز نظامی، مراکز صنعتی، پایانه مسافربری و لوله گاز) دستهبندی شدند. دادههای مورد نیاز از سازمانهای مربوطه تهیه و در محیط GIS پردازش شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از دو روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد. در روش AHP، پس از تشکیل ماتریس مقایسات زوجی و محاسبه وزن معیارها، نرخ ناسازگاری 03/0 به دست آمد که نشان از قابلیت اعتماد نتایج دارد. بر این اساس، معیارهای فاصله از حریم شهر (0.18) و فاصله از مراکز نظامی (16/0) بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بر اساس روش تحلیل شبکهای، 49/6 درصد (500 هکتار) از مساحت منطقه در طبقه کاملاً مناسب، 87/43 درصد (3380 هکتار) در طبقه مناسب و 53/24 درصد (1890 هکتار) در طبقه متوسط قرار دارد. در مجموع، 89/74 درصد از مساحت شهر (5770 هکتار) برای احداث زندان دارای شرایط مطلوب میباشد. پهنههای کاملاً مناسب عمدتاً در بخشهای شمالی و مرکزی شهر واقع شدهاند که از شرایط توپوگرافی ملایم، دسترسی متعادل به راههای اصلی و فاصله ایمن از سکونتگاهها برخوردارند. این پهنهبندی میتواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیمگیری مدیران و برنامهریزان در زمینه مکانیابی زندان در شهر نیشابور باشد.
احیا و ساماندهی بافت های تاریخی با تاکید بر رویکرد منظر فرهنگی شهر مطالعه موردی:بافت تاریخی شهر کرمانشاه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آذر 1404
رسول قربانی، ساره رضایی اسحق وندی
چکیده زمینه و هدف: امروزه گسترش شهرنشینی و تغییرات سریع شهرها، حفاظت از بافتهای تاریخی شهر را در مرکز توجهات برنامه ریزی شهری قرار داده است. مفاهیم متداولی که سعی در تعریف بناهای قدیمی، گروه های ساختمانی و پهنههای شهری به عنوان موجودیتی مجزا در زمینه شهری گسترده تری را داشتند. ازاین رو، تحولی هم در مفهوم و هم در مقیاس بافتهای تاریخی شهر بهوجود آمده است که نشئت گرفته از چالشهای موجود در این زمینه و به تبع آن, همراه با ظهور رویکردهای جدیدی جهت پرداختن به این بافتها در مقیاسی سرزمینی، مانند منظر شهری تاریخی(HULL) است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی شاخصهای عینی و ذهنی منظر شهری بافت تاریخی شهر کرمانشاه با تأکید بر نظریه فرهنگی هال است.
روش بررسی: روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانهای و از طریق تکمیل پرسشنامه جمعآوری گردیدهاست و جهت تجزیه و تحلیل دادهها آزمون تی تک نمونهای در نرم افزار Spss21 و با مدل SWARA جهت وزندهی و رتبهبندی شاخصها استفاده شد.
یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پرسشنامه که به دو دسته کلی شاخصهای امنیت اجتماعی و یکپارچگی تقسیم شد نشان داد که مولفه شاخص وضوح و خوانایی و خاطره انگیزی و شاخص انسجام کارکردی-اجتماعی دارای بالاترین امتیاز و اهمیت را به خود اختصاص دادهاست. همچنین نتایج مدل سوارا حاکی از آن که از بین معیارها، معیار تنوع ، تجربه در محیط، جهت یابی به ترتیب رتبه اول تا سوم در سطح عملکردی کاملا مطلوب را به خود اختصاص دادهاست که این گویای این مطلب می باشد که از محیط و محدوده مورد مطالعه خاطرات، تصور و تجربیاتی خوبی در ذهن ساکنین و افراد تداعی شده است که این امر بر حضور مجدد و استفاده دوباره از فضا توسط افراد می افزاید که نتیجه آن بالارفتن تعاملات اجتماعی و محیطی پرشور می باشد.
