موضوعات = برنامه ریزی اجتماعی
برنامه ریزی اجتماعی

پیش بینی درگیری تحصیلی بر مبنای ساختار فضاهای آموزشی مدارس شهرستان هرسین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

معصومه حیدری خاکی، علیرضا قاسمی

چکیده زمینه و هدف: درگیری تحصیلی، به عنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت دانش‌آموزان، ابعاد گوناگونی از جمله توجه، تلاش، و مشارکت فعال را در بر می‌گیرد. این پدیده نه تنها بر عملکرد درسی دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد، بلکه پیش‌بینی‌کننده مهمی برای موفقیت‌های آینده آن‌ها در زندگی و بازار کار نیز محسوب می‌شود. با این حال، عوامل متعددی بر میزان درگیری دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارند که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی از جمله مهم‌ترین آن‌ها هستند.
متدلوژی: در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثرات شاخص‌های پیش بینی درگیری تحصیلی بر مبنای ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی در شهرستان هرسین است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مدل ساختاری بر اساس داده‌ها از برازش، اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. تمام فرضیه‌های تحقیق تأیید شدند؛ به‌طوری که ساختار کلاس درس و هویت تحصیلی به طور مثبت و معناداری درگیری تحصیلی را پیش‌بینی می‌کنند. علاوه بر این، ضرایب مسیر حاکی از تأثیر قوی و مستقیم این متغیرها بر درگیری تحصیلی بود. به طور کلی، مدل پیشنهادی به عنوان یک چارچوب قوی و قابل اعتماد برای تبیین روابط مورد مطالعه تأیید گردید.

برنامه ریزی اجتماعی

تبیین سناریوهای موثر بر ورزش با تاکید بر توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

حمید فرامرزی، اسماعیل ویسیا، سیدحسین مرعشیان، طاهره ازمشا

چکیده زمینه و هدف: توسعه ورزش تربیتی رویکردی جامع و هدفمند است که از فعالیت‌های ورزشی برای پرورش ابعاد مختلف وجودی انسان استفاده می‌کند. این رویکرد تنها به مهارت‌های فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه بر رشد شخصیت، هوش هیجانی، مهارت‌های اجتماعی و سلامت روانی نیز تمرکز دارد. تدوین سناریوهایی برای این کار به منظور پیش‌بینی و آمادگی برای چالش‌ها و فرصت‌های آتی در این حوزه انجام می‌شود.
متدلوژی: در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز انجام شده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانه‌ای، اسنادی و مصاحبه‌ای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیک‌های آینده‌پژوهی و نرم‌افزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد.
یافته‌ها و نتایج: در پژوهش حاضر ابتدا ۴۵ عامل اصلی را در شش بُعد مختلف شناسایی کرد. سپس با استفاده از نرم‌افزارهای میک‌مک و سناریوویزارد، ۲۱ پیشران کلیدی از میان این عوامل انتخاب و سه سناریوی اصلی برای آینده ترسیم شد. اولین سناریو، با عنوان سناریوی مطلوب (طلایی)، بهترین مسیر ممکن را به نمایش می‌گذارد که با ارزش سازگاری ۵ و مجموع امتیاز اثر متقابل ۷۳۳، نشان‌دهنده هم‌افزایی قوی میان عواملی چون سبک زندگی و سیاست‌های آموزشی است که به توسعه‌ای همه‌جانبه منجر می‌شود. در مقابل، سناریوی نامطلوب با ارزش سازگاری منفی ۲ و مجموع امتیاز اثر متقابل منفی ۱۱۷، آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن رکود اقتصادی و ناهماهنگی، پس‌رفت جدی ورزش تربیتی را در پی دارد. سومین سناریو، سناریوی محتمل (پا بر جا)، با ارزش سازگاری منفی ۱ و مجموع امتیاز ۴۵، وضعیتی ایستا و بدون پیشرفت چشمگیر را پیش‌بینی می‌کند. در نهایت، نتایج این تحلیل بر این تأکید دارد که برای دستیابی به آینده‌ای ایده‌آل و پایدار، باید بر پیشران‌های تأثیرگذار در ابعاد فرهنگ‌سازی، مدیریت و سیاست‌گذاری‌های کلان تمرکز کرد تا یک چرخه مثبت در توسعه ورزش تربیتی شکل گیرد.

