24. نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 405-414
مهران خالدی پاوه، حبیب شهبازی شیران، بهروز افخمی، اردشیر جوانمردزاده
چکیده زمینه و هدف: راه یکی از بنیادیترین وسیله ارتباطی بین انسانها، دولتها و فرهنگها به شمار میرود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راهها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگها ایفا کردهاند و وجود آنها از الزامات سیاسی توسعه تمدنها بوده است.
روششناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ـ باستانشناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمالغرب ایران طی دورههای سلجوقی و تیموری میپردازد. این منطقه، بهسبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است.
نتایج و یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دورة سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکلگیری شبکهای منسجم از راههای ایمن و پایگاههای راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی که در دورة تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راهها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنههای ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی دادهها گویای آن است که پویایی شبکۀ راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگیهای طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمالغرب ایران را میتوان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.
3.تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکتهای مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 31-50
روح اله سهرابی، مهدی اجلی، سید امیرمحمد مختاری
چکیده زمینه و هدف: به طور قابلتوجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راهاندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کردهاند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راهاندازی شرکتهای جدید ادامه میدهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها نیز از نوع توصیفی است. جامعۀ آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکتهای دانشبنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان میباشد که 102 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتههای مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنیداری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنیدار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از اینرو رابطه معنیدار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود با تدوین استانداردهای شرکتهای موفق، و بررسی عملکرد دورهای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
23.تأثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تأکید بر شاخص فلاکت
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 397-411
محمد حسن زاده، عبدالرحیم هاشمی دیزج، رقیه آقازاده
چکیده زمینه و هدف: مهاجرت به عنوان واقعه تأثیرگذار جمعیتی، تغییرات قابل ملاحظه ای را در ساخت و توزیع جمعیت ایجاد میکند. مهاجرت نه تنها به عنوان یک پدیده، بلکه به عنوان یک فراپدیده (واقعهای که اتفاق آن به دلیل بستر و موقعیتی است که مردم در آن زندگی میکنند) از عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نشأت گرفته است. به این دلیل، علل و انگیزههای مهاجرت را میتوان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد. مهاجرت از ایران موضوعی پیچیده و چند بعدی است که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. هدف این مقاله بررسی تاثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تمرکز ویژه بر شاخص فلاکت (مجموع تورم و بیکاری) است.
روششناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام و برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی ـ کتابخانهای استفاده شده است. تمامی دادههای متغیرهای مورد نظر به صورت سالیانه برای دوره زمانی 2000 تا 2022 استفاده شده است. برای بررسی ارتباط میان متغیرها از روش خود توضیح با وقفه های توزیعی استفاده شده است. مدلهایی که برای بررسی اثرات تاخیری ارائه میشوند، معروف به مدلهای با وقفه توزیعی هستند که یکی از جدیدترین روشها برای این بررسیها، روش خود توضیح با وقفه های توزیعی یا ARDL است. در این مدل، متغیر وابسته تحت تاثیر وقفههای این متغیر و سایر متغیرهای مستقل قرار دارد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای جمعیت، شاخص فلاکت و تولید ناخالص داخلی تاثیر معناداری بر مهاجرت از ایران دارند، اما شاخص نابرابری ضریب جینی تاثیر معناداری بر مهاجرت ندارد. شاخص فلاکت نیز تأثیر مثبت و قابل توجهی بر مهاجرت دارد. برعکس، رشد اقتصادی تأثیر منفی و معناداری بر مهاجرت دارد، به طوری که یک درصد افزایش در رشد اقتصادی میتواند نرخ مهاجرت را 1/0 درصد کاهش دهد. نتایج نشان میدهد که سه عامل کلیدی رشد جمعیت، نرخ فقر و رشد اقتصادی به طور مستقیم بر روند مهاجرت از ایران تأثیر میگذارند. با افزایش جمعیت، فشار بر منابع اقتصادی و اجتماعی کشور تشدید میشود. در شرایطی که فرصتهای شغلی و خدمات عمومی توسعه نیافتهاند، افراد ممکن است برای جستجوی شرایط زندگی بهتر مهاجرت کنند. شاخص فلاکت، که هم نرخ تورم و هم نرخ بیکاری را در بر میگیرد، به عنوان یک شاخص حیاتی برای عملکرد اقتصادی عمل میکند.
بررسی جامعه شناختی راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20
حسین ملتفت، جابر مولائی
چکیده زمینه و هدف: تعاونیها دموکراتیکترین سازمان های روی زمین هستند که اعضای آن صاحبان اصلی آن هستند، انتظار می رود تعاونی ها از این ویژگی که بسیار ارزشمند است بتوانند بیشترین سود و استفاده را ببرند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارائه راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش با رویکرد کمی، روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها انجام شده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر از بین کل اعضای تعاونی ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار spss نسخهی 22 انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که بین بین دیدگاه مدیران در مورد اهمیت مشارکت اعضا، میزان اطلاع از برنامه های مربوط به امور تعاونی، میزان اطلاع از جلسات مربوط به امور تعاونی، میزان رضایت از اطلاع رسانی در امور مربوط به تعاونی، رضایت از عملکرد مدیران، میزان تمایل مدیران به شرکت اعضا در جلسات، تشویق مدیران به شرکت اعضا در جلسات و آگاهی اعضا از فواید مشارکت در امور مربوط به تعاونی با میزان مشارکت اعضای تعاونی رابطه معناداری وجود داشته است اما بین میزان سرمایه اعضا در تعاونی و میزان مشارکت آنها رابطه معناداری وجود نداشته است. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان اطلاع از جلسات تعاونی، میزان اهمیت مشارکت اعضا و میزان رضایت از عملکرد مدیران بیشترین سهم را در تبیین مشارکت اعضا تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی داشتتند و در کل 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین کردند که نشان دهنده تبیین بسیار بالایی است.