ارزیابی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی طرحهای مداخلهای در سکونتگاههای غیررسمی: مطالعه موردی خیابان ۴۵ متری انقلاب از نگاه نسل دوم ساکنان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404
امیر اسماعیلی زنگ آباد، ایرج تیموری، فریدون بابایی اقدم
چکیده چکیده
زمینه و هدف :رشد سریع شهرنشینی و ناتوانی نظامهای رسمی برنامهریزی در تأمین نیازهای گروههای کمدرآمد باعث شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی در بسیاری از شهرهای ایران شده است. این سکونتگاهها معمولاً با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مواجهاند و مداخلات شهری بهصورت پروژههای بازآفرینی با هدف بهبود شرایط زندگی اجرا میشوند. ارزیابی تأثیرات این مداخلات همواره یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاری شهری بوده، بهویژه زمانی که دیدگاههای نسلهای مختلف ساکنان نادیده گرفته میشود.
روششناسی :پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی پروژههای مداخلهای در سکونتگاههای غیررسمی انجام شد و از روش ترکیبی (کمی–کیفی) بهره گرفت. دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته و مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شده و با استفاده از نرمافزارهای SPSS و MAXQDA تحلیل گردید.
یافتهها و بحث :یافتهها نشان دادند که پیامدهای اجتماعی پروژه دو وجهی بوده است: از یک سو، امنیت افزایش یافته، دسترسی بهبود یافته و تعلق به مکان تقویت شده است؛ از سوی دیگر، روابط سنتی محله ضعیف شده و سرمایه اجتماعی و مشارکت سازمانیافته کاهش یافتهاند. از نظر اقتصادی، مهمترین نتیجه افزایش ارزش املاک بود، در حالی که شاخصهایی مانند فرصتهای شغلی، حمایت دولتی و فعالیت کسبوکارهای محلی تغییر قابل توجهی نداشتند. مقایسه دادههای کمی و کیفی نیز همخوانی نتایج را نشان داد. در کل بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی تنها زمانی میتواند به بهبود پایدار شرایط زندگی منجر شود که ابعاد اجتماعی و اقتصادی در کنار ابعاد فیزیکی مدنظر قرار گیرد و دیدگاه نسلهای مختلف ساکنان بهطور همزمان لحاظ شود.
تحلیل کمی تغییرات کاربری زمین و الگوی توسعه شهری با بهرهگیری از ماتریسهای فضایی (مطالعه موردی: منطقه 4 کلانشهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
فریدون بابایی اقدم، علیرضا امیدپور، پریا کریمزاده
چکیده چکیده
زمینه و هدف: تحولات کالبدی و فضایی شهرها در دهههای اخیر با گسترش شتابان افقی و تغییرات کاربری زمین همراه بوده است. شهر تبریز بهعنوان یکی از کلانشهرهای ایران، بهویژه در منطقه ۴، شاهد رشد نامتوازن و پراکنده در بافت شهری بوده که پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی روند گسترش فضایی–کالبدی منطقه ۴ شهر تبریز انجام شد و از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. باتوجهبه رشد نامتوازن شهری و فشار بر منابع طبیعی و اراضی کشاورزی، مطالعه حاضر به بررسی الگوهای توسعه شهری و ارائه راهکارهای پایدار برای هدایت رشد کالبدی پرداخته است.
روششناسی: رویکرد تحقیق مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل ماتریسهای فضایی بود. دادههای پایه شامل نقشههای کاربری اراضی، شبکه معابر و شاخصهای مؤثر بر توسعه شهری گردآوری و در محیط ArcGIS پردازش شدند. شاخصهای تحلیلی شامل تراکم ساختمانی، گسترش افقی، تغییرات کاربری زمین، دسترسیپذیری به خدمات شهری، شیب زمین، فاصله از معابر اصلی و پهنهبندی خطر بودند. این شاخصها پس از نرمالسازی و رستریشدن، با روشهای همپوشانی و سلسلهمراتبی تلفیق شده و نقشههای قابلیت توسعه تهیه گردید.