برنامه ریزی اجتماعی

تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر رویکرد مزیت‌گرایی هوشمند در سواحل مکران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

یعقوب ابدالی، مریم رسولی

چکیده توسعه دریامحور به عنوان رویکردی کلیدی در ارتقاء رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی مناطق ساحلی، به ویژه سواحل مکران، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مقاله با رویکردی نظری- اسنادی به تحلیل پیامدهای اجتماعی توسعه دریامحور با تأکید بر مزیت‌گرایی هوشمند می‌پردازد. مزیت‌گرایی هوشمند که بر شناسایی ظرفیت‌ها و مزیت‌های بومی هر منطقه تأکید دارد، می‌تواند راهبرد مؤثری برای هدایت توسعه پایدار و عدالت اجتماعی باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که سواحل مکران با برخورداری از مزیت‌های اقتصادی چون حمل‌ونقل دریایی، شیلات، انرژی و گردشگری، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد اشتغال، بهبود خدمات عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی جوامع محلی دارند. با این حال، چالش‌هایی نظیر نابرابری در دسترسی به خدمات پایه، فقر گسترده، نرخ بالای بیکاری، مهاجرت‌های غیرمدیریت‌شده و ضعف سرمایه اجتماعی، مانع تحقق توسعه متوازن و پایدار شده‌اند. توسعه دریامحور بدون توجه کافی به ابعاد اجتماعی و مشارکت محلی، ممکن است منجر به تشدید شکاف‌های منطقه‌ای، افزایش حاشیه‌نشینی و تخریب منابع طبیعی گردد. در این میان، رویکرد مزیت‌گرایی هوشمند با تمرکز بر توانمندسازی جوامع محلی، استفاده از نوآوری‌های درون‌زا و توزیع عادلانه منافع، قادر است پیامدهای منفی را کاهش و پیامدهای مثبت را تقویت کند. بر اساس این رویکرد، سیاست‌گذاران باید با ایجاد سازوکارهای مشارکت مردمی، ارزیابی جامع اجتماعی پروژه‌ها و توزیع عادلانه منابع، مسیر توسعه‌ای را دنبال کنند که هم از نظر اقتصادی موفق و هم از نظر اجتماعی عادلانه و فراگیر باشد. این مقاله چارچوبی نظری و تحلیلی برای سیاست‌گذاری توسعه دریامحور در سواحل مکران ارائه می‌دهد که می‌تواند الگویی مناسب برای دیگر مناطق دریامحور کشور باشد.

برنامه ریزی اجتماعی

رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان شهر اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز

دوره 7، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 1-24

الهه آقاجری، طاهره ازمشا، اسماعیل ویسیا، مهدی صیفوریان

چکیده زمینه و هدف: با تشدید بحران‌های اقلیمی، رفتار اکولوژیک کارکنان به موتور محرک پایداری سازمانی تبدیل شده است. این ضرورت در کلان‌شهر اهواز، به دلیل چالش‌های زیست‌محیطی و صنعتی حاد، اهمیتی راهبردی دارد. تحقق این رفتارها بیش از الزامات رسمی، مستلزم درونی‌سازی فرهنگ سبز و تقویت تعهد سازمانی است تا کنش‌های داوطلبانه محیط‌زیستی در بافتار این منطقه نهادینه شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار اکولوژیکی کارکنان در اهواز با تأکید بر تعهد و فرهنگ سبز است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، با پایش نظام‌مند ادبیات نظری و تجارب بین‌المللی، شاخص‌های کلیدی مروج رفتارهای سبز استخراج گردید. در فاز عملیاتی، جهت تحلیل شبکه‌ای روابط درونی و تعیین وزن نهایی معیارها، رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره ترکیبی DANP (تلفیق دیمتل و ANP) به‌کار گرفته شد. در نهایت، با بهره‌گیری از آراء پنل خبرگان (متشکل از ۵۰ متخصص مدیریت محیط‌زیست و منابع انسانی)، رتبه‌بندی نهایی شاخص‌ها جهت ارائه الگویی بومی و منطبق با زیست‌بوم صنعتی اهواز تدوین شد.
یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد فرهنگ سازمانی سبز زیربنای اصلی رفتار اکولوژیکی در اهواز است و شاخص‌های «یادگیری سبز» و «آگاهی از بحران ریزگردها» بالاترین اولویت را در تحول رفتاری کارکنان دارند. بر اساس تحلیل دیماتل و سوپرماتریس، نمادهای ملموس و ارزش‌های مدیریتی به عنوان عوامل علی، محرک اصلی شکل‌گیری تعهدات عاطفی و رفتارهای نوآورانه (فرانقشی) در سازمان محسوب می‌شوند همچنین؛ یافته‌ها حاکی از آن است که افتخار سازمانی و شناخت عمق فاجعه زیست‌محیطی، نسبت به پاداش‌های بیرونی یا قوانین اجباری، تأثیر به‌مراتب بیشتری بر بهبود عملکرد اکولوژیکی دارند. در نهایت، موفقیت در رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر رفتار سبز کارکنان اهوازی نه در گرو اجبار، بلکه در گرو آموزش‌های تخصصی اقلیمی و نهادینه کردن پیوندهای هویتی با اهداف محیط‌زیستی سازمان است.

برنامه ریزی اجتماعی

18.نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر دره‌شهر

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 271-287

جابر مولائی

چکیده زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که به‌طور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر می‌گذارد. بی‌تردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهم‌تر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر دره‌شهر است.
روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای بود که بر روی نمونه‌ای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای اجرا شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS وSmart PLS  انجام گرفت.
یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطه‌ای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانسته‌اند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه می‌شود سیاست‌گذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصت‌های آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.

برنامه ریزی اجتماعی

5.تدوین مدل نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 65-77

حسین ابراهیم زاده آسمین، سعید محمدی صادق، مهدی معینی

چکیده زمینه و هدف: امروزه با توجه به اینکه سلامت اجتماعی هم در سطح فردی و خانواده و هم در سطوح اجتماعی اثرات مختلفی بر جای می گذارد ، توجه به سلامت اجتماعی زنان به عنوان اولین مراقبان سلامت خانواده و رکن مهم توسعه پایدار در جامعه حائز اهمیت فراوان می باشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان پرداخته است.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی مطبق از 138 نفر از زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور گردآوری شده است. اعتبار ابزار به روش اعتبار محتوا مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 25 و LISREL 8.8  مورد تحلیل قرار گرفتند. میزان تأثیرپذیری سلامت اجتماعی زنان (به عنوان متغیر وابسته) در پنج بعد همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی از متغیر مستقل (نابرابری جنسیتی) سنجیده شده است.
یافته‌ها و نتیجه گیری:  طبق نتایج آزمون های آمار  استنباطی در این پژوهش، می توان با احتمال 99 درصد ادعا کرد که متغیر ایدئولوژی پدرسالارانه (عامل اجتماعی نابرابری)، کلیشه های جنسیتی  موجود در کتب درسی و رسانه های جمعی و دینداری (عوامل فرهنگی نابرابری ) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد و متغیرهای مرتبه شغلی، پایگاه اجتماعی خانوادگی ، میزان تحصیلات ، سن (عوامل زمینه ای نابرابری) ، میزان درآمد شخصی و میزان مالکیت شخصی زنان (عوامل اقتصادی نابرابری ) دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد ولی متغیر وضعیت تأهل (از عوامل زمینه ای نابرابری) در سلامت اجتماعی زنان (برای چهار بعد شکوفایی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و انسجام اجتماعی) مؤثر نیست و فقط در بعد "پذیرش اجتماعی" است که میانگین چهار گروه با هم متفاوت است. بنابراین متغیر وضعیت تأهل فقط بر بعد "پذیرش اجتماعی" سلامت اجتماعی مؤثر است.   