یافتهها و نتایج: نتایج نشان میدهد که منطقه ۴ تبریز طی دو دهه اخیر با رشد سالانه حدود ۲.۵ درصد، توسعهای پراکنده و نامتوازن را تجربه کرده است؛ الگوی غالب توسعه افقی و کمتراکم است که فشار بر منابع طبیعی و انسجام کالبدی وارد میکند. تراکم ساختمانی در هستههای مرکزی و اطراف شریانهای اصلی متمرکز است، درحالیکه حواشی و نواحی تازه توسعهیافته دسترسی نامتوازن به خدمات شهری دارند. تحلیل شیب زمین و پهنهبندی خطر نشان داد که برخی نواحی مناسب توسعه و برخی در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند. بر اساس نتایج، هدایت توسعه به سمت تراکم بالاتر، بهبود عدالت فضایی در دسترسی به خدمات، توجه به ظرفیت طبیعی زمین و کنترل گسترش افقی با استفاده از GIS از راهکارهای کلیدی توسعه پایدار منطقه محسوب میشود.
تحلیل ساختاری و سناریونگاری آسایش حرارتی در فضاهای باز کلانشهر تبریز با رویکرد طراحی اقلیممحور و اکولوژی شهری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1404
ایرج تیموری، مریم نجف علیلو، اکبر رحیمی، عارفه کاراداغ
چکیده زمینه و هدف: روند شتابان شهرنشینی و تشدید پدیده گرمایش جهانی، کیفیت زیست شهری را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده و یکی از مهمترین ابعاد این تأثیر، شرایط آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری است. کلانشهر تبریز با اقلیم سرد و معتدل، زمستانهای طولانی و تابستانهای نسبتاً گرم و خشک، در سالهای اخیر با چالشهایی همچون افزایش جزایر حرارتی، تراکم بالای ساختمانی، کاهش پوشش گیاهی و جهتگیری نامناسب معابر نسبت به باد مواجه بوده است که پیامدهای منفی بر آسایش حرارتی شهروندان برجای گذاشته است.
روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسایش حرارتی و تدوین سناریوهای آینده مطلوب، ایستا و بحرانی در تبریز انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر روش آینده پژوهی بود و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه و پرسشنامه خبرگان گردآوری شدند. برای تحلیل ساختاری از نرمافزار میک مک و برای طراحی سناریوها از سناریو ویزارد استفاده گردید. جامعه آماری شامل ۳۰ خبره در حوزههای شهرسازی، اقلیمشناسی و آیندهپژوهی بود.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی شامل جزایر حرارتی شهری، نسبت عرض به ارتفاع معابر، سرعت و جهت باد، جهتگیری معابر نسبت به جریان باد، و پوشش گیاهی بیشترین تأثیر را بر ارتقاء یا کاهش آسایش حرارتی دارند. بر اساس مدلسازی سناریو پایه، سناریوهای مطلوب بر افزایش پوشش گیاهی، کاهش شدت جزایر حرارتی و طراحی معابر همراستا با جریان باد تأکید داشتند؛ راهبردهایی که میتوانند به ارتقاء تابآوری اقلیمی و بهبود زیستپذیری شهری منجر شوند. در مقابل، سناریوهای بحرانی ناشی از تراکم بالای ساختمانی، کاهش فضای سبز و بیتوجهی به اصول طراحی اقلیمی، تهدیدی جدی برای آسایش حرارتی و سلامت شهروندان محسوب میشوند و در صورت تحقق، پیامدهای بلندمدتی بر کیفیت زیست محیطی و اجتماعی شهر خواهند داشت.بر این اساس، پژوهش حاضر نشان داد که تلفیق سه رویکرد طراحی اقلیممحور، برنامهریزی سناریومحور و اکولوژی شهری میتواند چارچوبی جامع و آیندهنگر برای ارتقاء آسایش حرارتی در تبریز فراهم سازد. این چارچوب نه تنها به بهبود کیفیت فضاهای باز شهری کمک میکند، بلکه قابلیت الگوبرداری برای سایر کلانشهرهای ایران را نیز دارد.