برنامه ریزی اجتماعی

20.آینده پژوهی وضعیت ورزش دانش‌آموزی شهر های استان خوزستان

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 292-310

اسماعیل ویسیا

چکیده زمینه و هدف: امروزه بهره‌گیری از رویکرد آینده پژوهی به عنوان یک ضرورت در زمینه ورزش و به ویژه ورزش تربیتی در نهادهای آموزشی و ورزشی مطرح شده است. علی‌رغم سابقه طولانی ورزش دانش آموزی و تربیت بدنی در  مدارس کشور، مدیریت ورزش دانش آموزی هنوز با مسائل و مشکلات عدیده‌ای روبروست و به خصوص در سطح در استان خوزستان توسعه ورزش دانش‌آموزی و برنامه‌ریزی برای آینده آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی­-­اکتشافی است.
روش‌شناسی: جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه، تکنیک دلفی و مطالعات اسنادی­-کتابخانه­ای بهره­گیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک‌مک) انجام شده است.
یافته‌ها و نتایج: یافته ­های پژوهش نشان داد از میان 15 عامل اصلی تأثیرگذار بر وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان، 9 متغیر به­عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده­اند. که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه وضعیت ورزش دانش‌آموزی در استان خوزستان دارند. همچنین نتایج نشان داد ازلحاظ تأثیرگذاری مستقیم متغیرهای مانند شبکه‌های اجتماعی با امتیاز 860، زیرساخت ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 835 و 810 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم واقع شده‌اند. از سوی دیگر متغیرهای که تأثیری غیرمستقیم بر وضعیت ورزش دانش‌آموزی دارند عبارت‌اند از شبکه های اجتماعی با امتیاز 876، زیرساخت‌ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 872 و 796 به ترتیب در جایگاه‌های اول تا سوم واقع شده‌اند.

برنامه ریزی اجتماعی

بررسی مفهوم حق به شهر در سیاست‌گذاری شهری

دوره 1، شماره 2، زمستان 1399، صفحه 67-84

معصومه اشتیاقی، محمود شارع پور

چکیده مسیرهای توسعه در هر جامعه بیش از هر امری نتیجه انتخاب‌ها و تصمیماتی است نتیجه‌ی که در شیوه‌های سیاست-گذاری‌ رقم می‌خورد. در دهه‌های اخیر، تغییرات سریع شهرها و بحران‌های ناشی از آن توجه‌ها را به سمت عرصه‌ی سیاست‌گذاری شهری جلب نموده است. از سوی دیگر صورت‌ها و اشکال نابرابرانه توزیع منابع و فرصت‌ها به ضرر بخش عمده‌ی افراد و گروه‌های اجتماعی ساکن در شهرها موجب شد تا نظریه‌پردازان انتقادی شهر با تکیه بر مفهوم «حق به شهر»، مطالبه‌های شهروندان را در برابر سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان شهری مطرح نمایند. هدف مقاله‌ی حاضر درک مفهوم حق به شهر در عرصه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مسائل شهرها و انتقال آن به متخصصان حوزه‌ی شهری و سعی در جهت عملی کردن این ایده در عرصه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری است. در این مقاله سعی شده تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط لوفور درباره‌ی مفهوم حق به شهر و رویکرد محققان درباره‌ی سیاست‌گذاری شهری به بازشناخت و تحلیل رابطه‌ی دو مفهوم حق به شهر و سیاست‌گذاری شهری پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر اساس روش کیفی است. شیوه‌های گردآوری اطلاعات شامل گزینش اسناد، تحلیل تماتیک دیدگاه‌های متخصصان و صاحب‌نظران درباره‌ی موضوع انتخاب شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر سیاست‌گذاری شهر مهم‌ترین عرصه برای چانه‌زنی درباره‌ی شیوه‌های توزیع منافع و فرصت‌ها در شهرها از سوی ذینفعان شهری است که همین مهم، ضرورت حضور شهروندان را در لایه‌های تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری شهرها موجب می‌شود. مغفول ماندن ساز و کارهای نهادی، ظرفیت‌سازی شفافیت، پاسخ‌گویی، به کارگیری بودجه‌ریزی مشارکتی و برنامه‌ریزی مشارکت‌جو، موجب شده تصمیم‌گیری دموکراتیک برای مشارکت شهروندان به عنوان جدی‌ترین ذینفع در حیات شهری امری دشوار و تا حدودی ناممکن شود. تقویت نهادهای مدنی و اجتماعی و ایجاد ساز و کارهای نظارت و مشارکت شهروندان در روند تصمیم‌گیری‌ها درباره‌ی انتخاب و انجام پروژه‌های کلان شهری در کنار به‌کارگیری بودجه‌ریزی مشارکتی در چگونگی هزینه‌ی سرمایه‌های شهر از جمله مواردی است که در عمل می‌تواند منجر به تحقق حق به شهر در اداره‌ی شهرها شود.